تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
كفشدوزك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
يادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-09-09
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 18شهریور ماه 1388


گفتگو با حسين لطيفي کارگردان مجموعه «نردبام آسمان» ؛ بيننده را شکوکه مي کنيم



گروه هنر - بهاردوست: مجموعه هاي «همسايه ها»، «سفر سبز» و مجموعه هاي مناسبتي «وفا» و «صاحبدلان» از ساخته هاي





موفق و پر بيننده محمد حسين لطيفي است که در هر يک به يکي از دغدغه هاي خاص خود پرداخته است. اما مجموعه «نردبام آسمان» که اين شبها از شبکه يک سيما پخش مي شود، چهارمين تجربه تلويزيوني اوست. اثري تاريخي با محوريت زندگي يک رياضيدان و منجم شهير ايراني.
محمدحسين لطيفي در پاسخ به اين پرسش که چطور امسال وبعد از ساختن آثار سينمايي و تلويزيوني با موضوعات اجتماعي اين بار به سراغ ژانر تاريخي رفته و تصميم به ساخت يک چنين سريالي گرفته است مي گويد: نمي دانم شايد انجام يک کار تاريخي برايم زود بود، اما مي گذارم به حساب خواست خدا، چون شرايط به گونه اي رقم خورد که اين کار را انجام دهم. وي مي افزايد: «نردبام آسمان» در بين کارهاي قبلي ام تجربه اي متفاوت است. ولي در خصوص انتخابم بايد بگويم که ظاهرا موفقيت سريال «صاحبدلان» درچند سال پيش در يک چنين ايامي دليل اصلي انتخاب من از طرف تهيه کننده بوده است وبعد از آن تمايل خودم به ساختن يک کار تاريخي .
لطيفي ادامه مي دهد: همانطور که گفتيد من تاکنون در ژانرهاي اجتماعي وکمدي کار کرده بودم. کارهايي که معمولاً روتين بودند و دقيقا به همين دليل مي توانستم با توجه به بازخورد کار قسمتهاي بعدي را سروسامان بدهم يا اينکه لباس وگريم بازيگر را به روز تغيير بدهم واينها کارهايي بود که زياد انجام شده بود ولي در کارهاي تاريخي قضيه فرق مي کند. در اين کارها تو اجازه نداري چيز زيادي از خودت به شخصيتها اضافه کني. در کار تاريخي همه چيز بايد با برنامه ريزي دقيق انجام شود و اين به لحاظ کارگرداني براي من بسيار متفاوت است.
لطيفي در خصوص شيوه ديالوگ گويي کاراکترها ودليل انتخاب زبان محاوره اي براي اين کار مي گويد: از اول خواستم که ديالوگهاي کار نه زياد محاوره اي باشد و نه زياد تاريخي تا مخاطب بتواند با کار ارتباط برقرار کند.
البته فکر مي کنم که بيننده در چند قسمت اول با شنيدن اين شيوه از ديالوگ شوکه شده باشد که چطور بيننده کاري تاريخي است که به لحاظ نوع روايتش، شبيه ديگر کارهايي از اين دست نيست؛ ولي من در «نردبام آسمان» خواستم زمينه اي فراهم شود تا بيننده فکر کند به تاريخ سفر کرده نه اينکه تاريخ به خانه او آمده است. به همين دليل از اين نوع ديالوگ گويي استفاده کردم.
اين کارگردان ادامه مي دهد: وقتي بازيگر، عصا قورت داده ديالوگ مي گويد، طبيعي است که بازي اش به هم بريزد. به همين دليل به گونه اي ديالوگ ها را تنظيم کردم که با ديگر کارهاي تاريخي تفاوت داشته باشد.
من نمي خواستم در اين کار، مثل بعضي از نمونه هاي مشابه اش، شخصيتها ساز خودشان را بزنند و بيننده هم ساز خودش را. اين طوري بيننده براي برقراري ارتباط با شخصيتها وهم ذات پنداري با آنها دچار مشکل مي شود.
وي در پاسخ به اينکه فکر نمي کند اين شيوه از ديالوگ گويي به کليت کار لطمه بزند، مي گويد: بعيد مي دانم که اين گونه صحبت کردن به کارلطمه اي زده باشد، چون بيننده ما بارها نشان داده که با اين نوع گويش بيشترارتباط برقرارمي کند.لطيفي تصريح مي کند: البته همانطورکه حتما هم تاکنون شاهد بوده ايد، شيوه ديالوگ گويي کاراکترها در کاخ با مردم کوچه وبازار فرق مي کند که آن هم دقيقا به عمد انجام شده، چون مي خواستم بين اين کاراکترها فرقي به لحاظ گويش هم وجود داشته باشد. من دليلي براي استفاده از ديالوگهاي سخت براي مردم کوچه وبازار نداشتم.وي در خصوص انتخاب وحيد جليلوند با چهره اي نا آشنا به عنوان نقش اصلي (غياث الدين جمشيد کاشاني) گفت: انتخاب او به سفري بر مي گردد که با هم داشتيم. هر چند او با بازي در اين نقش چندان موافق نبود ولي من مطمئن بودم که او از پس نقش بر مي آيد.
ديگر اينکه دقيقا همين ناآشنا بودن چهره اش براي بيننده، مد نظرم بود. مي خواستم بيننده هيچ ذهنيتي نسبت به بازيگرنداشته باشد که به نظرم همين قضيه باعث ارتباط بيشتر نقش با بيننده شده است که خب اين ادعا در قسمتهاي بعدي ثابت مي شود وشما خواهيد ديد که چگونه بيننده را شوکه مي کند. به نظرم او توانست بازي قابل قبولي ارائه دهد.

