تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
گزارش
حوادث
ضربان
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
يادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-09-07
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 16شهریور ماه 1388

[ هنري ]
 * رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار جمعي از شعرا:
نهال شعر انقلاب به بالندگي رسيده است
 * نگاهي به فيلم سينمايي «خاک آشنا» ساخته بهمن فرمان آرا؛ عشق و خاک
 * خوانش شعري از جليل صفربيگي ؛ خلق جهان در ساحت زبان
 * حسن ناهيد: بزرگان موسيقي جايزه ويژه ندارند
 * براي 107 سالگي فيلم «سفر به ماه» ؛
آثار برتر تاريخ سينما در گونه علمي - تخيلي معرفي شدند
 * چهارمين جشنواره بين المللي هنرهاي تجسمي «پرتو حسن» آغاز به کار کرد
 * عنوان فيلم حيرت انگيز سال جشنواره ونيز به ساخته جديد «ورنر هرتزوگ» رسيد
 * بخش ملي و بخش تجربه هاي نو «صندوق مستند ايران» فراخوان داد
 * از سوي دانشگاه تگزاس انجام مي شود ؛ انتشار ديجيتالي 4000 اثر از آلن پو

رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار جمعي از شعرا:
نهال شعر انقلاب به بالندگي رسيده است



گروه هنر - همزمان با سالروز ولادت کريم اهل البيت امام حسن مجتبي(ع) جمعي از شعرا، فرهيختگان و اهالي فرهنگ، هنر و ادب





عصر روز شنبه در فضايي صميمي با حضرت آيةا... خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي ديدار و گفتگو کردند.
پس از اين گفتگوي صميمانه حاضران نماز جماعت مغرب و عشا را به امامت رهبر انقلاب اسلامي اقامه و روزه خود را همراه با ايشان افطار کردند.
در ادامه، تعدادي از شاعران جوان و پيشکسوت در حضور رهبر انقلاب اسلامي، سروده هاي خود را با مضامين حماسي، ديني، اخلاقي و اجتماعي قرائت کردند.
حضرت آية ا...خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در اين مراسم، با اشاره به ارتقاي سطح و رشد تحسين برانگيز شعر مجموعه شاعران انقلاب خاطرنشان کردند: لفظ، معنا، آهنگ، گزينش واژگان و گسترش تخيل، همه نشان دهنده رشد و بالندگي نهال شعر در کشور است.
ايشان شعر دوران انقلاب را يک حرکت مستمر، روبه جلو و داراي اوج ارزيابي و با اشاره به افزايش کيفي شعر شاعران پيشکسوت و رويشهاي شگفت انگيز نسل جوان کشور افزودند: شعر انقلاب تاکنون آزمون موفقي را پشت سر گذاشته است ضمن آنکه حرکت بالنده شعر انقلاب بايد به سمت اهداف و آرمانهاي انقلاب استمرار يابد.
حضرت آية ا... خامنه اي با تأکيد بر اينکه اهداف و آرمانهاي انقلاب مجموعه اي از ستاره هاي درخشان است که جهت پرواز را مشخص مي کند، افزودند: شعر انقلاب بايد در خدمت مفاهيم و آرمانهاي رفيع انقلاب همچون عدالت، اخلاق، «استقلال حقيقي از جمله استقلال فرهنگي» و بازيابي هويت ايراني و اسلامي قرار گيرد و ما در دوران دفاع مقدس ديديم که ملت ايران مي تواند به سمت آرمانهاي خود پر بگشايد و پرواز کند.
ايشان حوادث اخير قبل و بعد از انتخابات در کشور را مانند يک رزمايش، موجب آشکار شدن نقاط ضعف و قوت و در مجموع يک نعمت بزرگ دانستند و با تشريح وظيفه سنگين اهالي فرهنگ و هنر در اين قضايا خاطرنشان کردند: يک انسان هنري و فرهنگي وظيفه سنگين و خطير بازگويي حقيقت و «تبيين و تبليغ» را برعهده دارد و بايد براي درک حقيقت تلاش و مجاهدت کند چرا که در حوادث فتنه گون، شناخت عرصه و اطراف آن و تشخيص «مهاجم و مدافع» و «دوست و دشمن» دشوار است.
ايشان بصيرت را لازمه تشخيص و شناخت عرصه و ميدان دانستند و افزودند: اهالي فرهنگ و ادب گوشه اي از حرکت عظيم و مستمر انقلاب اسلامي هستند که بايد آنچه را به عنوان حقيقت مي فهمند با فصاحت و بلاغت، بيان کنند چرا که با شيوه سياستمداران نمي توان در عالم فرهنگ حرکت کرد بلکه بايد با تبيين و رساندن حقايق، گره گشايي کرد.
رهبر انقلاب اسلامي جنگ نرم را واقعيت امروز دانستند و با اشاره به تذکرات و سخنان بيست سال گذشته شان خاطرنشان کردند: وقتي انسان، تجهيز، صف آرايي، دهانهاي با حقد و غضب گشوده شده و دندانهاي با غيظ فشرده شده عليه انقلاب، امام خميني و آرمانهاي نظام اسلامي را مي بيند وجود اين جنگ نرم را باور مي کند هرچند ممکن است عده اي اينها را نبينند.
ايشان افزودند: در اين جنگ نرم وظيفه مجموعه فرهنگي اين است که هنر را تمام عيار و با قالبي مناسب به ميدان آورد تا اثرگذار شود.حضرت آية ا... خامنه اي در پايان اين ديدار به شعرا توصيه کردند: آثار قدما و اساتيد را بخوانيد و انس بگيريد، در انجمنها و جلسات نقادي، عيوب شعر را برطرف کنيد و هيچگاه متوقف نشويد.در همين رابطه تعدادي از شاعران حاضر در اين مراسم به بيان ديدگاههاي خود پرداخته اند.

