تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
گزارش
حوادث
ضربان
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-09-06
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 15شهریور ماه 1388


قابي به يادگار در طاقچه دل زائران؛ چراغ عکاسخانه حرم هنوز هم روشن است؟



* امير روحپرور
نگيني در طاقچه دل
مرقد مطهر حضرت امام رضا(ع) قبله گاه دل هاي مشتاق و عاشقان دلداده آن حضرت در سراسر جهان است.






شيدادلان کوي دوست از گذشته دور با تحمل مشقت هاي فراوان به زيارت بارگاه نوراني آن امام مي شتابند، زيرا زيارت امام رضا (ع)، زيارت همه خوبي ها و زيبايي هاست.
زيارت امام رضا(ع) حضور در قطعه اي پهناور از بهشت است که پاره تن رسول خدا(ص) را در برگرفته است.
زيارت امام رضا(ع) حج فقرا و آرام دل نيازمندان است، آنان که دل از تمام دنيا بريده و عرض حاجت به درگاه شافع روز جزا آورده اند. زيارت امام رضا(ع) سعادتي است شگفت که چه بسيار دل در گرو مهر او دارند تا طلبيده شوند و به آستانش شرفياب گردند.
کيست که چون چشمش بر گنبد و گلدسته هاي زرين حرم خورشيد خراسان مي افتد، قلبش از اشتياق به تپش نيفتد و از پشت بلور اشک، زبان به ارادت نگشايد.
زيارت او مرهمي براي دلهاي شکسته است و شايد به همين دليل باشد که هر نشاني از آن روزهاي خوب خدا را به يادگار مي برند .
حال مي خواهد جانماز، مهر و تسبيح باشد و يا يک قطعه عکس يادگاري در کنار بارگاه ملکوتي امام مهرباني ها، عکسي که هنوز هم در طاقچه دل عاشقانش چون نگيني مي درخشد ...

عکس بارگاهي در گذر تاريخ

در تاريخ نقل شده است، نخستين عکاس ايراني که از مشهد عکاسي کرده آقا رضا عکاسباشي، اولين عکاسباشي دربار ناصرالدين شاه است که در سفر او و 20 هزار نفر از همراهانش در سال 1283 قمري به مشهد حضور داشته است.
نسرين ترابي در کتاب «عکاسخانه ايام» مي نويسد: او در اين سفر شش ماهه عکس هايي از آبادي هاي بين راه، رجال شهرهاي بين راه و حرم مطهر و صحن هاي مختلف آن گرفته است.
همچنين بنا به تحقيق ايرج افشار، نخستين عکاسان مشهد ميرزا فرج ا... عباداف و ميرزا عکاسباشي آستان قدس در اوايل قرن چهاردهم قمري بوده اند.
يکي از قديمي ترين عکاس خانه هاي مشهد در ساختمان دو طبقه اي در کوچه حمام ارک قرار داشته است.
عکاسان بعدي مشهد عبارتند از: بهاءالملک، بوريس، گاگارين روسي، سعادت، يوسفيان، عماد عصار متخلص، رضا همتيان، محمد نصرت، حسن پيما، علي آيريا، حسن پيما، محسن رزاقي و...
عکاسي سياح نيز يکي ديگر از عکاس خانه هاي قديمي شهر مشهد است.ابراهيم ذهبي معروف به «سياح» متولد سال 1301 است که در سال 1353 مغازه عکاسي خود را دور ميدان حضرت تأسيس کرد و با اين اقدام اولين گام براي عکاسي «حرم-بارگاه» و يا همان عکاسي «زيارتي» برداشته شد.

