تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
ديدگاه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-09-01
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 10شهریور ماه 1388


گپي با مصطفي زماني / بازيگر ؛ فعلاً نمي خواهم نقش منفي بازي کنم



* مليحه پژمان
«مصطفي زماني» بازيگر تازه وارد عرصه هنري کشورمان است که بي گمان با چهره و ايفاي نقش او در سريال يوسف پيامبر(ع) آشنا هستيد.






«زماني» دانش آموخته رشته مديريت صنعتي است اما گويا دنياي پر هياهوي بازيگري به او اجازه نمي دهد شغل آينده اش را در رشته تحصيلي اش ادامه دهد. به هر حال با توجه به نقش پر هياهوي يوزارسيف يا همان يوسف پيامبر، اين روزها «زماني» مجبور است فيلمنامه هاي بسياري را مرور کند تا سرانجام يکي از آنها را براي کار قبول کند. هر چند او در حال حاضر فيلمي به تهيه کنندگي علي معلم را تمام کرده، ولي باز هم به کارهاي جديد فکر مي کند. مدتي است که از اتمام سريال يوسف(ع) مي گذرد؛ براي يک گپ دوستانه با اين بازيگر جوان تماس مي گيرم تا از چند و چون کارهاي تازه اش بيشتر بدانم.
ضمن احوالپرسي از اوضاع و احوال کار مي پرسم که با مکثي کوتاه مي گويد: سريال يوسف(ع) تمام شده و من هم از آن سريال و آن فضاي کاري مدتهاست فاصله گرفته ام، ولي هنوز هم به پرسشهاي کليشه اي بسياري از جرايد پاسخ مي دهم.
مي پرسم چرا کليشه اي؟ و او مي گويد: هنوز هم برخي تماس مي گيرند و از شرايط کار در پروژه يوسف(ع) مي پرسند. آخر آن سريال تمام شده و من هم تصميم ندارم تا انتهاي عمر به نقش يوسف فکر کنم. هر چند يوسف پيامبر(ع) به عنوان اولين تجربه ام در دنياي بازيگري به موفقيت هايم اضافه کرد، اما دوست دارم مخاطبان اين واقعيت را قبول کنند که آن هم يک نقش بوده و قرار نيست که بازيگر در يک قالب بماند.
مي پرسم مگر محبوبيت و شهرت را دوست نداريد که با تأکيد مي گويد: اين که بازيگر در يک نقش به شهرت و محبوبيت برسد، ملاک نيست، بلکه بايد تجربه هاي ديگري را هم در کارنامه اش رقم بزند و مورد محک ديگران قرار بگيرد. سريال يوسف پيامبر(ع) فراز و فرودهاي بسياري داشت و بسياري از منتقدان ايرادهايي را بر آن وارد مي دانستند.از «زماني» درباره اين انتقادها مي پرسم که مي گويد: به هر حال آن هم يک تجربه جديد بود. قبول کنيم که کارهاي تاريخي جسارت ويژه اي مي خواهد... به نظرم آقاي سلحشور اين جسارت را داشت و اين سريال را با وجود همه مشکلات به تصوير کشيد البته هر کاري نقايص و محاسني دارد و درست نيست که فقط نقص ها را ببينيم.
مي پرسم از اين پس ترجيح مي دهد در تلويزيون نقش آفريني کند يا سينما که مي گويد: معلوم نيست، هر جايي که نقش مورد علاقه ام را پيشنهاد کنند، هر کدام از اين دو مقوله جايگاه ويژه اي دارند. تلويزيون با مخاطبان بسيارش و سينما با مخاطبان خاص خودش. اما تايم نمايش فيلم در سينما بهتر است، ولي در تلويزيون ممکن است برخي مخاطبان يک قسمت سريال را نتوانند دنبال کنند.
مي پرسم در سينما دنبال نقش متفاوت تري از يوسف مي گرديد؟ و زماني مي گويد: بله! قطعاً نمي خواهم يوسف را تکرار کنم بايد نقش متفاوتي داشته باشم. در ضمن از آنجا که مخاطب من را با اين نقش مثبت و متفاوت ديده، تا مدتها بايد در نقش هايي ظاهر شوم که از جنبه هاي منفي دور باشند.
يعني نمي خواهيد نقشهاي منفي را تجربه کنيد؟
- چرا، به هر حال آن هم يک نوع شخصيت است، ولي فعلاً در انتخاب نقشهايم خيلي حساسيت دارم و بيشتر به خاطر نگاه مخاطب است. مصطفي زماني در ابتداي راه بازيگري است از او مي پرسم در بازيگري به دنبال چه چيزهايي است؟ وي در اين مورد مي گويد: به دنبال ماندگاري، زيرا عقيده دارم شهرت، اتفاق کاذبي است که به مرور زمان از بين مي رود و آنچه تأثير هميشگي دارد، ماندگاري است.در اين شرايط حتي اگر دير به دير هم کار کني، براي مخاطب هميشه ماندگاري.
- و اين روزها مشغول چه کاري هستيد؟ گويا نقش تازه اي را تجربه کرده ايد، درست است؟
- بله! به تازگي کارم با فيلم «آل» به تهيه کنندگي علي معلم و کارگرداني بهرام بهراميان تمام شده که براي فيلمبرداري آن نزديک دو ماه در ارمنستان بوديم. من در اين فيلم سينمايي نقش مرد جواني را بازي مي کنم که براي کاري به همراه همسرش به ايروان رفته اند و با حوادث خاصي رو به رو مي شوند. مي پرسم از اين نقش تازه رضايت دارد که مي گويد: فعلاً در اين مورد چيزي نمي گويم و قضاوت را به مخاطبان مي سپارم. به هر حال باز هم برايم کسب تجربه بود، آن هم کار کردن در کنار يک گروه حرفه اي.

