تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
گزارش
ديدگاه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
صفحه آخر
يادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-09-08
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 17شهریور ماه 1388


بازخواني پرونده جمعه سياه تهران ؛ 17 شهريور و آرايش زيگزاگي شاه در برابر مردم



*سيد جواد ميرخليلي

يکي از تاريخي ترين و ماندگارترين رويدادهايي که منجر به انقلاب اسلامي ايران شد، روز جمعه سياه، 17 شهريورماه است که نهال





انقلاب با خونهاي بسياري در آن روز، آبياري شد. اين روز، عظمتي وصف ناشدني داشت؛ به گونه اي که حضور شجاعانه مردم در اعتراض به عملکرد رژيم پهلوي، همه را به شگفتي وا داشته باشد.
مقام معظم رهبري در رابطه با اين روز گفتند: روز هفدهم شهريور، آزمايش عجيبي بود که ايستادگي انقلاب را در برابر دشمنان نشان داد. به فرموده ايشان، خونهاي پاک شهداي عزيز هفدهم شهريور، يک ملت را نجات داد. در اين نوشتار قصد داريم تا به بهانه بزرگداشت اين روز بزرگ، حوادث گذشته را مجدداً مرور نمائيم.
به جرأت مي توان ادعا کرد که هفده شهريور، تسريع کننده سقوط رژيم شاهنشاهي بود. کارتر در خاطرات خود مي نويسد: دو ماه پس از ملاقاتي که بين من و شاه صورت گرفت، او در سراسر ايران حکومت نظامي اعلام کرد و در نتيجه، بين پليس و عده کثيري از مسلمانان که دست به تظاهرات زده بودند، برخوردي خونين روي داد. کشته شدن صدها نفر توسط پليس، نه تنها کمکي به شاه نکرد، بلکه موجب شد تا هم قدرت و هم جمعيت و تعداد تظاهرکنندگان افزايش يابد، تا جايي که خواستار برکناري شاه از مقام سلطنت شدند. شاه از يک طرف با تشديد اقدامات نظامي سعي بر مهار ناآراميها داشت و از طرف ديگر، تلاش مي کرد با استفاده از طريق ديگر، رضايت مخالفان را براي آرام کردن آنان جلب کند.





آن گونه که در تاريخ نقل شده است، از اولين ساعات صبح روز جمعه هفدهم شهريورماه، با وجود انتشار اعلاميه هاي حکومت نظامي، در شرق تهران مردم به خيابانها ريختند و به سمت ميدان ژاله به حرکت درآمدند. تظاهرکنندگان بدون توجه به مقررات حکومت نظامي، با شهامت و از جان گذشتگي و ايثار، شعارهاي خود را که عليه نظام و شاه بود با صداي رسا، بيان مي کردند و کوچک ترين توجهي به سربازان - که به حالت آماده باش در خيابانها و پشت بامها سنگر گرفته بودند - نداشتند.
در اين روز، نيروهاي دولتي اعم از شهرباني، نيروهاي ارتش، سربازان و همچنين نيروهاي گارد ويژه حضور داشتند. تعدادي تانک نيز از طرف خيابان پيروزي به طرف خيابانهايي که به ميدان ژاله ختم مي شد، قرار گرفته بودند. در هر خيابان، سربازان يک خط مسلح




تشکيل داده و تيرباري در مقابل هر خيابان قرار داده بودند. بالگردها در بالاي سر جمعيت به صدا درآمده و تعدادي سرباز نيز در ميدان، به صورت زيگزاگ آرايش شده بودند، به طوري که اگر تيربارها که اندکي عقب تر از آنان قرار داشت، تيراندازي کرد، به سربازان برخورد نکند. پس از اخطارهاي مأموران، چون مردم متفرق نشدند، فرمان حمله صادر شد و به يک باره از يک قسمت ميدان ژاله که جمعيت بسياري در آن جمع شده بود، صداي رگبار مسلسلها شنيده شد. از بلندگوها فرمان آتش دادند و بالگردها نيز از آسمان مردم را زير آتش گرفتند. جمعيت که فريادِ «ا... اکبر» و «مرگ بر شاه» سر مي داد، در يک لحظه به خون خود غلطيد. صحنه فجيع و مصيبت بار و در واقع يک کشتار دسته جمعي به وجود آمده بود. قريب دو ساعت ميدان ژاله و خيابانهاي اطراف آن تبديل به ميدان جنگ شد و گلوله هاي سربازان پشت سرهم به سوي مردم شليک مي گرديد؛ به طوري که در اولين لحظات تيراندازي، در جوي ها خون جاري شد و عده زيادي جان خود را از دست دادند.





