|
اشاره: گفته بودم گاه ميهماناني در اين ستون خواهيم داشت. در ماه مبارک رمضان، شاعر پرآوازه سرزمينمان استاد يوسفعلي ميرشکاک ما را به يکي از نوشته هايش ميهمان کرده است. در آينده، دست و قلم بزرگواراني ديگر هم به اين ستون باز خواهد شد. ان شاء ا...
کيستم؟ بنده اي به درگاهت، چشم بر در دل گماشته تا جان کي به درآيد و جمال حضرت جانان کي چهره نمايد؟ چيستم؟ پرتو خيال يار که در لامکان نشسته و صد چو مرا به هر دم خواب مي بيند، بي آنکه ديده بر هم نهد. جامه به جامه از خود برآمده تا شمع خيال او شده ام و محرم وصال او، يکي است بدان يگانگي که هيچ کس جز او و بي شمار است چندانکه کس نداند جز او. سر تسليم پيش حضرت ايشان فرود آوردن به هيچ کسي، به از هر افسر و اورنگ، که کل من عليها فان و يبقي وجه ربک ذوالجلال والاکرام فرجام هستي همه موجودات است و انا لله و انا اليه راجعون.
اگر از مرده برآمدي بيش از اين، بيشتر گفتمي که هر چند گفتن هيچ سود نکند مگر به اذن ا... سبحانه و تعالي، در بي خبري و بي خودي از آن يار گفتن بي غرامت نيست و ايشان منزهند به مرتبه اي که صفت و محمدت بل اسم و صفت بر نتابند و خود اسم و جسم و روح اند و ما هر چه گوييم چيزکي در شأن فهم خود گفته ايم و ايشان وراي فهم و وهم و عقل و جان ماست و بنده را آن نرسد که ثناي حق جل جلاله گويد؛
خود ثنا گفتن ز ما ترک ثناست
کاين دليل هستي و هستي خطاست
و حقا که هست ما نه خطا بل انديشه ايشان است که جز ايشان انديشنده اي نيست و هم از اين رو هر ثنايي که در بي خودي و مستي و بي خبري و جذبه نوشته يا گفته آيد، ناخوش است که مقام بي خودي آن مقام است که ايشان گويد و تو بشنوي بي آنکه در ميان باشي.
والسلام عليکم و رحمة ا... و برکاته |