تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اقتصادي
فرهنگی
ورزشي
هنري
حوادث
ضربان
اجتماعي
عشقستان
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-08-17
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 26مرداد ماه 1388

[ هنري ]
 * گذري و نظري بر اکسپوي کوچک «گلستان» در مرداد ماه؛ چهارراه هنرمندان و دوستداران نقاشي
 * نگاهي به فيلم «پستچي سه بار در نمي زند» به کارگرداني حسن فتحي؛ گاهي به شکل رؤيا
 * ادامه جنجال ها برسر بازداشت شاهرخ خان در آمريکا
 * در فضاي طنز و سوررئال /فرمان آرا:
«من از کيارستمي متنفرم» را در ايتاليا مي سازم
 * خوانش شعري از سهراب سپهري؛ استقلال و خود ارجاعي شعر
 * مرتضي کاخي: نام گذاري شعر از سوي شاعران بيشتر به ادا مي ماند
 * برندگان شصت ودومين دوره جشنواره لوکارنو معرفي شدند
 * بازي پسر «جکي چان» در کمدي رزمي «تعقيب سايه ها»
 * با حضور موسوي گرمارودي؛ دومين جشنواره بين المللي شعر چين برگزار شد

گذري و نظري بر اکسپوي کوچک «گلستان» در مرداد ماه؛ چهارراه هنرمندان و دوستداران نقاشي



* علي زارعي
در بين نمايشگاه هاي عام، برخي نمايشگاه هاي خاص هم هستند که در طول زمان به دليل تداوم در کار و استقبال مخاطبان و نيز





