تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
گزارش
ديدگاه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
صفحه آخر
يادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-09-08
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 17شهریور ماه 1388


گزارشي از آسيبهاي اجتماعي و رواني عادت زشت دروغگويي؛ درغگو دشمن خودش است!



*رسول بهروش
از مکاتب متنوع اخلاقي و مذهبي گرفته تا پست ترين تفکرات اومانيستي، به ندرت مي توان سيستمي را پيدا کرد که در آن «دروغ»





شماتت نشده باشد. تقريباً همه آدمها در دو چيز مشترکند؛ يکي اينکه دروغگويي را امري مذموم و ناشايست مي شمارند و ديگري آنکه به راحتي دروغ مي گويند! سطحي ترين مطالعات در تاريخ اجتماعي بشر نشان داده است که دروغ و کذب گويي، مسابقه اي تقريباً معادل با آغاز بنيان زندگي اجتماعي بشر، زبان گشودن او و اختراع خط و آغاز تاريخ رسمي دارد. شايد در انديشه هاي ديني نيز بتوان قابيل- فرزند آدم- را نخستين دروغگو قلمداد کرد. از همان روز تاکنون، پنهان کردن واقعيت وانمود کردن آنچه حقيقت ندارد، به بخشي از زندگي روزمره آدميان تبديل شده و صد البته هيچ استثناي زماني و مکاني هم نداشته است. با اين همه، نمي توان کتمان کرد گرايش به اين اخلاق نازيبا، در جوامع گوناگون و شرايط زماني مختلف، فراز و نشيبهاي فراواني هم داشته است. در عين حال، انتظار مي رود جامعه اي همچون جامعه ايران که از دير باز اخلاق گرا و معنوي بوده و هست در پايين ترين سطح دروغگويي و کذب پردازي با اين پديده مذموم درگير باشد، آنچه متأسفانه به نظر مي رسد در حال حاضر عملي نشده و خلاف گويي ريشه هاي محکمي در اجتماع ما دوانده است. آيا اين رفتار، تنها کنشي فردي است که مبدأ و منفک از جامعه صورت مي گيرد؟ آيا آفتها و تبعات زيانبار دروغ، تنها فرد خاطي را در برمي گيرد؟ آيا جامعه بنا شده به دروغ، مستحکم و پايدار است؟ اين گزارش در نخستين روزهاي ماه مبارک رمضان، با محوريت يافتن پاسخ براي اين سؤالهاي تهيه شده است.

چرا دروغ؟

پرداختن به چرايي رفتار دروغ آميز، دربرگيرنده طيف وسيعي از دلايل و عوامل است. در حال حاضر و مطابق با پژوهشهاي به عمل آمده، تأمين مصالح فردي و گريز از تنبيه و مجازات به عنوان اصلي ترين دلايل گرايش انسانها به دروغگويي شناخته مي شوند. در واقع افراد مي کوشند تا با پنهان کردن آن بخشي از واقعيت که به سودشان نيست، نفع مادي يا غيرمادي بيشتري ببرند و يا از تحمل تنبيهاتي که در اثر ارتکاب به برخي رفتارها به آنان تعلق مي گيرد، معاف شوند. در کنار اينها، قرار گرفتن در تعارفات و رو دربايستيهاي معمول، عادت داشتن به تکذيب واقعيات و يا نوعي لذت بردن ساديستي و ديگر آزارانه از دروغ را بايد از ديگر ريشه هاي توسل به کذب گويي دانست. شناخت دلايل و عوامل دروغگويي از آن جهت حائز اهميت است که بدون بررسي «کنش»، نمي توان به ارزيابي و نهايتاً جهت دهي «واکنش» پرداخت.
براين اساس و از آنجا که دروغ گفتن بيشتر نوعي پاسخ از سوي برخي افراد به بعضي شرايط محيطي است، بايد ابتدا علل و عوامل گرايش انسانها به اين رفتار را کشف کرد تا سپس به بررسي دقيق تر دروغگويي و احياناً درمان يا تقليل اندازه هاي آن پرداخت.

