صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
عشقستان
حوادث
سوسه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
يادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-08-06
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 15مرداد ماه 1388

[ فرهنگي ]
 * حجةالاسلام دکتر روح ا... شاکري در گفتگو با قدس عنوان کرد؛
مهدي ستيزي تفکر ليبرال دموکراسي جهان غرب
 * در گفتگو با حجة الاسلام دکتر غلامرضا بهروز لک عنوان شد ؛
انتظار پويا، زندگي منتظران را جهت دار مي کند
 * ارتباط برتر با امام منتظر
 * صاحب الزمان (عج) در منابع اهل سنت
 * آيةا... امامي کاشاني: امروز نياز به ظهور منجي بيش از پيش احساس مي شود
 * در آستانه نيمه شعبان ؛ هشت ستاد ويژه خدمات رساني در مسجد جمکران تشکيل شد
 * حديث وصل گل زيباست!
 * يا مولا! ادرکني!
 * ابعاد روانشناختي انتظار
 * موعود اديان در آخرالزمان
 * انتظار يعني رهايي ...
 * دورنما

حجةالاسلام دکتر روح ا... شاکري در گفتگو با قدس عنوان کرد؛
مهدي ستيزي تفکر ليبرال دموکراسي جهان غرب



* جواد صبوحي
اشاره
انديشه ظهور منجي و اصلاحگر جهاني اعتقادي راسخ در ميان اديان الهي و غير الهي است. همين انديشه است که روحيه رکود،





نخوت و سر تسليم برآوردن در برابر جبهه زور را از معتقدان به اين انديشه حذف مي کند و باور ظلم ستيزي و پيروزي نهايي بر حاکمان زور بسط مي دهد. گفتگوي ما با حجة الاسلام روح ا... شاکري زوارهي استاد مرکز تخصصي مهدويت قم به بررسي تفکر منجي در بين اديان مختلف اختصاص يافته است که از نظر مي گذرانيد:

* انتظاري که در اديان مختلف ديده مي شود چگونه جايگاهي است وآيا صرفاً اديان ابراهيمي به اين موضوع پرداخته اند؟
** بطور کلي در اديان مختلف به موضوع انتظار پرداخته شده است و حتي در ميان برخي از صاحبان مکاتب نسبت به آينده بشر توجه شده و با بررسي هايي که ميان ملل و اقوام مختلف انجام گرفته است مي توان اميد به آينده مثبت و همراه با تعالي را در اين باور ديد. البته اديان ابراهيمي با رويکردي الهي به اين مسأله نگاه مي کنند که در اديان غير ابراهيمي اين موضوع ديده نمي شود.
در طول تاريخ بر اثر تعاملات اين اديان با يکديگر، تأثيراتي نيز از يکديگر پذيرفته اند؛ مثلاً دين زرتشت تأثيراتي را از دين اسلام پذيرفته است. مسيحيت، يهوديت و اديان غير ابراهيمي مثل زرتشت آمدن، هندو و بودا هر يک منجي خاصي را مطرح مي کنند. حتي ديني مثل کنفسيوس با اينکه شخص خاصي را مطرح نکرده است، اما وعده مي دهد که انسان به اصل فرزانگي باز مي گردد. اين ايده انتظار و نجات در آرمان شهري که ما متصور آنيم در شکل خاص خود قابل گفتگوست.




