صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
ديدگاه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-08-04
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 13مرداد ماه 1388


گزارشي از نشست نقد و بررسي کتاب «زميني و آسماني» ؛
آيدين آغداشلو: هنر تساهل پذير نيست



* محمدرضا شالبافان
«آيدين آغداشلو» اگر چه در بين هنرمندان به نقاش معروف است اما به گمان بسياري او يک زيبايي شناس است. انساني که با





تعريف خودش روايتگر دنيايي است که مي بيند و خود اين اتفاق را خلق اثر هنري مي داند. همين ويژگي سبب مي شود که هم در اختتاميه هفتصدمين سالگرد مولانا در تالار وحدت براي حاضران سخنراني کند و هم به تذهيب سوره حمد نوشته شده توسط ميرعماد بپردازد.
سال گذشته کتاب«زميني و آسماني» که گفتگويي با او درباره هنر خوشنويسي بود به کوشش «عليرضا هاشمي نژاد» که از خوشنويسان نام آشناست روانه بازار شد و واکنشهاي متفاوتي را برانگيخت.
به بهانه چاپ دوم اين کتاب، فرهنگسراي خاوران ميزبان نشستي بود تا در آن هاشمي نژاد و آغداشلو به ارائه نظرات خود بپردازند و جالب اين جا بود که هيچ منتقدي به ارائه نظر خود در اين خصوص نپرداخت!
شايد اگر عنوان نشست به جاي نقد و بررسي کتاب «زميني و آسماني»، معرفي بيشتر کتاب «زميني و آسماني» در پوسترها مي آمد با مسمي تر بود.
***
* در جستجوي پاسخ به نپرسيده ها
عليرضا هاشمي نژاد، در معرفي روند شکل گيري اين کتاب در ابتداي نشست گفت: هر طرح پژوهشي با پرسش آغاز مي شود و ماجراي اين کتاب نيز با پرسشهاي ذهني من پس از سالها خوشنويسي و تدريس آغاز شد که بخش اعظم آنها بي پاسخ مانده بودند.
وي افزود: جامعه خوشنويسي ما در دوره جديد فعاليت خود، آن گونه که سزاوار شأن و جايگاه اين هنر فاخر در فرهنگ ايراني و اسلامي است به پژوهش و پاسخ به پرسشها نپرداخته است و همچنان بسياري از مباحث خوشنويسي مکتوم مانده اند.
اين خوشنويس ادامه داد: از حدود 30 سال پيش با مقالات آغداشلو که در اين حوزه از نخستين گامها به شمار مي روند آشنا شدم و سالهاست که تقريباً کسي مانند او در اين مسير گام برنداشته است. به نظر من يکي از اصلي ترين کمبودهاي جامعه خوشنويسي کشور، استفاده نکردن از اطلاعات چنين استاداني است. کارشناساني اين چنين با اطلاعات دقيق و قابل اعتماد و اعتنا در اين زمينه بسيار معدود هستند و همين مسأله سبب شد که کليت اين کتاب در قالب گفتگو با او شکل بگيرد.
هاشمي نژاد همچنين گفت: به جز معدود مقاله هايي از خارجي هايي چون «آن ماري شيمل» مي توان گفت که در خوشنويسي، مباني نظري و زيبايي شناسي هنر در حد نهايت مغفول مانده بود و همين مسأله سبب شد که در اين کتاب کمتر به مسائل تاريخي پرداخته شود و بيشتر به جايگاه، مباني و نسبت خوشنويسي با هنر بپردازيم و به گمان من عصاره درک هنري يک صاحب فرهنگ ايراني در اين کتاب توسط آغداشلو عرضه شده است.
وي در پايان گفت: بازتاب کتاب و اعتناي مثبت جامعه خوشنويسي به اين کتاب تا حد زيادي دور از انتظار بود و رسيدن کتابي در اين سطح به چاپ دوم خود مؤيد اين اقبال مثبت است.
* خوشنويسي هنوز زنده است
