صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
گزارش
حوادث
پنجره
ديدگاه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
يادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-08-08
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 17مرداد ماه 1388

[ پنجره ]
 * دوچرخه در آفريقا طرفداران بي شماري دارد ؛ دوچرخه بامبو
 * اين دوازده نفر، ماه را ديده اند؛ قدم زني در آسمان
 * چرا از کتابخواني لذت مي بريم ؟؛ غرق شدن در درياي کلمات
 * اومبرتو اکو، هنوز هم عاشق کتاب است ؛ کتاب باز
 * گذري بر روزهاي از خاطر رفته ادوکلن؛ عطر نرگس هاي کوهي
 * يک دانش آموز از شرکت آمازون شکايت کرد
 * دستگاه مکان ياب سارقان را به دام انداخت
 * نگراني دانشمندان در مورد هوش فزاينده ماشينها
 * سامانه جديد براي تشخيص خميازه کشيدن در افراد
 * احتمال استفاده تلفنهاي همراه در پروازها
 * آدم آهني گياهخوار

دوچرخه در آفريقا طرفداران بي شماري دارد ؛ دوچرخه بامبو



* وحيد عماد
هنگامي که «کربگ کالفي» براي ديدن ابراهيم که در ساخت دوچرخه هاي بامبو کار کرده بود به غنا بازگشت، ابراهيم يک گروه کوچک





در مغازه دوچرخه فروشي اش در «آکرا» تشکيل داده بود و اعضاي گروه مشتاق بودند تا بياموزند که چگونه يک دوچرخه مخصوص کوهستان از نوع بامبو را بسازند. آنها قصد داشتند طي پنج جلسه آموزشي يک دستگاه دوچرخه بسازند!
برنامه کالفي در مورد دوچرخه هاي بامبو اين بود که مردم محلي را به ساخت دوچرخه براي گردشگران ترغيب کند و سپس براي صادرات آن اقدام کنند. به اين ترتيب به مرور زمان سود بيشتري نصيب آنان مي شود، ابزارهاي بيشتر و بهتري مي خرند و مهارت بيشتري کسب مي کنند. در آن مقطع، هزينه هاي ساخت بايد پايين آورده شود تا محلي ها بتوانند انواع کم هزينه تري براي خودشان بسازند.
کالفي مي گويد: به محض رسيدن، من و ابراهيم سعي کرديم تمام قطعات لازم را براي ساخت دوچرخه جمع آوري کنيم، اما بسياري از تأمين کنندگان محلي، قطعات مناسب را نداشتند. پروژه دوچرخه روستا، کار مهم آموزش دادن به مردم براي نگهداري از دوچرخه هايشان را نيز انجام مي دهد، اما اگر قطعه مهمي بشکند، پيدا کردن جايگزين بسيار دشوار مي شود.
اما استفاده از بامبو حکايت ديگري دارد. من و ابراهيم طي سفر اخير بامبو کاشتيم و آن را با استفاده از يک ماده شيميايي غير سمي که مانع از شکستن آن مي شود، عمل آوري و آماده کرديم. اکنون بامبو خشک شده و آماده آن است که به بدنه يک دوچرخه تبديل شود.
پس از اينکه شاگردان با انگيزه کمتر از ما جدا شدند، يک گروه واقعي تشکيل شد و آنها تا پايان دوره آموزش با ما باقي ماندند.
ما ابتدا شروع کرديم به گشتن منابع محلي فيبر براي بستن نقاط تقاطع روي بدنه. يکي از ريش سفيدان روستا به نام آقاي «آسانتي» به ما نشان داد، در کجا به دنبال درخت مو جنگلي محلي نيرومند بگرديم. او براي عمل آوردن آن ابتدا آن را با زغال حرارت داد، سپس آن را با يک سنگ کوبيد و بعد آن را با دست از هم جدا کرد. اين فيبر به کار زيادي نياز داشت اما ما از آن براي يک دوچرخه مدل بومي استفاده کرديم.