  


يادداشتي درباره سريال تلويزيوني « عبور از پاييز » ؛ بيچاره شاه لير!



* مهدي نصيري
کارگردان: مسعود شاه محمدي
بازيگران: چنگيز جليلوند، رامين راستاد، امير آقايي، مهران رجبي، بهناز جعفري، شيرين بينا و...






خلاصه داستان: پدر متمول يک خانواده، احساس مي کند که ديگر بايد بازنشسته شود و استراحت کند. بنابراين دخترهايش را نزد خود مي خواند و دارايي و املاک و کارهايش را به طور قانوني به آنها واگذار مي کند.
خلاصه داستان «عبور از پاييز» به سرعت، ما را به ياد يکي از معروف ترين درامهاي دنيا که ويليام شکسپير آن را نوشته و جايي در دنيا وجود ندارد که آن را نشناسند، مي اندازد.
شکسپير در نمايشنامه «شاه لير» پادشاهي را معرفي مي کند که مي خواهد حکومت و دارايي اش را بين دخترانش (گانريل، ريگان و کوردليا) تقسيم کند. در اين تقسيم ميراث، دو خواهر بزرگ که بيشتر تملق و چاپلوسي پدر را مي کنند، صاحب ارث مي شوند، اما کوردليا که قصد ازدواج با جواني را دارد و با مخالفت پدرش مواجه است، محبت واقعي اش را بدون چاپلوسي به پدر ابراز مي کند و از ارث محروم مي شود. پايان داستان را هم که خيلي ها مي دانند، عاقبت پدر محتاج همان دختر کوچک مي شود و...
شاه لير در سينما، تلويزيون و تئاتر بسياري از فرهنگها و کشورها تاکنون به فيلم و تئاتر تبديل شده و بسياري از اين نسخه ها مشابه اصل بوده و بسياري هم با برخواني هاي متفاوت و آداپتاسيون بر اساس فرهنگ ملل مختلف به فيلم و تئاتر تبديل شده اند.
اما اين نمونه اي که به واسطه تم اخلاقي «شاه لير» اين روزها از شبکه دوم سيماي ما به روي آنتن رفته هم نوعي ديگر از بازخواني را مورد پرداخت قرار داده است. سريال شاه محمدي دقيقاً بر اساس ساختار نمايشنامه ويليام شکسپير انگليسي توليد شده است و به احتمال زياد علاوه بر فرصتهاي زيادي که در قسمتهاي بعدي به کندي خواهند گذشت، بقيه سريال، اقتباسي نعل و به نعل از اصل اثر خواهد بود.
اما نکته مهمتر درباره اين اقتباس تلويزيوني آنکه، داستان چه شباهتي به يک داستان ايراني دارد در حالي که شخصيتها و مکان و زمان آن ايران و خانواده هايي از اين فرهنگ را نشان مي دهند؟
مهمترين اشکال سريال تلويزيوني «عبور از پاييز» در نحوه آداپتاسيون يعني تبديل و بازگرداني آن نهفته است و از آنجا ناشي مي شود که شاه محمدي و نويسندگان فيلمنامه اش به جز تعويض نام ها و شغل ها کار ديگري در فرآيند تبديل از نمايشنامه به فيلمنامه انجام نداده اند.
پدر برج ساز لعيا و خواهران، چه شباهتي با شخصيت و فرد ايراني دارند؟ واقعاً ميليونها تماشاگر ايراني که ممکن است اين سريال را ببينند، چند نفر ايراني شبيه به اين آدمها را در جامعه شان سراغ دارند؟ شايد بگوييد، ممکن است شخصيتهاي اين چنيني هم در جامعه ما وجود داشته باشند. اما جواب من اين است که اکثريت غالب تماشاگران تلويزيون و شايد همه آنها با پيرمرد عصا قورت داده اي که حتي با نگهبان ميز شام اش هم صحبت نمي کند و حوصله صحبت کردن با هيچ کس را ندارد و در امپراطوري اش هيچ نشاني از ايراني بودن ديده نمي شود، آشنا نيستند.
