تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
ضربان
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-09-21
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 30شهریور ماه 1388


فعاليت منظم بدني و نقش آن در افزايش طول عمر



نقش و اهميت فعاليتهاي بدني ديرزماني است که در ميان افراد کم تحرک شناخته شده است. اين مسأله باعث شد تا افراد جامعه





تمايل پيدا کنند نسبت به تأثيرات مختلف فعاليتهاي بدني حساس شوند و تلاش نمايند تا دانش و اطلاعات خود را توسعه بخشند. در اين مورد، رابطه بين ورزش، آمادگي جسماني و بهداشت (تندرستي) با تضادهاي آن در فرمول زير به خوبي ترسيم شده است.
طول عمر زياد =تندرست =ورزيده =فعال
بدون ترديد آرزوي هر فردي بهبود کيفيت و طول عمر زندگي اش مي باشد. با اين همه، نکاتي که باعث پيشبرد موضوع مورد بحث ما مي شود همچنان ناشناخته باقي مانده است. حتي تعاريف ابتدايي مربوط به ورزش (تمرين)، آمادگي جسماني و تندرستي نيز همواره مورد بحث و مجادله است.
بعضي، فعاليت بدني يا تمرين را تحرک بدن همراه با انقباض عضلاني و مصرف انرژي تعريف مي کنند. بنابراين از آمادگي جسماني نيز به عنوان يک سري از شاخصهاي تعيين کننده ظرفيت در اجراي فعاليتهاي بدني نام مي برند. تندرستي هم بود يا نبود بيماري نيست، بلکه تندرستي شاخصي است که تمامي مراحل مختلف حيات جسماني از آغاز تا پايان زندگي را در بر مي گيرد.

شواهد اپيدميولوژي

اپيدميولوژي (همه گير شناسي) در ابتدا به عنوان پژوهشي براي يافتن علل و عوامل گسترش بيماري هاي عفوني آغاز شده، ولي تعميم آن به بيماري هاي مزمن نظير بيماري هاي قلبي عروقي (بيماريهاي عروقي قلب ) نکته اي کاملاً جداگانه است. در اين بحث تلاش ما بر اين است که تا موضوع فعاليت، آمادگي جسماني و طول عمر را در ارتباط با بيماريهاي عروقي قلب مورد بررسي قرار دهيم و به فوايد و مضراتش در افراد ورزشکار و غيرورزشکار و نقش آن در تندرستي، بيماري و يا مرگ زودهنگام بپردازيم. مهمترين علت اين گزينش کارهاي بسياري زيادي است که تاکنون در اين زمينه انجام شده است. همچنين بيماريهاي عروقي قلب بزرگترين علت مرگ و مير پيش از دوره سالمندي در کشورهاي مختلف مي باشد.





فعاليت بدني شغلي و بيماريهاي عروقي قلب

داستان جديد ورزش و بيماريهاي عروقي قلب با کارهاي پروفسور موريس و همکارانش در لندن آغاز شد. آنها شروع به آزمايش و تحقيق روي چند تن از رانندگان اتوبوس دوطبقه و بليت جمع کن ها کردند. نتيجه حاصل از اين پژوهش نشان داد افراد بليت جمع کن بسيار کمتر به بيماريهاي عروقي قلب (بيماري کرونري قلب) مبتلا شده اند. اين نکته روشن شد که چنانچه آنها دچار عوارض يا بيمار خاصي شده اند، شدت آن به مراتب کمتر از رانندگان اتوبوس بوده است. ضمناً توانايي آنها در مقابل حمله قلبي خيلي زياد بوده است. در تحقيق مشابهي، بيش از 6 هزار و 351 نفر از کارگران بنادر و عرصه کشتي ها مورد بررسي قرار گرفتند و نتيجه اين پژوهش با نتايج پژوهش پروفسور موريس يکسان بوده است. در اين تحقيق روشن شد که کارگران و افرادي که کارهاي سنگيني همچون باربري، بلند کردن و جا به جا کردن اشياي سنگين و... را برعهده داشتند، نسبت به کارمندان، سرکارگران و يا کساني که با ماشين هاي بالابر و جا به جا کننده اشيا سر و کار داشتند، به مراتب کمتر در معرض خطر حمله يا بيماري قلبي قرار گرفته اند. مدت اين تحقيق حدود 22 سال طول کشيد و متغيرهاي مورد اندازه گيري عبارت از فشارخون و ديگر پارامترهاي فيزيولوژيکي و با استفاده از آزمايشهايي که روي دوچرخه کارسنج (ارگومتر) انجام گرفت، بوده است. هرچند عوامل ديگري همچون روش زندگي، وضعيت اقتصادي، مسايل اجتماعي و اعتياد به سيگار نيز نقش مهمي در اين نتايج داشت، ولي بدون ترديد مهمترين عامل فعاليت شديد و مستمر بوده است.

