تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگی
ورزشي
هنري
گزارش
حوادث
ديدگاه
پنجره
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-08-22
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 31مرداد ماه 1388

[ هنري ]
 * گفتگو با محمد رضا رحماني کارگردان فيلم « دلخون » ؛
ساده نويسي سخت تر از پيچيده نويسي است
 * السلام اي ماه پنهان پشت استهلال ما
 * افخمي، داوودنژاد، فرمان آرا، درويش و نجفي در مراسم يادبود سيف ا... داد سخن مي گويند
 * نشست تخصصي انجمن بازيگران با حضور آيدين آغداشلو برگزار شد
 * جمشيد مشايخي: مي خواهم ياد «کمال الملک» علي حاتمي را زنده کنم
 * ضرغامي خبر داد؛ «نردبام آسمان» به جاي «شب هزار و يکم» در شبکه يک
 * نقاشيهاي هيتلر چوب حراج مي خورند
 * هواداران «شاهرخ خان» در هند پرچم آمريکا را آتش زدند
 * به پاس يک عمر فعاليت؛ جرج لوکاس شير طلايي ونيز را به «جان لستر» مي دهد

گفتگو با محمد رضا رحماني کارگردان فيلم « دلخون » ؛
ساده نويسي سخت تر از پيچيده نويسي است



* تکتم بهاردوست

«دلخون» دومين ساخته بلند محمدرضا رحماني است. داستان اين فيلم درباره مردي است که به دليل شکي که به همسرش





