تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
گزارش
عشقستان
حوادث
سوسه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
يادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-09-03
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 12شهریور ماه 1388


گزارشي از سايه روشن هاي پاشنه آشيل دولت نهم ؛ پايان دوران لرزش ورزش!



يکي از تغييرات کابينه دهم نسبت به دولت نهم، تغيير رئيس سازمان تربيت بدني بود. محمد علي آبادي، 53 ساله، مهندس راه و





ساختمان و داراي مدرک فوق ليسانس معماري در حالي به توصيه رئيس جمهور ساختمان محبوب ورزش در خيابان سئول تهران را به مقصد وزارت نيرو ترک مي کند که در دوران چهار ساله حضورش در سازمان تربيت بدني، انتقادهاي ريز و درشت فراواني را متوجه دولت کرد، تا آنجا که برخي از کارشناسان ورزشي و سياسي، حوزه تربيت بدني را پاشنه آشيل دولت پيشين قلمداد کردند.
معاونت سابق عمراني شهرداري تهران، جزو معدود نفراتي بود که محمود احمدي نژاد بصراحت در موردش لب به سخن گشود و او را به «عملکرد ضعيف» در برخي از زيرشاخه هاي تربيت بدني متهم کرد. اين گزارش مي کوشد تا به سهم خود مروري بر سايه روشن هاي عملکرد دستگاه ورزش در چهار ساله گذشته داشته باشد. اگر اينجا و در تنه اصلي مطلب چشم تان بيشتر به يادآوري اتفاقهاي تلخ مي خورد، در عوض با مطالعه «دريچه» مي توانيد بخشي از موفقيتهاي سازمان ورزش در دوره اخير را بويژه در حوزه ساخت و ساز که مايه مباهات مهندس و دوستانش نيز بوده، مطالعه کنيد. يادداشت اختصاصي مهندس فائقي براي قدس نيز نگاهي به موضوع گزارش، از زاويه ديد يک کارشناس مجرب و نام آشناست.

فوتبال تعليق شد





اشاره مستقيم رئيس جمهور پيرامون ناکامي هاي علي آبادي در حوزه ورزش، به رشته ورزشي «فوتبال» برمي گردد؛ جايي که به گواه بسياري از کارشناسان حجم عمده اي از ناکامي هاي حاصل شده، نتيجه به فصل سياستگذاريهاي نادرست و نسنجيده بوده است. عده زيادي از منتقدان رئيس سابق ورزش، سقوط چشمگير فوتبال ايران در رده بندي فيفا را مرهون گامهاي غلطي مي دانند که در چهارسال گذشته از سوي مديران ارشد سازمان براي اين رشته ورزشي برداشته شد. در يکي از آشکارترين نمونه ها، پس از بازگشت تيم ملي فوتبال کشورمان از مسابقات جام جهاني 2006 ، در حالي سازمان تربيت بدني به شکلي عجولانه مبادرت به برکناري رئيس وقت فدراسيون کرد که فوتبال ايران تا مدتها مجبور به پرداخت هزينه هاي سنگين مربوط به اين حرکت عجيب شد.
پيش از جام جهاني اختلافهاي زيادي بين سازمان و محمد دادکان به وجود آمد و پس از آن اوج گرفت که سازمان تربيت بدني در اقدامي مبهم در امر برگزاري مسابقه فينال جام حذفي سال 85 بين پرسپوليس و سپاهان مداخله کرد و دستور داد بر خلاف مصوبه فدراسيون، اين مسابقه به صورت رفت و برگشت و پس از انجام جام جهاني برگزار شود. شايد جمله معروف علي آبادي در بهار 85 که «ريشه فدراسيونهاي نافرمان را از بيخ مي کنيم»، به اندازه کافي گوياي تشنجات بعدي بود؛ جايي که بي درنگ پس از پايان بازي سوم ايران در آلمان، سازمان تربيت بدني ضمن عذرخواهي تلويزيوني از مردم کشورمان، حکم به برکناري محمد دادکان داد و فصل پر التهابي را در فوتبال ايران گشود. فيفا که نمي توانست مداخله دولت در فوتبال کشورمان را تحمل کند، حکم به تعليق فوتبال ايران داد و به ناچار، «کميته انتقالي» جاي فدراسيون منحل شده را گرفت. بنا به ادعاي عمده منتقدان، آن فعل و انفعالات که البته با قطع همکاري با برانکو ايوانکوويچ هم همراه بود، آسيبهاي جبران ناپذيري به پيکر ورزش کشورمان وارد آورد.





