|
* جواد صبوحي
اشاره:
خبرنگاري يعني تحمل، يعني حسي ميان بودن و نبودن ، ميان هست ها و نيست ها؛ خبرنگاري يعني هميشه در حال دويدن،

نوشتن، جستجو با يک ضبط صوت، يک دوربين، يک خودکار و يک برگه سفيد... و بزرگترين ابزار او يعني يک جسارت بزرگ و يک دل طوفاني. حرفه پر فراز و نشيب خبرنگاري با تمامي دغدغه هايش بهانه اي است تا هر سال به مناسبت روزي که به نام خبرنگار ناميده شده است به اين دغدغه ها نيز تلنگري زده شود. امسال اين تلنگر را با گفتگو با بيژن نفيسي، روزنامه نگار پرتلاش کشورمان زده ايم. بيژن نفيسي علاوه بر فعاليت در عرصه روزنامه نگاري به تدريس در دانشگاه نيز مشغول است.
* آقاي نفيسي، کار خبري را چطور و در چه شرايطي شروع کرديد؟
** در گذشته تعداد مطبوعات و رسانه هاي نوشتاري نسبت به امروز محدودتر بود و همين مساله ورود به عرصه خبرنگاري را دشوارترمي ساخت ؛ اما امروزه ورود به رسانه ها به دليل کثرت آنها و فعاليت دانشکده هاي متعدد در زمينه تربيت خبرنگار، امکان بيشتري براي ورود به اين عرصه وجود دارد. ورود من به حرفه روزنامه نگاري نيز متأثر از اين مسأله بود. در آن زمان، رشته روزنامه نگاري در دانشگاه تهران داير گرديد و اين دانشگاه تنها يک دوره فارغ التحصيل در دوره کارشناسي داشت و کار بر عهده دانشکده علوم اجتماعي بود که به صورت بخش خصوصي داير شده بود.من جزو اولين کساني هستم که در کنکور ورودي اين دانشکده شرکت کردم و پذيرفته شدم.

از همان ابتدا به دانشگاه تهران رفته بودم تا پس از گذراندن دوره عمومي در دانشکده ادبيات و علوم انساني به رشته روزنامه نگاري وارد شوم و بعد از آن براي ادامه تحصيل بايد به دانشکده علوم ارتباطات مي رفتم. در اواخر سال 1350 و همان روزهايي که در دانشکده علوم ارتباطات اجتماعي مشغول به تحصيل بودم، روزنامه اطلاعات با درج فراخواني تعدادي خبرنگار را از بين داوطلبان علاقه مند به اين حرفه دعوت به همکاري کرد. من هم که دانشجوي روزنامه نگاري بودم، به روزنامه مراجعه و ثبت نام کردم. حدود 900 نفر براي شرکت در اين دوره اعلام آمادگي کرده بودند که از اين تعداد در آزمون کتبي 150 نفر برگزيده شدند و در مرحله بعد نيز از اين تعداد در آزمون شفاهي (مصاحبه) 50 نفر انتخاب شدند. اين عده نيز سه ماه در کلاسهايي شرکت کردند که زمان هر کلاس بين 6 تا 8 ساعت در روز متغير بود و استاداني از دانشگاه تهران و سردبيران نشريه هاي مختلف در آن حاضر مي شدند.بعد از اين سه ماه، مجدداً آزموني از 50 نفر به عمل آمد که در آن تنها 15 نفر پذيرفته شدند و کار خود را در روزنامه آغاز کردند.در فاصله سالهاي 50 تا 56 ، چهارده نفر از اين عده نيز جذب کارهاي ديگر شدند و تنها يک نفر باقي ماند که آن هم من بودم.
* در کدام گروه مشغول به کار شديد؟
** ابتدا يک سال در سرويس شهرستانها مشغول کار شدم.
* خودتان اين گروه را انتخاب کرديد؟
** نه، تشخيص مديران روزنامه بود؛ چون نفرات اول تا سوم آزمون بايد به سرويس شهرستانها مي رفتند. مديران روزنامه بر اين باور بودند که در آنجا بهتر مي توان کار را فراگرفت. همين طور هم بود، چون در آنجا هر روز با انبوهي از خبرهاي روزانه اي مواجه بوديم که بايد تنظيم مي شد و همين تمرين و ممارست، ذهن ما را براي ادامه کار آماده تر مي کرد. پس از گذشت يک سال، به سرويس اقتصادي روزنامه منتقل شدم. در اين گروه حدود 6 تا 7 ماه کار کردم و بعد از آن به سرويس اجتماعي منتقل شدم و در آنجا ابتدا به عنوان خبرنگار و سپس معاون دبير سرويس و سپس به عنوان دبير سرويس اجتماعي کار خود را ادامه دادم تا اينکه انقلاب به پيروزي رسيد. در آن زمان شوراي سردبيري روزنامه شکل گرفت و من با راي همکاران تحريريه، عضو شوراي سردبيري روزنامه شدم. اين شورا تا اواخر ارديبهشت سال 59 در روزنامه فعاليت مي کرد و بعد از آن اداره روزنامه شکل ديگري به خود گرفت و امام راحل (ره) نماينده اي را براي دو روزنامه اطلاعات و کيهان انتخاب کردند و فعاليت ما نيز به گونه اي ديگر در روزنامه ادامه يافت.
