صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
عشقستان
حوادث
سوسه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
يادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-08-06
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 15مرداد ماه 1388

[ عشقستان ]
 * در سالگرد شهادت تيمسار خلبان عباس بابايي؛ بابايي روي صفحه رادار
 * سخنگوي مجمع جانبازان و ايثارگران انقلاب:
نمايندگان مجلس به جاي حل مشکلات ايثارگران صورت مسأله را پاک مي کنند
 * معاون پارلماني بنياد شهيد و امور ايثارگران:
نمايندگان مجلس با طرح ادغام بنياد شهيد و امور ايثارگران مخالفند
 * با تأکيد بر نگارش سرگذشت شهداي دانش آموز با قلم شيوا؛
کنگره سراسري «همکلاسي آسماني» در کردستان گشايش يافت
 * فراخوان گردهمايي سراسري آزادگان براي دريافت خاطرات دوران اسارت

در سالگرد شهادت تيمسار خلبان عباس بابايي؛ بابايي روي صفحه رادار




گروه هنر- عشقستان: دفاع مقدس باعث شد تا چشم جهانيان خيره رشادتها و دلاوريهاي فرزندان اين مرز و بوم گردد. خلبانان شهيد نيروي هوايي نيز گروهي از اين دلاوران بودند، در اين ميان فرمانده عمليات نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران سرلشگرخلبان عباس بابايي چنان درخششي دارد که درباره زندگي اش کتابها مي توان نوشت تا براي نسلهاي آينده ايران روشنگر راهي باشد براي پرواز به سوي حضرت حق.






قبل از اين گذري برزندگي کوتاه اما پر برکت ايشان از زبان خويشان ونزديکانشان داشتيم و امسال در سالگرد شهادت اين رادمرد قسمتي از نوآوريها و فعاليتها و خدماتي را که در طول خدمت خود براي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي انجام داده اند، به روايت از همرزمانشان، با هم مرور مي کنيم. به يقين اين موارد نيز فقط گزيده اي از خدمات ايشان است که براي نيروي هوايي انجام داده اند.
* سه هزار پرواز موفق
عباس در دامان خانواده اي متوسط و مذهبي در شهر«قزوين» و در سال 1337 متولد مي شود. وي از کودکي روحي بلند و آرامشي عميق دارد و با رفتارش مورد محبت و توجه همه قرار مي گيرد. پس از گرفتن ديپلم، در رشته پزشکي دانشگاه قبول مي شود ولي به دليل علاقه وافرش به خلباني، داوطلب تحصيل در رشته خلباني نيروي هوايي مي شود و پس از گذراندن دوره مقدماتي براي تکميل تحصيلاتش به آمريکا مي رود.




