تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
پنجره
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-09-19
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 28شهریور ماه 1388

[ فرهنگي ]
 * بررسي آثار و برکات معنوي و اخلاقي عيد بزرگ مسلمين جهان در گفتگو با کارشناسان؛
فطر؛ عيد اعطاي مدال افتخار بندگي
 * با تکيه بر مفهوم عيد در تفکر اسلامي؛ اعياد در اديان
 * فطر؛ عيد پرهيزگاران
 * چيستي معرفت بومي
 * نگاهي به ضرورت بازبيني اعمال در پايان ماه رمضان؛ حساب قبل از حساب
 * دعاي روز بيست ونهم ماه رمضان؛ توفيق مصونيت از گناه
 * عيد رمضان، جشن شکوفايي ايمان!
 * کنکور نيکي ها!
 * عيد فطر، آغازي براي يک تولد
 * دوره هاي جامع شغل- محور فناوري اطلاعات و ارتباطات برگزار مي شود
 * عيد فطر در فرهنگ عامه مردم ايران

بررسي آثار و برکات معنوي و اخلاقي عيد بزرگ مسلمين جهان در گفتگو با کارشناسان؛
فطر؛ عيد اعطاي مدال افتخار بندگي



*زهره کهندل
بسياري از پژوهشگران حوزه علوم اجتماعي و روانشناسي دين بر روي اين موضوع اشتراک نظر دارند که ماه رمضان در کاهش جرايم





و ناهنجاريهاي اجتماعي تأثير محسوس و مشخصي دارد. فضاي معنوي اين ماه، چنان هواي جامعه را پر مي کند که انگار مردم جامعه در محفظه اي از هواي سالم فرهنگي و اجتماعي تنفس مي کنند؛ هوايي که مولکولهاي اکسيژن آن از تقوا متشکل شده و در روزهاي تابستان هم، هواي دل خيلي ها را بهاري کرد و شد نخ تسبيح مودت دلهايي که از هم کينه اي خرد يا حتي بزرگ داشتند.
شاخصهاي نمودارهاي مراکز تحقيقاتي در بررسي آسيبهاي اجتماعي جامعه، نشان از تأثير چشمگير عاملي فرهنگي دارد که خطوط قرمز را به سمت نزول و ثبات در نمودارها هدايت مي کند. بر طبق آمار رمضان سال گذشته دادستاني کل کشور، آمار سرقت، شرارت و جنايت در ماه مبارک رمضان تا ميزان 40 درصد کاهش يافته بود که کاهش ميزان تخلفات و جرايم، از تأثيرات ماه مبارک رمضان است.
آنچه در اين ميان اهميت مي يابد، ضرورت حفظ دستاوردهاي معنوي و اخلاقي ماه مبارک رمضان است که در عيد بزرگ فطر، در جلوه اي از وحدت، شکوه و زيبايي معنوي اين ماه نمايان مي شود.

اعلام نتايج امتحان روزه داران

آيةا... حسن ممدوحي، عضو مجلس خبرگان رهبري، عيد فطر را روز اعلام نتايج امتحان روزه داران عنوان کرده و مي گويد: خداوند متعال در روز عيد فطر، همه پاداش آنچه را که روزه داران و بندگان مخلص خدا زحمت کشيده اند و توشه جمع کرده اند، به آنان عطا مي کند. ماه مبارک رمضان، ماه بندگي و خالص شدن روزه داران از بندها و تعلقات دنيوي و تکبر بود. به معناي واقعي کلمه، رمضان ماه بندگي و عبوديت بر درگاه الهي بود که در روز عيد فطر، آنان که قبول شده اند، کارنامه موفقيت خود را دريافت مي کنند.
وي ادامه مي دهد: از سوي ديگر، دراين عيد بزرگ، شارع مقدس اسلام چنان تبيين کرده است که بندگان خدا بنا به اطاعت دستورات خدا، بخشي از مال خود را با دادن زکات فطره ، به افراد ضعيف جامعه اهدا کنند تا برکات اين ماه عزيز، مشمول مستمندان و فقرا هم شود.
اين عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم، تأکيد مي کند: نمازي که در عيد فطر خوانده مي شود، يکي از بزرگترين و باشکوه ترين شعاير ديني ماست که در آن روز فرياد قدرت مندي و شکوه مسلمانان از سراسر سرزمين هاي اسلامي بلند مي شود.
آيةا... ممدوحي يادآور مي شود: عبادت شب عيد و مراسم وداع با ماه مبارک رمضان، مراسم شورانگيز و زيبايي است که انتظار مي رود بيش از اين به برگزاري آن توجه شود.

فرصت وحدت و همدلي

حجة الاسلام و المسلمين کاظم صديقي، امام جمعه موقت تهران، با تاکيد بر اينکه عيد فطر، فرصت همدلي و وحدت است، مي گويد: آنچه موجب دوري بندگان از خدا مي شود، کدورتها و کينه هاست. دنيا دوستي و وابستگي انسان به تعلقات مادي، سرچشمه منازعات و درگيريهاست و از آنجا که امور عالم از کثرت برخوردار است، آدمي دل به امور دنيا مي بندد.
وي ادامه مي دهد: در ماه مبارک رمضان چشمه هاي معنويت به روي بندگان خدا در شب زنده داريها تا سحر، اطعام و اکرام بندگان خدا در سفره هاي افطاري، پرداخت زکات فطره و مهم تر از همه لطافت و رونقي که روزه به روح روزه دار مي دهد، موجب مي شود علاقه انسانها به تعلقات دنيا کم شود.
صديقي با بيان اينکه روز عيد فطر نتيجه يک ماه رياضت فردي و دوري از شهوت و ماديات است که در شکل همگرايي و وحدت ملي بروز و ظهور مي کند، مي افزايد: اين جاست که دلهاي مؤمنان به هم مهربان مي شود و اين محبت قراردادي نيست.
امام جمعه موقت تهران، عيد فطر را روز ظهور و نمود وحدت کلمه ميان مسلمانان مي داند که شکوه آن در نماز عيد فطر تجلي مي يابد. وي يادآور مي شود: به رسم نيکوي هر سال، نماز عيد فطر به امامت ولي امر مسلمين حضرت آيةا... خامنه اي اقامه مي شود و چشم دشمن که به اين همبستگي و شکوه نماز عيد فطر مي افتد، از همبستگي مسلمانان قطعا بر خود خواهد لرزيد.
اين استاد اخلاق خاطرنشان مي کند: حفظ دستاوردهاي معنوي ماه مبارک رمضان به مراقبه نياز دارد و بايد متوليان و مربيان فرهنگي جامعه، علما و رسانه ها در جهت حفظ اين دستاوردها برنامه ريزي کنند. لذا بايد وجدانهاي پاک شده در اين ماه عزيز را هميشه بيدار نگه داشت.
وي با اشاره به اينکه استمرار سرمايه هاي عظيمي که در ماه مبارک رمضان به دست مي آيد بسيار با اهميت است، اضافه مي کند: گرايش به خدا موجب وحدت کلمه مي شود. مادامي که خدا بر دلها حکومت کند، ارزشها پايدارند و دلها را به وحدت مي رساند و بايد فرهيختگان جامعه هم در اين جهت به مردم کمک کنند.
امام جمعه موقت تهران، بزرگ ترين نماد روز عيد فطر را حضور يکپارچه مردم در نماز عيد فطر که نمايانگر مرکزيت شيعه در سطح جهاني است، دانسته و مي گويد: حماسه روز عيد فطر در تاريخ بشريت ماندني و ستودني است.
حجة الاسلام و المسلمين صديقي درباره برکات عيد فطر در جامعه، يادآور مي شود: ارتباط خالق با خلق در نماز عيد فطر، شکلي نمادي دارد. از سوي ديگر، تأمين نيازهاي فقرا و پرداخت زکات فطره هم با شاد کردن دل مستمندان از ديگر جلوه هاي بارز و شکوهمند اين روز است. در چنين عيد بزرگي، خداوند درهاي سعادت را به روي بشريت مي گشايد و وجدانهاي پاک و آماده در اين روز، مدال افتخار بندگي و رضايت الهي را بر سينه مي زند.

