تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگی
ورزشي
هنري
حوادث
كفشدوزك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-08-26
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 4شهریور ماه 1388


نگاهي به نمايشگاه پوسترهاي قديمي در نگارخانه خيال ؛ آلبوم پوسترهاي خاک خورده



* علي زارعي
دو خصيصه از خصايص بسيار زياد يک «پوستر» حرفه اي را علاوه بر هدفمند بودن، درگير کردن مستقيم مخاطب با موضوع، روشن و





بي ابهام بودن، ايجاد کنجکاوي، رسانه بودن، کاربرد بين المللي و ... يکي «نداشتن محدوديت زماني» و ديگر «امکان مکرر ديدن» آن دانسته اند.
بنابراين، اگر فرصتي داشتيد تا به ديدن نمايشگاهي برويد که پوسترهاي قديمي را به نمايش گذاشته بود، حتماً به ديدن آن برويد و بدانيد ضرر نکرده ايد و نگوييد آثار، قديمي و تکراري است، چون همان طور که گفته شد، پوستر نه محدوديت زمان دارد و نه مکرر ديدنش از لطف آن مي کاهد. بخصوص اينکه صاحب اين آثار بزرگاني مثل مرحوم مرتضي مميز و ساير بزرگان اين رشته هنري باشند.
اين هفته در ادامه گردش هفتگي خود در نگارخانه هاي پايتخت، سري به نگارخانه بزرگ و زيباي «خيال» در مؤسسه فرهنگي و هنري صبا وابسته به فرهنگستان هنر زديم تا بازديدي از نمايشگاه پوستر داشته باشيم. نمايشگاهي از حدود 200 پوستر که از اواسط مردادماه در اين نگارخانه شروع شده و تا اواخر شهريور هم ادامه دارد. اهميت اين نمايشگاه در اين است که مخاطب با آلبومي از پوسترهايي مواجه مي شود که براي همايش ها و نمايشگاه هاي مختلف و نيز همايشهاي بين المللي مانند دوسالانه هاي گرافيک و نقاشي جهان اسلام از سال 81 به اين طرف طراحي و ساخته شده اند. آثار مهمي مثل آخرين اثر مرحوم مرتضي مميز پدر گرافيک ايران که براي اولين دوسالانه پوستر جهان اسلام ساخته است.





