تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
عشقستان
دوربين
حوادث
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
يادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-09-10
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 19شهریور ماه 1388

[ هنري ]
 * سيماي امام علي (ع) در آثار نيما يوشيج؛ در هر مقام بر لبم آواي يا علي است
 * با حضور دوباره جي.ام. کوئتزي؛ نامزدهاي نهايي جايزه «بوکر» 2009 معرفي شدند
 * آخرين «چوب پاي» نوازنده درگذشت
 * جرج کلوني با «بزها» وارد ونيز شد
 * آواي اندوه
 * دبير انجمن نويسندگان کودک و نوجوان خبر داد:
دريافت پانزده مقاله جهت درج در مجموعه مقالات يادمان مهدي آذريزدي
 * سيماي امام علي (ع) در آثار نيما يوشيج؛ در هر مقام بر لبم آواي يا علي است
 * با حضور دوباره جي.ام. کوئتزي؛ نامزدهاي نهايي جايزه «بوکر» 2009 معرفي شدند
 * آخرين «چوب پاي» نوازنده درگذشت
 * جرج کلوني با «بزها» وارد ونيز شد
 * دبير انجمن نويسندگان کودک و نوجوان خبر داد: دريافت پانزده مقاله جهت درج در مجموعه مقالات يادمان مهدي آذريزدي

سيماي امام علي (ع) در آثار نيما يوشيج؛ در هر مقام بر لبم آواي يا علي است



* عباس حسن پور
علي (ع) امام مهرباني ها و آموزگار عملي ايمان، يقين، حکمت، عبادت، عشق و عدالت است. «جر جرداق مسيحي» از زبان همه





مردم درباره اش نوشت:« مادر دهر عقيم است از زادن فرزندي چون علي (ع)»
اولين نتيجه مقايسه تاريخ و اسطوره شايد اين باشد که کاراکترها و حوادث اساطيري از تاريخ بزرگ تر و شگفت انگيز ترند. اساطير عموماً حيران عقل و عمل و انديشه اند اما حضرت علي (ع) حقيقتي است که در وراي اساطير قرار دارد و هرگز هيچ کاراکتر اسطوره اي را به جهت عدم جامعيت توان سنجه و قياس با حقيقتي تاريخي به نام علي (ع) نيست و درست از همين نقطه است که آن بزرگ به کشف اين عبارت زيبا نايل شد که «علي، حقيقتي بر گونه اساطير است» ( 1 )
حضرت علي «مجسمه عدالت و ديانت» بود. «خار در چشم و استخوان در گلو» زندگي کرد. درد دين و درد همنوع او خداگونه بود. رفيع ترين بناي عدل را بنا نهاد. نازکانه ترين چشمه هاي احساسات مبتني بر خرد را در حق مظلومين جاري ساخت، طولاني ترين سکوت را به مصلحت دين تحمل کرد. نغزترين حکمت و معرفت را با «کلکي شيرين سلک»( 2 ) بر جاي گذاشت، کوبنده ترين و کاري ترين ضربات شمشير را بر گرده کفر فرود آورد و چشم تاريخ را مسحور خود ساخت و هنوز که هنوز است عقل و عشق و عرفان در او به چشم تحير مي نگرند. به همين دليل کمتر آزاده ايست که جذب حضرتش نشده باشد و به وسع خويش، به عظمت ابعاد وجوديش نينديشيده و لب بر ستايش و منقبت او نگشوده باشد.
نيما يوشيج هم، مانند اسلاف آزاده و حقيقت نگار خويش در چهار رباعي و يک قطعه، عشق و ارادت خويش را به محضر آن امام همام ابراز مي دارد. مي دانيم که عشق در آثار نيما «مفهومي» است و تنها و تنها در مورد حضرت علي (ع) است که به «مصداق» کشانده مي شود. به اضافه اينکه در دفتر يادداشتهاي روزانه با يک نگرش رئاليته و فرا تاريخي، به قضاوت در مورد حضرت علي (ع) پرداخت که بسيار تأمل برانگيز است.