رمضان؛ مسير تحول و تکامل

حجة الاسلام و المسلمين علي اکبر مظاهري، استاد حوزه و دانشگاه با بيان مقدمه اي درباره ضرورت تحول و تحرک در ابعاد روحي و رواني انسان براي رسيدن به کمال مطلوب، روزه را عملي با اين هدف دانسته و مي گويد: روزه بهترين فرصت براي بيرون آمدن انسان از حال رخوت و يکنواختي است، زيرا تحول و تکامل روحاني را موجب مي شود.
وي مي افزايد: در اسلام برنامه هاي تکاملي بسياري براي انسانها فراهم شده است و شاخصه تحول روحاني و تهذيب نفس در همه آموزه هاي ديني ما وجود دارد. در اين ميان، روزه جايگاه ويژه اي دارد، تا انسان را از رکود روزمرگي ها بيرون بياورد. به واقع، ماه مبارک رمضان مجالي براي لايه روبي غبارهاي وجودي و روحي انسان بود.
حجة الاسلام و المسلمين مظاهري، با اشاره به اينکه فوايد جسمي روزه براي سالم ماندن افراد از نظر پزشکي ثابت شده است، خاطرنشان مي کند: از مهمترين امتيازهاي فوايد معنوي روزه اين است که روح انسان را متلاطم مي کند و رخوت و خواب آلودگي را از وجود آدمي مي زدايد.
اين استاد حوزه و دانشگاه، عيد فطر را روز جايزه گرفتن روزه داران توصيف کرده و تصريح مي کند: از همان روز اول ماه مبارک رمضان مسابقه تصفيه روحاني جان روزه داران آغاز مي شود. آنان که در مسير حرکت به سوي خدا، شتاب بيشتري داشتند، در مقام بالاتري قرار مي گيرند؛ زيرا ماه مبارک رمضان مسيري پلکاني براي سير به درگاه الهي است و روزه داران پله ها را تا ملاقات خدا طي کردند که به روز عيد فطر رسيدند.
وي در خصوص حفظ دستاوردهاي معنوي ماه مبارک رمضان مي گويد: در روايات ديني ما آمده است که نگه داشتن عمل (خير) مهمتر و دشوارتر از انجام آن است. پاداش يک ماه روزه گرفتن و رياضت کشيدن براي رضاي الهي که موجب تحول و تصفيه روحاني افراد مي شود، بايد نگه داشته شود، و اين پاداش قرب الهي و رضايت اوست. حضرت علي (ع) مي فرمايند: هر روزي که در آن روز معصيت به خدا نشود، آن روز، عيد است. لذا از اين منظر بايد هر روزمان عيد باشد و ثمرات و برکات عيد بزرگ فطر، با پيام همدلي و وحدت در زندگي مان استمرار يابد.
حجة الاسلام و المسلمين مظاهري يادآور مي شود: با اين پندار که عيد فطر روز گرفتن پاداش است نبايد متوقف شد، بلکه اين پاداش بايد انگيزه اي براي تحول و حرکت پرشتاب در مسير کسب رضايت الهي باشد. روز عيد فطر روز کينه زدايي است. امروز در شرايطي که جامعه دچار تشتت شده، اين روز مي تواند پيام آور همدلي مردم جامعه و نيل به وحدت ملي باشد.

ضرورت پايداري تأثيرهاي معنوي روزه

دکتر مسعود آذربايجاني، عضو انجمن روان شناسان حوزه علميه قم، درباره تأثير روزه داري بر کاهش ناهنجاريهاي اجتماعي و اقبال پژوهشگران به اين موضوع، مي گويد: متأسفانه آثار پژوهشي در اين باره بسيار کم و ناچيز بوده و تاکنون در حد کليات به آن اکتفا شده است. البته، بخشي از آن به دليل نبود تقاضا جدي است.
اين تقاضا بايد از سوي مردم، مسؤولان برنامه ريز و مديران اجرايي وجود داشته باشد. در اين صورت، پژوهشگران با بررسي ابعاد مختلف روزه مي توانند ميزان اثر بخشي آن را زير ذره بين قرار دهند. در اين خصوص، بايد بر روي ماندگاري تاثيرهاي آن در تمام ساحتهاي زندگي در طول سال کار علمي شود.
وي با بيان اينکه روزه، فرصت مناسبي براي سفر معنوي است تا زنگار از روح آدمي بزدايد، خاطرنشان مي کند: بخش عمده اي از ناراحتي هاي ما به دليل دلبستگي به مظاهر زندگي است که ماه رمضان مجالي براي رهايي از اين وابستگي ها بود.
آذربايجاني، عيد فطر را جشن بزرگي از همبستگي ملي بدون توجه به مظاهر و تعلقات دنيوي عنوان کرد که مي تواند در پايداري آثار معنوي و اخلاقي ماه رمضان، تأثير بسزايي داشته باشد.
***
همزمان با عيد بزرگ و عزيز فطر با ماه دوست داشتني خدا وداع مي کنيم. سي روز، اطاعت و بندگي در محضر خدايي که به انسان فرصت خوب شدن و خوب ماندن داد، جداي از سختيهاي جسمي اش، حلاوت روحاني بسياري داشت.فقط آن چه برايمان مي ماند، نخ تسبيحي است که از جنس خوبيهايمان، دلهايمان را به هم پيوند زده است، بايد ديد تا سال بعد چقدر با رفتارمان، مانع پوسيدن اين نخ روحاني مي شويم يا نمي شويم...

  


با تکيه بر مفهوم عيد در تفکر اسلامي؛ اعياد در اديان



حسين فرزانه

اشاره: عيد فطر يکي از مهمترين اعياد اسلامي است. اين عيد در کنار عيد قربان ميان همه گروهها و مذاهب اسلامي مشترک



است. در اين ميان مذهب تشيع و تسنن روزهاي مختلفي را به عنوان عيد مبعث در نظر مي گيرند و اين در حالي است که عيد غدير يکي از مهمترين اعياد شيعيان به شمار مي آيد. به جهت آنکه در آستانه عيد سعيد فطر قرار داريم، بنا داريم نگاهي به مفهوم عيد در تفکر ديني بيندازيم. در اين ميان لازم است، تمايزها و تفاوتهاي عيد در تفکر ديني با جشن در تفکر غير ديني نيز مورد توجه قرار گيرند. در اين زمينه مدلهايي براي نزديک کردن اين دو مفهوم متفاوت هم پيشنهاد مي شوند.