* نوع باوري که در اين اديان وجود دارد و اين انتظاري که در مفهوم ما وجود دارد، با ساير مفاهيم چه تفاوتهايي دارد؟
** تفاوت عمده ما با اديان غير الهي اين است که فردي را که ما به عنوان امام و يا منجي معرفي مي کنيم، ويژگي هاي خاصي دارد، او را معصوم مي دانيم و معتقديم که او به ماوراي طبيعت و عالم ديگر ارتباط دارد، تعاليم وي از جنس تعاليم بشري و از سنخ علم بشري نيست، بلکه او حجت خدا در روي زمين است. او همانند پيامبر (ص) است اما پيامبر نيست، به اين معنا که بر او وحي نمي شود، اما ويژگي هاي ديگري که پيامبر دارد او نيز داراست.
در روايتها آمده است که اگر حجت خدا در روي زمين نباشد، زمين همچون دريا مواج مي شود و امنيت نخواهد داشت. نگاه اسلام در ديگر اديان نيست. علاوه بر اين در اديان ديگر از شخصي که در حيات باشد و مردم از عنايات او استفاده کنند صحبت به ميان نمي آيد؛ بلکه تنها به اين اشاره شده است که در آينده او خواهد آمد و چنين کاري را انجام خواهد داد.
اگر به متون اناجيل و يا عهد عتيق رجوع کنيد، همه از فردي صحبت مي کنند که در آينده خواهد آمد.در انجيل آمده است که او روزي بازخواهد گشت و در ميان مردم داوري خواهد کرد و جامعه اي الهي بر روي زمين ايجاد مي کند. اما به اين نکته که او براي بشر امروز چه خواهد کرد اشاره نمي کند.
در صورتي که مهدي موعود ( عج ) در ميان مردم زندگي مي کند و حضور دارد، با رنجها و آلام آنها همراه است. با کاميابي هاي آنها شاد مي شود. اگر لغزشي در رفتارشان وجود دارد او نيز مکدر مي شود. اگر گناههايي را مرتکب شدند، براي گناهان آنها استغفار مي کند و از خداوند مي خواهد که آنها بار ديگر بازگشته و توبه کنند.
دين ما مي گويد فردي که در آينده حکومتي جهاني را برقرار کند در آن توسعه علمي رخ مي دهد و رشد عقلاني و عدالت به معناي واقعي بروز پيدا مي کند، براي امروز نيز برنامه خاصي دارد. اين منجي همانگونه که در روايات ما نيز آمده است علاوه بر فوايد ظاهري، فوايد باطني دارد.
پيامبر (ص) در روايتي مي فرمايند، فرزندم مهدي دو غيبت دارد؛ غيبت کوتاه و غيبت طولاني. جابر ابن عبدا... انصاري از ايشان سؤال مي کند در زمان غيبت طولاني مردم چگونه به امام دسترسي پيدا مي کنند. پيامبر (ص) مي فرمايد: قسم به خدايي که مرا به پيامبري مبعوث کرد مردم در عصر غيبت او، از شعاع نورانيت و اماميتش برخوردارند همانند خورشيد پشت ابر.
به عبارت ديگر آنچه امروز پنهان است شخصيت امام است و نه شخص ايشان. چنانچه در روايات مختلف آمده است که ايشان در ميان مردم رفت و آمد مي کند و در مجالس آنها حضور مي يابد، لذا علاوه بر اينکه امام حجت خداست، به عنوان ولي خدا و انسان الهي در ميان مردم مطرح است. مرحوم صدرالمتالهين شيرازي در کتاب ارزشمند اصول کافي و در بخش باب الحجه مي گويد: همه عالم و آدم مديون او هستند. بنابراين ايشان اولاً حجت خداست، ديگر اينکه امام است و علاوه بر اين در حال حاضر وجود دارد و حيات ايشان تا آينده ادامه دارد و در آينده شاهد حکومت جهاني ايشان خواهيم بود.
* در تقابل اين مفهوم چه مفاهيم ديگري مطرح مي شود؟
** در مقوله مهدويت با مبحث آسيب شناسي مواجهيم که متأسفانه در جامعه ما ديده مي شود. مثلاً گاهي در موضوع مهدويت موضوعاتي چون ملاقات با امام، برداشت غلط از انتظار و ظهور مشروط به فراگير شدن ظلم و ستم و يا غضب امام (عج) مطرح مي شود، در حالي که در روايات مختلف امام زمان(عج) ضمن آنکه در برابر سردمداران کفر و شرک و فساد نيز مي ايستد، مظهر مهر و محبت است. اين مسايل موضوعاتي است که توسط برخي از افراد ناآگاه مطرح مي شود و به دليل عدم تسلط برخي از کارشناسان به روايات و منابع آن به آن دامن زده مي شود.
در بخش خارجي، انديشه ليبرال دموکراسي غرب نمي تواند منجي گرايي را با مفهوم صحيح آن تحمل کند.
* موضوع جهاني شدن چقدر با مفاهيم مهدويت هماهنگ است؟
** موضوع جهاني شدن در واقع طرح همان موضوعي است که در روايات ما نيز در قالب مقوله مهدويت و حکومت واحد جهاني اشاره شده است. در انجيل هم به اين مسأله اشاره شده است. در الحاقات تورات نيز اين مسأله وجود دارد. قطعاً اين منجي نمي تواند مقطعي و يا منطقه اي فکر کند، زيرا در غير اين صورت با آرمانهاي او همخواني نخواهد داشت. ليبرال دموکراسي جهان غرب در پي اين است تا تنها ايده نجات را، خود معرفي کند.
ما معتقديم که بشر در حال حرکت به سوي حکومت واحد جهاني است لذا معتقد به جهاني شدن و نه جهاني سازي هستيم. ما قايل به پروسه ايم و نه پروژه و معتقديم جهان غرب مي کوشد اين روند را به پروژه اي متناسب با آرمانها و ايده هاي خود تبديل کند. اين موضوع به خوبي در عرصه هاي دين، هنر و کتابهاي نوشته شده مشاهده مي شود.
آنها در پي آنند تا نجات خواهي بشر را که امري فطري است به سويي که خود مي خواهند سوق دهند.غرب با همين نيت است که به مهدي ستيزي دست مي زند. آنها تلاش کرده اند تا مهدي موعود(عج) را چهره اي خشن معرفي کنند لذا ما بايد با آسيب شناسي خود گرفتار اين آسيب ها نشويم.
براي اينکه در عرصه مهدويت دچار اين مشکل نشويم، بايد در برابر نقشه هاي دشمن با درايت کامل بايستيم. بنابراين اتخاذ سه راه تبيين استراتژي انتظار، آسيب شناسي و بالاخره دشمن شناسي ارکان مهمي در تبليغ و ترويج مباحث مربوط به مهدويت است.
* پيشرفتهاي موجود در مسير توسعه تکنولوژي چگونه مي تواند به حفظ باورهاي مهدويت و يا انکار آن دامن بزند؟
** سؤال خوبي است. دو ديدگاه در اين مسأله وجود دارد؛ اول اينکه آيا تکنولوژي موجود مي تواند انسان موجود را به منجي نزديک کند يا نه. تکنولوژي هاي حاضر تا حدي که با دين و آرمانهاي ما منافات نداشته باشد و با انديشه هاي تجربه گرايي و پوزيتويستي همراه نشده باشد قابل قبول است. حتي اگر اين تکنولوژي را بر اساس انديشه هاي اومانيستي تفسير نکنيم، مشکلي را ايجاد نمي کند.
اما اگر تکنولوژي موجود را رهاورد اومانيسم، تجربه گرايي و تفکر عقل گرايي ابزاري که بعد از رنسانس ايجاد شده است بدانيم دين را در برابر تکنولوژي قرار داده ايم و طبيعي است که اين انديشه هيچگاه در خدمت آرمانهاي مهدويت نيست و به همان اندازه که ما را به سمت تکنولوژي، مدرنيسم و پست مدرنيسم نزديک مي کند از دين جدا مي سازد.
ابزارهاي معرفتي اش يک فرد ديندار در کنار حس، تجربه، عقل و وحي با هم رشد مي کند اما تجربه گرايان ابزار عقل و وحي را به کناري مي گذارند. به تعبيري ديگر عقل ابزاري وحي و يا عقل شهودي جايگاهي ندارد. استاد شهيد مطهري در کتاب اصول فلسفه و روش رئاليسم مي گويد: ابزارهاي معرفتي بشر تنها حس و تجربه نيست، بلکه عقل و وحي نيز در کنار آنها قرار گرفته است، يعني تکنولوژي نه تنها باعث عقب افتادگي نمي شود و مانعي براي اعتقاد به باور مهدويت نمي شود، بلکه اين راه را براي آينده هموار مي کند.
کافي است شما به جامعه آرماني امام زمان(عج) نگاهي بيندازيد و فناوري و تکنولوژي عصر ظهور را مرور کنيد تا ببينيد در زمان ايشان جايگاهي براي فناوري وجود دارد يا نه. شايد اين روايت را بارها شنيده باشيد که علوم 27 رمز دارد و از اين تعداد تنها 2 رمز آن تا زمان ظهور براي بشريت کشف مي شود و 25 رمز آن در هنگام ظهور کشف مي شود. اين روايت اشاره اي نمي کند که اين علم علمي ديني است و يا غير ديني؛ بنابراين مي توان دريافت که علاوه بر علم ديني علم غير ديني نيز توسعه مي يابد.
در چنين جامعه آرماني انسان در اوج فناوري است و در عين حال ديندار نيز مي باشد. علاوه بر اين در زمان ظهور مردم از نظر عقلاني نيز رشد پيدا مي کنند. در چنين جامعه اي تمامي آرمانهاي بشر تحقق مي يابد، بشر به عدالت مي رسد، ظلم از ميان مي رود و بر اساس آيه 55 سوره مبارک نور در اين جامعه، تعبد محض وجود دارد و نا امني به امنيت تبديل مي شود.
ما بايد در زمان خود بين اين دو مقوله تفکيک قايل شويم و اجازه ندهيم فناوري موجود در تعريف ما در زيرمجموعه تفکرات اومانيستي و ليبراليستي قرار بگيرد، در غير اين صورت مانعي در راه ظهور خواهد بود؛ اما اگر اين تکنولوژي در راستاي تقرب انسان به سوي خدا باشد، اين دو نه تنها با يکديگر منافاتي ندارد، بلکه راه را هموار خواهد کرد. استاد مطهري مي فرمود: هيچ پيامبري نيامده است تا مردم را به جهل و نابودي دعوت کند، بلکه همه آنها آمده اند تا انسان را به سوي علم دعوت کنند.
قرآن کريم بارها آدمي را به تدبر فرا مي خواند و همين نشان مي دهد که علم با اعتقادات مذهبي ما منافاتي ندارد.