  


در سال مرگ جلال آل احمد؛ به ميعاد نه، به ميقات آمده ام



گروه هنر - زمانيان: جلال الدين سادات آل احمد، معروف به جلال آل احمد، فرزند سيد احمد حسيني طالقاني، در



محله سيد نصرالدين از محله هاي قديمي شهر تهران به دنيا آمد. او در سال 1302 پس از هفت دختر متولد شد و نهمين فرزند پدر و دومين پسر خانواده بود.
پدرش در کسوت روحانيت بود و از اين رو جلال دوران کودکي را در محيطي مذهبي گذراند. تمام سعي پدر اين بود که از جلال، براي مسجد و منبرش جانشيني بپرورد.
جلال پس از اتمام دوره دبستان، تحصيل در دبيرستان را آغاز کرد، اما پدر که تحصيل فرزند را در مدارس دولتي نمي پسنديد و پيش بيني مي کرد که آن درسها، فرزندش را از راه دين و حقيقت منحرف مي کند، با او مخالفت کرد. جلال مي گويد:
«دبستان را که تمام کردم، ديگر نگذاشت درس بخوانم که: «برو بازار کار کن» تا بعد از من جانشيني بسازد و من رفتم بازار. اما دارالفنون هم کلاسهاي شبانه باز کرده بود که پنهان از پدر اسم نوشتم.»
پس از ختم تحصيل دبيرستاني، پدر او را به نجف نزد برادر بزرگش سيد محمد تقي فرستاد تا در آنجا به تحصيل در علوم ديني بپردازد، البته او خود به قصد تحصيل در بيروت به اين سفر رفت، اما در نجف ماندگار شد. اين سفر چند ماه بيشتر دوام نياورد و جلال به ايران بازگشت.
در «کارنامه سه ساله» ماجراي رفتن به عراق را اين گونه شرح مي دهد:
«تابستان 1322 بود، در بحبوحه جنگ، با حضور سربازان بيگانه و رفت و آمد وحشت انگيز و قرقي که در تمام جاده ها کرده بودند تا مهمات جنگي از خرمشهر به استالينگراد برسد به قصد تحصيل به بيروت مي رفتم که آخرين حد نوک دماغ ذهن جواني ام بود و از راه خرمشهر به بصره و نجف مي رفتم که سپس به بغداد والخ .... اما در نجف ماندگار شدم. ميهمان سفره برادرم. تا سه ماه بعد به چيزي در حدود گريزي، از راه خانقين و کرمانشاه برگردم. کله خورده و کلافه و از برادر و پدر.»
در سال 1324 با چاپ داستان «زيارت» در مجله سخن به دنياي نويسندگي قدم گذاشت و در همان سال، اين داستان در کنار چند داستان کوتاه ديگر در مجموعه «ديد و بازديد» به چاپ رسيد.
آل احمد که از دانشسراي عالي در رشته ادبيات فارسي فارغ التحصيل شده بود، تحصيل را در دوره دکتراي ادبيات فارسي نيز ادامه داد، اما در اواخر تحصيل از ادامه آن دوري جست و به قول خودش «از آن بيماري (دکتر شدن) شفا يافت».
در سال 1326 به استخدام آموزش و پرورش درآمد. در همان سال، به رهبري خليل ملکي و 10 تن ديگر از حزب توده جدا شد. آنها از رهبري حزب و مشي آن انتقاد مي کردند و نمي توانستند بپذيرند که يک حزب ايراني، آلت دست کشور بيگانه باشد. در اين سال با همراهي گروهي از همفکرانش، طرح استعفاي دسته جمعي خود را نوشتند.
آل احمد با نثر عصيانگرش اين گونه مي گويد:
«روزگاري بود و حزب توده اي بود و حرف و سخني داشت و انقلابي مي نمود و ضد استعمار حرف مي زد و مدافع کارگران و دهقانان بود و چه دعويهاي ديگر و چه شوري که انگيخته بود و ما جوان بوديم و عضو آن حزب بوديم و نمي دانستيم سر نخ دست کيست و جواني مان را مي فرسوديم و تجربه مي آموختيم. براي خود من «اما» روزي شروع شد که مأمور انتظامات يکي از تظاهرات حزبي بوديم (سال 23 يا 24 ) از در حزب خيابان فردوسي تا چهارراه مخبرالدوله با بازوبند انتظامات چه فخرها که به خلق نفروختم، اما اول شاه آباد چشمم افتاد به کاميونهاي روسي پر از سرباز که ناظر و حامي تظاهرات ما کنار خيابان صف کشيده بودند که يک مرتبه جا خوردم و چنان خجالت کشيدم که تپيدم توي کوچه سيد هاشم و ...»