همان طور که قبلاً هم اشاره کردم، ورود به روزنامه به سادگي ميسر نبود و بايد پس از شرکت در آزمونهاي مختلف با محيط روزنامه و روزنامه نگاري آشنا مي شديد و پس از آن بايد يکي از اين دو را انتخاب مي کرديد که يا مي خواهيد کارتان را ادامه بدهيد يا ترجيح مي دهيد کار بي دردسرتري را دنبال کنيد.شرايط کار به سادگي امروز نبود؛ نه از اينترنت خبري بود و نه منابع متعددي که بتوان به سادگي به آن دسترسي داشت.حتي ضبط صوت هم در اختيار خبرنگاران نبود و تمامي آنها موظف بودند با فراگيري تند نويسي، اخبارشان را در شرايط دشوار بنويسند.علاوه بر اين خبري که خبرنگاران تهيه مي کردند بايد خبري اختصاصي مي بود؛ يعني خبري که ديگران آن را در اختيار نداشتند.
* نحوه تعامل حرفه اي هاي حوزه خبر با خبرنگاران نوپا چگونه بود؟
** به دليل تنوع اخبار در بخش شهرستانها فرصت مي يافتيم تا هرگونه خبري اعم از سياسي، اقتصادي، فرهنگي، اقتصادي و... را بررسي کنيم. ضمن آنکه حرفه اي هايي نيز که در اين گروه حضور داشتند تلاش مي کردند با ارائه و انتقال تجربيات به کارآموزان، آنها را در فراگيري آموزه هاي اين حرفه کمک کنند.من علاوه بر اينکه در دانشگاه تئوري هاي اين حرفه را مي آموختم در روزنامه نيز آن را به شکل عملي فرا مي گرفتم. همراهي تئوري و عمل کمک شايان توجهي به فراگيري بهتر اين حرفه مي کند، اما متأسفانه امروزه ضعف در اين بخش از روزنامه نگاري بصورت جدي مشاهده مي شود، در صورتي که مي توان شرايطي را از طريق وزارتخانه هاي ذيربط همچون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و علوم، تحقيقات و فناوري دنبال نمود که خبرنگاران نيز همچون پزشکان طرح خدمتي را را بگذرانند و الزاما در نشريه ها، صدا و سيما و مؤسسات مطبوعاتي مشغول به کار شوند تا خبرنگاران ضمن گذراندن دوره هاي آکادميک، روزنامه نگاري را در پشت ميزهاي روزنامه ها تجربه کنند.
* کار خبرنگاري چقدر با مفاهيم استاد و شاگردي سنخيت دارد و مي تواند از آن متأثر شود؟
** ببينيد، در گذشته نوعي سلسله مراتب شاگرد و استادي منظمي ميان خبرنگار و مديران مجرب تربرقرار بود. خبرنگار موظف بود درچارچوب وظايفي که براي او تعيين شده بود، کار خود را دنبال کند. او ابتدا با معاون دبير سرويس و سپس دبير سرويس مشکلات خود را حل مي کرد.اين رابطه رابطه اي مبتني بر استاد و شاگردي بود. حتي خبرنگار در صورت داشتن تحصيلات بيشتر بايد تابع مديري مي بود که در تحريريه از تجربه بيشتري برخوردار است. سختگيريهاي زيادي وجود داشت که بعدها نشان داد همين سخت گيريها کمک زيادي به ارتقاي توانايي هاي فردي خبرنگاري که در پي کسب خبر است، مي کند. اگر آن سختگيري ها وجود نداشت، خبرنگار نيز در کوران کار آبديده نمي شد. به خاطر دارم روزي جنوب تهران دچار آب گرفتگي شده بود و مشکلاتي را براي مردم آن منطقه ايجاد کرده بود. من هم به عنوان خبرنگار گروه اجتماعي براي تهيه گزارش به اين منطقه رفتم.گزارش من با بيان تصويري از آنچه رخ داده بود تهيه شد و آن را به روزنامه تحويل دادم. اما به من گفتند تو تنها آنچه را که ديده اي گزارش کرده اي و به رابطه علت و معلولي آن اشاره اي نکرده اي و بايد نظراتکارشناسان مختلف و مسؤولاني مثل شهرداري و آتش نشاني را هم در گزارش قيد کني. آن روز و روزهاي بعد، به دلايل مختلف چهار و يا پنج بار براي تکميل گزارش به جنوب شهر اعزام شدم.همين يک بار کافي بود تا بدانم تهيه يک گزارش جامع به پيگيريهاي فراوان و زحمت بسيار نياز دارد. در آنجا آموختم که حتماً بايد نقايص کار و راه حل رفع آن را به خبرنگار تازه کار گفت تا بتواند آنها را بشناسد و براي برطرف کردن آن قدم بردارد.