  


در گفتگو با حجة الاسلام دکتر غلامرضا بهروز لک عنوان شد ؛
انتظار پويا، زندگي منتظران را جهت دار مي کند



* مليحه پژمان
انتظار سازنده و پويا، انتظاري است که فرد و جامعه را به تحرک، سازندگي و تعهدآفريني وادار کند و امروزش را نسبت به گذشته اش





بهتر کند. اين انتظار بسيار مثبت است. گو اينکه در مکتب اسلام، کسي که دو روزش مساوي باشد مغبون شمرده شده و کسي که روز بعدش نسبت به روز قبل بدتر باشد ملعون و مطرود است.
پيشوايان ديني گفته اند کسي که آينده خود را بهتر از گذشته نبيند، مرگ او بدتر از زندگي است. حال با چنين فرهنگي، افراد جامعه اي که بخواهند براي گسترش عدل به پا خيزند و آن را جايگزين محروميت ها، تجاوز و ستم کنند، بايد تلاش بي وقفه اي داشته باشند. امام رضا(ع) در حديثي تحقق انتظار فرج را اين طور تبيين مي کند: انتظار فرج نزد ما پايداري و مقاومت در برابر دشمني ها و ستم ها و مصاحبت زيبا با همسايگان، اعطاي خوبيها به همگان، پند دادن به ديگران و نصيحت و مهرباني نسبت به انسانهاي مومن است. چنين انتظاري افضل اعمال است.
اساساً در اين روايت معصوم(ع) اين مطلب که به راستي بايد انتظار پويا، سازنده و مستمر با آگاهي و شناخت باشد، به خوبي مشهود است. براي واکاوي بيشتر مسأله انتظار، گفتگويي داشته ايم با حجة الاسلام دکتر غلامرضا بهروز لک، مدير پژوهشکده انتظار نور و سردبير فصلنامه تخصصي انتظار که در ادامه مي خوانيد.




