صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
گزارش
حوادث
ضربان
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-08-09
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 18مرداد ماه 1388

[ هنري ]
 * گفتگوي جيم برودبنت با «ديويد ييتز» کارگردان تازه ترين قسمت از مجموعه هري پاتر؛
ما هم جزئي از اين غول بزرگ هستيم!
 * نگاهي به نمايشگاه کاريکاتوريست هاي اصفهاني در نگارخانه سوره تهران؛
اس ام اس هاي شوت شده
 * شاهکارهاي نقاشان نامدار جهان در موزه هنرهاي معاصر ؛ يک قرن زايش هنر مدرن
 * «آغداشلو» از داوري دهمين دوسالانه پوستر تهران انصراف داد
 * «در عشق، زنده بودن» شفيعي کدکني منتشر شد
 * آذر ماه امسال؛ دوسالانه ملي خوشنويسي در قزوين برگزار مي شود
 * اکبر نبوي: ترجيح دادم نباشم تا جشنواره فيلم کودک با آسيب کمتري برگزار شود!

گفتگوي جيم برودبنت با «ديويد ييتز» کارگردان تازه ترين قسمت از مجموعه هري پاتر؛
ما هم جزئي از اين غول بزرگ هستيم!



ترجمه : کميل سهيلي
* هري پاتر و قديسان مرگبار
کارگردان: ديويد ييتز
نويسنده: استيو کلووز بر مبناي رماني از جي. کي. رولينگ
موسيقي: نيکلاس هوپر
مدير فيلمبرداري: برونو دل بونل






بازيگران: دانيل رادکليف، روپرت گرينت، اما واتسون، مايکل گامبون، هلنا بونهام کارتر، آلن ريکمن، مگي اسميت، جولي والترز، ديويد توليس و ...
***
خلاصه داستان:
زماني که هري پاتر براي ششمين سال وارد مدرسه جادوگري«هاگوارتز» مي شود، کتاب اسرارآميزي را پيدا مي کند که روي آن نوشته«اين کتاب متعلق به شاهزاده دو رگه است» و کم کم از گذشته تاريک«لرد ولدمورت» چيزهاي تازه اي مي فهمد.
سالهاست نام«هري پاتر» هر چند مدت يکبار بر سر زبانها مي افتد و سر و صداهاي زيادي برپا مي کند. چه زماني که جي.کي.رولينگ دست به انتشار قسمت جديدي از اين مجموعه مي زند و چه هنگامي که يکي از اين کتابها به صورت فيلم درآمده و بخواهد در سطح وسيعي به اکران جهاني بپيوندد. در هر صورت خيابانهاي اکثر کشورهاي جهان پر از نمادهاي اين شخصيت بحث برانگيز معاصر مي شود.




از اولين قسمت سري هري پاتر که در سال 2001 ميلادي اکران شد تا به امروز اتفاقهاي زيادي افتاده و شخصيتهاي اين داستان نيز همانند طرفدارانشان رشد کرده و بزرگتر شده اند. اين تفاوت در اين قسمت اين مجموعه به صورت آشکار در شخصيتها، چه به لحاظ ظاهري و چه پردازش داستاني مورد توجه قرار گرفته و اين مسأله هري پاتر جديد را متفاوت از قسمتهاي پيشين کرده است. آنچه مي خوانيد، مصاحبه اي است با کارگردان قسمت جديد هري پاتر که البته فيلم گذشته اين مجموعه را نيز کارگرداني کرده بوده است.