تمايزهاي تفکر ديني و تفکر غيرديني
هر سخني که بخواهيم در مورد جايگاه اعياد در اديان بگوييم، پيشاپيش بايد نگاهي به تفاوت اعياد با جشنها بيندازد. اما اعياد در تفکر ديني و جشنها در تفکر غيرديني بدون ديگر اجزاي تفکر ديني و غيرديني قابل فهم نيستند. عيد بخشي از يک منظومه کلي به نام تفکر ديني است که اين منظومه اجزايي کاملاً به هم پيوسته دارد، همچنان که جشن در تفکر غيرديني هم جزيي در کنار اجزاي به هم پيوسته ديگر را شامل مي شود. دين بر رابطه انسان با امر قدسي در اديان غيرابراهيمي و رابطه انسان و خدا در اديان ابراهيمي متکي است. اگر مبناي دين اين رابطه است، آنگاه همه اجزاي دين در ذيل اين رابطه معنا و مفهوم مي يابند. ما نمي توانيم عبادت را بدون اين رابطه فهم کنيم. عبادت هم به معناي گونه اي رابطه ميان انسان و خداست و با دعا ما رابطه کلامي ميان انسان و خدا را مشاهده مي کنيم. در اين نظام هنجارها و اخلاق ديني هم بدون اين رابطه معنا ندارد. زماني داستايوفسکي مي گفت، اگر خدا نباشد هرکاري مجاز است. نظر وي آن بود که در يک نظام ديني اخلاق ديني بدون رابطه انسان و خدا کاملاً بي معنا و بي مبناست. ما در يک نظام غيرديني شاهد اخلاقي سکولار هستيم. يعني اصول و هنجارهاي اخلاقي بر اساس عقل انسان تعريف مي شوند؛ عقلي که مستقل از خدا مشروعيت مي گيرد. در اين نظام ما شاهد اخلاقي هستيم که به صورت ماهوي با اخلاق ديني متفاوت است، همچنانکه هنري که در يک نظام ديني تعريف مي شود با هنر غيرديني متفاوت است. افرادي که سعي مي کنند هنرهاي اديان و به صورت خاص هنر دين اسلام را بشناسند نمي توانند و نبايد نسبتهاي پيچيده هنر اسلامي با تفکر اسلامي و ديني را ناديده بگيرند. ناديده گرفتن اين نسبت باعث تيرگي در تحليلهاي ما نسبت به هنر هم مي شود.
اگر بخواهيم با زبان کوهن يا فوکو سخن بگوييم، تفکر ديني براي خود يک گفتمان يا سرمشق را داراست که در اين سرمشق هم تفکر و هم عمل و هم هنر معنايي خاص را به خود مي گيرند. از اين منظر يک عمل ديني تفاوتي ماهوي با عمل غيرديني دارد و مقايسه اين دو بدون توجه به بنيانهاي اين دو گفتمان غيرقابل توجيه است. در اينجا البته قصد ما ارزش گذاري نيست، يعني نمي خواهيم برتريهاي تفکر ديني را بر تفکر غير ديني نشان دهيم سخن بر سر تمايزهاي جوهري و ماهوي است و توجه به اين تفاوتهاي ماهوي براي بررسيهايي تطبيقي بسيار ضروري و حياتي هستند.
فرض کنيد متفکري که در دنياي جديد زندگي مي کند بخواهد رفتار حضرت مسيح (ع) و پيروانش و يا رفتار و سنت حضرت محمد (ص) و پيروانش را درک کند. فهم و درک و در پي آن قضاوت کردن در مورد اين رفتارها و هنجارها بدون فهم گفتمان و سرمشقي که آنها در آن زندگي مي کنند قابل درک نيست. به طور مثال به مفهوم ايثار نگاه کنيد که در تفکر ديني مفهوم کاملاً موجه و جاافتاده اي است و يا به مفهوم جهاد نظر کنيم که معنايي کاملاً موجه را در تفکر ديني دارد.
کسي که از دنيا و فضاي تفکر ديني دور است، نمي تواند تفاوتهاي جهاد با خشونت و همچنين تمايزهاي نديده گرفتن حق خود با ايثار و فداکاري را فهم کند. اين سؤ تفاهمها دقيقاً چيزي است که هم اکنون در حال رخ دادن است و ما شاهد هستيم که تفکر غرب - حداقل در بعد سياسي خود - از فهم بسياري از ارزشها و هنجارها و رفتارهاي ديني عاجز و ناتوان است. يکي از دلايل کنوني بحرانهاي بشر همين ناتواني در درک رفتاري متفاوت از رفتار ماست. به نظر ما يکي از مهمترين دلايل اين امر آن است که ما از تفکري کل گرا که اجزا را در يک کل و نسبتشان با يکديگر فهم مي کنند دور هستيم. همين باعث مي شود نسبتهاي مختلف ميان يک گفتمان و تفاوت ماهوي آن گفتمان با گفتمانهاي ديگر را نبينيم.
آنچه هم اکنون در سطح جهان شاهد آن هستيم، ضرورت گفتگوي تفکر ديني و تفکر غيرديني است. اين نکته اي است که بسياري از انديشمندان ديني و اخلاقي بر آن تکيه و تأکيد کرده اند. به طور مثال گفتگوي علم و دين که مظهري از اين گفتگو تفکر ديني و تفکر غيرديني است بسيار مورد توجه نخبگان و متفکران قرار گرفته است. اما بايد اين نکته را در نظر داشته باشيم که اين گفتگو بدون فهم عميق مباني و مبادي مقدور و ميسور نيست. فقط کافي نيست براي آنکه شباهتهاي تفکر ديني و نظريه مه بانگ را در مورد آفرينش جهان فهم کنيم، برخي مشابهت هاي ظاهري تکيه و تأکيد کنيم. همانگونه که يافتن اشتراکات و افتراقات زيست شناسي و دين هم نيازمند رفتن به عمق مباحث است.
در اينجاست که اشتراکها در دل اختلافها معنا پيدا مي کنند. در اين رويکرد در خواهيم يافت که اين دو گفتمان ديني و غيرديني با هم تفاوتهاي ماهوي دارند اما اين تفاوت مانع آن نمي شود که اين دو دست به گفتگوها و مکالمه هايي جدي نزنند. گفتگو در اين منظومه به معناي پذيرش مواضع هم نيست. سخن بر سر گونه اي مشي و روش است که اذهان را به هم نزديک کند و فهمي جدي از اشتراکها و تفاوتهاي يکديگر داشته باشند. گفتگو ايجاد يک افق است و اين افق هم اکنون ميان تفکر ديني و تفکر غيرديني به وجود آمده است. ضرورت اين گفتگو آن بوده که بشر نه مي تواند بي نياز از تفکر عميق ديني به راه خود ادامه دهد، نه بي نياز از علم و تکنولوژي و دستاوردهاي مهم جهان جديد است. گفتگويي که همانگونه که بسياري بر آن تأکيد کرده اند، به جسارت و شجاعت بسيار زيادي نيازمند است.
عيد ديني، جشن غيرديني
تفاوت ميان عيد در فرهنگ و تفکر ديني با جشن در تفکر غيرديني هم با توجه به اين مقدمه بهتر مشخص مي شود. در تفکر ديني عيد فارغ از جهان بيني ديني قابل درک نيست. رابطه اي ميان انسان و خدا وجود دارد و انسان در اين بين هم داراي حق و هم داراي تکليف است. هنگامي که حق و تکليف وي انجام مي شوند، آدمي احساس تقرب به درگاه خداوند مي کند. جالب اينجاست که در سه دين ابراهيمي همه اعياد رنگي از انسان را با خود به همراه دارند. در اديان عرفاني ديگر چون بوديسم و هندوئيسم و شينتوئيسم اعياد به نقش و جايگاه طبيعت نيز برمي گردند، چون جشن رستاخير طبيعت که در ديار ما با عنوان عيد نوروز از آن ياد مي شود. اديان ابراهيمي اما اعيادي انسان محور را دارا هستند و اين نشان از نقش و جايگاه مهم انسان در اين اديان است. عيد در اين جهان بيني به توفيق انسان در انجام تکاليف و برآورده شدن حقوق وي بر مي گردد. همانطور که عيد فطر نشان از توفيق و کاميابي انسان در انجام فرايض ديني از غذا نخوردن تا دعا کردن دارد. گويي انسان به جهت توفيق در اين کارها سوري برپا مي کند. عيد قربان هم نشان از طي تجربه اي سخت براي نزديکي به خداوند دارد؛ گويي آدمي در حال تکرار تجربه مهم حضرت ابراهيم است. گويي او به مقامي پيامبرگونه رسيده است. گويي او توانسته يک زندگي طولاني را در چند روز تجربه کند و به خدا نزديک شود.
اين در حالي است که در جهان جديد جشن گونه اي فارغ شدن از زندگي غمبار روزانه معنا مي دهد. همانطور که تفريح هم تلاشي براي پايان دادن موقت به کار متناوب و تکراري است. ما در جهان جديد جشن نمي گيريم که به خالق و راز هستي نزديک شويم، ما به اين کار مبادرت مي کنيم تا از کسالتهاي غمبار و غم انگيز روزانه بکاهيم. بهانه اي مي گيريم که به تنوع دست زنيم. باز تکرار کنيم که قصد نداريم فقط جنبه هاي منفي جشن را در برابر اعياد ديني برجسته کنيم. سخن بر سر تمايزهايي است که ناشي از دو نوع جهان بيني هستند.
نمونه ديگر اين تمايز را ما ميان کار در جهان جديد با کار در جهان قديم مشاهده مي کنيم. کار در جهان قديم عين زندگي و بخشي از آن است. در آن جهان همه کار تنوع و گوناگوني است. کار در اين منظومه گونه اي عبادت است. به همين دليل است که در جهان پيشامدرن که در بخش مهمي جهان ديني است، با چيزي به نام اوقات فراغت روبه رو نيستيم. اوقات فراغت مختص جهان جديد است که کارزدگي و نه کار کردن در آن عموميت دارد. در اين جهان است که بايد به دنبال راهي براي رسيدن به تنوع گشت. در جهاني که کار مي تواند انسان را الينه و ازخودبيگانه کند. اين نکته تا حدود زيادي در مورد جايگاه جشن در جهان جديد هم صدق مي کند. شادي در جهان جديد بخشي از کار و زندگي نيست. گونه اي نظم و نسق بر زندگي مدرن حاکم است که در کنار نقاط مثبتي که براي انسان به همراه داشته است شادي را از وي دريغ کرده است. اينجاست که بايد به دنبال بهانه اي براي شادي گشت. از سوي ديگر شادي اي که بشر جديد به دنبال آن است، با آن شادي که انسان ديني طالب آن است متفاوت است. اينها نکاتي هستند که باعث تفاوت ماهوي ميان جشن و عيد مي شوند. در يکي ما شاهد فرار از زندگي هستيم و در ديگري ما در زندگي غوطه وريم. در يکي غمهاي زندگي معنادار مي شوند و در ديگري سعي مي شود درد و غمهاي زندگي فراموش شوند.