*جناب بهروز لک! انتظار پويا چه تعريفي دارد و مؤلفه هاي آن چيست؟
**درباره انتظار فرج که از افضل اعمال شمرده مي شود و همين طور در مورد اينکه انتظار فرج چطور به گشايش امور امت اسلامي منجر مي شود، بحثهاي بسياري نقل شده است. اما مراد از انتظار يعني چشم به راه بودن و منتظر کسي است که با نگاه به خودش، آمادگي ظهور را پيدا مي کند. اين انتظار اگر به شکل صحيح دنبال شود، آثاري در آن ديده مي شود. اول آثار تکاملي و اخروي آن، که انتظار افضل اعمال و عبادات است و از حضرت رسول(ص) نقل شده است.
از ساير امامان معصوم نقل کرده اند که هر کس منتظر ظهور حضرت مهدي باشد، همانند کسي است که در خيمه ايشان خدمت مي کند، حتي اگر حضرت را درک و زيارت نکند. اما انتظار آثار دنيوي هم دارد، اگر ما معناي انتظار را درست درک کنيم مي توانيم آن را به شکل پويا هم معنا کنيم.
انتظار فرج در نگاه امام سجاد(ع) اين است که: «انتظار الفرج من اعظم الفرج» فهم صحيح روايت اين است که انتظار فرج بزرگترين گشايش است نه براي آينده، بلکه براي حال و براي منتظر. عده اي اين روايت را دقيق معنا نمي کنند شايد در نگاه عاميانه و عمومي به اين روايت، تصور کنيم هر کس منتظر فرج باشد، گشايش کارهايش در آينده محقق خواهد شد.
اما اين روايت حاکي از آن است که امام سجاد(ع) در آن به يک نکته روانشناختي، اجتماعي و همه جانبه اشاره دارد. به عقيده من، در مورد اين روايت مي توانيم حتي پايان نامه هاي دانشگاهي، کتابها و مقالات بسياري بنويسيم.
اگر در بعد روان شناسانه به انتظار نگاه کنيم، مي بينيم که اگر کسي از آينده مأيوس باشد، حال او هم در نااميدي و بي ثباتي مي گذرد. در مقابل کسي که نسبت به آينده خوش بين است و مي داند اگر در حال حاضر مشکلاتي دارد، تمام مي شود و به زمان گشايش مي رسد، حال او هم با سبکي و راحتي مي گذرد.
جامعه منتظر با اين طرز تفکر دچار بدبيني و افسردگي نمي شود انتظار در ابعاد جامعه شناسانه هم جايگاه خاصي دارد. براي زندگي اجتماعي هم انتظار تأثير بسزايي دارد. اين مقوله را از منظر هويت بررسي مي کنم. ما چه کسي هستيم؟! گاهي خودمان را گم مي کنيم و دچار بحران هويت مي شويم. مثلاً افرادي در زندگي به شيوه هاي انحراف آميز رفتار مي کنند. دچار کجروي هاي رفتاري هستند.
چرا اين افراد اين طور رفتار مي کنند؟! به اين دليل که اين افراد جايي ندارند که الگو بگيرند و زندگي خودشان را در يک مسير مشخص و مستقيم ادامه بدهند. درست مثل يک کشتي که در دريا در حال حرکت است، اگر يک نشانه به نام فانوس دريايي نباشد که مسير را نشان بدهد، کشتي بارها دور خود مي چرخد، اما اگر در شب طوفاني چراغي فرا راه کشتي باشد، موقعيت خودش را زود پيدا خواهد کرد.
بحث هويت هم بدين معناست که ما داريم به مسايلي دل مي بنديم که گاهي دچار سردرگمي مي شويم. ولي اگر به نقاط محکمي تمسک کنيم، هرگز دچار مشکلات و بحرانهاي هويتي نخواهيم شد. لذا اين حديث شريف که:«کسي که از دنيا برود و امام زمان خودش را نشناسد، به مرگ جاهليت از دنيا رفته است» يعني اينکه معرفت امام راه را به ما نشان مي دهد و ما الگوي صحيح را پيدا مي کنيم.
اين اثر اجتماعي انتظار فرج است که در بعد هويت يابي با تمسک به اين انتظار مي توانيم هر روز خودمان را تازه و به روز قرار دهيم تا دچار بحران هويت نشويم. متأسفانه در حال حاضر برخي جوانان ما به دليل نشناختن حقايق دين و بحث انتظار دچار بحران هويت شده اند و تصور مي کنند تيپ هاي خاص و پيروي از افراد غربي چاره راه آنهاست و حال آنکه پس از مدتي دچار پشيماني و حسرت خواهند شد.
اما از نقطه نظر سياسي، بايد بگويم که ما در توسعه سياسي و ساختار حکومت چگونه بايد سازمان دهي جامعه را دنبال کنيم؟ آيا به شکل غربي ها ليبرال دموکراسي ايجاد کنيم؟ يا مثل کمونيست ها دولت سوسياليستي را راه اندازي کنيم؟ به راستي چه بايد کرد؟! در پاسخ به اين سؤال بايد گفت، اگر ما اميد داريم که دولت کريمه اي قرار است در جهان ايجاد شده و با ظهور يک منجي تمام ساختارهاي ضد دين از بين مي رود، در اين شرايط بايد سعي کنيم، در سياستهاي حکومتي هم خودمان را شبيه آن دولت کنيم.
در اين شرايط بايد پويايي انتظار مدنظر قرار گيرد. يعني اگر کسي بتواند از آن الگوي بزرگ و آرماني بهره بگيرد، براي زندگي سياسي امروزش، پوياست يعني مي داند که آينده چطور خواهد بود. بنابراين انتظار پويا در همه ابعاد زندگي تأثير مثبت و سازنده دارد.
*آقاي دکتر! برخي دوست دارند انتظار را يک مسأله رواني ناشي از حرمان در اقشار محروم جامعه و تاريخ تفسير کنند، آيا مي توان انتظار پويا را پاسخي براي توجيه فوق دانست؟
**خير، به اين دليل که انتظار صحيح و پويا آن است که من منتظرم وضع امروزي برطرف شده و اوضاع بهتري حاصل شود. در حالي که وضعيت دوران پس از انتظار پريشاني، حرمان و محروميت نخواهد بود، چون ما در انتظار اين شرايط نيستيم. ما در آرزوي زيبايي هستيم و آيا ممکن است، کسي که در انتظار زيبايي و شرايط خوب است، با نااميدي و حرمان و پريشاني، خودش را مهياي شرايط زيبا و سرشار از اميد کند؟!
جامعه پس از ظهور، جامعه اي سرشار از حقيقت، زيبايي، عدالت، محبت و رأفت است در اين جامعه حتي گرگ و ميش در کنار هم زندگي مي کنند، بدون اينکه حس درندگي در گرگ باشد. اين کنايه از انسانهايي است که در زندگي به مردم ظلم مي کردند وحالا در شرايط جامعه مهدوي پس از انتظار در نهايت رأفت در کنار ديگران زندگي مي کنند و صالح مي شوند. لذا انتظار پويا، انتظار زيبايي هاست.
*«عدالت» چه جايگاهي در گفتمان انتظار پويا دارد؟
**اول اينکه بايد تلاش کنيم عادل باشيم. اين نکته قابل اهميت است که بگويم بيشتر ما در مورد امام زمان(عج) دچار بدفهمي هستيم و ايشان را درست نمي شناسيم. تصور مي کنيم مهمترين رويکرد امام زمان(عج) در دوران ظهور عدالت محوري است، در حالي که عدالت ظرفيت و گنجايش جامعه مهدوي را ندارد.
حتماً امام زمان(عج) عدالت را محقق خواهد کرد و اين مسأله در روايت نبوي هم ذکر شده است که:« اگر از روزگار جز يک روز بيشتر نماند، خداوند آن را آنچنان طولاني خواهد کرد که فردي از فرزندان من ظهور و دنيا را سرشار از عدل و داد کند.» اما ما مي خواهيم بگوييم که عدالت هدف اصلي و غايي نيست، عدالت ابزار و وسيله اي است که انسانها را به سعادت برساند. نتيجه اينکه جامعه مهدوي جامعه اي عدالت محور است، در اين شرايط ما هم به عنوان منتظران ظهور قائم(عج)، بايد مقدمات حکومت عدالت مهدوي را فراهم کرده و سعي کنيم جامعه امروز را به صفت عدالت آراسته کنيم. يقيناً به عدالت فراگير نخواهيم رسيد، چون فقط در انحصار حضرت مهدي(عج) است، ولي خواهيم توانست با تلاش در راه عدالت شبيه آن حضرت شويم و ثابت کنيم که منتظر ظهور ايشان هستيم.
*در مقابل انتظار پويا و جهت دار چه نوع انتظار ديگري وجود دارد؟
**در مقابل انتظار پويا و جهت دار، انتظار منفعل است که در اثر سؤ برداشتي از برخي روايات به وجود آمده است. برخي روايات ما را از فروع نهي کرده اند، مثل روايتي که از امام صادق(ع) نقل شده که افراد را از قيام نهي کرده اند.
آن روايت ناظر بر قيام بني عباس است، چون امام مي دانست که اين قيام کنندگان به نفع اهل بيت قيام نمي کنند و در جهت موفقيت بني عباس حرکت مي کنند. مثل قيام ابومسلم خراساني که در جهت خواست بني عباس و سرکوبي بني اميه صورت گرفت.
اما در آن شرايط سؤ برداشتي از روايت به وجود آمد که تصور مي کردند نبايد قيام کرده و زمينه ظهور را فراهم کنيم. البته اين مسأله جز يک مقطع موقت در تاريخ نبوده و پس از انقلاب اسلامي هم متأسفانه جرياني به نام حضرت مهدي فعاليت داشتند که تاکتيک آنها قيام نکردن بود تا ظلم و ستم همه جا گير شود، در حالي که نمي دانستند با طاغوت زمان همسويي، پيدا کرده اند. امام(ره) اين جريان را نهي مي کند و دستور انحلال آنها را صادر مي کند. اين مصداق«انتظار منفعل» است که گروهها طوري رفتار مي کنند که طاغوت زمان به راحتي با آنها مراوده داشته باشد.
اين اسلام يا متحجر است يا اسلام استکباري است که ضرري هم براي مستکبران نخواهد داشت! اما صفت ياران مهدي که ظلم ستيزي و عدالت جويي است، در اين نوع انتظار ديده نمي شود.«انتظار منفعل» يعني رها کردن زندگي، پس نمي تواند انتظار مثبتي باشد و در ظهور امام زمان(عج) تأثير بگذارد.
*در شرايط امروز و بروز فتنه ها و تهاجمات پي در پي، چطور مي توان منتظر واقعي امام زمان(عج) بود؟
**ببينيد، اين مسأله درجه بندي دارد، ما مسير اصلي را با انقلاب اسلامي خوب شروع کرديم، اما اينکه آيا انتظار ما در اين شرايط چه نمره اي مي گيرد، مشخص نيست و اين مسأله نيازمند تلاش و کوشش ماست.
ما نياز داريم بينش عميقي در جامعه ايجاد کرده و جامعه را به سمت انتظار واقعي سوق دهيم. تواصي به حق و تواصي به صبر که در قرآن آمده است که ما را از خسران محفوظ مي دارد، باعث مي شود انتظاري پويا داشته باشيم.
پس ما مسير اصلي را درست شروع کرديم و پس از آن امام(ره)، مقام معظم رهبري، علما و انديشمندان راه را به ما نشان داده و مي دهند، اما آنچه باقي مانده، اين است که ما تلاش کنيم منتظر واقعي باشيم؛ يعني چگونگي عمل و آمادگي ما تأثير بسيار جدي در ظهور حضرت دارد.