براي اثبات ادعاي خويش درباره ارادت نيما به حضرت علي (ع) ذکر چند نکته از دفتر يادداشت هاي روزانه را ضروري مي دانم.
اولاً اينکه احزاب چپ و راستي که در روزگار نيما و شکوفايي و عصيان ادبي او، سعي در جذب و منتسب ساختن نيما به نحله هاي موسمي خود را داشتند، به ذات انديشه هاي او راهي نبرده و رفتارشان ريشه در نيما نشناسي داشت. با توجه به يادداشت هاي نيما، تحزب، محدوديت و معذوريت آفرين است و قرار گرفتن در پوست گردو. نيما شاعري است که مشرب او نوعي کاربست توأمان روشنفکري و عقلانيت ديني است و انتسابش به کمونيسم و انواع ايسم هاي لائيک به استناد آثارش مردود است.
به عنوان مثال نيما مي گويد: «من بزرگ تر و منزه تر از آنم که توده اي باشم، يعني يک فرد متفکر محال است که تحت عنوان فلان جوانک که دلال و کارچاق کن دشمن شمالي ماست برود و فکرش را محدود به فکر او کند، اين تهمت ها دارد مرا مي کشد، من دارم دق مي کنم از دست مردم» ( 3 )
و يا: «دليل عقب ماندگي در زندگي، پيشوايان حزب توده اند، مي گويند کافر همه را به کيش خود پندارد، احمق ها، خيال مي کنند من توده اي هستم» ( 4 ).
ثانياً مطالعه دقيق آثار نيما و به خصوص يادداشتهاي روزانه اش، طرح توطئه اي را خنثي مي سازد و آن نسبت ناروا به سيروس طاهباز تدوين گر آثار نيما در جهت ايدئولوژيک معرفي کردن اوست.
عده اي به اين اشتباه دامن زده اند که سيروس طاهباز، براي ماندگاري نيما در صحنه تاريخ و اجتماع، اشعارش را همسوي تفکر حاکم مصادره کرده است و با لطايف الحيل لباس شرعي و ايدئولوژيکي بر قامت آثار و انديشه هاي نيما پوشانيد، در حالي که واقعيت چيز ديگري است و آثار شاعر، گواه گويايي است که او هرگز به نقد و نفي دين و مذهب نپرداخته است و تازه ريشه خانوادگي اين ارادت را مي توان از نامي که براي او انتخاب کرده اند دريافت؛ علي اسفندياري.
پس اينکه نيما هم در چندين جاي آثارش به ذکر و ستايش مولا علي (ع) پرداخت، چندان جاي شگفتي نيست. لازمه آزاد انديشي و عدالت خواهي جز اين چه مي تواند باشد؟ به عبارت ديگر، اگر شاعر آزاده اي چون نيما، ارادت خود را به آن امام همام علني و عملي نمي ساخت، جاي شگفتي بود.
«مولا سروده» هاي نيما بيانگر واکنش صريح و عالمانه او در برهه اي از زمان که دين و مذهب با شعارهاي فريبنده و مدرن م؛بانه مورد هدف و هجمه قرار گرفته و تغيير بنيادين الگوها در دستور کار قرار گرفته بود، نيز هست.
نيما در يادداشتي مي نويسد: «از من مي پرسند استالين انسان کبير است يا حضرت علي (ع)؟! هزار و چند صد سال گذشته است که بشريت به حضرت علي (ع) افتخار مي کند. از استالين چند سال گذشته است، احمق ها نمي دانند تاريخ هم مثل انسان جواني و پيري دارد، بگذار صد سال از استالين بگذرد...» ( 5 )
