|
*مليحه پژمان
هيچ کس نيست که خاطره ظهور فرزندي از عالم تشيع را که در اواسط دهه 70 حيرت بسياري از مردم دنيا را برانگيخت، در حافظه

تاريخي ذهنش ثبت نکرده باشد. پسر کوچکي که با جثه اي ظريف، دريايي سرشار از حقيقت قرآن را در سينه داشت.
سيد محمدحسين طباطبايي(علم الهدي) تنها حافظ کل قرآن خاندان طباطبايي نيست، بلکه ساير اعضاي اين خانواده الفت ويژه اي با قرآن دارند و همين مسأله باعث شده تا سيد محمدحسين نيز از کودکي قرآن را فرا بگيرد. او متولد سال 1369 است و از 2/5 سالگي حفظ قرآن را شروع کرده است. محمد حسين در حال حاضر سال دوم درس خارج فقه را پشت سر گذاشته و در کنار آن تحصيلات مدرسه را هم دنبال مي کند. وي تصميم دارد در کنار دروس حوزوي، دانشگاه را هم دنبال کند تا در هر دو زمينه تسلط علمي داشته باشد.

ماه مبارک رمضان، ماه بهار قرآن و نزول برکات است، در اين فرصت مغتنم، گفتگويي داشته ايم با سيد محمدحسين طباطبايي، تا از حلاوت و شيريني انس او با قرآن بيشتر بدانيم. او در مورد نحوه حفظ کل قرآن در کودکي اش مي گويد: حفظ قرآن را از 2/5 سالگي شروع کردم و از آنجا که خانواده ام حافظ قرآن بودند، تحت تأثير اين شرايط قرآني، علاقه مند به حفظ قرآن شدم. يادم هست در همان سن کودکي همراه مادرم به کلاسهاي حفظ قرآن ايشان مي رفتم.وقتي مادرم به بچه ها درس مي داد، من هم گوش مي کردم. بسياري از آيات در اين شرايط در حافظه ام ثبت شدند، حال آنکه کسي متوجه نمي شد من توانايي حفظ قرآن را دارم. تا اينکه يک شب در منزل ميهمان داشتيم و يکي از بستگان از من چند سؤال قرآني کرد. مادرم گفتند سيد محمدحسين حافظ نيست، از خواهرانش سؤال کنيد که حافظ هستند؛ اما او اصرار مي کرد که من دوست دارم از محمد حسين سؤال کنم. وقتي سؤال کرد، من جواب دادم و خانواده ام به توانايي ام در حفظ پي بردند.از آن روز به بعد همراه پدرم شروع به حفظ قرآن کردم و به لطف خدا در 5/5 سالگي موفق به حفظ کل قرآن شدم. مي پرسم در طول روز معمولاً چقدر تمرين داشته است. طباطبايي در اين زمينه مي گويد: من سن کمي داشتم و مشغله هاي خاصي هم در اين شرايط وجود ندارد، پس در هر لحظه اي که امکان داشت تمرين مي کردم، حتي در حين بازي. از طرفي، نمي توانستم قرآن را از رو بخوانم و پدرم برايم مي خواندند و من گوش مي کردم. در کنار آن، کتابهاي ديگري هم به نام«آهو» داشتم که بيشتر حروف قرآني در آن بود و به من کمک کرد در 4 سالگي موفق به خواندن شوم.ضمن اينکه روش اشاره هم به من کمک بسياري در اين زمينه کرد. در اين روش، آيات و کلمات قرآن با زبان اشاره بيان مي شد. و اين روش تازه ابداع شده بود؟ بله، اين روش توسط پدرم ابداع شده بود و قبل از آن فقط زبان اشاره ناشنوايان کاربرد داشت و اين زبان اشاره معاني قرآني بود.اولين نفري که به اين روش آموزش ديد، من بودم. برنامه مرور هم داشتم و گاهي اوقات تا ساعت 2 بعد از نيمه شب تمرين داشتم. مي پرسم اين شيوه فشرده تمرين براي شما در آن سنين کم دشوار نبود، که در ادامه مي گويد: خير، به هيچ وجه. چون محيط قرآني منزل اين شرايط را برايم راحت تر کرده بود و در اين فضا دايم تمرين و تکرار وجود داشت.