«آيدين آغداشلو» در ادامه اين نشست گفت: اين کتاب بيشتر به کار اهل فن خوشنويسي مي آيد و قرار بود در آن بسياري از مباحثي که تاکنون پرسيده نشده بود، مطرح شود.
وي افزود: خوشنويسي زماني هنري مقدس و الهي به شمار مي رفت و خوشنويسان به يمن نوشتن قرآن به ديگر هنرمندان فخر مي فروختند و تنها کساني بودند که با افتخار، زير آثار هنري خود را امضا مي کردند حال آن که نقاشان جرأت امضاي تابلوهاي خود را نداشتند. ايجاد چنين مباحثي مي تواند براي کساني که امروزه به واسطه آمدن صنعت چاپ به کشور خوشنويسي را از شور افتاده مي بينند بسيار مهم باشد.
اين هنرمند ادامه داد: اگر خوشنويسان نبودند فرهنگ ما منتقل نمي شد اما با ورود صنعت چاپ که اتفاقاً با سيصد سال تأخير در کشور ما رخ داد و پس از گسترش آن، رويکرد کاربردي در خوشنويسي و هنر براي مردم در آن از بين رفت و تنها هنر براي خوشنويسان باقي ماند.
آغداشلو افزود: براي انسان معاصر بسيار مهم است که ميزان ارتباط خود را با ميراثش مشخص کند. استقبال کم از خوشنويسي نشانه يک فاصله است که وجود دارد. نسبت ما با گذشته توسط خود ما تعيين نمي شود زيرا ما بدون ميراث خود در واقع قادر به ادامه دادن زندگي نيستيم و گذشته ما را رها نمي کند. آيين ازدواج و از آن مهمتر آيين پس از مرگ ما ايرانيان بر طبق قواعد گذشتگان است پس مي بينيم که ميراث انسان هميشه و اتفاقاً در مهمترين مواقع به سراغ انسان مي آيد. گذشته، زماني به سراغ ما مي آيد که ما ناچار به تعريف هنر براي خود مي شويم و شکل گرفتن اين کتاب به اين دليل بود که ما به يادمان بماند که نمي توانيم سنن هنري گذشته را ناديده بگيريم.
وي همچنين گفت: وقتي به فرهنگ و هنر جهان نگاه مي کنيم در مي يابيم که نابغه ها ارتباط خود را با گذشته به خوبي شناخته بودند و بديهي است که هيچ کس نمي تواند بدون شناخت چيزي که با آن رو به روست نسبت به آن موضع درستي اتخاذ کند.
اين نقاش ادامه داد: در حال حاضر نقاشي خطها و مکتب سقاخانه در دنيا با بيشترين حد نصاب فروش مواجه است و قيمت اين آثار در مقايسه با قيمت آثار بزرگترين خوشنويس تاريخ ايران يعني ميرعماد بسيار فاصله دارد. پس مي بينيم که خوشنويسي با تلفيق با تصويرگري و استفاده از رنگهاي مختلف همچنان زنده است. اين تحول را در آثار هنري ديگر و از جمله موسيقي نيز مي توانيم ببينيم.
آغداشلو همچنين گفت: ما اگر چه انسان هايي عميقاً سنتي هستيم، بايد بدانيم که اگر انکار سنت را پيشه کرده ايم، اين انکار از سر لجاجت است يا از سر نياز امروز. خوشنويسي به طور سنتي و به استثناي چند اثر معاصر، همواره سخنان خوب و پندآموز را مي نوشته است اما از منظر ديگر مي توان گفت که خوشنويسي به لذت هنرمند مي انجامد و شايد همين مسأله است که سبب شده در سياه مشقهاي عماد الکتاب، شاهد تکرار نگارش حروف باشيم. اين همان اتفاقي است که براي اهل سماع مي افتد و خود من نيز مدتي است در نقاشي هايم به آن دست پيدا کرده ام.
اين کارشناس هنرهاي تجسمي در پايان گفت: يک توافق فرهيخته حاکي از آن است که هنر، آشغال ساختن، موسيقي مبتذل و فرشها و تابلو فرشهاي زشت امروزين نيست. اين مسأله جاي تساهل ندارد و ما نمي توانيم در اين مورد سکوت کنيم تا تابلو فرشها و فرشهاي مزخرف با قيمت گزاف به فروش برسند.