در«آمريکا» پشتوانه مذهبي و ممتاز بودنش در تحصيل او را از ديگران متمايز مي کرد. شهيدبابايي، خلبان شدن خود را عنايت خداوند عنوان مي کند.
پس از باز گشت به ايران به همراه چند نفر ديگر از دوستانش براي پرواز با هواپيماي اف 14 انتخاب و به «اصفهان» منتقل و با شروع جنگ آماده خدمت و جانبازي براي اسلام و ميهن مي شود.
او در طول خدمت به خاطر کارداني و فعاليت شبانه روزي اش به عنوان فرمانده«پايگاه هوايي اصفهان» منصوب مي شود. خلبان بابايي جزو اولين خلباناني است که عمليات پيچيده سوختگيري در شب را با مهارت به انجام مي رساند و بار ديگر هوشمندي و لياقت خود را نشان مي دهد و در دوران ماموريت خود قريب به سه هزار پرواز موفق را خلباني مي کند و کارنامه درخشاني براي خود و تاريخ ميهنش به جامي گذارد. آن چه در آن زمان براي همکارانش عجيب مي آمد، وضع ظاهري او بود. او با يک بسيجي ساده پوش و بي آلايش قابل تمايز نبود، به طوري که در بيشتر جاها او را به جاي يک بسيجي ساده اشتباه مي گرفتند. عباس با دختر دايي اش «صديقه حکمت» ازدواج کرده و صاحب دختري به نام «سلما» و دو پسر به نامهاي«محمد» و «حسين» مي شود.
* تاسيس قرارگاه رعد
ايشان طرحي داشت که پايگاه هايي مثل دزفول، همدان، اميديه و بوشهر که در خط اول عمليات هستند بايد از نظر عملياتي در اختيار قرارگاهي به نام رعد که ايشان رئيسش بود باشند.اين کار بسيار مفيد بود، زيرا مسايل و پروازها براي انجام بايد به ستاد نيروي هوايي منتقل مي شد و آنجا طرح وارد کانال بروکراسي مي شد و زمان را از دست مي داديم. حسن اين گزينش هايي که صورت گرفت اين بود که کارها راحت تر مي توانست انجام شود، مثلا اگر دستور داده مي شد که 2 هواپيما از دزفول حرکت کند و ماموريت انجام دهد، ديگر لازم نبود ستاد نيروي هوايي در جريان قرار گرفته و کسب تکليف شود ولي آنها نيز در جريان قرار مي گرفتند و به صورت همزمان هماهنگي اش انجام مي گرفت تا امريه اش بيايد.
ايشان قرار گاهي را در جنوب به نام رعد تشکيل داد که نيروي هوايي مستقيما از آن قرار گاه کارهايش را انجام مي داد. در ابتدا هم قرارگاه عملياتي و هم پشتيباني و لجستيک در اهواز بود که بعدا جدا شد و بخش عملياتي آن به اميديه رفت و قرارگاه لجستيکي در اهواز ماند.
سرتيپ خلبان سيد اسماعيل موسوي
*دنيا به جنگ ما آمده بود
در قرار گاه رعد، فقط روي طرحهاي پرواز بحث نمي شد، بلکه پدافند، جنگ الکترونيکي و جنگ اطلاعاتي را شامل مي شد. هماهنگي اطلاعاتي علاوه بر نيروي هوايي با نيروي زميني و دريايي و سپاه نيز انجام مي گرفت.
ايشان با يک نگاه دستور مي داد و شب تا صبح سايت جا به جا مي شد. وقتي که هواپيماي عراقي ها فردا براي زدن آن سايت مي آمد، شهيد بابايي آن سايت را به يک سايت فريب تبديل کرده بود و از بغل آن 4 هواپيما را مي زدند. ما الان به فکر فلان پست سيار هستيم، در حالي که شهيد بابايي آن زمان اين را درست کرده بود، يعني موضوعاتي که ما اکنون به آن محتاج هستيم را مطرح کرده است.
با شبکه هايي که آمريکا براي ما کاشته بود، اطلاعات ما لو مي رفت، چون دنيا به جنگ ما آمده بود. هواپيما مي خواست پرواز کند، اطلاعات ما را مي دادند و هنوز به مرز نرسيده آن را مي زدند. شهيد بابايي اين را تشخيص داد و در جنوب بنيان شبکه و سيستمي به نام قرارگاه رعد را گذاشت که ارتباط با تهران را قطع کرد و تمام آن شبکه را که لو مي دادند کور کرد. اين باعث شد که 300 پرواز بدون سانحه داشته باشيم.
خلبان داود عسکري فر