يزداني خرم به جاي طالقاني

در دومين سال حضور علي آبادي در سازمان تربيت بدني، محمدرضا طالقاني که اختلافهاي تأييد نشده اي با وي داشت، از رياست فدراسيون کشتي برکنار شد تا يزداني خرم که دست برقضا سالهاي خوبي را در ساختمان اداره واليبال مي گذراند، جاي وي را بگيرد. حاصل اين تغيير و تحولات عجيب، ناکامي طولاني مدت کشتي گيران ايراني در تورنمنت ها» گوناگون بود که در حادترين نمونه، ملي پوشان کشورمان عنوان نخست مسابقات نه چندان معتبر قهرماني آسيا را در حالي در دقايق واپسين به آذربايجاني ها واگذار کردند که رئيس جمهور در سالن برگزاري رقابتها از نزديک شاهد اين رخداد بود! از ديگر جفاهاي صورت گرفته به کشتي در اين سالها، اظهار نظر شگفت انگيز علي آبادي بود که به طور ناگهاني مدعي شد: «ديگر کشتي ورزش اول ايران نيست، بلکه فوتبال جاي آن را گرفته است! »

المپيک نيک!

بدون شک مي توان نقطه اوج ناکامي هاي ورزش کشور در سالهاي اخير را شکست همه جانبه در المپيک پکن قلمداد کرد. کاروان 55 نفره ورزش ايران در شرايطي عازم چين مي شد که نه تنها بايد از 2 طلا، 2 نقره و 2 برنز به دست آمده در دوره قبلي المپيک براي ميهن مان دفاع مي کرد، بلکه براساس گمان زني هاي مقامهاي عاليرتبه ورزش، بايد حداقل 10 مدال رنگارنگ را در کيسه خود مي اندوخت. با اين همه، پکن چيزي بيشتر از رنج و اندوه براي ورزش ايران به همراه نداشت. شکستها از همان روز اول شروع شد و ورزشکاران کشورمان پياپي از گردونه مسابقات کنار رفتند. در عين حال، اين فقط برنز مشترک مراد محمدي در رشته کشتي آزاد و بويژه طلاي ارزشمند دلاور کشورمان هادي ساعي بود که اندکي خسران را جبران کرد و مانع از نزول نام ايران در جدول کلي بازيها تا اندازه اسم کشوري نظير افغانستان شد.
حضور کاروان ايران در پکن چنان خالي از دستاورد و سياحتي بود که يکي از روزنامه هاي صبح کشور در تشريح عملکرد ورزش ايران در المپيک، تيتر زد: «بازگشت از المپيک نيک! »





انتقال بي ضابطه تيمها به شهرستانها

يکي از نقاط تاريک و سؤال برانگيز دستگاه ورزش در سالهاي اخير، انتقال بي ضابطه تيمهاي فوتبال ليگ برتري به استانهاي ديگر بوده است. در اين مکانيزم که با قانون خلق الساعه و غيرقابل اجراي «منع حضور همزمان بيش از دو تيم از يک استان در ليگ برتر» تئوريزه و با بهانه گسترش پهنه جغرافيايي فوتبال ايران عملياتي شد، تيم بزرگ، پرافتخار و ريشه داري همچون پاس تهران به همدان منتقل شد تا فرياد بسياري از دلسوزان فوتبال ايران در بيايد. همچنين انحلال مجموعه قدرتمند صباباتري در فوتبال نيز که از رهگذر انتقال آن به استان قم پديد آمد، از ديگر آسيبهاي اين تصميم گيريها بود. برخي بر اين باورند که دستگاه ورزش از رهگذر اين نقل و انتقالات، هدف مانور دادن روي ساخت و سازهاي جديدش در شهرستانها را پي مي گرفته است، حال آنکه در مورد همدان، دوري ورزشگاه مفتح از مرکز شهر و نيز مشاهده گرگ (! ) در اطراف ورزشگاه مزبور، اين روزها دستمايه طنزپردازان و کاريکاتوريست ها شده و در واقع نتيجه معکوس براي سازمان به همراه داشته است.