عکاسي در پشت بام

عکاس پرده هاي عريض را مي گشايد؛ زائر عبا مي پوشد و در کنار همسر و فرزندانش دست احترام را برسينه مي فشارد.
يک، دو، سه و حالا تصويري رنگارنگ از ضريح، گنبد و بارگاه که خاطرات زيارت را به ثبت مي رساند.
عکاس هاي قديمي شهرمان معمولاً اين گونه عکس ها در آتليه و در برابر پرده اي که نقشي از حرم دارد، مي گرفتند.
کارشناسان معتقدند: عکاسي زيارتي در زير گروه عکاسي فوري قرار دارد و يکي از مردمي ترين انواع عکاسي است که در شهر هاي زيارتي پا گرفته است.
از ويژگيهاي منحصر به فرد آن مي توان به عدم ايجاد آرشيو و انتشار آن به دورترين نقاط داخل و خارج از کشور توسط مشتريان اشاره کرد.
گوهر دشتي از پژوهشگران هنر عکاسي درباره سابقه 60 ساله عکاسي زيارتي در مشهد مي گويد: زائر براي رسيدن به اعتقادات و باورهاي خود سفر مي کند، ثبت حضور در اماکن مقدس به وسيله دوربين عکاسي بهترين راه براي جلوه باورهاي مذهبي آنها است و اين گونه بود که عکاسخانه هايي در مشهد به وجود آمد که کارشان به نام عکاسي حرم بارگاه شناخته شده است.
وي مي افزايد: عکاس زيارتي و زائر هر دو تلاش مي کنند، فضايي روحاني در تصوير به وجود آورند تا به يادگار ثبت شود و حضور ذهني و مذهبي آنها را با هم همراه کند. اين تعاملي است بين فرهنگ و اعتقادات مذهبي مردم و تکنولوژي ثبت تصوير.
وي ادامه مي دهد: البته اين نوع عکاسي بسته به شرايطي تاريخي و فرهنگي دستخوش تغييرات فراوان شده، زيرا بافت اجتماعي که عکس در متن آن به وجود مي آيد معناي فرهنگي بسيار متفاوتي به عکس مي دهد.
وي معتقد است: اولين کساني که شروع به عکاسي در اطراف حرم از زائران کردند، عکاساني بودند که عکاسخانه نداشتند و به صورت سيار در اطراف حرم امام رضا(ع) فعاليت مي کردند.
وي مي گويد: آنها اغلب مشتريان را به پشت بام هاي خانه هاي اطراف حرم، جايي که نماي خوبي داشته باشد مي بردند و از مردم طوري که حرم در منظره پشت سر آنها قرار مي گرفت عکس مي گرفتند.
وي مي افزايد: اما حمل دوربين سنگين و ابزار کار و لنزهاي نامناسب مشتري و عکاس را راضي نمي کرد و از اين رو مونتاژ عکس مورد استقبال قرار گرفت. بعد از آن بود که مونتاژ عکاسي با پرده هاي نقاشي شده باب شد.