از او مي پرسم امکان اين وجود دارد که يک حافظ قرآن، روزي برخي از قسمتها را از ياد ببرد، اين حافظ قرآن مي گويد: بله، امکان دارد. خيلي ها در اثر سهل انگاري و تمرين نکردن، آيات را فراموش کرده اند. بايد برنامه مرور قرآن براي حافظان مداوم باشد و روشهاي ويژه اي براي تمرين داشته باشند. من هم در طول روز اوقاتي را به تمرين و مرور آيات قرآني اختصاص داده ام. طباطبايي در آن روزهاي کودکي حتي تفسير برخي از سوره هاي قرآن را هم در برنامه هاي تلويزيوني اش دنبال مي کرد؛ مثل تفسير سوره مريم در ماه مبارک رمضان همان سالها.
از او مي پرسم آيا اين تفسير و ترجمه ها هم با همان روند حفظ قرآن دنبال مي شدند که مي گويد: بله، ترجمه قرآن هم در کنار حفظ آن به من آموزش داده مي شد؛ يعني حفظ آيات عربي با ترجمه فارسي و در کنار آن تفسيرهاي ساده اي را هم از آيات مي خواندم و حفظ مي کردم. از جمله کارهايي که در اين برنامه ها دنبال مي کردم، مکالمه با آيات قرآن بود که اين شيوه فقط مختص برنامه هاي قرآني نبود، بلکه در منزل و ساير جاهاي ديگر هم مکالمه با آيات برقرار بود. يادم هست کتابي هم با محوريت همين برنامه هاي تلويزيوني در سنين 7 يا 8 سالگي به چاپ رسيد.طباطبايي در طول دوران کودکي اش براي اجراي برنامه، سفرهاي بسياري به کشورهاي خارجي داشت. از او در مورد اين سفرها مي پرسم که در پاسخ مي گويد: اولين سفرم به خانه خدا بود، پس از آن کشور بوسني و هرزگوين که در آنجا برنامه هاي بسياري داشتم و ديپلم افتخاري هم از طرف رئيس برنامه هاي قرآني اين کشور آقاي عزت بگوييچ دريافت کردم. سفري به کشور انگلستان داشتم و مدتي طولاني در آن جا برنامه هايي را اجرا کردم. به کشورهاي عربي نظير قطر، امارات و ... هم سفر کرده ام.طباطبايي در پاسخ به اين سؤال که نگاه مردم کشوري مثل انگلستان به قرآن چگونه بود، مي گويد: البته، سفرم به انگلستان به دعوت عربهاي مقيم آنجا صورت گرفت. يادم هست زماني که به انگلستان رفتم، ماه محرم بود و 11 شب برنامه سخنراني در حسينيه شيعيان آنجا داشتم. در اين برنامه ها افرادي غير از شيعيان هم شرکت داشتند و حضور من به عنوان حافظ خردسال باعث تعجب بسياري از آنها بود. در طول روزهايي که در انگلستان بودم، به شهرهاي اطراف لندن هم سفر کردم. به هر حال، برخي از خارجي هاي غيرمسلمان هم مي آمدند و برنامه ها را با استقبال دنبال مي کردند.سيد محمدحسين سالهاست در يک خانواده قرآني زندگي مي کند و الفت ديرينه اي با قرآن دارد. او از تجربيات قرآني اش در طي اين سالها اين گونه ياد مي کند: انس با قرآن به زندگي انسان جهت مي دهد و زندگي با جهت الهي، توأم با موفقيت و تعالي در دنيا و رستگاري آخرت است. قرآن به همه سؤالهاي ما پاسخ مي دهد، قرآن آمده تا زندگي ما را بهتر کند، چرا از آن غفلت مي کنيم؟! قرآن هديه خداوند به ماست و ما را به مسير حق رهنمون مي شود.بارها شنيده ايم که قرائت قرآن از دنيا تا لحظه مرگ همراه انسان است، ولي درک و تفکر در قرآن و ترجمه آن از لحظه مرگ تا قيامت همراه انسان است. از اين حافظ کل قرآن در اين مورد مي پرسم که مي گويد: کساني که قرآن را قرائت مي کنند، جزاي خير آن را در دنيا و تبعات معنوي اش را چندين برابر در برزخ و قيامت دريافت مي کنند. در برزخ، آيات به کمک انسان مي آيند.