يکي از خبرنگاران حاضر در ميدان شهدا، خبرنگار روزنامه فيگارو بود. مشاهات وي به نقل از روزنامه کيهان چنين است: ساعت هشت صبح ميدان ژاله، ارتش و نيروهاي امنيتي کاملا در ميدان مستقر گشته اند و تمام راههايي را که به ميدان متصل مي شود بسته اند. ماسکهاي ضد گاز، کلاه کاسکها، سرنيزه ها و تفنگ هاي نشانه رفته در پرتو نور خورشيد مي درخشيد. راهپيمايان و تظاهرکنندگان کجا هستند؟ بله اينجا هستند. در ميدان و کوچه ها طوري موضع گرفته اند که به سختي ديده مي شوند و در حالتي جدي و فريب دهنده اما کاملاً هوشيار و آگاه از ريسکي که در پيش دارند، آن هم بدون کوچکترين سلاحي و تنها با دست خالي همراه با فريادها و پلاکاردهايي که در دست دارند. در ساعت 8/15 از قسمت فرماندهي نظامي صدايي که با بلندگو تقويت شده است چنين مي گويد: حکومت نظامي است. به شما دستور داده مي شود که متفرق شويد، ما را مجبور به تيراندازي نکنيد. جمعيت يک صدا پاسخ مي دهد: ما شاه نمي خواهيم جمهوري اسلامي ميخواهيم، مرگ بر شاه جاني 8/30 هيجان و اضطراب بيشتر شده و جمعيت فشرده تر مي گردد. فريادهاي شادي جمعيت حاکي از ورود آية ا... نوري است. وي با جرأت و شهامت به طرف نيروهاي امنيتي مي رود و پس از مختصري گفتگو با يکي از افسران باز مي گردد و با اشاره سر از جمعيت مي خواهد تا به آهستگي روي زمين بنشينند و جمعيت نيز بدون کوچکترين واکنشي به دعوت وي لبيک مي گويد 9/15 از قسمت ديگر ميدان به يک باره صداي رگبار مسلسلها شنيده مي شود. من بلافاصله خود را به روي زمين انداخته و به سختي به طرف پياده رو مي رسم؛ جايي که سربازان رديف اول بدون وقفه شروع به تيراندازي به طرف ما نموده اند. تيراندازي مدت 30 ثانيه به طول انجاميد. تيراندازي به مردم بي دفاع و بي سلاح چه کار آساني بود، چرا که جنگ نبود، بله يک کشتار دسته جمعي بود. خياباني که تا دقايقي قبل از انبوه جمعيت سياه مي زد، اکنون پر از اجساد، کفشهاي خونين، پلاکاردهاي پاره و زخميهايي بود که کشان کشان خود را به طرف زخمي ديگر مي رساندند. در آن طرف پياده رو و خيابان فريادها شديدتر مي گرديد. فريادي با درد ناشي از کشتار بي رحمانه توأم با ذکر خدا و بيان اين جمله که خدايا، خدايا تو آگاهي و مي بيني که چه کردند.





سايروس برآم در کتاب خود، «انقلاب ايران و مباني رهبري امام خميني»، درباره فاجعه 17 شهريور آورده است: ابتدا خاک اره هاي آغشته به بنزين را که بر کف خيابان ريخته بودند، آتش زدند و چون انبوه جمعيت هراسان در تلاطم افتاد، چند اتومبيل و اتوبوس را مشتعل ساختند. سپس فروشگاه بزرگ خيابان فرح آباد را به آتش کشيدند. آن گاه، آتش مسلسلها را گشودند؛ بي خبر، بي امان و از همه سو؛ از زمين و از هوا، همه راههاي گريز، و همه کوچه ها و خيابانهاي فرعي را با تانک و زره پوش مسدود کردند تا کسي را توان گريختن نباشد. هدف نه پراکنده کردن مردم و نه مرعوب ساختن آنان بود. همه گلوله ها به قصد کشت، شليک مي شد. حتي کساني را که به خانه هاي ديگران پناه مي بردند تعقيب مي کردند و از پاي در مي آوردند و از رساندن خون به مجروحان و مصدومان هم جلوگيري مي کردند.
خبرنگاران خارجي، جمعه هفده شهريور را «جمعه سياه» خواندند از ميان رسانه هاي خبري خارجي، «آسوشيتدپرس» طي خبري به فاجعه ميدان شهدا پرداخت و نوشت:...پس از دو ساعت زد و خورد در تهران، کاميونهاي پر از کشته شدگان و مجروحان، از صحنه خارج شدند و مقارن ظهر، آرامش در تهران برقرار شده، اما هنوز تيراندازيهاي پراکنده اي ادامه دارد. به گفته شاهدان عيني، دست کم يک کاميون پر از کشته شدگان و زخمي ها در ميدان ژاله ديده شد که آن جا را ترک مي کردند. جمعيت همچنان فرياد مي زد «مرگ بر شاه» و «زنده باد خميني». بسياري از تظاهرکنندگان، در نتيجه اصابت گلوله به زمين افتادند و در خون غوطه ور شدند که مأموران آنها را به داخل کاميونها کشاندند و از صحنه دور ساختند.