اين در حالي است که در زمانه « شکسپير»، اکثريت تماشاگران تئاترهاي او شاه لير و نمونه هاي مشابه اين شاه و دخترانش را به خوبي مي شناختند و روابط آنها برايشان ملموس و باورپذير بود.
آنچه درباره ضعف آداپتاسيون در «عبور از پاييز» به آن اشاره شد را حالا به تمام روابط مکانيکي و ناقص خانوادگي و مناسبات فردي و اجتماعي آدمها و حتي به موضوع اصلي داستان انتقال و واگذاري ميراث تعميم دهيد! کدام يک برايتان آشناست؟ کدام يک را باور مي کنيد و مي شناسيد؟
مسعود شاه محمدي، پيش از هر چيز بايد مي دانست که چه داستاني را مي خواهد به مجموعه تلويزيوني تبديل کند. او بايد مي دانست که اين سريال را براي چه رسانه اي قرار است توليد کند؛ و از همه مهمتر اينکه تماشاگران سريالش چه کساني هستند و باز هم مهمتر در چه مناسبت و دوراني قرار است اين مجموعه روي آنتن برود.
شايد اگر «عبور از پاييز» را در سينما مي ديديم، آنقدر تعجب نمي کرديم که حالا در تلويزيون شاهد آن هستيم. به نظر هم نمي رسد که به جز عادت هر روزه چيز ديگري در اين سريال با آن داستان قوي ساختارمند وجود داشته باشد که تماشاگر و بيننده ايراني را مجذوب خود سازد.
حتي مي شد خوش بين تر بود و توقع داشت که داستان منسجم و بي نقص نمايشنامه شکسپير به کمک سريال شاه محمدي بيايد و بسياري از ضعفهاي آن را پوشش بدهد، اما باز هم آنچه در پايان کار و زمان پخش آن مشاهده مي شود، آن گونه نيست که انتظار آن مي رود.
«عبور از پاييز» موضوعي اخلاقي دارد، اما ساختار داستان و مناسبات اجتماعي و انساني آدمها و شخصيتهاي آن اصلاً ايراني نيستند و اگر آنها براي بيننده باور نشوند و تعريف نيابند، موضوع اخلاقي داستانشان هم توانايي ارتباط و انتقال نخواهد داشت.
فضاهاي تاريک و نورپردازي شده و ساختمانها و ميهماني هاي شيک و سانتي مانتال سريال در کنار بازيگران جوان (البته کمتر آشنا) اين مجموعه هم در بر طرف ساختن ضعف ها و کاستي هاي اين مجموعه موفق نيستند و کاري از پيش نمي برند.
با وجود اين به نظر مي رسد که امسال تلويزيون با وجود «عبور از پاييز» نامأنوس و «پنجمين خورشيد» ضعيف و آبکي در توليد و پخش برنامه هاي پرمخاطب مناسبتي سال خوبي را تجربه نکند.
جالب اينجاست که تنها، سريال زندگي نامه اي «نردبام آسمان» در ميان برنامه هاي روتين مناسبتي مي تواند ارزش و اهميت يک سريال مطلوب و مناسب تلويزيوني را داشته باشد که آن هم خارج از برنامه ريزي تلويزيون براي ويژه برنامه هاي ماه رمضان توليد شده و به طور اتفاقي در جدول پخش اين روزها قرار گرفته است.