راز سحر پرده ها

در عکاسي زيارتي مهم ترين مسأله و محور اصلي، پس زمينه پرده است.
مطالعات نشان مي دهد: پيشينه استفاده از پرده، به عنوان پس زمينه در عکاسي، به همان ابتداي شروع عکاسي برمي گردد.
از عللي که براي استفاده از پرده گفته شده است، يکي الهام گرفتن از نقاشي پرتره و سپس راهي براي جداسازي موضوع از فضاي اطراف آن و جلب تمامي توجه به سوژه موردنظر بوده است.
اما در عکاسي زيارتي پرده وسيله اي براي بيان زيبايي و بازسازي دنياي خاطره است.
پرده هاي زيارتي خيال انگيزند، فضاهاي ذهني و مذهبي با هم همراه مي شوند تا زمينه اي که زائر در آن قرار مي گيرد، به يادگار باقي بماند.
وبه همين دليل است که خيلي از زائراني که در پرده ها عکسي به يادگار گرفته اند آن را از جنس رؤيا و پرده اي از دنياي ماورايي مي دانند.
از پيشکسوتان نقاشان پرده هاي حرم بارگاه مي توان به غلام حسين عربلين( 13401276 ) اشاره کرد که از کاشيکاران حرم امام رضا(ع) بوده است.
پسر و نوه اش رسول و حميد عربلين جزو عکاسان فوري بودند که عکاسخانه نداشتند و در پايگاه هاي خياباني در اطراف حرم کار مي کردند.
به گفته حميد عربلين تاريخ يکي از اولين پرده هاي زيارتي که پدربزرگش کشيده است، به تاريخ 1325 ه.ق برمي گردد.
البته عکس پرده ديگري نيز در کاخ موزه گلستان نگهداري مي شود که آن را ابوالقاسم ابن محمد نوري در سال 1323 ه.ق از پرده عکاسخانه بهاءالممالک برداشته است.
موضوعات پرده ها مضامين و مکانهاي قدسي است که بيشتر به حرم، گنبدها، بارگاه ها، گلدسته ها، صحن ها، ضريح، ضمانت آهو و...مربوط مي شود.
پژوهشهاي نسرين ترابي در اين زمينه حاکي است عکاسان قديمي پرده هاي نقاشي شده بزرگي داشتند که در خيابانهاي اين شهر به سختي حمل و نقل مي شد، از اين رو اندازه هاي کوچک تري از پرده ها نقاشي شد تا حمل و نقل و کپي برداري از آن براي استفاده در مونتاژ با عکس مشتري راحت تر باشد.
پرده هاي بزرگ تر به داخل مغازه هاي عکاسي يا همان عکاسخانه ها منتقل شد و بعد از آن بود که به جاي مونتاژ در عکاسخانه ها، زائران جلوي پرده مي ايستادند و عکس مي گرفتند.
اين در حالي بود که رنگ آميزي عکس هاي سياه و سفيد در عکاسخانه هاي حرم- بارگاه بسيار رايج بود معمولاً پس زمينه پرده ها را رنگ آميزي مي کردند تا به واقعيت فضا نزديک تر شوند.
با اين حال عکاسان اين بخش طي سالهاي کار خود، هميشه به اين خواست مشتري که قرار گرفتن در طبيعي ترين و واقعي ترين منظره حرم و بارگاه رضوي بوده، توجه داشته اند و در اين راستا در دورانهاي مختلف سعي در ايجاد تصاويري هرچه شبيه تر به واقعيت کرده اند.
در اين باره جواد رضايي يکي از عکاسان اين شهر مي گويد: معمولاً زائران بر اساس نوع نگرش و سليقه يکي از پرده ها را انتخاب مي کردند و برخي از آنان با پوشيدن عبا عکس مي گرفتند.
وي با اشاره به فعاليت 350 تا 400 عکاسي در اين بخش، مي افزايد: اغلب عکسها چند روز بعد بنا به سفارش مشتري با قاب يا بدون قاب تحويل زائران مي شد.
وي با بيان اينکه در کنار زائران، برخي از مشهديها نيز عکس هاي زيادي با اين پرده ها گرفته اند ادامه مي دهد: عمر برخي از اين پرده ها بالاي 30 تا 40 سال بود که در اثر مرور زمان و استفاده زياد برخي از اين آثار نقاشي لطمات زيادي ديد.
وي با بيان اينکه کانون عکاسي ها، اطراف حرم مطهر بود تصريح مي کند: برخي از اين عکسها توسط زائران خارجي به کشورهاي مختلف نيز برده شده است.
وي در خصوص استفاده از پس زمينه به عنوان عامل مهم مي گويد: اغلب پس زمينه ها در عکاسي زيارتي قديم، نقاشيهاي قهوه خانه اي بوده که با نوعي هنر عاميانه با تکيه با خلاقيت، ذوق و احساسات نقاشان چيره دست همراه بوده است.
وي درباره صحنه آرايي اين عکسها نيز مي گويد :به جز پرده که از مهم ترين ابزار عکاسي زيارتي آن زمان به شمار مي آمد، صحنه آرايي ها و لباس هاي مذهبي و ژست هاي مشتريان خيلي مهم بود زيرا اغلب مشتريان مي خواستند از حيث نشانه هاي ظاهري نيز به حرم نزديک باشند، از اين رو گاهي اوقات از مجسمه هايي چون آهو براي صحنه آرايي عکس ها استفاده مي شد.
وي با بيان اينکه بچه ها طرفداران سرسخت عکس گرفتن با مجسمه آهو بودند ادامه مي دهد: در آن زمان برخي از عکاسان با ارايه آلبوم نمونه هايي از عکسهاي خود، قدرت انتخاب زايران را افزايش مي دادند.
وي مي گويد: برخي از عکاسان نيز با قاب گرفتن و نمايش عکس هاي چهره هاي محبوب مردم و يا هنر مندان، براي ترغيب زائران به عکس گرفتن تلاش مي کردند که اکنون نيز از آن استفاده مي شود .
وي در ادامه با اشاره به جايگاه عکس هاي حرم در فرهنگ زيارت و يادآوري خاطرات شيرين سفر به قطعه اي از بهشت، تصريح مي کند: در گذشته امکان سفر به مشهد مثل الان راحت نبود و معمولا سفر با مشقت هاي زيادي همراه بود، از اين رو خيلي ها امکان سفر مجدد به اين شهر مقدس را نداشتند، به همين دليل عکسها گرفته شده که ياد آور خاطرات زيارت بارگاه مطهر امام رضا(ع) بود، براي زائران بسيار عزيز بوده و هست.
وي با اشاره به دلايل ماندگاري اين عکس ها تصريح مي کند: خيلي ها را مي شناسم که با عکس هاي خود ارتباط معنوي خاصي برقرار کرده اند و از راه دور با ديدن اين عکس ها دلهاي خود را روانه حرم مطهر آقا مي کنند .