  


نگاهي به حضور گروه هاي خارجي در چهاردهمين جشنواره بين المللي آييني و سنتي؛
درخشش بلغارها



* مهدي نصيري
در ميان جشنواره هاي ريز و درشت و کوچک و بزرگ تئاتري، شايد يکي از مهمترين و ماندگارترين جشنواره ها «جشنواره بين المللي





نمايشهاي آييني و سنتي» باشد و پس از تعطيل شدن جشنواره ايران زمين، حالا تنها آييني - سنتي است که مي تواند به عنوان يک رويداد مهم در زمينه حفظ و حمايت از توليد آثار ايراني و شايد زمينه اي براي رسيدن به توليد ملي تئاتر مورد توجه قرار گيرد و با ارزش تلقي شود.
هر چند با همه انتقاداتي که به ساير جشنواره ها وارد است و به ويژه کيفيت و نگاه سطحي و مناسبتي و به ويژه برگزاري نامطلوب آنها در سالهاي اخير دامن نمايشهاي آييني و سنتي هم باشد، اما گذشته از همه ضعفها و کاستي ها بايد اعتراف کرد که «اين کم، باز هم از هيچ بهتر است.»
چهاردهمين جشنواره بين المللي نمايشهاي آييني و سنتي تهران پس از برگزاري دو روز همايش و سمينار تخصصي با شرکت محققان، استادان و سخنرانان داخلي و خارجي در سومين روز برگزاري از شنبه با اجراهاي صحنه اي و خياباني در هشت تالار نمايش تهران و محوطه باز پارکها و فرهنگسراها آغاز به کار کرد.
در نخستين روز اجراهاي صحنه اي اين جشنواره، چهار نمايش ايراني و سه نمايش خارجي به روي صحنه رفتند. «بدل» نوشته هدايت هاشمي به کارگرداني «هادي عامل» در تالار چهارسو، «دادنامه شغاد» نوشته و کار «جمال فواديان» در تالار قشقايي، «اگر شبي از شبهاي تهران» کار مشترک علي جمشيدي و علي شمس در تالار سايه و «قولنج» نوشته داود فتحعلي بيگي به کارگرداني حسين بابايي در تالار سنگلج نمايشهاي ايراني بودند که سالنهاي جشنواره آييني - سنتي را در سومين روز برگزاري آن افتتاح کردند.
در کنار اين چهار نمايش «تاتوره خاردار» به کارگرداني نوندا ميتوا و ناديا آسنووا از بلغارستان در تالار اصلي، «نمايش عروسکي چين» به کارگرداني «وانگ فاي» از هنگ کنگ و «چوبنگالي» به کارگرداني «سانجاي کومار ماهاتو» از هند نيز به روي صحنه رفتند و تا اندازه اي هم توانستند کنجکاوي و رضايت مخاطبان درباره نمايشهاي خارجي روزهاي نخست جشنواره را برآورده سازند.
نمايش عروسکي چين، که براساس داستانها و متون سنتي نمايش عروسکي چين و بر پايه افسانه هاي چيني اجرا شد، در مجموع فشرده اي از چند شيوه اجراي سنتي نمايش عروسکي بود که مشخصاً به واسطه معرفي اين شيوه و همچنين ريشه داشتن در سنتهاي نمايش عروسکي شرقي اهميت پيدا مي کرد.
«وانگ فاي» در اين نمايش در چند اپيزود داستانهاي مستقلي از قصه هاي سنتي چين را با کمک شيوه هاي مختلف نمايش سنتي عروسکي اجرا کرد. عروسک دستي، عروسکهاي نخي و سايه بازي به عنوان سنتي ترين و قديمي ترين شيوه هاي نمايشي عروسکي در اين کار با تکنيکها و شيوه هاي نمايش چيني اجرا شدند.