رژيم در حال سقوط شاه، تعداد کل شهداي هفدهم شهريور را، 58 نفر و مجروحان اين فاجعه را 205 نفر اعلام داشت و تجمع گسترده و عظيم مردم تهران را نقشه خارجي اعلام کرد. شمار دقيق قربانيان مظلوم 17 شهريور در ميدان شهدا هيچ گاه مشخص نگرديد ولي به يقين اين رقم از چهار هزار افزون بود و يکي از بزرگترين فجايع تاريخ انقلاب به شمار مي رود.
خاطرات يکي از کارمندان پزشکي قانوني درباره تعداد شهداي هفدهم شهريور، از صحت و سقم بيشتري برخوردار است: بعد از هفده شهريور، هجوم جمعيت به پزشکي قانوني، نشان دهنده کثرت شهدا بود. ما در بهشت زهرا، تعدادي را دفن کرده بوديم و آمار داديم، اما از بقيه و سرنوشت آنها اطلاعي نداشتيم. چون تعدادي از شهدا توسط خانواده هايشان به خاک سپرده مي شدند. ] از [ روز هفده شهريور به بعد، رژيم تصميم گرفت که جنازه ها را به پزشکي قانوني نياورد و آنها را يک سره به بهشت زهرا بردند. 555 جنازه در قطعه هفده بهشت زهرا دفن شد. از طريق ساواک نيز 342 جنازه در بهشت زهرا، طي يک ماه به خاک سپرديم. ضمناً مردم عده اي از جنازه هايي را که در هفده شهريور به شهادت رسيده بودند، به بيمارستانها برده بودند و مخفيانه دفن مي کردند. عده اي هم توسط ساواک و از طريق خودشان انجام مي شد. از روز 17 شهريور به بعد، شبي، ده تا دوازده جنازه از بيمارستان شهرباني به بهشت زهرا مي برديم و دفن مي کرديم.
مردم تهران به پاس خون شهيدان اين قتل عام دردناک، ميدان ژاله، قتلگاه آنان را «ميدان شهدا» ناميدند. به دنبال فاجعه ميدان شهدا و قتل عام مردم در هفدهم شهريور و اعلام حکومت نظامي، جمعي از روحانيان در تهران و شهرستانها دستگير و زنداني شدند. مسؤول اين جنايت بزرگ، ارتشبد غلامعلي اويسي، فرمانده نيروي زميني شاهنشاهي و فرماندار نظامي تهران و حومه بود که وقايع خونين پانزده خرداد 1342 تهران هم به رهبري و هدايت او صورت پذيرفته بود. واقعه هفدهم شهريور 1357 ، نقطه عطفي در تاريخ انقلاب بزرگ مردم مسلمان ايران است که اهميت فاجعه آن، هرگز فراموش نخواهد شد.
ويليام شوکراس در کتاب خود به نام آخرين سفر شاه در مورد تأثير واقعه جمعه سياه بر روحيه شاه، مي نويسد: واقعه اخير (جمعه سياه) تأثير مصيبت باري بر روحيه شاه گذاشت. وقتي پس از اين واقعه پرزيدنت کارتر (رئيس جمهور وقت آمريکا) به او تلفن زد، شاه طوري با او صحبت کرد که گويي در اثر يک توطئه شيطاني دچار وحشت و اضطراب شده است. کساني که درآ ن روزها شاه را ديدند مي گويند مثل اين بود که او آب رفته و هرگونه اعتماد به نفس را از دست داده بود.
روزنامه تايمز نيز پس از اين واقعه نوشت: ] محمدرضا شاه [ ، کسي که ساليان متمادي - در مقايسه با هر حکمران در دنيا - در کنترل کشورش قدرتمند ظاهر گرديده بود، اينک اقتدار خود را از هم گسسته مي بيند.
اين نوشتار را با پيام حضرت امام خميني(ره) به پايان مي رسانيم که به مناسبت اعلام حکومت نظامي و کشتار بي رحمانه مردم در واقعه 17 شهريور، در سخناني که حاکي از تأثر شديد ايشان بود، فرمودند: چهره ايران امروز گلگون است و دلاوري و نشاط در تمام اماکن به چشم مي خورد. آري اين چنين است راه اميرالمؤمنين و سرور شهيدان امام حسين عليه السلام، اي کاش خميني در ميان شما بود و در کنار شما در جبهه دفاع براي خداي تعالي کشته مي شد. اکنون به بهانه هاي پوچ دست به حبس و تبعيد تازه زده اند و مي زنند. بايد علما و روشن فکران ملت در زير چکمه دژخيمان خرد شوند تا کسي خيال آزادي به خود راه ندهد. ارتش وطن خواه ايران! شما ديديد که ملت با شما دوست و شما را گلباران مي کند و مي دانيد که اين چپاولگران براي ادامه ستمگري، شما را آلت قتل برادران خود قرار دادند. به ديگر برادران ارتشي خود، که شاه را رها کرده اند و در پشتيباني مردم به دشمن حمله نموده اند، بپيونديد....