و يا: «وقتي هزار سال از کسي خوب گفته شد، هرگز آن آدم در يک سال و يک ساعت از بين نمي رود. علي (ع) انسان کبير است. بعد از هزار سال بايد ديد آنکه انسان کبير اسم گرفته است، بعد از دويست سال چه خواهد شد» ( 6 )
ناگفته پيداست اين فرضيه و قضاوت تاريخي به بار ننشست و يکي از کساني که کاه پوشيده اين حزب را به باد داد و فروپاشي حتمي الوقوع آن را در اوج اقتدار پيش بيني کرد، نيما يوشيج بود.
و اينک چهار رباعي و يک قطعه از «مولا سروده» هاي نيما را مرور مي کنيم با اين توضيح که نيما در اين نمونه ها هم، شاعري انديشه گراست و چندان به دنبال گزينش و چيدمان امروزي واژه ها نيست. به عبارت ديگر نيما يوشيج در بيشتر رباعيات خود از الطاف و نرمش و تجارب زباني امروز بهره اي نمي گيرد و دقيقاً به همين دليل در مقايسه با ديگر شاعران معاصر، براي اين شعرهايش شانس جذب مخاطب کمتري دارد و رباعياتش هم ناخوانده مانده است.
**
آن کس که نه با علي (ع) دل خويش بباخت
چيزي نشناخت گر چه بس چيز شناخت
در ساخت دلم به هر بدي، ليک دلم
با آن که بد علي به لب داشت، نساخت
***
با دانش، هر کس از رهي کار بساخت
در دايره سرگشته چو پرگار بتاخت
راني اگرم و گر که خواهي بنواخت
نشناخته رفت آن که علي را نشناخت
***
محمود علي (ع)، عابد و معبود عليست
وز جمله آفريده مقصود عليست
گفتي که علي که بود؟ فاشت گويم
بودي به ميان نبود، ور بود عليست
***
صد بار شکست و بست و درهم پيوست
تا نام علي مرا در آيينه ببست
من بگسلم از تو با جفاي تو و ليک
از مهر علي دلم نخواهد بگسست
اگر اثر هر کس را آينه تفکر، انديشه و جهان بيني او بدانيم، اين انديشه هاي نيما، بيانگر عمق انديشه هاي مذهبي اوست و خط بطلاني است بر همه شايعاتي که تا کنون در مورد نيما مرتکب شده اند. نيما علاوه بر چهار رباعي، قطعه اي درباره حضرت علي(ع) دارد که در صفحه 579 ديوانش درج شده است. با اين مقدمه که: « در مدح مولاي متقيان علي (ع) در روز عيد غدير گفته ام»:
گفتي ثناي شاه ولايت نکرده ام
بيرون ز هر ستايش و حد ثنا عليست
چونش ثنا کنم که ثنا کرده خداست
هر چند چون غلات نگويم ، خدا عليست
شاهان بسي به حوصله دارند مرتبت
ليکن چو نيک در نگري پادشا عليست
گر بگذري ز مرتبه کبرياي حق
بر صدر دور زودگذر کبريا عليست
بسيار حکم ها به خطامان رود ، ولي
در حق آنکه حکم رود بي خطا عليست
گر بي خود و وگر بخود، اينم ثناش بس
در هر مقام بر لبم آواي يا عليست
پانوشت:
1 - دکتر علي شريعتي
2 - مهدي اخوان ثالث
3 برگزيده آثار نيما به کوشش سيروس طاهباز، انتشارات بزرگ مهر ص 215.
4 همان منبع ص 235.
5 همان منبع ص 219.
6 همان منبع ص 260 259.