حسن مديريت شان، شهرت و اعتباري ويژه پيدا کرده اند. نمايشگاه هاي نقاشي نگارخانه گلستان در تابستان که به نوعي مي توان آن را «اکسپوي کوچک بخش خصوصي» ناميد، يکي از اين نمايشگاه هاست. نمايشگاهي که هر ساله در مرداد ماه 100 اثر نقاشي از 100 هنرمند را براي فروش به نمايش مي گذارد و امسال در هفدهمين سال تجربه برگزاري اش قرار دارد.
برگزاري چنين نمايشگاه هايي که علاوه بر جنبه هنري، جنبه انتفاعي هنرمندان از آثارشان را نيز پشتيباني کند، در ايران کم هستند. نمايشگاه هاي مرداد ماه نگارخانه گلستان، تلفيق موفقي از توجه به مقوله «هنر و اقتصاد» است که مي تواند توسط ساير نمايشگاه هاي بخش خصوصي و دولتي، مورد تقليد و اقتباس قرار گيرد.
مي دانيد که چند صباحي است در محافل مربوط به هنرهاي تجسمي، براي خارج شدن هنرمندان از تنگناي مالي و انتفاع بيشتر آنان از آثارشان، مقوله «اقتصاد هنر» مورد بحث و تبادل نظر قرار مي گيرد. شرکت در اکسپوهاي منطقه اي و بين المللي، راه اندازي اکسپوهاي کوچک و بزرگ داخلي، تقويت بخش خصوصي در اين خصوص و نيز تقويت نگاه اقتصادي به مقوله هنر از طريق فرهنگ سازي در مخاطب، از جمله راهکارهايي بوده که در اين زمينه پيشنهاد شده و مورد پيگيري نهادهاي مرتبط با هنرهاي تجسمي قرار گرفته است. به عنوان نمونه، شرکت در اکسپوي دبي که سال گذشته اتفاق افتاد و برخي از هنرمندان ايراني توانستند در آن به رقم فروش خوبي از آثارشان دست يابند، در همين راستا بود.
بنابراين، لازم است با تقويت نمايشگاه هايي مثل نمايشگاه هاي مردادماه نگارخانه گلستان به هر چه بهتر شدن وضعيت اقتصاد هنر و فروش آثار هنري براي تقويت اين هنرها در کشور اقدام کرد.
***
در بدو ورود به نمايشگاه، بيش از هر چيز چينش آثار مورد توجه قرار مي گيرد، زيرا نگارخانه کوچک گلستان ظرفيت پذيرايي از 100 تابلو در ابعاد کوچک و بزرگ را ندارد. براي همين، تابلوها خيلي چفت هم چيدمان شده اند. از هر نوع رنگي هم که به نظرتان بيايد، اعم از رنگهاي سرد مثل بنفش و رنگهاي گرم مثل زرد و نارنجي و قرمز، در رنگ بندي آثار مي توان ديد.
در اين نمايشگاه، دو موضوع «انسان و طبيعت» با سبک رئال و مدرن بيشتر مورد توجه هنرمندان قرار گرفته اند، به طوري که در بين آثاري که من ديدم، هنرمندان: سميه چراغعلي، مريم کريميان، فرزانه بابلي، شيرين بزرگمهر، سوسن هاشميان، ليلي بابايي، سعيده يونسي و ناصر اويسي به چهره انسان، و هنرمندان: ويدا کلانتري، سميه معتمدي، مينا مختارزاده، مهوش رفيع زاده و رويا حسيني به موضوع طبيعت پرداخته اند.
البته، آثار ديگر از نوع و نگاهي متفاوت نيز در بين تابلوها به چشم مي خورند که قابل توجه هستند؛ مثل اثر حامد دهنوي که نمايي زيبا از شهر تهران را در شب ترسيم کرده است.
از آنچه در اخبار و گزارشهاي خبرگزاريها قبل از سر زدن به نمايشگاه متوجه شدم، چنين بر مي آمد که فروش تابلوها در سه روز اول نمايشگاه فوق العاده بوده است، ولي خانم ليلي گلستان مدير نگارخانه گلستان در گفتگويي کوتاه با ما اعلام کرد امسال نمايشگاهش با توجه به استقبال گسترده سالهاي قبل، از استقبال کمتري برخوردار بوده و به عنوان مثال فروش سه روز اول نمايشگاه مردادماه سال قبل را 90 ميليون تومان و فروش سه روز اول نمايشگاه امسال را حدود 20 ميليون تومان اعلام کرد.
وي همچنين افزود: البته با توجه به برهه زماني که در آن قرار داريم، نمي توان ادعا کرد استقبال بد بوده است، بلکه بايد گفت اين حجم از ديد و بازديد خوب هم بوده است، ولي در هر حال کم بودن استقبال از نمايشگاه نسبت به سالهاي قبل قابل توجه است و نمي توان آن را کتمان کرد.
گلستان افزود: نکته جالب توجهي که در نمايشگاه امسال اتفاق افتاد و براي خود من هم تازگي داشت، اين است که نمايشگاه امسال از لحاظ سطح کيفي و تکنيکي آثار، بهترين نمايشگاه در طول هفده سال برگزاري آن است، با اين حال تاکنون بيشترين فروشها مربوط به آثار افراد جوان و آماتور بوده است.
اين هنرمند سرشناس رشته نقاشي، چهره هاي مشهور شرکت کننده در اين نمايشگاه را افرادي مانند: محمد احصايي، رضا مافي، پروانه اعتمادي، فريده لاشايي و حسين زنده رودي دانست و گفت: تا جايي که توانسته ايم با هماهنگي هنرمندان قيمت تابلوها را کاهش داده ايم تا بازديدکننده ها به خريد آثار راغب تر شوند و فشار کمتري را از لحاظ مالي تحمل کنند.
وي در خاتمه، نمايشگاه مرداد ماه نگارخانه گلستان را اکسپويي کوچکتر از اکسپوهاي دولتي اما مهمتر از آنها دانست و گفت: اين نمايشگاه از اکسپو کوچکتر است، ولي به دليل شرکت هنرمندان فرهيخته و نام آور در آن، از اکسپوهاي ديگر مهم تر است و فروش آن نيز در اين هفده سال از همه اکسپوهاي داخلي حتي از اکسپويي که سال گذشته به صورت دولتي برگزار شد، بيشتر بوده است.
گفتني است، نگارخانه گلستان در خيابان دروس، خيابان شهيد کماسايي، شماره 34 واقع است و علاقه مندان مي توانند تا تاريخ پنجم شهريور، از اين نمايشگاه بازديد کنند.

