صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
عشقستان
حوادث
سوسه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
يادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-08-06
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 15مرداد ماه 1388

[ هنري ]
 * نگاهي به چهاردهمين جشنواره بين المللي تئاتر آييني سنتي؛ لذت نا اميدي!
 * به بهانه خبر توليد فيلمي درباره «مولانا» توسط هندي ها ؛ کي بيدار مي شويم؟
 * عيدانه
 * امروز جشنواره فيلم کودک و نوجوان به ايستگاه آخر مي رسد
 * مدير بخش بين الملل بنياد سينمايي فارابي: همه ميهمانان جشنواره کودک نرسيدند
 * نهمين دفتر شعر کلاهي اهري منتشر مي شود
 * شجاعي طباطبايي کاريکاتورهاي جشنواره چين را داوري مي کند
 * سينمايي «قاطينگا و پاتينگا » به تلويزيون مي آيد

نگاهي به چهاردهمين جشنواره بين المللي تئاتر آييني سنتي؛ لذت نا اميدي!



* سيد مصطفي حسيني راد

تئاتر ما مشکلات، مسائل و کاستي هاي زيادي دارد. ضعفهاي ريز و درشت مديريتي، محدوديتهاي دست و پاگير، دخالت بيش از





اندازه سلايق، نزول کيفيت و اصرار برکميت گرايي، بي نظمي و بي برنامگي و از همه مهم تر مشکلات مالي و نبود امکانات و فضاهاي لازم که کم و بيش بيشتر هنرمندان اين حوزه را از خود ناراضي کرده است. اما همين تئاتر تا دلتان بخواهد جشنواره دارد!شايد بيشتر از هر کشور ديگري، ما و تئاترمان دلمان را به جشنواره ها و همايشهاي رنگا رنگ و ريز و درشت خوش کرده ايم.
جشنواره هاي بين المللي هم در تئاتر ما کم تعداد نيستند. اضافه کردن بر اين عنوان هم گويا برايمان کار دشواري نيست؛ کافي است چند گروه سه، چهار نفري از هند و بنگلادش و هنگ کنگ را به تهران بياوريم و عنوان جشنواره مان را از «ملي» به «بين المللي» تغيير بدهيم، همان طور که مدتهاست جشنواره تئاتر آييني سنتي را بين المللي کرده ايم!





«جشنواره بين المللي تئاتر آييني/ سنتي» که اکنون چهاردهمين دوره اش را برگزار کرده، مي توانست يکي از مهم ترين جشنواره هاي تئاتري ما باشد و تعطيلي جشنواره تئاتر «ايران زمين» در سالهاي گذشته هم، مقدمات مهم تر شدن اين رويداد تئاتري را فراهم کرده بود و همه اينها هم در حالي است که کارشناسان و منتقدان تئاتر اشکال سنتي و آييني تئاتر را همچنان تنها شيوه هاي ملي آن در کشور ما ارزيابي مي کنند. بنابراين جشنواره آييني و سنتي افزون بر همه کارکردها و ويژگي هاي ديگرش بايد مي توانست پايه گذار و زمينه ساز شکل گيري و يا دست کم معرفي تئاتر ملي و ايراني باشد.