* واقعا نمي توانم تصور کنم قبول ساخت دنباله اي براي هري پاتر چقدر مي تواند سخت و ترسناک باشد، اما به هرحال شما براي بار دوم اين ريسک را پذيرفتيد و البته فيلم هم در مواجهه با مخاطبانش موفق بوده. چه شد که ساخت قسمت ديگري از هري پاتر را پذيرفتيد؟
** من اين پروژه را خيلي دوست دارم و براي همين بود که براي بار دوم درگير ساخت ادامه هري پاتر شدم. تجربه بسيار لذت بخشي بود. ما دو هفته پيش چند تا مهمان داشتيم که آمدند اينجا و دوري در استوديو زدند. تنها چيزي که آنها را واقعا شگفت زده کرده بود، اخلاق بچه هاي تيم بود که چطور هميشه با انرژي اند و همواره لبخند مي زنند. واقعاً اينجا جو مثبتي حکمفرماست. هرکسي در کار خودش مهارت دارد و با کمک اتمسفر کلي فضا مي تواند از مهارتش به بهترين نحو ممکن استفاده کند. همچنين دستيار خيلي خوبي دارم که در فيلم قبلي هم باهم همکاري داشتيم. ما مثل دوقلو هستيم. معمولا دستيارها کار خودشان را مي کنند و کارگردان کار خودش را، اما ما خيلي به هم نزديکيم و اين عاليست.
* چه چيزي دراين قسمت به فيلم اضافه شده ؟
** قسمت جديد پرحرارت تر از گذشته است و در اين قسمت ما با احساسهاي دوره جواني مواجهيم. دوره اي که انسان تا حدي دست به شورش عليه ذهنيات پيشين اش مي زند. براي همين اين قسمت از هري پاتر، احساس عميق تر و عاشقانه تري نسبت به قسمت قبلي دارد که سرشار بود از صحنه هاي تاريک و خشن.
* آيا در شخصيتهاي ماجرا هم تغييري ايجاد شده؟
** بله، کتاب ششم از مجموعه هري پاتر بيشتر به احساس و عشق مي پردازد و ما اين را در شخصيتها پررنگ تر از گذشته مي بينيم. درضمن شخصيتها کمي بزرگتر شده اند و به نظرم به همين علت روابطشان فرق جزئي اي کرده است. ما در اين قسمت شاهد رشد بيشتري در شخصيتها هستيم.
* شنيده ام خارج از کتاب، صحنه هايي را هم خودتان به فيلم اضافه کرده ايد.
** بله، در کتاب ششم،«جو» در مورد حمله هاي گروه «دست ايستر»، آدم رباييها و خلافهايشان صحبت مي کند. شما اينها را مي خوانيد، اما نمي بينيد. ما خواستيم اين مسائل را در تجربه مستقيم مخاطبان قرار دهيم تا دقيقا ببينند که اين گروه چه کارهايي انجام مي دهد. ما دو صحنه در فيلم داريم که چيزهايي را که جو تعريف مي کند به تصوير مي کشد تا صحنه ها ملموس تر شود. همچنين ما در کتاب از زبان جو مي شنويم که پل«ماگل» فرو ريخته است. اينها را ما نمي بينيم، اما به همان دلايلي که گفتم خواستيم اين صحنه ها براي مخاطبان ملموس شود و لذا آنها را به فيلم اضافه کرديم.
* آيا شخصيت خاصي در داستان بود که علاقه داشته باشيد در فيلم بيشتر به آن بپردازيد؟
** راستش را بخواهيد همه آنها برايم چنين حسي داشتند. مثلا در جايي از فيلم«هرمينو» در يک لحظه متوجه مي شود که احساسش نسبت به«ران» تغيير کرده و براي او مواجهه با اين تغيير تا حدودي دشوار است، زيرا ران، ايده آلهايي که او پيشتر در ذهنش داشت را ندارد. او آن شاهزاده سوار بر اسب نيست! اما هرمينو حس خوبي نسبت به او دارد. اين قسمت واقعا جاي کار زيادي داشت تا نشان بدهيم آنها چطور با احساسات دوران بلوغ خود مواجه مي شوند و يا از اين دست صحنه ها که واقعا خيلي دوست داشتم بيشتر روي آنها کار کنم.
* يکي از کارگردانهاي قسمتهاي قبلي پاتر در مصاحبه اي گفته بود که انرژي زيادي در دنياي هري پاتر وجود دارد. شما هم چنين احساسي داشتيد؟
** خيلي زياد! به نظرم اين انرژي قبل از هرچيز از خود جي.کي.رولينگ نش؛ت مي گيرد. او با وجود شهرت چشمگيرش واقعا انسان فروتني است. درست مانند يک انسان عادي برخورد مي کند و اصلا از آن تيپ هايي نيست که خودشان را مي گيرند. همانطور که قبلا هم گفتم، اتمسفر حاضر در توليد اين فيلم نيز در کل بسيار مثبت است و در چنين فضايي، انسان دست به ريسک مي زند و به خودش اجازه مي دهد تا چيزهاي مختلف را امتحان کند و خود را بيازمايد. اصلا در چنين جوي، آدم از فضاي کارش لذت مي برد و مي تواند خلاقيت بيشتري نيز به خرج بدهد.
* فکر مي کنم اين انرژي در فيلم نيز قابل رويت باشد. فيلمهاي هاليوودي به طور معمول صرفا يکسري کارهاي سرد و پر سروصدا هستند، اما در فيلمهاي هري پاتر، يک روحيه و انرژي نهفته ديده مي شود.
** اميدوارم اين طور بوده باشد. به هرحال ما هم جزئي از اين غول بزرگ هستيم!