  


نگاهي به فيلم «پستچي سه بار در نمي زند» به کارگرداني حسن فتحي؛ گاهي به شکل رؤيا



* مهدي نصيري
حسن فتحي فعاليتهاي هنري اش را با تئاتر آغاز کرد، بعدها به تلويزيون رفت و پس از موفقيت در ساخت چند سريال خوب تلويزيوني، با دست پر وارد سينما شد.






صرف نظر از تئاترها، سريالهاي تلويزيوني و همه تجربيات سينمايي اين کارگردان و نويسنده جوان، اجازه بدهيد ورودش به سينماي ايران را با همين فيلم «پستچي سه بار در نمي زند» به عنوان يک اثر خوش ساخت و موفق سينمايي و يک کار جدي و خوب در کارنامه او به مثابه يک آغاز پرمايه، مورد اشاره قرار دهيم.
«پستچي...» يکي از بهترين آثار سينماي سال گذشته ايران است که در جشنواره فيلم فجر هم تحسين منتقدان و تماشاگران را با خود به همراه داشت. در واقع تجربه ساخت و توليد اين اثر را مي بايست در ادامه همه کارهاي پيشين فتحي و در ادامه روند تلاش او براي رسيدن به شکل و شيوه و محتواي ايراني مورد تحليل و بررسي قرار داد.
فتحي در اين فيلم، به شدت در پي نشان دادن سليقه و شيوه مورد علاقه اش در حوزه داستان و محتواي ايراني است و اين علاقه و شيفتگي را به خوبي در همه مؤلفه هاي فيلم از داستان و موضوع گرفته تا عناصر ساختار و محتوا مورد پرداخت و تأکيد قرار مي دهد.
از همه مهمتر اينکه فتحي بار ديگر و پس از تکرار موفقيتهاي متعدد در حوزه ادبيات نمايشي و زبان و ادبيات ايراني در آثارش، امروزه ديگر ثابت کرده که زبان و بن مايه هاي زبان فارسي را به خوبي مي شناسد و در پي کشف، استفاده و معرفي بيشتر آن است. شايد زياد هم دير نباشد اگر او را امروز يک «علي حاتمي» تازه در سينماي ايران معرفي کنيم، همچنان که هر چه بيشتر از تجربيات و کارهاي فتحي مي گذريم و جلوتر مي رويم، به پختگي، تکامل و بلوغ بيشتري در سبک و شيوه اش مي رسيم.
«پستچي...» يک اثر تاريخي و اجتماعي است که به طور مشخص تاريخ ايران را در گذر زمان و به خصوص در سه دوره مهم مورد ارزيابي و تحليل قرار مي دهد و در قالب سه داستان مجزا به نمايش مي گذارد و آنچه در حوزه روايت اين داستانها و ساختار آن اهميت مي يابد، شکل زيبا و جذاب و در عين حال اصولي و کاربردي تلفيق و اشتراک همين داستانهاست.
همه چيز با ورود يک دختر و پسر جوان (گروگان و گروگان گير) به يک عمارت عجيب و بزرگ آغاز مي شود و اتفاقات همين موقعيت غريب و ديگر گونه، با دو داستان ديگر از دوران پهلوي و داستاني از اواخر دوران سقوط قاجاريه در طبقه دوم و سوم عمارت پيوند مي خورد.
از اينجا به بعد است که داستانهايي از سه دوره مهم و نزديک تاريخ ايران روايت مي شوند، با هم تلفيق مي گردند و در کنار هم قرار مي گيرند و وظيفه تماشاگر آن است که از برآيند اين روايتهاي همزمان يا تلفيقي، به برداشتي متناسب با منظور اثر دست پيدا کند و البته فتحي از همان آغاز کدها، نشانه ها و راهکارهاي لازم را براي رسيدن به منظور و محتوايش در اختيار تماشاگر قرار مي دهد.
در هر طبقه از اين ساختمان، يک زن و مرد وجود دارد؛ دختر و پسر جواني که به دنبال انتقام از مردي ناشناس (پدر دختر) هستند؛ «ابرام آقا» و «مهوش» دهه پنجاه و سرانجام شازده فراري قاجار و زني که پيشترها به زور به عقد خود درآورده است. نکته مشترک اول اينکه هيچ کدام از زنها با ميل شخصي با هيچ کدام از مردها همراه نشده اند، يا مجبورند مثل طبقه اول و سوم و يا اينکه نقشه اي دارند مثل زن شازده. دوم اينکه همه زنها يک عکس دارند که عکس محمدرضا فروتن و خودشان را در سه دوره تاريخي نشان مي دهد و آخر اينکه همه زنها از عشقشان و آنکه مي خواسته اند (همان فردي که عکس او را مي بينيم) جدا شده اند. عشق زن شازده زهر خور شده، عشق مهوش به دست آدمهاي شعبان بي مخ به زندان افتاده و عشق دختر امروزي هم که به وسيله پدر خود او سر به نيست شده است.