نکته مهم کار وانگ فاي علاوه بر به کارگيري شيوه هاي نمايش چيني و معرفي سنتهاي نمايشي چين، استفاده از ظرافتهاي طراحي عروسکها و عروسک گرداني ظريف و زيباي چيني بود. عروسکها با لباسها و صورتها و دستهاي متحرک و با کمک مهارت عروسک گردان در به بازي درآوردن آنها تنها چند قصه و افسانه قديمي چيني را به تماشا گذاشتند، اما در کنار اين قصه ها، مهارتها و تکنيکهاي ساخت و بازي عروسکها بود که مي توانست براي تماشاگران ديدني و جذاب باشد.
«تاتوره خاردار» اما، احتمالاً از بهترين اجراهاي نمايش سنتي و آييني در ميان آثار خارجي جشنواره لقب خواهد گرفت. بلغارستان، امروز در کنار برخي از ديگر کشورهاي اروپاي شرقي همچون روماني، چک و لهستان مجموعه اي از بهترين اجراهاي نمايشي را در اروپا معرفي کرده و در ميان موج چشمگير افول تئاتر اروپايي به ويژه در کشورهاي صاحب تئاتر، تئاتري داراي روح و جان را به اجرا مي گذارد. «تاتوره خاردار» هم اگر چه به طور قطع در بلغارستان جزو آثار متوسط و معمولي نمايشي به شمار مي آيد، اما به واسطه نزديکي فرهنگ و محتواي آن با آنچه در کشور ما وجود دارد، مسلماً تماشاگران بسياري را با رضايت از سالن بدرقه خواهد کرد.
نوندا ميتوا و ناديا آسنووا دو کارگردان زن اين نمايش، در اجرايي ساده براساس سنتها، باورها و زندگي عادي مردم روستايي بلغارستان، اجرايي را در معرض تماشا گذاشتند که در عين سادگي همه مؤلفه ها و بسترهاي نمايشي از داستان گرفته تا معنا و انديشه و فرم و شکل را به خوبي در خود داشت.
داستان اين نمايش با مرگ همسر يک زن جوان آغاز مي شود و با رؤياها و سنتهاي در هم تنيده با زندگي مردم روستا ادامه پيدا مي کند. اين سنتها زن جوان را به شدت محدود مي کنند و در پايان هم باعث مرگ او مي شوند و نمايش با مرگ زن جوان پايان مي پذيرد.
«تاتوره خاردار» نمايش ساده و زيبايي است که با حرکتها و فرمهاي نمايشي فردي و گروهي اولاً سنتها و رسوم زندگي جامعه کوچکش را به زيبايي معرفي مي کند. دوماً داستان دارد و در قالب ساختاري دراماتيک بيان مي شود و مثل بسياري از نمايشهاي فرميک خودمان متکي به روايت محض نيست.
سوم اينکه فرم و شکل اجرايش را به خوبي در ترکيب و هماهنگي با ابزارها و مؤلفه هاي نمايشي قرار داده است و دکور، صحنه، نور، موسيقي و... را به گونه اي زيبا، تئاتري و هدفمند در خدمت گرفته است.
جداي اينها سرگرم کننده و جذاب است و بر اين اساس آن را مي توان به عنوان يک الگوي تئاتري مطلوب در به نمايش گذاشتن سنتها و آيينها مورد بررسي قرار داد، اما اينکه نمايش خود تا چه اندازه به معيارها و اندازه يک سنت نمايشي نزديک است، بحث ديگري است که مي بايست در يک نقد جامع بررسي و تحليل شود.
به هرحال نخستين اجراهاي نمايشي جشنواره تئاتر آييني و سنتي با اين نمايش خوب خارجي شايد توانسته باشد توقع عده زيادي از مخاطبان تئاتر جشنواره را برآورده کرده باشد. بايد منتظر ماند و ديد که جشنواره در روزهاي بعد چه نمايشهايي را بر روي صحنه خواهد داشت.

