|
* مليحه پژمان
سعيد نيکپور را همه ما با نام «اميرکبير» مي شناسيم و در واقع به جرأت مي توان گفت خواسته يا ناخواسته در طول اين سالها به

يکي از بازيگران ثابت سريالها و فيلمهاي تاريخي بدل شده است. هر چند که نيکپور، بازيگر گزيده کاري است و کمتر در آثار مختلف ظاهر مي شود، اما همين انتخابهاي دير به دير و يا همان گزيده کار کردن، از او چهره اي متفاوت ساخته است. از آثار قابل توجه اين بازيگر مي توان به: اميرکبير، دهخدا، ملک الشعراي بهار، ديکتاتور، آينه هاي نشکن و اين آخري ها، سريال جديد شبکه اول سيما «در چشم باد» اشاره کرد.
قبل از هر چيز سعي مي کنم با اين هنرمند در مورد حضورش در آثار تاريخي صحبت کنم، او در اين مورد مي گويد: «حضورم در آثار تاريخي بيشتر بر اساس علاقه و عادتم به اين گونه آثار اتفاق افتاده است و بيشتر فعاليتهاي من پس از انقلاب مربوط مي شود به تحقيق و بازي در آثار تاريخي البته در دوره هاي قاجار و پهلوي.»
مي پرسم با وجود اينکه در هر نقش چهره تازه اي ارائه کرده ايد، اما بازي کردن در آثار تاريخي آن هم در اين همه سال براي شما خسته کننده نيست؟
وي در ادامه مي گويد: «نه! من تاريخ را خيلي دوست دارم. تاريخ نقطه عطف زندگي هر ملتي است. همه ما به تاريخ پر رمز و راز کشورمان مي باليم و تاريخ بلند ايران، براي همه ما افتخارآفرين است. با اين توصيف و تأکيد بر اين که به قول شما در نقشهاي متفاوتي ظاهر شده ام چرا بايد از اين گونه آثار خسته شده باشم؟! اميرکبير، ملک الشعراي بهار و حتي آن مبارز سريال «در چشم باد»، هر کدام يک برهه از تاريخ پرفراز و نشيب ايران را به تصوير مي کشند و به نوعي اين شخصيتها خود تاريخ هستند.»
اما سالها تجربه حضور اين بازيگر در آثار تاريخي و ماندگار نمايشي، ديدگاههاي جالبي را در وي ايجاد کرده است.
او در مورد شخصيت پردازي کاراکترها در سريالهاي تاريخي مي گويد: «البته در طول اين سالها تعداد شبکه هاي تلويزيون به حدي زياد شده که طبيعي است حساسيتهاي قديم کمتر شود.»
مي پرسم چطور؟ که در ادامه مي گويد: «در اين سالها ديگر آن حساسيتهاي لباس، گريم و حتي ديالوگهاي اميرکبير ديده نمي شود و يکي از دلايل آن هم سرعت کارهاي امروزي است. به هر حال دقت نظري هم که روي شخصيت پردازيها وجود داشت، در حال حاضر کمرنگ تر شده است و مي شود گفت اين حساسيتها تنها مختص عده اي معدود از کارگردانان است که هنوز «سرعت» دغدغه آنها نشده است و به قولي اجازه نمي دهند سرعت در کار، باعث پايين آمدن کيفيتها شود. به عقيده من کارها در گذشته مستندتر بودند و يکي از دلايل آن هم، همين حساسيتها در متن، موسيقي، دکور، شخصيت پردازي و... بود.»
وي در ادامه مي گويد: «نوشتن و کار کردن در مورد قهرماناني که مردم روي آنها تعصب دارند، کار ساده اي نيست و نويسنده اي توانا مي طلبد.»
اما اين روزها به تازگي شاهد پخش سريال تاريخي «در چشم باد» هستيم. سريالي که پنج دوره تاريخ پرافتخار کشورمان را به تصوير مي کشد.
از نيکپور در مورد نقش وي در اين مجموعه مي پرسم که مي گويد: «در فاز اول سريال و همان مقطع تاريخ جنگل که در واقع کليد اوليه انقلاب اسلامي را در آن برهه تاريخي رقم مي زند در نقش يک مبارز ظاهر شده ام که البته رگه هاي انقلابي در شخصيت او ديده مي شود. بهتر است اين نقش را در هر قسمت دنبال کنيد و من کمتر از آن صحبت کنم.
اما همين قدر مي گويم اين نقش هم با تفاوتهاي عمده اش يک تجربه تازه برايم بود و کار کردن در اين مجموعه هم افتخاري چشمگير.»
کمي از اين حال و هوا فاصله مي گيريم و بر مي گردم به حضور دير به دير نيکپور در آثار نمايشي چه در تلويزيون و چه سينما و از او در اين مورد مي پرسم که با مکثي کوتاه مي گويد: «ببينيد، هر بازيگري برخي علاقه ها و ملاکها را براي انتخاب نقش هايش دارد. وقتي به کارنامه هنري ام دقت مي کنم، خوشحالم از اين بابت که کم کارکردن به کمرنگ شدن من منتهي نشده بلکه برايم ماندگاري به ارمغان آورده است. ممکن است در نگاه ساير دوستان ديگرم در اين عرصه بيشتر کار کردن ملاک باشد، اما براي من ماندگاري و چگونه ظاهر شدن اهميت داشته و دارد و به قول شاعر: «کم گوي و گزيده گوي چون در/ تا زاندک تو جهان شود پر» براي من آنچه از شخصيتهايي چون، اميرکبير، بهار و فروغي در ذهن مخاطب مي ماند اهميت دارد از اين که آثار هنري ام به چه تعدادي برسند و در واقع دليل مهم اين حضور دير به ديرم سخت پسندي خودم است.
اميدوارم در ذهن و نگاه مخاطب هم اين اتفاق دوست داشتني نقش بسته باشد و آنچه ارائه کرده ام مورد توجه آنها واقع شده باشد.»
و اين روزها سعيد نيکپور مشغول چه کارهايي است؟!
نيکپور با مکثي طولاني مي گويد: «من خيلي عادت ندارم از کارهاي تازه ام صحبت کنم، دوست دارم همه چيز در لحظه اتفاق بيفتد، پس بهتر است منتظر آينده باشيم....» |