  


نگاهي به نمايشگاه کاريکاتوريست هاي اصفهاني در نگارخانه سوره تهران؛
اس ام اس هاي شوت شده



* علي زارعي

گفته اند هر گونه تکيه و تأکيدي بر زشتي هاي وجودي يک چيز - خواه به ادعا و خواه به حقيقت - هجو است و آنگاه که تکيه و تاکيد





بر يکي از خصايص باشد به «کاريکاتور» تبديل مي شود.
مثلاً اگر ديديد يک ورزشکار گلف به جاي چوب گلف و توپ آن يک دسته چوبي که سر آن گوشي موبايل قرار دارد را به سمت توپي که روي آن نوشته شده «اس ام اس» نشانه رفته است مي توانيد حدس بزنيد که هنرمند کاريکاتوريست چه خصيصه اي را مورد تاکيد قرار داده است. علي اسدي، هنرمند اصفهاني اين کاريکاتور است که در نمايشگاه جمعي کاريکاتوريست هاي اصفهاني خانه کاريکاتور اصفهان در نگارخانه سوره تهران آثارشان را به نمايش گذاشته اند. اين نمايشگاه از 5 مرداد برگزار شده و تا 19 مرداد ماه نيز ادامه دارد.
نگارخانه سوره وابسته به حوزه هنري، زيرزمين تقريبا وسيعي است، واقع در جنب سينما بهمن در ميدان انقلاب تهران. اولين چيزي که در اين نگارخانه به آن برخورد مي کني نبود سيستم مناسب تهويه است که وجود آن براي فضاهاي زير زمين ضروري تر به نظر مي رسد، بخصوص در نيمه مردادماه که بازديدکننده بايد گرماي مسير راه را هم براي حضور در نگارخانه به جان بخرد.
البته به گفته بهمن اسدي، مدير نگارخانه سوره، افتتاح اين نمايشگاه در واقع احياي مجدد اين نگارخانه در دوره مديريت جديد مرکز هنرهاي تجسمي حوزه هنري بوده است.
اسدي با اشاره به قدمت بيست و چهار، پنج ساله نگارخانه سوره گفته متاسفانه با وجود قرار گرفتن محل نگارخانه در مکاني فرهنگي و نزديکي آن با مراکز هنري، به دليل عدم تبليغات درست و همچنين فراهم نبودن امکانات رفاهي از ظرفيت قابل توجه اين نگارخانه استفاده شايان توجهي نمي شود.وي همچنين روال پذيرش کار هنرمندان در اين نگارخانه را چنين توضيح مي دهد: از آنجا که اين نگارخانه زير نظر مستقيم مرکز هنرهاي تجسمي حوزه هنري قرار دارد، لذا تأييد آثار متقاضي براي برپايي نمايشگاه، توسط هيأت ارزيابي داخل خود مرکز انجام مي شود.نگارخانه سوره در حال حاضر پذيراي 60 کاريکاتور از 60 هنرمند اصفهاني است که در بين آنها چند هنرمند کاريکاتوريست خارجي هم به عنوان ميهمان به ارائه اثر پرداخته اند.
آرزو آقا باباييان، فرزندي را درون شکم مادري باردار ترسيم کرده که گوش هايش را از شدت فرياد مادرش گرفته است. پس از ديدن آثار ليلا سيدابوالحسني، اکرم آزاد و مهدي تميزي، به تابلوي ميهائيتا پرومبيتا، عضو افتخاري خانه کاريکاتور اصفهان از کشور روماني مي رسم. او داستان معروف اسب چوبي را در يونان قديم به گونه اي ديگر ترسيم کرده است. داستاني که در افسانه هاي يوناني چنين ذکر شده که سربازان با پنهان شدن در شکم يک اسب چوبي بزرگ توانستند با گذشتن از دروازه شهر وارد شهر شده و شهر را فتح کنند. اين هنرمند يوناني سربازان را سيم هايي از اسب بيرون آمده نشان داده است که بوسيله اينترنت تمامي خانه ها را در دوران جديد فتح کرده اند. اين اثر شايد اشاره اي داشته باشد به نظريه ال گور(نامزد سابق رياست جمهوري آمريکا) در سال 94 ميلادي در کنفرانس توسعه مخابرات در آرژانتين که تنها راه توسعه جهان و استيلاي آمريکا بر آن را در فرآيند جهاني سازي، ايجاد بزرگراه هاي ارتباطي مي دانست که سرآمد آن اينترنت بود.