  


ارتباط برتر با امام منتظر



قال المهدي(عج):
انا غير مهملين لمراعاتکم و لا ناسين لذکرکم
ما به امور زندگي شما بي توجه نيستيم و شما را فراموش نمي کنيم.
بحارالانوار، ج 5. ،ص 175
پيام ها:
1 - ائمه(ع) پشتيبان زندگي ما هستند.
2 - همه انسانها در دايره توجه امام قرار دارند.
3 - امام(عج) هيچ گاه شيعيان را فراموش نمي کنند.
4 - امام زمان(عج) به همه احوال ما نظارت دارند.
5 - امام هيچگاه امت خود را در مشکلات تنها نمي گذارد.

  


صاحب الزمان (عج) در منابع اهل سنت



* حجة الاسلام دکتر بي آزار شيرازي
اعتقاد به مصلح جهاني و حاکميت عدل و مهرباني در آخر الزمان، از مباحث مورد اتفاق تمام اديان و مذاهب است، گر چه هر کدام نشاني داده و نامي ديگر بر آن نهاده اند.




تمام کتب و مدارک مذاهب اسلامي سرشار از روايات نبوي است. از کتاب تفسير و حديث تا کلام و عقايد و حتي لغات و ادبيات پيرامون «حضرت مهدي(عج)» سخن به ميان آمده است. از مجموعه کتابهاي حديث اهل سنت مي توان به چند نمونه اشاره کرد. تصريح آنان به اين معنا که مهدي موعود از عترت پيامبر اعظم(ص) است و جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد، در ضمن چند حديث ارائه مي شود.
الف) در صحيح ترمذي، از صحاح معتبر اهل سنت آمده: پيامبر فرمود: «دنيا سپري نخواهد شد تا اين که مردي از اهل بيت من که نامش، نام من است، بر عرب حکومت کند.»
ب) در سنن ابن داوود، ديگر کتاب حديث معتبر اهل سنت از قول پيامبر آمده است: «اگر از عالم جز روزي باقي نمانده باشد، خداوند مردي از اهل بيت مرا بر خواهد انگيخت تا دنيا را پر از عدل و داد کند؛ چنان که از ستم پر شده است.»
ج) در کتاب «البيان في اخبار صاحب الزمان»، از کتابهاي علماي شافعي مذهب، باز هم از قول پيامبر نقل شده است: «مهدي موعود از عترت من و اولاد فاطمه(س) است.»
د) شيخ محمد عبده، عالم اهل سنت و از روشنفکران معاصر مي گويد: «خاص و عام مي دانند که در اخبار و احاديث، ضمن شمرده شدن نشانه هاي قيامت، آمده است مردي از اهل بيت پيامبر خروج مي کند که نام او مهدي است. او زمين را پس از آنکه از جور و بيداد آکنده باشد، از عدل و داد آکنده مي سازد.»

  


آيةا... امامي کاشاني: امروز نياز به ظهور منجي بيش از پيش احساس مي شود



امام جمعه موقت تهران گفت: امروز ما شاهد بروز بحران هاي اقتصادي و سياسي در دنيا هستيم و بشر امروز نياز به ظهور منجي را بيش از پيش احساس مي کند. آيةا... محمد امامي کاشاني در جمع زائران مسجد مقدس جمکران در سخناني با تبريک فرا رسيدن ايام نيمه شعبان در سخناني با اشاره به توجه روزافزون دنيا به مسأله ظهور امام عصر و منجي آخرالزمان خاطرنشان کرد: اعتقاد به منجي در ميان پيروان ديگر اديان نيز وجود دارد و اين مسأله در برخي از کتابهاي ديني آنها نيز ذکر شده است.وي با بيان اينکه اکثر مردم جهان منتظر تحولي عظيم در آخرالزمان هستند، خاطرنشان کرد: در برخي از اديان همچون بودا و هندو نيز به مسأله ظهور منجي اشاره شده است و همه به نوعي منتظر ظهور و آمدن مصلح جهاني هستند که با حضور خود دنيا را متحول کند.
امام جمعه تهران در ادامه با اشاره به شرايط کنوني جهان و متزلزل شدن بنيان هاي جوامع بشري تصريح کرد: امروز ما شاهد بروز بحران هاي اقتصادي و سياسي در دنيا هستيم و بشر امروز نياز به ظهور منجي را بيش از پيش احساس مي کند.آيةا... امامي کاشاني با اشاره به اعتقاد مسلمانان و شيعيان به ظهور حضرت وليعصر(عج) تأکيد کرد: مسلمانان و به خصوص شيعيان بايد به منجي عالم بشريت دلبستگي داشته باشند تا بتوانند در هنگام ظهور يار و ياور ايشان باشند.وي با تأکيد بر اينکه جهان امروز نيازمند يک تحول عظيم و شگرف است، خاطرنشان کرد: شيعيان در عصر غيبت و مسأله انتظار بيش از ديگران مورد آزمايش و امتحان قرار مي گيرند و منتظران واقعي بايد خود را از عالم جدا کرده و دل بسته مهدي موعود شوند. آيةا... امامي کاشاني با اشاره به اعتقاد برخي از فرقه هاي اهل سنت نيز به ظهور حضرت مهدي(عج)، بر برگزاري هرچه باشکوهتر جشن هاي نيمه شعبان تأکيد کرد و بيان داشت: مسجد مقدس جمکران در اين ايام بهترين مکاني است که عاشقان و ارادتمندان مهدي(عج) با حضور در اين مکان مقدس مي توانند به راز و نياز با معبود و مقتداي خويش بپردازند.

  


در آستانه نيمه شعبان ؛ هشت ستاد ويژه خدمات رساني در مسجد جمکران تشکيل شد



معاون شهردار قم از تشکيل هشت ستاد ويژه جهت رفاه حال زائران و خدمات رساني به مجاوران مسجد مقدس جمکران توسط شهرداري قم و با همکاري برخي از ادارات و سازمانها خبر داد.به گزارش مهر، جواد جودکي با بيان اين مطلب گفت: شهرداري قم از دو ماه گذشته تاکنون با برگزاري جلسات متعدد با ادارات استان نسبت به برنامه ريزي در سه بخش توسعه زيرساختها، خدمات شهري و رفاهي و حمل و نقل و ترافيک اقدام کرده است.
جودکي تصريح کرد: در زمينه خدمات رفاهي نيز تاکنون نسبت به خريداري بيش از 300 هزار بطري آب معدني جهت توزيع رايگان در ايستگاه صلواتي اقدام شده ضمن اينکه مکانهايي جهت توزيع اقلام مورد نياز زائرين از قبيل نان، مواد خوراکي، يخ و... با قيمت دولتي و تحت نظارت اداره بازرگاني اقدام خواهد شد.
وي با اشاره به اينکه با هماهنگي انجام شده تمام نانوايي ها در اين ايام به خصوص در منطقه جمکران فعال خواهند بود، ادامه داد: نصب 120 چشمه سرويس بهداشتي سيار علاوه بر 500 چشمه سرويس ثابت در منطقه جمکران، توسعه فضاي سبز منطقه جمکران و نصب آلاچيق در استراحتگاهها از ديگر اقدامات شهرداري قم در اين ايام است.وي يادآور شد: با برنامه ريزيهاي انجام شده سازمان اتوبوسراني و تاکسيراني شهرداري قم با تمام ظرفيت و امکانات نسبت به سرويس دهي به زائرين اقدام مي نمايند تا ان شاءا... خدمات مطلوبي را جهت تردد و جابجايي زائران داشته باشيم.