فعاليت بدني اوقات فراغت و بيماريهاي عروقي قلب

در مورد احتمال بيماريهاي عروقي قلب بين افراد کم تحرک ميانسال، يک سري آزمايشهاي مقايسه اي در انگلستان انجام شده است که همگي به نتايج مشابهي دست يافته اند. در ميان افراد مورد آزمايش، کساني وجود داشتند که در اواخر هفته و يا در اوقات فراغت روزانه خود به ورزش مي پرداختند. نتايج اين بررسي ها نشان داد، افراد اخير خيلي کمتر مبتلا به بيماريهاي عروقي قلب شدند تا افراد کاملاً بي تحرک.
شکل و نوع ورزش در اوقات فراغت نيز در کاهش بيماريهاي عروقي قلب بسيار حائز اهميت است. تمرينات شديد بخصوص تمرينات استقامتي و تمريناتي که ماهيچه اي بزرگ را درگير مي کند، سودمندتر هستند.
براي بررسي اين افراد از معيارهاي «اندازه گيري چربي زير پوستي» و «الکتروکارديوگرام» استفاده شد، با اين همه، در اين آزمايشها نتايج کاملاً معکوسي بين بيماريهاي عروقي قلب و ورزش به دست نيامده است.
اصولاً افرادي که ورزش مي کنند، کالري بيشتري مصرف مي کنند و از وزن کمتري نيز نسبت به افراد بي تحرک برخوردارند. در اين پژوهشها مشخص شد، نوع تمرين مي تواند بيماريهاي عروقي قلب را تحت تأثير قرار دهد؛ چون برآمادگي قلبي عروقي، وضعيت بدني و آمادگي جسماني عمومي تأثير مي گذارد.
پژوهشهايي که در همين زمينه در انگلستان و نيوزيلند صورت گرفته است، نشان مي دهد که با انجام ورزش، خطر بيماريهاي عروقي قلب به مقدار بسيار زيادي کاهش مي يابد. در بررسي ديگري در آمريکا، گروهي از دانش آموختگان دانشگاه هاروارد مورد مطالعه قرار گرفتند که در بين آنان قهرمانان دانشگاهي، ورزشکاران باشگاهي و افراد بي تحرک حضور داشتند. نتايج حاصله خاطرنشان کرد که فعاليت بدني شان در دوران دانشجويي تأثير به سزايي در کاهش احتمال بيماريهاي عروقي قلب در دوران ميانسالي آنان داشته است و نه سوابق قهرماني و کسب عناوين مهم مسابقاتي. در ادامه اين بررسي هنگامي که سوابق دوره 10 تا 16 سالگي بيش از 16 هزار تن از آنان مورد بررسي قرار گرفت، نتايج نشان داد؛ افرادي که در هفته به ميزان 2000 کالري و يا بيشتر انرژي مصرف کرده اند، احتمال ابتلايشان به بيماريهاي عروقي قلب به مقدار 39 درصد پايين تر از افراد بي تحرکي بوده که ميزان کالري مصرفي آنها در هفته کمتر از 2000 کالري بوده است.
هرچند اختلافهايي بين يافته هاي تحقيقات گوناگون در ميزان تأثير و شدت انجام ورزش در کاهش بيماريهاي عروقي قلب ديده مي شود، ولي تمامي اين يافته ها جملگي نشان مي دهند که بيماريهاي عروقي قلب با فعاليت بدني رابطه عکس دارد.
در ادامه بررسي هاي انجام شده روي نحوه فعاليت جسماني سابق دانشجويان هارواردي مشاهده شد که طي 16 سال، ميزان مرگ و مير در بين افرادي که ورزش نمي کرده اند، 41 مورد در هر 10 هزار نفر بوده است. زماني که اين آمار مبنا قرار گيرد، ملاحظه مي شود که دانشجوياني که يکي از سه ورزش (پياده روي، بالارفتن از پله و يا بازي هاي ورزشي) را طي اين دوران انجام مي داده اند، احتمال مرگ و مير بين آنها 80 درصد و کساني که دو تا از اين ورزشها را انجام داده اند، 62 درصد و کساني که هر سه را کار کرده اند، 53 درصد بوده است. در مقايسه اين سه نوع ورزش و تأثير آن در کاهش خطر بيماريهاي عروقي قلب ملاحظه مي شود که بازي هاي ورزشي بيشترين تأثير را داشته است و پس از آن پياده روي و بالارفتن از پله (تقريباً به يک اندازه) در کاهش خطر بيماريهاي عروقي قلب مؤثر بوده اند. علت اينکه به دنبال بازي هاي ورزشي خطر ابتلا به بيماريهاي عروقي قلب به ميزان بيشتري کاهش مي يابد، احتمالاً شدت و سختي بيشتر فعاليت مي باشد.

