|
* غلامرضا قلندريان
با موج دوم اعترافهاي متهمان آشوبهاي اخير، در خصوص طراحي پروژه آشوب و سازماندهي گسترده آن از طريق محافل برون مرزي، ترديدي باقي نمانده است. افزوده شدن آمار معترفان و اظهارات متهمان بويژه افراد مرتبط با رسانه ها و سفارتخانه هاي خارجي به منزله خط بطلاني بر ترديدها ارزيابي مي شود.
همزمان با طرح نقش بيگانگان در حوادث پس از انتخابات ايران عده اي در اظهاراتي شتابزده با رد تحليلهاي مغاير با ديدگاه خود، به دفاع از کشورهاي سلطه گر پرداخته و برداشتهاي مخالف خويش را نوعي توهم و انگاره دگماتيسمي معرفي مي کنند.
آنها که رخدادهاي سياسي انقلاب اسلامي را با اين نگرشها آناليز يا ديدگاه هاي بنگاه هاي خبري دشمن را تکرار مي کنند، با يک نگاه سطحي و ساده لوحانه، عينک واقع بيني را از خود دور ساخته و پديده هاي سياسي را خيلي خوش باورانه تعبير مي کنند.
اکنون پس از اعترافهاي برخي چهره هاي داخلي که همفکران آنها از اين اعترافها دچار شوک گرديده اند، موج دوم اعترافهاي مربوط به چهره هاي همسو با بيگانگان که از طريق امر و نهي آنها ارتزاق سياسي و فکري مي کردند، علني گرديده است.
اعترافهاي يکي از چهره هاي متهم به جاسوسي، به نام «حسين رسام» واقعيتهايي را فاش ساخته است که اگر در سالهاي اخير بارها از سوي نهادهاي امنيتي اطلاع رساني مي شد، براي افکار عمومي عادي تلقي مي گرديد و به سادگي از آن عبور مي کردند. اکنون شفاف سازي عملکرد جاسوسي و اقدامهاي ضد امنيتي کارکنان سفارت انگليس، عمق يک فاجعه امنيتي را بر ملا نموده است.
پاسخها در محکمه نشان داد سفارتخانه هاي بيگانه در ايران شيوه هاي متفاوتي را براي ضربه زدن به جمهوري اسلامي به کار مي گيرند، اما همواره براي هر اقدامي از يک پوشش و نقاب حقوقي بهره مي برند تا بتوانند در زمان مقتضي به دفاع از عملکرد خويش بپردازند.
اين واقعيتها نشان داد استخدام کارکنان ايراني توسط سفارتخانه هاي کشورهاي اروپايي صرفاً براي انجام خدمات اداري و بروکراسي نيست، بلکه جذب افراد براي مقاصد امنيتي و اطلاعاتي صورت گرفته است تا در مواقع لازم آنها را به کارگيري نمايند، به نحوي که «رسام» اعتراف نموده است: «در طول 5 سال اخير 130 مرتبط با سفارت انگليس و طي يک سال اخير 50 نفر ديگر را جذب کرده ام و از طريق قرارها و ملاقاتهايي که با آنها در رستورانها و کافي شاپها مي گذاشتم، اطلاعات مورد نياز را کسب مي کردم.»
شناسايي و جذب نخبگان از طريق اعطاي بورسيه و نيز جاسوسي علمي و صنعتي در دانشگاه ها يکي ديگر از شيوه هاي جمع آوري اطلاعات بوده است که «رسام» از آنها نام مي برد. دولتهاي جهان اول همواره يکي از راه هاي جذب کادرهاي علمي و سياسي را از طريق شناسايي نخبگان تعقيب مي کنند تا با سرمايه گذاري ايدئولوژيک روي آنها، برنامه هاي کلان کشورهاي جهان سوم را مديريت کنند.
«رسام» استفاده از NGO ها را يکي ديگر از راه هاي کسب اخبار توسط سفارت انگليس دانست و اذعان نمود، سالانه 300 هزار پوند به عنوان کمک به سازمانهاي مردم نهاد ايراني، هزينه مي شد.