بهترين سوغات

اما داستان عکسهاي حرم- بارگاه، با ورود دوربين هاي پولارويد دچار تغييراتي شد و از آن زمان به بعد عکسهاي فوري باب شد.
محمد چرمساز يکي از عکاسان قديمي مشهد در تشريح تغييرات ايجاد شده در اين نوع عکاسي مي گويد: به جرأت مي توان گفت پيشرفت هنر عکاسي در اين شهر مرهون عکاسي زيارتي است.
وي با بيان اينکه حرم- بارگاه هويت و نشانه بارز اين نوع عکاسي است مي افزايد: يک دوربين، چند تا نورافکن ريز و دشت و يک پرده عريض نقاشي تنها ابزار اين نوع عکاسي بود که در دهه 50 تا 60 رواج زيادي داشت .
وي با بيان اينکه عکس هاي گنبد و بارگاه سوغات ويژه مشهد بود ،تصريح مي کند: خوب به ياد دارم که بعضي از زائران در هنگام ديدن عکس خود چنان ذوق زده مي شدند که انگار دنيا را به آنان داده ايم.
وي با اشاره به فعاليت تعدادي از عکاسان فوري در گذشته اي نه چندان دور در اطراف حرم مطهر مي گويد: با توجه به اينکه بعضي از زوارها براي برگشت به شهرهايشان زمان زيادي نداشتند، براي عکس گرفتن به سراغ عکاس فوري مي رفتند، زيرا عکاسان به وسيله اين دوربين ها مي توانستند عکس را فوري به مشتري تحويل دهند.
وي مي افزايد: اين عکاسان از نماي خود حرم، به عنوان زمينه استفاده مي کردند و قيمت ارزان تري داشتند. اما خيلي ها هم عکس با پرده ها را به دليل جاذبه هاي آن ترجيح مي دادند.
وي با بيان اينکه تعدادي از عکاسان با استفاده از همين پرده ها عکس فوري مي گرفتند ادامه مي دهد: پرده ها کاربرد فراواني داشتند و به نظر من مهمترين ويژگي عکاسي آن دوره همين پرده ها بود که اکنون نيز با وجود دوربين هاي مدرن امروزي، عده اي را بازهم به سوي خود مي کشاند.
وي خاطرنشان مي کند: البته رشد عکاسي حرم- بارگاه، علاوه بر عکاسان و نقاشان مديون تعدادي از نوجواناني هم بود که درکنار خيابانها با گفتن جملات جالب و زيبا مردم را به عکس گرفتن در کنار اين پرده ها دعوت مي کردند.
وي استفاده از پوستر را اولين رويدادي مي داند که به از دور خارج شدن پرده ها و افول اين نوع عکاسي انجاميد. زيرا در اين روش، عکاسان عکسي ساده از زائر مي گرفتند و با بريدن عکس و چسباندن آن بر روي زمينه پوسترها و قاب کردن عکس، آن را به مشتري تحويل مي دادند.
چرمساز با اشاره به اين موضوع مي گويد: البته ناگفته نماند که با ورود دوربين هاي کوچک ارزان قيمت و فراگير شدن استفاده ازآن بتدريج خيلي از زائران با دوربين هاي شخصي خود عکس مي گرفتند اما عکسهاي آنان اغلب حس عکسهاي پرده اي را نداشت.
وي درباره سرنوشت عکاسان دور ميدان حرم نيز مي گويد: با طرح گسترش حرم، خيلي ها به طبقه دوم بازار رضا و عده اي هم به کوچه و خيابانهاي اطراف نقل مکان کردند، اما با خراب شدن مغازه ها و ورود دوربين هاي خانگي بسياري از قديمي ترها کار را رها کردند و به جوانترها سپردند.
وي درباره مشتريان اين نوع عکسها هم مي گويد: زائران ساکن در مسافرخانه ها و هتلها از مشتريان اين نوع عکاسي بوده اند. از نظر مليتي بجز ايرانيان از اقصي نقاط کشور، عربهاي حوزه خليج فارس و کويتي ها و عراقيها نيز مشتريان پرو پا قرص اين نوع عکاسي بوده اند.