آمادگي جسماني و تندرستي

پژوهشهاي گوناگون نشان داده اند، آمادگي جسماني نيز همانند فعاليت بدني از اجزاي جدانشدني سلامتي است. در بررسي هاي قبلي ديديم که خطر ابتلا به بيماريهاي عروقي قلب به ميزان فعاليت بدني در اوقات فراغت و آمادگي آنان بستگي دارد.
در بررسي ديگري که توسط پترز، روي دو هزار و 779 نفر از پرسنل پليس و آتش نشاني لس آنجلس انجام شد، همبستگي بين سلامتي قلبي عروقي و آمادگي جسماني را نشان داده است. استخدام در اين دو مرکز ملزم به گذراندن يک تست آمادگي شامل اندازه گيري هاي حجم هاي تنفسي، فعاليت روي دوچرخه کارسنج، نوارقلبي در حالت استراحت و هنگام تمرين و ارزيابي قدرت و انعطاف پذيري بود. بررسي ها نشان داد، افرادي که آزمايشهاي آنها زير ميانگين قرار داشت؛ ميزان سکته قلبي شان در طول 18 سال دو برابر افرادي بوده است که نمرات آزمايشهاي آنها بالاتر از حد ميانگين بوده است. خطر سکته قلبي در ميان 196 نفري که قادر به اتمام تمامي آزمايشها نشدند و در ميانه راه آن را رها کردند، سه برابر گزارش شده است.
ادامه اين بررسي نشان مي دهد، هر چقدر نمرات آزمايشها کمتر مي شود، در مقابل ميزان سکته قلبي بالاتر مي رود و زماني که عوامل خطرآفرين ديگري همچون فشارخون سيستولي، سرم کلسترول بيش از حد معين و يا اعتياد به سيگار به آن اضافه مي شود، احتمال سکته قلبي در اين افراد به ميزان 6 تا 7 برابر مي رسد.اين يافته ها با نتايج به دست آمده از دانشجويان هارواردي که در آن ذکر شده است، يک فعاليت با حدود 2000 کيلوکالري مصرفي و يا بيشتر از اثر پيشرونده سيگار کشيدن، فشارخون و يا بيماري هاي ارثي بر توسعه بيماريهاي عروقي قلب مي کاهد، برابر بود.
پژوهشگري به نام لي و دستيارانش نيز پژوهشهايي روي 2014 مرد نروژي انجام داده اند. اين افراد در چهارطبقه سني و به مدت 7 سال مورد آزمايش قرار گرفتند و متغيرهاي فيزيولوژيک خاصي چون فشار خون، ضربان قلب، ميزان چربي خون، حداکثر ضربان قلب و حداکثر فشارخون در حين ورزش را مورد بررسي قرار دادند. نتايج نشان داد، کساني که بالاترين ميزان آمادگي جسماني را در هر گروه سني داشته اند، کمترين ميزان ابتلا به بيماريهاي عروقي قلب در طول اين 7 سال را داشته اند.اسلاتري و جاکوبس نيز پژوهش هايي در طول 20 سال روي دو هزار و 431 کارگر راه آهن آمريکا انجام داده اند و ميزان مرگ و مير در آنان را بر اثر بيماريهاي عروقي قلب ، يا بيماري هاي قلبي عروقي و يا هر دليل ديگر مورد بررسي قرار داده اند. سن گروه مورد مطالعه از 22 تا 79 سال متغير بود. آنها طي سالهاي 1957 تا 1960 به وسيله تردميل (نوارگردان) مورد آزمايش آمادگي جسماني قرار گرفتند و 1914 نفر ديگر آنان مجدداً بين سالهاي 1962 تا 1964 آزمايش شدند. در اين بررسي ميزان ضربان قلب حين تمرين بزرگترين عاملي بوده است که بيماري هاي قلبي و عروقي و ميزان خطر مرگ را پيش بيني کرده و اين عامل ارتباطي سخت با فشار سيستولي خون داشته است. محققان نتيجه گيري کردند، ميزان ضربان قلب بالاتر در حين ورزش با زياد شدن خطر بيماري هاي قلبي عروقي ارتباط تنگاتنگي دارد.به هر حال به منظور يک نتيجه گيري بهتر در زمينه همبستگي فعاليت بدني، آمادگي جسماني و تندرستي پيشنهاد پژوهشهاي جامع تري شده است تا مشخص شود که فعاليت بدني از طريق افزايش آمادگي جسماني، خطر بيماريهاي عروقي قلب و مرگ و مير قبلي از موعد را کاهش مي دهد. انتظار مي رود در اين زمينه آزمايشهايي دنبال شوند که آمادگي جسماني عمومي از قبيل سيستم متابوليکي بدن و ديگر سيستم ها را مورد بررسي قرار دهد.
با توجه به نکات ياد شده، پژوهشگران ديگري، پژوهشهايي را در دستور کار خود قرار دادند که نتايج مشابهي حاصل شد، بدين معني که افرادي که کمترين ميزان آمادگي را داشته اند، از بالاترين ميزان خطر ابتلا به بيماريهاي عروقي قلب برخوردار بوده اند. در يکي از اين پژوهشها تأکيد شده است که عواملي چون سيگار، ليپوپروتئين، کلسترول و ميزان فشارخون، خطر نسبي ابتلا به بيماريهاي عروقي قلب را به ميزان قابل توجهي افزايش نمي دهد و اين بدان معني است که ارتباط آمادگي جسماني و مرگ و مير ناشي از بيماريهاي عروقي قلب و بيماريهاي قلبي عروقي مستقل از اين عوامل است.