«پوستر» را رسانه اي ارتباطي، چاپي، الکترونيکي و ليزري همراه با بيان هنري براي انعکاس موضوعهاي مختلف مي نامند، با استفاده از شکل ها، عکس و نمودارها، ارقام و کلمات و مطالب خلاصه و مختصر و ديگر عناصر تزييني.
پوسترهاي نگارخانه خيال به چند دسته تقسيم مي شوند. يک دسته پوسترهايي که براي همايش بزرگداشت افراد مشهور هنري مثل ژازه طباطبايي و استاد جواد حميدي کشيده شده اند. دسته ديگر، پوسترهايي که مثلاً براي همايشهايي نظير نشستهاي تخصصي و پژوهشي در زمينه هاي هنرهاي معماري و موسيقي و سينما براي استادان حسين لرزاده و داريوش طلايي و عباس کيارستمي ساخته شده اند. دسته بعد، پوسترهايي هستند که براي بي ينال هاي داخلي و خارجي همچون دوسالانه هاي نقاشي و همايش خوشنويسي جهان اسلام طراحي شده اند و دسته آخر پوسترهايي هستند که براي کارگاه هاي آموزشي نظير کارگاه آوازي استاد شجريان و يا کارگاه آموزشي تاريخ صحنه پردازي در تئاتر، طراحي و ساخته شده اند.
اين پوسترها، سالنها و بالکن هاي چند گانه طبقه همکف نگارخانه خيال را که هر کدام به نام يک هنرمند مي باشد پر کرده اند، اما در سالنهاي زيرزمين اين نگارخانه ديگر خبري از پوستر نيست.
اهميت چنين نمايشگاه هايي اين است که به طور قطع نمايشگاه هايي در اين سطح در عين جذابيت هاي ديدني يک نمايشگاه، مي تواند يک کارگاه آموزشي فشرده براي عموم مخاطبان و بخصوص علاقه مندان و دانشجويان رشته گرافيک باشد، زيرا با نگاهي گذرا، به وضوح مي توان پوسترها را به لحاظ رعايت تکنيکهاي گرافيکي همچون ايجاد ارتباط بصري ميان عناصر متشکله يک پوستر، ايجاد وحدت در بخشهاي پيام رساني پوستر، هدايت و حرکت دادن چشم مخاطب به سوي نقطه نظر طراح که همان موضوع پوستر است، ايجاد درجات متغير از اهميت نسبت به عوامل متعدد تشکيل دهنده در پوستر در حد بالايي ارزيابي کرد. شايد تنها ايرادي که به برخي از پوسترها بخصوص پوسترهاي مربوط به بي ينال هاي بين المللي مي توان گرفت، اين باشد که در چنين پوسترهايي بايد کمتر از علايم و نمادها و نشانه هاي بومي مانند زبان بهره برد، چون پوستر آرم يک برنامه است و بايد با استفاده از نمادهاي عمومي و بين المللي محدوديت مخاطب را کم و برد آن را زياد کرد.
همچنين، لازم است در اينجا به ضعف عمده اي که اکثر نمايشگاه هاي مهم هنري دارند و اين نمايشگاه هم از آن بي بهره نيست، اشاره کنم و آن عدم اطلاع رساني جامع از برگزاري چنين نمايشگاه هايي است. اگر نمايشگاه هايي دراين حد از غنا بدون اطلاع دانش پژوهان رشته هاي مربوط انجام گيرد، به طور قطع تأثيرگذاري مطلوب را از دست خواهد داد. کما اينکه تعداد کم بازديد کننده از اين نمايشگاه در مدت زمان بازديد، تأييدي است بر اين ادعا.
البته، براي رفع اين معضل يک پيشنهاد هم اين است که نگارخانه هاي دولتي تهران نيز مانند فرهنگسراهاي آن «موضوعي» شوند؛ يعني همان طور که فرهنگسراي اشراق «طبيعت» و فرهنگسراي خاوران «جوان» و فرهنگسراي ابن سينا «قانون» نام گرفتند، هنرمندان هنرهاي مختلف هم براي سردرگم نشدن از اطلاع يابي از برنامه نگارخانه ها بدانند. به عنوان مثال، در «نگارخانه خيال» سالن مرتضي مميز و همچنين «نگارخانه مميز» خانه هنرمندان از اين به بعد هميشه نمايشگاه هاي گرافيک و در فلان نگارخانه هميشه نمايشگاه نقاشي و ... برگزار گردد. به همين ترتيب، در هر نگارخانه اي به طور انحصاري هميشه يک هنر به نمايش عموم گذاشته شود.
يکي ديگر از عوامل مهم افزايش جاذبه هاي بصري يک پوستر و محل نصب آن است که البته بايد گفت دراين زمينه دست اندرکاران نمايشگاه خوش سليقگي به خرج داده اند و نگارخانه زيبا، وسيع و جذاب خيال را به درستي براي اين کار انتخاب کرده اند، زيرا براي نصب يک پوستر حرفه اي، چه پس زمينه و چشم اندازي بهتر از ديوارهاي بلند نگارخانه خيال که نشان از تفکر بلند سازنده آن دارد.