ما براي 6 دوچرخه بعدي نيز بامبو کاشتيم. من به شاگردان نشان دادم که چگونه طول و قطر مناسب را براي قسمتهاي مختلف انتخاب کنند، چگونه به طور صحيح آن را عمل آورند و چگونه چوب را خشک کنند. شاگردان، بخشهاي بريده شده را در برگهاي نخل پيچيدند و آنها را به بيرون از جنگل حمل کردند. پس از 5 ماه از اين لوله ها مي توان دوچرخه هاي بيشتري ساخت.
پس از اينکه دوچرخه مونتاژ شده را بازرسي کردم، متوجه شدم که به مقداري کار بيشتر نياز دارد. براي عملي کردن ايده ساختن يک دوچرخه بدون نظارت من، انجام برخي تغييرات را توصيه کردم و دوچرخه با قطعات يدکي که از تايوان با خودم آورده بودم، دوباره مونتاژ شد. سرانجام دوچرخه هنگام غروب با کمک يک مکانيک دوچرخه محلي که ابزارهاي مناسبي داشت کامل شد. ما روي لوله بالايي دوچرخه نام تجاري بامبوسرو (آبومپ) و روي لوله نشيمن حک کرديم: «ساخت غنا». تاريخ ساخت براي پيگيري مدت زمان دوام دوچرخه به ما کمک خواهد کرد.

  


اين دوازده نفر، ماه را ديده اند؛ قدم زني در آسمان



12 عضو اين مجموعه منحصر به فرد که براي نخستين بار پا روي کره ماه گذاشتند، مشترکات زيادي با هم داشتند.






تمامي آنها پس زمينه قوي از فناوري داشتند و همه به جز يک نفر دانش آموخته مهندسي هوانوردي يا فضانوردي بودند.
در دوران دانشجويي جزو فعالترين اشخاص در انجمنهاي مربوط به فضانوردي بوده و خطرات زيادي را در راه انتخاب شدن براي ناسا پيموده اند. با بعضي از اعضاي اين گروه بيشتر آشنا مي شويم.
1 - نيل آرمسترانگ، فرمانده آپولو 11
تعداد سفر به فضا: 2 بار با جميني هشت و آپولو 11
مدت زمان اقامت روي ماه: حدود 21 ساعت
دليل شهرت: اولين انساني که پا روي کره ماه گذاشت.
نيل آرمسترانگ متولد 1930 در اوهايوست. مسير او به سمت ماه در سال 1949 زمان تحصيل در رشته مهندسي فضا آغاز شد و او به نيروي دريايي آمريکا فراخوانده شد. او 78 مأموريت جنگي در کره داشت و سپس به اتمام تحصيلش پرداخت.
سپس در سال 1955 خلبان آزمايشي شد و در سال 1962 به ناسا پيوست و جزو دومين دسته فضانوردان ناسا به شمار مي آمد. او قبل از مأموريت ماه با آپولو 11 تنها 10 ساعت را در فضا گذرانده بود.
در تابستان سال 1969 او اولين انساني بود که پا روي کره ماه گذاشت. او در سال 1971 از ناسا خارج شد و اعلام کرد ديگر قصد سفر فضايي ندارد و وارد امورتجاري شد و پس از مدتي تدريس در دانشگاه به شرکت کرايسلر پيوست. زندگينامه او به نام «اولين مرد» در سال 2005 به چاپ رسيد.
2 - باز آلدرين، خلبان آپولو 11
تعداد سفر به فضا: دو بار با آپولو 8 و آپولو 11
مدت زمان اقامت روي ماه: در حدود 21 ساعت
دليل شهرت: اصلي ترين راوي اولين فرود انسان روي ماه
باز آلدرين در سال 1930 در نيوجرسي به دنيا آمد. پدرش مهندس هوانوردي بود و عشق پرواز را در او به وجود آورد. او به نيروي هوايي آمريکا پيوست و 66 مأموريت پروازي در کره داشت و در طول جنگ سرد سلاحهاي هسته اي را با هواپيمايش جابه جا مي کرد.
او خلبان آزمايشي نبود و از طريق تحصيل به ناسا راه يافت و جزو سومين دسته فضانوردان ناسا بود. در سال 1963 وارد ناسا شد و با يک چرخش سرنوشت و استعدادش در حل مشکلات توانست وارد آپولو 11 شود و کمک خلبان اولين فرود روي ماه نام گيرد.
او از فضانوردي لذت نبرد و ترجيح داد تحصيلاتش را درباره اوربيتال ها ادامه دهد. اما در 15 سال بعدي زندگي اش مصرف شديد الکل و افسردگي او را دچار مشکل کرد، ولي در نيمه دهه 80 به تحصيلاتش بازگشت و دستگاهي را اختراع کرد که اعتقاد داشت مي توانست انسان را به مريخ ببرد. آلدرين همچنان يکي از محققان براي بهبود اکتشافهاي فضايي باقي مانده است.