روش زندگي و طول عمر

در پژوهشي که در کشور فنلاند روي 636 مرد سالم که در فاصله سني 45 تا 56 سال قرار داشتند، صورت گرفت. چنين نتيجه گيري شد که فعاليت بدني از ميزان مرگ زودهنگام مي کاهد و در نتيجه موجب طول عمر مي شود. در اين پژوهش تأکيد شد که اين موضوع در افزايش طول عمر طبيعي نقشي ايفا نمي کند.
در آزمايشهاي مربوط به دانش آموختگان دانشگاه هاروارد و ارتباط آن با مرگ و مير نيز چنين نتيجه گيري شد که با افزايش فعاليت هفتگي از 500 کيلوکالري به 3500 کيلوکالري، ميزان خطر بيماري هاي قلبي عروقي نيز کاهش مي يابد و در کل فردي که بيشترين ميزان آمادگي را داشت، احتمال مرگ او نيز به هر علت 28 درصد کمتر بود.در اين پژوهشها مشخص شد، سه عاملي که باعث طول عمر مي شوند به ترتيب نداشتن فشار خون، عدم اعتياد به سيگار و فعاليت ورزشي منظم مي باشد. نظر به اينکه فعاليت بدني تا حد زيادي جداي از عوامل ديگر است، به کارگيري مجموعه اي از اينها مي تواند در افزايش طول عمر بيشتر مؤثر باشد. قبلاً مشاهده کرديم که ورزش مي تواند از طريق کاهش احتمال مرگ پيش از موعد، طول عمر را افزايش دهد. عدم اعتياد به سيگار نيز با کم کردن احتمال ابتلا به سرطان ريه و ميزان بيماريهاي عروقي قلب نيز مرگ را به تعويق مي اندازد. بنابراين فردي که هم ورزش مي کند و هم سيگار نمي کشد شانس بهتري براي طول عمر دارد. يک مورد قابل ذکر درباره فعاليت بدني و آمادگي جسماني، تأثير نوع و ميزان فعاليت بدني بر آمادگي جسماني است. براي مثال ورزشهاي هوازي استقامتي و يا بازي هاي ورزشي شديد، آمادگي قلب و عروق و در نتيجه ظرفيت کاري و عملي آن را افزايش مي دهد. مطلب ديگر حفظ آمادگي جسماني توسط تمرينات بدني منظم مي باشد.با نگاهي به پژوهش انجام شده روي دانش آموختگان دانشگاه هاروارد در مي يابيم که مرداني که از شيوه زندگي بي تحرکي (کالري مصرفي هفتگي کمتر از 2000 کيلوکالري) برخوردار بوده اند، به ميزان 31 درصد بيشتر از افراد فعال دچار مرگ و مير شده اند. اين مقدار در افراد سيگاري نسبت به افراد غيرسيگاري 73 درصد بوده است. مرداني که بعد از سن دانشگاهي افزايش وزني به ميزان کمتر از 7 کيلوگرم داشته اند نسبت به مرداني که بيشتر از 7 کيلوگرم بر وزنشان افزوده شده است، به ميزان 33 درصد بيشتر در معرض حمله قلبي قرار داشته اند. سرانجام افرادي که يکي يا هر دو والد خود را پيش از 65 سالگي از دست داده اند، نسبت به افرادي که والدين آنها در حدود 65 و يا بيشتر از آن عمر کرده اند، به ميزان 15 درصد بيشتر در معرض حملات قلبي عروقي قرار داشته اند. به طور کلي افرادي که يکي يا چند عامل از اين عوامل را داشته اند، احتمال مرگ و مير در آنها 94 درصد بيشتر بوده است.
در عين حال مردان بي تحرکي که شروع به فعاليت بدني مي کنند، احتمالاً ميزان مرگ در آنها تا 24 درصد کاهش مي يابد. افرادي که سيگار را ترک کنند، احتمال مرگ در آنها تا 43 درصد کم مي گردد و افرادي که مبتلا به فشارخون هستند چنانچه فشارخون خود را کنترل کنند از مرگ و مير آنها احتمالاً تا 42 درصد کاسته مي شود. اگر فردي که داراي يک يا چند عامل از عوامل منفي ياد شده باشد و بتواند آنها را کنترل کند و از آنها خلاصي يابد، احتمال مرگ او نسبت به افراد مشابه تا 48 درصد کاهش مي يابد.
به هر حال آن طور که از نتايج تحقيقات روي دانشجويان سابق هاروارد برمي آيد، اگر فردي 2000 کيلوکالري يا بيشتر در هفته بر اثر راه رفتن، بالارفتن از پله و يا فعاليتهاي اوقات فراغت خود صرف کند، مي تواند از احتمال مرگ و مير خود به ميزان 16 درصد بکاهد.
خودداري کامل از استعمال دخانيات تا 22 درصد و از بين بردن فشار خون تا 6 درصد (نسبت پايين آن به علت شيوع کم آن است) احتمال مرگ را کاهش مي دهند. اضافه وزن به ميزان بيشتر از 10 درصد و طول عمر بالاتر از 65 سال والدين نيز تا 5 درصد احتمال مرگ و مير را کاهش مي دهد. اگر تمامي اين عوامل منفي از دانش آموختگان دانشگاه هاروارد سلب شود، آن گاه درصد مرگ و مير تا نصف ( 45 درصد) کاهش مي يابد.