* آن قدر حقوق مي گرفتيد که زحمات و تلاشهايتان را جبران کند؟
** نه، من کارم را با حقوق زير 1000 تومان شروع کردم . مديران روزنامه معتقد بودند اين حقوق بسيار خوبي است چون ما دانشجو بوديم و آنها اين مبلغ را به عنوان کمک هزينه تحصيلي و بورسيه نيز محسوب مي کردند و حقوق ساير خبرنگاران مبالغي کمتر از اين بود.البته، آن زمان انگيزه هاي مالي تأثير چنداني در روند کار نداشت و تاثير عشق و علاقه به کار آن قدر زياد بود تا اينکه کمبود مسايل مالي را جبران کند.
* مي گويند هيچ کسي از کار خودش رضايت ندارد. شما چقدر به اين مفهوم که ديگر کارتان نمي تواند رضايتتان را جلب کند، رسيديد؟
* * شما هر چه بيشتر در حرفه خبرنگاري پيش برويد، احساس مي کنيد هنوز هم آموخته هايي وجود دارد که بايد آن را فراگرفت.ممکن است بسياري از زمينه هاي تکنيکي اين حرفه را بياموزيد و به حد مطلوبي برسيد، اما نبايد فراموش کنيد که زمينه هاي موضوعي و شيوه هاي کسب خبري که در پي آن مي رويد نيز بسيار متنوع است.مثلا بايد آگاهي ها و اطلاعات تان در زمينه محيط زيست آنقدر گسترده باشد که بتوانيد اين حوزه را مورد مطالعه جدي قرار دهيد؛ يعني روزنامه نگار بايد دائماً در حال آموزش و کسب اطلاعات باشد تا بتواند نگاه خود را از افراد معمولي کوچه و بازار فراتر ببرد و به موضوعات کنجکاوانه تر بنگرد. براي او نيز همچون دانشجويان فارغ التحصيلي و بي نيازي از آموختن معنايي ندارد. خبرنگار دائماً در حال آموختن است.امروزه بحث جديدي در نظريات ارتباطي با عنوان «رسانه هاي اجتماعي» مطرح مي شود که در آن تأکيد مي گردد عصر رسانه هاي ارتباط جمعي به پايان رسيده است و تلفنهاي همراه و وبلاگها عرصه جديدي را براي روزنامه نگاري شهروندي ايجاد کرده اند تا خبرنگاران يک بار ديگر شکل جديدي را در خبر رساني تجربه کنند. در واقع، مي بينيد که جبر فناوري ما را وادار ساخته است تا دايماً خود را در معرض آموزش قرار دهيم.
* به نظر شما کار خبرنگاري چقدر جايگاه اجتماعي دارد؟
** شايد بتوان گفت خبرنگاري يکي از حرفه هايي است که بالاترين جايگاه و وجهه شغلي را دارد.اين جايگاه شغلي از سوي جامعه به خبرنگار داده مي شود ؛ مثل هنرمندي که بتدريج توانايي و هنر او باعث مي شود مقبوليت لازم براي او ايجاد شود.اطلاع رساني که خبرنگار انجام مي دهد، دقيقاً مثل کار معلمي است که در کلاس درس کلمه اي را به شما مي آموزد. در واقع، او با اين کار شما را مديون خود مي کند. در حقيقت، جامعه به دليل ارايه آگاهي ها همواره مديون خبرنگاران است.
* وجهه اجتماعي خبرنگاران امروز بيشتر است يا نسل خبرنگاران شما؟
** نمي توان تفاوت چنداني ميان اين دو قايل شد، چون اين وجهه و جايگاه تا حد زيادي به خود خبرنگار بستگي دارد.خبرنگار بايد جايگاه و مسؤوليت حرفه اي خود را بيش از ديگران تشخيص دهد. او در واقع در برابر ميليونها نفر ازمخاطبان خود در جامعه مسؤول است. خبرنگار وقتي اين مسؤوليت را مي پذيرد که به درجه اي از آگاهي مي رسد و مي داند که اين شغل جايگاه و اعتبار ويژه اي دارد. |