فسخ شبانه قرارداد يک مربي

ماجراي انتقاد فيروز کريمي از مهندس علي آبادي در يک برنامه زنده تلويزيوني و واکنش سازمان در قبال اين قضيه نيز يکي ديگر از ابهامهاي دستگاه ورزش در دوران اخير بود. پس از آنکه کريمي در تعريف علي آبادي، او را «مديري توانمند، اما در حوزه شهرداري» خواند و با طعنه و کنايه به بي تخصصي وي در ورزش اشاره کرد، مشکلات عجيبي براي اين مربي به وجود آمد. در حالي قرارداد منعقد شده کريمي با استقلال اهواز براي ليگ هشتم فوتبال به طور کاملاً ناگهاني فسخ شد و فيروز مدتي بدون تيم باقي ماند که تمام اين معضلات پس از يک جلسه اضطراري بين کريمي و علي آبادي، به يکباره حل شد! شهرام شفيع زاده مديرعامل باشگاه استقلال خوزستان در اواخر ليگ هشتم، به کرات و از جمله در مصاحبه اش با سيماي استاني خوزستان، فاش کرد در مقطع ابتدايي فصل «مجبور» شده است پس از يک تماس تلفني، قرارداد فيروز کريمي را فسخ کند...!

ترکمانچاي قطبي ( 1 )

پس از پايان ليگ هفتم که با قهرماني دراماتيک پرسپوليسي ها توأم شد، اختلافهايي ميان مهندس علي آبادي و حبيب کاشاني به وجود آمد که در نهايت به جدايي عجيب و غريب کاشاني از سرخپوشان انجاميد. در آن برهه، بنا به دلايل متعدد ادامه همکاري قطبي با پرسپوليسي ها مسير نبود و اين را کادر مديريتي معزول به خوبي مي دانست.با اين همه سازمان تربيت بدني که در پي راندن مدير موفقي همچون کاشاني تا اندازه اي با خطر مشروعيت و مقبوليت مواجه بود، رأساً دست به هر کاري زد تا قطبي را بازگرداند و افکار عمومي را از اخراج کاشاني منحرف کند. در اين ميان، بنا به ادعاي صريح خود قطبي، در حالي پيوستن مجدد اين مربي به پرسپوليس ميسر شد که شخص مهندس علي آبادي به صورت تلفني اقدام به انجام مذاکره با وي کرد. بدين ترتيب، سرمربي جدا شده با شرايطي کاملاً نامتعارف و با اخذ امتيازاتي متنوع به جمع پرسپوليسي ها پيوست. رقم بالاي قرارداد قطبي، ماجراهاي مربوط به همسر کره اي اش، فوتباليست برزيلي ناکار آمدي به نام دي کارمد که با دستمزد کلان توسط او به تيم تزريق شد و البته داستان مربوط به کمک مربي ناتوان، اما 300 هزار دلاري قطبي به نام مارکو که شواهدي مبني بر دلالي اش در يک برنامه تلويزيوني ارائه شد، از جمله حواشي قرارداد تازه سازمان با قطبي بود؛ مردي که قبل از پايان نيم فصل اول از ايران فرار کرد!

دايي سر مربي تيم ملي شد

ماجراي انتخاب سرمربي براي تيم ملي فوتبال ايران در مسابقات مقدماتي جام جهاني 2010 ، کش و قوس فراواني پيدا کرد. در نهايت، فدراسيون فوتبال بعد از بررسي گزينه هاي گوناگون رأي به عقد قرارداد با قطبي داد و حتي مهدي تاج با اين مربي تماس گرفت و مراتب را به اطلاع وي رساند. در عين حال، درست زماني که قطبي پس از پايان ديدار برگشت تيمهاي پرسپوليس و مقاومت سپاسي در ليگ هفتم، در ورزشگاه حافظيه دور خداحافظي مي زد و با مردم وداع مي کرد، علي دايي به عنوان سرمربي جديد تيم ملي معرفي شد! بسياري بر اين عقيده اند که اين چرخش ناگهاني و سريع، نمي توانسته از ناحيه فدراسيون باشد و بي گمان پاي سازمان در ميان بوده است. يک هفته پيشتر، دايي در يک گفتگوي تلويزيوني اعلام کرده بود: «هر کسي لابي قوي تري داشته باشد، سرمربي تيم ملي مي شود! »

ترکمانچاي قطبي ( 2 )