داشته، او را به قتل رسانده و در زندان در انتظار اعدام است، اما با ورود وکيل تسخيري به اين پرونده و پيشنهاد غافلگيرکننده او، روند بررسي پرونده تغيير پيدا کرده و برخورد خانواده قاتل، مقتول و نظام قضايي با اين پرونده عوض مي شود... .
به بهانه اکران اين فيلم با کارگردان آن گفتگو کرديم که مي خوانيد.
* آقاي رحماني! شما در جايي گفته ايد که فيلمنامه دلخون قرار بوده يک فيلم کمدي باشد، چطور به يک ژانر جنايي اجتماعي تبديل شد؟ اصلاً ايده اصلي فيلم از کجا آمد؟
**طرح يک صفحه اي فيلمنامه مضموني داشت که به سمت طنز و کمدي گرايش داشت، ولي در بخش تحقيقات متوجه شدم چون موضوع خيلي جدي است، جايي براي شوخي ندارد. موضوع «دلخون» پيچيده تر از آني بود که گمان مي کردم. خواستم فيلم تأثير گذار باشد.
* تماشاگر اين فيلم بعضي پلانها را بخوبي مي تواند پيش بيني کند و بسياري از اتفاقات هم کليشه اي است. در اين خصوص چه نظري داريد؟
** اينکه بخشي از کار پيش بيني شود تقريباً در بيشتر فيلمها اتفاق مي افتد؛ يعني داستانکهاي موجود در فيلم موازي با هم پيش مي روند و نيازي به غافلگيري خيلي پيچيده اي ندارد. ولي شايد بخشي از کار به شخصيت پردازي فيلمنامه برگردد. اينکه اين آدمها در اجتماع ما چه گفتاري دارند. اينکه شما مي گوييد کليشه اي و قابل پيش بيني است، من متوجه نمي شوم. من خودم به صورت طبيعي براي تحقيقات فيلم در دادگاه هايي از اين دست شرکت کردم و ديدم ديالوگهايشان در همين سطح است.
اين آدمها در اين مواقع همين ديالوگها را به کار مي بردند. خواستم ديالوگها خيلي جاها غيرمستقيم باشد، ولي سخت نباشد تا مخاطب عام بخوبي آن را بپذيرد. مي خواستم داستان سرراست باشد.
دليل ديگر آن هم اين بود که چون در آن واحد دو داستان موازي با هم داشتيم، مي خواستم ديالوگها ثقيل نباشد که وقتي چند دقيقه به داستاني ديگر پرداخته مي شود، بيننده سردرگم نشود.
* شما گمان مي کنيد ديالوگي که پدر مقتول در دادگاه مي گويد، کليشه نيست؟
**خب شايد، ولي اين ديالوگي است که به صورت عمومي در دادگاه ها زياد گفته مي شود؛ چون مردم ما به صورت عادي مرتب در دادگاه رفت و آمد ندارند من مي خواستم به نوعي فضا را براي بيننده معرفي کنم. يک فضاي احساساتي که مبنايي واقعي داشته باشد.
*پس گمان مي کنيد با گفتن اين ديالوگها فضاي احساساتي مورد بحث تان به وجود آمده است؟
**اين ديالوگ به نظرم به کل داستان کمک مي کند. اين پدر، دو تا دختر داشته، يکي را از دست داده و ديگري هم در آستانه مرگ است و براي زنده ماندن به پيوند قلب احتياج دارد. اين ديالوگ، ديالوگ بدي نيست. به کل داستان کمک مي کند. من با ديالوگهاي پيچيده مخالفم.
خودم خواستم ديالوگها به اين سبک و سياق باشد که کارکرد داشته باشد و گرنه از اول که قرار بود چينش ديالوگها شروع شود، مي شد آنقدر ديالوگهاي سخت نوشت که اصلاً بيننده متوجه نشود شخصيتها چه مي گويند. اما خب من خودم معتقدم ساده نوشتن خيلي سخت تر از پيچيده نويسي است.
*با اين همه من تصور مي کنم که صحنه ها و ديالوگهاي زائد در اين فيلم زياد است.