* جشنواره اي با ظاهر بين المللي
عروسکهاي چيني در سالن شماره 1 تماشاخانه ايرانشهر مي چرخند و مي رقصند و با حرکات و بازيهاي ابتدايي و ساده شان قصد سرگرم کردن مخاطب خردسال و بزرگسال را دارند، خدا پدر مبارک خودمان را بيامرزد! هيچ رويکرد تازه و جذابيت نمايشي را نمي توان در بازي عروسکها يا حتي شيوه اجرايي نمايش جستجو کرد.
در سالن شماره 2 ايرانشهر، بازيگران هندي ماسک خدايان و اساطير هندي را بر چهره زده اند و بالا و پايين مي پرند و مي چرخند. يادش به خير! سالها پيش نمايشهاي بسيار خوبي از تئاتري هاي هند در جشنواره هايمان مي ديديم! اين گروه نمايشي را گويا از جلو يکي از معابد هندي يا از خيابانهاي يکي از شهرهاي کوچک هند به تهران آورده اند!
در تالار سنگلج، سه، چهار عروسک دستي و يک مرشد ايتاليايي مي خواهند تماشاگران را سرگرم کنند. تماشاگران سرگرم مي شوند، اما نمايشي که مي بينند، چندين بار ساده تر و بي چيزتر از خيمه شب بازي خودمان است!
در تالار اصلي تماشاخانه ايرانشهر هم گروه بلغارستان اگر چه اجراي نسبتاً خوبي را به نمايش گذاشته اند، اما با وجود تمام ويژگي هاي مثبت، همه ما و حتي خود آنها خوب مي دانند و مي دانيم که عمر حرکت فرم و اجراي گروهي خيلي وقت است در تئاتر دنيا به سرآمده است. به قول يکي از دوستان، بچه هاي گيلان خودمان صدبار بهتر از بلغارها مي توانند، رقصهاي محلي را به نمايش بگذارند!
به همين راحتي چهاردهمين جشنواره تئاتر آييني/ سنتي به يک جشنواره بين المللي تبديل شده است، اما واقعاً کدام يک از اين نمايشها چيزي به داشته هاي ما اضافه مي کنند؟ کدام يک از آنها واقعاً ارزش و اهميتي حتي برابر با برخي کارهاي نمايشي ما دارند؟ آيا بهتر نبود به جاي دعوت از گروه ايتاليايي براي اجراي «پهلوان کچل» در تالار سنگلج، هزينه اسکان و رفت و آمد و... اين گروه براي حمايت از چهار، پنج خيمه شب بازي خوب ايراني هزينه مي شد؟
شايد بهتر باشد يک جشنواره در حد و اندازه ادعاهايش اهميت پيدا کند و نه بارها کوچک تر از آن باشد که مدعي است! يک جشنواره با کيفيت و مطلوب ملي خيلي بهتر از جشنواره سطحي و ابتدايي و گول زننده بين المللي است، نه؟!
* عروسکي يا آييني/ سنتي
عروسکها، از قديمي ترين شخصيتهاي نمايشي در دنيا هستند و ريشه هاي آييني و سنتي تئاتر در بيشتر فرهنگها ناگريز در جاهايي به عروسکها و ماسکها برمي گردد، اما واقعيت اين است که در بسياري از شيوه هاي نمايشهاي آييني هيچ عروسکي وجود ندارد!
چهاردهمين جشنواره تئاتر آييني و سنتي اما، انگار جشنواره عروسکهاست. از قورباغه زشت و بدقواره پوستر نمايش که در نهايت بدسليقگي، جاي همه نمادها و نشانه هاي ملي و فرهنگي مان را در نماد تصويري جشنواره چهاردهم گرفته آغاز کنيم و به همه پوسترها و بيلبوردها و بنرهاي اطراف تئاتر شهر برسيم که همگي تصاوير عروسکها را به نمايش گذاشته اند و بالاخره نمايشهاي بين المللي را مورد اشاره قرار دهيم که (به جز «تاتوره خاردار») صحنه بازي عروسکها بودند و بعد هم نمايشهاي خودمان که عروسکها در آن بيداد مي کردند. دست کم مي شد آثار متوسط و نامطلوب اين جشنواره را حذف و خوبهاي آن را با دقت جدا کرد و در بخش عروسکهاي آييني/ سنتي در کنار جشنواره تئاتر عروسکي قرارداد، در عوض مي دانيد چقدر پول بي زبان باقي مي ماند که مي توانست خرج تئاتر ملي و ايراني مان بشود؟