  


محمدرضا عبدالملکيان: تجربه هاي تکراري شعر با نام هاي تازه معرفي مي شود



محمدرضا عبدالملکيان معتقد است: برخي شاعران براي ديده شدن شعرهاي شان، نام هاي تازه را بر تجربه هاي تکراري در شعر مي گذارند.
اين شاعر در گفتگو با ايسنا عنوان کرد: من به اين نامگذاري ها اعتقادي ندارم، بويژه اين نام ها از طرف کساني عنوان مي شود که خودشان شاعرند و با نامگذاري شعرشان اصرار دارند که با نام جداگانه اي در اين زمينه معرفي شوند.
او در ادامه تصريح کرد: اگر سبک هاي گوناگون شعر فارسي را از گذشته تاکنون بررسي کنيم، مي بينيم شاعران کلاسيک در پي اين نبودند که نامي را براي سروده هايشان برگزينند؛ بلکه اين اتفاق از رهگذر زمان و تثبيت شدن سبک هاي شعر فارسي در تطوري که داشته، محقق شده است و اي بسا در زمانهاي گذشته، سبک هايي بوده که به دليل اينکه در ادبيات تثبيت نشده اند، از آنها نامي به ميان نمي آيد. سالها و قرنها شاعران کار خودشان را کرده اند و سرانجام جريان و گونه شعري توانسته است به نامي براي خودش برسد؛ مثلاً پس از گذر چند قرن است که شعر فارسي به سبک عراقي و نماينده هاي اين سبک مي رسد.
عبدالملکيان از نامگذاري شعر از سوي شاعران به عنوان پديده ا ي برآمده از دل تحولات ادبيات معاصر ياد کرد و افزود: اين اتفاق پديده اي جديد است که از سالهاي قبل از انقلاب متأثر از ادبيات ترجمه کليد خورد و در سالهاي پس از انقلاب هم ادامه يافته است. اما اين مسأله در يک دهه اخير تشديد شده است. با نگاهي انتقادي به عنوان هاي مطرح شده تحت عنوان شعر متفاوت در گستره وسيع کلمه در مي يابيم که بسياري از اين اتفاقها در تجربه هاي ادبيات معاصر و يا کلاسيک ريشه دارد.
او با بيان اين مطلب که نمي خواهم به سراغ مصداق ها بروم، هرچند در اين زمينه مي توان به مصداق هايي هم اشاره کرد، گفت: برخي از اين تجربه ها که با نامي ديگر در شعر فارسي معرفي مي شود، به واقع ادامه همان تجربه هاي نيما و فروغ در شعر فارسي است که به مراتب از آن سرودها بهره کمتري از خلاقيت دارد.
اين شاعر در عين حال متذکر شد: من به عنوان يک شاعر منکر تجربه هاي متفاوت که به خلاقيت منجر شود، نمي شوم و با رويکردي سلبي با اين دست تجربه ها مواجه نمي شوم و معتقدم که از دل همين تجربه ها- چه کامياب و چه ناکام- مي توان مسيري را براي ارتقاي شعر امروز ايران ترسيم کرد؛ بنابراين قائل به اين نيستم که بايد به سينه تجربه هاي تحت عنوان شعر متفاوت يکسره دست رد زد.