  


در جستجوي روزهاي بدون سيگار



* عليه غلامي کارشناس بهداشت
طبق تحقيقات سازمان جهاني بهداشت در هر 8 ثانيه يک نفر در دنيا به علت استعمال دخانيات جان خود را از دست مي دهد.
نتايج تحقيقات حاکي از آن است، چنانچه افراد در سنين نوجواني شروع به کشيدن سيگار کنند (بيش از 70 درصد موارد سيگاري شدن در اين مرحله اتفاق مي افتد) و مدت 20 سال يا بيشتر به اين عمل ادامه بدهند بين 20 تا 25 سال زودتر از افرادي که به هيچ وجه در زندگي سيگار نکشيده اند، خواهند مرد.
تنها سرطان ريه يا بيماريهاي قلبي پيامدهاي استعمال دخانيات نيست، بلکه مجموعه اي از مسايل و مشکلات بهداشتي در ارتباط با مصرف مواد دخاني وجود دارد که مي تواند به لحاظ شرايط جسماني و مقاومت ايمني در افراد سيگاري بروز مي کند که برخي از آنها عبارتند از:
از دست دادن موها
با تضعيف سيستم ايمني افراد سيگاري بر اثر مصرف مواد دخاني، بدن اين افراد مستعد ابتلا به انواع بيماريها از جمله «لوپوس اريتماتوز» مي شود که اين بيماري مي تواند عامل از دست دادن موها، ايجاد زخم در دهان، جوشهاي پوست روي صورت، سر و دستها شود.
آب مرواريد (کاتاراکت)
افراد سيگاري 40 درصد بيش از افراد ديگر در معرض ابتلا به آب مرواريد، کدر شدن عدسي چشم و ممانعت از عبور نور و در نهايت نابينايي هستند.
چين و چروک
استعمال دخانيات باعث از بين بردن پروتئينهاي انعطاف دهنده پوست مي شود؛ همچنين باعث تحليل بردن ويتامين A و محدود کردن جريان خون در عروق پوست مي گردد.
پوست افراد سيگاري خشک و داراي خطوط و چين خوردگي هاي ريزي در اطراف لبها و چشمهاست.
ضايعات شنوايي
افراد سيگاري سه برابر بيش از افراد غير سيگاري به عفونت گوش مياني دچار مي شوند.
سرطان پوست
افراد سيگاري دو برابر بيشتر از افراد غير سيگاري در معرض خطر ابتلا به نوعي سرطان پوست (پوسته پوسته شدن، برجستگي روي پوست) قرار دارند.
فساد دندانها
افراد سيگاري 1/5 مرتبه بيشتر از افراد غير سيگاري در معرض خطر از دست دادن زودرس دندانها هستند.
پوکي استخوان
منوکسيد کربن يکي از اصلي ترين گازهاي سمي در خروجي اگزوز خودروها و دود سيگار است، ميل ترکيبي اين گاز با خون بسيار بالاتر از اکسيژن است. اين گاز باعث کاهش قدرت عمل اکسيژن در خون افراد سيگاري حرفه اي تا 15 درصد مي شود.
استخوانهاي افراد سيگاري تراکم خود را از دست داده و به راحتي شکسته مي شود، همين طور زمان التيام يافتن و جوش خوردن آنها پس از شکستگي تا 80 درصد افزايش پيدا مي کند.
بيماريهاي قلبي
بيماريهاي قلبي عروقي ناشي از استعمال دخانيات بيش از 600 هزار نفر را در سال در کشورهاي توسعه يافته از بين مي برد. استعمال دخانيات باعث افزايش ضربان قلب، بالا رفتن فشار خون، افزايش خطر ابتلا به فشار خون بالا و گرفتگي عروق و نهايتاً ايجاد حمله قلبي و سکته مي شود.
زخم معده
استعمال دخانيات مقاومت معده را در برابر باکتريها پايين مي آورد. همچنين باعث تضعيف معده در خنثي سازي اسيد معده و مقاومت در برابر آن پس از غذا خوردن و بر جا ماندن باقيمانده اسيد در معده و در نتيجه تخريب ديواره آن مي شود.
زخم معده افراد سيگاري به سختي درمان مي شود و احتمال بهبود آن تا زماني که فرد سيگاري اکثراً اندک است.
تغيير رنگ انگشتان
قطران موجود در دود سيگار بر اثر استعمال مستمر دخانيات روي انگشتان و ناخنها جمع شده و باعث تغيير رنگ آنها به قهوه اي مايل به زرد مي شود.
سرطان رحم و سقط جنين
استعمال دخانيات در دوران بارداري مي تواند باعث افزايش خطر زايمان نوزاد با وزن کم و بروز مسايل بهداشتي در آينده شود. سقط جنين در مادران سيگاري 2 تا 3 برابر بيشتر است.
تغيير شکل دادن سلولهاي جنسي در مردان
استعمال دخانيات باعث کاهش تعداد اسپرم و کاهش جريان خون در آلت تناسلي مردان و ناتواني جنسي در اين افراد مي شود. ناباروري جنسي در مردان سيگاري نيز متداول تر از افراد غير سيگاري است.
سرطان
بيش از 40 عنصر سرطان زا در دود سيگار وجود دارد. احتمال سرطان ريه 22 مرتبه بيشتر از افراد غير سيگاري است.
طبق تحقيقات بي شماري که انجام شده است در صورت ادامه استعمال دخانيات توسط افراد سيگاري، احتمال مبتلا شدن آنها به انواع سرطانهاي ديگر از قبيل زبان، دهان، غدد، بزاق و حلق ( 6 تا 27 برابر)، سرطان بيني ( 2 مرتبه بيشتر)، گلو ( 12 مرتبه)، مري ( 8 تا 10 برابر)، حنجره ( 10 تا 18 برابر)، معده ( 2 تا 3 برابر)، کليه ( 5 برابر)، آلت تناسلي مرد ( 2 تا 3 برابر)، لوزالمعده ( 2 تا 5 برابر) و مقعد ( 5 تا 6 مرتبه) وجود دارد.