  


آغداشلو: از دائمي شدن موزه هنرهاي معاصر تهران خوشحالم



آيدين آغداشلو گفت: از دائمي شدن موزه هنرهاي معاصر تهران خوشحالم و اگر اين طرح به درستي اجرا شود، تهران براي اولين بار



صاحب موزه هنرهاي معاصر خواهد شد.
آيدين آغداشلو در گفتگو با فارس درباره دائمي شدن موزه هنرهاي معاصر تهران چنين گفت: از سالها پيش در مقالاتي که مي نوشتم، اشاره مي کردم که موزه هنرهاي معاصر تهران از بدو تأسيس، يعني قبل از انقلاب تقريباً هيچ وقت يک موزه ثابت و دائمي براي عرضه آثار گنجينه اش و يا هنر معاصر ايران نبوده است. بنابراين خوشحالم و از اجراي اين طرح استقبال مي کنم.
وي افزود: گمان مي کنم، اگر اين کار درست انجام شود، براي اولين بار تهران صاحب يک موزه هنر معاصر خواهد شد، اما در اين ميان اما و اگرهاي فراواني وجود دارد، از جمله اين که تنظيم کنندگان (کيوريتر) اين موزه از چه سطح تخصصي برخوردارند که اگر از متخصصاني که حتماً در ايران وجود دارند، استفاده به جا و غير سياسي بشود اين کار سامان مي گيرد. (بديهي است که منظورم مطلقاً خودم نيست).
آغداشلو با اشاره به فضاي نمايشگاهي موزه هنرهاي معاصر تهران تصريح کرد: نکته ديگر با در نظر گرفتن مشکل فضاي محدود موزه بايد ديد که چه بخشي از اين فضا به مجموعه آثار گنجينه و چه بخشي به مجموعه هنرهاي معاصر ايران مي تواند اختصاص يابد. بنابراين برنامه ريزي اين چنين پيچيده مستلزم برخورداري از تخصص و برنامه ريزي در سطح بالايي است.
اين هنرمند نقاش در ادامه به برپايي نمايشگاههاي موقت در کنار نمايش دائمي آثار گنجينه اشاره کرد وگفت: در کنار نمايشگاههاي ثابت موزه، مي توان تالاري را نيز به نمايشگاههاي موقت و نمايش نمونه هايي از هنر معاصر جهان به صورت مدعو اختصاص داد. آغداشلو همچنين گفت: اجراي اين طرح کار بسيار درستي است، اما نمي دانم با چه نوع برنامه ريزي اجرا خواهد شد و اگر فضاي محدود و مجموعه عظيم آثار گنجينه موزه را هم در نظر بگيريم، پيچيده تر هم خواهد شد.آغداشلو به الگوي موزه هاي معتبر جهان اشاره داشت و افزود: الگوي اين موزه ها با نمايشگاههاي دائمي و ثابت، تقريباًً در همه جاي دنيا وجود دارد و اگر برنامه ريزي درستي انجام شود، مي تواند بسيار مفيد و مثمر ثمر باشد و موزه هنرهاي معاصر تهران از حالت نابسامان فعلي - برپايي نمايشگاههاي نگارگري، گل و مرغ، خوشنويسي، مد لباس، طراحي پارچه و بي ينال هاي ريز و درشت - بيرون بيايد و نام و شأن حقيقي يک موزه معتبر را که هنر يک صد صال اخير ايران را به نمايش مي گذارد، پيدا کند. شأني که مدتي است از آن دريغ شده است.
آيدين آغداشلو کارشناس هنر درباره مدت زمان تازگي آثار گنجينه براي بازديدکنندگان و لزوم تغيير و تعويض آثار هم توضيح داد: اين موضوع بستگي به برنامه ريزي طراحان موزه دارد، مي تواند مانند موزه هنرهاي مدرن نيويورک، مهمترين نمونه هاي هنري را به صورت ثابت حفظ کند و نمونه هاي ديگر را بتدريج جايگزين کند تا تازگي آثار موزه براي بينندگان باقي بماند.
آغداشلو تصريح کرد: مجموعه آثار خارجي موزه هنرهاي معاصر تهران، اين امکان را دارد که حداقل تا دو دهه به اين ترتيب تازه شود و نمونه هاي متغير در کنار شاهکارهاي بزرگ و تثبيت شده قرار گيرد، مانند کاري که در موزه «اورسي» پاريس مرتباً انجام مي شود. گنجينه آثار ايراني موزه هنرهاي معاصر تهران نيز تا چند دهه اين امکان را دارد که براي بازديدکنندگان تازه باشد. اما بديهي است طراحي موزه، حرف نهايي را در اين ميان خواهد زد و من به شخصه چون مدتهاست از موزه بازديد نکرده ام و تقريباً هيچ کس را در آن جا نمي شناسم، نمي توانم درباره طراحان اين طرح، درست اظهار نظر کنم.
آغداشلو درباره لزوم خريد آثار خارجي و ايراني براي موزه هنرهاي معاصر تهران نيز گفت: موزه چنين بودجه اي را براي خريد آثار خارجي در اختيار ندارد. اما در زمينه خريد آثار هنرمندان جوان، نوگرا و پيشتاز معاصر ايران، بودجه هنگفتي لازم نيست و با خريد برنامه ريزي شده، آينده نگر و هوشمندانه که از علم و اطلاع طراحان موزه بايد بهره برند، مي توان اين کار را به تدريج انجام داد که البته اين کار با تخصصي در حد بالا، بي تعصب و فرقه گرايي بايد انجام شود.آغداشلو افزود: نياز به خريد آثار خارجي هم داريم، چون در جهاني با فرهنگي پويا و با داد و ستدي مداوم سروکار داريم، اما اين که آيا بودجه اي براي برآوردن چنين نيازي در اختيار داريم يا نه، گمان نمي کنم چنين بودجه اي متصور باشد.
اين هنرمند نقاش و کارشناس آثار هنري در خاتمه تأکيد کرد: يادمان باشد که مجموعه آثار گنجينه موزه هنرهاي معاصر تهران تا سال 1979 ميلادي گردآوري شده است و ما تقريباً هيچ اثري از هنر معاصر جهان که متعلق به سالهاي پس از آن باشد، در اختيار نداريم.