سوم اينکه هر سه مرد اصلي؛ پدر خوانده دختر امروزي؛ ابرام آقا و شازده قجري، خودشان را به زنها تحميل کرده و هر سه فراري و دربه در هستند. شازده قصد فرار به لويزان را دارد و ابرام آقا فعلاً در خلوتکده پنهان شده است.
اشتراک چهارم، جعبه بزرگ جواهرات است که در دست هر سه مرد در هر دوره وجود دارد و گويي اينکه دست به دست شده است و مهمتر از همه اين نقاط تشابه، بايد به وجوه نمادين آنها توجه کرد.
حال بايد ديد که از اين تشابه ها و اشتراک ها چه نتيجه اي مي توان گرفت؛ ساده ترين و راحت ترين نتيجه اينکه همه اين عناصر مشابه خودشان را در طول تاريخ تکرار کرده اند و همه يکي هستند. همه زنها يکي هستند و همه مردها يکي هستند و فقط در حلول تاريخ لباس عوض کرده اند. حالا همين نتيجه گيري را پس از کشف نمادها و نشانه ها به کل تعميم بدهيد. به راحتي مي توان نتيجه گرفت که حسن فتحي با طرح اين روايتهاي داستاني و در کنار ترتيب نشانه ها و رعايت جزئيات در اثرش، به دنبال چه نتيجه گيري محتوايي بوده است.
اما حيف که انگار خود فتحي باور ندارد که تا آخرين فصول داستان حرفش را به زيبايي بيان کرده و مخاطب آگاه نيز آن را دريافته و درک کرده است. شايد با چنين قضاوتي است که کارگردان به يکباره و در چند فصل کوتاه پاياني، همه چيز داستان و روايتش را در گفتاري مستقيم و کلي گو خلاصه مي کند و همه آنچه را تا به حال به زيبايي و در پرده بيان جذاب هنري اش روايت کرده، مسلسل وار و ناشيانه در دهان شخصيت هاي داستانش مي گذارد و همه لذت کشف محتوا و ژرف ساخت را به يکباره از بين مي برد.
دختر: فکر کنم فهميدم چه خبره امشب اينجا! چه باور کني، چه باور نکني... .
به همين سادگي، فتحي يک مرتبه قصه اش را حاضر و آماده در دهان شخصيتها لقمه مي کند و مي گويد: تازه بدتر از اين هم آنکه شخصيتها پس از حرافي بسيار و لو دادن همه نشانه ها و نمادهاي جذاب داستان، ناگهان خودشان را در داستان گم کرده و تبديل به معلمهاي انسانيت و اخلاق شده و شروع به شعار دادن مي کنند!
پسر: فرصت بديم.- اگه مادرش زنده بمونه شايد بتونه آدم خوبي بشه...
به همين راحتي، سينماي قصه گو، نمادپرداز، جذاب و روايتگر فتحي، با حرف و گفتار و کلام بي ارزش و بي اعتبار آدمهاي داستانش، از ارزش و اعتبار خود نيز مي کاهد و همه آنچه را که تا به حال رشته بود به سرعت پنبه مي کند.
بعيد مي دانم کارگردان زيرک و هوشمندي مثل فتحي، بي هدف و تنها از روي به زور فهماندن منظور به مخاطب مرتکب چنين اشتباهي شده باشد، اما در عين حال به سختي مي توانم پاسخ ديگري براي اين کار او پيدا کنم!
علاوه بر اينها نکته مهم ديگري که به هيچ وجه نمي توان در فيلم فتحي از آن چشم پوشي کرد، زبان و گفتار فيلم است که در تناسب با فضا، ساخت و شکل و محتواي فيلم پرداخت شده است؛ اما در عين حال بيش از همه اينها زبان فارسي است که فخامت هنري پيدا کرده، اما همچنان عاميانه و معمولي نشان مي دهد.
فتحي در سه روايت درسه دوره تاريخي متفاوت آدمهاي مختلفي را در بستر داستانهاي فيلمش قرارداده است، اما همه ويژگي هاي مشابهت و تفاوتها را در مورد اين سه حوزه به خوبي رعايت کرده و مورد استفاده نيز قرارداده است.
اما آنچه در اين ميان به نظر بسيار مهم مي رسد، زبان و وجوه تمايز دوران در ساختار کلام است. فتحي به خوبي توانسته عوام دوره هاي امروزي و ديروزي را به زبان خودشان و اشراف و اغنيا و شاهزاده هاي دوران دورتر را به زبان خود و به ادبيات دوران خود او مجهز کند و به نمايش بگذارد و مهمتر اينکه زبان اين شخصيتها علاوه بر کامل و کاربردي بودن، زيبا و جذاب است و تبحر فتحي در نويسندگي را نيز به رخ مي کشد.