  


درمان سرطان پوست با سلولهاي ايمني بيمار



دانشمندان آمريکايي براي اولين بار يک بيمار مبتلا به سرطان پوست را از طريق سلولهاي شبيه سازي شده از سيستم ايمني خود بيمار، درمان کردند.






در اين درمان بي سابقه، گلبولهاي سفيد در حال مبارزه با سرطان از بدن بيمار خارج و پس از مطالعه روي آنها، تکثير شد و حدود 5 ميليارد گلبول سفيد به بدن فرد مبتلا به سرطان پوست تزريق شد و هيچ درمان ديگري از سوي پزشکان انجام نگرفت.دو ماه بعد، نتايج آزمايشها روي بيمار نشان داد که هيچ نوع تومور در بدن وي باقي نمانده است.
اين براي اولين بار بود که سلولهاي شبيه سازي شده از سيستم ايمني بدن فرد بيمار، مبارزه موفقي با سرطان پوست داشته اند. هر ساله 160 هزار نفر در سراسر جهان، بويژه افراد سفيدپوست در مناطق گرمسير و آفتابي به سرطان پوست مبتلا مي شوند و از اين بين ساليانه 48 هزار نفر جان خود را از دست مي دهند.

  


مراقبتهاي اصولي خطر شکستگي را در زنان ديابتي کاهش مي دهد



مطالعه سه ساله اي که روي 286 زن يائسه ديابتي نوع 2 با سابقه ديابت بالاي 10 سال انجام شد، نشان داد که ميزان شکستگي در گروه داراي هموگلوبين «اي وان سي» کمتر از 7 ، حدود 7 درصد و در گروه داراي هموگلوبين «اي وان سي» بالاي 8 ، حدود به 30 درصد بود.
دکتر حميد اصغر زاده و گروه پزشکي آذربايجان و شاخه اروميه انجمن ديابت ايران، در پژوهشي با عنوان «بررسي ميزان شکستگي استخواني و اهميت هموگلوبين اي وان سي در بيماران يائسه ديابتي نوع 2 » که در نوزدهمين کنگره جامعه پزشکان متخصص داخلي ارائه شد، آورده اند: از نظر مصرف سيگار اختلاف معني داري بين دو گروه مذکور(اولي شامل 172 و دومي شامل 114 نفر) وجود نداشت، اما از نظر ميزان تحصيلات و بهره مندي از کلاسهاي انجمن ديابت و دفع کلسيم ادرار 24 ساعته اختلاف بين دو گروه، معني دار بود.
دکتر اصغر زاده با بيان اينکه اين مطالعه نشان داد که مراقبتهاي اصولي به همراه آموزش بيماران ديابتي، مي تواند خطر بالقوه شکستگي در زنان ديابتي را کاهش دهد، مي گويد: نقش آموزش و نيز برنامه هاي منظم براي کنترل ديابت ثابت شده است که بايد با توجه بيشتري ادامه يابد و به اهميت اندازه گيري هموگلوبين «اي وان سي» به عنوان مهمترين شاخص پرداخته شود.
وي با بيان اينکه وقتي جمعيت زنان ديابتي پا به دوره يائسگي مي گذارند، ميزان شکستگي در آنها افزايش مي يابد، ادامه مي دهد: اگر متابوليسم غير طبيعي قند بالا در پروسه نهايي سبب آزاد شدن موادي شود که بر روي بافت استخواني مؤثر واقع شوند يا اگر ديابت کنترل نشده سبب ايجاد عوارض کليوي و در نهايت تغيير در متابوليسم کلسيم و فسفر شود، مي توان به اهميت کنترل دقيق ديابت در اين دوره مهم از زندگي زنان براي جلوگيري از شکستگي ها اشاره کرد.
در جوامع امروزي ديابت يکي از بيماري هاي شايع است که از نظر مرگ و مير و عوارض، سطح بالايي را داراست و کنترل دقيق آن سرفصل تمام برنامه هاي آموزشي براي بيماران ديابتي است.
گفتني است، ميزان هموگلوبين «اي وان سي» خون يک فرد، منعکس کننده ميزان متوسط گلوکز خون آن فرد طي چند ماه گذشته است.