نه آنکه در تفکر ديني غم وجود نداشته باشد. اتفاقاً آموزه هايي هستند که تأکيد مي کنند اساس اين عالم بر درد و غم هستند. اما بشر ديني براي غم و دردهاي خود معنا دارد. به تعبير ديگر وي مي داند که چرا رنج مي کشد. بشر جديد اما به بحران معنا دچار است و بحران معنا يعني اينکه دردهاي وي نتوانسته اند توجيه شوند.
باز تکرار کنيم که با تمايز قايل شدن ميان عيد ديني و جشن غيرديني قصد نداريم ارزشگذاري کنيم. ارزشگذاري در اين زمينه نيازمند ديدگاهي ذوجوانب و جامع الاطراف است و مقال و مبحثي مستقل را مي طلبد. قصد ما اين است که تأکيد کنيم که اين دو با يکديگر متفاوت هستند و ما البته به هردوي اين جهان بيني ها نياز داريم. ما نه از تفکر ديني بي نيازيم و نه از تفکر مدرن. هر دوي اين حوزه ها چشم اندازهايي جديد را فراروي آدمي گشوده اند. همان گونه که با تفکر ديني جهان و هستي و انسان و جامعه براي ما معنادار مي شود و ما معناي دردها و رنجهاي خود را با آنها مي دانيم جهان جديد هم چشم اندازي روبه روي ما گشوده که با آن علم و تکنولوژي به وجود آمده است. بدون علم و تکنولوژي زندگي بر ما بسيار سخت تر از آنچه هم اکنون است بود و ما با مدد گرفتن از تکنولوژيهاي گوناگون توانسته ايم جهان را مطابق خواسته هاي خود سامان دهيم. اين رويکرد البته بدون خلل و مشکل نبوده است. به طور مثال افراط در بکاربري تکنولوژيهاي مختلف و ناديده گرفتن عوارض ناخواسته آنها باعث شده است که ما با محيط زيستي رو به رو باشيم که ديگر جذابيت سابق را ندارد. کيست که نداند ما در جهاني که از لحاظ جذابيتهاي بصري و زيبايي شناختي پربار باشد زندگي نمي کنيم و يکي از مهمترين دلايل اين امر هم آن است که تکنولوژي محيط زيست ما را به جد تخريب کرده است.
پس ما با دو جهان بيني روبه رو هستيم که به هر دوي آنها نياز داريم؛ هم تفکر ديني و هم تفکر مدرن. در يکي به نيازهاي معنوي ما پاسخ داده مي شوند و در يکي به نيازهاي مادي ما نظر کرده مي شوند. ما هم به جشن نياز داريم و هم به عيد. هم نياز داريم که با توجه به کاردکردهاي علمي و تکنولوژي برخي مواقع از عوارض آنها فرار کنيم و هم نياز داريم شادي را در ذات کار و روش خود ببينيم. ما هم به اهداف و آرمانها نياز داريم و هم به روشها و خط مشي ها. اينجا است که پرسشي مهم فراروي ما قرار مي گيرد. اين پرسش آن است که چگونه مي توان ميان اين دو گفتمان جمع ايجاد کرد؟ به طور خاص پرسش ما اين است ما چگونه مي توانيم ميان جشن و عيد جمع ايجاد کنيم. اين نکته موضوعي مستقل را فراروي ما قرار مي دهد.
جمع ميان عيد و جشن
جمع ميان عيد و جشن به يک معنا پل زدن ميان تفکر ديني و تفکر مدرن است. به تعبير ديگر پيروي شعار معروف تقسيم کن تا پيروز شوي، در بحث پل زدن ميان تفکر ديني و تفکر مدرن هم بايد اين مسأله را به مسائل ريز ديگري تقسيم کنيم تا در حل آنها موفقتر باشيم. متأسفانه در ديار ما هرچه سخن گفته شده در مورد ماهيت تفکر ديني و ماهيت تفکر مدرن و اختلافهاي ميان آنها بوده است. اين در حالي است که وظيفه ماست که نسبت ميان تفکر ديني و تفکر مدرن را در حوزه هاي مختلفي چون: حقوق، سياست، مديريت، اجتماع، آيينها و مناسک و همچنين اقتصاد مورد بررسي قرار دهيم. در برخي از اين حوزه ها مسائل متعارض زيادي را مشاهده مي کنيم. به طور مثال در اقتصاد ممکن است فردي بگويد بهره اي که در اقتصاد مدرن از آن سخن مي رود، به راحتي با رباستيزي موجود در اديان قابل جمع نيست. يا ممکن است آموزه هاي ديني در مورد شيوه حکومت کردن با آموزه هاي مدرن تفاوتهاي مهمي داشته باشند چون تلقي و تعريفي که در اين دو گفتمان از انسان و زندگي اجتماعي است متفاوت است. در حقوق هم ما اين اختلافها را به وضوح و به وفور حس مي کنيم.
در اين ميان ما راهکارها و مواضع متفاوتي را از سوي متفکران و نخبگان براي جمع تفکر ديني و تفکر مدرن شاهد بوده ايم. برخي مواقع قصد آن بوده که متکي بر تفکر ديني برخي موازين و مبادي تفکر مدرن که با تفکر ديني همخوني و همخواني داشته مورد توجه قرار گيرند. برخي مواقع هم از منظر دغدغه ها و پرسشهاي مدرن به تفکر ديني نظر کرده اند. برخي مواقع هم سعي کرده اند موضع سومي اتخاذ شود و از اين منظر به جمع تفکر ديني و تفکر مدرن دست زنند. سنت گرايان، تجددگرايان، نوانديشان و روشنفکران هريک به گونه اي در ذيل اين سه قسم رويکرد جاي مي گيرند. در همه اين موارد و رويکردها البته يک نکته به عنوان پيش فرض قرار دارد و آن اينکه ما هم به تفکر ديني و هم به تفکر مدرن محتاجيم و قصد نداريم منظر و نظرگاهي را از قلم بيندازيم.
با اين همه، به نظر مي رسد در بحثهاي فرهنگي جا براي فرهنگ ديني بسيار بازتر از حوزه هاي ديگر است. به جرأت مي توان دو رکن مهم جهان ما را تکثر فرهنگي و تکثر اخلاقي دانست. اين نکته البته بدان معنا نيست که ما در جهاني زندگي مي کنيم که به آفت نسبي گرايي فرهنگي و نسبي گرايي اخلاقي دچار است. سخن بر سر اين است که در جهان ما اولاً تنوع فرهنگي مورد قبول است. يعني فرهنگ غرب برخلاف آموزه هاي چند قرن پيش خود پذيرفته است که نمي تواند و نبايد با معيارهاي يک فرهنگ به سنجش و عيارسنجي فرهنگهاي ديگر بپردازد. ثانياً ارزشها و هنجارهاي فرهنگهاي ديگر را بايد به رسميت بشناسد. در اين منظومه است که راه براي دفاع از هنجارها و آيينهاي فرهنگي راحتتر صورت مي گيرد. بشر ديني جديد مشکلي عقلي بابت دفاع از آيينهاي ديني و معنوي خود در اين نظام جديد نخواهد داشت. عيد ديني هم در اين نظام فرهنگي قابليت بروز و ظهور را دارد. ما البته به جهت زندگي در جهان مدرن به پيروي از برخي لوازم جهان جديد هم نياز داريم. به همين دليل مي توانيم به جشن هم بپردازيم و براي فراغت از کار و تلاش آن را جدي بگيريم. اما با توجه به تکثر موجود در جهان جا براي دفاع از اعياد ديني هم باز است. همانطور که گفتيم اين نکته بر خلاف آموزه هاي قرون هفدهم و هجدهم و نوزدهم هستند. در آن دوره ها بشر غربي چنين مي پنداشت که فرهنگ غرب نه تنها علم و فلسفه را به جهانيان معرفي کرده که فرهنگ و آئين و رفتار را هم به همه جهانيان معرفي کرده است. به تعبير ديگر علم، فرهنگ علمي را هم به وجود مي آورد و از آنجا که علم جهانشمول و عام است فرهنگ علمي هم از اين عام بودن و جهانشمولي نصيب و بهره مي برد. ما اما در فضايي ديگر زندگي مي کنيم. بحرانهايي که عقلانيت جديد در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم به خود ديد باعث متواضع تر شدن اين عقلانيت شدند. همين باعث شده است که ما نه تنها شاهد مدعياتي چون عام بودن علم و تکنولوژي نباشيم که فرهنگ علمي و تکنولوژي را هم عام ندانيم. برخي از تأثيرگذارترين روشنفکران و متفکران جديد حتي معتقد هستند که ما پيروي فرهنگهاي مختلف علم و تکنولوژيهاي مختلفي را هم دارا هستيم و هر فرهنگ متناسب با مسائل خود علم و معرفتي خاص را دامن مي زند.
در اين منظومه است که يک ديندار نه تنها مي تواند اعتقادات ديني خود را موجه کند که رفتار و هنجارها و آيينهاي ديني خود را هم موجه مي کند. در اين ميان فرهنگ شناسان بسيار به کار آموزه هاي ديني و معنوي آمده اند. آنان بوده اند که به ما يادآور شده اند با معيارهاي يک فرهنگ نبايد و نمي توان آموزه ها و مناسک فرهنگ ديگري را به نظاره نشست. گويي در اينجا ما به چندين منظر و چشم انداز نياز داريم که هريک را بايد براي ديدن يک فرهنگ به کار گيريم.
اگر چنين نگاهي به فرهنگهاي مختلف داشته باشيم، البته جمع کردن ميان جشن در تفکر مدرن و عيد در تفکر ديني ناممکن نيست. ما در جهاني متنوع با نسبتها و رابطه هايي بسيار متنوع زندگي مي کنيم که اين نسبتها روابط متفاوتي را هم طلب مي کنند. به همين جهت است که ما همچنانکه بايد کار و توليد کنيم و بدين جهت به جشن نياز داريم بايد با خالق جهان هم ارتباط داشته باشيم و زندگي و مرگ را براي خود معنادار کنيم. به همين جهت ما به اعياد ديني هم نياز داريم. تصور مي کنيم اين ديدگاه کثرت گرايانه مي تواند يکي از جلوه هاي تفاوت ميان تفکر ديني و تفکر مدرن را کم رنگ و کم جلوه کند. مهم اما آن است که ما هم براي فهم تفکر ديني و هم براي فهم تفکر مدرن تنوعها و تکثرهاي موجود در هريک را ناديده نگيريم و به علاوه تاريخ تمدن جديد و همچنين تاريخ تفکر ديني را مورد توجه و نظر خود قرار دهيم. در اين صورت است که به نظر مي رسد نزديک کردن و هضم کردن دو مؤلفه اعياد ديني و جشنهاي مدرن کاري سخت نخواهد بود. نه اينکه در اينجا تعارضي وجود نداشته باشد که هيچ جهان و نظامي بدون تضاد و تعارض نيست، بلکه سخن بر سر اين است که با فهم و شناخت مي توان از شدت و حدت اين تعارضها کاست.