پس از برکناري سؤال برانگيز علي دايي از سمت سرمربيگري تيم ملي فوتبال که بسياري آن را يک تصميم «فرافدراسيوني» مي دانستند، محمد مايلي کهن در يک پروسه عجيب طي دو هفته به نيمکت تيم ايران دست يافت و البته از آن کناره گرفت. حاجي مايلي نيز در يک برنامه زنده تلويزيوني، اکثر قريب به اتفاق انتصابها در تيم ملي طي چند دهه اخير- و از جمله انتخاب خودش- را سياسي قلمداد کرد! بعد از موافقت با استعفاي مايلي کهن، بار ديگر قطبي در شرايطي به سرمربيگري تيم ملي ايران رسيد که اندکي پيشتر در مصاحبه اي عجيب با کانال BBC ، برخي ادعاهاي واهي را در مورد زندگي در ايران مطرح کرده بود.
در مورد انتخاب مجدد قطبي، نه تنها «شايعاتي» در مورد دخالت سازمان و يا دست کم چراغ سبز آنها وجود داشت که برخي ها پذيرش شرايط عجيب اين مربي (از جمله به کارگيري دستياراني کاملاً ناشناخته و بعضاً داراي سوابق نامشخص و مبهم) و نيز ناديده گرفته شدن آن گفتگوي عجيب را نيز در زمره تصورات سازمان تربيت بدني قلمداد کردند.

دوپينگ دسته جمعي وزنه برداران

در اتفاقي عجيب و کم سابقه در تاريخ ورزش ايران، سه سال پيش و در آستانه يک دوره مسابقات جهاني، پس از نمونه گيري تصادفي مسؤولان «وادا» از وزنه برداران ايراني، دوپينگ 11 وزنه بردار مثبت اعلام شد که محروميت دو ساله اين رشته ورزشي را در پي داشت.

رسم «عادل» کشي!

از ديگر نقاط مبهم کارنامه دستگاه ورزش در سالهاي اخير، اتفاقهايي بود که براي برنامه 90 رخ داد. اين برنامه تلويزيوني که حدود يک دهه است در حوزه «نقد ورزشي» فعاليت مي کند، اواسط سال گذشته و در پي درگيري لفظي مجري اش با سخنگوي سازمان تربيت بدني دچار حواشي عجيبي شد که تغيير سؤال مسابقه پيام کوتاه و سانسور شدن حجم زيادي از قسمت آينده اين برنامه از جمله آنها بود. با اين همه، بدون شک مسأله قطعي سرويس پيامک نود، هفته بعد از وقوع بگومگوي لفظي عادل فردوسي پور با محمد آخوندي نقطه اوج اتفاقهاي عجيبي بود که انتقادهاي گوناگوني را متوجه دولت نهم کرد. جالب اينکه همچنان و عليرغم آغاز ليگ نهم حرفه اي، خبري از پخش برنامه 90 در سيما نيست!

جودوکاران صغر سني

در ماجراي دردناک سقوط يک فروند هواپيماي توپولوف که به کشته شدن تمامي سرنشينان آن انجاميد، اعضاي تيم ملي جودوي کشورمان که عازم مسابقات ارمنستان بودند نيز جان به جان آفرين تقديم کردند. در اين بين اما، نکته عجيب و تألم برانگيز اين بود که بعد از احراز هويت فوت شدگان، معلوم شد سه تن از جودوکاراني که با تيم ملي جوانان عازم رقابتهاي بين المللي بوده اند، از شناسنامه افراد ديگري استفاده مي کرده اند و در واقع با تلاش براي کوچکتر نشان دادن سن واقعي شان، در حال اعزام به يک تورنمنت برون مرزي بوده اند. از آنجا که اين سه عزيز سالها پيش در رده هاي سني بالاتر مسابقه داده بودند، عملاً گزينه ناآگاهي مسؤولان از فرآيند اين صغر سني بزرگ و تقلب نابخردانه هم منتفي مي شود تا شکستي ديگر در کارنامه ورزش کشور در اين سالها ثبت شود.

