تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگی
ورزشي
هنري
گزارش
عشقستان
حوادث
سوسه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-08-20
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 29مرداد ماه 1388

[ هنري ]
 * نگاهي گذرا به زندگي مهدي آذر يزدي و هانس کريستين اندرسن؛ آدم بزرگ هاي دوست داشتني
 * گزارشي از نشست مطبوعاتي جومونگ در ايران؛ نمي دانستم در ايران اينقدر هوادار دارم!
 * «جعفر پناهي» رئيس هيأت داوران جشنواره «مونترال» شد
 * محققان دانمارکي فاش کردند؛ احتمال مرگ موتزارت بر اثر گلودرد عفوني
 * انجمن عکاسان ايران عضوگيري مي کند
 * با برپايي نمايشگاهي در نيويورک ؛ «ژوليت بينوش» بزرگان سينما را روي بوم نقاشي مي برد
 * به علت چهره منفي قهرمان داستان ؛ فيلم جديد «اسکورسيزي» جنجال آفرين شد
 * زادگاه «مکرمه قنبري»، ميزبان سومين کارگاه نقاشان خودآموخته
 * جلسه «دفاعيه شعر دهه 80 » برگزار مي شود

نگاهي گذرا به زندگي مهدي آذر يزدي و هانس کريستين اندرسن؛ آدم بزرگ هاي دوست داشتني



عباسعلي سپاهي يونسي
1 - 13 مرداد ماه سالمرگ نويسنده بزرگ هانس کريستين اندرسن بود؛ نويسنده اي که امروز براي همه آنهايي که دستي به قلم و



نوشتن دارند، چهره اي شناخته شده است؛ زيرا او خالق آثار جاودانه اي است که ميليونها نفر آنها را در سراسر جهان خوانده اند، از آنها کارتن ساخته شده است و حالا آن آثار جزو خاطرات خوب کودکان ديروز شده اند، کودکاني که براي جوجه اردک زشت غصه ها خورده اند و بر عريان بودن پادشاه در جمع مردمي که از روي ترس و تملق او را تعيين کرده اند، خنديده اند و افسوس خورده اند تا پادشاه بداند آن که راست مي گويد، کودک است که هنوز وارد دنياي بزرگترها نشده است که بياموزد، گاه بايد تملق گفت و آفرين، آفرين گفت، حتي اگر جناب پادشاه عريان به ميان مردم آمده باشد و...
آثار اندرسن آن قدر تأثيرگذار است که شاعري در ايران در غزلش مي گويد:




مرا گفتند جوجه اردک زشت
خدايا لااقل زيبا بميرم
2 - 28 مرداد چهلمين روزي بود که مهدي آذر يزدي با ما نبود و در جايي دورتر از دانمارک جايي که اندرسن باليد در يزد و در جاهاي ديگر از سرزمينمان براي آذر يزدي مراسم بزرگداشت برگزار شد.
چند روز قبل در حال نوشتن مطلبي براي سالمرگ اندرسن بودم و مطلب را به نيمه رسانده بودم که خواندن دوباره زندگي اندرسن بعد از مرگ آذر يزدي و خواندن دوباره کتاب زندگي و آثار مهدي آذر يزدي به همت محمدرضا سرشار (رضا رهگذر) ذهنم را به سمت مقايسه زندگي اين دو نويسنده بزرگ برد، هر چند مي دانم اين مطلب، مطلب کاملي نيست اما مي تواند انگيزه اي براي مطالعه و نوشتن بيشتر باشد، براي آنها که دوست دارند درباره زندگي اين دو مطالعه بيشتري داشته باشند و اميدوارم کسي که توانايي بهتري از نويسنده اين مطلب دارد، با حوصله بيشتر به اين مقايسه بپردازد و خواننده مطلبي بهتر باشيم. در اين مجال اندک مي خواهم سرگذشت اين دو نويسنده را در دو بخش به مقايسه تشابه ها و تضادها بپردازم؛ نخست در نحوه زندگي و روابط خانوادگي و... و دوم نگاهي گذرا خواهم داشت به آثار خلق شده توسط اين دو نويسنده؛
اگر خواسته باشيم به بعد تقويمي زندگي اندرسن و آذر يزدي نگاهي بيندازيم، مي بينيم که آذريزدي در 88 سالگي و اندرسن در 70 سالگي از دنيا رفت، با اين نگاه در مي يابيم آذر يزدي نويسنده ايراني حدود دو دهه بيشتر از اندرسن زيسته است و البته هر دوي آنها تا زماني که توان داشته اند براي کودکان نوشته اند اما نگاهي گذرا به کودکي اين دو براي ما روشن خواهد ساخت، در عين شباهتهايي که زندگي خانوادگي اين دو دارد، اما راه آنها در نقطه حساسي از همديگر جدا مي شود که همان ارتباط خانوادگي اين دو با خانواده هايشان است و پيگيري آنچه اين دو به دنبال آن بوده اند در مواجهه با پدر و مادر.
اندرسن آن گونه که نوشته اند، پدرش کفاش کم درآمدي بود که به زحمت نان بخور و نميري براي خانواده اش تهيه مي کرد و مادرش زني جوان از خانواده اي ورشکسته، او زني عامي و بسيار خرافي بود که در هر چيز و هر کاري دست شيطان و اجنه و موجودات ناشناخته را مي ديد و مادر البته کسي بود که اندرسن در کودکي از او قصه هاي عاميانه فراواني را شنيده بود.
پدر اندرسن اگر چه دستي تهي داشت اما مردي آزادانديش و اهل مطالعه بود و آن گونه که نوشته اند کتابهاي فراواني را براي پسرش بازخواني کرده بود. او اگر چه به خاطر فقر نتوانسته بود به دانشگاه برود، ولي آرزوي آن را به دل داشت و اين آرزو و منش باعث شد ميل به مطالعه در درون فرزند زنده باشد، اندرسن ساعاتي را که پدر برايش کتاب مي خواند، بهترين لحظه هاي عمرش مي دانست. تحصيلات ابتدايي او البته نامرتب بود، زيرا اولين معلم او انساني خشن بود.
در آن طرف اين ماجرا زندگي مهدي آذر يزدي هم خواندني است. آذر يزدي در زندگي خود نوشته اش مي نويسد: «خانواده ما خانواده فقيري بود، اين کلمه «فقير» را در تهران به مردم نادار مي گويند ولي در يزد به گدا و توهين آميز است. ما ندار بوديم پدرم جز رعيتي و باغباني درآمد ديگري نداشت، کم سواد بود و خيلي خشک و وسواسي و متعصب. او مرا به مدرسه نگذاشت. مادرم و تمام منسوباتش بي سواد و عامي محض بودند.»
