|
گروه اقتصادي- زهرا شيدوش: با برگزاري مراسم تنفيذ حکم رياست جمهوري توسط مقام معظم رهبري و به تبع آن سوگند دکتر

احمدي نژاد در مجلس شوراي اسلامي(تحليف)، مهلت دو هفته اي مجلس براي معرفي کابينه از سوي رئيس دولت برابر قانون آغاز مي شود و اقتصاد ايران در حالي چشم انتظار معرفي تيم اقتصادي کابينه دولت است که همه شواهد و قرائن از برقراري نوعي اضطراب و استرس ناشي از وقوع رکود تورمي در بدنه واقعي اقتصاد کشور حکايت دارد.
اقتصادي که يک نگاه به تعيين تکليف نظام، تعيين نرخ سود بهره بانکي و خطوط اعتباري سيستم پولي کشور و يک چشم به نحوه بينش اقتصادي مديريت جديد دولت دهم دارد و از سويي نگران حرکت خصوصي سازي و تراز واردات و صادرات کشور در شرايط جديد اقتصاد جهاني است.
خبرنگار ما با محوريت مصاديقي چند از اين چالشها با يکي از کارشناسان اقتصادي گفتگويي انجام داده است که مي خوانيد:
دکتر فرهاد خرمي، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي و کارشناس مسايل اقتصادي در رابطه با مصاديق چالشهاي جدي دولت دهم در حوزه اقتصادي مي گويد: ابتدا اين موضوع بايد به دو بخش مصاديق عيني و ماهيتي تقسيم شود تا قابليت بحث و بررسي پيدا نمايد.
وي در توضيح و تبيين هر چه بيشتر موضوع مي افزايد: دولت دهم با برخي مشکلات مانند تأمين مشکل و دشوار هزينه هاي دولت، اصلاحات انجام داده بدون مجوز بر قانون بودجه 88 (که مجلس دوباره دولت را مکلف کرده)، تعهداتي که به خصوص در مورد اجراي نظام هماهنگ پرداخت حقوق با سرعت در قبل از انتخابات انجام شد و منابع آن هنوز محقق نشده است از جمله مصاديق عيني و بارز مشکلات ابتدايي دولت دهم است.
اين کارشناس اقتصادي در مورد اينکه به طور مثال اجراي نظام هماهنگ پرداخت حقوق قانون مجلس است و چرا اجراي آن مورد انتقاد شماست و آن را از چالشهاي دولت دهم برمي شماريد، تصريح مي کند: تعهداتي که براي پرداخت به بازنشستگان به طور مثال در مورد تأمين اجتماعي در بودجه 88 براي دولت ديده شده است منبع تأمين آن، فروش 2 هزار و 500 ميليارد تومان سهامي بوده که دولت ابتدا بايد آن را محقق مي ساخت و سپس تعهدات خود را اجرا مي کرد. که هر چند شخص واحدي بر دولتهاي نهم و دهم رياست مي کند اما در صورت تغيير وزراي اقتصادي، مشخص نيست چگونه فردي که هيچ دخل و تصرفي در ايجاد يک مشکل نداشته، بتواند به راحتي آن را پذيرفته و کارگشايي کند.
استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي تعيين نرخ سود بانکي را نيز از جمله مصاديق عيني چالش دولت دهم و تيم اقتصادي آن در ابتداي کار برمي شمرد و اظهار مي دارد: اين نکته فصل مشترک نگرانيهاي چند سال گذشته کارشناسان و نخبگان اقتصادي و بخش خصوصي بوده و هست. اين موضوع که يکي از چالشهاي اصلي دولت نهم نيز بود تا پايان کار هم ثبات لازم را به دست نياورد.
وي ادامه مي دهد: برزخ بين بانکداري بدون ربا و بانکداري سودجويانه براي نظام بانکي کشور يک بار براي هميشه بايد مرتفع شود چون با اجراي قانون بانکداري بدون ربا، مشکلات تعيين نرخ سود نيز حل مي شود زيرا در آن نظام نرخ سود بانکي وابسته به متغيرهاي اقتصادي است، اما چون جامعه بايد منتظر شود تا سرمايه گذاري آن به نتيجه برسد و اين فاصله طولاني مي شود، در نتيجه دخالت در نرخ سود صورت مي گيرد که اين موضوع هميشه بحث برانگيز بوده و در صورت رفع نشدن آن نيز ادامه خواهد داشت.