*پايگاه اميد
شهيد بابايي براي دو هدف قرارگاه رعد را درست کرد. يکي اينکه تعامل خوبي با سپاه داشته باشد، يعني فاصله اي بين عمليات هوايي با نيروي زميني و سپاه وجود نداشته و با آن تعامل داشته باشد. ديگر اينکه سوخت کمتري مصرف شود، يعني وقتي فاصله زياد باشد هم سوخت و هم زمان را از دست مي دهيم، بنابراين ابتکار خاصي به خرج داد و گفت، به پايگاه اميديه انتقال مي دهيم و از طريق اين پايگاه خودش در صحنه بود و نياز بچه ها را ارزيابي و در عمليات کنترل مي کرد که آيا هواپيما آن مسيري که خودش ترسيم مي کند مي رود. در واقع کنترل و نظارت، تعامل داشتن و استفاده بهينه از وقت و سوخت اصلي ترين علت تشکيل آن پايگاه بود.
سرتيپ خلبان سياوش مشيري
*قرارگاه رعد سرنوشت جنگ را عوض کرد
شهيد بابايي براي آنکه نيروي هوايي توانايي حرکت در هرلحظه را داشته باشد، قرارگاه رعد را راه اندازي کرد. در جنوب کشور منطقه اي را در نظر گرفت و قرارگاه رعد را همانجا راهاندازي کرد. با 2 مجموعه جدا از هم. يکي آفندي و ديگري پدافندي. خودش فرمانده و مسؤول بخش آفندي شد و شهيد ستاري هم مسؤول قسمت پدافندي. اولين نتيجه اين کار برقراري ارتباط مستقيم نيروي هوايي با خط مقدم جبهه بود. يکبار رحيم صفوي زنگ زد که بچه ها در پنج ضلعي شلمچه گير کرده اند.
من و شهيد ستاري پرواز کرديم. 30 دقيقه بعد از تلفن، رو شلمچه بوديم. بمباران کرديم و برگشتيم. احساس کرديم بمب ها آن طرف تر به زمين خورد. وقتي برگشتيم متوجه شديم بمب ها را خودش زده بود. خيلي زود قرارگاه رعد در جنوب، پوشش هوايي مطمئني شد، براي صنعت نفت، صنعت برق و براي رزمندگان جنوب. اغراق نکرده ام، اگر بگويم اين قرارگاه سرنوشت جنگ را عوض کرد .
اصل طرح قرارگاه رعد را شهيد بابايي مدتها بود که پيگيري مي کرد. مخالفتهايي هم بود همه سختي ها و شدايد را به خاطر دفاع مقدس تحمل مي کرد. تا اينکه بالاخره قرارگاه را راه انداخت. کل کارکنان قرارگاه کمتر از 10 نفر بودند. در زمان عملياتهاي گسترده که احتياج به نيروهاي بيشتري بود، افراد ديگري با دقت انتخاب مي شدند تا براي مدتي به قرارگاه بيايند و در ماموريتها کمک کنند. نتيجه کار قرارگاه واقعاً عجيب بود. 300 پرواز بدون حتي يک سانحه. اينجا هم قوانين و استانداردهاي بين المللي به هم خورد. براي اينکه شما موضوع را درک کنيد، فقط مي گويم که سال قبل از تشکيل قرارگاه 98 درصد پروازهاي ما به سقوط منجر مي شد.
خاطرات سرتيپ خلبان حبيب بقايي
* گردان کربلا
در اين زمان با توجه به اينکه هواپيماهاي اف 14 در بعضي از مواقع تا 12 ساعت پرواز ممتد در شب داشتند، به سوخت گيري هوايي در شب امري اجتناب ناپذير نياز بود که وي به عنوان اولين کسي که اين کار را کرده بود، به خلبانان ديگر آموزش هاي لازم را مي داد. بابايي در نهم آذر سال 1362 ضمن ارتقاء درجه به سرهنگ تمامي، به عنوان معاونت عمليات فرماندهي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي منصوب و به تهران منتقل شد، ولي مگر او مي توانست پشت ميز بنشيند؟!
در اين زمان بابايي به همراه شهيد اردستاني در قرارگاهي به نام «رعد» اقدام به تشکيل گرداني با عنوان «گردان کربلا» نمودند و با جمع کردن تعدادي از خلبانان در اين گردان، عملياتهاي خطرناک را داوطلبانه انجام مي دادند.
* تصميم تعيين کننده