  


گپي با سعيد نيکپور، بازيگر تئاتر، سينما و تلويزيون؛ بازي در نقشهاي تاريخي افتخارآفرين است



* مليحه پژمان
سعيد نيکپور را همه ما با نام «اميرکبير» مي شناسيم و در واقع به جرأت مي توان گفت خواسته يا ناخواسته در طول اين سالها به



يکي از بازيگران ثابت سريالها و فيلمهاي تاريخي بدل شده است. هر چند که نيکپور، بازيگر گزيده کاري است و کمتر در آثار مختلف ظاهر مي شود، اما همين انتخابهاي دير به دير و يا همان گزيده کار کردن، از او چهره اي متفاوت ساخته است. از آثار قابل توجه اين بازيگر مي توان به: اميرکبير، دهخدا، ملک الشعراي بهار، ديکتاتور، آينه هاي نشکن و اين آخري ها، سريال جديد شبکه اول سيما «در چشم باد» اشاره کرد.
قبل از هر چيز سعي مي کنم با اين هنرمند در مورد حضورش در آثار تاريخي صحبت کنم، او در اين مورد مي گويد: «حضورم در آثار تاريخي بيشتر بر اساس علاقه و عادتم به اين گونه آثار اتفاق افتاده است و بيشتر فعاليتهاي من پس از انقلاب مربوط مي شود به تحقيق و بازي در آثار تاريخي البته در دوره هاي قاجار و پهلوي.»
مي پرسم با وجود اينکه در هر نقش چهره تازه اي ارائه کرده ايد، اما بازي کردن در آثار تاريخي آن هم در اين همه سال براي شما خسته کننده نيست؟
وي در ادامه مي گويد: «نه! من تاريخ را خيلي دوست دارم. تاريخ نقطه عطف زندگي هر ملتي است. همه ما به تاريخ پر رمز و راز کشورمان مي باليم و تاريخ بلند ايران، براي همه ما افتخارآفرين است. با اين توصيف و تأکيد بر اين که به قول شما در نقشهاي متفاوتي ظاهر شده ام چرا بايد از اين گونه آثار خسته شده باشم؟! اميرکبير، ملک الشعراي بهار و حتي آن مبارز سريال «در چشم باد»، هر کدام يک برهه از تاريخ پرفراز و نشيب ايران را به تصوير مي کشند و به نوعي اين شخصيتها خود تاريخ هستند.»
اما سالها تجربه حضور اين بازيگر در آثار تاريخي و ماندگار نمايشي، ديدگاههاي جالبي را در وي ايجاد کرده است.
او در مورد شخصيت پردازي کاراکترها در سريالهاي تاريخي مي گويد: «البته در طول اين سالها تعداد شبکه هاي تلويزيون به حدي زياد شده که طبيعي است حساسيتهاي قديم کمتر شود.»
مي پرسم چطور؟ که در ادامه مي گويد: «در اين سالها ديگر آن حساسيتهاي لباس، گريم و حتي ديالوگهاي اميرکبير ديده نمي شود و يکي از دلايل آن هم سرعت کارهاي امروزي است. به هر حال دقت نظري هم که روي شخصيت پردازيها وجود داشت، در حال حاضر کمرنگ تر شده است و مي شود گفت اين حساسيتها تنها مختص عده اي معدود از کارگردانان است که هنوز «سرعت» دغدغه آنها نشده است و به قولي اجازه نمي دهند سرعت در کار، باعث پايين آمدن کيفيتها شود. به عقيده من کارها در گذشته مستندتر بودند و يکي از دلايل آن هم، همين حساسيتها در متن، موسيقي، دکور، شخصيت پردازي و... بود.»
وي در ادامه مي گويد: «نوشتن و کار کردن در مورد قهرماناني که مردم روي آنها تعصب دارند، کار ساده اي نيست و نويسنده اي توانا مي طلبد.»
اما اين روزها به تازگي شاهد پخش سريال تاريخي «در چشم باد» هستيم. سريالي که پنج دوره تاريخ پرافتخار کشورمان را به تصوير مي کشد.
از نيکپور در مورد نقش وي در اين مجموعه مي پرسم که مي گويد: «در فاز اول سريال و همان مقطع تاريخ جنگل که در واقع کليد اوليه انقلاب اسلامي را در آن برهه تاريخي رقم مي زند در نقش يک مبارز ظاهر شده ام که البته رگه هاي انقلابي در شخصيت او ديده مي شود. بهتر است اين نقش را در هر قسمت دنبال کنيد و من کمتر از آن صحبت کنم.
اما همين قدر مي گويم اين نقش هم با تفاوتهاي عمده اش يک تجربه تازه برايم بود و کار کردن در اين مجموعه هم افتخاري چشمگير.»
کمي از اين حال و هوا فاصله مي گيريم و بر مي گردم به حضور دير به دير نيکپور در آثار نمايشي چه در تلويزيون و چه سينما و از او در اين مورد مي پرسم که با مکثي کوتاه مي گويد: «ببينيد، هر بازيگري برخي علاقه ها و ملاکها را براي انتخاب نقش هايش دارد. وقتي به کارنامه هنري ام دقت مي کنم، خوشحالم از اين بابت که کم کارکردن به کمرنگ شدن من منتهي نشده بلکه برايم ماندگاري به ارمغان آورده است. ممکن است در نگاه ساير دوستان ديگرم در اين عرصه بيشتر کار کردن ملاک باشد، اما براي من ماندگاري و چگونه ظاهر شدن اهميت داشته و دارد و به قول شاعر: «کم گوي و گزيده گوي چون در/ تا زاندک تو جهان شود پر» براي من آنچه از شخصيتهايي چون، اميرکبير، بهار و فروغي در ذهن مخاطب مي ماند اهميت دارد از اين که آثار هنري ام به چه تعدادي برسند و در واقع دليل مهم اين حضور دير به ديرم سخت پسندي خودم است.
اميدوارم در ذهن و نگاه مخاطب هم اين اتفاق دوست داشتني نقش بسته باشد و آنچه ارائه کرده ام مورد توجه آنها واقع شده باشد.»
و اين روزها سعيد نيکپور مشغول چه کارهايي است؟!
نيکپور با مکثي طولاني مي گويد: «من خيلي عادت ندارم از کارهاي تازه ام صحبت کنم، دوست دارم همه چيز در لحظه اتفاق بيفتد، پس بهتر است منتظر آينده باشيم....»

