|
گروه حوادث- مصدق: متهم به رغم اعتراف به قتل دوست قديمي اش در تحقيقات مقدماتي وقتي مقابل هيأت قضايي ايستاد، اتهام وارده عليه خود را نپذيرفت.
به گزارش خبرنگار ما، ساعت 9 صبح چهاردهم تيرماه سال 87 در پي کشف جسد مرد 40 ساله اي به نام «سياوش» در مقابل مغازه پرنده فروشي اش، دوست چندين ساله اش که در محل وقوع جرم ديده شده بود، دستگير شد.
«محمود» که هنگام دستگيري، آثار بريدگي روي دستانش بود، وقتي از سوي کارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي مرکز و بازپرس پرونده تحت بازجويي قرار گرفت، به جرم خود اعتراف کرد و در خصوص انگيزه و چگونگي وقوع حادثه گفت: من و سياوش با هم دوست بوديم. دو سال قبل به خاطر مشکل مالي که برايم پيش آمده بود، نزد وي رفتم و با دادن سفته سه ميليون تومان از او پول قرض گرفتم. مدتي بعد وقتي وضع مالي ام بهتر شد، طلبش را پرداخت کردم، اما چون آن روز چند مشتري در مغازه اش بودند و او فرصت چنداني نداشت، گفت که سفته ها را بعداً به من خواهد داد. قبول کردم و به خانه ام برگشتم.
چند روزي گذشت، ديدم از سياوش خبري نشد، بنابراين خودم به سراغش رفتم و سفته ها را از او خواستم، اما او ادعا کرد که هنوز طلبش را دريافت نکرده است بنابراين سفته ها را پيش خود نگه مي دارد. هر چه قسم خوردم و دليل آوردم، نپذيرفت.
با اين حال آن روز ما از هم جدا شديم تا اينکه يک روز قبل از حادثه متوجه شدم او با مراجعه به بانک، سفته ها را به اجرا گذاشته است، به همين دليل به سختي عصباني شدم و صبح چهاردهم تيرماه به سراغش رفتم تا او را قانع کنم که طلبش را دريافت کرده است، نيم ساعت با او حرف زدم، اما فايده اي نداشت، تا اينکه جر و بحثمان بالا گرفت و من از شدت خشم با چاقو به طرفش حمله ور شدم و 25 ضربه به نقاط مختلف بدنش زدم و به سرعت از آنجا دور شدم.
با بازسازي صحنه از سوي متهم و صدور کيفرخواست عليه وي توسط دادسراي جنايي مرکز وي صبح ديروز جهت محاکمه کيفري برابر پنج قاضي شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران ايستاد تا از خود در برابر اتهام قتل عمد دفاع کند.
در ابتداي اين جلسه که به رياست قاضي عزيز محمدي برگزار مي شد، ابتدا شادابي نماينده دادستان با قرائت کيفرخواست تقاضاي اشد مجازات (قصاص) قانوني وي را کرد.
در ادامه «محمود» به دفاع از خود پرداخت و گفت: اتهام قتل عمد «سياووش» را قبول ندارم. ما با هم مشکل خاصي نداشتيم تا بخواهم او را از سر راهم بردارم.
وي تمام اعترافاتش در تحقيقات مقدماتي را ناشي از ترس و فشار روحي عنوان کرد و گفت: صبح روز حادثه به ديدنش رفته بودم که با جسدش که نزديکي در مغازه اش افتاده بود، رو به رو شدم و نمي دانم به چه انگيزه اي و چگونه کشته شد.
وي در پاسخ به سؤال رئيس دادگاه مبني بر اينکه بريدگي دستانت ناشي از چه چيزي بوده است، گفت: من و همسرم با هم به شدت اختلاف داشتيم و به همين دليل چند روز قبل از حادثه دست به خودکشي زده بودم، اما همسر و برادرانم متوجه شدند و با رساندنم به بيمارستان، نجاتم دادند.اين مرد 42 ساله در خاتمه به عنوان آخرين دفاع از خود گفت: من قاتل رفيقم نيستم.
گفتني است، رأي نهايي پرونده هفته آينده اعلام خواهد شد. |