|
*آي سان نوروزي
کيومرث مرادي به همراه نغمه ثميني حالا ديگر يک گروه کامل هستند که مجموعه اي از تجربيات متفاوت را در طول چندين سال

پشت سر گذاشته اند. هر چند برآيند توليد آثار نمايشي در اين گروه طي سالهاي گذشته نتوانسته موفقيتهاي آغازين را تکرار کند، اما به هر حال همين تداوم همکاري نشان دهنده راهي است که گروه براي رسيدن به نتايج مطلوبتر و رسيدن به هدف، آن را انتخاب کرده اند و به نظر مي رسد در اين مسير موفق هم خواهند بود.
کيومرث مرادي به عنوان کارگردان و نغمه ثميني در مقام نمايشنامه نويس در «افسون معبد سوخته» فرهنگ ژاپن تئاتر نو را تجربه کردند و بعد از به روي صحنه رفتن اين نمايش موفق با «رازها ودروغها» فرهنگ و دين مسيحيت را در نمايشي ديگر تجربه کردند و در اثر موفق ديگر -«خواب در فنجان خالي» - تجربه ديگري در حوزه رئاليسم جادويي را در فضاي ايران دوره قاجار پشت سر گذاشتند و بعد از آن دوران «شکلک» را که نمايشي در گستره تطابق دو دوره تاريخي بود به روي صحنه بردند. اما اين همکاري و فعاليت موفق، همزمان با به روي صحنه رفتن «ژوليوس سزار به روايت کابوس» که يک بازخواني از متن شکسپير با نگاهي مدرن به نمايشنامه بود کم کم با عدم موفقيت و سقوط به ورطه تجربيات ناموفق تئاتري همراه شد .مرادي و ثميني بعد از آن «مرگ وشاعر» و«رؤياي شب نيمه تابستان» هم نتوانستند موفقيتهاي پيشين را تکرار کنند. مرادي بعد از اين اجرا «رومئو و ژوليت» و «الکترا» را هم با رويکردي متفاوت و آميخته با سليقه کلاسيک و گرايشهاي مدرن کار کرد، اما باز هم حاصل کارش با آثار خوب گروه تجربه در سالهاي قبل فاصله زيادي داشت.
اما اکنون و بعد از چند سال فاصله گرفتن از دوران خوب گروه تئاتر «تجربه» کيومرث مرادي متن ديگري از نغمه ثميني را در حالي در تئاتر شهر در حال اجرا دارد که اين نمايش، هم در کارنامه او و هم در ميان نمايشنامه هاي نغمه ثميني اثر کاملاً متفاوتي است که به طور جدي براساس رويکردهاي مدرن توليد شده و يا اينکه دست کم مي توان گفت سعي دارد اين گونه نشان بدهد. شايد بهتر باشد «خانه» را بر اساس اين رويکرد و در مقايسه با ساير آثار گروه تئاتر تجربه ادامه اي در جهت به روز رساني موضوع و شيوه اجرا بر اساس تغييرات اجتماعي دانست. گروه تئاتر تجربه در ادامه فعاليتهاي قبلي شان حالا در «خانه» شکل و شيوه و موضوع جديدي را مورد تجربه قرار مي دهند که در ادامه استمرار فعاليتهاي گروه قابل بررسي است.
با وجود اين باز هم در نمايشنامه که به نظر قوي تر از اجرا مي رسد همان پختگي و اصرار به گسترش در جهان اساطيري و جادويي را مي توان مورد جستجو قرار داد. منتها اين بار همه مؤلفه ها و عناصر اسطوره در رويکردي مدرن و شايد بتوان گفت همراه با گرايشهاي پست مدرن خودشان را نشان مي دهند. مؤلفه ها و عناصر پست مدرن در «خانه» شايد ادامه همان ابهامهات و پيچيدگي هايي باشند که در «مرگ و شاعر» مخاطب را آزار مي داد و مرادي را هم ناتوان از اجرا در هزار توي جهان جادويي اش سردر گم کرده بود. اما همه اين عناصر مبهم در «خانه» به مؤلفه هاي ساختاري درام اضافه شده و خود آن هم به ساختاري کاملاً منسجم و داراي قاعده و فرم تبديل شده است.
نغمه ثميني بر خلاف آثار پيشين اش اين بار ساختاري متفاوت را براي «خانه» انتخاب کرده است که بر مبناي تمرکز زدايي و تکثير در منابع و مؤلفه هاي شخصيت و روايت تعريف مي شود. در اين ساختار ما با تکه هايي از روايت در بخشهاي متفاوت مواجه هستيم که هر کدام از آنها در عين استقلال به تکميل روايت ديگر منجر مي شوند و کليت درام را تشکيل مي دهند. ساختاري که در آن نه با يک داستان واحد، بلکه با داستانهايي متفاوت روبه رو مي شويم. هر کدام از شخصيتهاي نمايشنامه روايت مستقلي از ديگر شخصيتها دارد و در عين حال هيچ کدام از روايتها را نمي توان به عنوان روايت محوري اثر در نظر گرفت.
بر همين اساس کيومرث مرادي نيز در اجراي نمايش به اتکاي ساختار نمايشنامه در پي استفاده از عناصر چند گانه و مختلف نمايش است و بيش از هر چيز به سراغ مؤلفه هاي مدرن تر نمايش روي آورده و مثلاً از تصوير در اجرا استفاده مي کند. تصوير به عنوان عنصري مدرن به کمک روايت نمايش مي آيد و مؤلفه مهمي مي شود براي استقلال دادن و به اجرا درآوردن شناسه ها و ايده هاي مربوط به شخصيتها و اجرا.نوع حضور عناصر ديداري در اجرا و طراحي صحنه زيباي پيام فروتن به گونه اي است که در تکميل همه مؤلفه هاي متن و در راستاي سبک و شيوه کليت اثر قرار گرفته است. بنابراين «خانه» علاوه بر اينکه يک اثر متفاوت در کارنامه گروه تئاتر تجربه است، توانسته به خوبي يک مجموعه منسجم و هدفمند را هم در هماهنگي و انطباق اجزايش نتيجه بدهد. |