رفتار فردي ،آفت جمعي

دروغ، از جمله ناهنجاريهاي اجتماعي است که اگر چه ظاهراً ارتکاب به آن از سوي يک «فرد» صورت مي گيرد، اما بي ترديد تحليل آن در بستر اجتماع ميسر است و تاثيرش را در فرايندهاي جمعي مي گذارد. اولين تأثير سؤ دروغ در روابط جمعي، معلول «بي اعتمادي» است. جامعه شناسان بر اين باورند که شيوع و رواج لجام گسيخته عادت دروغگويي، مي تواند به صورت جدي بنيان واحدهاي اجتماعي را تحت تأثير قرار بدهد و روابط افراد اجتماع را به هاله اي از سؤ ظن، استرس، محافظه کاري شديد و بي اعتمادي حاد بنيان بگذارد. يک کارشناس مسايل اجتماعي در اين مورد به قدس مي گويد: «اگر بخواهيم به صورت عيني تر آثار دروغ را در جامعه لمس کنيم، بايد به سراغ واحدهاي اجتماعي خردتر و کوچکتر برويم. براي نمونه، خانواده به عنوان کوچکترين واحد اجتماعي و اولين سلول اين سبک از زندگي، مي تواند به ما نشان بدهد در مقياس کوچکتري از کل جامعه، دروغ چه تأثيرات سوئي بر آن دارد. چه بسيار خانواده ها که تنها به واسطه مبادرت يکي از زوجين به پنهان کردن يا تحريف واقعيت از هم نپاشيده اند و به محاق نابودي نرفته اند. با اولين مراجعه به دادگاههاي خانواده مي توان درصد زيادي از مراجعان را ديد که بنياد زندگي شان را به واسطه دروغ گويي طرف مقابل، برباد رفته مي بينند. حالا همين آفت را در سطحي بسيار وسيع تر، به کل جامعه تعميم بدهيد تا عاقبت کار را درک کنيد.» شايد زندگي هميشگي زير سايه وحشت از تکذيب و دروغ، تأثير ديگري باشد که شيوع اين رفتار زشت بر جامعه مي گذارد: «بله، همين طور است. اينکه شاهد هستيم در کشورمان به وفور از سوگند خوردن استفاده مي شود، متأسفانه دال بر آن است که دروغگويي چنان ريشه دوانده که بسياري از افراد براي آنکه به طرف مقابل بابت صحت گفتارشان تضمين بدهند، بايد دست به قسم خوردن بزنند؛ بگذريم از آنکه در حال حاضر بسياري از همين سوگندها هم کذب هستند!
تشکيل کميته هاي بازرسي و حقيقت ياب، گرفتن سندها و تضمين هاي رنگارنگ از يکديگر، نوعي زندگي معمايي و پليسي، پريشان خاطري و استرس جمعي، بخشي از آفتهاي اجتماعي شيوع دروغگويي هستند که متأسفانه انرژي جامعه را به اضمحلال برده و به جاي تمرکز روي پيشبرد اهداف عالي و تالي، صرف کنجکاوي و مچ گيري مي کند! »

«دروغگو»، هرگز نياسود!