جملات طلايي

مهندس محمد علي آبادي در حالي صندلي کار رياست سازمان تربيت بدني را ترک مي کند که از او جملات قصار فراواني نيز به جا مانده است. مهندس يک مرتبه حضور همزمان 6 لژيونر و 6 بازيکن داخلي را در ترکيب ثابت تيم ملي (جمعاً 12 نفر! ) توصيه کرده بود، همچنين از قول او نقل مي شود که «استقلال، پيروزي، جمهوري اسلامي» را يک شعار در صدر انقلاب قلمداد کرده است! علي آبادي يک بار از 30 تيمي شدن ليگ برتر سخن گفت، مرتبه بعد از تشکيل فيفاي اسلامي حرف زد و البته بارها از امکان قريب الوقوع برگزاري جام جهاني و المپيک در کشورمان خبرداد...

اميد به آينده

به همه آنچه گذشت مي توان داستان خاک خوردن برخي ورزشگاه هاي نيم ساخته و قديمي مثل نقش جهان يا افتتاح ورزشگاه هاي نيمه تمام و داراي کيفيت پايين را هم اضافه کرد، چنانکه اصطکاک علي آبادي با سازمان بازرسي کل کشور در مورد موضوع دوشغله ها نيز از ديگر نقاط تاريک دستگاه ورزش در سالهاي گذشته بوده است. تلاش پيگير مهندس براي رسيدن به رياست فدراسيون فوتبال، آوردن و بردن مديري همچون داريوش مصطفوي با آن همه هزينه به پرسپوليس و يا صدور دستور منع استخدام سرمربي خارجي در مورد اين تيم که بلافاصله با جذب نلووينگادا نقض شد، نقاط سؤال برانگيز ديگري در اين مجموعه بودند. با اين همه اکنون و پس از اظهارنظر صريح رئيس جمهور در مورد ناکافي بودن دستاوردهاي علي آبادي در برخي زيرمجموعه هاي ورزش، مهندس به حوزه ديگري منتقل مي شود. مي توانيم اميدوار باشيم با تغييرات صورت پذيرفته، پاشنه آشيل دولت نهم در کابينه دهم ترميم شود و هر که براي تصدي اين سمت از سوي رئيس دولت انتخاب مي شود، تلاش چشمگيرتري را براي جبران کاستي ها و بازگرداندن آب رفته به جوي ورزش از سر بگيرد.

  


نزديک بود همرديف افغانستان شويم! هيچ يک از ساخت و سازها زيربنايي نبوده است



* مهندس سعيد فائقي
معاون سابق سازمان تربيت بدني
خوشبختانه در بحث تربيت بدني براي بررسي هر يک از موارد موردنظر، داراي يک معيار سنجش هستيم و مي توانيم