اگر چه اندرسن اين خوشبختي را داشت که پدرش برايش کتاب بخواند و او را به دنياي جادويي کلمات ببرد، ولي در خانواده آذر يزدي از اين چيزها خبري نبود، وقتي براي اولين بار و در هشت سالگي آذر يزدي مي بيند که پسر خاله اش کتاب دارد و او ندارد و شب، ماجرا را به پدرش مي گويد، در جواب مي شنود: «اينها به درد ما نمي خورد، گلستان و بوستان و تاريخ معجم کتابهاي دنيايي اند و ما بايد به فکر آخرتمان باشيم.» و آن شب مهدي آذر يزدي در زيرزمين خانه شان ساعتها گريه مي کند و به گفته خودش از همان زمان عقده کتاب پيدا مي کند. آذر يزدي هم در کودکي و در خانه مختصر خواندني مي آموزد اما اولين بار که به گفته خودش پشت نيمکت مدرسه مي نشيند در بزرگسالي است و هانس کريستين اندرسن از 17 سالگي به حمايت شخصي با نام آقاي «جوناس کولين» کارگردان به طور جدي به تحصيل پرداخت و علاقه اندرسن بيش از هر چيز تئاتر بود تا آن جا که در 14 سالگي به خاطر علاقه اش به تئاتر به «کپنهاک»رفت، آن هم در حالي که پدرش را در کودکي از دست داده بود و علاقه مادرش اين بود که او خياط شود، او در تئاتر موفق نمي شود و ضربه روحي سختي مي خورد تا آن جا که مي گويد: «اگر ايمان پابرجايم به خداوند نبود حتماً خود را کشته بودم.»
بعد از ناکامي در تئاتر آرزو داشت کسي مثل شکسپير، گوته، شيلر و... شود اما او آن گونه که بايد و شايد موفق نشد، هر چند اشعار او در مجله بزرگسالان به چاپ مي رسيد. وقتي که اولين اثر او براي کودکان به چاپ رسيد، آن چنان که بايد و شايد از او استقبال نشد و حتي عده اي از منتقدان توصيه کردند او از اين شيوه داستان سرايي دست بردارد چون در آن استعدادي ندارد. او در عين حال اين بخت را داشت که حامي اش آقاي «کولين» از پادشاه سوئد براي او کمک قابل توجهي براي سفر دو ساله به سراسر اروپا بگيرد، سفري که او را با برادران گريم، چارلز ديکنز، ويکتور هوگو و... آشنا و هم صحبت کرد. وقتي او مجموعه افسانه هايش را براي کودکان منتشر کرد، با استقبال آنها روبه رو شد و اندرسن به شهرتي جهاني رسيد.
اولين اثر اندرسن در 30 سالگي براي کودکان منتشر شد، اثري که البته آن چنان که بايد و شايد با استقبال روبه رو نشد و اولين اثر آذر يزدي هم در سن 35 سالگي. آذر يزدي آگاهانه دست به بازنويسي از آثار کهن براي کودکان زد و چاپ اولين جلد از «قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب» با استقبال مخاطبان روبه رو شد و باعث شد جلدهاي ديگر مجموعه هم به چاپ برسد.
اگر چه اولين نوشته هاي اندرسن براي کودکان با استقبال روبه رو نشد اما کتاب «قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب» در اولين جلدش توانست تأييد کسي چون جلال آل احمد را کسب کند و اين اتفاق کوچکي نبود، آن هم براي نويسنده اي که نمي دانست با اثر او چه برخوردي خواهد شد و حتي به گونه اي از برخورد ديگران با کتابش واهمه داشت.
اگر خواسته باشيم درباره موفقيت ها و آثار اين دو به اختصار بنويسيم، بايد به اين نکته اشاره کنيم که هر دوي آنها براي خلق آثارشان متون کهن و افسانه ها را مورد توجه قرار دادند، هر دوي اين نويسندگان غير از نوشتن براي کودکان در حوزه هاي مختلف کار کردند. هر دو براي بزرگسالان هم نوشتند اما معروفيت آنها تنها و تنها براي کارهايي است که در حوزه کودکان انجام داده اند. آذر يزدي 22 کتاب نوشته است اما آنچه معرف کار او براي ماست «قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب» است و اندرسن 165 قصه براي کودکان دارد که البته از ميان آن همه قصه چند قصه اش معرف اوست: جوجه اردک زشت، لباس جديد امپراتور، دخترک کبريت فروش و...
اگرخواسته باشيم به مهم ترين تفاوت اين دو نويسنده اشاره کنيم، راهي است که آنها در پيش گرفته اند، آذر يزدي خودخواسته و آگاهانه نوشتن براي کودکان را شروع کرد اما اندرسن بيش از هر چيز دوست داشت نويسنده و شاعر بزرگسالان باشد، هر چند کارهاي کودک او باعث شهرتش شد.
3 - راستي هم مهدي آذر يزدي و هم هانس کريستين اندرسن با اين که معروفيتشان به خاطر نوشتن براي کودکان است اما هرگز ازدواج نکردند.