* يوسفعلي ميرشکاک: جريان اصلي شعر معاصر در دست جوانان است

يوسفعلي ميرشکاک با بيان اين که جريان اصلي شعر معاصر در دست جوانان است، خواستار دادن فرصت بيشتري به شاعران جوان در جلسه هاي ديدار شاعران با مقام معظم رهبري شد.
يوسفعلي ميرشکاک، شاعر آييني، که در ديدار شاعران با مقام معظم رهبري حضور داشت، در گفتگو با فارس، با خوب ارزيابي کردن اين جلسه، گفت: غرض اين جلسه ها بيشتر تازه کردن ديدار با رهبري است، نه شعر خواندن. چون جريان شعر معاصر چندان در معرض ديد ايشان قرار نمي گيرد.
وي افزود: جريان شعر معاصر در دست شاعران جوان است و بسياري از شاعران جوان سالهاست به اميد خواندن شعري در محضر ايشان به اين جلسه مي روند، اما فرصت خواندن شعرشان را پيدا نمي کنند. چند نفري در اين جلسه شعر خواندند، اما جريان اصلي شعر معاصر يعني حضور جوانان مخفي است.ميرشکاک ادامه داد: در اين جلسه ها به دليل کمبود وقت يا ملاحظه هايي که در کار است به شاعران جوان وقت مناسبي داده نمي شود و نمي توان توقع چنداني در اين جلسه ها داشت. بهتر است در اين جلسه ها من، گرمارودي و مشفق کاشاني و ديگراني که سالهاست شعر مي خوانيم شنونده باشيم و فرصت را به جوانترها بدهيم.ميرشکاک درباره شعرهاي خوب و قابل توجه جلسه پريشب گفت: شعر مرتضي اميري اسفندقه خوب و قابل توجه بود. شعر علي معلم هم شعر بسيار خوب و حماسي اي بود که من از آن لذت بردم.وي در پايان گفت: چند خانم شاعر جوان هم در جلسه شعرهاي خوبي خواندند. علاوه بر اين، با اينکه ترکي نمي فهمم اما شعر ولي ا... کلامي هم شعر زيبايي بود و حضرت آقا هم از آن تجليل کردند.