  


دعاي روز هجدهم ماه رمضان؛ برکات شب زنده داري در ماه رمضان



*حجة الاسلام جواد رفيعي
اللهم نبهني فيه لبرکات اسحاره و نور فيه قلبي بضي؛ء انواره وخذ بکل اعض؛ئي الي اتباع آثاره بنورک يا منور قلوب العارفين
خدايا! مرا در اين روز ازبرکات و ارزشهاي شب زنده داري در ماه رمضان آگاه ساز و جان و دل مرا با نور آن روشن کن و همه اعضاي مرا براي آثار و برکات آن آماده و مهيا نما به نور جمالت اي روشني بخش قلبهاي عارفان.
تاريکي و سکوت شب و عظمت و شکوه آن يکي از نعمتهاي بزرگ الهي است. بيشتر پيامبران الهي چونان موسي کليم و خاتم پيامبران در سکوت و تجلي قدرت حضرت حق به پيامبري برگزيده شدند. نزول قرآن و معراج پيامبر در شب صورت حقيقت يافته است. اين همه نشان از رمز و رازي است که سکوت وشکوه شب با خود دارد. هم از اين روي عارفان و سالکان و اهل دل، دل شب را براي راز و نياز با معبود و معشوق خود برمي گزينند تا در خلوت خود با يار و محبوب خويش سخن دل گفته، رازها بگشايند و پيمانها ببندند.
دوش وقت سحر ازغصه نجاتم دادند
و ندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند
قرآن کريم از پيامبر(ص) مي خواهد که جز اندکي از شب را نخوابد، جامه تطهير نموده و به تکبير و تهليل پروردگارش بپردازد (مدثر) و در جايي شب زنده داران و قائمان و ساجدان دردل شب را مي ستايد و تفاوت آنان را با ديگران چونان تفاوت عالم و جاهل مي داند(زمر/ 9 ).
اين همه نشان از آن دارد که دل شب و سکوت و آرامش رمز آلودش از معنويت و ارزش خاصي برخوردار است و هم از اين روي فرصتي است طلايي براي وصل جانان و وصال دلدادگان.
اهل معرفت در دل شب با نور عبادت و اشراق چراغي را بر مي افروزند که شعاعش از عمق آسمانها براي اهل آسمان نور افشان و نمايان است (کافي/ج 258/4 ). آنان با تذلل در برابر عظمت محبوب به تعالي و تقرب دست يافته و با در افتادن بر خاک به در درخشان عبوديت و بندگي واصل مي شوند.
اين همه در ماه مبارک رمضان و سحرهاي معنوي و صفا و پاکي آن ارزشي غير قابل وصف مي يابد. شبهايي که درهاي رحمت الهي بر روي زاهدان شب و شب بيداران اهل دل باز است تا در سجاده عبادت و تهجد و دعا با محبوب به عشق بازي پرداخته و سر مست از باده وصل جانان، تازه برات خويش در دل تاريکي به کف آورند. از اين روي از آن محبوب دلها مي خواهيم که با عنايت خويش ما را از برکات سحور ماه رمضان بهره مند ساخته و شيريني راز ونياز خويش را درکام دلمان قرار داده واز نور معنوي اين شب چراغ قلبمان را روشنايي ببخشد و اعضاي بدنمان را از اين اشراق و از اين برکات متاثر سازد.