  


حديث وصل گل زيباست!



* جواد نعيمي
کار عاشقان، ناليدن از فراق است! هم از اين روي، ما، در دوري از روي محبوب، هر جمعه به ندبه روي مي آوريم و هر شنبه از تداوم غيبت آستين غم به ديده مي کشيم !
اي کاش همين جمعه که در پيش روي ماست، جمعه ديدار يار باشد!
اگر محبوب جان و جهان ما، اذن حضور بيابد، بذر صفا و سادگي و صداقت و فرزانگي و داد را در همه جا مي کارد.اگر آن ماه بتابد، زمين از رنج تيرگي و تباهي، رهايي مي يابد. آسمان دلش باز مي شود. زمان تپشي پر طنين را تجربه مي کند. خورشيد شرمنده مي شود. ابرها به هيجان در مي آيند.
نسيم، شادمانه و رقص کنان، مژده وصل را به همگان مي دهد. همه جا، غرق غوغاي نور باران مي شود. هيچ تابنده اي سر از پا نمي شناسد! هيچ ناخني سينه اي را نمي خراشد! هيچ کس تنديسي از پستي و پليدي نمي تراشد! از در و ديوار، مهر و آيينه و آب و نور و نکويي مي تراود. قرآن ناطق راه مي نماياند و عشق مي پراکند و ايمان را بلند مرتبه مي سازد و هر چيزي همان مي شود که بايد باشد!
اي خدا! شکوه ديدار مهدي فاطمه(عج) را بي هيچ فاصله اي نصيب ديدگان ما بفرما!

  


يا مولا! ادرکني!



ريشه شر را دستهاي تو، توان دارد که بخشکاند! بشر را از شوک و شرک و شب پرستي و خود شيفتگي، نگاه تو مي تواند برهاند. شبهاي ديجور و روزهاي سخت و ايام گرفتاري و هنگامه حق گريزي را ظهور تو مي تواند به پايان برساند.شميم عدل و شادماني و شکرگزاري را بوي تو مي تواند در دنيا پراکنده سازد.
مشتهاي دروغهاي بزرگ پليدان استعمارگر جهان را، اشاره انگشتهاي مبارک تو مي تواند باز کند.
دلدادگان عالم معنا را، بزرگ راه ياد و نام تو مي تواند به پل پيروزي نزديک سازد.شور و شعور و شهد و شادي و شرافت و شيدايي در راه حق را، خاطرات نوراني تو مي تواند تثبيت کند.نور و نواي حقيقت جويي و حق پويي و حق گويي را برکت دستها و تبرک نگاه مهربان تو مي تواند پاينده سازد.
والايي و والا و معنا، با نام تو سرانجام مي رسد، اي مولا!
اي حبيب قلبهاي ما! اي که دل خواسته هاي ما را به خوبي ادراک مي کني، ادرکني

  


