|
* غلامرضا قلندريان
مسؤولان سفارت آمريکا در عربستان، در ديدار با شماري از شاهزادگان دربار سعودي و با تقدير از نقش عربستان و ايجاد شکاف بين اسلام انقلابي و آنچه آنان تفسير جديد و معتدلي از اسلام برمي شمارند و همچنين کاهش رويکرد به فرهنگ انقلابي در دين اسلام -که نمونه آن حضور پررنگ اسلام انقلابي در ايران است- از پيشرفت اشاعه برنامه هاي مدنظر واشنگتن توسط سران عرب و بويژه دولتهاي عربستان و مصر، تقدير و تشکر کردند.
دشمنان قسم خورده اسلام که راهکار نابودي ايدئولوژي اسلامي را در استراتژيهاي خود شکست خورده مي بينند، ناگزير تنها گزينه پيگيري هدفها را کنار آمدن با اسلام ارزيابي مي کنند، اما از آنجا که اگر با ايده هاي موجود همزيستي مسالمت آميز داشته باشند، نقشه هاي پليدشان عملي نمي گردد، بايد تصويري از اسلام ارائه دهند که ضمن اعلام دشمني نداشتن با مسلمانان، از اين تفکر يک پديده کاملا بي خطر معرفي نمايد و تحقق مطالبات نامشروع آنها را با مشکل همراه نسازد.
اکنون پس از سالها مطالعه و طي نمودن پروسه سعي و خطا، به اين نتيجه رسيده اند که اسلام را يکپارچه معرفي نکنند، بلکه تعابير و تفاسير متعددي را از اين دين آسماني به افکار عمومي عرضه نمايند، لذا براي تحقق اين منظور، اسلام را به دو نحله انقلابي و معتدل تقسيم نموده و تلاش مي کنند گزينه نخست را به دليل مقابله با زياده خواهي هاي آمريکا منزوي کرده و فاقد کارکرد معرفي کنند، اين در حالي است که اسلام به اصطلاح معتدل را که تضادي با منافع آنها ندارد و مي تواند با وجود هويت اسلامي خود حضور غاصبانه مقامهاي واشنگتن در گستره جهان اسلام را توجيه کرده و يا نسبت به آن بي تفاوت باشد، به عنوان اسلام معرفي و از آن تجليل مي کنند.
سران غربي بارها در سخنانشان اعلام نموده اند خواسته هايي را از سران اسلامي دارند که در صورت برآورده شدن آنها، تعاملات گسترده اي را با کشورهاي اسلامي خواهند داشت. طبيعي است که آنها با ارائه برنامه هايي تلاش مي کنند هسته اسلام را از بين ببرند و آنچه از آن باقي مي ماند پوسته اسلام است که بتدريج با استحاله شدن از هويت ايدئولوژيکي خود خارج خواهد گرديد و عنصر مبارزاتي آن محو مي گردد.
پس از طرح موضوع خاورميانه بزرگ، تصور عده اي بر آن بود که مراد آمريکايي ها از اين طرح رويکردي ژئوپلتيکي مي باشد، ولي گذشت زمان و شفاف شدن انگيزه هاي مقامهاي واشنگتن، مشخص گرديد که آنها ديدگاه هاي ايدئولوژيکي نيز دارند، به نحوي که از سران اسلامي درخواست کردند جلسات را بدون بسم ا... الرحمن الرحيم آغاز کنند.
مراد از اسلام معتدل نحله اي است که از کمپ ديويد تاکنون با حذف عنصر مبارزه، تابلوي صلح را به دشمن نشان داده و اين در حالي است که از 1978 تا کنون نه تنها صلحي اتفاق نيفتاده، بلکه در سايه گفتگو، مردم بي دفاع فلسطين قتل عام مي شوند و از حمايتهاي عربي بي بهره شده اند.
گزينه مورد تقدير آمريکايي ها تفکري است که در جنگ 33 روزه و نبرد 22 روزه در حالي که بايد به دفاع از مسلمانان لبنان و فلسطين مي پرداخت با سکوت و بعضاً حمايتهاي تلويحي به دفاع از ارتش اشغالگر قدس پرداخت.