  


با حضور دوباره جي.ام. کوئتزي؛ نامزدهاي نهايي جايزه «بوکر» 2009 معرفي شدند



نامزدهاي نهايي جايزه ادبي «بوکر» سال 2009 با حضور دوباره جي.ام. کوئتزي معرفي شدند.
به گزارش ايسنا، برگزار کنندگان چهل ويکمين جايزه سالانه بوکر شش نويسنده را به عنوان نامزدهاي نهايي اين جايزه در سال 2009 معرفي کردند.
سرشناس ترين نامزد منتخب، جي.ام. کوئتزي است که پيشتر دو بار در سالهاي 1999 و 1983 موفق به کسب اين جايزه شده است.
کوئتزي که جايزه نوبل ادبيات 2003 را در کارنامه افتخارات خود دارد، براي رمان «وقت تابستاني» نامزد بوکر امسال شده است.
هيلاري مانتل با رمان تاريخي «تالار گرگ» درباره پادشاه هنري سوم به همراه سارا واترز که با رمان «غريبه کوچک» براي سومين بار نامزد جايزه بوکر شده است، از ديگر رقيبان سرشناس کوئتزي هستند.
به گزارش رويترز، سيمون ماور با کتاب «اتاق شيشه اي»، اي.اس. بيات با «کتاب کودکان» و آدام فولدز با «هزارتوي پرشتاب» ديگر نامزدهاي جايزه بوکر 2009 هستند.
برنده نهايي اين جايزه روز ششم اکتبر معرفي خواهد شد و جايزه 50 هزار پوندي به او تعلق خواهد گرفت.
سال گذشته، آراويند آديگا از هند براي رمان «ببر سفيد» که به 30 زبان ترجمه شده است، بوکر را کسب کرد.

  


آخرين «چوب پاي» نوازنده درگذشت



«مراد شرفايي» آخرين چوپ پاي نوازنده در سن 78 سالگي در کرمان درگذشت.
«فواد توحيدي» پژوهشگر موسيقي نواحي در گفتگو با فارس با اعلام اين خبر گفت: اين هنرمند که آخرين نسل چوب پا در ايران بود روز سه شنبه در سن 78 سالگي به علت ايست قلبي در گذشت.
توحيدي خاطر نشان کرد:«مراد شرفايي» اهل روستاي بيدخون مرغک بم بود که در واقع آخرين بازمانده نسل چوب پاها محسوب مي شد.

  


جرج کلوني با «بزها» وارد ونيز شد



«جورج کلوني»، بازيگر برنده اسکار هاليوود، روز سه شنبه در افتتاحيه آخرين فيلمش با نام «مردي که به بز ها خيره شده است» در جشنواره ونيز حضور يافت.
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري رويترز، «جورج کلوني»، پس از ورود به جشنواره ونيز و تماشاي آخرين فيلم خود با نام «مردي که به بزها خيره شده است» به کارگرداني «مگرانت هسلوف» در نشست مطبوعاتي آن شرکت کرد.
شصت و ششمين جشنواره بين المللي فيلم ونيز تا 12 سپتامبر به کار خود ادامه خواهد داد.

  


آواي اندوه



ياعلي
* عبدالجبار کاکايي
از پدرم اسمشُو ياد گرفتم
وقتي چشام به روي دنيا وا شد
هنوز تو قنداقه بودم ياعلي
گفت و منُو بغل گرفت و پاشد
*
تو عالم بچگي و سادگي
وقتي غمي دنيامُو تاريک مي کرد
پدر مي گفت يا علي و پا مي شد
منُو به آسمونا نزديک مي کرد
*
زمزمه ياعلي و ياعلي
از رگِ مادرم تو خونم مي ريخت
شباي تشنه وقتي شيرم مي داد
طعم علي روي زبونم مي ريخت
*
علي کليد خانه خدا بود
قفل دل شکسته رُو وا مي کرد
علي مثِ فرشته هاي معصوم
با گريه دنيا روُ تماشا مي کرد
*
ماه شباي مشق بچگي هام
عکس علي بود که تو چشمه مي ريخت
وقتي علي رو مي نوشتم رو خط
نام علي برام کرشمه مي ريخت
*
بچگيام عمريه رفته از ياد
با اونکه از غصه دارم تا مي شم
دخترمُو وقتي بغل مي کنم
بازم مي گم يا علي و پا مي شم


