تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
گزارش
حوادث
ديدگاه
پنجره
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-10-03
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 11مهر ماه 1388


گزارشي از انگيزه ها و تبعات نگهداري از حيوانات خانگي ؛خوب، بد، خطرناک!



*رسول بهروش
سالهاست که بسياري از خانواده هاي ايراني، در جمع خود پذيراي اعضاي جديدي هستند که پايشان به شيوه هاي مختلف به خانه



و کاشانه آنان باز مي شود. شايد بتوان ريشه اين علاقه را عمدتاً در رفتاري تقليدي از فرهنگ غربي که طي چند دهه اخير توسط وسايل ارتباط جمعي ترويج و تبليغ شده است، جست؛ جايي که تماشاي انواع خانواده هاي اروپايي و آمريکايي از صفحه تلويزيون در حالي که هر کدام از آنان براي خودشان حيوانات خانگي مختلفي دارند. پرسش اين است: همخانگي انسان و حيوان، چه تبعاتي مي تواند داشته باشد و چگونه مي توان زيانهاي همزيستي با حيوانات خانگي را به حداقل برساند؟

انسان، بز، دره هاي کرمانشاه!

برقراري رابطه بين انسان و حيوان، سابقه اي به درازاي تمام تاريخ بشر دارد. در واقع مي توان ادعا کرد از همان روز آفرينش اشرف مخلوقات، او در کنار ساير سکنه زمين- از جمله حيوانات- قرار گرفته و لاجرم به همزيستي با آنها پرداخته است. با وجود اين، بديهي است که براي هزاران سال تنها شکل اين همزيستي، مربوط به شکار حيوانات توسط انسان مي شده و اصولاً روابط چندان دوستانه اي بين اين دو حاکم نبوده است! گرچه در مورد اولين انسانهاي رام کننده احشام ترديدهاي تاريخي زيادي وجود دارد، اما تقريباً همه کارشناسان روي اين مسأله اجماع دارند که نخستين حيوان اهلي شده به دست انسان، «بز کوهي» بوده است. در واقع با رام کردن اين حيوان شيرده بوده است که انسانهاي زيست کننده در منطقه زاگرس از دوره نئاندر تالما، به گله داري رو آورده اند. در همين راستا، شايد جالب باشد بدانيد نتايج برخي پژوهشهاي به عمل آمده، نشان مي دهد«احتمالاً» جايي حوالي «گنج دره» کرمانشاه محل رام شدن اولين حيوان به دست انسانها، شايد حدود 10 هزار سال پيش بوده است. از آن روزها به بعد، انسان ترجيحاً با در نظرگرفتن منافع اقتصادي اش همزيستي و مجاورت با حيوان را آغاز کرد و البته آن موج کهنه تا همين حالا هم ادامه دارد.






