تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اقتصادي
فرهنگی
ورزشي
هنري
حوادث
ضربان
اجتماعي
عشقستان
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-08-17
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 26مرداد ماه 1388


آزادگان سرافراز از ديروز و امروزشان مي گويند؛ آنچه يافت مي نشود آنم آرزوست



* فرحروز صداقت
26 مرداد روز بازگشت آزادگان به ميهن اسلامي است. روزي که در تقويم خاطرات مردم اين سرزمين جاودانه شد و امروز هم که نوزده





سال از ورود اين بزرگمردان ايثارگر به ميهن اسلامي مي گذرد، همچنان يادآوري آن روزها، زيبا و خاطره انگيز است. اما بهتر است در چنين مناسبتهايي پاي صحبتها و درد دلهاي خود آنها بنشينيم تا برايمان از آن روزها و اين روزها بگويند، شايد با جايگاه واقعي و راستين آنها بيشتر آشنا شويم و حق و شأن اين بزرگواران را بهتر بشناسيم.
* آزاده، مفهومي به بزرگي مفهوم انسانيت دارد
آزاده عبدالکريم مازندراني اهل محمدآباد گرگان، طلبه حوزه علميه قم، داراي تحصيلات خارج حوزه و ليسانس ادبيات انگليسي، مي گويد: من در لشگر 25 کربلا گردان مکانيزه به عنوان مبلغ رزمي خدمت مي کردم. در 20 سالگي اسير و در شهريورسال 69 آزاد شدم .
اين طلبه کوشا عقيده دارد مفهوم وتصوري که از اسير يا به تعبيري آزاده در جامعه متداول شده تصور صحيحي نيست و فقط تداعي کننده شکنجه هاي اسراي ايراني در عراق است .در حالي که اسير يا به تعبير امروزي آزاده، مفهومي گسترده به پهناي مفهوم انسانيت و ارزشهاي انساني دارد. در واقع، آزاده، سمبل ونماد اسارت نيست بلکه سمبل آزادگي است که با تکيه بر ارزشهاي اسلامي نوعي از زندگي سخت و ملال آور ولي ارزشي ودر عين حال انساني را تجربه کرده که اين تجربه براي دنياي امروز انساني که خودش را گم کرده و پوچگرايي و ضلالت بر تفکرات وي حاکم شده است، تجربه اي گرانبهاست.