  


گزارشي از نشست مطبوعاتي جومونگ در ايران؛ نمي دانستم در ايران اينقدر هوادار دارم!



بازيگر نقش جومونگ ديروز با حضور در نشست مطبوعاتي در تهران به سؤالات خبرنگاران پيرامون مجموعه تلويزيوني افسانه جومونگ و حواشي آن پاسخ داد.




سانگ ايل گوک بازيگر نقش جومونگ که به دعوت يکي از شرکتهاي توليدکننده لوازم خانگي به ايران سفر کرده در اين مراسم با بيان اينکه من تازه متوجه شدم که رئيس جمهور سابق ما از دنيا رفته خيلي غمگين شدم و شايد نتوانم خوب صحبت کنم گفت: به مردم ايران سلام مي کنم و از شرکتهايي که باعث حضور من در ايران شدند تشکر مي کنم. صدها بار تشکر خود را به مردم ايران ابلاغ مي کنم که از شب گذشته به خاطر استقبال از من در فرودگاه حضور پيدا کردند.
وي افزود: براي من ايران کشوري غريبه بود و تنها بخشهايي از اين کشور را مي شناختم که آن اطلاعات را از طريق کتابهاي تاريخي به دست آورده بودم. شنيدم که هواداران من در ايران خيلي زياد هستند و از آنها تشکر مي کنم اميدوارم من هم بتوانم فرهنگ کره را به شما نشان بدهم.
وي که در جمع بسياري از خبرنگاران ايراني سخن مي گفت و عکاسان مدام از وي عکس مي گرفتند در پاسخ به سؤالي در خصوص ميزان تحصيلات دانشگاهي در رشته بازيگري چقدر براي ورود به اين رشته تأثير دارد گفت: زماني که من از سوي يک شبکه تلويزيوني دعوت به کار شدم 250 نفر آمده بودند و رقابت ميان ما صورت گرفت بعيد مي دانم که همه افراد هدفشان بازيگري باشد 7 سال پيش فقط چند دانشکده، بازيگري را تدريس مي کردند، اما در حال حاضر دانشگاههاي بسياري براي آموزش اين رشته در کره جنوبي تأسيس شده است.
سانگ ايل گوک در ادامه اين نشست در پاسخ به سوال فارس با اين مضمون که آيا فکر مي کرديد پس از پخش اين سريال در ايران افراد بسياري هوادار شما شوند و اينکه ال؛ن چه نظري درباره اين اتفاق داريد تصريح کرد: تا به حال نمي دانستم در ايران اين قدر هوادار دارم و اين سريال اين قدر پرطرفدار شده است. مدتي پيش در کره تيم سايپا را اتفاقي ديدم که يکي از بازيکنان آنها در نگاه اول مرا شناخت و با اين تيم عکس يادگاري گرفتيم آن زمان بود که فهميدم که ميزان هواداران من در ايران بسيار زياد است.
وي در پاسخ به سؤال ديگري درباره اينکه آيا متن اين سريال توسط يک بازيگر فرانسوي نوشته شده اظهار داشت: داستان سريال افسانه جومونگ فرانسوي نيست بلکه اسم کشور کره است که اين نام از لغت گوريا گرفته شده و جومونگ اولين پادشاه اين سلسله بوده است و اين داستان توسط فرانسوي ها نوشته نشده است.
بازيگر نقش جومونگ در ادامه گفت: من فيلم ايراني «بچه هاي آسمان» را ديده ام که خيلي قشنگ بود و از آنجا فهميدم که ايران و کره از لحاظ فرهنگي بسيار شبيه هم هستند.وي درباره حضورش در يک فيلم يا سريال ايراني نيز گفت: اگر به من پيشنهاد حضور در يک فيلم يا سريال ايراني را بدهند اول آن را بررسي مي کنم و اگر به نظرم خوب آمد آن را قبول مي کنم. من شنيده ام که فيلمهاي ايراني خيلي معروف هستند و هر سال در دو جشنواره هنري کره حضور پررنگي دارند. سانگ ايل گوک در ادامه گفت: ايران کشور آزاد و بسيار قشنگي است که جذابيتهاي بسياري دارد مردم آن نيز بسيار مهربان هستند و استقبال آنها در فرودگاه و هتل نشانگر خوبي آنهاست.