  


نگاهي کوتاه به اکران تابستانه سينما؛ فيلمهايي براي نديدن


* ساسان امير کلالي
پس از اکران بهاري امسال و حضور فيلمهاي قابل توجهي مانند «وقتي همه خوابيم» و «درباره الي» روي پرده سينماها که اميد تازه





اي براي علاقه مندان و اهالي سينما در خصوص جان گرفتن سينماي جدي ايجاد کرده بود، به يکباره در تابستان با فيلمهايي رو به رو شديم که همان اندک اميد را نيز از بين برد.
اين روزها سينماي ما در قحطي فيلمهاي خوب به سر مي برد. با نگاهي به فيلمهاي در حال اکران و ديدن فيلمهايي مثل پسر تهروني، خروس جنگي، کيش و مات و امشب شب مهتابه بايد نگران اين سينماي در حال نابودي باشيم. آن هم در فصل تابستان که مي تواند آيينه تمام نماي هر سينمايي محسوب شود.
اين مشکل تا بدانجاست که نوشتن نقد براي اين فيلمها کاري عبث و بيهوده و در عين حال سخت به نظر مي رسد؛ زيرا نمي دانيم چه چيز اين فيلمها را بايد نقد کنيم! به عنوان مثال فيلمي مثل «امشب شب مهتابه» معلوم نيست براي رسيدن به چه هدفي ساخته شده است. اگر براي گيشه ساخته شده که سوژه اش سوژه اي گيشه پسند نيست. اگر براي ماندگاري و خلق يک اثر تمام عيار هنري ساخته شده که اصلاً در حد و اندازه اين حرفها نيست. اگر قرار بوده ملودرامي گريه دار باشد پس چرا مخاطب فيلم به جاي گريستن، به رفتار و ديالوگهاي بازيگران مي خندد؟ و جالب بودن کار اينجاست که اين فيلم در بخش مسابقه جشنواره فيلم فجر سال گذشته نيز قرار گرفته که جاي بسي حيرت است!