  


افسردگي مادران باردار به رشد فرزندان آسيب مي رساند



زناني که در دوران بارداري دچار افسردگي هستند، فرزندانشان از رشد رواني و جسمي کندتري نسبت به همسالان خود برخوردارند.
پيش از اين تأثير افسردگي مادران در دوره پس از زايمان بر رشد فرزندان مشخص شده بود. حال محققان مي گويند: افسردگي در حين بارداري به همين اندازه بر رشد فرزندان تأثير منفي دارد. افسردگي مادران در حين بارداري احتمال بروز مشکلات ادراکي و رفتاري را در فرزندان بيشتر از 30 درصد افزايش مي دهد.
اين محققان در مطالعات خود، مدارک پزشکي بيشتر از 11 هزار زن و فرزندان متولد شده در سالهاي 1991 و 1992 را بررسي کردند.
آنها در بررسي هاي خود ميزان افسردگي در اين مادران و ارتباط آن را با مشکلات احتمالي در فرزندانشان مورد مطالعه قرار دادند.
اين مطالعات نشان داد: احتمال بروز مشکلات رفتاري و ادراکي در کودکاني که مادرشان دچار افسردگي بوده است، 50 درصد بيشتر از ديگران است.
از اين رو، به گفته محققان، بروز افسردگي در دوران بارداري مي تواند در دوران پس از زايمان هم منجر به افسردگي شود و اين موضوع احتمال بروز مشکلات در فرزندان را افزايش مي دهد.
همچنين افسردگي در دوران بارداري به تنهايي مي تواند احتمال بروز مشکلات در فرزندان را 34 درصد افزايش دهد.
هنوز رابطه افسردگي در دوران بارداري با اختلال رشد جسمي و رواني فرزندان مشخص نشده، اما بر اساس تحقيقي که پيش تر انجام شده بود، احتمال زايمان پيش از موعد در زنان افسرده بيشتر از ديگران است.
پزشکان مي گويند؛ نتيجه اين تحقيق بيانگر اهميت متخصصان زنان و زايمان و ماماها در شناسايي زودهنگام موارد افسردگي در زنان باردار و اقدام سريع براي درمان آن است.

  


ساخت وسيله جديد براي از بين بردن سردردهاي ميگرني



پژوهشگران مرکز پزشکي دانشگاه ايالتي اوهايو يک وسيله الکترونيکي جديد و مبتکرانه طراحي کرده اند که مي تواند به طور مؤثر



درد ميگرن را پيش از شروع شدن، از بين ببرد. نتايج تحقيقات نشان داده است که اين وسيله آزمايشي بي خطر بوده و در از بين بردن سردردهاي ميگرني مؤثر است.
دکتر يوسف محمد، نورولوژيست و پژوهشگر اصلي اين تحقيق در مرکز پزشکي دانشگاه اوهايو درباره اين تکنيک بديع اظهار داشت: نتايج تحقيق ما اميد تازه اي براي بيماران ميگرني است که تنها 50 تا 60 درصد به روشهاي سنتي درمان دارويي جواب مي دهند.
وسيله جديد با عنوان «محرک مغناطيسي بين جمجمه اي غير مهاجم» يا TMS مرحله پيش درآمد ميگرن را که اغلب با عنوان طوفان هاي الکتريکي در مغز توصيف مي شود، پيش از اينکه به سردرد منجر شود، متوقف مي کند.افراد مبتلا به ميگرن با علايم و مشکلاتي چون مشاهده صحنه هاي پرتاب ستاره ها، زيگزاگ شدن خطوط و چشمک زدن چراغها، ضعف بينايي، ضعف بدني، گيجي به همراه سردردهاي شديد، تهوع و استفراغ مواجه هستند.
کطگيک جريان الکتريکي قوي از ميان يک کلاف فلزي ارسال مي کند که باعث ايجاد يک ميدان مغناطيسي قوي به مدت يک ميلي ثانيه مي شود.اين پالس يا تکانه مغناطيسي وقتي در مقابل سر فرد قرار مي گيرد، يک جريان برق در سلولهاي عصبي يا نورون هاي مغز ايجاد مي کند که نقش آنها مختل کردن پيش درآمد پيش از تبديل شدن به سردردهاي شديد است.
در آزمايشهاي انجام شده روي اين وسيله جديد 164 بيمار شرکت داشتند که به گفته دانشمندان استفاده از TMS در بيماراني که با اين روش درمان شدند، هيچ واکنش شديد و تهديد کننده اي در پي نداشت.