* اسماعيل اميني: بيانات مقام معظم رهبري نشان دهنده رشد شعر انقلاب است

يکي از شاعران حاضر در مراسم شعرخواني شنبه شب گذشته مي گويد: از بيانات مقام معظم رهبري برمي آيد که شعر انقلاب رشد کرده است.اسماعيل اميني که از شاعران حاضر در مراسم شعرخواني شاعران نزد مقام معظم رهبري بود، به فارس، گفت: اين مراسم مثل هر سال در فضايي دوستانه برگزار شد؛ با اين تفاوت که امسال بيشتر دوستان جوانتر شعر خواندند و آقا هم استقبال کردند.
وي ادامه داد: جوانها شعرهاي خوبي هم خواندند و بزرگان شعر نيز اشعار مفصل تري قرائت کردند.
اميني درباره قالب شعرها اظهار داشت که جوانها شعرهاي نيمايي زيادي خواندند و در مجموع شعرهاي آزاد و نيمايي زيادي خوانده شد.اين شاعر عنوان کرد: آن طور که از متن بيانات مقام معظم رهبري برمي آيد شعر انقلاب رشد کرده و در مجموع حرکتش روبه جلو بوده است.
گفتني است در اين مراسم شاعراني همچون علي معلم دامغاني، عليرضا قزوه، مشفق کاشاني، يوسفعلي ميرشکاک، قادر طهماسبي (فريد)، علي موسوي گرمارودي و مصطفي محدثي خراساني حضور داشتند.

  


نگاهي به فيلم سينمايي «خاک آشنا» ساخته بهمن فرمان آرا؛ عشق و خاک



* مهدي نصيري
زمان زيادي نيست که بهمن فرمان آرا را مي شناسم، اما «بوي کافور»، «عطر ياس»،«خانه اي روي آب»، و «يک بوس کوچولو» اين