  


با تقدير از شاه حاتمي و آذريزدي ؛ بيست وسومين جشنواره فيلم کودک افتتاح شد



با برپايي مراسمي بيست وسومين جشنواره بين المللي فيلمهاي کودکان و نوجوانان در همدان آغاز به کار کرد.






در ابتداي اين مراسم مسعود احمديان دبير جشنواره در سخناني اظهار داشت: اين جشنواره با يک خرد جمعي و اراده فولادي توأم با صداقت مسؤولان استان آغاز شده و در آينده نه چندان دور مسؤولان استان مجبورند تابلوي ديگري را با اين مضمون که همدان پايتخت سينماي کودک و نوجوان جهان است بر ورودي شهر نصب کنند.
بهروز مرادي استاندار همدان هم در سخناني برگزاري جشنواره کودک و نوجوان را در تعالي هنر و رشد توسعه اقتصادي همدان بسيار موثر خواند.
در اين مراسم با پخش کليپي از علي شاه حاتمي نکوداشت اين کارگردان سينما با حضور مرادي استاندار همدان و جعفري جلوه معاون امور سينمايي وزارت ارشاد برگزار شد.
شاه حاتمي با تقدير از مسؤولان استان همدان اظهار داشت: افتخار مي کنم که امسال فيلم «پرواز مرغابي ها» را در همدان ساختم و آن را به همه مردم اين شهر و همچنين اکبر نبوي که ساخت اين فيلم را مديون او مي دانم تقديم مي کنم.
در ادامه برنامه محمدرضا جعفري جلوه معاون سينمايي وزارت ارشاد در سخناني با بيان اينکه احياي سينماي کودک را قدر مي شناسيم و ارج مي نهيم گفت: در اين دوره چهار ساله اقدامهاي بنيادين زيادي صورت گرفت. بازسازي و نوسازي سينماها، نمايش همزمان فيلمها، ساماندهي شبکه نمايش خانگي از جمله اقداماتي بود که موجب تحول اقتصادي سينما شد. و يکي ديگر از اقدامات احياي سينمايي براي کودکان بود که در اين جشنواره چند اثر تقديم شد و چند اثر ديگر در راه است تا اين مسير درست طي شود.
وي با سپاس از تلاشهاي اکبر نبوي دبير سابق جشنواره کودک اظهار داشت: او براي اين جشنواره و توليدات آن تلاش بسياري کرد و قطعاً نگاه و چشم او به اين جشنواره است.
بعد از سخنان جعفري جلوه با حضور حسيني مدير کل ارشاد همدان و محمد ميرتياني مدير گروه کودک شبکه 2 ، نکوداشت زنده ياد مهدي آذريزدي نويسنده کتاب «قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب» برگزار شد.
به گزارش ايسنا، هنرمندان حضور کمرنگي در مراسم افتتاحيه جشنواره داشتند و از حاضران مي توان به اليزابت اميني، کيهان ملکي، مسعود کرامتي، مهوش وقاري، محسن قاضي مرادي اشاره کرد.
در حاشيه:
- يکي از حاشيه هاي مراسم حضور مجيد شا ه حسيني مديرعامل بنياد سينمايي فارابي بود که قبل از مراسم افتتاحيه زمزمه هايي مبني بر عدم حضور او در همدان شنيده مي شد، اما يک ساعت مانده به افتتاحيه جشنواره در هتل رسانه ها حضور يافت و باعث تعجب اهالي رسانه شد.
- دوري مجيد شاه حسيني و محمدرضا جعفري جلوه از ديگر حاشيه ها بود به طوري که تا آخر مراسم (شايد هم به شکل اتفاقي) با فاصله زيادي از يکديگر افتتاحيه حضور داشتند.
- امسال نيز براي ورود خبرنگاران و ميهمانان مشکلات زيادي وجود داشت به طوري که در يک لحظه چندين نفر براي چگونگي ورود ميهمانان تصميم گيري مي کردند و اين موضوع براي دقايقي باعث ازدحام و سردرگمي اهالي رسانه و ميهمانان جشنواره شده بود.
- مراسم افتتاحيه طبق سنت هميشگي مراسم جشنواره ها با تأخير 30 دقيقه اي آغاز شد.
- با وجودي که تلاش زيادي شده بود مراسم افتتاحيه جذابيت زيادي داشته باشد، اما افتتاحيه جشنواره بيست و سوم همانند جشنواره بيست و دوم جذاب از آب درنيامد و بنا به گزارش فارس مشکلات سنگين و عدم هماهنگي هايي که بعضاً در هنگام پخش کليپها وجود داشت باعث شد از جذابيت مراسم کاسته شود.
- يکي از جذاب ترين بخشهاي مراسم، سخنراني پرشور بهروز مرادي استاندار همدان بود که شور و نشاط خاصي را در بين همشهريان خود ايجاد کرد.
- عليرغم اين که کليپهاي مراسم کمي با مشکل رو به رو بود، اما مراسم آتش بازي پايان افتتاحيه بسيار جذاب از کار درآمد.
- برپايي يک عروسي محلي در هتل محل اقامت خبرنگاران، از نکات جالب روز نخست جشنواره بود.
- گفته مي شود کارگردانان مطرحي که در جشنواره فيلم دارند، روز آخر جشنواره به همدان مي رسند.