وي مي افزايد: مگر اينکه اراده اي عمل و به جامعه گفته شود که سپرده هاي سرمايه گذاري بلندمدت، سود متغير دارد اما بازدهي ماهانه ندارد. که اين روش، آماده سازي سريع افکار عمومي را مطالبه مي کند.
دکتر خرمي در تعيين و تشريح مصاديق ماهيتي چالشهاي پيش روي دولت دهم به دو محور اساسي اشاره مي کند و مي گويد: نظام تصميم گيري اقتصادي و نگاه دولت دهم به بخش خصوصي از جمله مهمترين چالشهاي کابينه اقتصادي دولت آينده است که بايد قبل ازمعرفي تيم اقتصادي، رئيس دولت به نوعي وحدت بينش با نامزدهاي احتمالي تصدي وزارتخانه ها دست يابد و گرنه شکنندگي ساختار تيم اقتصادي دولت نهم گريبان کابينه دهم و به تبع آن اقتصاد کشور را خواهد گرفت.
وي در تشريح بيشتر محور هماهنگي نظام تصميم گيري اقتصادي دولت دهم تصريح مي کند: بارها شنيده ايم که تصميم گيريهاي اقتصادي دولت دهم هماهنگ و همسو نبوده است به طور مثال در کشور ما وزير اقتصاد بخشي از مسؤوليت مالي کشور يعني تأمين ماليات را به عهده دارد. بخشي از تأمين درآمد هم به عهده وزارت نفت است که به سرمايه گذاريهايش برمي گردد. از سوي ديگر معاونت برنامه ريزي و راهبردي رئيس جمهور بخش هزينه سياستهاي مالي را بر عهده دارد و بانک مرکزي نيز سياستهاي پولي را دنبال مي کند. در چنين شرايطي به لحاظ وابستگي رئيس کل بانک مرکزي به رئيس جمهوري، وزير اقتصاد به مجلس و معاونت راهبردي نيز به رئيس دولت مرتبط است.
وي خاطرنشان مي کند: اما در دولت نهم اين سه ساختار اداري اقتصاد کشور با هم هماهنگ نبوده اند و تجربه چهار سال گذشته نشان داد که از طريق جابه جايي افراد هم اين مشکل قابل حل نيست که حتماً از ابتداي فعاليت دولت دهم بايد چاره انديشي عاجلي براي آن صورت پذيرد.
دکتر خرمي مصداق ديگر تغيير ماهيتي در مسايل چالش برانگيز دولت دهم را فرآيند خصوصي سازي و اجراي اصل 44 برمي شمرد و اظهار مي دارد: ارتقا و تقويت بخش خصوصي به عنوان بستر اصلي اجراي اصل 44 قانون اساسي هرگز در طول چهار سال گذشته به صورت متمرکز و هدفمند در دستور کار برنامه هاي اقتصادي دولت قرار نگرفته و به همين جهت نوع خاصي از خصوصي سازي در بازار سرمايه شکل گرفت که حتي خريداران عمده بخش خصوصي قادر به حضور در عرصه مديريت شرکتهاي بزرگ بورسي نشدند و سرمايه گذاريهاي بسيار کلان صورت گرفته در حوزه بنگاه هاي زودبازده که بخشي از بيکاران بدون بدهي قبلي را نيز تبديل به بيکاران بدهکارفعلي نمود نيز مصداق بارز ديگر تشتت و غير هدفمند عمل کردن سياستهاي اقتصادي دولت در تعريف و تقويت بخش خصوصي دانست که ضرورت دارد در کوتاهترين زمان ممکن تا تشکيل کابينه مورد بازنگري جدي رئيس جمهوري قرار گيرد و همکاران متناسب با شرايط جديد حاکم بر اقتصاد کشور و مخاطرات متوجه آن در بالاترين شکل کارآمدي و هماهنگي انتخاب شوند زيرا وقت تنگ است. |