مفاهيم اعتقادي در عکس رضوي

کارشناسان معتقدند: عکاسي به عنوان يک ابزار هنري، نقش مهمي در ترويج معارف اسلامي ايفا مي کند.
از اين رو شاهديم، اين هنر در قالبهاي سنتي و نوين خود همواره نقشي سازنده در ترويج و تبيين معارف رضوي داشته است.
مرتضي لطفي، مدرس عکاسي نيز با بيان اينکه از زمان ورود اين هنر به مشهد همواره حرم امام رضا(ع) محور توجه و سوژه اصلي عکاسان بوده است، مي افزايد :اين توجه مشهد را به زادگاه هنر عکاسي«حرم - بارگاهي» به عنوان يک شيوه منحصر به فرد در جهان مبدل نمود.
وي با بيان اينکه در عکس بارگاهي اعتقادات معنوي زائران نقشي اساسي دارد، تصريح مي کند: اين عکس ها که زائران را دست بر سينه در کنار پرده هاي نقاشي حرم امام رضا(ع) به تصوير مي کشيدند و بيانگر حس و حال زيارت آنها بودند، در حقيقت بهترين سوغات براي تداعي خاطرات سفر محسوب مي شدند.
وي ادامه مي دهد: در شيوه عکاسي بارگاهي عکس از قداست خاصي برخوردار است و رنگي از مفاهيم اعتقادي و مذهبي دارد، که با پيشرفت تکنولوژي در شيوه هاي نوين عکاسي اين معناگرايي و تقدس تا حدودي از ميان رفته است.
اين مدرس عکاسي خاطر نشان مي کند: علاوه بر زائر که با حال و هواي زيارت براي گرفتن اين عکس حاضر مي شده، عکاس نيز با اعتقادات ديني عکاسي مي کرده است.
وي با بيان اينکه انجام پژوهش دقيقي درباره عکاسي بارگاهي مي تواند اين شيوه را در ابعاد جهاني معرفي کند، مي افزايد: اين شيوه عکاسي، از سوي عکاسان و مردم مورد توجه جدي قرار نگرفته و اين در حالي است که عکسهاي موجود از اين شيوه کاملاً منحصر به فرد هستند.
وي تأکيد مي کند: با توجه به عدم آرشيو نگاتيو در اين شيوه، هر زائري در نقاط مختلف ايران نمونه هايي از اين عکس ها را در اختيار دارد که مي توان با جمع آوري و پژوهش درباره آن به معرفي اين شيوه عکاسي در جهان پرداخت.
لطفي درباره امکان نزديکي شيوه هاي نوين عکاسي با عکاسي بارگاهي که در قديم رواج داشته اظهار مي دارد: در شيوه هاي نوين عکاسي فقط ابزار تغيير يافته و تجهيزات پيشرفته جايگزين شده است، پس اين امکان وجود دارد که هنرمند عکاس با نگاهي معنوي و اعتقادي به هنر عکاسي ميان شيوه هاي نوين امروزي و روش هاي گذشته ارتباطي درست و منطقي برقرار کند.
وي مي گويد: عکاسي چه زماني که از بارگاه آن امام رئوف باشد و چه آنگاه که تصويرگر حال و هواي زائران شود، بر اساس فرهنگ غني اسلامي و اعتقادات ديني است.