کارگردان را با اينکه بيش از ما متعلق به فضا و دوران خود اوست، خيلي دوست دارم. سينماي فرمان آرا تا پيش از «خاک آشنا» برايم سينمايي ناب و ايراني است که دغدغه هاي انساني و اجتماعي را به زيبايي با درک و شناختي شرقي و انديشه هاي ملي پيوند داده و با لحني شاعرانه و زيبا به تصوير مي کشد.
با همين پيش زمينه هم بود که به تماشاي «خاک آشنا» رفتم؛ ضمن اينکه علاوه بر فرمان آرا و سينمايش، حضور «رضا کيانيان» و کنجکاوي براي تماشاي يک نقش تازه و متفاوت نيز اشتياقم را براي ديدن «خاک آشنا» چند برابر کرده بود.
اما در همين ابتداي نوشته ام درباره فيلم جديد فرمان آرا، اعتراف مي کنم که «خاک آشنا» برايم به هيچ وجه مثل سه فيلم قبلي فرمان آرا زيبا و جذاب نبود. فيلم البته با نريشن زيبا و خوبي شروع مي شود که از گذشته و زندگي امروز صحبت مي کند و به نظر مي رسد آغاز بسيار خوبي براي يک فيلم موفق سينمايي است. ضمن اينکه تيتراژ معنادار و زيباي فيلم هم اين تصور را تقويت مي کند.
فرمان آرا در ابتداي فيلمش مي گويد:
- آدم فکر مي کنه مي تونه گذشته رو پشت سر بذاره و از نو شروع کنه!
ولي اين اشتباهه، چون گذشته شمارو پيدا مي کنه و به سراغتان مي ياد...
داستان فيلم از آنجا شروع مي شود که لاله به سراغ برادر هنرمند و تارک دنيايش در يکي از روستاهاي کردستان مي آيد. لاله قصد دارد براي چهارمين بار ازدواج کند و مي خواهد پسرش بابک را -که چهار بارخودکشي کرده و اسير مواد مخدر شده- به برادرش بسپرد و به دوبي برود.
دايي (برادر لاله) از همان ابتدا، صحبت درباره خاک و وطن را با اشاره به خانه پدري، دوبي و... آغاز مي کند. ماندن بابک در خانه دايي آغازگر يک بيداري براي اين جوان امروزي ايران است که به گونه اي نمادين با از خواب بيدار شدن اصحاب کهف در غار در همان روستا همزمان شده است. اين غار مکاني است که دايي از فضاهاي آن براي آفرينش نقش هاي نقاشي اش نيز الهام مي گيرد.
دايي به خانه پدري بازگشته، از شلوغي و آلودگي و فساد تهران به روستايي در کردستان پناه آورده و به قول خودش:
- من اومدم اينجا که کثافت کاري هاي نسل شما رو نبينم...
او يک بار عشق بزرگ زندگي اش (شبنم) را به خاطر سفر او به خارج از ايران از دست داده است و حالا خواهرش براي ازدواج چهارم در حال خروج از ايران است و اين در حالي است که دايي مدام به خاک و روستا و وطن اشاره مي کند و سعي دارد گذشته را در مقايسه با امروز مورد مقايسه قرارداده و خواهرزاده اش را به بازگشت به اصل خويش راهنمايي و هدايت کند.
فيلم با ورود لاله به خانه روستايي و ارتباط پيدا کردن دايي با خانواده و خبر آمدن شبنم به ايران شروع مي شود. روشن و خاموش کردن يک به يک چراغها در اتاقهاي خانه و نگاه کردن به عکسهاي قديمي، گويي اينکه شگردي براي روشن و خاموش کردن خاطرات ذهن و يادآوري است.
فرمان آرا با اين ترفند در همان نخستين فصل «خاک آشنا» به زيبايي توانسته داستان و محتواي کارش را به تماشاگرش معرفي کند و در ضمن انطباق زيبايي شناسانه محتوا و فرم را هم در فيلمش رعايت کرده است. اما از اين به بعد، فيلم فرمان آرا دچار کندي و غفلت در طراحي و پرداخت رويدادهاي داستاني مي شود. رفتن و بازگرداندن بابک و آشنا کردن او با فضاي روستا و زمين و خانه آن قدر دير و کند انجام مي شود که مخاطب را خسته مي کند و از کيفيت ارتباط او با فيلم مي کاهد.البته کندي روايت و لحن شاعرانه اي که متناسب با آن است، مي توان در همه ديگر آثار فرمان آرا نيز مشاهده کرد. اما در سه فيلم قبلي که موردنظر است، اين لحن شاعرانه و روايت کند دقيقاً در انطباق با داستان شاعرانه (مثلاً مرگ) قرار مي گرفتند.
اما در «خاک آشنا» اين کندي به جاي آنکه حاصل لحن روايت و تعريف مضمون باشد، به واسطه غلبه کمي پيام و محتوا بر فرم و ساختار به وجود آمده است. فرمان آرا در اين فيلم مضامين و موضوعات بسيار مهم و ارزشمندي را در معرض انتقال به تماشاگرش قرار مي دهد. در واقع او اين بار مي خواهد تا تماشاگر خفته در خوابش را بيدار کند و واقعاً هم آنچه مي گويد، بيدارگر و جدي است. اما ايراد کار اينجاست که کارگردان براي بيدارگري اش ساده ترين راه را انتخاب کرده و به جاي آنکه تصوير کند و نشان بدهد، مدام تعريف مي کند.
افزون بر اينکه، اين بار فيلم فرمان آرا قهرمان داستانش را خيلي خاص و محدود نشان داده است. نقاش عاشق و تارک دنياي «خاک آشنا» که سيگار برگ مي کشد و اپرا گوش مي کند و در روستاي دورافتاده اي در کردستان نقاشي هاي مدرن مي کشد و در عين حال پز گذشته و کار بر روي خاک را مي دهد، زياد با همه بسترها و مناسبات داستان و فضا همخوان نيست.