وقتي عاطفه، لاي چرخ دنده هاي تکنوکراسي له مي شود

بشر در تمام طول تاريخ حياتش انگيزه هاي متفاوتي براي استفاده از حيوانات داشته است.! با اين همه، تطور نوع زندگي طي اين قرنها و دهه هاي طولاني، باعث شده است بشر به چشم ديگري به حيوانات اطرافش نگاه کند؛ شايد به چشم مونس و همدم خوب يا بد، بخواهيم يا نه، انسانها در مسير تحولات اجتماعي و فناوري در جهان، بيش از هر زمان ديگري تنهاتر شدند.اگر وجه غالب زندگي در دنياي سنتي، تلاش براي در کنار هم زيستن با حداقل معاش و امکانات بود، مدرنيته و پست مدرنيسم، با خودشان سودجويي، منفعت خواهي و فرصت طلبي را براي بشر به همراه آوردند. حقيقت آن است که خوي بي رحمانه فن سالاري و تکنوکراسي، به ا نسان حکم مي کند «بکشد تا کشته نشود» در چنين فضاي سست و خشني که روابط انساني در آن به حداقل مي رسد، آدمي تنها مانده و مي کوشد تا خلاء يارانش را با مصنوعات پر کند. از يک سو پناه بردن انسانها به رسانه ها و وسايل ارتباط جمعي بر اين مبنا توجيه مي شود و از سوي ديگر همزيستي روز افزون او با حيوانات خانگي! «امير رهبري»، يکي از بزرگترين و سرشناس ترين نگهدارنده هاي انواع حيوانات خانگي، در اين باره ايده هاي جالبي دارد: «با حيوانات زندگي مي کنم؛ چون احساسم اين است که صادق ترين موجودات هستند. آنها اگر از کسي خوش شان نيايد، از همان لحظه اول واکنش نشان مي دهند. حتي درنده ترين حيوانات هم خطرشان از انسانها کمتر است؛ چون برنامه ريزي نمي کنند، اما آدمها مثل برادر وارد زندگي تان مي شوند و به شما بدترين ضربه ها را مي زنند».واقعيت تلخي است، اما به هر حال نمي توان از آن چشم پوشيد. بارها شنيده ايم که چنان ارتباطات عاطفي عجيبي بين بعضي از افراد با حيوانات خانگي شان برقرار مي شود که طبق وصيت فرد، پس از فوت او، حيوانش از وي ارث مي برد . اين تربيت کننده حيوانات در جاي ديگري، اشاره جالب تري هم دارد: «شما چقدر در صفحه حوادث روزنامه هاي مي خوانيد يا از اين طرف و آن طرف مي شنويد که فلان حيوان به يک نفر حمله کرد و او را دريد؟ تازه اگر اين اتفاق هم بيفتد، محصول بي احتياطي خود آدمهاست، اما در عوض روزانه ده ها مورد از قتل و خونريزي، حتي بين نزديکان و دوستان گزارش مي شود و صفحه حوادث را پر مي کند...» گفتيم که، حقيقت تلخي است، خيلي تلخ ...!

مد پرستها، چشم و هم چشمي و ساير موارد!

اما موج نگهداري حيوانات خانگي صرفاً به رفتار آدمهايي که مي کوشند تا تنهايي خود را به نوعي پر کنند، منحصر نمي شود، در ميان انواع نگهدارندگان حيوانات خانگي، کساني نيز پيدا مي شوند که با انگيزه هاي ديگري مبادرت به اين کار مي کنند.
«ميم. الف» فرزند يک خانواده پرجمعيت است که به رغم بي ميلي و نارضايتي خانواده اش، اقدام به نگهداري از گونه اي طوطي پر سر و صدا و پر زحمت مي کند. در مورد او، به دليل شلوغ بودن خانواده اش، نمي توان خيلي به گزينه يافتن همدم و مونس فکر کرد. بنابراين راز کار را از خودش مي پرسيم و او هم بدون واهمه، پاسخ مي دهد:«الان کاسکو بازي در محل مد شده است. همه رفقا خودشان کاسکو دارند و طوطي هايشان حرف هم مي زنند. نمي خواهم کم بياورم. با اين حيوان آنقدر کلنجار مي روم که بتواند حرف بزند. رفتم دم قرمزش را هم خريدم که استعداد بيشتري دارد...»در واقع تبعيت از مد و مسأله چشم و هم چشمي باعث مي شود حتي کساني که کمترين علاقه اي به حيوانات ندارند، آنها را محصور خود کرده و در فضاي غالب نارضايتي خود و حيوان، مبادرت به نگهداري از آنها کنند.
«الف .س» يکي از پرنده فروش هاي معروف پايتخت در اين مورد نظر جالبي دارد:«اين نوع نگهداري از حيوانات، کوچکترين فايده اي ندارد. هم آدم عذاب مي کشد، هم حيوان. به طور مثال طوطي ها باهوش تر از آن هستند که تن به برآورده کردن خواسته هاي کساني بدهند که واقعاً آنها را دوست ندارند، به آنان محبت نمي کنند و پر انرژي و مهربان به آنها آموزش نمي دهند. کساني که صرفاً به خاطر چشم و هم چشمي حيوان مي خرند، از نگهداري صحيح او هم غافل مي شوند و همين باعث عذاب کشيدن هر دو طرف است.
خيلي ها بوده اند که با همين طرز تفکر حتي پرنده هاي گرانقيمت خريداري کردند، اما پس از مدتي در حالي همين حيوانات را با نصف قيمت به ما برگرداندند که هم خودشان کلافه شده بودند و هم حيوان مريض احوال بوده...»خريد و محافظت از حيوانات خانگي با انگيزه عقب نيفتادن از مد روز- چه در قياس با طبقه مرفه داخلي و چه در مقايسه با فرهنگ غربي- از جمله اقدامات زيانباري است که نوعي ظلم در حق حيوان زبان بسته تلقي شده و صرفاً هزينه زماني، مالي و انرژيکي فرد را بيهوده زايل مي کند.