چند تابلو آن طرف تر هم تابلوي کاريکاتور جوآنه بروکر، عضو افتخاري خانه کاريکاتور اصفهان از کشور استراليا قرار دارد که اثرش روي پوستر نمايشگاه نيز درج شده است. فکر کنم بروکر چهره خودش را کاريکاتور گونه کشيده است.
ظاهراً توجه به داستانهاي اساطيري در اين نمايشگاه مورد عنايت خاص هنرمندان بوده است. فرهاد بردبار نيز داستان معروف سيب و کمان را در اثرش مورد توجه قرار داده، با اين تفاوت که فردي که سيب روي سر دارد، تپانچه اي را در پشت سر پنهان کرده است تا لابد به موقع پاسخ تيرانداز را به سيب روي سرش بدهد.
پس از کاريکاتور، وحيد شريفي از چهره سرشناس سينماي ايران عزت ا... انتظامي و نيز آثار ديگري از هنرمندان: نسرين شماعي زاده، روزبه سخاوتمندي، عيسي قجاوند، اميررضا خوردآزاد، پروانه شاهسوندي، زهره شاه محمدي و پري زنگنه به تابلوي حسام دادخواه مي رسم که فردي را نشسته بر روي يک دستشويي فرنگي در حال بستن کمربند ايمني کشيده است.
حتماً شما هم با من هم عقيده ايد که گاهي لازم است، هنرمندان آثار در کنارتان باشند تا هنگام بازديد از آثار اگر سؤالي داشتيد از آنها بپرسيد. در نمايشگاه هاي گروهي معمولاً هنرمندان با شيفت بندي بين خود روزانه يک يا چند نفر را در نمايشگاه مي گذارند تا اين وظيفه را انجام دهند. اين کار البته به مشاهده بازخورد آثار از نگاه مخاطب به هنرمند هم کمک مي کند. يکي ديگر از ضعفهاي اين نمايشگاه حضور نداشتن هيچکدام از هنرمندان در طول برگزاري نمايشگاه بود که براي احترام به حضور مخاطبان هم که شده بايد در نمايشگاه ها حضور پيدا کنند.
نکته ديگري که به عنوان ضعف ديگر اين نمايشگاه مي توان از آن نام برد، ارائه آثار نه چندان جالب توجه در کنار اندکي از آثار قابل توجه بود. البته پيشرفت چشمگير هنر کاريکاتور در چند سال اخير بخصوص در بينال هاي کاريکاتور سليقه مخاطبان اين هنر را بالا برده است و نبايد انتظار داشت که همه نمايشگاه ها چنين باشد، ولي اين گناه مخاطب نيست که بايد هر دو سال يکبار يک نمايشگاه قابل توجه در زمينه هنر کاريکاتور ببيند. بخصوص اينکه بينال آينده کاريکاتور دچار سرنوشت مبهمي شده و به طور طبيعي در حد بينال هاي قبلي نخواهد بود.
در نمايشگاه کاريکاتور نگارخانه سوره آثار برجسته، اندک ياب بود و بازديد کننده در مواجهه با تابلوها، آن همراهي لازم را با هنرمند احساس نمي کرد. هگل در مورد يک اثر کمدي قابل مي گويد: عالي ترين نوع کمدي آن است که تماشاگر به جاي اينکه «به» بازيگر بخندد «با» او بخندد.

