|
* مليحه پژمان
«رفته بودم جبهه خودم را بکشم! آن وقت ها هيچ اعتقادي به جنگ نداشتم و حتي امام خميني(ره) را هم خوب نمي شناختم. در آن

روزها در زندگي شخصي ام به بن بست رسيده بودم و دلم مي خواست اين زندگي تمام شود. مي خواستم خودم را سر به نيست کنم. نمي دانستم چطور؟ با قرص، دارو، سقوط از بلندي يا... اما گفتم بهتر است بروم جبهه تا همانجا کشته شوم و لابه لاي جنازه شهدا، من را هم بياورند. عمليات طريق القدس بود که به بستان رسيدم. اما چه رسيدني؟! رسيدم و آن همه ماجرا را ديدم. آن همه جوانمردي، ايثار و عشق به خدا. آن وقت تازه فهميدم دنياي بزرگتري پيش روي من است که در مقابل عظمت و شکوه آن، مشکلات من يک لطيفه خنده دار است. پس با زندگي آشتي کردم، آن هم طور ديگري...»
اين حرفها بخشي از خاطرات انسيه شاه حسيني کارگردان سينماي کشورمان است. او طعم جنگ را چشيده و زندگي در بحبوحه خون و شهادت را از نزديک لمس کرده است. وي متولد 1333 گرگان و دانش آموخته کارگرداني سينماست. فعاليتهايش را با فيلمنامه نويسي شروع کرده و تاکنون آثاري مثل: «غروب شد بيا، دو خواهر، بچه هاي بلوچ، بغض، پنالتي، شب بخير فرمانده و... را از او شاهد بوده ايم. اما شاه حسيني در کارنامه هنري اش اثري با عنوان «شب بخير فرمانده» دارد که به مضمون دفاع مقدس پرداخته است. به همين بهانه، سراغي از او مي گيرم تا در گفتگويي ميهمان ما در هفته دفاع مقدس باشد.»
* خانم شاه حسيني، براي شروع از تجربه کار «شب بخير فرمانده» بگوييد.
** اين فيلم بر اساس خاطرات خودم از عمليات طريق القدس و حضورم در آن شرايط بحراني بستان شکل گرفته است که در ابتدا قصد داشتم آن را به شکل سريال کار کنم که نشد. اما براي اين که به 90 دقيقه فيلم سينمايي برسم، مجبور شدم از بسياري از موارد بگذرم و فقط آنچه را که شاهد آن بوديد، به تصوير بکشم.
شخصيت اصلي فيلم، زن خبرنگاري است که هيچ تجربه اي از جنگ ندارد و ناگهان خودش را در کوران جنگ پيدا مي کند. در اين فيلم سعي کرده ام نگاه متفاوتي به مقوله جنگ از ديدگاه يک زن داشته باشم. در طول کار، هرگز به جايزه جشنواره فکر نکردم، بلکه از خدا و شهدا خواستم به اين فيلم آبرو بدهند.
* در حين توليد اين فيلم با مشکلاتي مواجه شديد؟
** خير. من بسيار راحت کار کردم و آن قدر ساختن اين فيلم جنگي برايم لذت بخش است که مي خواهم تا آخر در همين مسير حرکت کنم.
* به نظر شما، اگر يک کارگردان بخواهد فيلمي با مضمون دفاع مقدس بسازد، اطلاعات مستندي در اين مورد وجود دارد؟
** بله، کتابهايي در مورد جنگ و شهدا داريم که اطلاعات خوبي در اين زمينه مي دهند. ضمن اينکه من براي توليد فيلم جنگي به خاطرات خودم رجوع مي کنم.
* در طي اين سالها که از جنگ گذشته، هنرمندان ما از اين فضاي موجود در جهت توليد آثار دفاع مقدس خوب بهره برداري کرده اند؟
** ببينيد، آثار متنوعي با سليقه هاي گوناگون ساخته شده و هر کسي آمده و با ذهنيت خودش در رابطه با دفاع مقدس فيلم ساخته و فيلمش هم شبيه خودش است؛ يعني هر هنرمندي اثري شبيه خودش خلق مي کند، چون برداشتها از جنگ متفاوت است. برداشت من از جنگ فيلم «شب بخير فرمانده» بود. ولي در کل مي شود گفت آثار قابل توجهي هم در اين زمينه در طي سالهاي پس از جنگ توليد شده است.
* خانم شاه حسيني! چه بخشهايي از خاطرات جنگ در ذهن شما ثبت شده اند؟
** همه چيز! در تمام زمينه هاي ايثار، مقاومت، مبارزه، ترس، نگراني و.. چون انسان ابعاد مختلفي دارد که در طي جنگ و شرايط مختلف بروز پيدا مي کند. بنابراين، در مقاطع مختلف واکنشهاي مختلف را ديدم و به عقيده من جنگ دنياي خاطرات متفاوت است.