تازه اين قهرمان با همه پز روشنفکري اش در پايان فيلم خواهرزاده اش را براي رسيدن به وضع زمينها در خانه مي گذارد و خودش براي ملاقات با عشق سفر کرده اي که سالها دور از خاک بوده، به تهران مي رود:
بابک: مي خوايين منم باهاتون بيام؟
دايي: نه، تو بايد بموني به زمينا برسي!
کدام زمين؟ ما که تا به حال هيچ نشانه اي از رسيدگي نقاش روشنفکر داستان به زمينها نديده ايم.
اما موضوع ديگري که در کنار ضرورت مهم نگاه به گذشته و ساختن خاک بسيار مهم است و در «خاک آشنا» محوريت دارد، «عشق» است. دو بستر داستاني با محوريت عشق در فيلم وجود دارد.اول: عشق محکم و سنتي دايي به شبنم که به واسطه ترک خاک از سوي شبنم، به سرانجام نرسيده، اما همواره در دل دايي زنده است و حالا با مرگ شبنم به خاطر سرطان منجر شده است.دوم: عشق بابک به دختر کرد که به واسطه تعلق نداشتن بابک به سنت و خاک امکان پذير نيست، ولي آن زمان که بابک به خاک دل مي بندد، مي ماند و آن را لمس مي کند و با برداشتن دسته گل توسط دختر روستايي تحقق پيدا مي کند.
به سادگي مي توان دريافت که اين عشق پاک و تعريف ايراني آن نيز در ژرف ساخت و پس زمينه پرداخت آن در داستان، اشاره نماديني به خاک، وطن و ميهن دارد و باز در اين حوزه فرمان آرا پيام و محتواي مورد نظرش را به گونه اي مطلوب تر ارائه مي کند.
فرمان آرا شخصيتهاي داستانش را همزمان با بيدار شدن هفت مرد و سگ آنها در غار به بيداري توصيه مي کند و قصد دارد اين بيداري را غير مستقيم در فضاي داستان فيلم هم به تماشاگر فيلمش انتقال دهد. به همين علت درباره گذشته، امروز و فردا صحبت مي کند و آنچه به عنوان امروز در ميان اکثريت جوانان ما وجود دارد، خواب معرفي مي کند. بيداري بابک که همه تقصيرات را متوجه پدر و مادر مي داند، معتاد است و چند بار خودکشي کرده است، از زماني آغاز مي شود که بابک به روستاي پدربزرگ و مادرش باز مي گردد و با زندگي اصيل ايراني و کتيبه ها و... آشنا مي شود:
دايي: نمي شه همه چي رو انداخت گردن مامان، بابا...
بابک: ... آب رفته رو نمي شه برگردوند!
اما فرمان آرا، راه اصلاح آينده را به درستي بازگشت به گذشته و آشنا کردن خاک به خود معرفي مي کند:
اين محتوا و پيام و همچنين توصيه به بيدارگري را در فيلم جديد فرمان آرا خيلي دوست دارم، اما نمي دانم چرا کارگردان با تجربه و باهوشي مثل فرمان آرا با آن چند فيلم دوست داشتني پيشين کاملاً نتوانسته ساختار فيلمش را با محتواي قوي و مهم آن مطابقت دهد.
در حوزه ساختار و بحث اجرايي ساخت فيلم، فضاها و انتخاب لوکيشن و تصويرسازي طبيعت و سنت و يکدستي پلانها و تصاوير از مهمترين قوتهاي کار فرمان آرا هستند. او بخوبي توانسته فصل مهم برخورد عاشقانه شبنم با دايي را با پلانهاي تقريباً طولاني و شات هاي بسته از نگاه هاي اين دو شخصيت تصوير کند و به راستي هيچ چيز بهتر از اين نگاه ها و چشمهاي درشت روي پرده نمي تواند اين عشق اسطوره اي و ايراني را بيان کند.
اما در بسياري از فصول، فرمان آرا نتوانسته سينماي خودش را با آن ويژگي هاي اصلي تصوير کند. به نظر مي رسد، اين ناتواني در «خاک آشنا» به واسطه ناآشنايي و گسست ميان نسل فرمان آرا و نسل بابک باشد.
ديالوگ ميان بابک و دايي هيچ گاه قابل مقايسه با گفتگوي شبنم و دايي نيست، چرا؟ به دليل اينکه دايي و بابک از دو نسل متفاوت هستند. شايد مهمترين دليل همين باشد که فرمان آرا نسل دايي را مي شناسد، اما نتوانسته بابک را که از نسل ديگري است، بخوبي مورد پرداخت قرار دهد و به مخاطبش بشناساند. به همين دليل ديالوگ ميان اين دو شخصيت تا اين اندازه نامأنوس، ناقص و نچسب از آب درآمده است:
- بابک: ولي اين تئوري در مورد خود شما جواب نداده...
از سوي ديگر، «خاک آشنا» حتي تصوير درستي از دنياي بابک هم ارائه نمي کند؛ بدترين سکانس وضعيف ترين فصل فيلم هم آن سکانس ضعيف و آبکي ورود دوستهاي بابک به خانه است.
سکانسي که در آن هيچ گفتگويي کامل نمي شود و هيچ موقعيتي شکل نمي گيرد. اصلاً دوستهاي بابک آمده اند که آمده باشند و گرنه خود آنها که ظاهراً بيش از هر کس ديگري با هم غريبه هستند.
در مجموع بايد بگويم که محتوا و مفاهيم مطرح شده در «خاک آشنا» را دوست دارم، حتي بيشتر از محتوا و مفهوم سه فيلم ديگر فرمان آرا که بهتر از اين فيلم تازه اش هستند. اما با وجود اين ژرف ساخت مهم و اصيل «خاک آشنا» را نمي توانم در گروه فيلمهاي خوب سينماي ايران و کارنامه فرمان آرا به شمار بياورم.