  


شاهکارهاي نقاشان نامدار جهان در موزه هنرهاي معاصر ؛ يک قرن زايش هنر مدرن



پيرمرد «خسته و کوفته نشسته بر دروازه ابديت» ون گوگ اولين تابلويي است که پشت ويترين شيشه اي به نمايندگي از سبک امپرسيونيسم خودنمايي مي کند. کمي آنطرف تر مجسمه «عنتر و بچه اش» و چند تابلو نقاشي از پيکاسو چشم مخاطبش را مي نوازد. چند گالري آنطرف تر هم تابلوي منحصر به فرد «طبيعت بي جان با چاپ ژاپني» اثر پل گوگن به تماشا گذاشته شده است. دو ماهي است که اين همه شاهکار هنري در کنار هم به همراه موزيک آرام مديتيشني که فضاي موزه هنرهاي معاصر تهران را پر کرده، مخاطب را از خيابانهاي شلوغ مرکز تهران به چند دقيقه آرامش و لذت بردن از شکوه هنر معاصر دعوت مي کند.
لذتي آنچنان عميق که ممکن است فرد را دچار واکنش هاي هيجاني عجيبي کند. يکي از اين واکنش هاي عجيب متعلق به «آنتيا اسخواپ» بازديدکننده آلماني موزه است. آنتيا که در مقابل تابلوي 200 ميليون دلاري جکسون پولاک نشسته، مدام تکرار مي کند: «اين فوق العاده است. اين تابلوي «نقاشي ديواري روي زمينه قرمز سرخپوستي» جکسون پولاک است».
آنتيا که براي تماشاي نمايشگاه «جلوه هايي از هنر معاصر جهان» به تهران و موزه هنرهاي معاصر آمده است هيجان زده از قرار گرفتن اين همه شاهکار هنري از هنرمندان نامدار جهان همچون ونسان ون گوگ، پابلو پيکاسو، جکسون پولاک، پل گوگن، آندره دورن، ژرژ براک، خوان ميرو، مارک شاگال، تولوز لوترک، واسيلي کاندينسکي، ادوارد مونه، اندي وارهول و... مي گويد: «مسؤولان موزه چطور دلشان مي آيد، مردم را از تماشاي هميشگي اين شاهکارها محروم کنند؟! »
موزه هنرهاي معاصر با وجود اينکه يکي از مهمترين مجموعه شاهکارهاي هنري جهان را در اختيار دارد، اما از سال 56 تاکنون فقط دو بار گنجينه خارجي خود را به نمايش عمومي گذاشته است.
اين موزه، امسال و در بحبوحه انتخابات، از ششم خرداد تا 25 مرداد ماه، اين گنجينه را در معرض ديد هنرمندان و هنر دوستان گذاشته است.
اين در حالي است که هنرمندان و هنردوستان فراواني در داخل و خارج از کشور متقاضي نمايش دائمي گنجينه موزه هستند، چنانکه سهراب هادي، هنرمند و استاد نقاش در گفتگو با خبرگزاري ايسکانيوز گفت: «ايجاد مراکز دائمي براي نمايش گنجيه آثار موزه هنرهاي معاصر تهران و ديگر موزه ها، مي تواند منشأ ورود اقتصاد از طريق توريسم به ايران بوده و نگهداري آن در انبارها ظلم به هنر و اقتصاد هنر است.»
اما بر خلاف دلايل سياسي که اين نشريات براي عدم نمايش عمومي گنجينه موزه برمي شمرند، مسؤولان موزه هنرهاي معاصر با اعلام علاقه به نمايش دائمي گنجينه، کمبود امکانات و فضاي مناسب را دليل اين امر عنوان مي کنند.
احسان آقايي معاونت اجرايي موزه هنرهاي معاصر در اين باره مي گويد: «ما هم مي پذيريم که مدت زمان نمايش اين آثار بسيار کوتاه است و بايد براي اصلاح آن تمهيداتي انديشيد، اما ما طبق وظايف سازماني که از سوي وزارتخانه برايمان تعريف شده، بايد فضاي موزه را به نمايشگاه هاي ديگر نيز اختصاص دهيم.»
حسن نوفرستي مسؤول برنامه هاي هنري موزه هنرهاي معاصر تهران هم با اشاره به اينکه در اين نمايشگاه 180 اثر از شاهکارهاي هنري جهان به نمايش در آمده، مي گويد: «فضاي نمايشگاهي موزه حتي براي اين تعداد اثر هم کافي نيست و ما در يک مرحله، 50 درصد آثار را تغيير داديم تا بتوانيم آثار بيشتري را به نمايش بگذاريم.»
اما علي مظفري يکي از بازديدکننده هاي موزه با نقد چارچوب وظايفي که براي اين موزه در نظر گرفته شده است، مي گويد: «در حالي که موزه هنرهاي معاصر تهران يکي از مهمترين و کاملترين مجموعه شاهکارهاي هنر معاصر جهان را در اختيار دارد و معماري موزه هم متناسب با نمايش گنجينه موزه است، نبايد کارکرد خود را در حد يک گالري تنزل دهد.»
مظفري که مشغول مطالعه و پژوهش بر روي سبک هاي مختلف هنر معاصر است، ادامه مي دهد: ما گنجينه اي به اين مهمي در ايران داريم و نمي توانيم براي آموزش هنري از آن بهره مند شويم.
بسياري از هنرجويان و هنرمندان همانند او مدعي اند براي پژوهش بر روي سبکهاي هنري و آثار موجود در موزه به وقت بسيار زيادي احتياج دارند و در صورت تمام شدن زمان اين نمايشگاه، ديگر تقريباً هيچ دسترسي به اين آثار نخواهند داشت.
آثار موجود در اين موزه مربوط به مکاتب مختلف هنري جهان در سالهاي 1883 تا 1976 است و سبک هاي امپرسيونيسم تا پاپ آرت، پست مدرن و کانسپتچوال آرت را شامل مي شود و متعلق به هنرمنداني است که در ايجاد جريانات هنري جهان تأثيرات عميق و جدي ايجاد کرده اند و برخي خود بنيانگذار مکاتب هنري بوده اند.
اما بازديدکننده هاي اين نمايشگاه به هنرمندان و پژوهشگران محدود نمي شود. شايد به همين دليل است که موزه هنرهاي معاصر راهنماياني را براي معرفي اين سبک ها به بازديدکننده هاي عادي در نظر گرفته است.
کيانا دل شاد نيک يکي از اين راهنماها و از سويي کارشناس بين الملل موزه است. او با اشاره به محدوديت هاي موزه مي گويد: «شايد براي نمايش اين شاهکارهاي هنري بايد تعداد کارها کمتر باشد تا بيننده با تمرکز بيشتري آنها را ببيند و تحت تأثير آنها قرار بگيرد که محدوديتهاي مکاني و زماني تحقق اين امر را مشکل مي کند.»