  


نيکلايويچ تولستوي



فردا نهم سپتامبر مصادف است با زاد روز نيکلايويچ تولستوي نويسنده و فعال سياسي اجتماعي روسيه. وي در سال 1828 ميلادي



در خانواده اي اشرافي در ياسنايا پاليانا در جنوب مسکو زاده شد. او يکي از مشهورترين نويسندگان و بزرگ ترين شخصيتهاي تاريخ روسيه است که رمانهاي جنگ و صلح و آنا کارنينا جايگاه او را در بالاترين رده ادبيات داستاني جهان تثبيت کرده است.تولستوي در سال 1884 ميلادي در رشته زبانهاي شرقي در دانشگاه قازان ثبت نام کرد و پس از سه سال، تغيير رشته داده و خود را به دانشکده حقوق منتقل نمود.او در سال 1851 ميلادي پس از گذراندن دوران مقدماتي نظام، در جنگهاي قفقاز شرکت نمود. تجاربي که او از زندگي سربازان کسب نمود، مبناي داستانهاي قفقازي اش شد و با نوشتن داستان کودکي در 1852 سه گانه اي را آغاز کرد که با نوجواني و جواني آن را ادامه داد. با شروع جنگهاي کريمه به جبهه سواستوپل منتقل و به خاطر ارسال گزارشات واقعي از صحنه هاي نبرد در کتاب خود به نام قصه هاي سواستوپل، نامش به عنوان نويسنده اي چيره دست در ادبيات روسيه به ثبت رسيد. تولستوي پس از سقوط سواستوپل به سنت پترزبورگ رفت که در آنجا از ارتش کناره گيري کرد و پس از آن به شهر خود بازگشت.وي به لحاظ توجه قابل احترامي که به آموزش و پرورش کودکان و نوجوانان داشت، در سال 1857 به مدت پنج سال از کشورهاي اروپاي غربي و با مشاهير اروپايي همچون چارلز ديکنس، ايوان تورگنيف، فريدريش فروبل و آدلف ديستروگ، ديدار کرد و پس از بازگشت به کشورش، براساس تجارب نوآموخته، دست به اصلاحات آموزشي زد و در همين راستا به تأسيس مدارس ابتدايي در روستاها پرداخت. اوهيچ گاه تفاوتي بين کودکان قائل نشد و دانش آموزان نخبه را از ديگران متمايز نکرد تا در خور توان و استعداد هر کودکي، آموزش مناسب را به آنها ارزاني دارد.تولستوي، به عنوان عضوي از اداره کل آمار و سرشماري در مسکو در سال 1882 ميلادي با فقر روزافزون کارگران که در مقام مقايسه با محروميت دهقانان از ابعاد وسيع تري برخوردار بود، آشنا شد. با تأثيرپذيري از اين واقعيت تلخ، به منظور کمک رساني به کشاورزان و جلوگيري از مهاجرت دسته جمعي آنان به شهرها، اقدام به ايجاد تشکيلاتي نمود که حمايت از روستايياني که محصولاتشان در اثر حوادث و آفات طبيعي آسيب ديده بود، در دستور کار خود قرار داد.اشتهارتولستوي هرچه بيشتر در خارج از روسيه وسعت مي يافت، به همان نسبت نيز در داخل روسيه مورد طعن و لعن و انزجار دستگاههاي دولتي و مراجع ارتودوکس قرار مي گرفت. نوشته هايش قبل از انتشار توقيف و شايعه رواني بودن او به سرعت پراکنده مي شد. انتشار رمان رستاخيز بهانه اي بود در دست مرجع عالي کليساي ارتدکس، تا در تاريخ 1901 ميلادي تولستوي را به عنوان مرتد معرفي نمايد. چندي بعد علاوه بر تضييقات حکومت، سخت گيريهاي پليس تزاري و ضبط پيش نويس رمانهايش در سال 1908 ميلادي، مشکلات خانوادگي هم بر آن افزوده شد.تولستوي در آخرين روزهاي حيات خود به اتفاق پزشک خانوادگي و دختر کوچکش، همسر خود را ترک و به سوي جنوب روسيه مسافرت نمود. اين، آخرين سفر تولستوي در هفتم نوامبر 1910 ميلادي در ايستگاه راه آهن آستاپوفو به پايان رسيد. دو روز بعد در زادگاهش به خاک سپرده شد.تولستوي آثار سعدي را خيلي دوست مي داشت. در ايام جواني وقتي گلستان را مطالعه مي کرد، مجذوب آن شده بود و از همان وقت تا آخر عمر براي نظم و حکمت فارسي ارج فراوان قايل بود. از تولستوي آثاري چون جنگ و صلح، آناکارنينا، رستاخيز، داستانهايي براي بچه ها، اعتراف و سرشماري در مسکو، تمشک، کوپن تقلبي، و دهها اثر ديگر برجاي مانده است.