  


ادامه جنجال ها برسر بازداشت شاهرخ خان در آمريکا



دولت هند از ايالات متحده خواسته است درباره ادعاي بازداشت شاهرخ خان، از ستارگان سينماي اين کشور در فرودگاهي در نزديکي شهر نيويورک توضيح دهد.
به گزارش ايرنا، بي بي سي خبر داد: شاهرخ خان که پس از مداخله سفارت هند در واشنگتن آزاد شد، گفت از بازداشت چند ساعته خود خشمگين است و احساس مي کند تحقير شده است.شاهرخ خان که براي تبليغ يکي از فيلمهايش درباره برچسب زدنهاي مذهبي به افراد، به آمريکا سفر کرده است، گفت به خاطر اين که نامش اسلامي است بازداشت شده است.شاهرخ خان از فرودگاه نيوآرک، در نزديکي نيويورک راهي شيکاگو بود.مسؤولان اداره گمرک و محافظت مرزي آمريکا با تکذيب «بازداشت» شاهرخ خان گفته اند که او را به مدت 66 دقيقه براي پرسيدن چند سؤال متوقف کرده اند.به گفته سخنگوي اداره گمرک و محافظت مرزي آمريکا، بازجويي از بعضي از مسافران خارجي يک روند عادي است.
ماه گذشته نيز در حادثه اي مشابه، هواپيماي اير کانتينانتال آمريکا از اي پي جي عبدالکلام، رئيس جمهوري سابق هند به خاطر بازديد بدني در فرودگاه عذرخواهي کرد.