  


چرا از کتابخواني لذت مي بريم ؟؛ غرق شدن در درياي کلمات



هر کتابخوان مشتاقي قدرت کتاب را که مي تواند شما را به دنياي ديگري ببرد، مي شناسد، چه دنياي جادويي هري پاتر باشد و يا آخرين نوشته هاي جان گريشام.




نتايج يک تحقيق نشان مي دهد، شايد يکي از دلايلش اين باشد که مغز ما اتفاقهاي در حال وقوع در داستان را مانند دنياي واقعي در ذهن ما شبيه سازي مي کند. اين مطالعه به دنبال تحقيقاتي صورت گرفت که در آن اين موضوع بررسي شد که مغز چگونه تصاوير و نوشته ها را به همان شيوه اي شبيه سازي مي کند که اعمال روزانه فردي ما شکل مي گيرد.
اين بررسي ها مشخص مي کند چرا برخي از مردم بيشتر از ديگران از کتابخواني لذت مي برند و چگونه توانايي کتاب خواندن ما در طول زمان تغيير مي يابد، در واقع برخي افراد توانايي بيشتري در ايجاد يک تصوير شفاف از نوشته و نثر دارند.
براي مثال خواندن يک فعل ساده مانند دويدن يا لگد زدن قسمتهايي از مغز را فعال مي کند که وقتي مي دويم يا توپ را شوت مي کنيم، فعاليت خواهند کرد.
اما خواندن يک لغت ساده کاملاً مانند خواندن يک متن طولاني و ادامه دار نيست.در يک آزمايش از 20 زن و 8 مرد دعوت شد تا به مدت 10 دقيقه 4 قصه کمتر از 1500 کلمه اي را بخوانند. لغتهاي داستان روي صفحه اي انداخته شده و شرکت کنندگان مي توانستند لغات را از درون يک آينه روبه رو بخوانند.
قصه درباره يک پسر مدرسه اي در يک روز عادي بود که توسط روان شناسان براي تحقيقات نوشته شده و داستان روزمره زندگي را به سادگي بيان کرده و از تکنيک هاي پيچيده داستان نويسي به دور است.
تغييراتي که در خوانندگان بررسي مي شد شامل اين موارد بود: تغييرات فاصله اي(وقتي در داستان محل تغيير مي کرد)، تغييرات اشيا (وقتي شخصيت داستان يک توپ را برمي دارد) تغييرات در شخصيت داستان، تغييرات در اهداف شخصيت و ...
بعد از خواندن داستان از آنها درباره داستان سؤال شد و نتيجه با تغييرات ام آر اي مغز آنها در هنگام خواندن يکي بود، يعني مغز قادر است از حروف تصاويري خلق کند و شکل گيري وقايع پشت سرهم را در ذهن به صورت واقعي جلوه دهد.البته بعضي از افراد ادعا مي کنند هنگام کتاب خواندن قادر به ديدن هيچ تصويري در ذهن خود نيستند و اين نشانگر تفاوت افراد در اين امر است.اين مطالعه در آينده کمکي خواهد بود درباره چگونگي تغييرات مغز با افزايش سن و بيماري هاي مغز و مشکلات عصبي.