چلچراغ نخلها
* نغمه مستشار نظامي
کوچه هاي ساکت کوفه به نام نخلهاست
ابن ملجم در کمين پشت تمام نخلهاست!
ماه تنها ماه باقي مانده از شبهاي قدر
همچنان تنها چراغ پشت بام نخلهاست
يک نفر در چشمهايش آسمان در جزر و مد
مي رسد پژواک هر گامش سلام نخلهاست
***
مي رسد در چشمهايش آسمان در جزر و مد
در صدايش لحن زيباي اذان در جزر و مد
موج در موج نگاهش عارفان و عاشقان
بي زمان و بي مکان و بي نشان در جزر و مد
ناگهان شمشير بالا رفت و پيغامي رسيد
سجده کن فزت و رب... قرآن بخوان در جزر و مد
***
ناگهان شمشير بر فرق زمين آمد فرود
ماه در محراب کوفه غرق خون محو سجود
لحظه ديدار نزديک است يا بنت نبي
لحظه ديدار نزديک است اي ياس کبود
مي رود آهسته آهسته به سوي نخلها
آنکه مانندش نخواهد آمد و هرگز نبود
ماه زخمي چلچراغ پشت بام نخلهاست
شهر خرما مي دهد سوگ امام نخلهاست

  


دبير انجمن نويسندگان کودک و نوجوان خبر داد:
دريافت پانزده مقاله جهت درج در مجموعه مقالات يادمان مهدي آذريزدي



دبير انجمن نويسندگان کودک و نوجوان از ارسال قريب به پانزده مقاله جهت درج در مجموعه مقالات مربوط به يادمان مهدي آذريزدي خبر داد.
شهرام اقبال زاده در گفتگو با ايسنا گفت: با توجه به تکراري بودن اغلب اين مقالات و اين که بيشترمقالات مربوط به کتاب «قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب» اين نويسنده پيشکسوت است، با گلچين کردن اين مقالات و افزودن پيشگفتاري به آنها اين مجموعه آماده چاپ خواهد شد.

  