وي درباره پاسخ به اين سؤال که ماندگارترين صحنه اي که از سريال افسانه جومونگ در ذهنتان مانده است اظهار داشت: ساخت اين سريال متعلق به 3 سال پيش است و خيلي يادم نيست، اما صحنه اي بود که در گل فرو رفتم و به همين دليل حتي يک هفته نمي توانستم غذا بخورم و حتي گوشهايم نيز پر از گل شده بود البته آخرين صحنه جومونگ جذاب ترين صحنه بود و به خاطر آن گريه کردم.
بازيگر نقش جومونگ در پاسخ به اين سؤال که آيا مي دانستي تصاوير شما به مدت چند ماه روي جلد مجله هاي ايراني را به خود اختصاص داده و اينکه آيا با سوسانو ازدواج کرده ايد، اظهار داشت: در کره هم عکسهايم روي جلد مجلات و روزنامه ها قرار گرفت و فکر نمي کردم در ايران نيز چنين اتفاقي افتاده باشد ضمن اينکه ازدواج کرده ام، اما متأسفانه با دختر ديگري جز سوسانو !
وي درباره معني اسم خود نيز گفت: معني اسم من يعني يک کشور من به خاطر اسمم نقش جومونگ را بازي کردم و فکر مي کنم اين سرنوشت من بود. جومونگ هم چند کشور را با يکديگر متحد کرده است ضمن اينکه تاريخ تولد من يک اکتبر است که اين تاريخ در کره يک روز نظامي است به همين دليل پدر و مادرم اين نام را برايم انتخاب کرده اند.
سانگ ايل گوک در ادامه گفت: سريال افسانه جومونگ در کشور کره جنوبي يازده يا دوازدهمين سريال پرطرفدار است و اولين سريال راجع به تاريخ باستان کره جنوبي به شمار مي رود. در کره چندين سريال باستاني ساخته شده اما اولين آن راجع به سلسله گوگور يعني 2500 سال پيش و همزمان با دوران هخامنشي است من در اين سريال لباسهاي سنتي پوشيده ام و فکر مي کنم به همين دليل مردم از اين سريال خوششان آمده است.
بنابراين گزارش در ادامه اين مراسم خبرنگاري به حواشي اتفاقات روي داده در ايران پس از پخش سريال جومونگ اشاره کرد و گفت: آيا مي داند فردي به خاطر سوسانو در ايران خودکشي کرده و يا مردي با مراجعه به ثبت احوال خواستار تغيير نامش به جومونگ شده که سانگ ايل گوک با ابراز شگفتي از بروز چنين رخدادهايي در پاسخ گفت: من ابتدا به خاطر اينکه فردي براي سوسانو خودکشي کرده تسليت مي گويم البته چنين اتفاقهايي را در روزنامه هاي ساير کشورها خواندم که البته باعث خوشحالي نيز هست چون معروفيت و محبوبيت جومونگ را نشان مي دهد ضمن اينکه تمام پسران کره اي هم عاشق سوسانو هستند و رقيب براي پسران ايراني بسيار است.
وي درباره اينکه دوست دارد با چه بازيگر و يا کارگردان بين المللي کار کند تصريح کرد: در کره فيلمهاي ايراني معروف هستند و مردم آنها را دوست دارند چند فيلم ايراني هم که از تلويزيون پخش شده ديده ام اما فکر مي کنم تمام بازيگران، کارگردانها و هنرمندان معلم من هستم و بايد از نکات خوب آنها استفاده کنم و نمي توانم يک نفر را انتخاب کنم و آرزو دارم با تمام بازيگران خوب دنيا همبازي شوم.