  


اومبرتو اکو، هنوز هم عاشق کتاب است ؛ کتاب باز



اطلاعات مجموعه اي از نشانه ها هستند. متن مجموعه اي از کلمات است، هر کلمه «نشانه» است و کلمه از حروف تشکيل شده؛





هر حرفي هم خود يک نشانه است. اطلاعات بايد براي ضبط شدن، به صورت نشانه هايي درآيند که بتوان آنها را ضبط کرد، حال چه از نوع متن باشد، چه تصوير، چه صدا.
اطلاعات ديگري هم جز اين سه نوع وجود دارند، براي مثال بو. بشر همواره در جستجوي شيوه هايي براي کنسرو کردن نشانه ها بوده است. فرهنگ از راه «کنسرو» کردن پديد آمده است.

مشکلات امبرتو اکو
اومبرتو اکو، رمان نويس و فيلسوف ايتاليايي، مشغله هاي فکري فراواني دارد که نشانه شناسي از جمله آنهاست. نشانه شناس در اين مورد کاوش مي کند که نشانه چيست، نشان دادن به چه معناست و ارتباط هاي نشانه اي چه منطقي دارند. نشانه شناس طبعاً به موضوع کنسرو کردن نشانه ها نيز علاقه دارد و به اين دليل است که اکو تا کنون در اين مورد بسيار نوشته است.
روزنامه آلماني«فرانکفورتر روندشاو» مقاله تازه اي از نويسنده «نام گل سرخ» منتشر کرده با عنوان «اگر کامپيوتر از طبقه پنجم فروافتد». اکو در اين مقاله از مشکلات خود با وسيله هاي جديد ضبط داده ها تعريف مي کند. از مقاله اش پيداست که هنوز در نزد او «کتاب» در ميان وسيله هاي ضبط متن، مقام والايي دارد.
او در رمان «نام گل سرخ» هم نشان داده بسيار کتاب دوست است. «قهرمان» اصلي اين داستان يک کتاب است، کتابي درباره خنده. اکثر فيلمهايي هم که در مورد اکو ساخته شده اند، او را در کتابخانه نشان مي دهند. او کتابخانه شخصي مفصلي دارد. کتاب دوستي او به شکل «کتاب بازي» در آمده است. او کتابهاي نادر و قديمي جمع مي کند.

ضبط در کتاب و ضبط کتاب
اومبرتو اکو در ابتداي مقاله اش شيوه هاي مختلف ضبط دانسته ها را در طول تاريخ برمي شمرد: از لوحه گلي گرفته تا کتاب. او مي نويسد در ميانه قرن نوزدهم کاغذ کاهي به وسيله ضبط دانش تبديل شد. چاپخانه ها شروع به چاپ روي کاغذي کردند که دوام چنداني ندارد.
کتابهاي 500 سال پيش هنوز در قفسه ها هستند، اما کتابهاي چاپ شده روي کاغذ کاهي عمري دارند حداکثر 70 سال. «اگرروزنامه ها و کتابهاي پس از جنگ را به دست گيريم، مي بينيم که ميان انگشتان خرد مي شوند.»
چه بايد کرد، با توجه به اينکه کتابخانه هاي آکنده از کتابهاي چاپ شده روي کاغذ اسيدي هستند، به خاطر اين بسرعت زوال پيدا مي کنند و ممکن است کتابهاي سالم را هم آلوده کنند و به زوال محکوم سازند؟
اکو در مورد اين ايده که همه کتابها را اسکن کنيم و آنها را به صورت ديجيتالي ضبط کنيم، مي گويد که اين کار در مورد کل کتابهاي موجود ممکن نيست.