مدتي بود که پوشش کامل راداري در مرزها وجود نداشت، بنابراين از جاهايي که نقاط کور بود، مثلا وسط دره ها احتمال نفوذ بود. عراق هم که دشت است در مقابل يک منطقه کوهستاني، به محض اينکه از اين دشت وارد منطقه کوهستاني مي شد، مي توانست با انتخاب يک مسير خاص تمام راه را تا هدفش طي کند و در رادارهاي ما هم ظاهر نشود ما که مي خواستيم از اين کوهها رد شويم، خيلي زودتر در رادارها ظاهر مي شديم و دشتي را در پيش داشتيم که براي آنها قابل کنترل تر بود و در نهايت سريعا شناسايي مي شديم. بنابراين شهيد بابايي تصميم گرفت در مرزها افرادي را با امکانات ارتباطي مناسب مستقر کند تا هواپيما ها را با صوتي که از عبور شان شنيده مي شد شناسايي و گزارش کنند، اين افراد در لايه هاي مختلف چيده شده بودند بنابراين يکي دو لايه که عبور هواپيما را در يک مسير گزارش مي کرد براي رده هاي بالاتر و تصميم گيري با مخابره اين اطلاعات انجام مي گرفت که چه هدفهايي مورد نظر است، لذا جاهايي چراغ قرمز روشن و تمهيدات لازم انديشيده مي شد. نهايتاً پدافند در يک ناحيه وسيعتري آمادگي بيشتري پيدا مي کرد که ابتکار اين عمل را شهيد بابايي شروع کرد. در جنگ خليج فارس و نفت کش ها شهيد بابايي تصميم تعيين کننده اي گرفت. ما در طول روز که مي خواستيم کشتي ها را عبور دهيم، تعداد زيادي حتي 20 فروند هواپيماي شکاري را درگير مي کرديم که همه در آسمان بودند و سعي مي کردند که از اين ناوگان دفاع کنند که اين کوشش و هزينه زيادي داشت و اگر در تمام مدت يک گزارش از وجود هواپيماهاي عراقي نداشتيم، باز هم بايد در آن فضا پرواز مي کرديم که بتوانيم آمادگي مقابله با قضيه را داشته باشيم، بعدا که اين فشارها زياد شد سبب کند يا حتي قطع شدن جريان نفت شد. چون حمله هميشه با غافلگيري همراه است و در نهايت براي اينکه غافلگير نشوي، بايد کوشش بالايي صورت گيرد که آن نيز نياز به پوشش راداري کامل و هواپيماهاي آماده داشت در واقع کم کم جنگ به اين نقاط کشيده شد که ما در زمين باشيم و به جاي اينکه هواپيما هايمان را فرسوده کنيم زودتر بتوانيم نقاط را براي مقابله تشخيص دهيم که بيشتر اينها را شهيد بابايي طراحي کرد.
تيمسار خلبان فضل ا... جاويدنيا
* بابايي در تيررس دشمن
هواپيماهاي دشمن مانوري انجام دادند و يکي از آنها به طرف عباس نزديک شد .پس از بررسي اوضاع با کابين عقب، بي درنگ موشک را به سوي هواپيماي دشمن رها کردم.
پس از چند لحظه با چشم هواپيماي دشمن را ديدم. ناگهان عباس مانوري کرد و با يک چرخش بسيار خطرناک مسير خود را تغيير داد و ارتفاع را کم کرد در اين لحظه موشک من با هواپيماي دشمن برخورد کرد.
آتش از بدنه هواپيما زبانه کشيد و پس از طي مسافتي در ميان دود غليظي از نظر ناپديد شد. در اين لحظه صداي عباس در راديو پيچيد. او فرياد زد : ا...اکبر! ا...اکبر !
از شنيدن صداي او شاد شدم و گفتم : عباس مي داني چه کار کردي؟
عباس گفت : و مارميت اذ رميت و لکن ا...رمي، من کاري نکردم کار خدا بود.
آن روز با شهامت عباس مأموريت با موفقيت انجام شد و کشتي ها از تنگه عبور کردند و من پيروزي آن روز را نتيجه توکل عباس به خداوند مي دانم. او همواره و در بحراني ترين لحظات هرگز از ياد خدا غافل نبود و اين به او جرات مي داد تا با جسارت دست به چنين کارهاي خطرناکي بزند.
* لباس ساده
از زمان دانشجويي نوع لباس پوشيدن عباس، که هميشه ساده و بي پيرايه بود، براي من شگفتي داشت و همواره در جستجوي پاسخي مناسب براي آن بودم، روزي به همراه عباس جلو گردان پروازي قدم مي زديم