  


فطر؛ عيد پرهيزگاران



* کامران شرفشاهي
عيد رمضان آمد و ماه رمضان رفت
صد شکر که اين آمد و صد حيف که آن رفت




در دين مبين اسلام، عيد به هنگامي گفته مي شود که فضل و رحمت پروردگار يکتا مشمول حال فرد يا جامعه اي قرار گيرد.
«فطر» نيز به معناي آفرينش ابداعي، افتتاح و سرآغاز و اندازه گيري آرد و آب و سرشتن خمير و مهيا نمودن آن براي پخت است و وجه تسميه اين واژه، به لحاظ باز کردن روزه پس از سي روز مي باشد.
علامه راغب مبناي عيد فطر را بر پايه حديثي از رسول گرانمايه اسلام حضرت محمد مصطفي(ص) مي داند که پس از به پايان رسيدن ماه رمضان، آن حضرت فرمود: «اينک روزهاي خوردن و آشاميدن و مباشرت فرا رسيده است.»
در کتاب شريف «نهج البلاغه» (کلمات قصار 428 ) امام العارفين حضرت علي بن ابيطالب(ع) مي فرمايد: امروز تنها روز عيد کساني است که روزه آنها مقبول درگاه خداوند و عبادتهاي شبانه آنان مورد پذيرش او واقع شده است و روزي که در آن گناهي انجام نگيرد، عيد است.
عظمت و جلالت عيد سعيد فطر و شکوه نخستين روز ماه شوال را هنگامي قادر به درک آن خواهيم شد که رموز و اسرار و نکته هاي ظريف و زيباي آن را از مکتب خاندان وحي بياموزيم. همانان که واقف اسرار و عالم جميع علوم بوده و هستند. از نگاه خاندان وحي، عيد فطر که از آن با عنوان «عيد ا... اکبر» نيز ياد شده است، عيد پارسايان و پرهيزگاراني است که بر نفس خود غلبه کرده اند و توبه آنان به درگاه خداوند يکتا مقبول واقع شده است.
در روايات آمده است که امام علي بن ابيطالب(ع) در عظمت اين عيد فرموده است: سزاوار مي دانم که آدمي در سال چهار شب را دست از هر کاري بر دارد و به عبادت بپردازد و آن چهار شب عبارت است از شب عيد فطر، شب عيد قربان، شب نيمه شعبان و شب اول ماه رجب.
توديع ماه رمضان بسيار دشوار است و براي درک عظمت و شکوه عيد فطر نخست بايد رمضان را درک کرد و پس از توديع رمضان المبارک به عيد سعيد فطر رسيد.
وداع امام چهارم حضرت علي بن الحسين(ع) با ماه رمضان، يکي از زيباترين جلوه هاي نيايش است و اندوه لطيفي که در اين دعا موج مي زند، بسيار تفکر برانگيز و هوشيار کننده است. در اين دعا، امام سجاد(ع) با کلمه «السلام عليک» آن گونه سخن مي گويد که گويي رمضان شخصيتي حقيقي و حقوقي است و در برابر ديدگان ايشان نشسته و چنين است ساير توصيفهايي که حضرت زين العابدين(ع) در اين دعاي شريف مورد استفاده قرار داده اند.
امام سجاد در دعاي 48 صحيفه سجاديه مي فرمايند: بار پروردگارا، اين، روزي است مبارک و فرخنده، مسلمانان در جاي جاي زمين تو در اين روز گرد هم آمدند. برخي خواهان آمرزش از تو هستند و گروهي ديگر مشتاق نعمتهاي تو و جمعي به ثواب تو اميد بسته اند و بعضي از کيفر تو هراسانند و تنها تو به نيازهاي ايشان نظر داري ...
گذشتن از وادي سراسر مبارزه رمضان براي رسيدن به تزکيه و تهذيب نفس، از ديرباز دغدغه صاحبدلان و فرزانگاني بوده است که در نگاه ژرف آنان همواره مبارزه با نفس، آن گونه که رسول عظيم الشأن اسلام(ص) مي فرمايند، «جهاد اکبر» است و با علم به اين نکته سترگ به احوالات خويش مي نگريسته اند.
ابوالمعاني مولانا عبدالقادر بيدل دهلوي در استقبال عيد فطر چنين سروده است:
عيد آمد و هر کس پي کار خويش است
مي نازد اگر غني و گر درويش است
من بي تو به حال خود نظرها کردم
ديدم که هنوزم رمضان در پيش است!

  


چيستي معرفت بومي



*شيدا اميني
معرفت بومي نه تنها مسأله ما که مسأله فرهنگهاي جنوب و چه بسا مسأله انسان غربي هم هست. همين نکته بهانه اي به دست