افزون بر تمهيدهاي امنيتي و سياسي براي ايجاد شکاف در بين مسلمانان، از سرمايه گذاري در حوزه هاي فرهنگي و اجتماعي نيز غفلت نکرده اند، به نحوي که اشاعه فساد و ابتذال در ميان جوانان جهان عرب و اسلام بويژه از کانالهاي ماهواره اي از هدفهاي مهم آمريکا در منطقه مي باشد و هزينه اصلي آن بر عهده عربستان و مصر است که در اين راه، برخي از ديگر کشورهاي عربي نيز آنان را همراهي مي کنند. هم اکنون بيش از سيصد کانال ماهواره اي، به اشاعه ابتذال در ميان جوانان کشورهاي عربي مشغولند.
پر واضح است، هنگامي که مقامهاي کاخ سفيد به توليد جرياني با هويت طالبان پرداختند، به صراحت در اظهاراتشان تأکيد کردند که هدف آنها از خلق تفکر جديد، مقابله با اسلام انقلابي ايران مي باشد تا از اين رهگذر به افکار عمومي اثبات نمايند که اسلام اکنون در گستره جغرافياي افغانستان شکل گرفته و ديگر نسخه هاي آن بدلي است و اذهان را از جمهوري اسلامي به اسلام آمريکايي طالبان معطوف نمايند.
براي اثبات صحت ادعاي فوق همين نکته کافي است که مبارزه آمريکا با طالبان و القاعده به عنوان مصاديق تروريسم تاکنون بيهوده و فاقد نتيجه بوده است، به عبارتي، آنچه آمريکايي ها از آن با عنوان مبارزه با تروريسم ياد مي کنند، پوششي براي حضور آنها در پهنه جغرافيايي اسلام و ديگر نقاط جهان مي باشد. اگر امروز به معني واقعي کلمه، موضوع تروريزم پايان يافته تلقي گردد، مقامهاي کاخ سفيد با بحران و عدم مشروعيت در خارج از مرزها مواجه مي شوند، لذا ديپلماتهاي اين کشور زمان مقابله با موضوع مذکور را طولاني مدت اعلام مي نمايند.
اسلام انقلابي که آنها تلاش مي کنند، حاشيه نشين و منزوي در تعاملات باشد از سال 1357 منافع استکباري قدرتهاي زورگو را تهديد نموده و موجب بيداري جهان اسلام گرديده است، چنانکه تاکنون نتيجه آن پيروزي جريانهاي اسلام گرا در برخي کشورهاي اسلامي به عنوان متغير تابع آن قابل ارزيابي مي باشد.
گزينه اسلام مبارز که تصميمهاي غربيها آن را برنمي تابد، ظلم ستيز و حامي مستضعفان مي باشد که نقش محوري خود را در تأثيرگذاري بر هويت يابي مسلمانان ايفا کرده است. جمهوري اسلامي بارها مخالفت خويش را با روند به اصطلاح صلح تحميلي خاورميانه اعلان داشته و اين گفتگوها را بازي جديد تئوريزه شده در پارتي سياسي واشنگتن و لندن ارزيابي مي کند که صرفاً براي نجات اشغالگران طراحي گرديده است.
نبايد فراموش نمود، دشمنان تاکنون بارها از سران اسلامي با نگاشتن نامه هايي خواستار حذف آيات جهاد و شهادت گرديده اند تا از اين رهگذر از يک دين انقلابي، مبارز و دشمن ستيز يک آلترناتيو خنثي، متحجر و منزوي توليد کنند، در حالي که هويت واقعي اسلام با همين مفاهيم تعريف مي گردد.
اسلام، شناسنامه و هويت جامعه مسلمانان مي باشد و در صورت نبود آن و التزام نداشتن به دستورات ديني زمينه نفوذ و گسترش فعاليتهاي دشمنان فراهم مي گردد که براي پيشگيري از اين معضل ناگزير از روي آوردن به وحدت و انسجام مي باشند.
بنابراين، کشورهاي اسلامي بايد خطر توطئه هاي دولتهاي فرامنطقه اي را جدي گرفته و در دام القائات آنها قرار نگيرند. آموزه هاي حيات بخش اسلام نبايد زمينه نفوذ بيگانگان را در جهان اسلام فراهم کند. بازيگران اسلامي بايد با اتخاذ مشي همسويي، فرصت ايجاد شکاف را از قدرتهاي بيگانه سلب نمايند تا در آستانه ماه پر فيض و برکت رمضان با بهره گيري از آموزه هاي وحياني در ماه نزول قرآن، با چنگ زدن به ريسمان الهي نقشه هاي تفرقه افکنانه دشمنان را ناکام بگذارند. |