پرده آخر

همانطورکه ذکر شد عکاسي زيارتي نوعي از عکاسي مستند اجتماعي است که به دليل ارتباط تنگاتنگ و معنوي با مخاطب، در کشور ما از اهميت بسيار بالايي برخوردار است.
اين در حالي است با ورود فناوري و دانش امروزي، عکاسي زيارتي دست خوش تغييرات اساسي شده است.
با اين همه اکنون پرده ها که پر از رمزگان و نشانه هاي زيارتي بودند، کمتر استفاده مي شوند، عکاسي ها يکي پس از ديگري تغيير کاربري مي دهند و عکاسان قديمي هم يا بازنشسته شده اند و يا گرفتار کنج خانه.
در پس اين زايش که «سوغات» مدرنيته است، به نظر مي رسد سير دگرگوني و نو شدن همچنان در جريان است و براي اين جريان از درون خود راه حل مي جويد، راه حلي که سرنوشت اين هنر ماندگار را به بايگاني تاريخ پيوند ندهد. زيرا عکس حرم- بارگاهي با همه فراز و نشيب هايش هنوز هم در کادر است و خيلي ها آن را به يادگار «سوغات» مي برند...

  


هنر عکاسي ابزاري مناسب براي اشاعه معارف ديني



اسماعيل عباسي، کارشناس هنر عکاسي معتقد است: با وجود پيشرفت هايي که ژانر عکاسي مستند اجتماعي ايران در سالهاي اخير به دست آورده است، اما متأسفانه امروزه و به دلايل مختلفي که هر کدام از آنها نيز قابل بررسي است، مورد بي مهري فراوان قرار گرفته است.