طلبه آزاده عبدالکريم مازندراني در ادامه مي گويد: موقعيتي که براي يک آزاده، امروز در ايران به وجود آورده اند، موقعيتي نيست که کسي به آن رشک برد، و اين گله اي است که هم از خود آزادگان و هم از مسؤولان ودست اندرکاران فرهنگ، بخصوص سينما بايد داشته باشيم که نتوانستند اين ذخيره و معناي انساني را حفظ وبه نمايش بگذارند.
وي از نويسندگان و هنرمندان اهل سينما و تئاتر مي خواهد با کنکاش در ذهن آزاده ها وشنيدن خاطرات آنها، واقعيات نهفته در ذهن وقلب آنها را دريافت کنند تا ابتدا خودشان با مفهوم ومعناي واقعي و حقيقت عريان اسارت ايرانيان در عراق آشنا شوند و در ادامه مردم دنيا را با اين معنا آشنا کنند .
* ثبت و نشر تاريخ وفرهنگ آزادگان
غلامعلي قاسمي، مدير عامل مؤسسه فرهنگي پيام آزادگان، اهل سول از توابع خوزستان است که تا سال 69 در اسارت بوده وپس از آزادي به تحصيلات خود ادامه داده ودر حال حاضر مدرک دکتراي حقوق دارد.
وي در معرفي مؤسسه فرهنگي پيام آزادگان مي گويد: اين مؤسسه غير دولتي است ولي طرف همکار موسسه، نهادهاي دولتي مرتبط و نهادهاي فرهنگي هستند.البته، اين مؤسسه در حيات مرحوم حاج آقاي ابوترابي با عناوين ديگر وجود داشت، بعد از رحلت ايشان به دلايل مختلف رکودي به وجود آمد که به لطف خدا از سال 83 دوباره به طور جدي فعال شد. قاسمي با اشاره به فعاليت فرهنگي اين موسسه، گرد آوري وثبت و ضبط ونشر تاريخ وفرهنگ آزادگان دفاع مقدس را جزو کارهاي آن اعلام مي کند و مي گويد: ترويج فرهنگ مقاومت از طريق چاپ کتاب، همکاري در تهيه فيلم سينمايي وسريال و دادن مشاوره به ارشاد وسينماگران، از کارهايي است که در اين مؤسسه انجام مي گيرد. در حال حاضر هم خود مؤسسه ساخت يک فيلم سينمايي وسريال تلويزيوني را در دست اقدام دارد.
* پيروي از ولايت در دوران سخت اسارت
سرتيپ دوم اسماعيل يکتايي لنگرودي آزاده وجانباز 70 درصد، ساکن لنگرود، ليسانسحقوق، وکيل و کارشناس دادگستري ضمن تبريک روز آزاده مي گويد: در عمليات والفجر 10 در سال 66 درحالي که مجروح وپايم قطع شده بود، به اسارت درآمدم و 22 شهريور ماه 69 با خيل عظيم آزادگان به ميهن اسلامي مان باز گشتم. در اردوگاه 11 تکريت جزو مفقودين بودم و خانواده ام به خيال اين که من شهيد شده ام، حتي چند سال برايم مراسم گرفتند يک قبري هم داشتم که خودم زائر آن هستم تا شايد يادم نرود وفراموش نکنم يک سري ارزشهايي را با چه بهاي سختي به دست آورده ام.
وي در ادامه به فعاليتهاي فرهنگي خود اشاره مي کند ومي گويد: شاعر دفاع مقدس هم هستم و بعد از اسارت، 9 جلد کتاب نوشتم .کتاب «بازداشتگاه تکريت 11 » که توسط دفتر هنر وادبيات حوزه هنري در سال 70 چاپ شد، در سال 73 به چاپ دوم و سوم هم رسيد. مثل پرنده - زندگي ممنوع - عطر گل محمدي - خنده در اسارت گ تشنه شبنم - پرستوهاي مهاجر - مجموعه فرهنگ آزادگان و...
اين وکيل وکارشناس دادگستري وحدت وانسجام در دوران اسارت را در نوع خود بي نظير مي داند و مي گويد: يادمان باشد که پيروي از ولايت در دوران سخت اسارت باعث شد تا با اعتماد به نفس و بردباري در مقابل دشمن ارزشهاي ديني و فرهنگي خود را حفظ کنيم، طوري که دشمن را متعجب کرد. بارها عراقيها در استخبارات به ما مي گفتند ما قبل از عمليات عکس کوچکي از رهبر شما را در جيب خود مي گذاشتيم تا اگر در ميدان جنگ اسير شديم، آن را نشان دهيم و بگوييم دخيل الخميني! اما شماها حتي در قلب دشمن در اسارت زير شکنجه ها باز هم دست از امام و رهبرتان بر نمي داريد، طوري که دشمن را متعجب مي کند .