* همايش علمي جشنواره
وضعيت همايشها و سمينارهاي علمي تئاتر در کشور ما هم کم و بيش وضعيت معلوم و مشخصي است.. در اغلب سمينارها و همايش هايمان تقريباً هيچ مخاطبي به جز برگزار کنندگان وجود ندارند. شايد طي اين سالها سمينارهاي متعددي در آرامش و خلوت برگزار شده باشد، اما اگر پنجشنبه هفته گذشته وارد يکي از جلسات سمينارهاي علمي جشنواره آييني سنتي مي شديد، مي ديديد که حتي پژوهشگران و سخنرانان همايش هم به طور کامل در سالن حضور ندارند!
سمينار علمي و پژوهشي جشنواره تئاتر آييني سنتي، خلوت، آرام و بي سر و صدا بود. فکر مي کنيد دليل اين آرامش و سکوت چه مي تواند باشد؟ اجازه بدهيد در پاسخ به اين پرسش سؤال ديگري را مطرح کنيم.
جوانان و دانشجويان در کنار اين همايش علمي چه جايگاهي داشتند و کجا بودند؟!
* نقد نمي شويم، پس هستيم!
چند سالي است جلسات نقد و بررسي از جشنواره هاي تئاترمان حذف شده است.
دبير يک جشنواره مي گويد: «چون جشنواره رقابتي است و فضاي نقد فضايي تخريب گراست، منتقد نمي خواهيم! » دبيري ديگر مي گويد: «چون جشنواره بين المللي است و غير رقابتي است نقد در آن جايگاهي ندارد! » دبير جشنواره بين المللي آييني/ سنتي هم گويا پيش از برگزاري جشنواره در سخناني که در خبرگزاري مهر منتشر شده است فرموده اند چون برنامه هاي اين جشنواره بسيار متنوع است و نقد حضوري مبناي علمي ندارد، جشنواره علمي و پژوهشي آييني سنتي به جلسات و نقد و بررسي نيازي ندارد!
اين در حالي است که در تمام جشنواره ها و فستيوال هاي دنيا جايگاه نقد و نظريه پردازي مهم ترين و اصولي ترين حوزه نتيجه گيري و ارتقاي کيفيت شمرده مي شود. چرا جشنواره ها و تئاتر ما اين قدر از نقد شدن مي ترسند؟ آيا دليل حذف نقد و ترس از نقد شدن، به کيفيت و نحوه برگزاري جشنواره ها و ارزش آثار برمي گردد؟
جشنواره بين المللي تئاتر آييني سنتي هم بدون نقد شدن برگزار شد، حتي صفحات بولتن روزانه اين جشنواره هم نقد نمايشها را به حداقل رسانده بودند و در عوض پر شده بودند از عکسها و مصاحبه هاي ريز و درشت مسؤولان برگزاري در تعريف از جشنواره و آيين و سنت!
بي گمان نتيجه ترس از نقد شدن و تبليغ يک سويه آنچه که هست و لابد همين هم بايد باشد، بويژه در تئاتر، نتيجه جز انزوا و تعطيلي تئاتر در پي نخواهد داشت.
سالنهاي خالي، همايش آرام، ميهماني خارجي ها، نمايشهاي تکراري و... نتيجه فرار از نقد شدن است. جشنواره بين المللي تئاتر آييني/ سنتي بايد مورد انتقاد قرار بگيرد و ضعفها و قوتهايش را بشناسد تا بتواند دوره بعدي اش را بهتر از اين دوره برگزار کند.
...*
ديگر خسته شده ايم از اين همه تئاتر خسته کننده و تکراري! حالمان بد مي شود وقتي اين همه جشنواره و جشنواره و جشنواره برگزار مي شود و با مجموعه و برآيند آثار مطلوب همه اين جشنواره ها حتي يک جشنواره آبرومند هم نمي توان برگزار کرد. نا اميد مي شويم و... .