ابعاد روانشناختي انتظار



*دکتر محمدرضا شرفي، نويسنده و استاد دانشگاه
انتظار در مکتب اسلام، تنها يک رويکرد عاطفي نيست؛ بلکه رويکردهاي معرفتي، اجتماعي، اخلاقي و فردي را نيز شامل مي شود. از اين روي مي توان انتظار را همچون منشوري دانست که داراي تجليات گوناگون است. در رويکرد معرفتي به موضوع انتظار، مي توان آثار تربيتي و روان شناختي اين پديده را با نگاهي جديد، مورد بررسي قرار داد؛ البته در اينجا، تربيت به معناي گسترده آن مورد نظر است که شامل مقوله هاي اخلاقي نيز مي شود و در بعد روان شناختي نيز، آثار کارکردي آن بيشتر مورد تأکيد قرار مي گيرد.
*گسترش اميدهاي واقعي
اميد، محرک انسان براي رويارويي با آينده است. برخي آن را انگيزه و پاره اي ديگر آن را نياز آدمي مي دانند. انسان براي تداوم زندگي و تحمل دشواريهاي آن، نيازمند انگيزه نيرومندي است که در پديده «اميد به آينده» تجلي مي يابد. آينده اي که به مراتب عالي تر، زيباتر و بهتر از امروز باشد. اين مسأله بويژه براي جوانان داراي اهميت بسيار است، زيرا در پرتو«اميد به فردايي بهتر» مي توانند به نيروي فراوان خود و شور و نشاط بي پايانشان جهت و معنا بخشند.
البته اين مقوله در ميان مکاتب ديني و غيرديني، داراي جايگاه، منزلت و تفسيرهاي گوناگون است. اميدهاي واقعي نقطه مقابل اميدهاي واهي است، اميدهايي که داراي پايه و اساس استوارند و ريشه در اعتقادات و باورهاي ديني و ارزشهاي مبتني بر وحي الهي دارند مثل، اميد به ظهور حضرت مهدي(عج) و شرايطي که آن حضرت با حکومت خويش فراهم مي آورد. امام حسن مجتبي(ع) از پدر بزرگوارشان نقل مي فرمايد: در دولت مهدي(ع) درندگان، سازش مي کنند. زمين نباتات خود را خارج مي کند. آسمان برکاتش را فرو مي فرستد، گنجهاي نهفته در دل زمين براي او آشکار مي شود و بين مشرق و مغرب را مالک مي شود و خوشا به حال کسي که آن روزگار مسعود را درک کند و دستوراتش را با گوش جان بشنود.از اين روايت چنين برداشت مي شود که انتظار امام عصر(عج) موجب گسترش و توسعه اميدهاي واقعي در شيعيان و پيروان آن حضرت مي شود. اميدهايي که منتظرانش، هرگز در حقيقت و اصالت آنها، ترديدي به خود راه نمي دهند. زيرا چنين اميدهايي از متن باورهاي دين، رويش کرده و برخاسته از اعتقاد اصيل و استمرار شيعه است.در اين شرايط چنانچه از بعد روان شناختي به مسأله بنگريم، نقش اميد را در سلامت رواني، تعيين کننده و محوري خواهيم يافت.انتظار در مکتب شيعه، علاوه بر آن که نوعي اميد به آينده است، چشم به راه يک رويداد بزرگ و تحول عميق بودن است، زيرا طي شدن فاصله ميان غيبت و ظهور، يک پديده عادي نيست، بلکه حادثه اي به وسعت همه تاريخ بشر است. براي تجسم عظمت آن به اين نکته اشاره مي کنم که مهدي(عج) تبلور همه آرمان ها و آرزوهاي محقق نشده انسان در طول قرون و اعصار گذشته است.بر اين اساس فرداي ظهور، فردايي است روشن تر و بهتر از امروز. زيرا همه اختلافات و خصومتها که ناشي از محدوديت انديشه و نارسايي عقل بشر است، از ميان برمي خيزد و در پرتو شکوفايي خود، جاي خود را به عطوفت، رحمت و مناسبات صميمانه مي دهد. با تکيه بر اين مباني، ديگر افسردگي در ميان پيروان مکتب انتظار جايي ندارد. در غير اين صورت است که آدمي، دليلي براي بهتر بودن فردا ندارد، بنابراين و بيشتر در معرض افسردگي و نااميدي قرار مي گيرد. اهميت اين مطلب، زماني روشن تر مي شود که بدانيم افسردگي، به عنوان بيماري قرن، شايع ترين و دشوارترين اختلالي است که انسان معاصر با آن مواجه بوده و بشدت از عوارض آن رنج برده است، زيرا رشته هاي اميد خود را بريده و گسسته مي بيند.
*مراقبت دايمي
يکي از پيامدهاي طبيعي و منطقي انتظار، احساس حضور است. منتظر واقعي، با اعتقاد به اينکه اعمالش، پيوسته در منظر آن عزيز واقع مي شود، نسبت ميان خود و آن حضرت را در احساس حضور، متجلي مي بيند و هر جا که باشد، گويي که خود را در سايه آن حضرت و گوش به فرمان ايشان احساس مي کند و لازمه انتظار حقيقي را تلاش براي جلب رضايت ايشان مي داند.بنابراين براي تحقق اين مهم، نه تنها عمل به واجبات و ترک محرمات را وجهه خود قرار مي دهد، بلکه از هر غفلتي پرهيز مي کند. همان گونه که استغفار خواص، استغفار از گناه نبوده و نيست، بلکه آنها هر غفلتي از ياد خدا و و انس با محبوب را براي خود گناه بزرگ مي شمرند و استغفار مي کنند. در اين شرايط منتظر پيوسته مراقب گفتارها و رفتارهاي خويش خواهد بود تا موردي بر خلاف رضاي محبوبش، از او صادر نشود و اين مسأله به پالايش دروني و صفاي باطني خواهد انجاميد.
*سلامت اخلاقي جامعه
از جنبه تربيت، فرد سالم، زمينه ساز جامعه اي سالم است و جامعه سالم عامل تداوم و بقاي فرد سالم است. بنابراين نوعي التزام پيمان سلامت اخلاقي فرد و سلامت اخلاقي جامعه وجود دارد. مصونيت دين، در پرتو تقوا امکان پذير است. همان عاملي که عمل به آن، يکي از مهمترين وظايف شيعيان و ياران امام عصر(عج) است.انتظار واقعي اين است که منتظرانش نيز از نوعي سنخيت نسبي با ايشان برخوردار باشد تا در اظهار محبت و ارادت آنان به آن حضرت، نشانه اي از صداقت، مشاهده شود. منتظر حقيقي، نيک مي داند که محبت به امام عصر(عج) شرط لازم است ولي شرط کافي، تبعيت و جلب رضايت آن حضرت است و جلب رضايت ايشان تحقق خواسته هاي آن بزرگوار، از جمله رعايت تقواي الهي است. بنابراين به ميزان عشق و ارادت به آن عزيز، در جهت رشد و تقوا و خويشتن داري مي کوشد.از اين رو انسان منتظر، انساني است که صفت تقوا در اوج صفات ديگر وي جاي دارد و با درک مسؤوليت اجتماعي نسبت به اصلاح جامعه، در حد توان فرد تلاش کرده و هرگز تسليم يأس و روزمرگي نمي شود. منتظر واقعي، انحرافات اجتماعي را برنمي تابد و عليه آن مي شورد.

  