* مقاوم تر از کوه دماوند
بهجت افراز، رئيس اداره اسرا و مفقودين جنگ در جمعيت هلال احمر ايران در دوران دفاعمقدس که به ام الاسرا معروف است، مي گويد: شايد به خاطر تجربه هايي که داشتم، مسؤوليت اداره اسرا و مفقودين جنگ در جمعيت هلال احمر ايران به مدت 17 سال بر عهده من بود وحتي 9 سال بعد از آزادي اسرا من مسؤوليت رسيدگي به خانواده هاي اسرا ومفقودين را داشتم تا زماني که صدام از حکومت ساقط شد و در اردو گاهها باز و اعلام شد ديگر اسيري در اردوگاهها نيست و مسؤوليت من در آنجا به پايان رسيد.
ام الاسراي ايران که در اثر تماسهاي زياد با خانواده اسرا ومفقودين رابطه اي عاطفي با اين قشر دارد، مي گويد: آزادگان ما شهداي زنده ما هستند و به عقيده من در اين سالهايي که عزيزان ما در اسارت بودند، در هر لحظه اش ثواب يک شهيد را برده اند، زيرا در اين سالها شکنجه وگرسنگي، ناراحتي هاي روحي و دوري ونگراني از خانواده وتهديد و اذيت و آزار جبران ناپذيري را متحمل شده اند. اينها هر لحظه يک بار تا پاي شهادت رفتند، ولي يک آري به دشمن نگفتند. اينها مقاوم تر از کوه دماوند در مقابل دشمن پايداري کردند وسرفرازانه به ميهن اسلامي باز گشتند. حق اين است که جامعه بيش از اين به آنها بها دهد. ارج نهادن به خانواده آنها، ديني است که بر گردن همه ايرانيان است .
*براي يک آزاده امروز روز کار است
عليرضا جعفريان، آزاده اي که در 19 سالگي اسير شده و 5 سال و نيم در اسارت بوده مي گويد: براي يک آزاده، امروز روز کار است .وي که ليسانس حقوق و باز نشسته سپاه پاسداران است، در باره جايگاه آزادگان در جامعه امروز مي گويد: هرکس جايگاه خود را خودش درست مي کند. جايگاه را کسي براي آدم درست نمي کند، امروز در هر جا که به ما نياز هست، در جبهه هاي فرهنگي واعتقادي بايد فعاليت کنيم. اگر ديروز در مقابل دشمن در اردوگاه ها مقاومت کرديم تا ارزشهايي را که به آن معتقديم حفظ کنيم، امروز با حمايت از مهمترين واصلي ترين اين ارزشها که وحدت و حمايت از رهبري وحرکت در خط ولايت فقيه است، بايد سر لوحه فعاليت ما قرار گيرد.
* وجود يک ايثارگر نبايد فقط جنبه تبليغي داشته باشد
آزاده فاطمه ناهيدي استاد دانشگاه وعضو هيأت علمي دانشگاه علوم پزشکي دانشگاه شهيد بهشتي، در باره حفظ حرمت آزادگان در جامعه مي گويد:آن چيزي که در باره تکريم ايثارگران بايد مطرح کرد اين است که حرمت را خود افراد براي خودشان ايجاد مي کنند، البته يک سري وظايفي هم بر عهده سيستم هست که بايد انجام دهد. وي در ادمه خاطر نشان مي کند: به خاطر يک سري مسائل مادي به سبکي برخورد نشود که حرمتها شکسته شود و ارزشهايي يک ايثارگر را خدشه دار کند. از طرفي، خود افراد در جامعه بايد طوري رفتار کنند که ارزشهايشان زير سؤال نرود و باورهاي درست وتلقي درست ومثبتي نسبت به آنان در جامعه به وجود آيد .