پيشرفتها يا پس رفتها را براساس همين معيارها تعيين کنيم. در بخش قهرماني که برگزاري مسابقات و نتايج حاصل شده از آنها بهترين راه براي بررسي عملکرد سازمان تربيت بدني است. در همين زمينه نتايج حاصل شده در المپيک 2008 پکن به وضوح نشان مي دهد در بسياري از رشته هاي ورزشي افت شديدي داشتيم تا آنجا که اگر آقاي ساعي موفق به کسب مدال طلا نمي شد، ايران با افغانستان در يک سطح قرار مي گرفت.
علاوه بر بخش قهرماني، ورزش همگاني و ساخت و ساز اماکن ورزشي نيز با توجه به اهميت بالايي که دارند، قابل بررسي اند با اين تفاوت که در اين بخشها معياري همچون مسابقه وجود ندارد، اما مي توان در اين دو مورد نيز برنامه چهارم توسعه را به عنوان بهترين شاخص اندازه گيري ميزان موفقيتها در نظر گرفت که براساس اين شاخص، سازمان تربيت بدني در اين دو بخش نيز عملکرد قابل قبولي را از خود به نمايش نگذاشته است. شاخص و معيار براي بررسي ساخت و سازهاي ورزشي و همچنين ورزش همگاني در ماده 117 قانون برنامه چهارم توسعه، طرح جامع راهبردي ورزش است. در حقيقت در اين ماده قانون، هر موضوعي که بيان شده، بر اساس طرح جامع راهبردي و مطابق با آن است. همان طور که مي دانيم طرح جامع راهبردي ورزش در گذشته با تلاش عده اي تهيه و تنظيم شده که صرف نظر از درست يا غلط بودن اين طرح، پس از مدتي به حالت تعليق درآمد. يعني در واقع فونداسيون اصلي برنامه چهارم توسعه معلق شد، پس شاخص بررسي عملکرد سازمان تربيت بدني نيز متوقف شد. به همين دليل هم هر اتفاقي در ورزش همگاني و توسعه زيرساختها رخ مي دهد کور و نامفهوم است.
هر چند آمارهاي سازمان تربيت بدني که در رابطه با ساخت و ساز اماکن ورزشي ارائه مي شود تا حدودي چشمگير جلوه مي کند، اما جالب است بدانيد براساس طرح جامع راهبردي ورزش که همان معيار سنجش در اين زمينه به شمار مي آيد، هنوز در زمينه ساخت و ساز نيز سازمان تربيت بدني با استاندارد مطلوب فاصله زيادي دارد که اگر چنين نيست چرا هنوز نور بسياري از ورزشگاه هاي کشور در هنگام برگزاري مسابقات فوتبال در ماه مبارک رمضان دچار مشکل است؟! چرا وقتي نمايندگان AFC ، سال گذشته براي بررسي شرايط باشگاه هاي ايران آمدند، ورزشگاه هيچ يک از چهار باشگاه کشور داراي استانداردهاي لازم نبود؟ پس مشخص مي شود هيچ کدام از اين ساخت و سازها به صورت زيربنايي و اصولي انجام نشده که اگر غير از اين بود، نبايد امروز با چنين مشکلاتي مواجه مي شديم!
بند الف ماده 117 ، سرانه اماکن ورزشي براي هر فرد را يک مترمربع اعلام مي کند، حال آنکه آمارهاي عزيزان نشان مي دهد هم اکنون تنها به 0/7 سرانه رسيده ايم. بند ب همين ماده از قانون درباره خصوصي سازي بوده که از جمله بندهاي بسيار مهم به شمار مي آيد. در اين بند نيز تأکيد شده است که 100 درصد ورزش حرفه اي در اجرا بايد خصوصي باشد، اما هم اکنون اين ميزان صفر است. درباره ورزش قهرماني نيز در اين بند آمده که 50 درصد ورزش قهرماني بايد خصوصي باشد که در اين زمينه هم آمار، عدد صفر را نشان مي دهد. اين طور که به نظر مي رسد، همان طور که مرکز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي، پس از رقابتهاي المپيک 2008 پکن در راستاي بررسي علل شکست کاروان ورزشي ايرانيان اعلام کرد، بايد گفت سازمان تربيت بدني در عملکرد خود در تمام زمينه ها ماده 117 قانون برنامه چهارم توسعه را انجام نداده است و با آنچه بايد باشد، فاصله زيادي دارد.

  


دريچه



- بنا به اعلام محمد آخوندي، سخنگوي سازمان تربيت بدني در تاريخ 5 خرداد ماه سال جاري: «با احتساب پروژه هاي ورزشي احداث شده و در حال احداث در دولت نهم، مي توان گفت به اندازه 70 سال گذشته فضاي ورزشي در کشور احداث شده است.»
- علاوه بر تمام ساخت و سازهاي انجام شده در چهار سال گذشته، بيش از 14 ميليون و 750 هزار مترمربع فضاي ورزشي که بيشتر آنها پروژه هاي بزرگ و ملي است؛ هم اکنون در حال ساخت در نقاط مختلف کشور است. اين طرحها شامل 700 طرح ورزشي روستايي و 600 طرح ورزشي شهري است.
- بيش از 37 مقام جهاني و آسيايي براي اولين بار در تاريخ ورزش ايران تنها در چهار سال اخير به دست آمده است و تعداد مدالهاي کسب شده در اين مدت، يک هزار و 561 مدال تا پايان سال 87 بوده است. اين مدالها تنها در مسابقات رسمي جهاني و آسيايي به دست آمده است که نشانگر رشدي 67 درصدي در کسب مدال نسبت به سالهاي گذشته بوده است.
- براساس اعلام احمد ارشدي، معاون مديريت و توسعه منابع سازمان تربيت بدني: «اعتبارات تخصيصي به فدراسيونها از سوي سازمان تربيت بدني در سال 86 نسبت به سال 84 به 10 برابر افزايش يافته است. در سال جاري نيز سازمان تربيت بدني در راستاي توسعه ورزش در سراسر کشور احداث اماکن ورزشي در سراسر کشور، براي تمامي شهرها و شهرستانها اعتبارات ويژه اي نيز در نظر گرفته است.»
- توجه ويژه به بانوان از ديگر نکات مثبت عملکرد سازمان تربيت بدني در سالهاي اخير به شمار مي آيد. چنانکه رباب شهريان، مديرکل دفتر توسعه ورزش بانوان سازمان تربيت بدني در اين باره به نکات زير اشاره مي کند: «تشکيل شوراي مشورتي بانوان با حضور اساتيد و متخصصان ورزش، تدوين مجلد برنامه راهبردي دفتر توسعه ورزش بانوان کسب 25 کرسي مديريتي در بخش بانوان، ايجاد پست معاونت ورزش بانوان در ادارات کل تربيت بدني استانهاي کشور، اختصاص حداقل 30 درصد از بودجه و اعتبار ورزش کشور به ورزش بانوان، توسعه جايگاه مديريتي بانوان و ايجاد شرايط مناسب جهت عضويت آنان در شاکله هاي تصميم گيري، تصدي پست رياست فدراسيون ( 2 مورد)، تصدي پست نايب رئيسي در امور بانوان فدراسيونهاي ورزشي ( 44 مورد)، عضويت نايب رئيس بانوان در هيأت رئيسه فدراسيونهاي ورزشي ( 44 مورد)، عضويت بانوان متخصص در کميته هاي تخصصي فدراسيونهاي ورزشي ( 176 مورد)، رياست بانوان در هيأتهاي ورزشي استانها ( 35 مورد)، عضويت در شوراهاي کلان سياستگذاري استانهاي کشور ( 30 مورد) و عضويت بانوان متخصص در کميسيونهاي کميته ملي المپيک ( 20 مورد)»