  


در فضاي طنز و سوررئال /فرمان آرا:
«من از کيارستمي متنفرم» را در ايتاليا مي سازم



بهمن فرمان آرا کارگردان سينما خبر داد که پروژه سينمايي «من از کيارستمي متنفرم» پروژه بعدي او در سينماست.
به گزارش فارس، «بهمن فرمان آرا»، در نشست پرسش و پاسخ و گفتگوي کاربران سايت «سينماي ما» که با حضور عوامل فيلم خاک آشنا و خبرنگاران برگزار شد، در پاسخ به سؤالي درباره آينده فيلمسازي اش گفت: اگر چه «خاک آشنا» در شرايط ايده آلي نمايش داده نشد، ولي در پاسخ به اين سؤال که فيلم بعدي ام چه فيلمي خواهد بود، بايد گذاشت گرد و خاک مقداري بخوابد تاببينيم چه مي شود.
وي ادامه داد: البته من قصد دارم در اين مدت فيلمنامه «من از عباس کيارستمي متنفرم» را بسازم که از سالها قبل قصد ساخت آن را داشتم.
فرمان آرا توضيح داد که اسم اين فيلمنامه بر اساس پيشنهاد خود کيارستمي بوده است و براساس ديالوگي در فيلمنامه است.
وي گفت: قصد دارم اين فيلم را که از فضاي طنز و سوررئال برخوردار است، در ايتاليا بسازم و کل داستان آن در يک دکور مي گذرد.

  


خوانش شعري از سهراب سپهري؛ استقلال و خود ارجاعي شعر



* حميد رضا شکارسري
مادرم چاقو را
در حوض نشست
ماه زخمي مي شد ( 1 )
واقعيت تازه اي که شعر بنياد مي نهد، به هيچ وجه ارزشي کمتر از واقعيتهاي موجود ندارد.بگذريم از اينکه ارزش گذاري بر وقايع موجود



نيز چون براساس مقايسه به نسبت هر کدام از آن وقايع صورت مي گيرد، فاقد اعتبار است، زيرا ارزش هر کدام در موقعيت خاص خود آن، معنادار است و خارج از آن فاقد معناست.
اين اعتقاد از نظريه زباني «ويتگنشتاين» سرچشمه مي گيرد. اينکه زبان مجموعه اي از بازيهاي زباني است، بدون قاعده هايي کلي که بر همه آنها حاکم باشد. عمده وزن کثرت باوري «ليوتار»، از پيشوايان پست مدرنيسم بر همين نظريه و توسعه آن قرار مي گيرد، پس استقلال و خودبسندگي و خود ارجاعي شعر حتي اگر هيچ مصداقي در خارج از خود نداشته باشد، آن را بي اعتبار نمي کند.
استقلال، خودبسندگي و خود ارجاعي شعر، گاه حاصل بازآفريني يک حادثه شناخته شده بيروني است که حالتي تلميح دار مي يابد و حادثه را کم و بيش ناآشنا و غريبه مي سازد و گاه خودارجاعي شعر، حاصل چينش تازه عناصر جهان و آفرينش نظامي تازه و متفاوت از نظامي است که همان عناصر در وضعيت متعارف دارند. عناصري که خود در اين نظام تازه هويتي نو يافته اند.
شعر «سهراب سپهري» استقلالي از نوع اخير دارد. به کاراکترهاي تازه شعر نگاه مي اندازيم:
- مادر با اين بارو، خارج از نظام نو بنياد شعري به جنون متهم خواهد شد. اما در اين نظام او کاملاً طبيعي عمل مي کند!
- چاقو مي تواند تصوير ماه را زخمي کند. (و اصلاً چرا تصوير ماه؟ اين چاقو خود ماه را زخمي مي کند! )
- در اين حوض نه تنها تصوير که خود ماه بر آب شناور شده است!
- اين ماه زخم از چاقو مي خورد. او خود به جاي تصويرش بر آب حوض نشسته است!
و چرا در پايان هر عبارت علامت تعجب (! ) گذاشته ام؟ مگر «سهراب» براساس منطق اين متن جايي براي شگفتي ما، در رويارويي با کاراکترهاي غريباشناي خود باقي گذاشته است؟ منطق مهرباني، دورنمايه عمومي شعر «سهراب سپهري».
( 1 ) سيب اتفاقي است که مي افتد- به کوشش ضياء الدين خالقي- انتشارات لک لک- صفحه 59