سيماي امام علي (ع) در آثار نيما يوشيج؛ در هر مقام بر لبم آواي يا علي است



* عباس حسن پور
علي (ع) امام مهرباني ها و آموزگار عملي ايمان، يقين، حکمت، عبادت، عشق و عدالت است. «جر جرداق مسيحي» از زبان همه مردم درباره اش نوشت:« مادر دهر عقيم است از زادن فرزندي چون علي (ع)»
اولين نتيجه مقايسه تاريخ و اسطوره شايد اين باشد که کاراکترها و حوادث اساطيري از تاريخ بزرگ تر و شگفت انگيز ترند. اساطير عموماً حيران عقل و عمل و انديشه اند اما حضرت علي (ع) حقيقتي است که در وراي اساطير قرار دارد و هرگز هيچ کاراکتر اسطوره اي را به جهت عدم جامعيت توان سنجه و قياس با حقيقتي تاريخي به نام علي (ع) نيست و درست از همين نقطه است که آن بزرگ به کشف اين عبارت زيبا نايل شد که «علي، حقيقتي بر گونه اساطير است» ( 1 )
حضرت علي «مجسمه عدالت و ديانت» بود. «خار در چشم و استخوان در گلو» زندگي کرد. درد دين و درد همنوع او خداگونه بود. رفيع ترين بناي عدل را بنا نهاد. نازکانه ترين چشمه هاي احساسات مبتني بر خرد را در حق مظلومين جاري ساخت، طولاني ترين سکوت را به مصلحت دين تحمل کرد. نغزترين حکمت و معرفت را با «کلکي شيرين سلک»( 2 ) بر جاي گذاشت، کوبنده ترين و کاري ترين ضربات شمشير را بر گرده کفر فرود آورد و چشم تاريخ را مسحور خود ساخت و هنوز که هنوز است عقل و عشق و عرفان در او به چشم تحير مي نگرند. به همين دليل کمتر آزاده ايست که جذب حضرتش نشده باشد و به وسع خويش، به عظمت ابعاد وجوديش نينديشيده و لب بر ستايش و منقبت او نگشوده باشد.
نيما يوشيج هم، مانند اسلاف آزاده و حقيقت نگار خويش در چهار رباعي و يک قطعه، عشق و ارادت خويش را به محضر آن امام همام ابراز مي دارد. مي دانيم که عشق در آثار نيما «مفهومي» است و تنها و تنها در مورد حضرت علي (ع) است که به «مصداق» کشانده مي شود. به اضافه اينکه در دفتر يادداشتهاي روزانه با يک نگرش رئاليته و فرا تاريخي، به قضاوت در مورد حضرت علي (ع) پرداخت که بسيار تأمل برانگيز است.
براي اثبات ادعاي خويش درباره ارادت نيما به حضرت علي (ع) ذکر چند نکته از دفتر يادداشت هاي روزانه را ضروري مي دانم.
اولاً اينکه احزاب چپ و راستي که در روزگار نيما و شکوفايي و عصيان ادبي او، سعي در جذب و منتسب ساختن نيما به نحله هاي موسمي خود را داشتند، به ذات انديشه هاي او راهي نبرده و رفتارشان ريشه در نيما نشناسي داشت. با توجه به يادداشت هاي نيما، تحزب، محدوديت و معذوريت آفرين است و قرار گرفتن در پوست گردو. نيما شاعري است که مشرب او نوعي کاربست توأمان روشنفکري و عقلانيت ديني است و انتسابش به کمونيسم و انواع ايسم هاي لائيک به استناد آثارش مردود است.
به عنوان مثال نيما مي گويد: «من بزرگ تر و منزه تر از آنم که توده اي باشم، يعني يک فرد متفکر محال است که تحت عنوان فلان جوانک که دلال و کارچاق کن دشمن شمالي ماست برود و فکرش را محدود به فکر او کند، اين تهمت ها دارد مرا مي کشد، من دارم دق مي کنم از دست مردم» ( 3 )
و يا: «دليل عقب ماندگي در زندگي، پيشوايان حزب توده اند، مي گويند کافر همه را به کيش خود پندارد، احمق ها، خيال مي کنند من توده اي هستم» ( 4 ).
ثانياً مطالعه دقيق آثار نيما و به خصوص يادداشتهاي روزانه اش، طرح توطئه اي را خنثي مي سازد و آن نسبت ناروا به سيروس طاهباز تدوين گر آثار نيما در جهت ايدئولوژيک معرفي کردن اوست.
عده اي به اين اشتباه دامن زده اند که سيروس طاهباز، براي ماندگاري نيما در صحنه تاريخ و اجتماع، اشعارش را همسوي تفکر حاکم مصادره کرده است و با لطايف الحيل لباس شرعي و ايدئولوژيکي بر قامت آثار و انديشه هاي نيما پوشانيد، در حالي که واقعيت چيز ديگري است و آثار شاعر، گواه گويايي است که او هرگز به نقد و نفي دين و مذهب نپرداخته است و تازه ريشه خانوادگي اين ارادت را مي توان از نامي که براي او انتخاب کرده اند دريافت؛ علي اسفندياري.