مشکل تغيير مدام وسيله ضبط
مشکل ديگر خود حاملهاي جديدند، وسايلي که اطلاعات را حمل مي کنند. «کنسرو»هاي جديد را مي شناسيم: نوار، ويدئو، ديسکت، هاردديسک، سي-دي، دي-وي-دي، استيک يو اس بي. همه اينها عمر محدودي دارند. اکو از نوار شروع مي کند که پس از مدتي از کار وا مي ماند و به اصطلاح «جمع» مي کند.
باز مي شد به قول اکو مشکل را با يک مداد حل کرد، حلقه را چرخاند و نوار را مرتب کرد. با وسيله هاي جديدتر چه مي توان کرد؟ آنها يا کار مي کنند يا نمي کنند.
مشکل مضاعف است: وسيله استفاده از وسيله. اکو در اين مورد ديسکت را مثال مي زند که ديگر از رده خارج شده است و همچنين ديگر نمي تواني در بازار رايانه اي را بيابي که بتواند ديسکت را بخواند. چه بايد کرد؟ در انبار مجموعه اي از رايانه از نسلهاي مختلف رديف کرد، هر يک با امکان خواندن نوع خاصي از کنسرو اطلاعات؟

مرگ با سقوط
وسيله هاي قديم جان سخت تر بودند. بسياري از سنگ نبشته ها هنوز پا بر جا مانده اند. وسيله هاي تازه با يک شوک الکتريکي مي ميرند. در ضمن داده ها ديگر در دسترس نيستند، اگر برق نباشد.
اکو اين مقايسه را هم مي کند: «اگر رايانه من از پنجره طبقه پنجم به زمين افتد، مي توانم مطمئن باشم همه داده هايم از دست بروند. اما اگر کتابي از آن بالا فرو افتد، در بدترين حالت تنها شيرازه اش گسيخته مي شود.»
پس زنده باد کتاب!
خلاصه کلام اين است که کتاب يک چيز ديگر است و خواندن، يعني کتاب خواندن. ولي اکو با رسانه هاي الکترونيک دشمني ندارد و آنها را بسيار مفيد مي داند، فقط «مفيد».
او در پايان مقاله اش مي نويسد: «من امل و کهنه پرست نيستم. من شاهکارهاي ادبيات جهان و يک تاريخ فلسفه را روي يک ديسک سخت قابل حمل 250 گيگابايتي انباشته دارم.
پيدا کردن چيزي در آثار دانته يا «سوما تئولوگيکا» (توماس اکويني) با اين امکان ساده تر از آن است که بلند شوم و يک کتاب سنگين را از آن قفسه بالا پايين آورم. اما من خوشحالم که هنوز اين کتابها را دارم؛ من براي آن روزي که اين دستگاه هاي الکترونيکي از کار وامانند، مجهزم.»

  


گذري بر روزهاي از خاطر رفته ادوکلن؛ عطر نرگس هاي کوهي



روز سيزدهم ژوئيه سال 1709 ميلادي، برادران فارينا شروع به تجارت با کالاهاي تجملي کردند. مهم ترين کالايي که آنها مي فروختند، عطري بود که خودشان از مرکبات تهيه کرده بودند.






خالق ادوکلن: جوواني ماريا فارينا
در اين سال عطار ايتاليايي جوواني ماريا فارينا به برادرش مي نويسد: «من عطري يافته ام که مرا ياد صبحي بهاري در ايتاليا مي اندازد. عطري مثل عطر نرگسهاي کوهي پس از باران اين عطر روح مرا تازه و زنده مي کند.» فارينا مدتها بود در شهر کلن زندگي مي کرد. او به همين خاطر اين عطر را به اسم وطن جديد خود مي نامد: « Eau de Cologne » يعني «آب شهر کلن».
طي تاريخ سيصدساله ادوکلن، تنها سي نفر هستند که نسخه مخفي اين عطر را مي شناسند. يکي از آنها دنباله رو جوواني، يوهان ماريا فارينا بود. وي امروز مدير عامل اين کارخانه است. او مي گويد: «مهم اين است که اصل ادوکلن همواره يک بو داشته باشد. اگر محصولي از گياهان ما بوي ديگري داشته باشد، ما با مخلوط کردن محصولاتي ديگر آن بوي خاص را به دست مي آوريم.»