  


کيخسرو خروش: کيفيت کلاسهاي انجمن خوشنويسان کشور مناسب نيست



رئيس شوراي ارزشيابي هنري انجمن خوشنويسان کشور گفت: کيفيت کلاسهاي انجمن خوشنويسان کشور به حد مناسبي نرسيده است و بايد افزايش يابد.
کيخسرو خروش در گفتگو با مهر در کرج افزود: در حال حاضر انجمن خوشنويسان ايران در سراسر کشور 250 شعبه دارد که اين تعداد مطلوب است اما بايد به تناسب بالا بودن تعداد، کيفيت نيز افزايش يابد.وي ادامه داد: کلاسهاي انجمن خوشنويسان در کشور بايد منضبط تر عمل کند تا بتواند به همه نيازهاي مخاطبان و هنرجويان خود پاسخ دهد.
رئيس شوراي ارزشيابي هنري انجمن خوشنويسان کشور بيان کرد: اين انجمن فعاليتهاي مطلوبي داشته که اين فعاليتها رشد هنر و فرهنگ خوشنويسي را افزايش داده است.
خروش با بيان اينکه عامل خلاقيت در خوشنويسي از جايگاه بالايي برخوردار است و اين هنر بدون اين عامل به تعالي نزديک نمي شود، عنوان کرد: خلاقيت در خوشنويسي به عنوان يک عامل بسيار مهم و تعيين کننده، جايگاه ويژه اي دارد تا جايي که اين هنر بدون خلاقيت کامل نمي شود.
رئيس شوراي ارزشيابي هنري انجمن خوشنويسان کشور در بخش ديگري از سخنان خود نيز بيان کرد: تقليد صرف در خوشنويسي بر خلاف روح اين هنر است و به آن آسيب مي زند.
خروش ادامه داد: خلاقيت، هنر را به اوج خود نزديک مي کند و هيچ گاه هنرمند نبايد به تقليد صرف اکتفا کند.
اين مسؤول اضافه کرد: هنر خوشنويسي ما يک هنر ناب و همه جانبه است که اين امر مسؤوليت هنرمندان اين رشته هنري را سنگين تر مي کند.
خروش افزود: ايران را در بسياري از کشورهاي جهان با هنرهاي آن مي شناسند که هنر خوشنويسي نمونه اي از اين هنرهاست.وي در خصوص مهارت نيز عنوان کرد: کسب مهارت باعث مي شود هنرمند بتواند به مرحله خلاقيت نيز برسد و بتواند نوآوري داشته باشد.
رئيس شوراي ارزشيابي هنري انجمن خوشنويسان کشور يادآور شد: اگر هنرمند به مرحله اي برسد که بتواند لذت وصف ناشدني خود را به ديگران نيز منتقل و آنها را در احساس زيباي خود شريک کند، به اوج هنر نزديکتر شده و در راه هنر موفقتر عمل کرده است.خروش صاحب دکتراي هنر در زمينه خوشنويسي و مدرک درجه يک خوشنويسي است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com