موعود اديان در آخرالزمان



اعتقاد به منجي و ظهور نجات بخش در آخرالزمان در تمامي اديان ابراهيمي و غيرابراهيمي به ميان آمده است. ايرانيان باستان معتقد بودند «گرزاسپه» قهرمان تاريخي آنان زنده است و در کابل خوابيده و صد هزار فرشته او را پاسباني مي کنند تا روزي که بيدار شود و قيام کند و جهان را اصلاح نمايد. نژاد اسلاو بر اين عقيده بودند که از مشرق يک نفر برخيزد و تمام قبايل اسلاو را متحد سازد و آنها را بر دنيا مسلط گرداند. نژاد ژرمن معتقد بودند که يک نفر فاتح از طوايف آنان قيام نمايد و ژرمن را بر دنيا حاکم گرداند. اهالي صربستان انتظار ظهور «مارکوکراليويچ» را داشتند.
برهماييان از ديرزماني بر اين عقيده بودند که در آخرالزمان «ويشنو» ظهور نمايد و بر اسب سفيدي سوار شود و شمشير آتشين بر دست گرفته و مخالفان را خواهد کشت، و تمام دنيا «برهمن» گردد و به اين سعادت برسد.ساکنان جزاير انگلستان از چندين قرن پيش آرزومند و منتظرند که «ارتور» روزي از جزيره «آوالون» ظهور نمايد و نژاد «ساکسون» را در دنيا غالب گرداند و سعادت جهان نصيب آنها گردد.
اسن ها معتقدند که پيشوايي در آخرالزمان ظهور کرده، دروازه هاي ملکوت آسمان را براي آدميان خواهد گشود. سلت ها مي گويند: پس از بروز آشوبهايي در جهان، «بوريان بور ويهيم» قيام کرده، دنيا را به تصرف در خواهد آورد.اقوام اسکانديناوي معتقدند که براي مردم بلاهايي مي رسد، جنگهاي جهاني اقوام را نابود مي سازد، آنگاه «اودين» با نيروي الهي ظهور کرده و بر همه چيره مي شود. اقوام اروپاي مرکزي در انتظار ظهور «بوخض» هستند.اقوام آمريکاي مرکزي معتقدند که «کوتزلکوتل» نجات بخش جهان، پس از بروز حوادثي در جهان، پيروز خواهد شد.
چيني ها معتقدند که «کرشنا» ظهور کرده، جهان را نجات مي دهد. زرتشتيان معتقدند که «سوشيانس» (نجات دهنده بزرگ جهان) دين را در جهان رواج دهد، فقر و تنگدستي را ريشه کن سازد، ايزدان را از دست اهريمن نجات داده، مردم جهان را هم فکر و هم گفتار و هم کردار گرداند.
قبايل «اي پوور» معتقدند که روزي خواهد رسيد که در دنيا ديگر نبردي بروز نکند و آن به سبب پادشاهي دادگر در پايان جهان است. گروهي از مصريان که در حدود 3000 سال پيش از ميلاد، در شهر «ممفيس» زندگي مي کردند، معتقد بودند که سلطاني در آخرالزمان با نيروي غيبي بر جهان مسلط مي شود، اختلاف طبقاتي را از بين مي برد و مردم را به آرامش و آسايش مي رساند. گروهي ديگر از مصريان باستان معتقد بودند که فرستاده خدا در آخرالزمان در کنار رودخانه خدا پديدار گشته، جهان را تسخير مي کند. ملل و اقوام مختلف هند، مطابق کتابهاي مقدس خود، در انتظار مصلحي هستند که ظهور خواهد کرد و حکومت واحد جهاني را تشکيل خواهد داد. يونانيان مي گويند: «کالويبرگ» نجات دهنده بزرگ ظهور خواهد کرد و جهان را نجات خواهد داد. يهوديان معتقدند که در آخرالزمان «ماشيع» ظهور خواهد کرد و تا ابد در جهان حکومت مي کند. آنها او را از اولاد حضرت اسحاق مي پندارد در صورتي که تورات -کتاب مقدس يهود- او را صريحاً از اولاد حضرت اسماعيل دانسته است. نصارا نيز به وجود منجي قايلند و مي گويند: او در آخرالزمان ظهور خواهد کرد و عالم را خواهد گرفت، ولي در اوصافش اختلاف دارند. کتب مذهبي اديان اسامي خاصي براي موعود خود قايلند: «صاحب» در صحف ابراهيم(ع)، «قائم» در زبور سيزدهم، «قيدمو» در تورات به لغت ترکوم، «ماشيع» در تورات عبراني، «مهميد آخر» در انجيل، «سروش ايزد» در زمزم زرتشت، «بهرام» در ابستاق زند و پازند، «بنده يزدان» هم در زند و پازند، «لند بطاوا» در هزارنامه هنديان، «شماخيل» در ارماطس، «خوراند» در جاويدان، «خجسته» در کندرال فرنگيان، «خسرو» در کتاب مجوس، «ميزان الحق» در کتاب اثري پيغمبر، «پرويز» در کتاب برزين آذرفارسيان، «فردوس اکبر» در کتاب قبروس روميان، «کلمه الحق» و «لسان صدق» در صحيفه آسماني، «صمصام الاکبر» در کتاب کندرال، «قاطع» در کتاب قنطره، «منصور» در کتاب ديد براهمه، «ايستاده» در کتاب شاکموني، «ويشنو» در کتاب ريگ ودا، «فرخنده» در کتاب وشن جوک، «راهنما» در کتاب پاتيکل، «پسر انسان» در عهد جديد، «سوشيانس» در کتاب زند و هومو من يسن، از کتب زرتشتيان، در شابوهرگان کتاب مقدس «مانويه» ترجمه «مولر» نام «خرد شهر ايزده» آمده که بايد در آخرالزمان ظهور کند و عدالت را در جهان آشکار سازد.
اسلام به عنوان آخرين و کامل ترين دين از اديان آسماني، به مسأله مهدي موعود(عج) بيش از ساير اديان اهميت داده و در تبيين مسايل مربوط به آن اهتمام خاصي ورزيده است. بر اساس جايگاه مهم مهدي موعود(عج) در اسلام است که همه مسلمانان از هر گروه و فرقه اي بر اين مسأله اتفاق دارند که در آخرالزمان حضرت مهدي(عج ) خروج مي کند و بر اين مسأله نيز اتفاق نظر دارند که آن حضرت از نسل حضرت علي(ع) و فاطمه زهرا(س) است و نامش نام پيامبر(ص) است.علاوه بر آيات فراواني که بر مسأله مهدويت در اسلام و ظهور حضرت مهدي(عج) دلالت مي کند، روايات شيعه و سني در اين زمينه، بسيار زياد و به حد تواتر رسيده است، به طوري که کسي نمي تواند درباره درستي آنها ترديد به خود راه دهد.
* علي محمدي

  


انتظار يعني رهايي ...



* حميدرضا پديدار
انتظار... يعني رهاشدن از بند جهالت و تاريکي؛ آزادشدن روح بلند آدمي از بند جلوه هاي دنيوي؛ پاره کردن زنجيرهاي خواهش هاي نفساني. انتظار يعني پاک شدن و مهيا شدن براي آمدن موعود. يعني انتظار راستين و مگر جز اين است که مهيا شدن براي وصال دوست، دل بريدن از غير او و دست کشيدن از هرچه جز رضاي او... اين فرموده امام سجاد(ع) است که مي فرمايد:«انتظار فرج، خود بزرگترين گشايش و رهايي است.» به اين معنا که، مهيا شدن براي آمدن موعود، يعني چنان که او دوست مي دارد.
آخرين منجي، مهدي موعود(عج) مهربان است و غريب. هرچند غايب است و هنوز رخصت ظهور از خدا نگرفته، ولي در پس پرده هاي غيبت نيز تاب به خطارفتن ما را ندارد. پس برايمان دعا مي کند، خدا را مي خواند و هدايت ما را از او مي خواهد. اما... ما غافليم و بي خبر و در حلقه روزمرگي ها و خطاهايمان گرفتاريم. گويي هرگز به دل مهربان او نمي انديشيم که چگونه از خطا کاري ما اندوهناک مي شود. چنان که آن مهربان در نامه اي به يکي از علماي بزرگ شيعه مي فرمايد:«ما از لغزش هايي که از بعضي دوستدارانمان سر مي زند، از وقتي که برخي از آنان ميل به کارهاي ناشايسته اي کرده اند که نيکان گذشته از آنها پرهيز داشتند، آگاهيم. گويا دوستداران ما نمي دانند که ما در رعايت حال شما کوتاهي نمي کنيم و ياد شما را از خاطر نبرده ايم. و اگر جز اين بود، از هر سو، گرفتاري به شما روي مي آورد و دشمنانتان شما را از بين مي بردند.»
مهدي جان! ما مي دانيم حضور تو ضرورتي است تا زمين به حضورت آرام گيرد و نور هدايتت هرچند از پشت ابرهاي غيبت، هادي و راهنماي ما باشد و امر الهي به واسطه وجود تو جريان گيرد. و رحمت خدا از دريچه وجودت جاري شود. اي زلال بي انتها! اي خورشيد روشني بخش! بتاب و از لطف وجودت، جهان آفرينش را زنده بدار!
ما در انتظار آمدنت دعاي فرج مي خوانيم و مي دانيم روزي دولت کريمه ات، جهان را به سوي عدالت و انسانيت رهنمون خواهد شد و تا آن روز خدا را عاجزانه به عزت و رحمتش مي خوانيم که:«اللهم عجل في فرج مولانا صاحب الزمان(عج)».

  


دورنما



يک ابر،
به شکل يک آبپاش
سايه باني براي آلاله...
يک ابر،
به صورت يک گل
سايه باني براي پروانه...
آنگاه،
شبيه گشايش چتر،
رديف رفت و آمد قناري ها،
بر فراز قفس هاي وارونه!
موضوع نقاشي:
دور نماي ظهور...
زينب رز ثمالي(سوزان)

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com