فوتباليست ملي پوش معتاد به کفتر!

يکي از شديدترين انواع گرايشها به نگهداري حيوانات خانگي، کبوتر بازي است. اين رسم که بيشتر در بين طبقات پايين دست جامعه که به لحاظ اقتصادي، فرهنگي يا آموزشي در مضيقه هستند، ديده مي شود، چنان تبعات زيانباري دارد که به دفعات مسؤولان گوناگون دولتي يا دست اندرکاران شهرداري به فکر مقابله با آن افتاده اند و هر بار قوانيني را براي منع آن تدوين کرده اند که عمدتاً هم مغفول و بدون استفاده مانده است. در مورد اعتياد به کفتر بازي، شايد يک فيلم فارسي ساخته شده در اواسط دهه 50 تا اندازه اي گوياي واقعيتها باشد، اما مادام که از نزديک به گفتگو با برخي از آدمهاي درگير اين داستان ننشيني، باور نخواهي کرد آنها کفترهاي شان را به اندازه بچه هاي شان دوست دارند!
«ميم-ف» يکي از مشهورترين کبوتربازان مناطق جنوبي شهر تهران که يک بار طعم از هم پاشيده شدن کامل زندگي خانوادگي اش به واسطه علاقه شديد خود به نگه داشتن و پردادن کفترها را چشيده است، از گذشته با حسرت ياد مي کند، اما خبري از ابراز ندامت نيست: « متأسفم که آن اتفاقات افتاد. حق با خانواده ام بود، آنها انتظار داشتند من وقت بيشتري براي زندگي ام بگذارم. بيکار شده بودم و حق داشتند شاکي باشند، اما آخرش هم مرا درک نکردند و نفهميدند من با جلد کردن اين زبان بسته ها چه لذتي مي برم! »
بسياري از روان شناسان بر اين باورند، اين علاقه شگفت انگيز به کبوتر بازي نيز در زمره رفتارهاي اعتيادي مي گنجد که در پاره اي از مواقع، لزوماً با مداخله پزشک و روانکاو قابل درمان هستند.

بازار حيوان فروشها، از آن بالا تا اين پايين!

