|
* وحيد عماد
بسياري از سرخپوستان آمريکايي که عضو فقيرترين اقليتهاي نژادي در ايالات متحده هستند، در تلاشند براي موفقيتهاي تحصيلي و

دستيابي به مهارتهاي لازم به منظور کاميابي در اقتصاد ، بار ديگر بر احساس هويت قبيله اي خود تکيه کنند.
مشکل سرخپوستان در جامعه امروزي آمريکا غالبا در ميان انبوه خبرها و گزارشهاي ارائه شده توسط رسانه ها فراموش مي شود، ولي داده هاي جمع آوري شده در آمارها نشان مي دهند اين دسته از آمريکاييان از بالاترين ميزان بيکاري ( 7/5 درصد)، پايين ترين ميزان در کسب ديپلم دبيرستان ( 71 درصد) و پايين ترين ميزان درآمد خانوادگي رنج برده اند.

بنا بر يک بررسي که در 2003 توسط کميسيون حقوق مدني ايالات متحده منتشر شد، سرخپوستان آمريکايي «هنوز با بالاترين ميزان فقر، دستاوردهاي تحصيلي سطح پايين، مسکن هاي زير معيارهاي مطلوب، و بالاترين ميزان بيماري دست به گريبانند.» به علاوه، اين بررسي توضيح مي دهد سرخپوستان آمريکايي کم و بيش در همه شاخصهاي اجتماعي، بهداشتي و اقتصادي در پايين ترين و يا نزديک به پايين ترين رده قرار دارند. آنها که نسبت به ديگر گروه هاي جمعيت ايالات متحده با داشتن ميزان بالاتري در ابتلاء به مرض قند، اعتياد به الکل و خودکشي رو به رو هستند، پايين ترين ميزان اميد به زندگي را ميان تمام گروه هاي نژادي به نام خود ثبت کرده اند.
رابرت کوک، مديرانجمن ملي آموزش سرخپوستان مي گويد: «محافظت از هويت فرهنگي ما از اهميت بسياري برخوردار است. کودکاني که اصول نخستين فرهنگشان را آموخته اند، در تحصيلاتشان موفق تر هستند.» چنين آموزشهايي ميان کودکان سرخپوست، به مشکلات کمتري در کلاسهاي درس مي انجامند، تعداد کمتري از آنها ترک تحصيل مي کنند و تعداد بيشتري از آنها فارغ التحصيل مي شوند.
او گفت: «براي من و همسرم که به قبيله لاکوتا تعلق داريم، مهم است که دو پسرمان را به نحوي بزرگ کنيم که به تاريخ، فرهنگ و هويت قبيله افتخار کنند. اين هويت به راستي در مدرسه به آنها کمک کرده است.»

کوک مي گويد: پس از اينکه سرخپوستان آمريکايي از نظر نظامي تحت انقياد درآمدند و به زمينهاي مشخصي انتقال يافتند، روندي که در اوايل قرن بيستم پايان يافت، دولت ايالات متحده پيکار بيرحمانه اي را براي جذب و استحاله فرهنگي آغاز کرد که طي آن کودکان را از خانواده هايشان جدا مي کردند و به مدرسه هاي شبانه روزي خارج از منطقه هاي اختصاصي سرخپوستان مي فرستادند.
تعدادي از سرخپوستان آمريکايي که در دنياي کسب و کار و تجارت آمريکا به موفقيت دست يافته اند، در سال 1995 انجمن رهبران تجاري سرخپوستان آمريکايي ( AIBL ) را که در محوطه دانشگاه مونتانا در ميسولا، ايالت مونتانا مستقر است، تاسيس کردند. AIBL در بيانيه اي که در مورد مأموريتش صادر کرده است، هدف خود را ترويج يک سازمان قبيله اي قوي تر و غرور فرهنگي به منظور کمک به سرخپوستان آمريکايي در بهبود بخشيدن به وضعيت اقتصادي شان ذکر کرده است.
تينا بيگي، مدير اجرايي AIBL گفت: نزديک به دو هزار سرخپوست جوان که بيشتر آنها در برنامه هاي دو و چهار ساله کالج ها مشغول تحصيل هستند، از زمان تاسيس اين سازمان از مشاوره با مربيان آن بهره برده اند.
به گفته او، تعداد اعضاي AIBL رو به افزايش است و نزديک به پانصد نفر در سال جاري به عضويت درآمده اند. AIBL به سرخپوستان جوان کمک مي کند تا با تضاد هايي که ميان ارزشهاي قبيله اي و معيارها و قوانين اجتماعي و کاري که در جامعه آمريکا وجود دارد به درستي برخورد کنند.
تعليم دادن سرخپوستان آمريکايي به منظور دستيابي به موفقيت در کسب و کار مانند آموختن «راه رفتن در دو دنيا» است. او گفت، سرخپوستان آمريکايي به کرات در مصاحبه هاي کاري با مشکل رو به رو مي شوند، چون ارزشهاي قبيله اي به جاي تعريف از خود به آنها مي آموزد تا از خود «شکسته نفسي و فروتني نشان دهند.»
او گفت: «ما به دانشجويانمان مي آموزيم تا مهارتهاي خود را در مصاحبه هاي شغلي استادانه به کار گيرند، ارزش واقعي خود را به مصاحبه گر شرح دهند و به او بگويند او از استخدام آنها بهره خواهد برد. ما به آنها مي آموزيم در طي يک جلسه کاري، به وقت خود مي توانند سخن ديگري را قطع و با اعتماد به نفس و قدرت اظهار نظر کنند. اگر شما چنين نکنيد، به شما به عنوان يک فرد خجالتي، بي علاقه و برخي اوقات نه چندان فرهيخته نگاه خواهند کرد.»
ميراث آموزش مدارس شبانه روزي امروز همچنان به جاي خود باقي است. او گفت: «کودکان جوان تر توسط پدر و مادرها، و پدر بزرگها و مادر بزرگهايي تربيت و بزرگ مي شوند که خود به مدارس شبانه روزي فرستاده شده بودند.
پدر و مادرها و پدر بزرگها و مادر بزرگها به اين کودکان آموخته اند که به هيچ کس اعتماد نکنند، با افراد غير سرخپوست بسيار محتاطانه برخورد داشته باشند و تا زماني که کسي با آنها صحبت نکرده، با کسي صحبت نکنند.»
بيگي گفت: با وجود پيشرفت حاصل شده، يکپارچه کردن سرخپوستان آمريکايي در فعاليتهاي اقتصادي روند بسيار کندي است. در يازده سالي که او در AIBL مشغول به کار بوده ، با اينکه شرکتهاي بزرگ به استخدام جوانان سرخپوست علاقه نشان داده اند، بيشتر دانشجوياني که اين سازمان با آنها کار کرده است، علاقه اي به اشتغال در اين شرکتها نشان نداده اند. |