يا فيلم خروس جنگي که تيزر تبليغاتي پخش شده اش از تلويزيون بينندگان را بجاي نشستن در خانه به ديدن اين فيلم در سينما دعوت مي کند، فيلمي نيست که حرف تازه اي يا ويژگي خاصي داشته باشد. به طوري که حضور دو بازيگر سرشناس ( رضا عطاران و مريلا زارعي ) هم کمکي به فيلم نمي کند.
و يا وقتي فيلم کيش و مات را مي بينيم از حضور کليشه وار يک ماجراي عشقي که در نهايت به ازدواج هم ختم مي شود، عصبي مي شويم که چرا تا بدين حد با شعور بازيگر بازي مي شود. و ساير فيلمها نيز دست کمي از اين موارد ندارند. نکته نگران کننده هجوم اين قبيل فيلمها اين است که باعث مي شود همان اندک تماشاگران موجود نيز با اين سينما قهر کنند.
اما تنها اميد در بين فيلمهاي اين فصل فيلم «خاک آشنا» آخرين ساخته بهمن فرمان آرا بود. کارگرداني که با ساخت آثار قبلي اش مانند «يک بوس کوچولو» نشان داده بود که يک جهت فکري خاص را در فيلمهايش دنبال مي کند و اين از همان نکاتي است که سينماي ايران بشدت به آن نيازمند است. اما اين کارگردان با اين فيلمش نتوانست انتظارات را برآورده کند و معلوم نيست آشفتگي موجود در فيلم بر اثر ضعف فيلمنامه بوده يا آن سکانسي که بنا به گفته خود کارگردان از فيلم درآمده و باعث حذف يک بازيگر شده که نامش در تيتراژ مي آيد، اما خودش ديده نمي شود. با اين اوصاف جايز نيست در مورد فيلمي صحبت کنيم که يک سکانس کامل از آن حذف شده است.
به هر حال تابستان 88 فصل سينما نبود. فصل فيلمهايي بود که نيامده فراموش مي شوند و ما چشم به راه فيلمهاي جديد هستيم، بلکه اميدها به اين سينما دوباره بازگردند.

  


منصور غزنوي هنرمند پيشکسوت دوبله درگذشت



منصور غزنوي از پيشکسوتان هنر دوبله، روز دوشنبه (دوم شهريور ماه) دار فاني را وداع گفت.




به گزارش ايسنا شادروان غزنوي بر اثر ابتلا به سرطان گوارش در خانه خود درگذشت و مراسم تشييع پيکر اين هنرمند امروز ساعت 30 و 8 دقيقه از مقابل منزل او به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) برگزار مي شود.
زنده ياد منصور غزنوي سال 1318 چشم به جهان گشود و سال 1340 به صورت حرفه اي کار گويندگي و دوبله را آغاز کرد. گويندگي به جاي نقش ماريوس در« بينوايان» و نقش گويي در فيلمهاي «سپيده در سياهي» و «بردي» از جمله فعاليتهاي او در عرصه دوبله محسوب مي شود.
مينو غزنوي از صداپيشگان دوبله ايران نيز خواهر وي است که با همکاري برادرش در هشت سالگي وارد عرصه دوبله شد، گوينده اي که بينندگان تلويزيون او را با صداي يانگوم در سريال «جواهري در قصر» بيشتر مي شناسند.