پس اينکه نيما هم در چندين جاي آثارش به ذکر و ستايش مولا علي (ع) پرداخت، چندان جاي شگفتي نيست. لازمه آزاد انديشي و عدالت خواهي جز اين چه مي تواند باشد؟ به عبارت ديگر، اگر شاعر آزاده اي چون نيما، ارادت خود را به آن امام همام علني و عملي نمي ساخت، جاي شگفتي بود.
«مولا سروده» هاي نيما بيانگر واکنش صريح و عالمانه او در برهه اي از زمان که دين و مذهب با شعارهاي فريبنده و مدرن م؛بانه مورد هدف و هجمه قرار گرفته و تغيير بنيادين الگوها در دستور کار قرار گرفته بود، نيز هست.
نيما در يادداشتي مي نويسد: «از من مي پرسند استالين انسان کبير است يا حضرت علي (ع)؟! هزار و چند صد سال گذشته است که بشريت به حضرت علي (ع) افتخار مي کند. از استالين چند سال گذشته است، احمق ها نمي دانند تاريخ هم مثل انسان جواني و پيري دارد، بگذار صد سال از استالين بگذرد...» ( 5 )
و يا: «وقتي هزار سال از کسي خوب گفته شد، هرگز آن آدم در يک سال و يک ساعت از بين نمي رود. علي (ع) انسان کبير است. بعد از هزار سال بايد ديد آنکه انسان کبير اسم گرفته است، بعد از دويست سال چه خواهد شد» ( 6 )
ناگفته پيداست اين فرضيه و قضاوت تاريخي به بار ننشست و يکي از کساني که کاه پوشيده اين حزب را به باد داد و فروپاشي حتمي الوقوع آن را در اوج اقتدار پيش بيني کرد، نيما يوشيج بود.
و اينک چهار رباعي و يک قطعه از «مولا سروده» هاي نيما را مرور مي کنيم با اين توضيح که نيما در اين نمونه ها هم، شاعري انديشه گراست و چندان به دنبال گزينش و چيدمان امروزي واژه ها نيست. به عبارت ديگر نيما يوشيج در بيشتر رباعيات خود از الطاف و نرمش و تجارب زباني امروز بهره اي نمي گيرد و دقيقاً به همين دليل در مقايسه با ديگر شاعران معاصر، براي اين شعرهايش شانس جذب مخاطب کمتري دارد و رباعياتش هم ناخوانده مانده است.
**
آن کس که نه با علي (ع) دل خويش بباخت
چيزي نشناخت گر چه بس چيز شناخت
در ساخت دلم به هر بدي، ليک دلم
با آن که بد علي به لب داشت، نساخت
***
با دانش، هر کس از رهي کار بساخت
در دايره سرگشته چو پرگار بتاخت
راني اگرم و گر که خواهي بنواخت
نشناخته رفت آن که علي را نشناخت
***
محمود علي (ع)، عابد و معبود عليست
وز جمله آفريده مقصود عليست
گفتي که علي که بود؟ فاشت گويم
بودي به ميان نبود، ور بود عليست
***
صد بار شکست و بست و درهم پيوست
تا نام علي مرا در آيينه ببست
من بگسلم از تو با جفاي تو و ليک
از مهر علي دلم نخواهد بگسست
اگر اثر هر کس را آينه تفکر، انديشه و جهان بيني او بدانيم، اين انديشه هاي نيما، بيانگر عمق انديشه هاي مذهبي اوست و خط بطلاني است بر همه شايعاتي که تا کنون در مورد نيما مرتکب شده اند. نيما علاوه بر چهار رباعي، قطعه اي درباره حضرت علي(ع) دارد که در صفحه 579 ديوانش درج شده است. با اين مقدمه که: « در مدح مولاي متقيان علي (ع) در روز عيد غدير گفته ام»:
گفتي ثناي شاه ولايت نکرده ام
بيرون ز هر ستايش و حد ثنا عليست
چونش ثنا کنم که ثنا کرده خداست
هر چند چون غلات نگويم ، خدا عليست
شاهان بسي به حوصله دارند مرتبت
ليکن چو نيک در نگري پادشا عليست
گر بگذري ز مرتبه کبرياي حق
بر صدر دور زودگذر کبريا عليست
بسيار حکم ها به خطامان رود ، ولي
در حق آنکه حکم رود بي خطا عليست
گر بي خود و وگر بخود، اينم ثناش بس
در هر مقام بر لبم آواي يا عليست
پانوشت:
1 - دکتر علي شريعتي
2 - مهدي اخوان ثالث
3 برگزيده آثار نيما به کوشش سيروس طاهباز، انتشارات بزرگ مهر ص 215.
4 همان منبع ص 235.
5 همان منبع ص 219.
6 همان منبع ص 260 259.