  


خوانش شعري از جليل صفربيگي ؛ خلق جهان در ساحت زبان



* حميدرضا شکارسري
«تخمي از لانه مي افتد
و مي شکند
زندگي
جوجه گنجشکي را غافلگير مي کند.» ( 1 )






در آغاز خلقت چون «وجود» سابقه نداشته است، هر موجودي که خلق شد، اصالت يافت، طبيعي جلوه کرد، سنت شد و موجودات پس از خويش را تحت تأثير قرار داد و حتي تحت سيطره گرفت.
هنرمند اما با عناصري از پيش موجود، با روابطي مشخص و جا افتاده به خلق مي پردازد. شکستن اين روابط منجمد، دشوار و توان فرساست و طبيعي و اصيل جلوه دادن روابط تازه و هويتهاي نو برآمده از اين روابط تازه، به آساني امکان پذير نيست.
آيا خلق جهان تازه به عنوان يک متن ( TEXT ) و جاري کردن سنتي تازه (! ) در جهاني موجود به عنوان يک زمينه ( CONTEXT )، دشوارتر و بغرنج تر از خلق جهان و ايجاد سنت اول بدون هر زمينه پيشين نمي نمايد؟ !
زبان نيز جهاني است که به مثابه يک متن با سنتهاي معين و کهن و البته بس مفيد براي برقراري ارتباطهاي متعارف عمل مي نمايد. شعر خلق يک زبان / جهان تازه با روابط تازه از طريق شکستن سنتهاي زمينه (زبان به مفهوم عام) و جاري کردن سنتي نو(! ) محسوب مي شود. پس مخاطب شعر، حس مي کند با کلمه برخوردي تازه داشته است و در حقيقت کلمه را از نو ديده است؛ کلمه اي که انگار تازه کشف شده است.
«جليل صفر بيگي» در اين شعر با يک بازي زباني شگفت و جذاب ما را با چهره نو مکشوفي از زندگي رو به رو مي سازد. و آن چهره بديع زندگي، مرگ است. اين بازي زباني جذاب است، زيرا در يک زمان هم از مرگ آشنايي زدايي شده است، هم از زندگي و شگفت است چرا که شاعر ترادف دو کلمه متضاد را آشکار کرده است. البته نه طي مقاله اي ديني يا فلسفي، بلکه در جريان يک فرآيند موجز زباني، فرآيندي دردناک که به مرگ جوجه گنجشک انجاميده است، اما شاعر، رندانه مرگ را از آن حذف کرده است.
فضاي پارادوکسيکال اين شعر، رفت و برگشتي ازلي - ابدي بين مرگ و زندگي را طراحي کرده است. در اين طراحي تازه، اين هماني مرگ و زندگي سنت تازه کلمه «زندگي» (و کلمه «مرگ») را بنا نهاده است. حاصل کار، شعري متفکرانه در عين اختصار است. راستي، آيا شعريت اين متن بيشتر مديون تخيل شاعرانه «صفر بيگي» است يا نوع تفکر و جهان بيني او؟
( 1 ) عاشقانه هاي يک زنبور کارگر - جليل صفربيگي - نشر نوح نبي(ع) - 1388 - صفحه 37

  