  


شير مادر و دوري از بيماري ها



تغذيه شير مادر به دليل داشتن ارزش غذايي بسيار زياد، شيرخوار را در برابر بسياري از بيماري هاي عفوني محافظت مي کند.




رئيس مرکز بهداشت و درمان استان خوزستان با بيان اين مطلب گفت: با توجه به شعار امسال سازمان بهداشت جهاني مبني بر افزايش توانايي مادران براي تغذيه کودکان در شرايط بحراني، لازم است توجه بيشتري به نقش حياتي تغذيه شيرمادر در بحرانهاي سراسر دنيا، حفاظت و حمايت فعالانه از تغذيه با شير مادر پيش از بحران و در طول بحران و آگاهي دادن به مادران، حاميان شيرمادر، کارکنان بهداشتي، سازمانهاي امدادي، اهدا کنندگان و رسانه ها در مورد چگونگي حمايت فعالانه از شير مادر شود.
دکتر نيک خوي در ادامه با اشاره به اهميت افزايش توانمندي زنان در مقابل آسيبهاي به وجود آمده از بحران افزود: در شرايط بحران بيشترين گروه هايي که مورد آسيب قرار مي گيرند، زنان و کودکان هستند و اگر در اين شرايط اين گروه ها از ظرفيتهاي مناسبي برخوردار نباشند، احتمال مرگ و مير آنها بيش از ديگر گروه هاي جامعه خواهد بود .
وي تصريح کرد: در شرايط بحران، احتمال مرگ و مير نوزادان کمتر از 2 ماه محروم از شير مادر، 6 برابر بيشتر از ساير نوزادان است .
وي با اشاره به اهميت تغذيه شير مادر در نخستين ساعت پس از تولد نوزاد افزود: امروزه تحقيقات نشان مي دهد، تغذيه نوزاد از شير مادر در نخستين ساعت پس از تولد باعث نجات بيش از يک و نيم ميليون نوزاد در دنيا مي شود.
نيک خوي در ادامه اظهار داشت: همچنين تحقيقات نشان مي دهد محروميت از شير مادر، ارجاع نوزادان به مراکز درماني را 50 برابر افزايش مي دهد .
وي ديگر مزاياي تغذيه نوزادان با شير مادر را افزايش ارتباط عاطفي بين مادر و کودک، کاهش ابتلا نوزادان به اسهال، عفونتهاي تنفسي وعفونت گوش و کاهش ابتلاي مادر به بيماري سرطان رحم و تخمدان، خونريزي و کم خوني و همچنين جلوگيري از حاملگي هاي زودرس اعلام کرد .

  


هر چه غذا چرب تر باشد هوش و تحرک کمتر مي شود



پژوهشگران از تأثير غذاي پرچرب بر هوش و تحرک افراد خبر مي دهند.
به گزارش ساينس، پژوهشگران دانشگاه کمبريج انگليس دريافتند، هر چه غذاي افراد چرب تر باشد، هوش و تحرک آنان کمتر مي شود.
در اين تحقيق پژوهشگران،موشها را به دو دسته تقسيم کردند،به دسته اول غذاي کم چرب با 7/5 درصد کالري و به دسته دوم غذاي پرچرب با 55 درصد کالري دادند و پس از 10 روز دريافتند، موشهاي گروه دوم در مقايسه با گروه اول تنبل تر شده اند و حتي قدرت حافظه آنان نيز کمتر شده است.
همچنين موشهاي گروه دوم پس از 10 روز استفاده از غذاهاي پرچرب، در استفاده از اکسيژن براي توليد انرژي و تحرک جسمي، قدرت کمتري داشتند چنانکه قلبشان شديدتر کار مي کرد و دچار ناراحتي مي شد.
اين موشها همچنين در گذشتن از راه هاي پرپيچ و خم(هزارتو يا ماز) کندتر بودند و دچار اشتباه هاي بيشتري مي شدند. پژوهشگران نوعي پروتئين به نام پروتئين 3 را عامل اين مسأله مي دانند.
براساس اين يافته ها، برخي از پژوهشگران مي گويند؛ غذاهاي آماده چون سوسيس، کالباس و پيتزا مي تواند موجب تحليل رفتن قواي جسماني و ذهني شوند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com