اما تهيه و خريداري حيوانات خانگي هم از آن دست اتفاقات بحث برانگيز اين حوزه است. در تهران، از ديرباز مناطق گوناگوني به صورت عرفي به محل خريد و فروش حيوانات خانگي تبديل شده اند که بي ترديد مشهورترين آنها خيابان مولوي است. گرچه طي سالهاي اخير تلاشهاي زيادي براي سر و سامان بخشيدن به اوضاع مولوي صورت پذيرفت و دست بر قضا پيشرفتهايي نيز به دست آمد، اما شواهد و قراين حاکي از آن است که همچنان بهترين محل براي انجام چنين خريد و فروشي، همان اطراف خيابان مولوي محسوب مي شود؛ گرچه محل مبادله از سطح زمين، به زيرزمين جابه جا شده باشد! در عين حال بالا شهري هاي پايتخت هم براي خودشان چنين محلي دارند مرکز خريد و فروش حيوانات در حوالي تجريش، اين امکان را براي سکنه عمدتاً مرفه اين مناطق فراهم مي کند تا در فضايي بسيار تميزتز و بهداشتي تر از آنچه در خيابان مولوي حاکم است، به ابتياع احشام مورد علاقه خود بپردازند! در اين زمينه به نظر مي رسد، نوعي خلاء قانوني نيز وجود داشته باشد؛ آنجا که اين ابهام مطرح است که اگر چنين رسمي از نظر قوانين و مقررات منعي ندارد و پذيرفتني است، چرا به بازارهاي پراکنده عرضه حيوانات در شهرهاي مختلف کشور سر و سامان داده نمي شود تا کارها روي روال باشد و حواشي منفي بهداشتي و زيستي هم به حداقل برسد، اگر هم اصولاً چنين روحيه اي قانوني و قابل قبول نيست، پس چه بهتر که يک بار براي هميشه عرضه حيوانات غيرمجاز، حتي در حوزه زيرزميني ريشه کن شود. اما بازار آدمهاي فعال در حوزه حيوانات، صرفاً به خريد و فروش خود حيوان مربوط نمي شود، بلکه حواشي و جوانب آن هم در نوع خودش جالب هستند و بازار پررونقي دارند. از عرضه موادغذايي مخصوص حيوانات گوناگون گرفته تا درمان بيماري هاي آنها و البته پيرايش و آرايش آنان، همه و همه بازار گرم و گرم تري را فراهم کرده اند.
از بعضي نقاط شهر خبر مي رسد حداقل وجهي که براي آرايش ويژه موي بعضي از سگها در برخي آرايشگاه ها مطالبه و رد و بدل مي شود، چيزي در حدود يکصد هزار تومان است! طبيعتاً به واسطه دورماندن اين قبيل خدمات از حوزه مصوبات دولتي و صنفي، فضا نيز براي حکمراني سليقه مهيا مي شود و هر کسي مي تواند هر آنچه دوست دارد به ازاي انجام فعاليتش مطالبه کند.

خطر غيرقابل انکار بيماري

با اين همه، از مهمترين آفتها و خطرات بالقوه نگهداري از حيوانات خانگي، به موضوع احتمال انتقال بيماري از آنان به انسان مربوط مي شود. بيماري هاي مشترک فراواني ميان انسان و حيوان وجود دارد که در صورت بي توجهي به اصول بهداشتي و غفلت از آنها، مي تواند منشأ آسيبهاي زيادي واقع شود. از جمله بيماري هاي شايع موجود بين حيوانات خانگي، «نئوپلازي» است که با علايمي از قبيل تورم غير طبيعي پايدار، زخمهاي بهبود نيافتني، کاهش وزن، کم شدن اشتها، خونريزي، بوي نامطبوع و ... در حيوانات قابل تشخيص است و در صورت مشاهده، بايد هرچه سريع تر براي درمان حيوان چاره انديشي کرد.
از ديگر مريضي هاي انگلي حيوانات که قابل انتقال به انسان است، مي توان به «توکسو کار يازيس» اشاره کرد. براي جلوگيري از انتقال اين بيماري، لازم است تدابيري از قبيل شستن دستها پس از هر بار تماس با حيوان خانگي، دوري از مناطق آلوده شده با مدفوع حيوانات، ممانعت از تماس نوزادان با حيوانات و ... اتخاذ شود. بديهي است که براي کسب اطلاع بيشتر و دقيق تر در اين زمينه ها بايد به دامپزشک مراجعه شود و نيز از خريد حيوانات خانگي که اطميناني از سلامت آنها وجود ندارد، ممانعت به عمل آيد.

خوب، بد، خطرناک!