حسن ناهيد: بزرگان موسيقي جايزه ويژه ندارند



جشنواره بين المللي موسيقي فجر امسال سه جايزه ويژه دارد که هر سه اين جوايز به نام شعرا نامگذاري شده است و نامي از جايزه ويژه اي به نام يکي از هنرمندان و يا بزرگان عرصه موسيقي نيست.
حسن ناهيد با بيان اين مطلب به مهر گفت: البته شعرا از جايگاه ويژه اي در فرهنگ موسيقايي ما برخوردارند و قطعاً بايد از آنها به شيوه هاي گوناگون تجليل به عمل آيد، اما بسيار خوب مي شد اگر در جشنواره موسيقي فجر امسال جايزه ويژه اي نيز به نام يک موسيقيدان نامگذاري مي شد.
اين استاد ني در ادامه افزود: من از جزئيات جشنواره موسيقي فجر امسال اطلاع چنداني ندارم فقط در خصوص اين جوايز ويژه بايد بگويم ما موسيقيدانهاي بزرگي در طول تاريخ داشته ايم و داريم که تأثير شگرفي در اعتلاي هنر سرزمينمان داشته اند؛ به گمانم در جشنواره اي که با محوريت موسيقي برگزار مي شود اگر قرار است جوايز ويژه اي اهدا شود مي بايست حداقل يکي از اين جوايز به نام بزرگان موسيقي باشد.
وي درباره فعاليتهاي کنوني خود نيز تصريح کرد: در حال حاضر تنها به کار راهنمايي دانشجويان به عنوان استاد راهنما براي پايان نامه هايشان مشغول هستم و فعلاً هيچ برنامه اي در زمينه اجرا ندارم.

  


براي 107 سالگي فيلم «سفر به ماه» ؛
آثار برتر تاريخ سينما در گونه علمي - تخيلي معرفي شدند



به مناسبت 107 سالگي فيلم صامت «سفر به ماه» به کارگرداني «ژرژ مليس»، آثار مطرح تاريخ سينما در گونه علمي - تخيلي انتخاب و معرفي شدند.






به گزارش ايسنا، «سفر به ماه» از جمله نخستين آثار تاريخ سينما در ژانر علمي - تخيلي به شمار مي رود که در آن از جلوه هاي ويژه بهره گرفته شده است.
بنابر اعلام مجله سينمايي وايرد، فيلم هاي«جنگ ستارگان» ( 1977 ) به کارگرداني «جورج لوکاس»، «برخورد نزديک از نوع سوم»(استيون اسپيلبرگ) و «استاکر» (آندري تارکوفسکي)( 1979 )، درصدر اين فهرست ايستاده اند.
بنا بر اين گزارش، ديگر فيلمهاي مطرح اين ليست عبارتند از: «کاپريکون» (برج جدي) يکم ( 1978 )،«بيگانه» ( 1979 )، «جنگ ستارگان 2 »( 1980 )، «سرزمين بيگانه» ( 1981 )، «جاده جنگاور» ( 1981 )، «اي تي» ( 1982 )، « بلد رانر»( 1982 )، «جنگ ستارگان 3 »( 1982 )، «آسمان آبگونه»( 1982 )، «اديسه فضايي 2010 »( 1984 )، «پنهان»( 1987 )، «ربوکاپ»( 1987 )، «گلوله فضايي»( 1987 )، «ترميناتور 2 »( 1990 ).
آثاري چون «بيست ميليون دلاري» ( 1995 )، «مسافران کشتي فضايي» ( 1997 )، «گاتاکا»( 1997 )،«ماتريکس» ( 1999 )، «غول آهني»( 1999 )، «فرزندان مردان»( 2006 ) نيز در انتهاي فهرست برترين آثار تاريخ سينما در ژانر علمي - تخيلي قرار گرفته اند.