  


به بهانه خبر توليد فيلمي درباره «مولانا» توسط هندي ها ؛ کي بيدار مي شويم؟



* مازيار شيباني فر
ادب و هنر ايران زمين همواره گهواره ظهور و حضور بزرگاني بوده است که آثاري خلق کرده اند که فراتر از زمان و مکان، در همه جهان





مورد توجه قرار گرفته است. بخصوص فارسي زبانان جهان به گنجينه ادب ايراني همواره مباهات کرده اند. در اين ميان مولانا چهره اي تابناک و درخشنده محسوب مي شود که مورد توجه کشورهاي مختلف قرار گرفته است و هر چند در ايراني بودن وي شک نيست، بارها کشورهاي مختلف سعي کرده اند اين شخصيت تاريخي را به نفع خود مصادره کنند تا جايي که امروز هندي ها به دنبال ساخت فيلمي درباره مولانا هستند.
حقيقت اين است که وقتي يک شخصيت ادبي به شهرت جهاني مي رسد، ديگر به محدوده جغرافيايي خاصي تعلق ندارد و تمامي افراد جهان مي توانند اين شخصيت را متعلق به خود بدانند. ساخت فيلم و سريال از زندگي و آثار چنين افراد برجسته اي نيز امري بسيار طبيعي است که مي تواند به رشد فرهنگ نهفته در آثار اين افراد نيز کمک کند و بهترين شيوه ارايه فرهنگي باشد، اما اين موضوع در شرايطي قابل قبول است که کشوري که خود را محل رشد و فعاليت اين مفاخر ادب و هنر مي داند، به اندازه کافي در مورد آنها کار کرده باشد و بعد نوبت به ديگر کشورهاي جهان برسد.
از سوي ديگر، در جهان وقتي زادگاه و خاستگاه فرهنگي و هويتي يک شخصيت ادبي يا هنري مشخص است، کشور مورد نظر بنياد يا مؤسسه هاي متعدد خصوصي و دولتي تحقيقاتي و نگهداري از آثار شخصيت مورد نظر ايجاد مي کند تا مرکز اصلي رجوع فيلمسازان، هنرمندان و ديگر افراد علاقه مند ساير نقاط جهان باشد. براي نمونه در انگلستان، موسسه هايي وجود دارند که به طور اختصاصي به بررسي، تحليل و نگهداري از نمايشنامه هاي قديمي شکسپير مي پردازند.
همزمان با اين توجه تئوري، در مورد شخصيت هنري يا ادبي مورد نظر خود آثار موسيقايي، تصويري و نوشتاري زيادي ارايه مي کنند. به نحوي که ذهن مخاطب کاملاً با نام و آثار هنرمند مورد نظر آشنا باشد. در کنار اين، به ديگر هنرمندان و علاقه مندان کمک مي کنند تا بتوانند دقيق ترين فيلمنامه و اثر را از زندگي و شخصيت، هنرمند مورد نظر ارايه کنند. به اين ترتيب شخصيت تاريخي مورد نظر براي تمامي افراد ملموس و دوست داشتني مي شود.
شاعران ايراني که حافظ، سعدي، مولانا و ناصر خسرو تعدادي از مشهورترين و شناخته شده ترين آنها محسوب مي شوند، انسان هايي والا و برخوردار از شخصيتي چند بعدي هستند که اشعارشان علاوه بر اينکه از معنويت خاصي برخوردار است، همواره چراغ فرا روي راه بشر در دستيابي به شناخت و رسيدن به آرامش اين جهاني محسوب مي شود که اهميت آثار اين حکيمان و شاعران را چندين برابر مي کند.
با تمام اين توضيحات و توجه به اينکه مديران فرهنگي کشور از اين امور آگاهي دارند و لازم است نسبت به بسياري از آنها واکنش جدي نشان بدهند، اما در عمل چنين اتفاقي نمي افتد و نسبت به ساخت آثاري در خور توجه و جهاني کاملاً بي تفاوت رفتار مي کنند. بايد به خاطر داشت وقتي ما مدعي برخورداري از تاريخ و فرهنگ غني و کهن هستيم، بايد آن را در معرض ديد جهان قرار بدهيم و نسبت به انتشار آن عملکرد قابل قبولي ارايه کنيم؛ نه اينکه در سکوت و بي تفاوتي فقط شاهد و نظاره گر اين باشيم که چگونه ديگر کشورهاي جهان شخصيت هاي فرهنگي وهنري کشور ما را به نفع خود مصادره مي کنند.
چندي پيش خبري منشتر شد مبني بر که يک فيلمساز هندي به نام «مظفر علي» تصميم گرفته است فيلمي درباره مولانا بسازد و صحبت از پروژه اي 500 ميليون دلاري است. اين فيلمساز مدعي است که تاکنون 25 مرتبه فيلمنامه اش را بازنويسي کرده و تحقيقات گسترده و قابل توجهي در اين زمينه انجام داده است.اين خبر مي تواند جاي خوشحالي داشته باشد، در صورتي که ما پيش از اين آثار خوبي در اين زمينه ارايه کرده باشيم و به اين ترتيب الگوي مناسبي از يک شخصيت ادبي وهنري ايراني در معرض ديد جهان قرار دهيم و اکنون شاهد اين باشيم که موج تاثيرگذاري چنين اثري باعث برانگيخته شدن ساير هنرمندان جهان شده باشد.
