|
پيرمرد «خسته و کوفته نشسته بر دروازه ابديت» ون گوگ اولين تابلويي است که پشت ويترين شيشه اي به نمايندگي از سبک امپرسيونيسم خودنمايي مي کند. کمي آنطرف تر مجسمه «عنتر و بچه اش» و چند تابلو نقاشي از پيکاسو چشم مخاطبش را مي نوازد. چند گالري آنطرف تر هم تابلوي منحصر به فرد «طبيعت بي جان با چاپ ژاپني» اثر پل گوگن به تماشا گذاشته شده است. دو ماهي است که اين همه شاهکار هنري در کنار هم به همراه موزيک آرام مديتيشني که فضاي موزه هنرهاي معاصر تهران را پر کرده، مخاطب را از خيابانهاي شلوغ مرکز تهران به چند دقيقه آرامش و لذت بردن از شکوه هنر معاصر دعوت مي کند.
لذتي آنچنان عميق که ممکن است فرد را دچار واکنش هاي هيجاني عجيبي کند. يکي از اين واکنش هاي عجيب متعلق به «آنتيا اسخواپ» بازديدکننده آلماني موزه است. آنتيا که در مقابل تابلوي 200 ميليون دلاري جکسون پولاک نشسته، مدام تکرار مي کند: «اين فوق العاده است. اين تابلوي «نقاشي ديواري روي زمينه قرمز سرخپوستي» جکسون پولاک است».
آنتيا که براي تماشاي نمايشگاه «جلوه هايي از هنر معاصر جهان» به تهران و موزه هنرهاي معاصر آمده است هيجان زده از قرار گرفتن اين همه شاهکار هنري از هنرمندان نامدار جهان همچون ونسان ون گوگ، پابلو پيکاسو، جکسون پولاک، پل گوگن، آندره دورن، ژرژ براک، خوان ميرو، مارک شاگال، تولوز لوترک، واسيلي کاندينسکي، ادوارد مونه، اندي وارهول و... مي گويد: «مسؤولان موزه چطور دلشان مي آيد، مردم را از تماشاي هميشگي اين شاهکارها محروم کنند؟! »
موزه هنرهاي معاصر با وجود اينکه يکي از مهمترين مجموعه شاهکارهاي هنري جهان را در اختيار دارد، اما از سال 56 تاکنون فقط دو بار گنجينه خارجي خود را به نمايش عمومي گذاشته است.
اين موزه، امسال و در بحبوحه انتخابات، از ششم خرداد تا 25 مرداد ماه، اين گنجينه را در معرض ديد هنرمندان و هنر دوستان گذاشته است.
اين در حالي است که هنرمندان و هنردوستان فراواني در داخل و خارج از کشور متقاضي نمايش دائمي گنجينه موزه هستند، چنانکه سهراب هادي، هنرمند و استاد نقاش در گفتگو با خبرگزاري ايسکانيوز گفت: «ايجاد مراکز دائمي براي نمايش گنجيه آثار موزه هنرهاي معاصر تهران و ديگر موزه ها، مي تواند منشأ ورود اقتصاد از طريق توريسم به ايران بوده و نگهداري آن در انبارها ظلم به هنر و اقتصاد هنر است.»
اما بر خلاف دلايل سياسي که اين نشريات براي عدم نمايش عمومي گنجينه موزه برمي شمرند، مسؤولان موزه هنرهاي معاصر با اعلام علاقه به نمايش دائمي گنجينه، کمبود امکانات و فضاي مناسب را دليل اين امر عنوان مي کنند.
احسان آقايي معاونت اجرايي موزه هنرهاي معاصر در اين باره مي گويد: «ما هم مي پذيريم که مدت زمان نمايش اين آثار بسيار کوتاه است و بايد براي اصلاح آن تمهيداتي انديشيد، اما ما طبق وظايف سازماني که از سوي وزارتخانه برايمان تعريف شده، بايد فضاي موزه را به نمايشگاه هاي ديگر نيز اختصاص دهيم.»
حسن نوفرستي مسؤول برنامه هاي هنري موزه هنرهاي معاصر تهران هم با اشاره به اينکه در اين نمايشگاه 180 اثر از شاهکارهاي هنري جهان به نمايش در آمده، مي گويد: «فضاي نمايشگاهي موزه حتي براي اين تعداد اثر هم کافي نيست و ما در يک مرحله، 50 درصد آثار را تغيير داديم تا بتوانيم آثار بيشتري را به نمايش بگذاريم.»
اما علي مظفري يکي از بازديدکننده هاي موزه با نقد چارچوب وظايفي که براي اين موزه در نظر گرفته شده است، مي گويد: «در حالي که موزه هنرهاي معاصر تهران يکي از مهمترين و کاملترين مجموعه شاهکارهاي هنر معاصر جهان را در اختيار دارد و معماري موزه هم متناسب با نمايش گنجينه موزه است، نبايد کارکرد خود را در حد يک گالري تنزل دهد.»
مظفري که مشغول مطالعه و پژوهش بر روي سبک هاي مختلف هنر معاصر است، ادامه مي دهد: ما گنجينه اي به اين مهمي در ايران داريم و نمي توانيم براي آموزش هنري از آن بهره مند شويم.
بسياري از هنرجويان و هنرمندان همانند او مدعي اند براي پژوهش بر روي سبکهاي هنري و آثار موجود در موزه به وقت بسيار زيادي احتياج دارند و در صورت تمام شدن زمان اين نمايشگاه، ديگر تقريباً هيچ دسترسي به اين آثار نخواهند داشت.
آثار موجود در اين موزه مربوط به مکاتب مختلف هنري جهان در سالهاي 1883 تا 1976 است و سبک هاي امپرسيونيسم تا پاپ آرت، پست مدرن و کانسپتچوال آرت را شامل مي شود و متعلق به هنرمنداني است که در ايجاد جريانات هنري جهان تأثيرات عميق و جدي ايجاد کرده اند و برخي خود بنيانگذار مکاتب هنري بوده اند.
اما بازديدکننده هاي اين نمايشگاه به هنرمندان و پژوهشگران محدود نمي شود. شايد به همين دليل است که موزه هنرهاي معاصر راهنماياني را براي معرفي اين سبک ها به بازديدکننده هاي عادي در نظر گرفته است.
کيانا دل شاد نيک يکي از اين راهنماها و از سويي کارشناس بين الملل موزه است. او با اشاره به محدوديت هاي موزه مي گويد: «شايد براي نمايش اين شاهکارهاي هنري بايد تعداد کارها کمتر باشد تا بيننده با تمرکز بيشتري آنها را ببيند و تحت تأثير آنها قرار بگيرد که محدوديتهاي مکاني و زماني تحقق اين امر را مشکل مي کند.» |