خانم دکتر ناهيدي عقيده دارد براي تبيين ارزشهاي دفاع مقدس، بايد بستر فرهنگي مناسبي توسط مسؤولان امر به وجود آيد.وقتي بستر مناسب باشد، خود مردم مانند زمان انقلاب ودفاع مقدس به آن سمت کشيده خواهند شد ونيازي به تبليغات وفعاليتهاي جانبي نخواهد بود.
* نتوانستيم به ايثارگران خدمت کنيم
جانباز دکتر محمد کرمي راد نماينده مردم کرمانشاه و نايب رئيس فراکسيون ايثارگران در جواب اين پرسش خبرنگار قدس که نهادهاي مسؤول تا چه حد توانستند به قشر آزاده آنچنان که در شان آنهاست رسيدگي کنند، مي گويد: در اين يک سالي که بنده در کميسيون ايثارگران مشغول به خدمت هستم، بايد بگويم در بدو ورود آزادگان به کشور ستادي به نام ستاد آزادگان تشکيل شد. اين ستاد تشکل نوپايي بود که هنگام ورود آزاده ها اقدامهايي را انجام داد و بخشي از مشکلات اشتغال، حقوق و مزايا، مسکن و به طور کلي مسائل روز مره اي را که با آن در گير بودند، تا حدودي حل کرد تا زماني که ساختارشان عوض شد و طبيعتا زير نظر بنياد شهيد قرار گرفتند.
عضو هيأت رئيسه کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي اضافه مي کند: آنچه الان مي توانيم بگوييم اين است که اين عزيزان در دوران اسارت با تربيت قرآني، حافظ قرآن ونهج البلاغه شدند و علوم زيادي را فرا گرفتند وبه زبانهاي خارجي مسلط شدند، به مقام عالي معنوي رسيدند. حتي تعدادي در اثر تقويت حافظه اي که در اسارت داشتند، در بخشهاي پژوهشي وتحقيقاتي سر آمد شدند .
نايب رئيس فراکسيون ايثارگران در ادامه گفتگو از روند کار لايحه خدمات رساني ايثارگران چنين مي گويد: متاسفانه در برهه اي از زمان مديران ومسؤولان ما درک صحيحي از آزاده ها نداشتند و متاسفانه در تکريم از ايثارگران کوتاهي شد، از اين جهت فراکسيون ايثارگران از همان بدو تشکيل در مجلس هفتم، لايحه خدمات جامع ايثارگران را مطرح و پيگيري کرد، اما شوراي نگهبان به لحاظ بار مالي آن را برگشت داد و پس از آن به مجمع تشخيص مصلحت نظام رفت ومتاسفانه آن جا گير کرد. خوشبختانه، اخيراً با يک طرح يک فوريتي طرح اصلاحي به تصويب رسيد، و ما اميدوار هستيم ظرف ماه آينده تکليف اين بخش مهم از لايحه حل شود.کرمي راد ضمن ابراز نارضايتي از وضع فعلي رسيدگي به ايثارگران مي گويد: اگر بتوانيم لايحه جامع را به نتيجه رسانيم، حداقل به تعبير آقاي جعفر زاده رئيس کميسيون اجتماعي، توانسته ايم مثل کشور چين، و يا کشور هايي که براي کشته شدگان جنگشان احترام قايل هستند، براي ايثارگران احترام قايل شويم .
مي پرسم يعني هنوز هم مطمئن نيستيد ؟
و کرمي راد در جواب مي گويد: آن چيزي که ما در نظر داريم مطلوب است، اما متأسفانه در جامعه ما جا نيفتاده است. جوي را ايجاد کردند که در مقطعي کسي جرأت نداشت بگويد من خانواده شهيد يا ايثارگرم! با اينکه امروز اين فرهنگ ديگر وجود ندارد و ما دنبال تکريم آنها هستيم تا آنچه را که حق است قانوني شود، اما جوي که در آن زمان بر جامعه حاکم شد، متأسفانه هنوز هم ادامه دارد و شکستن اين جو به نظر کار ساده اي نيست.
* و ... پرواز جاودانه
شماره تلفن همراه خلبان آزاده شهيد لشگري در فهرست گزارش اولين نفري بود که قرار بود براي اين گزارش با وي تماس بگيرم، اما روز بعد با کمال تأسف خبر شهادت ايشان را مي شنوم ...