در حالي که سال قبل با اينکه از سوي يونسکو به عنوان سال مولانا معرفي شده بود و سال هاي قبل فرصت بسيار بيشتري براي ارايه يک فيلم يا سريال مناسب داشته ايم، هيچ کار قابل قبولي در اين زمينه ارايه نداده ايم و اکنون سال هاست مديران فرهنگي کشور ترکيه فقط به اين بهانه که قبر مولانا در قونيه قرار دارد، اين شاعر بلند آوازه پارسي گو را متعلق به خود معرفي مي کنند و از طريق ايجاد جاذبه هاي گردشگري به جهت فرهنگي و اقتصادي بهره برداري زيادي از اين شخصيت فرهنگي ايراني مي کنند.
همه اين مسايل در شرايطي مطرح مي شود که در کشور ما ظرفيت لازم براي ارايه آثار تاريخي و فرهنگي به شکل گسترده و قابل توجه وجود دارد. سريال هاي تاريخي «سربداران» و «هزار دستان» در گذشته و سريال هاي مذهبي که طي سال هاي گذشته درباره ائمه اطهار و پيامبران (ع) ساخته شده است، به خوبي نشان مي دهد که توانمندي لازم براي ارايه آثار قابل توجه ايراني وجود دارد. فقط مسأله اصلي اين است که برنامه ريزي و همت لازم براي ارايه چنين آثار ديده نمي شود.
در برخي کشورهاي جهان حتي از شخصيت هاي خيالي وهم انگيز و ترسناک همانند درآکولا فقط به سبب اينکه نويسنده داستان متعلق به آن کشور بوده است، چنان استفاده هاي فرهنگي و اقتصادي مي کنند که انگار اين شخصيت بخشي از ميراث فرهنگي جهان محسوب مي شود و مي تواند نشان دهنده کرامت و بزرگي انسان باشد، اما در کشور ما شخصيتي همانند فردوسي با اثر بدون همانند خود شاهنامه با شخصيت هايي آنچنان بزرگ و تأثيرگذار چنان مهجور مي مانند که باعث تاسف و تعجب مي شود.
البته کيفيت ساخت فيلم و سريال از زندگي يک شخصيت ادبي و هنري تاريخي يا آثار به جا مانده از وي اهميت زيادي دارد. چه بسا اگر قرار باشد اثري ارايه شود که از کيفيت لازم برخوردار نباشد و به اصطلاح نشاني اشتباهي به مخاطب بدهد، همان بهترکه هيچ اثر تصويري در اين زمينه توليد نشود. چون تاثير منفي که چنين آثار کم ارزشي مي تواند بر ارايه شخصيت ها يا آثار تاريخي بگذارد، بسياري بيشتر از زماني که است که اثري در اين زمينه توليد نمي شود.
درهمين زمينه چند سال قبل سريال «چهل سرباز» توليد و پخش شد و از دل آن چند فيلم سينمايي نيز روي پرده رفت، ولي کيفيت اين آثار به اندازه اي پايين بود که هم در پخش تلويزيوني از جلب نظر مخاطب عام ناتوان بود و هم در اکران سينمايي توانايي لازم براي جذب مخاطب خاص را نداشت. چون اين نوع آثار همواره از ضعف فيلمنامه و قصه پردازي يا پرداخت مناسب و حرفه اي بي بهره بوده اند و اثر در عمل به مقصود دست نيافته است.
وقتي خبري از ساخت پروژه اي تصويري توسط هنرمندان خارجي درباره يک شاعر ايراني همانند مولانا منتشر مي شود، پيش از اينکه کيفيت اثر مورد توجه قرار بگيرد، در وهله نخست آه و افسوس مديران فرهنگي و هنرمندان را در پي دارد که چه آسان يک فرصت طلايي براي معرفي فرهنگ و هنر ايراني را از دست داده اند و بعد اين سؤال در ذهن جا مي گيرد که چگونه مي شود يک کشور، مدعي تعلق يک شخصيت برجسته به خود باشد ولي هيچ همراهي با توليد کنندگان يک اثر تصويري در کشورهاي ديگر نداشته باشد.
در شرايطي که تهاجم فرهنگي به کشور ما امري قطعي محسوب مي شود و طي سال هاي گذشته از سوي دشمنان به شکل جدي و فراگير دنبال شده است و در موقعيتي که کشورهاي صاحب قدرت و نفوذ بدون هيچ پشتوانه تاريخي و فرهنگي و فقط با توسل به جاذبه هاي کاذب هيجاني و احساسي افکار جوانان کشورهاي صاحب فرهنگ و تمدن را تحت تأثير قرار مي دهند، جاي تعجب زيادي دارد که چگونه مديران فرهنگي کشور در چنين شرايطي همه چيز را در سکوت سپري مي کنند و هيچ واکنش عملي و قابل توجهي ارايه نمي دهند.