  


چهارمين جشنواره بين المللي هنرهاي تجسمي «پرتو حسن» آغاز به کار کرد



گروه هنر- چهارمين جشنواره بين المللي هنرهاي تجسمي «پرتو حسن» روز شنبه همزمان با ولادت امام حسن مجتبي(ع) در تالارهاي حوزه هنري آغاز به کار کرد.
در اين دوره از نمايشگاه 1200 اثر در بخشهاي نقاشي، خوشنويسي، تذهيب، نگارگري، عکاسي، تصويرسازي و هنر مفهومي ارائه شده بودند که از ميان آنها بيش از 300 اثر براي ارائه در بخش مسابقه انتخاب شدند.
موضوع بخش مسابقه نمايشگاه امسال «صلح از منظر قرآن» است و موضوع اين نمايشگاه در بخش آزاد به «قصص قرآن» اختصاص دارد.همچنين در اين دوره بيش از 90 اثر از هنرمندان کشورهاي مختلف براي شرکت در نمايشگاه «پرتو حسن» ارسال شده است که از ميان آنها آثاري از هنرمندان کشورهاي کانادا، سوئد و پاکستان در بخش نمايشگاهي انتخاب شدند.گفتني است؛ اين نمايشگاه روز 31 شهريورماه بامعرفي برگزيدگان هربخش به کار خود پايان مي دهد.

  


عنوان فيلم حيرت انگيز سال جشنواره ونيز به ساخته جديد «ورنر هرتزوگ» رسيد



فيلم «پسرم، پسرم، چه کرده اي» ساخته «ورنر هرتزوگ» عنوان فيلم حيرت انگيز سال را در جشنواره ونيز به دست آورد.به گزارش ايسنا، شصت وششمين جشنواره فيلم ونيز امسال در بخش رقابتي دو فيلم از «ورنر هرتزوگ»، کارگردان سرشناس آلماني را پذيرفته است.
فيلم اول او با نام «ستوان بد» با بازي «براد پيت» روز شنبه به نمايش درآمد و دومين فيلم او با نام «پسرم، پسرم، چه کرده اي» توانست به عنوان فيلم شگفت آور سال شناخته شود.

  


بخش ملي و بخش تجربه هاي نو «صندوق مستند ايران» فراخوان داد



گروه هنر- همزمان با برپايي سومين جشنواره بين المللي فيلم مستند ايران، سينما حقيقت، «صندوق مستند ايران» نيز تحت نظارت و پوشش «مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي»، از توليد مستندهاي خلاق و با کيفيت در ايران و سراسر جهان حمايت مي کند.
روابط عمومي مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي اعلام کرد:هدف از راه اندازي بخش ملي «صندوق مستند ايران»، تحقق سينماي ملي و تقويت سينماي مستند خلاق مُلهم از هويت فرهنگي جامعه ايراني- اسلامي اعلام شده تا به حمايت از پروژه هايي که داراي تهيه کننده و سرمايه گذار ايراني بوده و براي ارائه يا تکميل پروژه نياز به حمايت دارند، پرداخته شود.
برپايه اين گزارش، عموم کارگردانان باتجربه سينماي مستند حداکثر تا تاريخ 15 مهرماه 1388 فرصت دارند تا طرحهاي خود را به «صندوق مستند ايران» ارائه دهند.شايان ذکر است فرم «صندوق مستند ايران» روي سايت جشنواره به نشاني ir . irandocfest . www قابل دسترسي مي باشد.

  


از سوي دانشگاه تگزاس انجام مي شود ؛ انتشار ديجيتالي 4000 اثر از آلن پو



مرکز تحقيقات علوم انساني «هري فدا» وابسته به کتابخانه و موزه دانشگاه تگزاس در آستين، مجموعه ديجيتالي 4000 تصوير از آثار به جا مانده از ادگار آلن پو را ارائه مي کند.
به گزارش مهر به نقل از سايت دانشگاه آستين تگزاس، دست خطي از نسخه نهايي «کلاغ» مربوط به سال 1846 و بخشي از مکاتبات و نامه هاي رد و بدل شده آلن پو با «آرتور کانن دويل» خالق داستانهاي شرلوک هولمز و شاعران برجسته مانند استفان مالارمه و شارل بودلر از جمله آثار ارائه شده است.
اين مجموعه ديجيتالي همزمان با برگزاري نمايشگاهي به مناسبت دويستمين سال تولد اين نويسنده بزرگ آمريکايي به نام «زندگي و ميراث ادگار آلن پو» از 8 سپتامبر ( سه شنبه 17 شهريورماه) در مرکز رانسون عرضه مي شود.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com