مهاتما گاندي معتقد است، عظمت و فضايل يک ملت را بايد از طرز رفتار آنان با حيوانات ارزيابي کرد. در دين مبين اسلام هم سفارشهاي بسيار زيادي به تکريم حيوانات شده، به طوري که مورخان و گردشگران خارجي از قبيل ولني و تونوت هم در سفر نامه هايشان از رفتار بسيار محبت آميز مسلمانان با حيوانات ابراز شگفتي کرده اند.در کنار اينها، پژوهشها نشان مي دهد نگهداري از حيوانات خانگي در روحيه کودکان تأثير مثبت داشته، اعتماد به نفس آنان را تقويت مي کند و موجب مي شود تا احترام گذاشتن به حقوق ديگران را بياموزند.اما اين همه، مطلقاً به اين معنا نيست که انسان مي تواند هر حيواني را در هر شرايطي نگهداري کند، بلکه حتي اگر فرض را بر سزاوار بودن چنين رفتاري بگذاريم، لازم است اين اتفاق به صورت محدود طوري بيفتد که موجب آزار و اذيت مخلوقات زبان بسته خداوند نشود.
گذشته از تمام اينها، تجربه تاريخي و نيز محذورات عقلايي و منطقي نشان داده اند که همزيستي با حيوانات خانگي خطرناکند، بنابراين بايد در نگهداري و خريد آنان دقت کرد. قرار دادن حيوانات خانگي در معرض معاينات مستمر پزشکي و تزريق به موقع واکسن به آنها، عمل پيشگيرانه مؤثري است که بويژه در مورد حيوانات مودار بايد با دقت و وسواس بيشتري انجام بگيرد.

سگ و گربه، ميهمانان ناخوانده دردسرساز!

چشم و هم چشمي، نگهداري سگ و گربه خانگي، را اين روزها در کشورمان دامن زده است. بسياري از آمارهاي جسته و گريخته موجود، به افزايش نگهداري سگ و نيز گربه در منازل تصريح دارد که البته در نوع خود باعث نگراني است. اين دو، از جمله حيواناتي هستند که بيماري هاي مشترک قابل توجهي بين آنها و انسانها وجود دارد و گذشته از آن، بويژه در مورد سگ، نظر شرع مقدس نيز به دوري جستن از اين حيوان است. امروزه درگير شدن سگ با ويروس «ديستچر» مي تواند انسان را نيز در معرض خطر قرار بدهد. اين ويروس با حمله به گلبولهاي سفيد و تأثير گذاشتن بر روي سيستم لنفاوي، باعث از پا افتادن حيوان مي شود و البته از راه تماس با مدفوع يا ذرات دفع شده در عطسه و سرفه سگ نيز قابل انتقال به انسان است. گذشته از اين، ويروس «پاروا» نيز از مهمترين ويروسهايي است که سلامت سگ را تهديد کرده و از راه مدفوع، قابل انتقال است. در مورد ويروس اخير، نکته جالب آن است که وجود آن در بدن سگ، تغييرات ظاهري زيادي را ايجاد نمي کند و نمي توان به راحتي سگ مبتلا و ناقل را تشخيص داد. در کنار اينها و ده ها بيماري ديگري که درباره سگها و گربه ها مطرح است و مي تواند خطرناک باشد، حرمت نگهداري سگ در منزل نيز چيزي نيست که بتوان از کنار قاطعيت شارع مقدس در موردش به راحتي عبور کرد.علاوه بر اجماعي که در اين زمينه بين تمامي فقهاي عظام وجود دارد، روايات و احاديث متنوعي هم از معصومين(ع) نقل شده که در بسياري از آنها موضوع نجس بودن سگ مطرح است. نقل است که امام صادق(ع) در مورد پرسش يکي از اصحابش درباره سگ، سه مرتبه حکم «نجس است» را تکرار و يا توصيه به خاک مال کردن و سپس شستن ظرف آب سگ کرده اند که مي تواند مبني بر حرمت غيرقابل گذشت نگهداري سگ داشته باشد. در اين ميان، بد نيست بدانيد که يکي ديگر از وجوه خطرناک بودن نگهداري سگ در منزل، به وجود کرم کوچک 4 ميلي متري در روده اين حيوان مربوط مي شود که «تينيا اپکينوسکوس» نام دارد و تخمهاي آن همراه با مدفوع سگ بيرون آمده و در محل منتشر مي شوند که بسيار خطرناک است. در کل مي توان سگها و گربه ها را ميهمانان ناخوانده دردسرسازي قلمداد کرد که توأمان از نظر علمي و عقلي و شرعي و ديني مشکل ساز هستند.