  


مرتضي کاخي: نام گذاري شعر از سوي شاعران بيشتر به ادا مي ماند



شعر معاصر و عموما نو ايران نامهاي زيادي را به خود ديده است؛ نامهايي همچون: شعر حجم، جيغ بنفش، شعر پلاستيک، شعر گفتار، شعر ناب، شعر فرانو، شعر حرکت، شعر متفاوط و... .
مرتضي کاخي در اين باره معتقد است: نامگذاريهايي که از سوي شاعران تازه کار و جوياي نام انجام مي شود، به جايي راه نمي برد؛ بلکه شعر بايد شعر باشد.
اين منتقد ادبي و مدرس دانشگاه در گفتگو با ايسنا، عنوان کرد: اين گونه رفتارها که شاعر بدون اجماعي فراگير به انتخاب نامي براي سروده هايش دست بزند، هيچ ارزش علمي - ادبي ندارد و با اين اتفاقها هم جزو تاريخ شعر به حساب نمي آيد.
او در ادامه متذکر شد: حتي اگر اين اتفاقها و رفتارها در يک کشور آفريقايي هم که سابقه شعر ايران را ندارد، رخ مي داد، جايي را نمي گرفت و به جايي نمي رسيد؛ چه رسد به ايران که با آن سابقه طولاني شعر در جهان زيسته است و شاعران بزرگ و جهاني مانند مولانا، حافظ و سعدي را دارد.کاخي معتقد است: اين نوع رفتارها در شعر بيشتر به ادا مي ماند؛ تا هر چيز ديگري. اگر اين اتفاقهايي که در نامگذاري شعر از سوي شاعر رخ مي دهد، با مطالعه بود، باز هم چيزي؛ اما به نظر مي رسد عموماً از جريانهاي محفلي متأثر است.
اين پژوهشگر ادبيات با تأکيد بر شعريت شعر، با رد نامگذاري شعر به نامهاي مختلف، تصريح کرد: شعر، شعر است و شعر فلان و شعر بهمان زمينه معرفي به مخاطب را بايد از راه شعر بودنش دنبال کند؛ تا ادا درآوردن.

  


برندگان شصت ودومين دوره جشنواره لوکارنو معرفي شدند



شصت و دومين جشنواره بين المللي فيلم لوکارنو با اعلام اسامي برندگان اين دوره از رقابتها به کار خود پايان داد.
به گزارش فارس به نقل از سايت رسمي جشنواره لوکارنو، برگزارکنندگان شصت و دومين جشنواره بين المللي فيلم لوکارنو، اسامي برندگان اين دوره از رقابتها را در بخشهاي مختلف سينمايي به شرح زير اعلام کردند:
در بخش يوزپلنگ طلايي براي بهترين فيلم:
فيلم «او، يک چيني» به کارگرداني «شيائولو گو» محصول مشترک کشورهاي انگلستان، آلمان و فرانسه
در بخش جايزه ويژه هيأت داوران: فيلم «بوبن.بارابان» به کارگرداني «الکسي ميزگيرف» از روسيه
در بخش بهترين کارگرداني: «الکسي ميزگيرف» براي فيلم «بوبن.بارابان»
در بخش يوزپلنگ طلايي براي بهترين بازيگر نقش اول زن: «لوته وربيک» براي فيلم «هيچ چيز شخصي» به کارگرداني «اورسولا آنتونياک» محصول مشترک کشورهاي هلند و ايرلند
در بخش يوزپلنگ طلايي براي بهترين بازيگر نقش اول مرد: «آنتونيس کافتزوپولوس» براي فيلم «آکادميا پلتونوس» به کارگرداني «فليپوس تي سي توس» محصول مشترک کشورهاي آلمان و يونان
در بخش جايزه ويژه هيأت داوران سينه سينما: « PIOMBO FUSO » به کارگرداني «استفانو ساونا» از ايتاليا
به گزارش اين سايت، فيلم اسکاتلندي - انگليسي «اعتقاد» به کارگرداني «پل رايت» نيز برنده يوزپلنگ طلايي بهترين فيلم کوتاه سال شد.