ما مي دهد تا نگاهي تحليلي به اين اصطلاح بيندازيم.
نکته اول در مورد معرفت بومي اين است که اين رويکرد قصد ندارد خود را از دستاوردهاي ديگر فرهنگها بخصوص فرهنگ غرب محروم کند. سخن بر سر آن است که فرهنگ رنگ و تأثير خود را بر معرفت مي گذارد و به همين جهت نمي توان به معنايي ابتدايي از يک معرفت عام و جهانشمول سخن گفت. همان گونه که بسياري از متفکران غربي خود عليه اين جهانشمولي بدون تبصره و استثنا سخن به ميان مي آورند. بنابراين اگر بخواهيم نکته اول را خلاصه کنيم مي توانيم بگوييم که مؤلفه هاي مختلف فرهنگي بر معرفت تأثير مي گذارند، اما اينکه مکانيسمهاي اين تأثيرگذاري چگونه هستند بدانها خواهيم پرداخت.
نکته بعد اين است که علم در مقام روش يا نقلي است يا عقلي که علم نقلي تاريخ است. علم عقلي يا فلسفه است که بر منطق و قوانين آن متکي است يا تجربي است که بر تجربيات ما از جهان خارج متکي است. علوم تجربي غربي اين نگاه را جدي گرفته اند. ما اما گونه اي ديگر از معرفت را هم دارا هستيم که تحت عنوان معرفت شهودي مطرح است که عارفان و برخي نحله هاي معرفتي ديگر بر آن بسيار تأکيد دارند. هنگامي که از روش معرفت سخن مي گوييم، مي توانيم روشها را تا حد زيادي عام بپنداريم. اين روشها هم مختص فرهنگ خاصي نيستند. هرچند في المثل روش تجربي با علم جديد رشد زيادي کرده است اما روش تجربي مختص بشر است و نه مختص بشر غربي، چنان که قبل از جهان جديد غرب هم اين روش تجربي را به وفور در فرهنگهاي مختلف شاهد بوده ايم. بنابراين علم و معرفت و شناخت را در مقام روش مي توان تا حدود زيادي عام و جهانشمول دانست. روش تجربي بر تجربه مشترک همه انسانها دست مي گذارد. روش منطق هم بر قوانين منطق تأکيد دارد که کم و بيش ميان انسانها مشترک است و روش نقلي هم بر رويکردي عام در انسان متکي است. شهود هم گونه اي تجربه است که هرچند ممکن است ميان همه مشترک نباشد کم و بيش مي توان بر مبنا بودن آن براي معرفت دست گذاشت. بنابراين در مقام روش مي توان از گونه اي ديد فرافرهنگي دفاع کرد. يعني بومي کردن معرفت با توجه به روش معرفت صورت نمي پذيرد.
نکته بعد در مورد نقش فرهنگ و محيط در موضوع يک علم است که اين را هم کم و بيش مي توان منتفي دانست، يعني موضوع علم به صورت فرهنگي تعيين نمي شود. موضوع علم فيزيک طبيعت است، حال هرجا که ما مي خواهيم باشيم و موضوع علم روان شناسي روان آدمي است فارغ از هر فرهنگ و هويتي. بنابراين در بحث موضوع هم نمي توان از گونه اي بومي سازي سخن به ميان آورد.
نکته چهارم، اما در مورد نقش مسائل در علم و تأثير فرهنگ در اين مسائل و پرسشهاست. به نظر مي رسد بومي کردن معرفت در اينجاست که موضوعيت مي يابد. در علم و معرفت پرسش و مسائل نقشي مهم و حياتي را ايفا مي کنند. عده زيادي معتقد هستند که پرسشها چه در شروع معرفت و چه در به نتيجه رساندن آن نقشي مهم را برعهده دارند. اما اين مسائل در جامعه و فرهنگي خاص نسبت به جامعه و فرهنگي ديگر مي توانند بسيار متفاوت باشند. مشکل ما در زمينه بيکاري و فقر و مديريت و سياست ممکن است تا حد زيادي با مشکل فرهنگ ديگري در اين زمينه ها متفاوت باشد. به همين دليل پرسشهاي ما هم که بر اين مشکلها متکي هستند تا حدود زيادي متفاوت خواهند بود. اينجاست که معرفت از مؤلفه هاي بومي بسيار تأثير مي پذيرد. معرفت بومي از اين منظر به آن معناست که ما معرفتي داريم که هرچند موضوع آن با معارف فرهنگهاي ديگر مشترک است و روشهاي مشترکي هم براي رسيدن به آن معارف اتخاذ مي کنيم اما چون پرسشهاي ما متفاوت هستند، اين تفاوت در پرسش جهات معرفت را تحت تأثير خود قرار مي دهد. يک مثال عيني در اين زمينه بحث به کاربري تکنولوژي در جامعه است. ما مي خواهيم تکنولوژي را در جامعه اخذ کنيم و ضرورتي در اين زمينه حس مي شود. علومي چون جامعه شناسي و روان شناسي که ميزان تأثيرات اين اخذ را بر فرد و اجتماع بررسي مي کنند نمي توانند مؤلفه هاي مختلف فرهنگي را هنگام تحليل خود ناديده بگيرند. به تعبير ديگر هرچند ما در مقام داوري بر روشي عام و جهانشمول متکي هستيم اما در مقام گردآوري بسيار به مؤلفه هاي تاريخي و فرهنگي نيازمنديم. پس معرفت بومي را مي توان با توجه به مسائل خاص در تحليل پديده ها توجيه کرد. چون پرسشها و مسائل فرهنگهاي متفاوت مي توانند مختلف باشند، اين پرسشها علم و معرفت را از خود متأثر مي کنند.
با تکيه و توجه به اين نکات مي توان آموزه آخر را هم نتيجه گرفت که هرچند معرفت بومي با يک جهانشمولي ساده و مبتديانه مخالف است، اين معرفت قصد ندارد عام بودن و جهانشمولي را از علم و معرفت بگيرد. سخن بر سر اين است که ما نگاه و تقرير جديدي از جهانشمولي داشته باشيم. گويي در اينجا هم گونه اي انقلاب کانتي بايد رخ دهد. همانگونه که با کانت جهان تابع معرفت مي شد، در اين جا هم معرفت تابع فرهنگ مي شود اما اين تابع بودن بدان معنا نيست که ما نتوانيم معرفت و يا معارفي عام نداشته باشيم. به تعبير ديگر عام بودن از آن معناي افراطي خود کمتر مطرح مي شود و ملايمتر خود را به ما نشان مي دهد. در اين نظام معرفتي ما هم به جهانشمولي علم و معرفت نياز داريم و هم به پرسشها و مسائل محلي آن. جمع کردن ميان بومي بودن و جهاني بودن البته نيازمند بسط نظريه هاي عميق و جدي است اما تا اين نکته کلي مي توان پذيرفت که اين جمع کردن نه تنها مقدور است که مطلوب هم هست زيرا فرهنگهاي مختلف مسائل خاصي دارند که متناسب با آن مسائل بايد به معارف خود بپردازند.

  


نگاهي به ضرورت بازبيني اعمال در پايان ماه رمضان؛ حساب قبل از حساب



*سيد جواد ميرخليلي
اکنون که در واپسين روزهاي ماه مبارک رمضان به سر مي بريم و آخرين دروازه هاي رحمت الهي همچنان بر روي بندگان خدا مفتوح است، فرصتي است تا به خود بپردازيم و با خود بيانديشيم که آيا از اين فرصت خدادادي و اين مهماني بزرگ در ماه ضيافت الهي استفاده کرديم و يا اين که حسرت آن بر دل و قلبمان ماند تا شايد اگر عمري بود در ساليان آتي با معرفت واردش شويم.
البته اين محاسبه نفس، خود چنان ارزشمند است که براي آن قدر و منزلتي خاص در نظر گرفته اند؛ به گونه اي که آيات قرآن و نيز بيانات و نوشته هاي بزرگان دين ما بدان اهتمام ويژه اي دارد.
خداوند در آيه شريفه 18 سوره حشر در باب محاسبه نفس مي فرمايد: اي صاحبان ايمان و دلهاي بيدار! تقوا داشته باشيد و مراقب خويش باشيد که چه پيش مي فرستيد. باز هم تقواي الهي داشته باشيد و بدانيد که خدا از همه کارهاي شما آگاه است.
اين که ما چه کرديم و چه مي خواهيم بکنيم، کليد سعادت ماست؛ چرا که با محاسبه نفس است که ضعفهايمان را مي فهميم و بر ترک آنها همت مي کنيم؛ پس خوشا به حال آنان که از اين فرصت مغتنم استفاده کردند و بار خود را بستند و کوله بار خود را سنگين تر کردند.
به فرموده استاد شهيد مطهري در حکمتها و اندرزها: اعمال انسان به منزله کالا و متاعي در نظر گرفته شده که پيش فرستاده مي شود و آدمي، خود بعداً به آن متاع ملحق مي گردد؛ مانند کسي که قبل از آن که به سفري برود، کالاها و متاعهايي مي فرستد و بعد خودش مي رود.
آدمي، کمتر توجه دارد که متاع سعادت جز عمل، چيزي نيست، سرمايه خوشبختي در دنيا و آخرت جز عمل نيک، چيزي نيست، و چون توجهي به اين اصل ندارد، خيلي عمل خود را ساده مي گيرد؛ در صورتي که اگر ايمان به آخرت داشته باشيم، بايد بدانيم که آخرت، صرفاً خانه عمل است.خشت و گل و در و ديوار و سقف و ساختمان آن خانه جز عمل چيزي نيست، يعني همان اعمالي که در دنيا انجام مي دهيم اگر نيک باشد در آن جهان به صورت مصالح ساختمان خانه سعادت و به صورت درخت و باغ و نهر جاري تجسم مي يابد و اگر خداي ناخواسته، ايمان ما به جهان آخرت ضعيف است، باز صورت مسأله فرق نمي کند، يعني باز هم بايد بدانيم که مهمترين چيزي که سعادت ما در گرو اوست، عمل ماست، متاع اصلي سعادت و شقاوت ما طرز کار و فکر و نيت و اخلاق ماست.
اينها همه گوياي اهميت محاسبه نفس است. اين که در روايات ما توصيه و تأکيد شده شبها پيش از خواب، کارها و اعمالي را که در طول روز انجام داديد از نظر بگذرانيد و خود، حساب کارهاي خود را بکشيد پيش از آن که مورد حسابرسي قرار گيريد، همه حاکي از اين است که بعد از محاسبه، ديگر آن اعمالي که مذموم است را تکرار نکنيد.
به فرموده استاد مطهري در همان کتاب، عالي ترين مظهر عقل و تربيت صحيح، خطايابي از خويشتن است، يعني انسان بتواند در درياي ژرف افکار و انديشه ها و تمايلات و افعال و اقوال خود فرو برود و خطاهاي خود را بيابد و انگشت روي آنها بگذارد و آنها را از خود دور کند.
به تعبير استاد مطهري، از بشر انتظار اين که خطا نکند، خطاست. بشر جايز الخطاست؛ از بشر بايد انتظار داشت که خطاهاي خود را تکرار نکند، از خطاهاي خود استفاده کند. يعني چه از خطاهاي خود استفاده کند؟ يعني آنها را بشناسد و مصمم گردد که تکرار نکند.
فرق مؤمن و غير مؤمن در اين نيست که اين خطا مي کند و آن خطا نمي کند، فرق آنها در اين است که مؤمن، خطاي خود را تکرار نمي کند، بيش از يک بار خطا نمي کند، اما غير مؤمن، چندين بار صدمه کاري را مي خورد و باز آن قدر بصيرت ندارد که بار ديگر تکرار نکند.حضرت علي عليه السلام مي فرمايد: از نفس خود حساب بکشيد قبل از آن که از نفس شما حساب بکشند.
ماه مبارک رمضان چنين فرصتي بود براي آنها که به دنبال خودسازي و نزديکي با خدا بودند؛ چرا که يک ماه را با لب تشنه و شکمهاي گرسنه به ياد همه آنهايي که تمام سالشان را گرسنه هستند به سر بردند تا قدر نعمت را بدانند و به فکر همنوعان خود باشند.