کشورهاي فرامنطقه اي هنگامي که از تعامل با دولتها بويژه ايران نا اميد شدند، با رونق گرفتن بازار کالاهايي از قبيل «جامعه مدني، توسعه سياسي، تنش زدايي و گسترش NGO ها و...» به تحميل خواسته هاي نامشروعشان اميدوار گرديدند، بنابراين با سرمايه گذاري بر پروژه تشکلهاي مردم نهاد، تشديد فشارها عليه حاکميت را استمرار بخشيدند.
بيگانگان و يا وابستگان داخلي آنها، به اين موضوع پي برده اند چنانچه با نسخه خارجي تحولات داخلي ايران را تجزيه و تحليل نمايند، به نتيجه لازم نمي رسند. اعترافهاي اخير بيانگر اين موضوع است که آنها با محاسبات مطابق با فرمولهاي تدوين شده در سفارت انگليس، راهبردهاي لازم را به جريانهاي همسو ارائه مي کردند. در اعترافهاي چهره هاي داخلي، اظهاراتي مبني بر اين نکته که ما سخنان طبقه متوسط به بالا را مي شنيديم و از ديگر طبقات غافل بوديم، تأييدي بر اين مدعاست.
از سوي ديگر، القاي تقلب و تأکيد بر آن از سوي مقامهاي لندن موضوع حايز اهميت ديگري است که به عنوان سوژه گروه هاي داخلي مخالف قانون پيگيري مي شود. افزون بر ارائه خط و ربط لازم به پازل فعالان سياسي و سمپاتهاي آنها، حضور شخصيتهاي تراز اول ديپلماتيک سفارت انگليس در راهپيمايي ها از اهميت تحريک گسترش موج سبز نزد مقامهاي انگليسي حکايت دارد. مي توان از حضور دبير اول سفارت انگليس در درگيريهاي خيابان مطهري در تاريخ 24 خرداد و حضور دبير سوم در تجمع خيابان شريعتي ياد کرد که با لباس سبز به ميان تجمع کنندگان رفته و همراه آنها در راهپيمايي هاي غيرقانوني حضور فعال داشته اند.
اعترافهاي چهره هاي مرتبط با بيگانگان و متهمان داخلي در نقطه اي تقارن پيدا مي کند، به نحوي که مي توان در بين اظهارات متهمان -اعم از داخلي و خارجي- يک مخرج مشترک پيدا کرد (کليد زدن انقلاب موج سبز) تا از اين رهگذر الگوهاي وارداتي انقلاب مخملي در ايران را پيگيري و جمهوري اسلامي را به اصطلاح «گرجستانيزه» نمايند.
در اين اعترافها، نقش بيگانگان اعم از دولتمردان و رسانه ها به نحو بارزتري مشهود گرديد افرادي که با اين گونه تحليلها نسبتي ندارند و همواره تلاش مي کنند بدون فرصت سوزي و با فرافکني، استنباط منتقدانشان را نوعي بزرگنمايي تهديدهاي دشمن ارزيابي کنند، اکنون با اين اظهارات ناگزير از تسليم شدن در برابر اين واقعيت هستند.
اعترافهاي متهمان داخلي و خارجي، نه تنها بيانگر ناکامي بيگانگان و بيهوده بودن سرمايه هاي آنها در زمينه براندازي نظام جمهوري اسلامي است، بلکه مؤيد برخوردار بودن نظام اسلامي از ظرفيتهاي لازم براي مقابله با برنامه هاي نرم افزاري و سخت افزاري دشمنان مي باشد.
بدون ترديد، گذشت 30 سال از انقلاب اسلامي و تحميل انواع تهديدهاي اقتصادي، نظامي، فرهنگي و عبور با صلابت نظام از اين تنگناها، بيانگر آن است که آنها از درک مفاهيم متافيزيکي انقلاب که از يک مباني معرفتي، انسان شناسي و ايدئولوژيک برخوردار است، عاجزند و هنوز درنيافته اند که درک آموزه هاي انقلاب اسلامي ايران با ادبيات ماترياليستي، امکان پذير نيست. |