عباس ميرهاشمي:
در صورت تصويب، جشنواره تجسمي فجر غيرموضوعي مي شود
عباس ميرهاشمي دبير دومين جشنواره هنرهاي تجسمي فجر گفت: در صورت تصويب در شوراي سياست گذاري، امسال دومين جشنواره هنرهاي تجسمي فجر بدون موضوع برگزار مي شود.
عباس ميرهاشمي دبير دومين جشنواره هنرهاي تجسمي فجر در گفتگو با فارس درباره تفاوتهاي دومين جشنواره تجسمي فجر با دوره نخست آن گفت: بر اساس تجربياتي که در دوره قبل اين جشنواره به دست آمد، دومين جشنواره را در صورتي که اعضاي شوراي سياست گذاري موافق باشند با موضوع آزاد برگزار خواهيم کرد.
وي افزود: جشنواره هنرهاي تجسمي فجر يک جشنواره ملي است بنابراين محدود کردن آن به يک موضوع خاص، امکان حضور برخي از هنرمندان را سلب مي کند.

  


بازي پسر «جکي چان» در کمدي رزمي «تعقيب سايه ها»



شرکت فيلمسازي هوآيي برادرز که دفتر اصلي آن در شهر پکن است، در تدارک توليد يک فيلم کمدي رزمي با نام «زويي ينيگ» يا «تعقيب سايه ها» است که با بازي «جاسبي چان» پسر «جکي چان» جلوي دوربين مي رود.
به گزارش فارس، آن چه درباره فيلم «زويي ينيگ» مورد توجه قرار گرفته اين است که اکشن رزمي کارانه آن با حال و هواي کمدي درآميخته است.
صنعت سينماي چين، در سالهاي اخير فيلمهاي زيادي تهيه و توليد کرده که مضمون رزمي داشته اند. ولي هيچ يک از آنها قصه خود را با زباني کمدي تعريف نکرده اند.
اين نوع سنت فيلم سازي (کمدي هاي رزمي) بيشتر در هنگ کنگ رواج دارد.

  


با حضور موسوي گرمارودي؛ دومين جشنواره بين المللي شعر چين برگزار شد



دومين جشنواره بين المللي شعر چين به مدت پنج روز با حضور شاعراني از چهل کشور جهان، از جمله ايران، در شهر شي نينگ در غرب چين برگزار شد.
به گزارش فارس، به نقل از روابط عمومي سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، در اين فستيوال سيدعلي موسوي گرمارودي، به نمايندگي از شاعران ايراني در اين مراسم حضور داشت.
مراسم افتتاحيه اين جشنواره روز پنجشنبه 15 مرداد ماه در شهر شي نينگ برگزار شد و پس از آن شاعران شرکت کننده از سراسر جهان به قرائت آخرين سروده هاي خود پرداختند.
از برنامه هاي اين فستيوال، شعرخواني در کنار درياچه زيباي چين هاي بود که با استقبال شرکت کنندگان و حضار روبه رو شد.در اين مراسم جايزه اول شعر نخستين فستيوال که در سال 2007 برگزار شده بود، به «خوان جلمن» شاعر يهودي ضد صهيونيسم از کشور آرژانتين که اينک مقيم مکزيک است تقديم شد.
علاوه بر موسوي گرمارودي از ايران، تعداد ديگري از شاعران مسلمان از جمله سيد محمود فراني از کشور افغانستان و شاعراني از مراکش، اردن و چند کشور مسلمان ديگر همچون شاعره مسيحي خانم «رز شمالي مصلح» از شهر رام ا... در فلسطين اشغالي، در اين فستيوال شرکت کرده بودند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com