  


دعاي روز بيست ونهم ماه رمضان؛ توفيق مصونيت از گناه



حجةالاسلام جواد رفيعي
اللهم غشني فيه بالرحمه وارزقني فيه التوفيق والعصمه وطهر قلبي من غياهب التهمه يا رحيما بعباده المومنين.
خدايا! مرا در اين روز با رحمت خود بپوشان و توفيق مصونيت از گناه را نصيبم کن و دلم را از تاريکي تهمت و گمان باطل پاکيزه دار اي خداي مهربان بر بندگان مؤمن.
در فراز اول دعاي امروز رحمت خداوند منان را از درگاهش درخواست مي کنيم. خداوند متعال داراي دو نوع رحمت است؛ رحمت عام که شامل حال تمامي مخلوقات و آفريده هاي خداوند مي شود، از اين رحمت با لفظ رحمانيت تعبير مي شود، و رحمت خاص که ويژه مؤمنان و پيروان راه حق است و از آن با واژه رحيميت تعبير مي گردد.مقصود از در خواست رحمت در اين فراز از دعا همان رحمت خاصه خداوند است، چرا که رحمت عام حق به خودي خود شامل حال همه مخلوقات الهي مي گردد.فراز دوم از دعاي امروز درخواست توفيق و مصونيت از خطاها و لغزش هاست.
عصمت از منظر آموزه هاي ديني نيرويي است باز دارنده که موجب مي شود آدمي از خطا و لغزش به دور گشته و گرد گناه نگردد.مصداق کامل عصمت در وجود رهبران ديني(پيامبر (ص)، امامان معصوم(ع) و وجود مقدس حضرت زهراي مرضيه(س)) به وديعت نهاده شده است. آنان با عنايت ويژه خداوند از هرگونه سهو، نسيان، غفلت و گناه در امان هستند.
در مورد افراد غير معصوم نيز نيروي تقوا و پرهيزگاري در مراتبي پايين تر نقشي مشابه نيروي عصمت را ايفا مي کند و به نوعي موجب پيشگيري از ارتکاب معصيت و نافرماني مي شود. چنانچه نماز هم در صورتي که با شرايط لازم بر پا گردد از چنين تأثيري در روح آدمي برخوردار است (عنکبوت / 45 ).از اين روي در دعاي امروز در خواست مي کنيم تا با شمول توفيق الهي، ايمان دروني مان چنان تقويت گردد که بتوانيم در برابر نا فرماني ها و گناهان نوعي مصونيت پيدا کرده و از غلطيدن به ورطه لغزشها و گناهان در امان باشيم.در فراز پاياني دعاي امروزدرخواست پالودن قلبهايمان را از تيرگي و تاريکيهاي تهمت مي نماييم.
قلب در آموزه هاي اسلامي به عنوان مرکز عواطف و احساسات(بحارج 254/78 )، سرچشمه حکمت ومعرفت(غررالحکم/ماده قلب)، شاه نشين بدن و راهنماي او(بحار ج 53/7 ) و جايگاه محبت و عشق به خدا(کنز العمال ح 1225 ) مطرح است. ارزش و اهميت قلب به عنوان جايگاه ايمان و باور قابل توجه ويژه است.
در قرآن کريم قلب کفار، منافقان و اهل باطل ، قلب مهر خورده(غافر/ 35 )، بيمار و يا قلب سخت(حج/ 53 و بقره/ 74 ) معرفي شده است. در مقابل از قلب مؤمنان به عنوان قلب سليم(شعرا/ 89 ) و مطمئن(رعد/ 28 ) تعبير شده است.اين همه نشانگر آن است که قلب به عنوان فرمانده معنوي آدمي اگر پاک و پالوده از کژي ها و ناراستي ها باشد، تأثير مستقيم بر عمل و رفتار آدمي برجاي مي گذارد .با توجه به چنين تأثيري در دعاي امروز از خداي مهربان بر بندگان مومن خويش درخواست مي نماييم تا قلبهايمان را از هرگونه شک و بد گماني در حق بندگان خويش بپالايد و تطهير فرمايد.

  


عيد رمضان، جشن شکوفايي ايمان!



هر عيد به مثابه آواي جرسي است که راه پويان قافله بشري را به خود مي آورد و حرکت کاروانيان ايمان را سرعت مي بخشد. اعياد، يادآور حرکتها و بر انگيختگي ها هستند و هشداري براي انسان غافل! انساني که هماره به تکرار و تذکر نيازمند است و به تکان دادن و بيدار کردن نيز!
پس، هر عيد پديده اي است براي تحولي تازه و نويدي است براي جوششي نوين و زاينده! شايد بتوان گفت که هر عيد نوعي مبعث است براي ميلاد انساني آگاه، پرشور و درد آشنا! انساني که غبارهاي تيره ماديات، آيينه روحش را کدر نکند و اگر چنين شد به گردگيري و غبارروبي جسم و جان بپردازد، دل و انديشه و کردار را در گرو عشق محبوب نهد و جز به رضاي حق، رضا ندهد...
اينک، در پي يک ماه روزه داري و استقامت، يک ماه مبارزه با نفس و يک ماه عبادت، يک ماه سر بر آستانه حضرت دوست ساييدن، يک ماه در ضيافت محبوب بودن، يک ماه براي خودسازي بيدار بودن، بنده پروردگار يگانه، دانشجوي دانشگاه رمضان، در پي کسب قبولي از درگاه حضرت سبحان است.
اکنون آزمون استقامت و ايمان، صفاي قلب و خلوص عمل، مبارزه با خواسته هاي گوناگون و جهاد با خويشتن به پايان آمده و انسان خدا باور، از ميهماني يکتا ياور خويش، بازگشته است. در حالي که از خوان گسترده کرمش بهره ها گرفته و نيروها اندوخته و سر آن دارد که از اين ذخاير معنوي بهره ها ببرد و با روحيه اي برتر و آماده تر، گام به پهنه اجتماع و زندگي بگذارد و بهتر از پيش زندگي کند.
هم از اين روي انسان رشد يافته در مکتب رمضان، به پاس برخورداري از صفاي دل و جلاي ايمان، شادمان و خندان به استقبال عيد رمضان مي رود و با پرداخت زکات فطره و اداي نماز عيد، در جشن شکوفايي و شکرانه بالندگي شرکت مي جويد و از او مي خواهد که در تداوم پيکار با ديو درون و ديوان برون توفيقش دهد و ياري اش کند.
اين است که انسان آزاده با ايمان، در پگاه عيد رمضان، در آغازين ساعات عيد فطر، گام از خانه بيرون مي نهد و به نداي ملکوتي ا... اکبر و لااله الا ا... مي پيوندد و با زمزمه آبي الحمدلله علي ما هدينا و له الشکر علي ما اولينا کام جان خود را شيرين مي کند. پس آنگاه براي همدردي بيشتر با نيازمندان و مستمندان، با پرداخت زکات فطره، در غمها و گرفتاري هاي مسلمانان سهيم مي شود و بهره وري بيشتر از فيوضات معنوي و رمضاني را با نماز و نيايش پاس مي دارد.
درود بر شهيد رمضان، امير مؤمنان که از زبان پاکان و فرشتگان بر او سلام فراوان باد، که فرمود: «هان! اي بندگان خدا! اين روز ] عيد بزرگ فطر [ روزي است که نيکوکاران در آن پاداش مي گيرند و تبهکاران در آن زيان مي بينند و اين روزها بسيار شبيه روز رستاخيز است. پس با بيرون آمدن از خانه ها و روانه شدن به سوي مصلا، بيرون آمدن از قبر و شتافتن به سمت خدا را به ياد بياوريد و با ايستادن به نماز در پيشگاه حضرت بي نياز، ايستادن در محضر پروردگارتان را به خاطر آوريد و با بازگشتن به خانه هاي تان برگشتن به خانه هاي تان در بهشت را يادآور شويد.»
عيد فطر، روز ياد بود نيکي ها و تجلي قدرت ايمان و معنويت مسلمانان، جشن پيروزي بر هواهاي نفساني و موفقيت در آزمون بزرگ الهي بر همه روزه داران مسلمان و بهره وران از صلابت ايمان و بر همه آرمان مداران و يکتا پرستان و حق پويان فرخنده باد و سرشار از شکوفه هاي شادماني و شهد بندگي و شکفتن زيبايي!
* ج. نجم

  


کنکور نيکي ها!