وي مي گويد: عکس، رسانه اي تأثيرگذار براي احياي بخشي از تاريخ و فرهنگ سرزمين ماست.
وي همچنين با اشاره به تغييراتي که به واسطه ورود تکنولوژي در عکاسي زيارتي ايجاد شده است، مي افزايد: با ورود تکنولوژي و دانش امروزي، عکاسي زيارتي دستخوش تغييرات اساسي شده و عناصر جديد وارد کادر تصوير شده است که هيچ ربطي به هويت ملي و مذهبي ما ندارد که بايد براي ممانعت از گسترش اين آسيب، راهکار هاي مناسبي انديشه شود.
عباسي در خصوص ضرورت احياي ژانر عکاسي زيارتي خاطرنشان مي کند: عکاسي زيارتي نوعي از عکاسي مستند اجتماعي است که به دليل ارتباط تنگاتنگ و معنوي با مخاطب، در کشور ما از اهميت بسيار بالايي برخوردار است و نگاه به اين عکس هاي تاريخي، حس نوستالژيک مخاطب نسبت به گذر زمان را بر مي انگيزد.
وي با تأکيد بر اهميت عکاسي مستند اجتماعي تصريح مي کند: شايد به راحتي نتوانيم عکاسي شهر را در يک قالب و تعريفي خاص بگنجانيم، عکاسي شهر در شاخه هاي مختلف، تعاريف خاص خودش را دارد و در عين حال يکي از زيرشاخه هاي عکاسي مستند اجتماعي نيز به شمار مي آيد.
وي مي افزايد: ابزار هاي ثبت، عکس، فيلم و نوشته است که عکس يکي از بهترين راه هاي ثبت تاريخ براي آيندگان است.
وي خاطر نشان مي کند: در فيلم و عکس اصل موضوع، عنصر انديشه و فکر است و مهم حسي است که عکس به مخاطب مي دهد، اين مساله يکي از ويژگيهاي عکس زيارتي است.
همچنين فرامرز عامل بردبار، عکاس مطبوعات در خصوص نقش اين هنر در تبيين معارف اسلامي ميگويد: زائراني که به قصد زيارت به مشهد مقدس سفر مي کنند، معمولاً هنگام برگشت در کنار سوغات و خاطرات خوشي که از زيارت امام هشتم (ع ) دارند، يادگاري معنوي را که همان عکس زيارتي باشد با خود به همراه مي برند.
وي مي افزايد: عکس هاي فوق به تنهايي يک رسانه قوي براي ترويج فرهنگ زيارت به شمار مي آيند که اين رسانه در دورترين نقاط کشور که حتي برخوردار از رسانه ملي هم نيستند، مي تواند نقش بسزايي در ارتباط معنوي و نشر معارف اسلامي و سفر هاي زيارتي داشته باشند.
وي ادامه مي دهد: با توجه به اينکه پيش کسوتان اين حرفه يا از دنيا رفته اند و يا ديگر به دليل کهولت سن به اين حرفه اشتغال ندارند، جا دارد مسؤولان فرهنگي و دلسوزان هنر، نسبت به احياي اين رشته از عکاسي، کمر همت بگمارند، زيرا عکاسي که در حال حاضر به عنوان عکاسي زيارتي وجود دارد، نه مورد قبول هنر دوستان و نه حتي زائران مي باشد.
وي پيشنهاد مي دهد، با توجه به ايجاد مراکز آموزشي تخصصي در هنر عکاسي، مي توان نسبت به آموزش عکاسي زيارتي يا همان حرم- بارگاهي اقدام نمود.
در همين حال يک عکاس خراساني نيز مي گويد: هنر عکاسي مي تواند در اشاعه و صدور بصري فرهنگ ديني و به طور تخصصي تر فرهنگ رضوي به سر تا سر جهان، نقشي مهم و سازنده ايفا کند.
احمد خادم الحسيني مي افزايد: مهمترين عامل انتقال بصري مفاهيم، هنر عکاسي است و مي توان از اين هنر در معرفي باورهاي ديني و اعتقادي بهترين بهره را برد.
وي ادامه مي دهد: ديدن يک عکس مذهبي مي تواند به تحول افراد بينجامد پس بايد براي بهره گيري از اين ويژگي نگاهي وسيع و عميق داشت.
وي با بيان اينکه بايد جايگاه عکس در حوزه دين شناخته شود، خاطر نشان مي کند: با توجه به جايگاه مذهبي کشورمان در جهان بايد از هنر عکاسي حمايت شده تا در معرفي باورهاي اعتقادي مان به جهانيان موفق باشيم.
وي در ادامه اظهار مي دارد: براي موفقيت نياز به بهره گيري از نيروي انساني و تفکر و انديشه است، که عکاسان خراساني در ترويج فرهنگ ديني و بويژه فرهنگ رضوي از اين توان بهترين بهره را برده اند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com