ارزش ادوکلن امروزه بيش از هزار يورو
ادوکلن فرينا پس از آن به دور دنيا مي رود. تنها افراد ثروتمند بودند که قدرت خريد اين عطر را داشتند. يکي از شيشه هاي باريک و سبزرنگ اين عطر به اندازه درآمد هفتگي يک استاد کار ارزش داشت. به پول امروز قيمت آن بيش از هزار يورو است. البته اين براي مشتريان ادوکلن تفاوتي نمي کرد: کلمنز آوگوست، سراسقف شهر کلن و صاحب کار کاخهاي زيادي در منطقه کلن و بن، هر ماه به خود ادوکلن مي زد. نه تنها اميرها و پرنس هاي اهل هنر از اين عطر استفاده مي کردند، بلکه ناپلئون نيز قدر «آب کلن» را مي دانست و روزي يک شيشه از آن را مصرف مي کرد.
اما در تاريخچه طولاني ادوکلن هم مشکلاتي ثبت شده است.
يوهان ماريا فارينا مي گويد: «بحرانهاي زيادي براي ما وجود داشتند، مثل انقلاب فرانسه و جنگ جهاني اول و دوم. نه به خاطر اينکه مشتريان ما ديگر قدرت خريد نداشتند، بلکه به خاطر اينکه ما دسترسي به مواد خام نداشتيم و ديگر نمي توانستيم ادوکلن توليد کنيم.» وي تأکيد مي کند: «تا وقتي که ما بتوانيم توليد کنيم، آينده خوبي داريم. در حال حاضر خيلي ها از بحران اقتصادي صحبت مي کنند، ولي ما دچار اين بحران نيستيم.»

تقليد از اصل ادوکلن
موفقيت باعث تقليد مي شود. صد سال پس از کشف فارينا، بازرگاني از شهر کلن به نام ويلهلم مولنز نيز عطري از مرکبات تهيه کرد. او شماره پلاک در خانه خود، 4711 ، را به عنوان اسم روي اين عطر گذاشت. محصولي مشهور در کل دنيا، ولي بدل!
در شرکت فارينا، که 300 سال است در شهر کهن کلن وجود دارد، مي توان ادوکلن اصل را خريداري کرد.
همچنين در موزه اي که در همان ساختمان وجود دارد، ميهمانان مي توانند مطالب زيادي در مورد ادوکلن بياموزند. مثلاً اينکه خالق ادوکلن، يعني جوواني ماريا فارينا، پدر تعميدي ژان باپتيست گرنويي، عطار نابغه در کتاب «عطر» پاتريک زوس کيند بوده است. زوس کيند براي تحقيقات درباره کتابش نزد فارينا رفته بود.
امروزه مي توان ادوکلن اصل را، چه در شيشه تاريخي اش و چه در شيشه مدرن خريداري کرد. نشان دهنده اصل بودن اين عطر نقش لاله اي سرخ رنگ و نام «يوهان ماريا فرينا» بر روي شيشه آن است.

  


يک دانش آموز از شرکت آمازون شکايت کرد



يک دانش آموز 17 ساله اهل ميشيگان آمريکا دادخواستي را بر ضد شرکت تجارت الکترونيک آمازون تقديم دادگاه کرد. وي مدعي است، دستگاه کتابخوان الکترونيک «کيندل» اين شرکت يکي از کتب الکترونيکي را که وي خريداري کرده بود، پاک کرده است.
آمازون در پاسخ تصريح کرده، کتاب پاک شده نسخه اي بدون حق کپي رايت از کتاب 1984 جرج اورول است و اين نسخه از روي تمامي دستگاه هاي «کيندل» پاک شده است.
اين شرکت در مورد اين شکايت حقوقي موضع گيري نکرده، اما اين اولين شکايت از اين نوع بر ضد آمازون است.