فرانسيس بيکن عقيده دارد: «در جهان هيچ عيبي انسان را خجالت زده تر از آن نمي کند که ديگران دروغ او را کشف کنند.»
اين در واقع، مي تواند بخشي از رنجهايي باشد که يک دروغگو همواره مجبور به تحمل آن است. زندگي شخصي فرد کذاب، بسيار بيشتر از آنچه به نظر مي رسد به واسطه گفتار و رفتار او تحت تأثير قرار گرفته و مختل مي شود.
طهراني، روان شناس عمومي در اين مورد به خبرنگار ما مي گويد: «استمرار روابط اجتماعي فرد دروغگو، همواره در گرو اما و اگر است. او به طور مستمر نگران فاش شدن دروغ خود است و اين اضطراب مرگبار را هيچگاه نمي تواند به طور کامل از خود دور کند، مگر آنکه سرانجام روزي دروغش فاش شود که در آن صورت شرم و خجالت جاي استرس را خواهد گرفت! در اين ميان هر چه تعداد دروغهاي فردي بيشتر باشد و يا عمق سخنان کذب او وحشتناک تر به نظر برسد، کابوس وي نيز جديتر خواهد بود.اين پريشاني رواني دايمي، حتي گاهي کار را به آنجا مي رساند که فرد دروغگو، ناخودآگاه و بدون هيچ دليل خاصي شروع به امتياز دادن به طرف مقابل کند.» اما شايد بسياري بر اين باور باشند که «کم حافظگي دروغگو»، ريشه در خرافات و عقايد عاميانه دارد. با اين حال جالب است بدانيد اين موضوع از لحاظ علمي نيز به اثبات رسيده است.
اين روانشناس به قدس مي گويد: «فرد دروغگو معمولاً در تنگناهاي غيرقابل پيش بيني گرفتار مي شود. از همين رو، بي وقفه و براي آنکه سخنان غير واقع قبلي اش افشا نشود، دروغهاي تازه تري سر هم مي کند. در اين ميان واضح است که فضاي مجازي ساخته شده در ذهن او، بسيار شکننده خواهد بود و هر آن ممکن است دچار فروپاشي شود. همين استرس عامل محرکي خواهد بود براي اينکه فرد کذاب هر چه زودتر نزد سايرين دم به تله بدهد. زياد بودن گافهاي افراد دروغگو، معلول چنين مکانيزمي است که البته در فرهنگ عامه به کم حافظه بودن آنها تعبير مي شود.» در بسياري از موارد مشاهده شده فردي که انگ « دروغگويي» به او خورده، مجبور به تحمل شديدترين نوع انزواي اجتماعي شده است؛ چنانکه عمدتاً کسي حاضر نمي شود روابط صميمي و گرمي را با آنها برقرار سازد و يا آنان را در امور جدي اجتماعي شريک کند. اين همه، آفتهايي است که باعث مي شود فرد دروغگو دچار بحرانهاي جدي رواني و محيطي شود.

« دروغ مصلحتي»، دروغ است!

با توجه به اينکه در فرهنگ ايراني، از ديرباز بخشي از دروغها را با انگ «مصلحت آميز» ارزيابي مي کرده و از زشتي آن چشم مي پوشيده اند، هنوز هم به وفور آدمهايي پيدا مي شوند که سخنان غير واقعي خود را «مصلحت آميز» بخوانند و آنان را توجيه کنند. برخي روان شناسان اما در اين مورد نيز نظر جالبي دارند: «اين يک ساز و کار و مکانيزم دفاعي است که فرد دروغگو آن را براي نجات خودش از تبعات اقدامي که انجام مي دهد، در پيش مي گيرد. در واقع چه براي گمراه کردن ديگران باشد و چه براي انحراف مسير روح حقيقت جوي خود فرد، او به فاکتور «مصلحت آميز» خواندن دروغهايش متوسل مي شود، حال آنکه اين مکانيزم دفاعي، اصولاً عاري از حقيقت است.»طهراني در حالي اين مسايل را عنوان مي کند که در پاره اي از مواقع، دروغ مصلحت آميز واقعاً وجود دارد: «بله، اما بايد توجه کرد که موارد بسيار استثنايي و انگشت شماري در طول زندگي هر فرد به وجود مي آيد که او طي آنها مجبور مي شود با پوشاندن يا کتمان واقعيت، شر بزرگي را دفع کند. اينها استثنا هستند و نبايد آنها را اصل فرض کرد. در اکثر موارد ادعاي دروغ مصلحت آميز، خودش يک دروغ ديگر است.! »

چگونه «نه» بگوييم؟!