پس از صحبتهاي زيادي که داشتيم، در مورد فلسفه پوشيدن لباس ساده و بي پيرايش از او سؤال کردم. او در حالي که صميمانه دستش را روي شانه ام گذاشته بود گفت :«هيچ دلم نمي خواست راجع به اين قضيه صحبت کنم ؛ ولي چون اصرار داري بداني، برايت مي گويم بعد، پس از مکثي کوتاه گفت : «انسان بايد غرور و منيت هاي خود را از ميان بردارد و از هر چيزي که او را به رفاه و آسايش مضر مي کشاند و عادت مي دهد پرهيز کند، تا نفس او تزکيه و پاک شود. ما نبايد فراموش کنيم که هرچه در اين دنيا به انسان سخت بگذرد در آن دنيا راحت تر است. ديگر اينکه تزکيه و سرکوبي نفس موجب خواهد شد تا انسان براي کارهاي سخت تر آمادگي بالاتر پيدا کند.
* روزي که اسماعيل به مسلخ عشق رفت
صبح روز پانزدهم مرداد سال 1366 مصادف با عيد سعيد قربان، تيمسار بابايي به همراه سرهنگ خلبان «بختياري» با يک فروند هواپيماي اف 5 دو نفره، در پايگاه هوايي تبريز به زمين نشست. به محض اينکه هواپيما به زمين مي نشيند، سرهنگ خلبان «علي محمد نادري» و تعدادي ديگر از خلبانان به استقبال مي آيند.
بابايي به همراه سرهنگ نادري، وارد گردان عمليات مي شود. بابايي ماموريت پروازي را در دفتر مخصوص مي نويسد و زير آن را امضا مي کند.
سرهنگ نادري به او مي گويد: تيمسار شما خسته هستيد بهتر است استراحت کنيد که بابايي به سرهنگ نادري مي گويد: نه آقاي نادري خسته نيستم...
و سپس به سرهنگ نادري مي گويد: محمد آقا ... بگو هواپيما را مسلح کنند.
سرهنگ نادري مي گويد : عباس جان ... امروز عيد قربان است چطوره اين کار را به فردا موکول کنيم؟
بابايي مي گويد : امروز روز بزرگي است ... روزي است که اسماعيل به مسلخ عشق رفت !
باتاييد سرهنگ نادري، بابايي شروع به تشريح عمليات مي کند. نقطه نشانه ها، مواضع پدافندي، تاسيسات و نيرو هاي زرهي دشمن را روي نقشه مشخص مي کند و پس از تبادل نظر با سرهنگ نادري، درحالي که تجهيزات پروازي خود را همراه داشت، محوطه گردان عمليات را ترک کرده و پياده به سوي جنگنده به راه مي افتد.
هواپيما پس از مانوري در آسمان، به نقطه مورد نظر مي رسد. ارتفاع گرفته و با شيرجه به سمت تاسيسات دشمن، آن جا را مورد هدف قرار مي دهد. با اصابت بمب ها، کوهي از آتش به آسمان زبانه مي کشد و صداي تيمسار در گوش نادري مي پيچد: ا...اکبر ... ا...اکبر ... مي رويم به طرف نيروهاي زرهي دشمن.
پس از چند لحظه، باران گلوله و موشک بود که بر سر دشمن فرو ريخته مي شد. بعد از پايان تيرباران نيروهاي زرهي، تيمسار مي گويد: «آقا محمد ... برگرديم .»
هواپيما با گردشي 180 درجه از منطقه دور مي شود. در پايين آتش زبانه مي کشد و بعثيان به هر سوي درحال فرار بودند. هواپيما درحال عبور از کوه هاي بلند و جنگل هاي سرسبز بود که صداي عباس در راديو مي پيچد
آقاي نادري ... پايين را نگاه کن درست مثل بهشت است !
سپس آهي مي کشد و ادامه مي دهد خدا لعنتشون کنه که اين بهشت را به جهنم تبديل کرده اند.پس از لحظاتي صداي عباس در کابين مي پيچد :مسلم سلامت مي کند يا حسين !
ناگهان صداي انفجار مهيبي همه چيز را دگرگون مي کند. عباس در يک آن خود را درحال طواف مي يابد؛
لبيک اللهم، لبيک لا شريک لک لبيک...
و آخرين حرف ناتمام مي ماند.
* امام خميني (ره):
من به حال او حسرت مي خورم
اين شهيد عزيزمان انساني مؤمن و متقي و سربازي عاشق و فداکار بود و در طول اين چند سالي که من ايشان را مي شناختم، هميشه بر همين خصوصيات ثابت و پا برجا بود.
اين شهيد عزيز يک انقلابي حقيقي و صادق بود و من به حال او حسرت مي خورم و احساس مي کنم که در اين ميدان عظيم و پرحادثه از او عقب مانده ام .