** مثلا؟!
*مثل مواجهه چند باره وکيل با قاضي. ديالوگي که قاضي به وکيل مي گويد: «به نتيجه رسيدي بايد خانواده اش رو راضي کني ها.» وکيل در پاسخ مي گويد:«چشم حاج آقا! دارم سعي مي کنم.» يک بار در راهروي دادسرا، يک بار روي پله دوم و يک بار روي پله چهارم تکرار مي شود. دليل اين همه تکرار چيست؟
**خب ما مي خواستيم روي تلاش و پيگيري وکيل تأکيد کنيم. اين ديالوگ براي من يک نوع نقطه سرخط است. دليل من تأکيد بر سه بار تکرار بود. يک بار در حد اطلاعات است، بار دوم يادآوري است و سومين بار تأکيد بيش از حد است. مي خواستم دو مقوله فرهنگ سازي و شخصيت سازي کنار هم قرار بگيرند.
*تماشاگر بر خلاف کارهاي از اين دست در اين فيلم با قصه اي بکر روبه رو مي شود. قاتلي که مي خواهد براي به دست آوردن آرامش، اعضاي بدنش را هديه کند، اما چرا در کنار اين سوژه سراغ مطرح کردن قصه قتل و ربط آن با خيانت مي رويد؟ چرا قصه خيانت و قتل را کنار قصه اصلي مطرح کرديد؟
**من غير از اينکه مي خواستم حرف اصلي و قصه اصلي را بگويم، نياز داشتم در کنارش داستانهايي هم داشته باشم که به ايده اصلي کمک کند.
من در تحقيقات اوليه متوجه شدم که سؤظن مي تواند يکي از دلايل قتل باشد و گمان کردم اين موضوع نياز به پيشگيري دارد و اين فيلم بايد کارکردي پيشگيرانه داشته باشد.
*ولي با اين همه در صحنه هايي که بحث سؤظن و شک را مطرح مي کنيد، ما شاهد قتلي هستيم که به صورت فلاش بک اتفاق مي افتد و هيچ اثري از تلفن مشکوک يا نشانه اي که باعث ظن قاتل شده، وجود ندارد؟
**بحث فيلم من ثابت شدن يا نشدن ظن و گمان نيست. اين قضيه در جامعه ما صورت گرفته و اثبات و به تصوير کشيدنش چيزي را حل نمي کند. من به جاي اينکه آن را پيش ببرم، داستان اصلي را پيش بردم؛ قاتلي که مي خواهد اعضاي بدنش را اهدا کند.
* در خصوص انتخاب بازيگران بگوييد؟
**من در زمان نوشتن براي تضمين گيشه هم که شده براي شخصيتهاي اصلي ام روي چند ستاره فکر کردم و دوست داشتم که بهترينها را در فيلمم داشته باشم که خوشبختانه اين طورهم شد.
ستاره هاي ما انگشت شمارند و شرايط را هم بايد در نظر گرفت و من با توجه به همه اين شرايط، اين بازيگران را انتخاب کردم.
*حامد بهداد در اين فيلم گويش متفاوتي دارد.
**بله، خود بهداد خواست که با توجه به شخصيت درونگراي عماد، اين شيوه گويش برايش گذاشته شود.
* خانم وکيل باردار در فيلم شما چهار پنج طبقه از پله ها بالا مي رود در حالي که ساختمان آسانسور دارد، چرا؟!
** زيبايي پله ها باعث شد اين ميزانسن داده شود، ضمن اينکه روز فيلمبرداري، آسانسور آن مجتمع خاموش بود!
*دليل جالبي به نظر نمي رسد؟!
**شما بگذاريد به حساب يک نوع اداي دين به فيلم سرگيجه هيچکاک! به خاطر زيبايي شناسي صحنه، اين استفاده را کردم. از نظر شخصيت پردازي هم چنين آدمي اصلاً وقت سوار آسانسور شدن ندارد. مي خواستم حالت عصبي يک آدم نگران را تصوير کنم.
*وکيل شما در اين کار چندان کارکشته نيست. نمي توانستيد از بازيگر ميانسال تر و کارکشته تري استفاده کنيد؟
**نه، من مي خواستم جسارت اين وکيل را نشان بدهم. برايم بيشتر از بحث شهرت اين وکيل جوان، جوان بودنش و از همه مهمتر، همرديف بودن و يکسان بودنش با همسر پزشکش(پوريا پورسرخ) مطرح بود.
* دلخون پايان خوشي ندارد؟
** من به پايان هاي ديگر هم فکر کردم، اما ديدم از بحث اصلي دور مي شوم.