  


کمره اي: «شفيعي کدکني» بازنشسته يا اخراج نشده است



معاون آموزشي دانشگاه تهران گفت: استاد شفيعي کدکني از هيأت علمي دانشگاه تهران اخراج و يا بازنشسته نشده است و وي کماکان استاد اين دانشگاه محسوب مي شود.محمود کمره اي در گفتگو با مهر گفت: از طرف مسؤولان دانشگاه تهران هيچ اقدامي در زمينه بازنشستگي و يا اخراج استاد شفيعي کدکني صورت نگرفته و وي همچنان استاد اين دانشگاه محسوب مي شود.
وي درباره حضور و يا عدم حضور شفيعي کدکني در دانشگاه تهران گفت: تعطيلات تابستاني استادان دانشگاه از اين هفته به پايان مي رسد و طبق روال معمول اساتيد به دانشگاه برگشته و کار خود را آغاز مي کنند.
گفتني است، محمدرضا شفيعي کدکني هفته گذشته جهت تدريس در دانشگاه پرينستون، ايران را به مقصد آمريکا ترک کرد. اخبار ضد و نقيضي مبني بر صدور حکم بازنشستگي و يا اخراج وي از دانشگاه تهران منتشر شده است.

  


محمد بانکي: نمي خواستم موجب رنجش خانواده گلزار شوم



در پي درج مصاحبه اي با محمد بانکي در خصوص شرايط اکران فيلم سينمايي «دو خواهر» اين تهيه کننده توضيحات جديدي را ارايه کرده است.
محمد بانکي در گفتگو با فارس اظهار داشت: روز گذشته و در پي انتشار مصاحبه اي بر روي خروجي خبرگزاري فارس مبني بر ممنوع التصوير نبودن محمدرضا گلزار شائبه اي به وجود آمد که بنده از ممنوع الفعاليت بودن يا نبودن وي، با اطلاع هستم که اين موضوع باعث رنجش خاطر خانواده اين بازيگر محبوب سينماي ايران شد، اما بايد بگويم که هدف از اين مصاحبه تنها تأکيد بر عدم ممنوعيت نمايش فيلم جديد اين سوپراستار سينماي ايران بوده است.وي ادامه داد: حتي اگر بازيگري ممنوع الفعاليت باشد نيز به هيچ عنوان در رسانه ها عنوان نمي شود و اين موضوع، تنها به وزارت ارشاد مربوط مي شود و در مصاحبه روز گذشته، به دليل برخي از جوسازي هايي که در مورد اين بازيگر خوب سينماي ايران به وجود آمده است تنها تأکيد کردم که وي هيچگونه مشکلي براي نمايش فيلم هايش بر روي پرده سينماها ندارد و «دو خواهر» نيز مطمئناً عيد فطر با تصوير محمدرضا گلزار بر روي پرده سينماها اکران خواهد شد.فيلم سينمايي «دو خواهر» به تهيه کنندگاني و کارگرداني محمد بانکي و با بازي محمدرضا گلزار، نيکي کريمي و النار شاکردوست عيد فطر در سينماهاي تهران و شهرستانها اکران خواهد شد.

  


«شب واقعه» مراحل پاياني تدوين را سپري مي کند



کارن همايون فر و اميرحسين قاسمي به جمع عوامل سازنده فيلم سينمايي «شب واقعه» پيوستند.به گزارش ايسنا، تدوين اين فيلم توسط حسين غضنفري به مراحل پاياني خود رسيده است و مراحل فني با انتخاب قاسمي به عنوان صداگذار و همايون فر به عنوان سازنده موسيقي ادامه دارد.اين فيلم با بازي حميد فرخ نژاد، لادن مستوفي، حبيب دهقان نسب، بابک انصاري، عليرضا کمالي نژاد ، آتش تقي پور و گروهي از هنرمندان آبادان روايت چهل روز بعد از آغاز جنگ تحميلي است که درياقلي سوراني پس از آن که خانواده اش را از شهر آبادان راهي مي کند، به اوراق فروشي خود در حاشيه بهمن شير بر مي گردد و با ماجراهايي روبرو مي شود...

  


ادبيات فارسي محور يک جشنواره نوبنياد در آلمان



موسيقي و ادبيات فارسي محور اصلي برنامه هاي نخستين جشنواره «ديوان غربي- شرقي» است که اکتبر سال جاري در شهر وايمر کشور آلمان برگزار مي شود.
به گزارش فارس، اين جشنواره را وزارت امور خارجه آلمان در شهر کلاسيک وايمر راه اندازي کرده است.
يکي از اهداف اين جشنواره ايجاد پل و نزديکي بين فرهنگ هاي اروپا و اسلام اعلام شده است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com