  


عيدانه



صبح بي تو
* قيصر امين پور






صبح بي تو رنگ بعد از ظهر يک آدينه دارد
بي تو حتي مهرباني حالتي از کينه دارد !
بي تو مي گويند تعطيل است کار عشقبازي
عشق اما کي خبر از شنبه و آدينه دارد؟ !
جغد بر ويرانه مي خواند به انکار تو، اما
خاک اين ويرانه ها بويي از آن گنجينه دارد
خواستم از رنجش دوري بگويم، يادم آمد
عشق با آزار، خويشاوندي ديرينه دارد !
در هواي عاشقان پر مي کشد با بي قراري
آن کبوتر چاهي زخمي که او در سينه دارد
ناگهان قفل بزرگ تيرگي را مي گشايد
آنکه در دستش کليد شهر پر آيينه دارد

کسي بايد بيايد
* عباس چشامي
چراغ خانه را روشن کنيد آواز بگذاريد
کسي بايد بيايد لاي در را باز بگذاريد
بيفشانيد آبي بر حياط و يادتان باشد
که در بالاي مجلس چار بالش ناز بگذاريد
بجنبيد و بيندازيد نقلي در دهان غم
به پا خيزيد و در دستان شادي ساز بگذاريد
الا دلهاي تمرين کرده دور از او پريدن را
از اينجا تا رسيدنگاه او پرواز بگذاريد
بيايد بيشتر گل مي دهد بيش انتظاران را
گر دل کنده ايد از اين صبوري باز بگذاريد
نگاهش راهزن بسيار دارد من که مي ترسم
مگر در رهگذار چشم او سرباز بگذاريد