  


دستگاه مکان ياب سارقان را به دام انداخت



پليس آمريکا موفق شد، از طريق گيرنده ماهواره اي « GPS » نصب شده روي گوشي آيفون، سه جوان سارق که مقداري وسايل را به همراه اين گوشي سرقت کرده بودند، دستگير کند.اين افراد يکي از حرفه اي ترين گروه هاي سرقت در آمريکا بودند که پس از باز کردن پنجره منازل، وارد آنها مي شدند و اشياي گرانبها را سرقت مي کردند.
پليس آمريکا که براي ماه هاي متوالي دنبال اين گروه بود، سرانجام با رديابي از طريق گيرنده ماهواره اي « GPS » توانست اين گروه را شناسايي و اعضاي آن را دستگير کند.
اين طور که گفته مي شود، اين جوانان در يکي از آخرين اقدامات خود يک گوشي آيفون را نيز سرقت کرده بودند. پس از اين جريان مأموران پليس اعضاي گروه را رديابي کردند و زماني که اين افراد در سرقت بعدي وارد يک خانه شده بودند، مأموران پليس آنها را محاصره و دستگير کردند.
رئيس پليس منطقه اي آمريکا اعلام کرد، در حال حاضر اداره مرکزي پليس اين کشور در حال ساخت نسل جديدي از فناوري هاي ماهواره اي براي کمک به مأموران پليس است.

  


نگراني دانشمندان در مورد هوش فزاينده ماشينها



يک آدم آهني اختراع شده که مي تواند در را باز کند و پريز برق را پيدا کرده و خود را شارژ کند. ويروسهاي رايانه اي را هيچ کس نمي تواند متوقف کند. هواپيماهاي بدون سرنشين اگرچه از راه دور توسط انسان ها کنترل مي شود، اما مي تواند به طور خودکار مناطق مختلف را بمباران کند.
گروهي از دانشمندان که از وسعت پيشرفت هوش مصنوعي شگفت زده شده اند در حال بررسي اين موضوع هستند که حد و مرز اين پيشرفت بايد تا کجا پيش رود. پرسش اينجاست که چطور مي توان مانع از اين شد که کنترل انسان ها روي سامانه هاي رايانه اي از بين رفته و اين سامانه ها مستقل عمل کنند.
برخي از سامانه مستقل عبارتند از سامانه هاي روان درماني که با بيماران رواني ارتباط برقرار کرده و با ايشان تعامل و همدردي مي کنند و کرم هاي رايانه اي که از بين نمي روند و به تکثير خود مي پردازند.
اگر چه هنوز از اختراع «رايانه Hal » که در فيلم راز بقا همه را به کشتن داد، فاصله داريم، اما پيشرفت فناوري در حوزه هوش مصنوعي به حذف بسياري از مشاغل منجر شده و انسانها روز به روز بيشتر عادت مي کنند که با آدم آهني ها همزيستي کنند.محققاني که در کنفرانس « Asilomar » در کاليفرنيا گرد هم آمده بودند، هشدار دادند؛ آدم آهني هايي که بتوانند مستقلاً انسان را بکشند، اگر تا به حال توليد نشده باشند، به زودي توليد مي شوند. اين کنفرانس که توسط انجمن پيشرفت هوش مصنوعي سازماندهي شده بود، در سال جاري گزارشي را در يافته ها و نتايج اين گردهمايي منتشر مي کند.

  


سامانه جديد براي تشخيص خميازه کشيدن در افراد



گروهي از محققان آمريکايي و هندي در حال ساخت برنامه رايانه اي جديدي هستند که خميازه کشيدن را در افراد تشخيص دهد و از بروز احتمال تصادف حين خميازه کشيدن در جاده ها جلوگيري کند.
در حالي که خطرات ناشي از به کارگيري تلفن همراه حين رانندگي امروزه بر همگان ثابت شده است، «سازمان ملي امنيت عبور و مرور در بزرگراه هاي آمريکا» اعلام کرده است، خستگي باعث بروز ساليانه 100 هزار تصادف در اين کشور مي شود.
گزارش مربوط به سامانه جديد تشخيص خميازه در افراد در آخرين شماره از نشريه تخصصي «نگاه کامپيوتري و روبوتيکي» به چاپ رسيده است. دانشمندان نويسنده اين گزارش از ساخت دوربين ويژه اي براي نصب داخل خودروها خبر داده اند که به يک نرم افزار مبتني بر تصوير و يک الگوريتم پيشرفته مجهز شده است که مي تواند حرکات صورت راننده و خميازه کشيدن را تشخيص دهد. از ديگر قابليتهاي اين سامانه مي توان به لبخند زدن يا آواز خواندن راننده حين گوش دادن به موسيقي اشاره کرد. براي اين سامانه، فناوري هشدار دهنده نيز در نظر گرفته شده است تا حين خميازه کشيدن به راننده و سرنشينان تذکر دهد.