آخرين مناجات شهيد خلبان، عباس بابايي
جمعه 15 مردادماه 1366 عيد قربان
کابين جنگنده.
خدايا، تو شاهدي که هر کاري مي کنم، تنها براي تو و سرافرازي مسلمين است.
پرواز کن، پرواز کن، امروز روز امتحان بزرگ اسماعيل است.و چند لحظه بعد از يک حماسه؛ مُسلم سلامت مي کند يا حسين!

وصيتنامه
بسم ا...الرحمن الرحيم
انا لله و انا اليه راجعون
خدايا! مرگ مرا و فرزندان و همسرم را شهادت قرار بده.خدايا! همسرو فرزندانم را به تو مي سپارم .خدايا! من دراين دنيا چيزي ندارم و هر چه هست از آن توست .
پدر و مادر عزيزم! ما خيلي به انقلاب بدهکاريم ...
عباس بابايي - بيست و يکم ماه مبارک رمضان- 61/4/22

  


سخنگوي مجمع جانبازان و ايثارگران انقلاب:
نمايندگان مجلس به جاي حل مشکلات ايثارگران صورت مسأله را پاک مي کنند



سخنگوي مجمع جانبازان و ايثارگران انقلاب اسلامي با اعلام اعتراض جامعه ايثارگران از ادغام بنياد شهيد و امور ايثارگران با وزارت کار