جمکران
* اصغر رجبي
چه مي شود که مرا هم به آسمان ببري؟
به ميهماني سبز فرشتگان ببري
چه مي شود که در اين قحط عشق و شربت و شعر
مرا به کشف غزل هاي مهربان ببري
چه مي شود که در اين ابتداي راه، مرا
به روزهاي خوش آخرالزمان ببري؟
چه مي شود که همين جا مدينه ات باشد
تو هم براي يتيمان، شبانه، نان ببري؟
چه مي شود که بيايي از اين به بعد مرا
به عمق حادثه، آن سوي امتحان ببري؟
چه مي شود که مرا مثل عاشقان خودت
سه شنبه هاي اجابت، به جمکران ببري؟

آه، اي بهار گمشده...!
* فرهاد صفريان
با چتر آبي ات به خيابان که آمدي
حتماً بگو به ابر، به باران، که آمدي
نم نم بيا به سمت قراري که در من است
از امتداد خيس درختان که آمدي
امروز، روز خوب من و، روز خوب توست
با خنده رويي ات بنمايان که آمدي
فواره هاي يخ زده يک باره واشدند
تا خورد بر مشام زمستان که آمدي
شب مانده بود و هيبتي از آن نگاه تو
مانند ماه تا لب ايوان که آمدي
زيبايي رها شده در شعرهاي من!
شعرم رسيده بود به پايان که آمدي
پيش از شما خلاصه بگويم ادامه ام
نه احتمال داشت، نه امکان، که آمدي
گنجشک ها ورود تو را جار مي زنند
آه اي بهار گُمشده... اي آنکه آمدي!

با رقه آسماني
* سيد حامد حسيني راوش
با بارقه هاي آسمانيش
دعوت شدم به ميهمانيش
چون مرکب ابر، باد پيماست
راهي است مرا به بي کرانيش
يک جفت پرنده جاي خوش کرد
بر قله لطف و مهربانيش
غم، شاد وبه شادباش او پير
شاداب شده به شادمانيش
گنجشک نگاه تشنه در اشک
سيراب شده ز آبدانيش
در کوچه انتظار بن بست
در خانه دل بود نشانيش
تا ديده به او فتاد ناليد
از غيبت صاحب الزمانيش

  


امروز جشنواره فيلم کودک و نوجوان به ايستگاه آخر مي رسد



اختتاميه بيست وسومين جشنواره بين المللي فيلمهاي کودکان و نوجوانان در دو مراسم برگزار مي شود.






مجيد برزگر کارگردان اين مراسم در گفتگو با ايسنا با اعلام اين مطلب گفت: در مراسمي که از ساعت 15 تا 17 امروز در سالن ابن سينا برگزار خواهد شد، جوايز بخش جنبي و اصلي جشنواره اهدا مي شود.وي ادامه داد: در مراسم ديگري که امشب از ساعت 21 تا 23 در ورزشگاه قدس برگزار مي شود، به مناسبت ميلاد حضرت مهدي (عج) کاملاً به صورت جشن خواهد بود و اجراي آن را مجيد قناد و افشين زينوري برعهده خواهند داشت.

  


مدير بخش بين الملل بنياد سينمايي فارابي: همه ميهمانان جشنواره کودک نرسيدند



در سومين روز برپايي بيست وسومين جشنواره بين المللي فيلمهاي کودکان و نوجوانان 27 ميهمان خارجي وارد همدان شدند.
امير اسفندياري مدير بخش بين الملل جشنواره در گفتگو با ايسنا وضعيت فيلم هاي بخش خارجي را در جشنواره امسال خوب توصيف کرد و گفت: زياد بودن تعداد فيلمها در بخش مسابقه بين الملل باعث شد که براي اولين بار آن را به دو بخش تقسيم کنيم.اسفندياري در مقايسه حضور ميهمانان خارجي با دوره گذشته جشنواره گفت: سال گذشته 44 ميهمان خارجي داشتيم که امسال حدود 14 نفر کم تر شدند و بيشترشان آسيايي هستند و در ميان آنها افرادي از تونس، برزيل و يونان نيز حضور دارند و از اروپا هم قرار بود ميهمانان بيشتري بيايند که به دلايل مختلف نتوانستند در جشنواره حضور داشته باشند.