غير از دروغهايي که معمولاً به واسطه فراهم کردن منفعت طلبي و سود بردن فرد خاطي ساخته مي شوند، ريشه بخش گسترده ديگري از سخنان غير واقعي، به گير کردن آدمها در تعارفها و رودربايستي هاي معمول باز مي گردد. اينکه بسياري از افراد نمي توانند در مقابل خواسته هاي منطقي يا غير منطقي ديگران ايستادگي کنند و پاسخ منفي بدهند، در نهايت باعث مي شود به طور مستمر در دام دروغ بغلتند و در راه رهايي خود از شرايط به وجود آمده، دروغي از پي دروغ قبلي بگويند. اين همه، در حالي است که اصولاً با عادت دادن خود به «نه» گفتن، مي توان از چنين مهلکه هايي گريخت و از تحمل رنجهاي بي شمار دروغگويي معاف شد. «نه» گفتني، براي خودش ساز و کارهايي دارد که مي تواند با رعايت آنها، درس پاسخ منفي به تقاضاهاي ديگران دادن را آموخت: «گام اول نبود آگاهي است. بايد بدانيم اين وظيفه ما نيست که به تک تک مطالبات اطرافيانمان پاسخ مثبت بدهيم و آنها را اجابت کنيم. ما آدمي هستيم که انديشه ها و رفتارهاي خاص خودش را دارد و نمي خواهد براي مقبول واقع شدن نزد ديگران، پياپي به آنها امتياز بدهد. «نه»، گفتن در چنين شرايطي، نوعي تمرين عزت نفس نيز هست. گام بعدي به تمرين پاسخ منفي دادن برمي گردد. شايد لازم باشد کساني که مدت زيادي است همه تقاضاهاي سايرين را بدون کم و کاست عملي مي کنند، «نه» گفتن را از موقعيتهاي ساده تر و در قبال افراد و درخواستهاي کوچکتر آغاز کرده و به تمرين آن بپردازند. اين رفتار جديد مي تواند از واکنش به اعضاي خانواده شروع شود و در مراحل بالاتر، حتي به «نه» گفتن در مقابل مطالبات غيرمنطقي مقام ما فوق در سلسله مراتب کاري نيز کشيده شود. تنها بايد بدانيم به عنوان يک انسان بالغ و مستقل، چه کسي هستيم و چه توانايي ها و اختياراتي داريم.» بدون شک با جا افتادن عادت پاسخ منفي دادن به ديگران در خلق و خوي افراد مختلف، احتمال مجبور شدن آنان براي دروغگويي و نجات خود از مخمصه هاي ناخواسته، به اندازه قابل توجهي تقليل پيدا مي کند و اين خود مصون ماندن آنان از گزند آسيبهاي فردي و اجتماعي و نيز روحي و رواني دروغگويي را در پي دارد.

قبح دروغ، در خانواده مي شکند

بسياري از کارشناسان علوم اجتماعي بر اين باورند که زشتي و قبح عمل کذب گويي و رفتار دروغ در چارچوب اولين نهاد اجتماعي يعني خانواده در هم مي شکند و دچار فروپاشي مي شود.
در واقع «خانواده» به عنوان اولين نهادي که بيشترين تأثير را در جامعه پذير کردن کودکان دارد، مي تواند ناهنجاريها را واقعاً که هستند سرشار از کژي و زشتي نشان بدهد و يا به عکس، قبح آنها را براي کودک از ميان ببرد او را با اين انحرافات اجتماعي دمخور و قرين بار بياورد. يکي از مهم ترين ناهنجاري هايي که متأسفانه شاهد شيوع آن در خانواده ها هستيم « دروغ» است. پدري که در زبان فرزندش را از دروغگويي منع مي کند، اما عملاً و در مقابل چشم او بارها مرتکب چنين اقدامي مي شود، فرزندش را به پنهان کردن و تحريف واقعيتها تشويق کرده است. ترديدي وجود ندارد که اگر در نهاد خانواده به صورت جدي و «يکپارچه» با دروغگويي برخورد شود و اعضاي اين واحد اجتماعي آن را واقعاً مذموم و ناشايست بدانند، کودکان نيز خواهند آموخت که گوهر گرانبهاي صداقت را با هر بهانه اي به تاراج نبرند.