اما در قيامت قرآن به شکل جواني به انسان ظاهر مي شود و به هر که در دنيا حافظ قرآن بوده و به فهم آيات آن رسيده، مي گويد، اين آيات را بخوان و او هر آيه را که مي خواند، يک درجه از بهشت را به سمت بالا طي مي کند. اما آنکه قرآن را فقط قرائت کرده، در عين اينکه بهشت نصيب او مي شود، به درجات بالا در بهشت نمي رسد.قرآن مي گويد اگر من را حفظ کرده بودي، تو را به درجات عالي مي رساندم. قرآن شفيع و شفاعت کننده است، اگر حتي آن را ادا کنيم و حق قرآن با تدبر و فهم در آيات آن به وجود مي آيد. قرآن تسکين دهنده و آرام بخش دلها و دژي محکم در برابر هجمه هاي شيطان است.
مي گويند انسان هدفمند و قرآني، دورنماي زندگي اش را در آينده مي بيند. از طباطبايي در اين مورد مي پرسم که مي گويد: بيشتر دوست دارم در تفسير قرآن نوآوريهايي را ارائه کنم، تا همگان اطلاعات ويژه اي از قرآن دريافت کنند. از خدا مي خواهم مثل هميشه مرا ياري کند. در کنار آن تحصيلاتم را هم در هر دو زمينه علمي و فقهي ادامه خواهم داد.
قرآن يک دوست خوب در تمامي وجوه زندگي انسان است. مولاي متقيان مي فرمايند:«قرآن نصيحت کننده اي است که هرگز خيانت نمي کند و هيچ غل و غشي در رفاقت آن نيست». من هم طبق اين روايت مي گويم، قرآن بهترين رفيق انسان است و در مشکلات به ما کمک مي کند. حفظ قرآن و جاي دادن آن در سينه، به انسان سکينه و آرامش مي دهد؛ آرامشي که در اين دنياي شلوغ به آن نيازمنديم، پس از آن غفلت نکنيم.
طباطبايي در پاسخ به اين سؤال که؛«دشوارترين سؤالي که پاسخ آن را از قرآن دريافت کرده ايد؟» چيست، به اتفاق جالبي اشاره مي کند و مي افزايد: من مشکلات بسياري داشته ام که از قرآن پاسخ آن را دريافت کرده ام. از جمله اتفاقي خاص که در کودکي و در يکي از برنامه هايم تجربه کردم.در سفري که به قطر داشتم، طي برنامه اي عده زيادي از اعراب شرکت داشتند. قرار شد هر کسي سؤالي از من بکند و من آن را با آيه اي از قرآن جواب بدهم. سال 1998 بود و دو ماه قبل از جام جهاني فرانسه. شخصي بلند شد و پرسيد به نظر شما ايران و آمريکا چند چند مي شوند؟ به اين سؤال از قرآن جواب بده! من هم تعجب کردم؛ مدتي فکر کردم و يادم نمي آمد که آيه اي داشته باشيم که به ايران و آمريکا اشاره کند. از طرفي، قول داده بودم همه سؤالها را با قرآن جواب بدهم. کمي فکر کردم و تنها آيه اي که يادم آمد و مي توانستم بر آن استناد کنم، آيه سوره روم بود با اين عنوان:«غلبت الروم» يعني روم شکست مي خورد. چون ايراني ها با مردم روم جنگيدند و روم مغلوب شد. 2 ماه بعد که در شروع جام جهاني ايران، آمريکا را شکست داد، تمام روزنامه هاي قطري اين تيتر را زدند که غلبت الروم، پيش بيني طفل ايراني در دو ماه گذشته محقق شد و آمريکا مغلوب ايران گرديد.
و در نهايت آرزوهاي سيد محمدحسين طباطبايي در ماه رمضان؟ فرج و سلامتي آقا امام زمان(عج)، شفاي بيماران، عاقبت به خيري همه ... |