در سال 1326 کتاب «از رنجي که مي بريم» چاپ شد که مجموعه 10 قصه کوتاه بود و در سال بعد «سه تار» به چاپ رسيد. پس از اين سالها آل احمد به ترجمه روي آورد. در اين دوره، به ترجمه آثار «ژيد» و«کامو»، «سارتر» و «داستايوفسکي» پرداخت و در همين دوره با دکتر سيمين دانشور ازدواج کرد. «زن زيادي» نيز به اين سال تعلق دارد.
در طي سالهاي 1333 و 1334 «اورازان»، «تات نشينهاي بلوک زهرا»، «هفت مقاله» و ترجمه مائده هاي زميني را منتشر کرد و در سال 1337 «مدير مدرسه» و «سرگذشت کندوها» را به چاپ سپرد. دو سال بعد «جزيره خارک- در يتيم خليج» را چاپ کرد. سپس از سال 40 تا 43 «نون و القلم»، «سه مقاله ديگر»، «کارنامه سه ساله»، «غرب زدگي» «سفر روس»، «سنگي بر گوري» را نوشت و در سال 45 «خسي در ميقات» را چاپ کرد و هم «کرگدن» نمايشنامه اي از اوژان يونسکو را. «در خدمت و خيانت روشنفکران» و «نفرين زمين» و ترجمه «عبور از خط» از آخرين آثار اوست.
آل احمد در صحنه مطبوعات نيز حضور فعالانه، مستمري داشت و در مجله ها و روزنامه هاي مختلفي فعاليت مي کرد.
نکته اي که در زندگي آل احمد جالب توجه است، زندگي مستمر ادبي اوست. اگر حيات ادبي اين نويسنده با ديگر نويسندگان هم عصرش مقايسه شود، اين موضوع به خوبي مشخص مي شود.
جلال در سالهاي فرجامين زندگي، با روحي خسته و دلزده از تفکرات مادي، به تعمق در خويشتن پرداخت تا آنجا که در نهايت، پلي روحاني و معنوي بين او و خدايش ارتباط برقرار کرد.
او در کتاب «خسي در ميقات» که سفرنامه حج اوست، به اين تحول روحي اشاره مي کند و مي گويد: «ديدم کسي نيستم که به ميعاد آمده باشد، که خسي به ميقات آمده است. . .»
اين نويسنده پر توان که همواره به حقيقت مي انديشيد و از مصلحت انديشي مي گريخت، در اواخر عمر پربارش، به کلبه اي در ميان جنگلهاي اسالم کوچ کرد.
جلال آل احمد، نويسنده توانا و هنرمند دلير به ناگاه در غروب روز هفدهم شهريور سال 1348 ، در چهل و شش سالگي زندگي را بدرود گفت.
به طور کلي، نثر آل احمد نثري است شتابزده، کوتاه، تأثيرگذار و در نهايت کوتاهي و ايجاز.
آل احمد در شکستن برخي از سنتهاي ادبي و قواعد دستور زبان فارسي شجاعتي کم نظير داشت و اين ويژگي در نامه هاي او به اوج مي رسد.
اغلب نوشته هايش به گونه اي است که خواننده مي تواند بپندارد نويسنده هم اکنون در برابرش نشسته و سخنان خود را بيان مي کند و خواننده، اگر با نثر او آشنا نباشد و نتواند به کمک آهنگ عبارات، آغاز و انجام آنها را دريابد، سر در گم خواهد شد.
از اين رو، ناآشنايان با سبک آل احمد گاهي ناگريز مي شوند عبارتهايي را بيش از چند بار بخوانند.
آثار جلال آل احمد را به طور کلي مي توان در پنج مقوله يا موضوع طبقه بندي کرد:
الف- قصه و داستان. ب- مشاهدات و سفرنامه. ج- مقالات. د- ترجمه. ه- خاطرات و نامه ها.