* اما از آنجا که زنان در دفاع مقدس نقش اساسي داشته اند، به نظر شما آيا سيماي زن در اين عرصه، تاکنون در آثار سينمايي و تلويزيوني به خوبي به تصوير کشيده شده است؟
** حرکتهايي در اين زمينه انجام گرفته، ولي هنوز اين آثار نتوانسته اند دين خودشان را نسبت به زن ادا کنند، به دليل اينکه مردان در دفاع مقدس يا رزمنده بودند يا ستادي، ولي زنان ابعاد مختلف داشتند. مثلاً عده اي مادر بودند که جگر گوشه خودشان را به جبهه فرستاده بودند. عده اي در نقش همسر شوهرانشان به جنگ رفته بودند که اداره خانه و تربيت فرزندان بر عهده اين زنان بود. يکسري زنهايي بودند که در مساجد و پشت جبهه کمک مي کردند. عده اي از زنان پرستار بودند که در شهرهاي مرزي خدمت مي کردند، ضمن اينکه شهرهاي مرزي گاهي اوقات در جنگ به خط مقدم تبديل مي شود، بخصوص اوايل جنگ در کردستان، اهواز، خرمشهر و... اين شرايط وجود داشت و خيلي موارد ديگر. اما اين ابعاد مختلف حضور زنان در طول جنگ هنوز خوب به تصوير کشيده نشده است، البته به عقيده من دير نيست و مي توان بتدريج اين حرکت را انجام داد. به عقيده من، گلوله اي که در جنگ شليک مي شود تا شدت، صدا و ارتعاش آن به گوش هنرمندان برسد، گاهي 50 سال طول مي کشد!
* در طي سالهاي پس از جنگ، آثاري در زمينه دفاع مقدس توليد شده و يکسري فراز و فرودهايي هم در طي اين سالها در اين زمينه ديده شده است، گاهي شاهد توليد انبوه آثار جنگي بوده ايم و گاهي هم با رکود در اين زمينه مواجه شده ايم. به نظر شما، اين مسأله مربوط به تغيير ذائقه مخاطبان است يا پرداختن صحيح هنرمندان به اين مقوله؟
** به نظرم، همه اين موارد وجود دارد، ضمن اينکه مهمترين نکته پرداخت نامناسب شخصيتها در فيلمنامه است. مثلاً وقتي مي گويند فيلم جنگي است و فلان بازيگر خانم در آن ايفاي نقش دارد، همه مي دانند که او يا مادر است يا همسر شهيد! هيچ کس نمي آيد تصور کند که در اين فيلم جنگي، ممکن است اين خانم بازيگر نقش متفاوت تري از مادر يا همسر شهيد و يا يک پرستار داشته باشد. اما به عقيده من، اگر مسؤولان که همه دلسوخته هاي جنگ هستند حمايت کنند، بخصوص به تهيه کننده ها بگويند که اگر فيلم دفاع مقدس بسازند کمک مالي مي شوند. در اين شرايط تهيه کننده احساس امنيت مي کند و سراغ هنرمنداني مي رود که دغدغه ساختن آثار جنگي دارند. کافي است اين جريان شروع شود. در اين شرايط، شاهد آثار خوبي در حوزه دفاع مقدس خواهيم بود، ضمن اينکه مردم هم استقبال خواهند کرد چون هميشه به دنبال يکسري ارزشها بوده اند و وقتي اين ارزشها در فيلم وجود ندارد، نااميد مي شوند.
* پس مي توان اميدوار بود که آثار خوب در زمينه دفاع مقدس، مخاطب را با اين حوزه آشتي بدهد؟
** بله، صد درصد.
* خانم شاه حسيني! پس از شب بخير فرمانده قصد داريد روي چه مضمون ديگري کار کنيد؟
** باز هم دفاع مقدس و اين بار يک سالي مي شود که روي زندگي يکي از بزرگترين ايثارگران جنگ «شهيد علم الهدي» کار مي کنم.
* شهيد علم الهدي يک دانشجوي بسيجي است که نحوه شهادت او و يارانش، شباهت بسياري به نحوه شهادت شهداي کربلا دارد. براي تصوير کردن اين لحظات چه مواردي را مدنظر داريد؟
** من هم به دليل همين حساسيتهاست که يک سال است روي آن کار مي کنم. ضمن اينکه در دوران جنگ هم اين شرايط را لمس کرده ام. هنوز هم وقتي به خيابانهاي هويزه مي روم، لابه لاي بوته ها در منطقه اي که تانکها از روي اين شهدا عبور کرده اند مي نشينم و با خودم خلوت مي کنم. خاک خوزستان و هويزه وقتي آفتاب مي خورد، بوي خون تازه و مطهر شهدا را مي دهد و بوي همين خاک بود که کمک کرد در تير و مرداد سالهاي گذشته، «شب بخير فرمانده» را بسازم. اميدوارم خود اين شهيدان برايم دعا کنند.
* با وجود اين حساسيتها، فکر مي کنيد اين کار کي کليد بخورد؟
** شهيد علم الهدي و يارانش در اين منطقه عمليات گسترده اي تا شهادت انجام دادند. اما اگر بخواهم مثل يک فيلم جنگي معمولي آن را ببينم که يک سال پيش فيلمنامه اش را نوشته ام؛ اما من دوست ندارم اين عظمت ها را فداي عجله خودم کنم. دوست دارم از همه توانم براي به تصوير کشيدن آن ايثارگريها بهره ببرم. خودم را رها کرده ام تا به آن شرايط برسم و لحظات شهادت حسين علم الهدي و يارانش را در هويزه درک کنم. |