  


مراسم سالگرد درگذشت اخوان ثالث امسال برپا نمي شود



امسال به مناسبت بزرگداشت نوزدهمين سال روز درگذشت مهدي اخوان ثالث، برنامه اي برگزار نمي شود.
به گزارش ايسنا، برنامه بزرگداشت مهدي اخوان ثالث هر سال چهارم شهريورماه هم زمان با درگذشت اين شاعر در محل آرامگاه او در شهر توس برگزار مي شد، که به گفته يکي از برگزارکنندگان مراسم، امسال به دليل همزماني آن با ماه مبارک رمضان، برنامه خاصي برگزار نخواهد شد.

  


فيلمهاي برگزيده 12 دوره جشن خانه سينما معرفي شدند



گروه هنر- اسامي فيلمهاي برگزيده 12 دوره جشن خانه سينما براي نمايش در برخي از سينما همزمان با روز ملي سينما اعلام شد.
فيلم هايي از کارگردانان نسلهاي مختلف سينما براي نمايش در روزهاي 23 و 24 شهريور ماه در پرديسهاي سينمايي تهران و سينماهاي شهرستان ها انتخاب شده اند.
اسامي اين فيلمها بدين شرح است: «به آهستگي» به کارگرداني مازيار ميري، «خون بازي» به کارگرداني رخشان بني اعتماد، «عصر جمعه» مونا زندي حقيقي،«آتش سبز» محمدرضا اصلاني، «شهر زيبا» اصغر فرهادي، «فرزند خاک» محمد علي باشه آهنگر، «به همين سادگي» رضا ميرکريمي، «پابرهنه در بهشت» بهرام توکلي، «بيد مجنون» مجيد مجيدي، «شوکران» بهروز افخمي، «خيلي دور خيلي نزديک» رضا ميرکريمي، «متولد ماه مهر» احمدرضا درويش، «آدم برفي» داوود ميرباقري، «زماني براي مستي اسب ها» بهمن قبادي، «سگ کشي» بهرام بيضايي، «خانه اي روي آب» بهمن فرمان آرا، «آژانس شيشه اي» ابراهيم حاتمي کيا، «سرزمين خورشيد» احمدرضا درويش،« بودن يا نبودن» کيانوش عياري، «امتحان» ناصر رفاهي، «يک قطعه ناتمام» مازيار ميري، «جهان پهلوان» بهروز افخمي، «لاک پشت ها هم پرواز مي کند» بهمن قبادي، «چهارشنبه سوري» اصغر فرهادي، «کافه ستاره» سامان مقدم، «خاک آشنا» بهمن فرمان آرا، «دايره زنگي» پريسا بخت آور، «قاعده بازي» احمدرضا معتمدي، «بوي کافور عطر ياس» بهمن فرمان آرا،
«هم نفس» مهدي فخيم زاده، «سربازهاي جمعه» مسعود کيميايي، «نان-عشق و موتور 1000 » ابوالحسن داودي، «روز سوم» محدحسين لطيفي، «اتوبوس شب» کيومرث پوراحمد، «روز برمي آيد» بيژن ميرباقري، «کافه ترانزيت» کامبوزيا پرتوي، «ما همه خوبيم» بيژن ميرباقري، «ماهي ها هم عاشق مي شوند» علي رفيعي، «قدمگاه» محمد مهدي عسگرپور، «دختري با کفشهاي کتاني» رسول صدرعاملي، «بانو» داريوش مهرجويي، «عينک دودي» محمدحسين لطيفي، «ليلا» داريوش مهرجويي، «گيلانه» رخشان بني اعتماد، «ديوار» محمدعلي طالبي، «زندان زنان» منيژه حکمت، «زير پوست شهر» رخشان بني اعتماد، «ميکس» داريوش مهرجويي، «زير نور ماه» رضا ميرکريمي، «ارتفاع پست» ابراهيم حاتمي کيا، «رقص در غبار» اصغر فرهادي، «ميم مثل مادر» رسول ملاقلي پور، «دعوت» ابراهيم حاتمي کيا، «دوئل» احمدرضا درويش، «پاداش سکوت» مازيار ميري، «مزرعه پدري» رسول ملاقلي پور، «کودک و سرباز» رضا ميرکريمي، «اسکادران عشق» سعيد حاجي ميري، «تقاطع» ابوالحسن داودي، «کاغذ بي خط» ناصر تقوايي، «جنايت» محمد علي سجادي، «قرمز» فريدون جيراني، «صورتي» فريدون جيراني، «باغ فردوس 5 بعدازظهر» سيامک شايقي، «باد در علفزار مي پيچد» خسرو معصومي، «پشت پرده مه» پرويز شيخ طادي، «مهمان مامان» داريوش مهرجويي، «بيدار شو آرزو» کيانوش عياري، «شام آخر» فريدون جيراني، «مرد آفتابي» همايون اسعديان، «عروس آتش» خسرو سينايي،«مصائب شيرين» عليرضا داوودنژاد، «آواز قو» سعيد اسدي، «چند کيلو خرما براي مراسم تدفين» سامان سالور، «آن سه» نقي نعمتي.