  


«آغداشلو» از داوري دهمين دوسالانه پوستر تهران انصراف داد



«آيدين آغداشلو» هنرمند نقاش و طراح در گفتگو با فارس با اعلام اين خبر گفت: زماني که داوري دهمين دوسالانه پوستر تهران از سوي دوست عزيزم آقاي قباد شيوا به من پيشنهاد شد، تصور مي کردم طبق روال معمول، انجمن صنفي طراحان گرافيک، عهده دار برگزاري اين دوسالانه است، اما وقتي متوجه شدم که انجمن در اين دوسالانه نقشي ندارد، از داوري در اين دوسالانه انصراف دادم.
اين هنرمند نقاش و پژوهشگر در ادامه با تأکيد بر لزوم واگذاري برگزاري دوسالانه ها به انجمن هاي تخصصي گفت: درست تر اين است که دوسالانه هاي تجسمي با حمايت، هدايت و هماهنگي وزارت ارشاد همراه باشد اما برگزاري آن به انجمن هاي صنفي واگذار شود، چرا که اين در شأن وزارت ارشاد نيست که با وجود گرفتاري هاي بسيار، همه کارها را از صدر تا ذيل خود بر عهده داشته باشد و انجمن ها به دليل تخصصي بودن و ارتباط گسترده اي که با هنرمندان مختلف دارند، بهتر مي توانند دوسالانه ها را برگزار کنند به خصوص انجمن طراحان گرافيک که تاکنون 9 دوسالانه را با آبرومندي برگزار کرده است.
وي در خاتمه تصريح کرد: معتقدم که هرچقدر دولت مسؤوليتها را به عهده انجمن هاي صنفي (که نماينده هنرمندان هستند و با رأي آنها انتخاب مي شوند) بگذارد، در مردمي کردن کار فرهنگ و هنر جلوتر رفته است.
دهمين دوسالانه بين المللي پوستر تهران با دبيري محمد خزايي و با رياست قباد شيوا 27 مهر ماه تا 27 آبان ماه در تهران برگزار خواهد شد.