  


نهمين دفتر شعر کلاهي اهري منتشر مي شود



محمدباقر کلاهي اهري نهمين مجموعه شعرش را چاپ مي کند. به گزارش ايسنا، کلاهي اهري پس از انتشار مجموعه شعر «آوازهاي عاشقي»، نهمين دفتر شعرش را در حال گردآوري دارد.نهمين مجموعه شعر اين شاعر دربرگيرنده سرودهاي او در دو سال اخير است که در بياني سپيد اتفاق افتاده اند و آن طور که خود اذعان دارد، رويکردي اجتماعي دارند.به گفته شاعر، دغدغه هاي اجتماعي او به شکل ژورناليستي اتفاق نمي افتند؛ بلکه پس از ته نشين شدن دريافتهايش از واقعيت، آنها با خيالش ممزوج مي شوند و در نهايت سعي مي کند با اتخاذ اين شيوه، به نوعي از شعر که مورد نظرش هست، دست يابد و اين به خودي خود کار دشواري است.

  


شجاعي طباطبايي کاريکاتورهاي جشنواره چين را داوري مي کند



سيدمسعود شجاعي طباطبايي در کنار هيأتي پنج نفره آثار جشنواره بين المللي کاريکاتور چين را داوري مي کند.
به گزارش ايسنا شجاعي طباطبايي در کنار کارتونيست هايي همچون «جان لنت»، «داچوآن زيا»، «رودي قيسنز»، «ژو چنگ» و «توشيکو نيشيدا» به داوري آثار اين مسابقه مي پردازد.گفتني است، جشنواره بين المللي کاريکاتور چين با موضوع «ساحر و جادوگر» برگزار شده است.

  


سينمايي «قاطينگا و پاتينگا » به تلويزيون مي آيد



گروه هنر- در تعطيلات آخر هفته چند فيلم از شبکه هاي مختلف تلويزيون پخش مي شود.
فيلم سينمايي «سريع و خشن» پنجشنبه 15 مرداد ساعت 22 از شبکه يک پخش مي شود. اين فيلم را جاستين لين سال 2009 به مدت 107 دقيقه در ژانر اکشن، جنايي، درام و تريلر ساخت.
فيلم سينمايي «وقتي يک زن قول مي دهد» جمعه 16 مرداد ساعت 16 روي آنتن شبکه يک مي رود. اين فيلم به کارگرداني علي عبدالعلي زاده ساخته شده است.
فيلمهاي «دره هزار فانوس» و «مهمان» پنجشنبه 15 مرداد به ترتيب ساعت 14/30 و 23/40 از شبکه دو روي آنتن مي رود. فيلم «مهمان» محصول فرانسه را لورنت بونيک سال 2007 در ژانر کمدي ساخت.
فيلم تلويزيوني «قاطينگا و پاتينگا در شهر» جمعه 16 مرداد ساعت 17/30 از شبکه دو پخش مي شود. داستان فيلم «قاطينگا و پاتينگا در شهر» درباره پروفسور فيتيله است که سرانجام موفق مي شود از جزيره اينگا فرار کند، ولي غافل از اينکه قاطينگا و پاتينگا همراه اسباب و اثاثيه پروفسور به شهر آمده اند ...
شبکه سه هم به دليل پخش مسابقات ليگ فوتبال روزهاي پنجشنبه و جمعه فيلم پخش نمي کند. فيلم سينمايي «فيبي در سرزمين عجايب» به کارگرداني دنيل برنز جمعه 16 مرداد ساعت 20/30 از برنامه سينما چهار شبکه چهار پخش مي شود.فيلم سينمايي «خواستگار محترم» نيز جمعه 16 مرداد ساعت 14/20 از شبکه تهران روي آنتن مي رود. اين فيلم ساخته داوود موثقي در ژانر کمدي قرار دارد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com