  


السلام اي ماه پنهان پشت استهلال ما



گروه هنر- عليرضا قزوه، شاعر نام آشناي روزگار ما، در استقبال از ماه مبارک رمضان غزلي تازه سروده است. در اولين روز از اين ماه شريف اين غزل را با هم زمزمه مي کنيم:
السلام اي ماه پنهان پشت استهلال ما
ما به دنبال تو مي گرديم و تو دنبال ما
ماه پيدا، ماه پنهان، ماه روشن، ماه محو
رؤيت اين ماه يعني نامه اعمال ما
خاصه اين شبها که ابر و باد و باران با من است
خاصه اين شبها که تعريفي ندارد حال ما
کاش در تقدير ما باشد همه شبهاي قدر
کاش حو{ل حالنايي تر شود اعمال ما
ما به استقبال ماه از خويش تا بيرون زديم
ماه با پاي خودش آمد به استقبال ما
گوشه چشمي به ما بنماي اي ابر و هلال
تا همه خورشيد گردد روزي امسال ما

  


افخمي، داوودنژاد، فرمان آرا، درويش و نجفي در مراسم يادبود سيف ا... داد سخن مي گويند



مراسم ياد بود سيف ا... داد با سخنراني هفت کارگردان سينما در سومين شب کارگردانان سينماي ايران برگزار مي شود.عليرضا رئيسيان رئيس کانون کارگردانان سينماي ايران، در گفتگو با ايسنا با اشاره به جزئيات اين مراسم اظهار داشت: محمدعلي نجفي، بهروز افخمي، عليرضا داوود نژاد، احمدرضا درويش و بهمن فرمان آرا از جمله سخنرانان اين مراسم هستند که براي نخستين بار موضوعها و خاطرات مهمي را از زنده ياد داد بازگو مي کنند.او بيان کرد: اين مراسم با سخناني من به عنوان رئيس کانون آغاز خواهد شد و برنامه با اهداي لوح تقدير و سخنراني محمدمهدي عسگر پور مدير عامل خانه سينما، به پايان مي رسد.
رئيسيان هم چنين از مهدي کر م پور به عنوان کارگردان و مجري اين مراسم نام برد و افزود: چند کارگردان جوان او را در اجرا همراهي خواهند کرد.
اين مراسم يکشنبه، اول شهريورماه با اهداي لوح يادبود و تنديس کانون کارگردانان به خانواده سيف ا... داد و به صرف افطار در موزه سينما برگزار مي شود.

  


نشست تخصصي انجمن بازيگران با حضور آيدين آغداشلو برگزار شد



نشست تخصصي انجمن بازيگران سينما با موضوع «بازيگران محبوب من» عصر روز چهارشنبه با حضور آيدين آغداشلو برگزار شد.
به گزارش فارس، در اين مراسم بازيگراني چون افسانه چهره آزاد، حبيب رضايي، هرمز هدايت، شهرام حقيقت دوست، حسام نواب صفوي، علي دهکردي، فردوس کاوياني، داريوش اسد زاده، عزت ا... رمضاني فر، خشايار راد، ارژنگ فرخ پيکر، قربان نجفي، شهراد وثوقي، محمود مقامي، کاظم افرندنيا، مهدي ميامي، صالح ميرزا آقايي، ستاره اسکندري، حبيب دهقان نسب، جمشيد گرگين، امير زند و... حضور داشتند.
در اين نشست آيدين آغداشلو درخصوص سابقه هنر بازيگري، تقدس هنر بازيگري، اهميت حضور بازيگران درسينما، تأثيرگذاري بازيگر در زندگي مردم عادي، خطرات بازيگري، ابتذال در بازيگري و نقش بازيگران در فيلمهاي بعد از انقلاب صحبت کرد.

  


جمشيد مشايخي: مي خواهم ياد «کمال الملک» علي حاتمي را زنده کنم



جمشيد مشايخي در مجموعه «سالهاي مشروطه» به کارگرداني محمدرضا ورزي براي دومين بار نقش کمال الملک را بازي و تلاش مي کند اين نقش يادآور خاطره همکاري اش با مرحوم علي حاتمي در فيلم سينمايي «کمال الملک» باشد.
جمشيد مشايخي درباره حضور خود در اين مجموعه تلويزيوني گفت: من يک بار نقش کمال الملک را در سن پايين تر بازي کردم و حالا قرار است با کارگرداني ديگر همان نقش را تکرار کنم. در«سالهاي مشروطه» اين نقش را در دوران چهار پادشاه و در هرکدام يک سکانس بازي مي کنم.
وي افزود: بازي در اين نقش از طرف محمدرضا ورزي کارگردان پيشنهاد شد و دوستان معتقد بودند که چون در گذشته اين نقش را من بازي کردم و عنوان کمال الملک بر روي من از گذشته مانده، نمي توانند شخص ديگري را انتخاب کنند. به خاطرهمين موضوع اين کار را قبول کردم.