  


بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با امير خلبان شهيد حسين لشگري و جمعي از آزادگان سرافراز؛
هيچ کس نمي تواند لحظاتي را که بر شما گذشت، توصيف کند



بسم ا... الرحمن الرحيم
خداي متعال را با همه وجود و از اعماق دل و جان سپاسگزارم که بحمدا... اين نقطه غم انگيز هميشگي را در خاطر و ذهن ما و ملت





ايران زدود و شما عزيزان ميهن و آزادگان عزيز را که در دشوارترين شرايط، حقيقتاً سربازان فداکار انقلاب و اسلام بوديد، به آغوش ميهن و آغوش خانواده برگرداند. اين ساعت که شما را ملاقات مي کنم، براي من ساعتي بسيار عزيز و گرامي است.
البته شما اين را بدانيد - شايد هم مي دانيد - که بنده و مسؤولين و شايد بسياري از ملت ايران، کمتر وقتي بوده که از يادتان غافل باشيم و به خاطر ناراحتي شما عزيزان و خانواده هايتان، رنج نبريم. حقيقتاً در دلهاي مسؤولين به خاطر وجود عزيزان ما در چنگال دشمناني که حتي به قواعد جنگ هم پايبند نيستند، يک غصه دائمي وجود داشت؛ وليکن فعلاً اين براي شما اهميت زيادي ندارد. آن چيزي که بيشتر از همه اهميت دارد، اين است که بدانيد لحظه لحظه رنجهاي طولاني تان پيش خداي متعال، ثبت و محفوظ است.
هيچ کس نمي تواند لحظه هاي ناراحتي طولاني شما را توصيف کند. نه انسانهايي که آن چيزها را درک نکردند، مي توانند بفهمند، نه زبانها مي توانند آن را درست بيان کنند. لمس ناراحتي ها و رنجها چيز ديگري است. شنيدن آنها از زبان ديگران، نمي تواند آنچه را که بر انسان رنجديده گذشته، تصوير کند. اما در پيشگاه خدا اين طور نيست، در پيش کرام الکاتبين اين گونه نيست. در قيامت، عين عمل شما آن جا حاضر مي شود - «فمن يعمل مثقال ذرَ خيراً يره»- يعني انسان، خودِ عمل را آن جا مشاهده مي کند!
همان ثانيه هاي رنج، همان شبهاي طولاني، همان تنهايي ها، همان دوريها و غربتها، همه آن مصيبتهايي که براي انسان در زندان دشمن وجود دارد - آن اهانتها، آن تحقيرها، آن بي خبري ها، آن نگراني ها و دلهره ها، آن ياد زن و فرزند و پدر و مادر و عزيزان، آن اميدهايي که انسان مي بيند کأنه رفته رفته از افق ديدش، کمرنگ و خاموش مي شوند و خود اين، بزرگترين مصيبتهاست - همه اين چيزهاي غيرقابل تصوير، عيناً در پيش پروردگار و در محضر ذات مقدس الهي، حضور پيدا مي کنند. عين آن صبري که شما کرديد، حضور پيدا مي کند - تجسم اعمال - عمل پيش خداي متعال محفوظ است. حسنه محفوظ است و خداي متعال، آن حسنه را در قيامت به شما برمي گرداند و آن، هنگامي است که شما از هميشه بيشتر به چنين چيزي نيازمنديد!
تنها توصيه اي که من به شما مي کنم اين است که عزيزان! حسنات را براي خودتان حفظ کنيد. مبادا خداي نکرده در طول زندگي به خاطر چيزهايي، چيزي از اين حسنات، از دست برود؛ حيف است. اينها - اين صبري که شما کرديد - ذخيره هاي بسيار ارزشمندي است. تعبيري در عربي هست که مي گويد: «ذهب العنا و بقي الاجر». سختيها مثل همه چيز عالم، گذراست. خوشي هم مي گذرد، سختي هم مي گذرد. همه زندگي مي گذرد. خوب؛ اين سختي ها تمام شد، اما آن اجرها همه باقي مانده است. براي انسان خيلي قيمتي است که ببيند آن اجرها، آن پاداشهاي الهي، آن سپاسي که پروردگار عالم به خاطر تحمل اين صبر و اين رنج کشيدن از شما دارد، براي شما باقي است.
ان شاءا... خداوند اجر شما را زياد کند، آن را پيش خودش محفوظ بدارد، ثوابهاي زيادي به شما عنايت کند، شما را ان شاءا... براي استقبال از يک زندگي شيرين در آينده - در ميان عزيزانتان - سالهاي طولاني، مداوم و از همه جهت آماده کند و ان شاءا... وسايل رفاه و آسايش و راحتيِ خيال و فکر شما را به جبران آن سختيها فراهم نمايد.
همه شما - بخصوص آنهايي که زياد ماندند - رمز مقاومت و ايستادگي هستيد. شما نشان دهنده اين حقيقت هستيد که رنجها مي گذرد و اجرها مي ماند. از همه بيشتر غم و رنج اين آقاي «لشگري» بود که ما هر وقت به ياد ايشان مي افتاديم، حقيقتاً غمي دلمان را مي گرفت. هجده، نوزده سال، زمان بلندي است؛ زمان کمي نيست که ايشان در چنگ دشمن بودند و بحمدا... صبر و استقامت کردند. اميدواريم خداي متعال به همه شما اجر دهد و موفقتان بدارد و ان شاءا... خانواده هاي شما - فرزندان و کسان و والدينتان - را مشمول رحمت و خير کند. عين اين ثواب و اجري را که خداي متعال به شما مي دهد، به کسان شما هم مي دهد؛ چون آنها هم خيلي رنج کشيدند، خيلي زجر کشيدند. گاهي مي شود آن کسي که خودش در زندان است و از ميهن عزيز و خانواده اش دور است، کمتر رنج مي کشد، تا کساني که در انتظار او هستند و جاي خالي اش را دائماً مي بينند. آنها هم خيلي رنج کشيدند. خداوند ان شاءا... به آنها هم اجري وافر عطا کند - که حتماً هم عطا خواهد کرد - ان شاءا... موفق باشيد.
والسلام عليکم و رحمة ا...- 19 / 77/1

  


