|
عباس کيارستمي گفت: بعد از پايان ساخت فيلم جديدم در ايتاليا، بازهم دوربين به دست مي گيرم و از طبيعت عکس خواهم گرفت.
به گزارش ايسنا «عباس کيارستمي»، کارگردان ايراني برنده نخل طلاي کن که براي ساخت «رونوشت برابر اصل» در توسکاني ايتاليا به سر مي برد، در گفتگو با روزنامه گاردين، به توصيف دنياي عکاسي خود پرداخت.
کيارستمي در ابتدا گفت: من واقعاً هيچ وقت عکاسي ياد نگرفتم. در دوره اي در ايران شهر را رها کردم و به خارج از شهر رفتم.وي افزود: در آن جا شروع به عکاسي کردم. عکسها درواقع مثل هديه هايي بودند که براي مردم شهر مي فرستادم و ازطريق آن مي توانستم مناظر طبيعت را با آنها قسمت کنم. من حومه شهر را به شهر ترجيح مي دهم و اين درمورد فيلمهايم نيز صادق است که بيشتر فيلمهايم را روستاها و مناطق خارج از شهر ساخته ام.
کيارستمي درباره مجموعه عکس «باران» گفت: من اين ايده را از مدتهاي طولاني در سر داشتم. سالها از پشت شيشه خودرو که به بيرون نگاه مي کردم، طبيعت روستا، قطرات باران و تأثير نور بر آنها را تحسين مي کردم. من سعي مي کردم تا از پشت شيشه ماشين عکس بگيرم، اما در آن سالها به سختي مي توانستم تأثير واقعي نور بر عکسها و تصاوير را مشخص کنم.
کارگردان فيلم «طعم گيلاس» اظهار کرد: با ورود دوربينهاي ديجيتال، بهتر توانستم به اين ايده ام بپردازم. با اين که پشت فرمان با يک دست رانندگي مي کردم، با دست ديگر عکس مي گرفتم و با هر مقدار نور، حتي نور کم نيز مي توانستم کار کنم.کيارستمي در ادامه به گاردين گفت: من اغلب متوجه مي شدم که ما قادر به ديدن آن چه مقابل مان است، نيستيم، مگر آن که درون يک قاب يا چهارچوب باشد؛ بنابراين شيشه جلو ماشين را همان قاب فرض کردم، اما برف پاکن ها را نزدم تا مبادا قطرات باران پاک شوند. هرچيزي که در عکس مي بينيم، رنگهاي سبز، سياه و قهوه اي، همه را مديون نور هستيم. انعکاس نور بر قطرات باران بود که به اين عکسها ظرافت بخشيده است.
وي افزود: عکاسي ديجيتال تمام نشدني است. ديگر لازم نيست بعد از 24 يا 36 عکس، فيلم را عوض کنيد، مي توانيد هرچه قدر بخواهيد آن را ادامه دهيد، مي توانيد تصاوير را همان لحظه ببينيد و آن را با ايده اي که در ذهن داريد مطابقت داده و آن را اصلاح کنيد. اما عکاسي با نگاتيو، متفکرانه تر است، بايد اطمينان داشته باشيد و قبل از شروع، زمانتان را دقيق تعريف کنيد.
کيارستمي در پايان گفت: براي من هميشه آغاز، يک تصوير بوده است، نه يک کلمه يا واژه. وقتي به صحبت فکر مي کنم، هميشه با يک تصوير براي من آغاز مي شود، آن چه در عکاسي عاشق اش هستم، ثبت تک لحظه هاست، واقعاً گذرا هستند. شما عکس را که مي گيريد، لحظه اي بعد، همه چيز تغيير مي کند. |