و امور اجتماعي گفت: نمايندگان مجلس به جاي اينکه به حل مشکلات ايثارگران بپردازند، به دنبال پاک کردن صورت مسأله هستند.
عباس طائفه در گفتگو با فارس گفت: مجمع جانبازان و ايثارگران انقلاب اسلامي طي نامه اي به رياست مجلس شوراي اسلامي، اعتراض رسمي و مکتوب خود را به مصوبه اخير کميسيون اجتماعي مجلس شوراي اسلامي مبني بر ادغام بنياد شهيد و امور ايثارگران با وزارت کار و امور اجتماعي اعلام کرد.وي افزود: اين مجمع رونوشت هايي از اين نامه را نيز به دفتر بازرسي مقام معظم رهبري، دفتر رئيس جمهوري، دفتر رئيس بنياد شهيد و امور ايثارگران، دفتر دبير فراکسيون ايثارگران مجلس شوراي اسلامي و هيأت رئيسه مجلس ايثارگران ارسال کرده است.
سخنگوي مجمع ايثارگران و جانبازان انقلاب اسلامي طرح ادغام بنياد شهيد و امور ايثارگران با ديگر سازمانها و وزارتخانه ها را يک طرح نخ نما شده خواند و اظهار داشت: نمايندگان مجلس با ارايه اين طرح يک نهاد مقدس مانند بنياد شهيد را که جامعه هدف آن ايثارگران، شهادت جويان و کساني هستند که به دنبال نشر فرهنگ ايثار و شهادتند را در کنار نهادهايي مانند بهزيستي و وزارت رفاه قرار داده است که وظيفه آنها خدمات رساني به خانواده هاي فقير و نيازمند است.
وي ادامه داد: حدود 10 سال پيش بنا بود طرح تجميع بنياد شهيد و امور ايثارگران با کميته امداد و سازمان بهزيستي در قالب يک وزارتخانه با عنوان وزارت رفاه و امور اجتماعي مطرح شود که اعتراض شديد خانواده شهدا و ايثارگران کشور را به دنبال داشت تا حدي که با تدبير رهبر معظم انقلاب آرامش به جامعه ايثارگري بازگشت و همه فرمايش ايشان را فصل الخطاب قرار دادند.
طائفه، يکي از دلايل تصويب اين مصوبه توسط کميسيون اجتماعي مجلس را عدم اعمال نظارت نمايندگان به فعاليتهاي بنياد شهيد و امور ايثارگران خواند و اضافه کرد: در اين صورت بايد سازمان صداوسيما نيز تحت نظارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي قرار گيرد؛ طي اين سالها صداوسيما زير نظر رهبر انقلاب فعاليت کرده است و بنياد شهيد و امور ايثارگران نيز بايد با همان مکانيزم نظارت شود.
عضو شوراي مرکزي مجمع جانبازان و ايثارگران انقلاب اسلامي گفت: خانواده شهدا و مديران بنياد شهيد و امور ايثارگران با نظارت بر فعاليتهاي اين سازمان هيچ مخالفتي ندارند بلکه نظارت را جزو وظايف ذاتي مجلس شوراي اسلامي مي دانيم اما اين کار بايد با مکانيزم خودش انجام شود. شيوه نظارت مجلس شوراي اسلامي بر دستگاه ها و نهادهاي دولتي به روش تحقيق و تفحص است و اين کار بايد از همين دريچه انجام گيرد.
وي با بيان اينکه تغيير ساختار مديريتي و جا به جايي مديريت از جايي به جاي ديگر موجبات نگراني و تشويش خاطر جامعه هدف را به دنبال دارد، اظهار داشت: کميسيون اجتماعي همواره بايد به دنبال روشهاي تازه و مقررات درستي باشد که جامعه هدف بنياد شهيد و امور ايثارگران از آرامش خاطر برخوردار باشند. اين انتظار از نمايندگان مجلس مي رود که به جاي جا به جايي ساختار مديريتي به فکر پيدا کردن راه حلي براي رفع مشکلات ديرينه ايثارگران باشند.
طائفه ادامه داد: بسياري از مشکلات ايثارگران مانند «لايحه جامع خدمات رساني» همچنان بلاتکليف باقيمانده است و نمايندگان مجلس به جاي حل مشکلات به دنبال پاک کردن صورت مسأله هستند و با اين اقدامات وقت نمايندگان و کارشناسان را مي گيرند.
وي بيان داشت: تجميع بنياد شهيد و امور ايثارگران با ديگر نهادها موجب مي شود سازماني که مي خواهد به جامعه ايثارگري خدمات بدهد دچار سرخوردگي مديريتي مي شود و از طرف ديگر جامعه هدف نيز دچار نگراني و سرگرداني مي شود و اين سؤال پيش مي آيد که اين تغيير مديريتي چه تغييرات سياستي را به دنبال خواهد داشت.
سخنگوي مجمع جانبازان و ايثارگران انقلاب اسلامي گفت: توصيه ما به نمايندگان مجلس شوراي اسلامي اين است که اين طرح را دنبال نکنند چون موجبات نارضايتي و تشويش خاطر خانواده شهدا و ايثارگران را به دنبال دارد و از اعضاي فراکسيون ايثارگران مجلس و نمايندگان مجلس ايثارگران و ديگر تشکيلات مستقل ايثارگري مي خواهيم که در خصوص اين مصوبه کميسيون اجتماعي مجلس شوراي اسلامي اتخاذ موضع کنند و برخورد منطقي داشته باشند.

  


معاون پارلماني بنياد شهيد و امور ايثارگران:
نمايندگان مجلس با طرح ادغام بنياد شهيد و امور ايثارگران مخالفند



گروه هنر- عشقستان: معاون پارلماني بنياد شهيد و امور ايثارگران گفت: بيشتر نمايندگان مجلس با طرح ادغام بنياد شهيد و امور ايثارگران با ديگر نهادها مخالفند.