  


ضرغامي خبر داد؛ «نردبام آسمان» به جاي «شب هزار و يکم» در شبکه يک



سيدعزت ا... ضرغامي با اشاره به تغيير سريال شبکه اول در تصميم گيري نهايي، گفت: در ايام ماه رمضان سريال «نردبام آسمان» به جاي «شب هزار و يکم» روي آنتن شبکه يک مي رود.
به گزارش فارس، ضرغامي در گفتگوي ويژه خبري شبکه دو با اشاره به اين که امسال به جاي چهار سريال مناسبتي، سه سريال روي آنتن سيما مي رود، گفت: تجربه در سال گذشته نشان داد، اگر تعداد سريالها زياد باشد، مردم نمي توانند بهره کافي از آنها ببرند همچنين اگر تعداد سريالها زياد باشد، خانواده ها نمي توانند به امور عبادي و فعاليتها يشان برسند.
وي ادامه داد: امسال بين سريال اول که بعد از افطار از شبکه سه پخش مي شود و سريال دوم؛ يک ساعت فاصله است تا مردم بتوانند به مساجد بروند همچنين اين تصميم گيري در تعامل با سازمانهاي مرتبط مختلف انجام شده است و با اين کار، استقلال سازمان صدا و سيما زير سؤال نمي رود، بلکه يکي از کارهاي سازمان اين است که با تمام سازمانهاي مسؤول هماهنگ باشد.
گفتني است در ماه مبارک، سريالهايي مانند «در چشم باد»، «بشارت منجي»، «افسانه جومونگ» و سريالهاي خارجي و ايراني شبکه تهران، همانند گذشته روي آنتن مي رود.

  


نقاشيهاي هيتلر چوب حراج مي خورند



تابلوهاي نقاشي آبرنگ آدولف هيتلر مربوط به سال هاي 1910 و 1911 قرار است پنجم سپتامبر در حراجي شهر نورنبرگ حراج شوند.
به گزارش فارس به نقل از ريانووستي، اين نقاشيها که قبل از جنگ جهاني اول خلق شده اند با قيمت پايه بين 3 هزار تا 3 هزار و 500 يورو به حراجي گذاشته مي شوند.

  


هواداران «شاهرخ خان» در هند پرچم آمريکا را آتش زدند



در شرايطي که اعتراض به برخورد آمريکا با شاهرخ خان در هند ادامه دارد و رسانه ها خبر آتش زدن پرچم آمريکا توسط هواداران وي را در چند نقطه کشور، به عنوان خبر اول خود مخابره کرده اند، بازيگر مسلمان سينماي هند اعلام کرد ديگر هيچ علاقه اي براي سفر به آمريکا ندارد.
به گزارش فارس، صدها خبرنگار و عکاس و هزاران تن از هواداران اين بازيگر براي ديدار با وي، خود را به فرودگاه بين المللي دهلي نو رسانده بودند.
بازگشت شاهرخ خان به کشور هند از اين جهت اهميت زيادي براي رسانه هاي گروهي و دوستداران وي داشت، که وي هفته قبل به مدت دو ساعت در فرودگاه بين المللي نيويورک به صورتي اعلام نشده در بازداشت به سر برد.
دوستداران شاهرخ خان که از نحوه رفتار مسؤولان اداره مهاجرت آمريکا با بازيگر مورد علاقه خود بشدت عصباني به نظر مي رسيدند، به خبرنگاران گفتند اين نوع رفتار اختصاص به آدمهاي مريض دارد.

  


به پاس يک عمر فعاليت؛ جرج لوکاس شير طلايي ونيز را به «جان لستر» مي دهد



جشنواره بين المللي فيلم ونيز از جرج لوکاس، دعوت کرد تا شير طلايي ويژه اين جشنواره را به «جان لستر» اهدا کند.
به گزارش فارس، امسال شيرطلايي افتخاري اين جشنواره به پاس يک عمر فعاليت پرثمر هنري، به اين هنرمند قديمي داده مي شود.
از آنجا که اهداي اين جايزه به جان لستر براي برگزارکنندگان جشنواره اهميت خيلي زيادي دارد، آنها تصميم گرفتند از جرج لوکاس تهيه کننده و فيلمساز کهنه کار سينما دعوت کنند تا اين جايزه را طي مراسم خاصي به لستر بدهد. لوکاس و لستر دو همکار قديمي نيز هستند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com