اين راههاي علاج دروغ...

به هزار و يک دليل نمي توان دروغگويي در جامعه را به صفر رساند و چه بسا اصولاً دست يافتن به چنين ايده رويا پردازانه اي نيز براي هميشه دور از دسترس بشر باشد، اما مثل هر کژي ديگري مي توان حجم دروغ را نيز تقليل داد. براي اين کار، گذشته از آن که اصولاً هر فردي خودش بايد پيشگام باشد و گامي مؤثر در احياي صداقت و روراستي بردارد و گذشته از اصلاح سطح خانواده ها که در قسمت قبل به آن اشاره شد، تا آنجا که مقدور است «محيط» را از احتمال خلق دروغ و پنهان کردن واقعيت پاک کرد. يکي از مسايلي که موجب شيوع اين پديده مي شود، سختگيري و در نظر نگرفتن توانايي افراد است. اگر شما به عنوان يک مقام بالادست در هر مجموعه اي اعم از خانواده يا محيط کار و حتي در سطحي کلان تر، خود «جامعه»، انتظارات بيجا و غيرحقيقي از زير مجموعه تان داشته باشيد و توانايي هاي او را در نظر نگيريد، دير يا زود او را مجبور خواهيد کرد در دامن دروغگويي بغلتد و کاستيهايش را اينگونه توجيه کند. مادري که تحت هر شرايطي از فرزندش نمره هاي عالي مي خواهد و يا حتي همسري که توقعات مالي آنچناني از شوهرش دارد، باعث مي شوند مخاطبان شان بدون اينکه بخواهند مرتکب دروغگويي شوند تا راه نجاتي از دام زياده خواهي ها و سختگيري هاي آنها داشته باشند. در کنار اين، آماده نگه داشتن فضا براي «مجيزگويي»، از ديگر مشوقهاي دروغ است. فردي که علاقه داشته باشد از خودش تعريف و تمجيدهاي غير واقعي بشنود، ديگران را تشويق کرده در مقابل او مبادرت به دروغگويي کنند و امتياز بگيرند. همچنين عدم واکنش شايسته به شنيدن حقيقت، طبيعتاً ديگران را به سمت کذب گويي پيش خواهد برد. با اين اوصاف، پذيرفتن حقيقت و روي خوش نشان دادن به صداقت ديگران حتي اگر تلخ باشد، دوري از فراهم کردن بساط مجيزگويي و چاپلوسي و نيز پرهيز از سختگيري و خواستن چيزهايي که در وسع طرف مقابل نيست، کمک مي کند تا «محيط» اطراف تا اندازه اي نسبت به وقوع و شيوع دروغ واکسينه شود.

ايام عزيزي است...

سخن پاياني اينکه زندگي انسانها با فرصتها معنا مي شود. در ايام عزيزي به سر مي بريم که مي تواند زمينه ساز دست کم کنار گذاشتن يک اخلاق ناپسند از سوي ما باشد و چه بهتر که آنچه امروز و در ماه مبارک رمضان براي هميشه با آن وداع مي کنيم، يک عادت زشت و پر آفت دروغگويي مي باشد؛ آنچه جامعه را با ترويج فضاي بي اعتمادي، «سست بنيان» مي کند، فرد را به محاق دهها نوع فشار روحي و رواني مي برد و چهره زيباي زندگي را مخدوش مي کند.