حجة الاسلام عليرضا مهدوي فر در گفتگو با فارس اظهار داشت: تبديل بنياد شهيد و امور ايثارگران به يک وزارتخانه مستقل بيشتر مورد پذيرش نمايندگان مجلس است که البته اين طرح هم با اصل 75 قانون اساسي مبني بر داشتن بار مالي براي تشکيل يک وزارتخانه، مغايرت دارد.
مهدوي فر اضافه کرد: مطرح شدن ادغام بنياد شهيد و امور ايثارگران با ديگر نهادها در مجلس در ادامه طرح کوچک کردن وزارتخانه ها بود.
معاون پارلماني بنياد شهيد و امور ايثارگران بيان داشت: تجميع بنياد شهيد و امور ايثارگران با سازمان هايي چون بهزيستي و کميته امداد امام خميني (ره) در شأن بنياد شهيد نيست و اين طرح قطعاً در مجلس رأي نخواهد آورد.

  


با تأکيد بر نگارش سرگذشت شهداي دانش آموز با قلم شيوا؛
کنگره سراسري «همکلاسي آسماني» در کردستان گشايش يافت



در راستاي اعتلاي فرهنگ ايثار و شهادت با حضور جمعي از مسؤولان استاني و چند تن از مسؤولان کشوري، کنگره سراسري «همکلاسي آسماني» عصر دوازده مرداد ماه در کردستان افتتاح شد.
به گزارش ايسنا، دبيرکل اتحاديه انجمن هاي اسلامي کشور در اين مراسم بر نگارش سرگذشت شهداي دانش آموز با قلم شيوا تأکيد کرد.
محمدتقي فخريان در مراسم افتتاحيه کنگره سراسري همکلاسي آسماني در سنندج گفت: از رسالت هاي خطير انجمن هاي اسلامي معرفي شهداي دانش آموز و بيان مجاهدت و ايثارگري هاي آنان در جبهه هاي حق عليه باطل است.فخريان از ترويج فرهنگ ايثار و شهادت به عنوان بهترين راه مقابله با هجمه هاي فرهنگي و شبيخون فرهنگي دشمنان ياد کرد و گفت: رسالت قلم نيز از سوي سرگذشت پژوهان در عصر کنوني بهترين راه براي مقابله با ناتوي فرهنگي است.در اين مراسم جمعي از فرماندهان نظامي، انتظامي، سرداران رشيد دوران دفاع مقدس، نماينده مقام معظم رهبري در اتحاديه انجمن هاي اسلامي، مهدي صياد شيرازي و جمعي از مسؤولان استان حضور داشتند.

  


فراخوان گردهمايي سراسري آزادگان براي دريافت خاطرات دوران اسارت



گروه هنر- عشقستان: اداره کل تبليغات و مراکز فرهنگي بنياد شهيد براي دريافت مقاله و خاطرات آزادگان فراخوان داد.
به گزارش اين مرکز، متن اين فراخوان به شرح زير است: از آنجايي که بخشي از برنامه هاي گردهمايي سراسري آزادگان به ارايه مقالات و خاطرات برگزيده آزادگان اختصاص يافته است، درخواست مي شود، مقالات و خاطرات خود را در چارچوب موضوعات مشروحه حداکثر تا تاريخ 88/5/18 به دبيرخانه گردهمايي به شماره فکس: 8273095 - 0811 ، فکس يا به آدرس ايميل: com . azadegan_h@gmail ارسال کنند.
موضوع مقالات:
- تجربياتي از دوران اسارت را که مي توان به عنوان تجربيات بخشي از جنگ در جهت توانمندسازي قدرت دفاعي کشور به نسل هاي بعدي انتقال داد.
- تجربياتي از دوران اسارت را که مي توان به عنوان تجربيات يک زندگي اجتماعي در زندگي پس از اسارت خود و ديگران به خدمت گرفت.
- اگر خداي ناخواسته روزي دوباره اسير شوي چه روشهايي را از دوران اسارت قبل ادامه و چه روشهايي در شيوه رفتاري خود و ديگران در آن محيط را بايد تغيير داد.
- چالشها و مشکلات روياروي امروز و فرداي جامعه آزادگان.
- سخني با رهبر معظم انقلاب از زبان يک آزاده.
- سخني با فرزندان آزادگان.
موضوعات خاطرات:
- خاطراتي از شهداي آزاده
- خاطراتي از صحنه هاي ايثار، مظلوميت، شجاعت و... خود و ديگران در دوران اسارت
- خاطراتي از صحنه هاي بازگشت آزادگان به ميهن اسلامي

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com