  


دريچه



* اولين حيواني که به دست انسان اهلي شد، سگ بود که حدود 18 هزار سال پيش توسط ايرانيان اهلي و از آن براي شکار





استفاده شد. اين حيوان خيلي زود به عنوان همدم و دوست انسان جاي خود را باز کرد.
* اسب ديگر حيواني است که باز توسط ايرانيان حدود 8 هزار سال پيش اهلي شد که از آن براي باربري و همچنين در جنگها استفاده مي شد. به همين دليل مي توان گفت نگهداري از حيوانات پيروي از فرهنگ غربي نيست.
* 400 بيماري مشترک بين انسان و حيوان وجود دارد که در صورت عدم واکسينه شدن به موقع حيوانات، انسان را دچار مي کند. مي توان گفت، خطر بيماري هاي قابل انتقال از گاو و گوسفند بارها بيشتر از خطر انتقال بيماري از سگ و گربه به انسان است.
* اگر گربه اي به انگل «توکيسوپلاسموز» مبتلا باشد و اين انگل را به همراه مدفوع دفع کرده و موي گربه به عنوان ناقل اين انگل به بدن انسان وارد شود، ممکن است اين بيماري به انسان انتقال پيدا کند.
* پناهگاه حيوانات بي خانمان مکاني است که توسط افراد حامي حيوانات تأسيس شده است. چهار سال پيش فاطمه معتمدي در قطعه زميني در حومه شهر هشتگرد که متعلق به خودش بود، اين پناهگاه را تأسيس کرد.
* پناهگاه حيوانات بي خانمان در ايران از پناهگاه هايي است که در نوع خود در سراسر دنيا بي نظير است، در ساير کشورهاي دنيا اگر پس از ده، پانزده روز براي حيوان صاحبي پيدا نشود، او را مي کشند، اما در اينجا از حيوانات تا آخرين روز عمرشان نگهداري مي شود.

  


از حيوانات خوشبخت خيابان مولوي تا کارتن خوابهاي شوش؛ اين انسان تنهاي تنها!



* رسول بهروش
1 ) دنياي عجيبي است برادر من؛ دنياي وارونه وارونه وارونه.حکايت شگفت انگيزي است دل و دالان تهي کردن از مهر همنوعان و بر بالاخانه نشاندن احشام؛ اين يکي سگ دو برمن هار هار هار يا آن يکي گربه ملوس ايتاليايي که اگر تشت ماسه نرمش بيات باشد، گلاب به رويتان قضاي حاجت نخواهد کرد!
حکايت حيرت آوري است دل بريدن از مهر مردمان و تن دادن به زندگي نسبتاً مسالمت آميز با بهايم؛ اين يکي طوطي شکر شکن هندوستاني با منقار عمل نکرده سر بالا يا آن يکي سره قناري نازاي آوازه خوان!
حکايت عبرت آموزي است قصه پر غصه دور ماندن بشر از خودش و لاجرم نزديکي روزافزونش به وحوش؛ اين يکي سوسمار عظيم الجثه، اما با تربيت و سفره نشين خانگي، يا آن يکي اسب اصيل عرب که تأمين مخارج خوراک روزانه هندوانه اش صرفاً از عهده تراول هاي رنگ به رنگ بر مي آيد. چه کردي با خودت انسان جان؟!
2 ) آنکه خيابان مولوي را از ته به سر مي تازيد تا براي قلاده نقره کار خالي اش يک فقره سگ پشمالوي خال خالي ابتياع کند، احتمالاً دلمشغول تر از آني بود که آن خانواده اجاره نشين رانده شده سر گردان را حوالي ميدان شوش رصد کند؛ همانها که بي ترديد خرج معاش کلبه درويشي استيجاري شان ياراي رقابت با امکانات و هزينه هاي «لانه سگ» BMW سوار سرگردان در راسته حيوان فروشان را ندارد.... روزگاري است سخت نا متعادل، بي انصاف و گزنده!
3 ) انسان تکنولوژي زده طلوع هزاره سوم، با خودش چه مي کند؟ اين بشر سرگردان، از کجا به کجا رسيده است که زيبايي را از پرندگان محصور در قفس مي جويد، محبت و خونگرمي را از پيشي شناسنامه دار ملوس، نجابت و وقار را از اسب ابلق گرانقيمت و وفا را از سگ؟! اين، شايد پيشاني نوشت انسان عصيان زده و نسيان گرفته قرن 21 باشد؛ تنهايي در ميان جمع و دور ماندن از قلب گرم همنوعانش در هياهوي بي سابقه پست مدرنيته، ديجيتاليسم و البته آواي کر کننده حيوانات خانگي!