  


چند نگاه رسانه اي به فيلم جي.آي.جو: ظهور کبرا؛ آتش بدون کبريت!



* کميل سهيلي
جي.آي.جو: ظهور کبرا ( ( O . I.J . G : The Rise of Cobra )
کارگردان: استيفن سامرز
فيلمنامه: استوارت بيتي، ديويد اليوت، پائول لووِت، اسکيپ وودز
بازيگران: دنيس کوئيد، چانينگ تاتوم، سيه نا ميلر، رِي پارک، راشل نيکولز و...
مدت: 135 دقيقه
ژانر: اکشن حادثه اي
***




داستان فيلم:
تيم برجسته جي.آي.جو که به جديدترين فناوري نظامي و همچنين پيشرفته ترين سامانه هاي جاسوسي مجهز است، با استفاده از نيروهاي درجه يکي نظير دوک (با بازي چانينگ تاتوم) و ريپکورد (با بازي مارلون وِيِنز) در جستجوي يک دلال اسلحه فاسد با نام دسترو (با بازي کريستوفر اکلِستون) تمام نقاط کره زمين از صحراهاي سوزان مصر تا سرزمين هاي يخبندان قطب جنوب را پيموده است؛ دسترو و سازمان مخفي کُبرا قصد دارند با تجهيزاتي که در اختيارشان است، زمين را در هرج و مرج فرو برده و پس از مدتي حاکميت اين سياره را در دست بگيرند اما گروه جي.آي.جو نخواهند گذاشت او به هدفش دست يابد. دسترو با نام واقعي مک کالِن سالها پيش از اين به جرم خريد و فروش غيرقانوني اسلحه محاکمه شده و اعضاي هيأت منصفه دادگاه مجازات مرگ وي را تخفيف داده و به جاي آن از وي خواسته اند که همواره با يک ماسک سفيد که تمام صورت وي را مي پوشاند در مجامع عمومي ظاهر شود تا تمام مردم بدانند با چه کسي روبه رو هستند!
***
يکي از ساده ترين راههاي کسب درآمد در هاليوود ساختن فيلمي است که در آن عده اي بخواهند دنيا را نابود کنند و يا کنترل آن را در دست بگيرند و اين وسط چند کماندو يا روبات در برابر اين متجاوزان قرار بگيرند و دست آخر هم که خوبي بر بدي چيره شود. «جي اي جو: ظهور کبرا» از اين دست فيلمهاست که با فيلمنامه اي بسيار کليشه اي و خسته کننده، تنها به اميد جلوه هاي ويژه ساخته شده و راهي اکران سينماها شده است. جالب اينکه اين چنين فيلمي که بيشترين ضربه را از فيلمنامه دم دستي و ضعيف خود مي خورد نام چهار نفر را در مقابل فيلمنامه نويسان خود جاي داده است !
کارگرداني اين اکشن تقريبا فانتزي را «استفن سامرز» انجام داده که در کارنامه اش فيلم پرفروش «موميايي» را دارد. 4 بازيگر جوان و گمنام نقشهاي اصلي فيلم را بازي کرده اند. فيلم با هزينه 170 ميليون دلار ساخته شده است و همانند بيشتر کارهاي اين دست کارگردان به جاي اينکه به ساخت فيلمي خوب، فيلمنامه اي منطقي و شخصيتهايي کامل فکر کند؛ تمام تلاشش را در ارائه جلوه هاي ويژه اي ديدني کرده که البته به هدف خود هم رسيده است.