  


پيامبر(ص) به ترک دروغ در رمضان سفارش کرد



*آية ا... جلالي خميني- نماينده سابق حضرت امام (ره)
زبان مي تواند به تنهايي زمينه ارتکاب بسياري از گناهان کبيره را از قبيل تهمت، غيبت و دروغ فراهم کند. به همين دليل است که مالکيت زبان از مهمترين صفات انسانها به حساب مي آيد.
يعني هر شخصي بايد مالک زبان خود بوده و درباره آن چه قرار است به وسيله زبانش بيان شود، به «تفکر» تصميم بگيرد. حتي جالب است بدانيد زبان باعث به وقوع پيوستن حداقل چهل گناه از گناهان بزرگ بوده که دروغ، يکي از بزرگترين آن گناهان است. اين مثل معروف که مي گويد: « دروغگو دشمن خداست» شايد بعد از گذشت سالها به جمله اي تکراري تبديل شده باشد اما هنوز هم مي توان همين جمله را از زواياي مختلف مورد بررسي قرار داده و نکته هاي زيادي را از آن فرا گرفت.
دروغ، سرچشمه نفاق است. انسان دروغگو به عنوان يک منافق در نزد مردم شناخته مي شود. به همين دليل دروغ يکي از مهم ترين عوامل براي بي اعتبار کردن شخص در جامعه به حساب مي آيد. شايد بتوان همين موضوع، يعني بي اعتبار شدن فرد دروغ گو در اجتماع خود را از مهمترين تأثيرات سؤ دروغ بر زندگي افراد بدانيم زيرا انسان عاقل از برقراري ارتباط با افراد غيرقابل اعتماد خودداري مي کند و به اين ترتيب، از بين رفتن اعتماد، باعث از بين رفتن بسياري از ارتباطات نيز مي شود که اين موضوع از بزرگترين لطمه ها به فرد دروغ گو است.
گاهي اوقات افراد، سعي مي کنند دروغهاي خود را با قراردادن پسوند مصلحتي پس از آن، توجيه کنند اما اين يک واقعيت است که دروغ، يعني هر سخن غير واقعي و به هيچ عنوان هم توجيه پذير نيست. دروغ مصلحتي از موارد بسيار خاص و نادر است که در زندگي هر فرد، شايد يک يا دوبار به وقوع بپيوندد. به طور مثال اگر جان فردي در شرايطي خاص در خطر باشد و شما با دروغ خود بتوانيد جان او را نجات داده و مانع کشته شدن او شويد، اين دروغ، مصلحتي خواهد بود که اين مورد نيز در زندگي هر شخصي رخ نمي دهد.
نکته ديگري که ذکر آن در اين مجال مي تواند مفيد باشد، خودداري از گفتن موضوعي بسيار مهم است، که بسياري معتقدند با دروغ گفتن فرقي ندارد. بد نيست در اين رابطه به سخني از مرحوم سعدي اشاره کنيم که مي گويد: «دو چيز تيره عقل است: دم فرو بستن به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشي، يعني شخصي که عاقل نباشد هميشه دم فروبستن به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشي را سرلوحه گفتار خود قرار مي دهد! با اين تفاسير حالا که در آستانه ماه مبارک رمضان و ضيافت الهي هستيم شايد آماده شده براي شرکت در اين ميهماني بزرگ و حضور در پيشگاه صاحبخانه اي به مهرباني و عظمت خدا، بهترين فرصت براي ترک عادتها و گناهانمان باشد. همان طور که پيامبر اکرم(ص)، در خطبه نماز جمعه آخر ماه شعبان، اکيداً سفارش کردند: «فاحفظوا السنتکم و ابصارکم ان ما لا يجل» يعني «زبانها و چشم هايتان را حفظ کنيد از آن چه حرام است.» پس زبانمان را حفظ کنيم و از دروغ بپرهيزيم تا با لباسي پاکيزه قدم به ضيافت ا... بگذاريم.