بازيگر نقش جومونگ درباره دوبله اين سريال به زبان فارسي نيز گفت: متأسفانه من دوبله را نديده ام و دوست دارم ببينم که چه کسي به زبان فارسي به جاي من سخن گفته است البته زماني که اين سريال از کشور چين پخش مي شد يکي از دوستان من با من تماس گرفت و گفت دوبله شما خيلي خنده دار شده و من تا چند روز بابت اين مسأله نخوابيدم، اميدوارم دوبله فارسي اين سريال اينگونه نشده باشد.
سانگ ايل گوک در ادامه در پاسخ به اين سؤال که آيا مي داند در سئول خياباني به نام تهران وجود دارد اظهار داشت: بله طي سالهاي گذشته بين کشور ايران و کره جنوبي روابط دوستانه اي ايجاد شده بود همان موقع دو خيابان به نامهاي تهران در سئول و سئول در تهران نامگذاري شد.
وي درباره دلايل علاقه مردم ايران به سريال افسانه جومونگ عنوان داشت: مردم ايران به داستانهايي که قهرمان محور هستند علاقه بسياري دارند و فکر مي کنم افسانه سريال جومونگ هم از چنين ويژگي اي برخوردار است به نظر مي رسد که دلايل بسياري براي موفقيت سريال جومونگ وجود دارد که يکي از آنها داستان زيباي جومونگ است.
وي افزود: من هم شنيده ام که در تهران ترافيک به خاطر جومونگ کم شده است البته در کره هم چنين اتفاقي افتاد، البته خانمها از اين اتفاق خوشحال شدند چون همسرانشان زود به خانه برگشته اند.
سانگ ايل گوک درباره ميزان علاقمندي اش به تئاتر، تلويزيون و سينما گفت: در زمينه تئاتر فعاليتي نداشته ام، اما علاقمند به اين رشته هستم و فکر مي کنم تئاتر هنر واقعي است و لذت بخش ترين هنر است و تلويزيون و سينما هم از نظرم جايگاه يکساني دارند.
به گزارش فارس، يکي از خبرنگاران نشريات ورزشي از سانگ ايل گوک پرسيد که در هواخواهي از تيمهاي آبي يا قرمز طرفدار کدام است اما او در ترجمه متوجه منظور او نشد و در پاسخ گفت من فقط لباسهاي يک رنگ مي پوشم البته به لباسهاي قرمز و مشکي هم علاقه مندم! عاشق ورزشم و اگر بيکار باشم روزي 5 الي 6 ساعت ورزش مي کنم و به شنا، کوهنوردي و پياده روي علاقه بسياري دارم ضمن اينکه رزمي کار نيستم اما سه ماه قبل از شروع سريال تمرين مي کردم و تمام بخشهاي مربوط به اسب سواري در اين سريال را خودم بازي مي کردم.
وي در پايان در پاسخ به سؤالي که آيا حاضريد دوباره به ايران بياييد پاسخ داد: اگر ايرانيها دوباره من را دعوت کنند حتما به ايران مي آيم.
در اين مراسم اعلام شد: فيلم مستندي از ابتداي ورود سانگ ايل گوک به ايران و بازگشتش به کره جنوبي در حال تهيه است که پس از پايان مراحل ساخت در اختيار علاقه مندان قرار مي گيرد.
يکي از مديران شرکت دعوت کننده از سانگ ايل گوک در پاسخ به اين سؤال که چرا از ميان بازيگران کره اي از او براي حضور در ايران دعوت شده پاسخ داد: اين بازيگر از لحاظ اخلاقي فرد وارسته اي است که جايگاه ويژه اي دارد به همين دليل ما احساس کرديم او با مردم ايران همخواني بيشتري دارد. سانگ ايل گوک فردي است که سيگار نمي کشد و ساعتها از روزش را به ورزش اختصاص مي دهد اين دلايل باعث شد تا ما نزديکي بيشتري بين او و ايراني ها ببينيم و از او براي حضور در ايران دعوت کنيم.
گفتني است بسياري از هواداران اين بازيگر براي ديدن او جلوي در سالن همايشهاي سازمان صداوسيما تجمع کرده بودند و با در دست داشتن حلقه هاي گل در انتظار ديدن وي بودند.