«جي اي جو: ظهور کبرا» فيلمي است پر از انفجار که دليلي براي انفجارهاي خود ندارد. همچنين با فيلمي مواجهيم پر از بازيگر که هيچ کدام در فيلمنامه درست معرفي نشده اند. تنها چيزي که ديده مي شود انبوه آتش و دود و مبارزه است که درست مثل يک بازي رايانه اي بدون اينکه از علت منطقي آنها چيزي بدانيم، مي بايست دنبالش کنيم.
***
و اما نگاههاي رسانه اي به اين فيلم :
* بوستون گلاب: سرو صداي بي دليل يک فيلم پر زد و خورد ديگر تابستاني؛ البته اگر از اين دست فيلمها خوشتان بيايد مي توانيد از ديدن فيلم لذت ببريد وگر نه مي شود فيلم را تا پايان تحمل کرد.
* شيکاگو تريبيون: اين فيلم مي تواند مناسب حال دو گروه باشد؛ دسته اول نوستالژيست هايي که همچنان با کارتون هاي دهه هشتاد زندگي مي کنند و دسته دوم آنها که عاشق تماشاي فانتزيهاي نابخردانه پر زد و خورد هستند. به نظر مي رسد در روزگار اخير تعداد هر دو گروه رو به کاهش است!
* اي آنلاين: بارها هنگام تماشاي فيلم با صداي بلند خنديدم، حتي جلوه هاي ديجيتالي فيلم هم چنگي به دل نمي زد.
* سايت فيلم کريتيک: فيلم بيشتر به يکي از اين کميک استريپهاي تجاري دورانداختني مي ماند که حتي قبل از اينکه به صورت کامل به پايان برسد از خاطرات محو خواهد شد.
* هاليوود ريپورتر: نويسندگان و کارگردان فيلم (استيفن سامرز) سعي کرده اند کلکسيوني از صحنه هاي اکشن را يکي پس از ديگري به مخاطبشان عرضه کنند، در نهايت هم حاصل کارشان فيلمي بي حس و روح شده است.
* نيويورک پست: فيلم پر است از صحنه ها و اتفاقهاي ناگوار و زد و خورد؛ سکانسهاي فيلم آنقدر بي ربط هستند که فکر کردم کارگردان برخي از صحنه هايي که در فيلم موميايي دور ريخته را نيز در اين کار استفاده کرده است!
* شيکاگو سان تايمز: استيفن سامرز کوشيده فيلم پر زد و خوردي بسازد و يا شايد هم تعبير او از اکشن اين باشد. به جرأت مي توان گفت در فيلم کمتر صحنه اي وجود دارد که در آن زد وخوردي حتي کوچک روي ندهد. کافي است در سکانسي با موجودي با درصد پاييني از تهديد روبه رو شويم تا بلافاصله انهدام آن را به چشم ببينيم. اين همه زد و خورد اگرچه جذابيتهاي تصويري خاص خود را هم دارند اما براي خيلي ها تماشاي آنها به شدت خسته کننده است!
* نيويورک تايمز: يک فيلم پرهزينه و بي مايه هيچ گاه نمي تواند توسط منتقدان کشته شود، به اين دليل ساده که او مرده زاده شده است.
* ريل ويوز: اين فيلم براي چشمها خوشايند است، اما نه براي ديگر ارگانهاي بدن

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com