  


دريچه



- امام باقر(ع) فرمود: «خداي متعال براي شر، قفلهايي قرارداد و کليدهاي آن قفلها را شراب مقرر نمود و دروغگويي از شراب بدتر است.»
- در روايتي از امام رضا(ع) به نقل از رسول خدا(ص) آمده است: شخصي از رسول اکرم (ص) پرسيد: «آيا مؤمن ترسو مي شود؟» حضرت فرمودند: «آري.» سؤال شد: «آيا مؤمن بخيل مي شود؟» حضرت فرمود: «آري.» گفته شد: «آيا مؤمن دروغگو مي شود؟» حضرت فرمود: «نه» يعني دروغ گفتن حتي به عنوان مزاح و شوخي هم ممنوع شده و علما از جمله صاحب «وسايل» حکم به حرام بودن آن داده اند.
- براساس تحقيقي که در آمريکا انجام شده است، متوجه شده اند که همه آدمها در روز بيش از 2 بار دروغ مي گويند و البته با توجه به شغل و مسؤوليتي که هر کسي دارد تعداد اين دروغها کم و يا زياد مي شود. بيشتر اين دروغها به دليل طفره رفتن از جواب دادن به سؤالهاست.
- ترس، يکي از مهمترين عوامل دروغگويي محسوب مي شود. اگر کودک به سبب راستگويي تنبيه شود، در آينده براي نجات و رهايي از مجازات به دروغگويي متوسل خواهد شد.
- داريوش کبير در کتيبه بيستون، نفر بعد خود را به پرهيز از دروغگويي و ضرورت تشديد مجازات دروغگو توصيه کرده و از خداوند خواسته سه بلا از جمله دروغ را از ايران دور بدارد.
- بنا به گفته اما صادق(ع) از مجازاتهاي دروغگو، آن است که خداوند فراموشي را بر او مسلط گرداند.
- آدولف هيتلر در کتاب نبرد من، مي گويد مردم شکست آلمان در جنگ جهاني اول را به اين دليل پذيرفتند که يهوديهاي داراي نفوذ در مطبوعات، از تکنيک خاصي استفاده کردند. از نظر او اگر دروغ بسيار عظيم باشد، بسياري مي توانند آن را باور کنند، زيرا گمان خواهند برد «کسي آنقدر گستاخ نيست که چنين بي شرمانه حقيقت را تحريف کند»!
- حتماً چيزهايي راجع به دروغ سيزده يا همان اول آپريل مي دانيد. در اين روز مردم خيلي از کشورها به عنوان يک رسم به همديگر يک دروغ درست و حسابي مي گويند که البته شرکتهاي بزرگ و حتي رسانه ها هم از اين موضوع عقب نمانده و يک دروغ جنجالي به مرم مي گويند البته همين دروغها خيلي وقتها باعث ايجاد دردسر هم مي شوند مثلاً مردم بعضي از خبرهاي واقعي و مهم را دروغ مي پندارند و اين خود مشکلاتي را به بار مي آورد.
- يکي از دروغهاي بزرگ شرکت گوگل معرفي سرويس جديدي به نام Gmail Paper بود، گوگل به مردم وعده داد که از اين به بعد مي توانند ايميل هاي خود را روي کاغذ براي فرد مورد نظر ارسال کنند. يعني شما ايميل را مي نويسيد و گوگل آن را چاپ مي کند و به آدرس پستي گيرنده مي برد. گوگل حتي وعده داده بود که عکس هاي ضميمه شده در ايميل با کيفيت بالا روي کاغذهاي مخصوص چاپ مي شوند و همه اينها کاملاً مجاني است.
- در سال 1974 يکي از منجمان به نام Patrick Moore به مخاطبان راديو اعلام کرد دقيقاً رأس ساعت 48:9 اول آپريل به خاطر يک پديده نجومي جاذبه زمين کم مي شود و مردم مي توانند با پريدن در همين لحظه حس معلق بودن در هوا را تجربه کنند. خيلي از کساني که اين حرف را باور کرده بودند و پريده بودند به BBC زنگ زدند و گفتند که موفق شده اند. اين حس فقط به آنها تلقين شده بود.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com