  


زخم ماه و نگاه ما!



* جواد نعيمي
امشب، هنگامه شگفتي است! شبي است که پليدان بر چهره خورشيد، تازيانه ستم فرود مي آورند! شبي است که ماه را زخم مي زنند! شبي است که نگاه ما را خون باران مي کنند! شبي است که يتيمي جهان را رقم مي زنند!
و امشب نخستين شب گران قدري است که ملکوتيان آماده مي شوند تا کاسه هاي نياز ما را که با آب ديدگان شسته ايم و در پناه قرآن بر سر دست بلند کرده ايم، از شبنم عشق و معرفت و غفران پر کنند! امشب، فرشته ها همه سکوت مي کنند تا هياهوي دلهاي دردمند و عاشق پيشه حق جويان و رحمت طلبان را بشنوند! امشب، درختها سبزينه ايمان و آرمان خداجويان و شب زنده داران را به دست ابرها مي سپارند تا فرش و عرش را به يکديگر پيوند بزنند! امشب، ماه به ما نگاه مي کند و بر خلوص دلهاي پاک و تلاءلؤ انديشه هاي تابناک رشک مي برد! امشب غنچه هاي دعا شکفته مي شوند و عطر و بوي مناجات تا آسمان حضرت معبود اوج مي گيرد! امشب را قدر بدانيم و به دل شستن در حوض نقره اي رمضان بنشينيم تا شاخه هاي نور را به هنگام عبور از کوچه هاي جانمان ببينيم و لمس کنيم و بيش از پيش نوراني شويم.در هنگامه تجلي برق معرفت و حضور قلب در آيينه صفا، ما را نيز در نظر بياوريد!

  


اخبار کوتاه از نمايشگاه قرآن



عرضه نرم افزار «شمس الشموس»
نرم افزار «شمس الشموس» شامل متن 242 جلد کتاب و 59 مقاله درباره امام رضا(ع) در بخش نشر مکتوب نمايشگاه قرآن عرضه شده است.
اين نرم افزار بيش از 900 کتاب، مقاله و پايان نامه درباره امام رضا(ع) را گردآوري کرده و با امکان جستجو و چاپ صفحات، کار را براي کاربران آسان کرده است.

مشاور رايگان حقوقي
مشاور رايگان حقوقي در غرفه دارالقرآن قوه قضائيه ارائه مي شود.
در غرفه دارالقرآن قوه قضائيه از 16 شهريور مشاوره رايگان حقوقي ارائه مي شود.
در اين غرفه قضات معاونت آموزش قوه قضائيه همه روزه در 2 نوبت از ساعت 18 تا 20 و 21 تا 23 پاسخگوي مشکلات حقوقي مراجعان هستند.

هرشب درنمايشگاه؛ قرآن 206 بار ختم مي شود
با گذشت 3 هفته از برپايي نمايشگاه قرآن، آمار ختم جهان قرآن به 206 بار در شبانه روز رسيد.
وب سايت ختم قرآن مجيد، نحوه شرکت درختم قرآن را در 3 گروه دريافت 10 آيه اي، يک صفحه اي در هر شب و دريافت يک تا 4 حزب به صورت يکبار درهفته اعلام کرده است.
با گذشت 3 هفته از نمايشگاه بين المللي قرآن 73 گروه به ختم قرآن جهاني در نمايشگاه افزوده شده اند.
علاقه مندان براي شرکت در ختم جهاني قرآن به سايت COM . GHORANY . WWW مراجعه کنند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com