  


اخبار کوتاه



* به دليل همزماني با شبهاي احيا پخش آخرين قسمت «افسانه جومونگ» به جمعه موکول شد
در روال عادي پخش، آخرين قسمت اين سريال بايد شب گذشته پخش مي شد که به دليل همزماني با شبهاي احيا پخش آن به روز جمعه موکول شد.
«افسانه جومونگ» را «کيم گوم هونگ» و «لي جوهوان» در سال 2006 کارگرداني کرده اند و محصول شبکه MBC کره جنوبي است.
* محمد يگانه گفت: مسؤولان براي روايت موسيقايي شاهنامه حرکتي نمي کنند. وي افزود: مدتها است که با موسيقي شمال خراسان کار روايت شاهنامه را به پايان رسانده ام و انتظار داشتم حداقل به مناسبت هزارمين سال خلق اثر سترگ فردوسي، مسؤولان نيز حرکتي براي ضبط و ارائه روايت موسيقايي آن به مردم ايران انجام دهند و همچنان در اين انتظار باقي مانده ام.
* مسعود ده نمکي زمان ساخت مجموعه نوروزي شبکه تهران را قبل از پروژه «اخراجي ها 3 » اعلام کرد و مجموعه «قرارمون يادت نره» را يک کار جدي در ژانر دفاع مقدس دانست.
مسعود ده نمکي درباره کارگرداني مجموعه «قرارمون يادت نره» گفت: محمدهادي کريمي مشغول تحقيق و نگارش فيلمنامه مجموعه براساس طرحي از من است.
ده نمکي درباره کارگرداني مجموعه نوروزي شبکه تهران گفت: پيمان قاسمخاني، خشايار الوند و رضا مقصودي مشغول نگارش اين مجموعه هستند. قبل از توليد «اخراجي ها 3 » اين مجموعه را مي سازم و براي توليد «قرارمون يادت نره» بعد از «اخراجي ها 3 » تصميم مي گيرم.
* «اليور استون» در افتتاحيه مستند «جنوب مرز»(با حضور هوگو چاوز) در جشنواره ونيز ضمن اشاره به علاقه اش براي ساخت مستند زندگي رئيس جمهوري کشورمان گفت: اگر آمريکا در عراق موفق بود، بي شک به ايران هم حمله مي کرد.
استون در پايان اين نشست مطبوعاتي گفت: ما هم اکنون براي ساخت يک مستند درباره رئيس جمهور احمدي نژاد، در حال مذاکره با ايران هستيم ولي مشغله هاي دو طرف تاکنون از اين مسأله جلوگيري کرده است.
* مدير عامل مؤسسه خانه کتاب از انتخاب دبير علمي جايزه جلال آل احمد در آينده اي نزديک خبر داد و گفت: همه ارکان جايزه کار خود را انجام مي دهند و مشکلي وجود ندارد.
* در پايان جشنواره فيلم مونترال، «آتشکار» اميريوسفي جايزه «نوآوري در سينما» را گرفت .
«وقتي ليموها زرد شدند» جايزه «زنيت نقره اي» را دريافت کرد.
* «مايکل مور»، کارگردان سرشناس آمريکايي از فيلمسازان هاليوود درخواست کرد از «باراک اوباما»، رئيس جمهوري آمريکا حمايت کنند.
«مايکل مور» که جديدترين ساخته اش با نام «کاپيتاليسم؛ يک داستان عاشقانه» روز يکشنبه در ونيز اکران جهاني شد، فيلمسازان هاليوود را به حمايت از «باراک اوباما» فراخوانده است.
وي در اين باره گفت: هاليوود نقش مهمي در اجراي برنامه هاي اقتصادي فرانکلين روزولت در دهه 30 داشت؛ فيلمهايي از «فرانک کاپرا» و «پرستون استورگس» و کتابهايي از «جان اشتاين بک» کمک زيادي به روزولت کردند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com