  


ضد گزارش ؛ سلام بابا برقي جون... !



تبديل شدن پدر ورزش به بابا برقي، هم موجب خوشحالي است، هم باعث خرسندي!
ما که آخرش هم متوجه نشديم اين بچه (ورزش) چه گناهي مرتکب شده بود که سزاوار اين تنبيه تشخيص داده شد، اما اميدواريم اين تنبيه درس خوبي باشد براي همه بچه هايي که از تنبيه بدني ابراز نارضايتي مي کنند و تنبيه هاي روحي و رواني را ترجيح مي دهند!

از محاسن علي آبادي...
يکي از حسن هاي علي آبادي اين بود که هيچ وقت آخرتش را به خاطر مال دنيا و چهار تکه مدال نفروخت و هميشه سعي کرد با شاد کردن دل ديگران خودش را راضي کند؛ براي همين هم بود که به مسابقات آسيايي رفتيم، باخت. به جهاني رفتيم، باخت. به المپيک رفتيم باز هم باخت. جايي نرفتيم، باخت. حالا خدا را شکر که اين باختها را به گردن نمي گرفت و گرنه تا حالا زبانمان لال از گردن چيزي جز يک اسم باقي نمي ماند!

مرد تکاليف سخت!
علي آبادي از ورزش، «انتخاباتش» را خيلي دوست داشت. معمولاً هم به او تکليف مي شد که در انتخابات شرکت کند و او هم آدمي نبود که تکاليفش را انجام ندهد. مگر اينکه به او تکليف مي شد که در انتخاباتي شرکت نکند که آن موقع با آوردن گواهي پزشکي از زير بار انجام تکاليف فرار مي کرد!
مثلاً اگر به او تکليف مي شد استعفا بدهد، ترجيح مي داد مريض بشود و از قراخانلو يا ديگر افراد دم دستش بخواهد تکاليف او را انجام بدهند؛ البته از نظر علي آبادي گاهي اوقات مريض شدن هم يک جور تکليف بود و بايد انجام مي شد، و گرنه او که عاشق رياست و پست و مقام نبود... اصلاً هم خنده ندارد!

... و اينک پدر سلامتي!
علي آبادي هم پدر ورزش بود، هم پدر سلامتي!
قبل از علي آبادي سيگار را به عنوان پدر سلامتي مي شناختيم، اما از آنجا که او همه پستها را با هم مي خواست، ناگهان آن قدر به بدن ورزش آسيب رساند که سيگار افسردگي گرفت و ديگر ادعاي پدري را تکرار نکرد.
مگر يک پدر براي همسر و فرزندانش چه کار مي کند که علي آبادي براي ورزش نکرده باشد؟... ببخشيد، برق رفت. فکر مي کنم مهندس همين الان پست جديد را تحويل گرفته باشد، و گرنه سالهاست برق اين مناطق قطع نمي شد

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com