|
گروه حوادث- مصدق: سرپرستار بيمارستاني در تهران پس از اطلاع از باردار شدن ناخواسته همسر صيغه اي خود او و همکار پرستارش را خفه کرد.
به گزارش خبرنگار ما، ساعت 15/45 دقيقه عصر چهارشنبه چهاردهم مرداد ماه جاري دختر جواني در حالي که بسيار وحشت زده بود پس از خروج از ساختمان «کوه نور» واقع در خيابان آية ا... مدني با اشاره دستش به سوي مردي قوي هيکل مي گفت «مردم او قاتل خواهرم و دوستش است دستگيرش کنيد.»
دقايقي بعد فريادهاي کمک خواهي اين دختر 20 ساله با فرار مرد مورد نظر از ميان مردم خاموش شد و وي طي تماسي با پليس 110 از قتل مرموز خواهرش و همکار وي خبر داد.
با گزارش موضوع، طولي نکشيد که عوامل کلانتري 106 شهيد نامجو، پاي در محل جنايت گذاشته و با پيکر بي جان زن صاحب خانه به نام «خديجه» و زن ديگري به نام «فريبا» 35 ساله در حالي که به دور گردنشان روسري پيچيده شده بود روبه رو شدند.
با کشف اجساد قربانيان تحقيقات پليسي و جنايي با حضور بازپرس «هنرمند» از شعبه چهارم دادسراي جنايي تهران و کارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي مرکز دنبال شد.
تيم جنايي پس از آنکه صحنه جنايت را بازرسي و از سالم بودن قفل در ورودي و عدم به هم ريختگي اسباب خانه پي برد که قاتل اين دو زن که پرستار يکي از بيمارستانهاي تهران بودند يک آشناست به تحقيق از «سهيلا» دختر جواني که خبر اعلام قتل خواهرش «فريبا» را به پليس داده بود، پرداخت.
اين دختر 20 ساله به مأموران گفت: من و خواهرم تصميم داشتيم سري به «خديجه» بزنيم که از بيماري ام اس رنج مي برد. وقتي به خانه اش رفتيم و در زديم، «کامبيز» که همکارشان در بيمارستان بود در را باز کرد. هنگامي که او را ديديم از او سراغ «خديجه» را گرفتيم گفت در حمام است.
بنابراين از خانه خارج شديم تا اينکه دقايقي بعد نامبرده با تلفن خواهرم تماس گرفت و با گفتن اينکه «خديجه» حال درستي ندارد از او کمک خواست. از اين رو «فريبا» به طرف خانه «خديجه» حرکت کرد و من به دنبال کارم به خيابان وليعصر رفتم. يک ساعت بعد موبايلم زنگ خورد. شماره خواهرم بود، اما ارتباط برقرار نشد. نگران شدم و بي درنگ برگشتم. کامبيز در را به روي من باز کرد، به داخل سالن پذيرايي که رفتم با اجساد خواهرم و دوستش روبه رو شدم. اين در حالي بود که «کامبيز» مرتب مي گفت آنها زنده اند بايد هر چه زودتر آنها را به بيمارستان برسانيم.
به دنبال اين اطلاعات و شناسايي مظنون به قتل، دستگيري «کامبيز» در دستور کار تيم جنايي قرار گرفت.
بررسي هاي اوليه نشان مي داد متهم پس از ارتکاب جرم به يکي از شهرستانهاي شمالي کشور گريخته است، بدين ترتيب کارآگاهان طي گزارشي به تمامي مراکز و کلانتريهاي پليس از آنها جهت دستگيري قاتل فراري کمک خواستند.
درحالي که عرصه بر متهم فراري تنگ شده بود اين جوان 35 ساله عصر جمعه با مراجعه به تهران خود را تسليم پليس کرد.
صبح ديروز وي در مقابل «هنرمند» قاضي تحقيق پرونده قرار گرفت و با اعتراف صريح به جرمش در خصوص انگيزه قتلها گفت: «فريبا» همسر صيغه اي من بود. ما از دو سال پيش و به صورت پنهاني با يکديگر زندگي مي کرديم. همه چيز خوب پيش مي رفت که ناگهان از وي شنيدم که بر خلاف قولي که به من داده باردار است. سر همين موضوع با هم درگير شديم و من در جريان اين درگيري با دستانم او را خفه کردن و بعد وقتي «خديجه» دوستش شروع به داد و فرياد کرد از ترس او را نيز با دستانم خفه کردم و سپس روسري دور گردن آنها پيچيدم که همين موقع «سهيلا» سر رسيد و بقيه ماجرا.
گفتني است، با اعترافهاي اين متهم به قتل وي با قرار بازداشت موقت در اختيار کارآگاهان ويژه قتل پليس آگاهي قرار گرفت تا تحقيقات بيشتري از وي صورت گيرد. |