*نعيم جوادي






من هميشه زکات مي دهم! تعجب نکنيد زکات علم را مي گويم. حتماً شنيده ايد که مي گويند زکات علم، نشر آن است و آموختن آن به ديگران. لابد متوجه شده ايد که من معلمم! شغلي که اگر قدر آن را بدانم و بدانيم، شغل انبياست؛ برکشيدن و بيرون بردن انسانها از تيرگي هاي ناداني به سوي روشنايي آگاهي!
بر اين باورم که جز انسان- که مي تواند معلم باشد- عوامل و مسايل ديگري هم هستند که مي توانند آموزگار آدمي باشند، مثل ماه رمضان که آموزنده خير و نيکي و برکت به انسان است و من نيز در اين خجسته ماه، با شادماني به آسمان نگاه مي کنم و مي گويم:اي نخستين معلم انسان! اي خداي مهربان! ما را در عمل و وفاداري به آموزه هاي ديني موفق و پايدار بدار!
اي آموزگار آموزگاران! خواندن، نوشتن، گفتار و کردار ما را «باسم رب» و تنها براي رضاي حضرتت قرار بده!
اي راهنماي بشر! ما را از همه آزمون هايي که براي مان مي گذاري، موفق و سربلند بيرون بياور! اي مهربان! عنايتي بفرما که همه ما شاگردان اول کلاس تقوا و صداقت باشيم.اي داناي توانا! ما را در کنکور خوبي ها و امتحان ورودي بهشت موفق بگردان.اي خداوند يکتا! کردار اندک و کوچک ما را در پيشگاه بزرگ خويش مردود مکن، اما لطف و رحمت و آمرزش خودت را همواره براي ما تجديد بفرما! به حق حضرت محمد مصطفي(ص) بزرگ ترين معلم ما!

  


عيد فطر، آغازي براي يک تولد



*حميدرضا پديدار
واژه عيد، از ريشه «عود» گرفته شده و به معناي بازگشت است و واژه «فطر» از فطرت گرفته شده که به معناي سرشت است، بنابراين عيد فطر يعني بازگشت به فطرت و سرشت. بازگشت از اين حيث که آيا رابطه ما با فطرت پاک انساني، به طور صحيح برقرار است يا خير؟
آيا آن اعماق روح و فطرت پاکي که خداوند به ما داده و بر اثر حجابهاي جهل، انحراف و گناه، زنگار بر رويش نشسته، در کلاس ماه رمضان، زنگارها زدوده شده اند يا خير؟ اگر چنين است، بايد ابتداي نجات و آغاز پيروزي برطاغوت نفس را در نماز عيد فطر اعلام بدارند و جشن بگيرند.
به عنوان اينکه آنچه را در ماه رمضان آموخته اند و در راه خودسازي و بهسازي به کار برده اند، ابراز کنند؛ نه فقط با کلمات و حرکات، بلکه در قلب و درون، با تمام وجود و احساس و با شعار آميخته با شعور و فرياد درون و برون که: خداوند بزرگتر از آن است که توصيف شود. آري چنين است، معبودي جز خداي يکتا و بي همتا نيست و خداوند بزرگتر از آن است که وصف شود.
حمد و سپاس اختصاص به ذات پاک خدا دارد به خاطر آنکه ما را در راه پاکسازي و بهسازي هدايت کرده و او را سپاس که ما و امت ما را بهترين جمعيت و امت قرار داده است. به راستي فطر، شادي و دست افشاني بر رفتن رمضان نيست؛ بلکه برآمدن روز نو، روزي نو و انساني نو است؛ زيرا قرار است رمضان با سحرهايش، با افطارهايش، با شبهاي قدر و مناجاتهايش، از ما آدمي ديگر گونه بسازد...

  


دوره هاي جامع شغل- محور فناوري اطلاعات و ارتباطات برگزار مي شود



پژوهشکده ICT جهاددانشگاهي براي اولين بار در کشور دوره هاي جامع شغل-محور فناوري اطلاعات و ارتباطات برگزار مي کند.
به گزارش روابط عمومي پژوهشکده ICT جهاددانشگاهي مدير مرکز آموزش اين پژهشکده با اعلام اين خبر گفت: عدم تکاپوي آموزشهاي دانشگاهي براي تربيت متخصصيني با دانش و مهارت مورد نياز بازار کار از يک سو و توسعه فزاينده کاربرد فناوري اطلاعات در سازمانها از سوي ديگر، موجب شده است که نياز روز افزوني به آموزشهاي تخصصي تکميلي در جهت تربيت نيروهاي کارآزموده و مسلط به مباحث فني و ابزارهاي توسعه فناوري اطلاعات در سازمانها فراهم آيد.در همين راستا و با هدف تأمين نياز بازار کار فناوري اطلاعات به نيروهاي کارآزموده، پژوهشکده ICT جهاد دانشگاهي اقدام به طراحي و برگزاري دوره هاي جامع شغل محور نموده است.
مهندس رامين نواب پور خاطرنشان کرد: اين دوره ها در هفت گرايش با عناوين؛ توليد نرم افزارهاي کاربردي، توليد نرم افزارهاي تلفن همراه، برنامه نويسي وب، مديريت پايگاههاي داده، گرافيک رايانه اي، طراحي وب و پويا نمايي رايانه اي ارائه مي شوند.وي افزود: مخاطبين اين دوره ها، دانشجويان و فارغ التحصيلان علاقه مند به اشتغال در حوزه فناوري اطلاعات هستند.
مدير مرکز آموزش پژوهشکده ICT جهاددانشگاهي خاطرنشان کرد؛ با توجه به ماهيت شغل -محور اين دوره ها، دانش پذيران ضمن فراگيري دروس تخصصي هر گرايش، آموزشهاي کاربردي در حوزه کار آفريني و توسعه کسب و کار و همچنين روشهاي توسعه و ارتقاي مهارتهاي شغلي را نيز فرا خواهند گرفت.
وي در ادامه تصريح کرد؛ فارغ التحصيلان اين دوره ها قادر خواهند بود تا کسب و کار مستقلي در حوزه ICT ايجاد کرده و يا به عنوان يک متخصص فناوري اطلاعات فرصتهاي شغلي مناسبي را احراز نمايند و در نهايت بتوانند نقش تخصصي خود را در سازمان به خوبي ايفا کنند.
علاقه مندان جهت کسب اطلاعات بيشتر مي توانند با شماره تلفنهاي 498889146 و 88898865 - 021 تماس بگيرند.

  


عيد فطر در فرهنگ عامه مردم ايران



عيد سعيد فطر در فرهنگ عامه (فولکوريک) مردم ايران جلوه اي بسيار زيبا و دل انگيز دارد. مردم هر يک از شهرهاي اين سرزمين پهناور در گراميداشت اين روز خجسته آداب و رسوم و مراسم ويژه اي دارند.
در کردستان مردم براي رؤيت هلال ماه شوال به بام خانه ها رفته و مي کوشند تا هلال ماه را در آينه بنگرند. آنان ديدن هلال ماه شوال در آينه را خوش يمن مي دانند و به محض ديدن هلال ماه شوال، با افروختن آتش در بلنديها و کوهها خبر رؤيت هلال ماه شوال را به روستاهاي مجاور مژده مي دهند.در برخي مناطق مانند فرنق، مردم مي کوشند خودشان ماه را ببينند و يا از مجتهدان کسب تکليف کنند. در يزد هنگام صبح مردم در مساجد بزرگ و قديمي شهر اجتماع مي کنند و نذر داران از آنها با شربت و شريني پذيرايي مي کنند.
در بسياري از شهرهاي ايران مردم پس از اقامه نماز عيد سعيد فطر، به زيارت امامزاده ها و مزار مشايخ و بزرگان مي روند.
يکي ديگر از سنتهاي رايج در روز عيد فطر، حضور در منزل کساني است که به تازگي فردي از آن خانواده فوت شده و عيد فطر نخستين عيد بعد از درگذشت آن شخص باشد. در خانه فرد متوفي از مردم با چاي و خرما پذيرايي مي شود و مردم با خواندن فاتحه، براي روح تازه گذشته درخواست آمرزش مي کنند.
«صلاَ کشيدن» يکي ديگر از آداب روز عيد فطر در برخي از نقاط ايران است. اين مراسم معمولاً توسط کساني برگزار مي شود که قرآن را مي توانند خوب بخوانند. آنان با حضور در بين مردم، بر بام يا گلدسته مساجد رفته و پس از تلاوت قرآن کريم، با صداي بلند مي گويند: «الصلاَ الصلاَ علي العيد الفطر» و بدين گونه مردم نيز «الصلاَ» گويان به جمع ملحق مي شوند.
در برخي از شهرها و روستاهاي ايران در روز عيد فطر نقل و شيريني هاي محلي تهيه و بين مردم پخش مي شود. همچنين، در برخي نقاط مانند «صفاد» آباده زنان در گروه هاي مختلف و با تشريفات خاص آش بدرقه رمضان مي پزند و بين اهالي تقسيم مي کنند و...
عيد صيام آمد و ماه صيام رفت
لطف تمام آمد و فيض تمام رفت
شد عيد فطر و لطف خدا باز تازه شد
گرد غم گناه زجان عوام رفت

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com