|
* مليحه پژمان
دکتر مرتضي گودرزي (ديباج)، نويسنده، پژوهشگر و رئيس پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامي است. او اين روزها مشغول تمام کردن کتابش با عنوان نقاشي جنگ که از مجموعه 8 جلدي هنر جنگ است. البته مطالعه تطبيقي هنر را هم چندي پيش به پايان برده است. وي مطالعات زيادي در زمينه هنر، از زواياي مختلف انجام داده و دغدغه هاي بسياري هم در اين زمينه دارد.
دکتر گودرزي درباره «تعهد» در هنر مي گويد: تعهد در هنر معمولاً، پيش از خلق اثر هنري و در حوزه حکمت ديني قابل بررسي است. درست جايي که هنرمند قبل از اين که هنرمند شود، از نگاه حکمي و عرفاني يک انسان است. در اين شرايط همه انسانها اگر جايگاه خودشان را بدانند، متعهدند. هيچ انساني بي تعهد نيست مگر اين که خودش را به غفلت زده باشد يا داراي آگاهي نباشد. اگر فطرت انسان سالم باشد، قطعاً خودش را متعهد مي داند، هم نسبت به خودش و هم ديگران. حالا اگر اين فطرت در هنرمندان به ظهور و بروز برسد، شرايط، امکانات و تقدير خداوند شامل حال آنها شده، در نتيجه تعهد آنها در هنرشان متجلي مي شود.
وي مراتب تعهد را در هنرمند شامل مرتبه معنوي، شناخت و ادراک از جهان پيرامون و حساسيت نسبت به شرايط محيطش مي داند و مي افزايد: در اين شرايط تعهد هنرمند نسبت به همه چيز مضاعف شده و در مقابل وضعيت پيرامونش موضع گيري مي کند. اين موضعگيري در هنرمند برمي گردد به منشأ اصلي هستي او و فطرتش. پس در تشريح وضعيت موجود، چشم انداز آينده و آسيب شناسي شرايط روز، دست به خلق اثر مي زند.
وي ادامه مي دهد: در اين شرايط هنرمند، جايي در نظام تذکردهنده، جايي به عنوان مرشد و ارشادکننده و جايي هم در نقش پيامبر و مبشر قرار مي گيرد. اما نکته مهم اين است که هنرمند بر اساس سير اوليه اش به سمت حق، حالا سيرش را از حق به خلق انجام مي دهد، مثل آنچه که در عرفان اسلامي، عرفاي ما بر آن تأکيد داشته اند. در اين شرايط تعهد خودشان را به عنوان يک انسان حساس به شرايط روز و آينده، در قالب آثار هنري ارائه مي کنند.گاهي اوقات اين تعهد و عکس العمل در آثار، گرايشها و گويش هاي متعددي پيدا مي کند، گاهي اين تمايل اجتماعي است، گاهي اجتماعي ديني و برخي مواقع هم صرفاً ديني است. در مواقعي هم در اين تمايلات، همپوشاني ديده مي شود.
اما گاهي وقتها ما در اين تقسيم بنديها تعهد را به منشأ و نيت هنرمند تفسير مي کنيم و مي گوييم اگر هنرمند تعهد اجتماعي داشته باشد، بنابراين اثر او اجتماعي است و اثرش در همين شرايط تعريف مي شود. ولي اگر از منظر ديني هم به قضيه نگاه کنيم مي بينيم هنرمند مي تواند ضمن اين که در ترجمان اثر خودش نسبت به شرايط اجتماعي عکس العمل نشان مي دهد، ديني هم باشد.
دکتر گودرزي خاطر نشان مي کند: تعهد، دايره وسيع و گسترده اي دارد و نمي توان آن را به حوزه خاص جز نيت هنرمند محدود کرد، زيرا گاهي اوقات اين تفسير تعهد، در تفسير ما از آثار هنري اتفاق مي افتد و مفسرين و منتقدان در تفسير آثار هنري، آنها را طوري تفسير مي کنند که از آن آثار گاهي تلقي تعهد اجتماعي، گاهي ديني و جايي هم تفسير سوسيال رئال مي شود. پس در اين تعاريف مي شود گفت که آثار انساني و اخلاق گرا هم مي توانند در زمره آثار متعهد قرار بگيرند.
از دکتر مي پرسم در اين شرايط چطور مي توان هنر انساني را به هنر الهي نزديک کرد که وي مي گويد: هر کسي که از هنر انساني سخن مي گويد: اگر انسان مورد نظر، متصل به هستي و ذات خداوند است، قطعاً اثر او الهي است. اگر تفسير از يک انسان ديگري است مثل انسان دارويني و... با تفکرات مختلف در اين شرايط نمي شود گفت او به هنر الهي رسيده است. بنابراين اگر سخن از انسان خداباور است، اثري خلق مي شود در حوزه هنر متعهد دين مدار. |