  


«جعفر پناهي» رئيس هيأت داوران جشنواره «مونترال» شد



«جعفر پناهي»، کارگردان سرشناس سينماي ايران رئيس هيأت داوران جشنواره فيلم مونترال کانادا شد.
به گزارش ايسنا برگزارکنندگان سي وسومين جشنواره فيلم مونترال اعلام کردند، «جعفر پناهي»، کارگردان ايراني رياست هيأت داوران بخش بين الملل اين رويداد سينمايي را برعهده خواهد داشت.
از ساخته هاي معروف اين کارگردان 49 ساله مي توان به «بادکنک سفيد»، برنده دوربين طلاي جشنواره کن، «طلاي سرخ»، برنده جايزه نوعي نگاه کن، «آفسايد»، برنده خرس نقره اي برلين، «آينه»، برنده يوزپلنگ طلايي لوکارنو و «دايره»، برنده شيرطلايي، جايزه فيپرشي و جايزه يونيسف از جشنواره ونيز اشاره کرد.
سينماي ايران در جشنواره مونترال درخشش چشمگيري داشته و «مجيد مجيدي» در مدت پنج سال، سه بار جايزه اول اين جشنواره را براي «بچه هاي آسمان»، «رنگ خدا» و «باران» کسب کرد.
امسال پنج فيلم از سينماي ايران در جشنواره مونترال حضور خواهند داشت.

  


محققان دانمارکي فاش کردند؛ احتمال مرگ موتزارت بر اثر گلودرد عفوني



براساس تحقيقاتي که اخيرا در دانمارک منتشر شده، «موتزارت»، آهنگساز اتريشي به احتمال زياد براثر ابتلا به بيماري گلودرد عفوني مرده است.
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري فرانسه، براساس اين تحقيق که در دانمارک منتشر شد، «موتزارت» که در عنفوان جواني و در سن 35 سالگي مرده و تاکنون مرگ او مشکوک و پراز رمز و راز بوده، به احتمال زياد قرباني بيماري گلودرد عفوني شده است.
«موتزارت» طي عمر بسيار کوتاه خود بيش از 300 اثر از خود به جا گذاشت، او به قدري خلاق و پرکار بود که حتي در آخرين روزهاي عمرش از پا ننشست و توانست آهنگ مشهور «فلوت سحرآميز» را خلق کند.

  


انجمن عکاسان ايران عضوگيري مي کند



گروه هنر- انجمن عکاسان ايران از عکاسان خواست تا به منظور تسريع در تشکيل اين انجمن، براي عضويت و شرکت در نخستين مجمع عمومي آن اقدام کنند.
به گزارش سايت اين انجمن، هيأت مؤسس انجمن عکاسان ايران طي اطلاعيه اي از تصويب تشکيل انجمن عکاسان ايران در کميسيون ماده 10 قانون فعاليت احزاب و جمعيتها خبر داد و گفت: براساس مصوبه اين کميسيون بايد نخستين مجمع عمومي اين انجمن پس از عضوگيري برگزار شود. لذا با درک شرايط موجود و ضرورت تسريع در تشکيل انجمن لازم است، براي عضويت در انجمن و شرکت در نخستين مجمع عمومي انجمن عکاسان ايران در صورت تمايل برگ درخواست عضويت را پس از تکميل براي بررسي عضويت حداکثر تا پايان ساعت اداري 88/6/23 به وسيله پست سفارشي ارسال و يا به شکل حضوري به دبير خانه موقت انجمن در تهران، خيابان ايرانشهر، باغ هنرمندان، خانه هنرمندان ايران، انجمن عکاسان ايران تحويل دهند.