  


با حضور دوباره جي.ام. کوئتزي؛ نامزدهاي نهايي جايزه «بوکر» 2009 معرفي شدند



نامزدهاي نهايي جايزه ادبي «بوکر» سال 2009 با حضور دوباره جي.ام. کوئتزي معرفي شدند.
به گزارش ايسنا، برگزار کنندگان چهل ويکمين جايزه سالانه بوکر شش نويسنده را به عنوان نامزدهاي نهايي اين جايزه در سال 2009 معرفي کردند.
سرشناس ترين نامزد منتخب، جي.ام. کوئتزي است که پيشتر دو بار در سالهاي 1999 و 1983 موفق به کسب اين جايزه شده است.
کوئتزي که جايزه نوبل ادبيات 2003 را در کارنامه افتخارات خود دارد، براي رمان «وقت تابستاني» نامزد بوکر امسال شده است.
هيلاري مانتل با رمان تاريخي «تالار گرگ» درباره پادشاه هنري سوم به همراه سارا واترز که با رمان «غريبه کوچک» براي سومين بار نامزد جايزه بوکر شده است، از ديگر رقيبان سرشناس کوئتزي هستند.
به گزارش رويترز، سيمون ماور با کتاب «اتاق شيشه اي»، اي.اس. بيات با «کتاب کودکان» و آدام فولدز با «هزارتوي پرشتاب» ديگر نامزدهاي جايزه بوکر 2009 هستند.
برنده نهايي اين جايزه روز ششم اکتبر معرفي خواهد شد و جايزه 50 هزار پوندي به او تعلق خواهد گرفت.
سال گذشته، آراويند آديگا از هند براي رمان «ببر سفيد» که به 30 زبان ترجمه شده است، بوکر را کسب کرد.

  


آخرين «چوب پاي» نوازنده درگذشت



«مراد شرفايي» آخرين چوپ پاي نوازنده در سن 78 سالگي در کرمان درگذشت.
«فواد توحيدي» پژوهشگر موسيقي نواحي در گفتگو با فارس با اعلام اين خبر گفت: اين هنرمند که آخرين نسل چوب پا در ايران بود روز سه شنبه در سن 78 سالگي به علت ايست قلبي در گذشت.
توحيدي خاطر نشان کرد:«مراد شرفايي» اهل روستاي بيدخون مرغک بم بود که در واقع آخرين بازمانده نسل چوب پاها محسوب مي شد.

  


جرج کلوني با «بزها» وارد ونيز شد



«جورج کلوني»، بازيگر برنده اسکار هاليوود، روز سه شنبه در افتتاحيه آخرين فيلمش با نام «مردي که به بز ها خيره شده است» در جشنواره ونيز حضور يافت.
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري رويترز، «جورج کلوني»، پس از ورود به جشنواره ونيز و تماشاي آخرين فيلم خود با نام «مردي که به بزها خيره شده است» به کارگرداني «مگرانت هسلوف» در نشست مطبوعاتي آن شرکت کرد.
شصت و ششمين جشنواره بين المللي فيلم ونيز تا 12 سپتامبر به کار خود ادامه خواهد داد.

  


دبير انجمن نويسندگان کودک و نوجوان خبر داد: دريافت پانزده مقاله جهت درج در مجموعه مقالات يادمان مهدي آذريزدي



دبير انجمن نويسندگان کودک و نوجوان از ارسال قريب به پانزده مقاله جهت درج در مجموعه مقالات مربوط به يادمان مهدي آذريزدي خبر داد.
شهرام اقبال زاده در گفتگو با ايسنا گفت: با توجه به تکراري بودن اغلب اين مقالات و اين که بيشترمقالات مربوط به کتاب «قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب» اين نويسنده پيشکسوت است، با گلچين کردن اين مقالات و افزودن پيشگفتاري به آنها اين مجموعه آماده چاپ خواهد شد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com