سيد آزادگان به روايت آزادگان



زمان حضور حاج آقا ابوترابي در اردوگاه ما، رفتار عراقي ها با ما خوب مي شد. رفتار ايشان با يک دژباني که به قول معروف قد و قواره اش پنج تومان نمي ارزيد و هنوز ريش در نياورده بود و مي آمد و رد مي شد، اين گونه بود که در مقابلش بلند مي شدند و سلام مي کردند و ما شاهد بوديم که آن دژبان چه قدر خودش را مي خورد و از خجالت عرق مي کرد! يکي از مسايلي که باعث سختگيري بعثي ها مي شد، بي شخصيتي خودشان بود. رسم سلام و حال و احوال بين آنها نبود، به همين خاطر احساس مي کردند که بايد با ما آن طور رفتار بکنند و با تحقير ما، شخصيت پيدا کنند. نحوه برخورد حاج آقا ابوترابي با آنها به گونه اي بود که به آنها شخصيت مي داد و آنها احساس مي کردند که آدم هستند و بايد با ديگران درست برخورد کنند. آقاي ابوترابي مي گفتند اينها برادران مسلمان شما هستند. فکر نکنيد که اينها را بايد به دريا بريزيم و به درد نمي خورند. اينها بچه مسلمان هستند و در دامان مادران مسلمان بزرگ شده اند، پدرانشان مسلمانند، ولي الان زير پرچم صدام زندگي مي کنند و اين مسأله، نقطه ضعف اينهاست. اگر ما بتوانيم به شکلي در اينها نفوذ بکنيم، با خدمت کردن و احترام و برخوردهاي اسلامي، در قلبشان دير يا زود تأثير خواهد گذاشت.
حاج آقا ابوترابي به اسرا سفارش مي کردند که شما سعي کنيد برخوردهايتان اسلامي باشد، به نحوي که عراقي ها احساس کنند ما از آنها کينه اي نداريم. ما با آنها جنگ نداشتيم، بلکه رژيم آنها و در واقع حزب بعث بود که جنگ را شروع کرد و بين دو ملت جدايي انداخت و ما مسؤول مسايل پيش آمده، نيستيم. شما سعي کنيد اين مسايل را در قلب آنها ايجاد کنيد.
* آزاده علي رضا صمدي

  


بدون چشم مي توان زندگي کرد بدون قلب هرگز!



زماني که بعثي ها مي خواستند از عليرضا خادم، آزاده 14 - 15 ساله براي تبليغات استفاده کنند، از او پرسيدند براي چه درس ومدرسه را رها کردي و آمدي بجنگي؟
گفت: من به زور آمدم!
گفتند: يعني تورا به زور اين جا آوردند؟
گفت: نه خودم با زور آمدم، من با پدر و مادرم دعوا کردم تا خودم را به جبهه برسانم .
گفتند: يعني با پدر ومادرت بدي؟!
گفت: نه! من پدر و مادرم را به اندازه چشمهايم دوست دارم.
در اين جا بعثي ها فکر کردند بهترين زمان براي تبليغات است.
گفتند: خب، پس پدر و مادرت را به اندازه چشمهايت دوست داري. کسي که باعث شد تو به جنگ بيايي و از چشمهايت جدا بشوي چه؟ رهبرت خميني!
گفت: رهبرم خميني را به اندازه قلبم دوست دارم.
استخباراتي که بسيار عصباني بود، گفت: يعني چه که به اندازه قلبم دوست دارم؟
آن آزاده به ظاهر کوچک چنان جواب محکمي داد که همه را متعجب وقلب دشمن را نشانه رفت وگفت: انسان بدون چشم مي تواند زندگي کند، بدون قلب هرگز!
***
آزاده جنگ را از نزديک لمس کرده است. ما دفاع کرديم و دفاع در تمام دنيا مقدس است. آزاده اين دفاع مقدس را بايد تعريف کند و به جامعه بشناساند، بايد در قالب فيلم ، انيميشن و... کار شود.همه ما انگشت کرخ شده «پتروس» را مي شناسيم، اما فراموش کرده ايم که چه دستهايي قطع شد تا جلوي هجوم دشمن را بگيرد. چرا نبايد اين الگوهاي خوب و در واقع قهرمانان بي نظير ما به دنيا معرفي شوند؟ چرا هنوز «مرد عنکبوتي» که واقعيت هم ندارد، بايد الگوي بچه هاي ما بايد باشد؟ ما در حماسه دفاع مقدس الگوهايي چون شهيد فهميده بسيار داريم که بايد به جوانانمان شناسانده شوند تا پايدار و ماندگار بمانند.
و در اين تلاش همه سازمانهاي مسؤول از قبيل وزارت ارشاد، آموزش و پرورش و رسانه ها وسازمانهاي موازي و غير موازي بايد دست به دست هم بدهند و از طريق قالبهاي مختلف اين ارزشها را حفظ کنند.
* آزاده اسماعيل يکتايي لنگرودي

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com