  


با برپايي نمايشگاهي در نيويورک ؛ «ژوليت بينوش» بزرگان سينما را روي بوم نقاشي مي برد



«ژوليت بينوش»، بازيگر سرشناس فرانسوي به زودي تابلوهاي نقاشي اش از کارگردانان نام دار سينماي جهان را به نمايش خواهد گذاشت.
به گزارش ايسنا «ژوليت بينوش» که هم اکنون براي بازي در جديدترين فيلم «عباس کيارستمي» در توسکاني ايتاليا به سر مي برد، ماه سپتامبر نمايشگاهي از تابلوهاي نقاشي خود را در نيويورک برپا خواهد کرد.
در اين نمايشگاه تابلويي از شخصيت «هانا» در فيلم «بيمار انگليسي» نيز ديده مي شود که «بينوش» براي ايفاي نقش آن جايزه اسکار بهترين بازيگري را در سال 1997 دريافت کرد.

  


به علت چهره منفي قهرمان داستان ؛ فيلم جديد «اسکورسيزي» جنجال آفرين شد



فيلم جديد «مارتين اسکورسيزي» درباره زندگي «فرانک سيناترا»، موجب اعتراض خانواده وي شده است.
به گزارش ايسنا، «مارتين اسکورسيزي»، کارگردان سرشناس هاليوود هم اکنون درحال آماده کردن فيلمي با موضوع زندگي «فرانک سيناترا»، خواننده و بازيگر معروف آمريکايي است.
اما به دليل به تصوير کشيدن رابطه «سيناترا» با گروههاي مافيايي و همچنين برخي رفتارهاي سؤال برانگيز وي، خانواده اين آهنگساز معروف به «اسکورسيزي» اعتراض کرده اند.خانواده «سيناترا» با منفي توصيف کردن مضمون فيلمنامه، از «اسکورسيزي» خواسته اند تا داستان زندگي او را پاکتر نشان دهد.

  


زادگاه «مکرمه قنبري»، ميزبان سومين کارگاه نقاشان خودآموخته



سومين کارگاه نقاشان خودآموخته، روز جمعه 30 مردادماه با حضور شيدا اردلان استاد هنر دانشگاه کلمبيا در روستاي دريکنده بابل برگزار مي شود.
«علي بلبلي» فرزند مکرمه قنبري (نقاش خودآموخته مازندراني) در گفتگو با فارس با اعلام اين خبر گفت: سومين کارگاه هنرمندان خودآموخته با حضور شيدا اردلان استاد دانشگاه کلمبيا از ساعت 14 تا 19 روز جمعه 30 مردادماه در روستاي دريکنده بابل برگزار مي شود. خانم اردلان قصد دارند بخشي از اين کارگاه را به داستانهاي نقاشيهاي مکرمه قنبري اختصاص دهند.
وي افزود: خانم اردلان قصد دارد تا اين داستانها را که ممکن است از هر تابلو دهها داستان متفاوت داشته باشيم،جمع آوري کرده و در سايت خانه موزه مکرمه قنبري قرار دهد.

  


جلسه «دفاعيه شعر دهه 80 » برگزار مي شود



گروه هنر- جلسه «دفاعيه شعر دهه 80 » در فرهنگسراي کودک برگزار مي شود.
در اين نشست، پويا عزيزي و آرش نصرت اللهي سخن خواهند گفت.نشست يادشده از سلسله نشستها درباره شعر است که هر دوشنبه برگزار مي شود. در نشستهاي پيشين اين برنامه درباره شعرهاي مهرداد فلاح سخن گفته شد و همچنين کتابهايي از محمد آشور و مهرنوش قربانعلي نقد شد.فرهنگسراي کودک در خيابان شريعتي، خيابان دولت، کوچه امام زاده واقع شده است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com