  


«در عشق، زنده بودن» شفيعي کدکني منتشر شد



کتاب «در عشق، زنده بودن» شامل گزيده غزليات شمس با انتخاب و توضيح محمدرضا شفيعي کدکني منتشر شد.






به گزارش ايسنا، اين گزيده غزليات شمس که با مقدمه، گزينش و تفسير شفيعي کدکني همراه است، در مجموعه «از ميراث ادب فارسي» شماره 31 به چاپ رسيده است.
در اين اثر پس از يادداشت ناشر، مقدمه اي مفصل به قلم شفيعي کدکني آمده است و در اين مقدمه، او به موضوع نام و نشانها، معاصران مولانا، آثار مولانا، در قلمرو عاطفه و انديشه ها، تخيل مولانا، زبان شعر، موسيقي شعر مولانا و شکل غزل پرداخته است.
همچنين در بخش ديگري از کتاب، اين استاد ادبيات فارسي 177 غزل منتخب از مولانا را آورده و در ادامه دو شعر منسوب به مولانا و 59 رباعي را اضافه کرده است. اين کتاب در 467 صفحه از سوي نشر سخن منتشر شده است.

  


آذر ماه امسال؛ دوسالانه ملي خوشنويسي در قزوين برگزار مي شود



فرهنگ و ارشاد اسلامي استان قزوين از برگزاري دوسالانه ملي خوشنويسي در آذر ماه سال جاري در قزوين خبر داد.محمدحسين شفيعي ها در گفتگو با فارس اظهار داشت: استان قزوين يکي از استانهاي مطرح در هنر خوشنويسي است که در پي برگزاري موفق نمايشگاه اکسپوي هنري در ارديبهشت ماه سال جاري در اين استان و با توجه به جلب نظر مسؤولان مقرر شده است تا قزوين آذر ماه سال جاري ميزبان نخستين دوسالانه خوشنويسي کشور باشد.
وي ادامه داد: دوسالانه خوشنويسي تاکنون به صورت رسمي برگزار نشده و اين نخستين دوره است که به اين صورت برگزار مي شود و پيش بيني مي کنيم بيش از 500 اثر از آثار هنرمندان مطرح کشور براي شرکت در اين دوسالانه به دبيرخانه برسد و هم اکنون نيز فراخوان اين جشنواره آماده است و هنرمندان در اين دوسالانه مي توانند در گرايش هاي مختلف نستعليق، شکسته، نثر و ديگر گرايش هاي نوين با موضوع آزاد شرکت کنند و آثار هنرمندان به مدت يک ماه در معرض ديد علاقه مندان قرار خواهد گرفت.شفيعي ها اعلام کرد: با توجه به برگزاري دوسالانه خوشنويسي در آذر ماه به دنبال آن هستيم تا جشنواره نبوي و علوي را يک ماه زودتر برگزار کنيم تا تداخل با دوسالانه نداشته باشد.

  


اکبر نبوي: ترجيح دادم نباشم تا جشنواره فيلم کودک با آسيب کمتري برگزار شود!



اکبر نبوي گفت: ترجيح دادم دبير نباشم، اما جشنواره فيلم کودک با آسيب کمتري برگزار شود.
به گزارش ايسنا، دبير پيشين بيست و سومين جشنواره بين المللي فيلم هاي کودکان و نوجوانان در اولين اظهارنظرش درباره دلايل استعفايش اظهار داشت: من به رغم مشکلاتي که داشتم دبيري جشنواره کودک را به خاطر کمک به اين سينما قبول کردم و به همان دليلي که دبيري را پذيرفته بودم، استعفا دادم، زيرا شرايط به گونه اي پيش رفت که حضورم ممکن بود به اصل برگزاري جشنواره آسيب جدي بزند و من حاضر نبودم اين اتفاق بيفتد. در نتيجه ديدم کناره گيري ام بهتر است. در واقع مسأله اصلي مربوط مي شد به ساختار تشکيلاتي معاونت سينمايي و بنياد سينمايي فارابي و مشکلات اصلي من در اين دو حوزه، که تفسير آن را بعداً خواهم گفت.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com