  


احتمال استفاده تلفنهاي همراه در پروازها



مسافران هواپيماها ممکن است بزودي بتوانند از تلفنهاي همراهشان، در پروازهايي که بر فراز آسمان اروپا انجام مي شود، استفاده کنند.
به اين منظور طرحهاي مختلفي در گوشه و کنار اروپا آزمايش شده اند تا بدون خطر اختلال در سامانه هاي ناوبري هواپيما، امکان برقراري تماسهاي تلفني را فراهم کنند.
نهادهاي قانونگذار در اروپا براي بررسي امکان استفاده از اين فناوري مشغول مشاوره و رايزني هستند.
درصورت کسب مجوز، هنگامي که هواپيما به ارتفاع 3000 متري مي رسد، مسافران مي توانند از تلفن خود براي برقراري تماس استفاده کنند. البته ارائه اين خدمات بسته با تصميم شرکتهاي هواپيمايي است.
اتحاديه اروپا علاقه اش به اين طرح را به اعضا اعلام کرده و طول موج مورد نياز براي استفاده در اين فناوري در نظر گرفته شده است. پس از اين، همه چيز به سطح همکاري بين کشورهاي اروپايي بستگي پيدا خواهد کرد که براي مثال اگر تعدادي از آنها حاضر به پذيرش اين فناوري نشدند، بر سر مکالماتي که در جريان است، چه خواهد آمد؟

  


آدم آهني گياهخوار



مخترعان رباطي موسوم به « Eatr » اعلام کرده اند، موتور اين آدم آهني، بيولوژيک بوده و قادر است مواد ارگانيک را هضم کند. صرف اعلام اين خبر موجي از نگراني ها مبني بر احتمال گرايش اين دستگاه به مصرف گوشت انسان و يا حيوان به راه افتاد. اما مخترعان بلافاصله به اين نگراني ها پاسخ دادند: «ما کاملاً نگراني عموم را در مورد احتمال مصرف گوشت انساني توسط رباط هاي آينده درک مي کنيم، اما چنين هدفي جايي در مأموريت ما ندارد. ما مي خواهيم نشان دهيم ماشين هاي ما مي توانند از مواد گياهي انرژي بگيرند و پيامدهاي توليد سوخت از مواد گياهي مي تواند براي حفظ محيط زيست آثار چشمگيري داشته باشد.»
اين جملات توسط هري شول، مديرعامل شرکت « Cyclone Power Technologies » بيان شد. شرکت وي يکي از شرکتهاي سرمايه گذار در حوزه تحقيق، توسعه و توليد اين ماشينهاست. سرمايه گذار اصلي اين پروژه وزارت دفاع آمريکاست و ايده اوليه آن در سال 2003 ارائه شد.
گفتني است، موتور اين آدم آهني ها با بخار کار مي کند و اين دستگاه ها را خودکفا مي نمايد، به نحوي که مي تواند خود را ماه ها حفظ، نگهداري و از طريق مصرف مواد ارگانيک شارژ کند. کاربردهاي اوليه اين روباتها نظامي است. مدل هاي اوليه اين دستگاه از تکه هاي چوب و ديگر گياهان تغذيه نموده، اين مواد را به موتور خود به عنوان سوخت منتقل مي کند و سپس موتور آدم آهني را به حرکت در مي آورد.
دکتر رابرت فينکلستاين، يکي ديگر از مخترعان اين روبات بيان کرد سيستم رباط مي تواند تعيين کند ماده اي که هضم کرده حيواني، گياهي و يا معدني بوده است.
وي گفت: اگر ماده در فهرست که برايش تعريف مي کنيم نباشد، آن را استفاده نمي کند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com