  


ضد گزارش ؛ گربه نره، روباه مکار و پينوکيو



* بهشاد شجري
در مورد فروش - يا به عبارت صحيح تر انداختن- اشياي قلابي و تاريخي، اصرار عرضه کنندگان اين است که هر طور شده کالاهاي خود را به شخصيتهاي قديمي و تاريخي منتسب کنند و مثلاً يک قاليچه کهنه را به نام قالي سليمان يا قالي فرهاد کوه کن بفروشند. حالا تصور کنيد اگر در راسته حيوان فروشان هم چنين وضعي حاکم شود، چه اتفاقي خواهد افتاد:
- کروکوديل روزولت، تحويل در محل
- سوسک مصدوم شده توسط مارگارت تاچر
- گودزيلاي هيتلر- با نصب رايگان
- کرکس خانگي چرچيل، اصل اصل
- مارمولک ماهاتما گاندي، با دم اورجينال
- اسب خشايار شاه، چهار نعل و يورتمه
- گوسفند دهقان فداکار، پروار پروار!
بالاشهري ها و پايين شهري ها
اين طور به نظر مي رسد، نگهداري حيوانات خانگي، کاري مخصوص طبقه مرفه و به اصطلاح بالاشهري هاست، اما با مروري گذرا از کنار برخي لقبهاي پخش شده بين بعضي از جوانان جنوب شهري، مي توان به وجود ورژن جديدي از اين صنعت در اين مناطق هم پي برد. توجه کنيد لطفا:
- اصغر قرقي - افشين گرگي
- جعفر پلنگ - سيا گوساله
- مهرداد سوسکي - منصور کلاغ
- موري نهنگ!
رؤيايي ترين سيرک تاريخ
اگر قرار باشد شما براي برگزار کردن رؤيايي ترين سيرک تاريخ، تعدادي کارت دعوت پر کنيد و براي برخي از حيوانات پست کنيد، چه کساني را انتخاب مي کنيد؟ ما براي شما چند پيشنهاد داريم:
- جناب آقاي بامزي، همراه با شلمان خان
- بنر و مرکر، همراه با دکتر ارنست
- رامکال، همراه با جناب آقاي اسکار
- رابين هود، در کنار پرنس جان عزيز
- جالي، بوشوگ و لوک خوش شانس
- پاريکال، همراه با دوشيزه پرين
- واتو واتو، اسکيپي، چوبين و وروجک، همراه با آقاي نجار
- سرنتي پيتي، سينبا، فردي و مورچه خوار بزرگ
- جنابان آقايان تام و جري
- پلنگ صورتي عزيز
- گوريل انگوري، کوييک درا و مک گرا
- بل و جناب آقاي سباستين
- يوگي خان و دوستان
- گربه نره و روباه مکار، همراه با جناب آقاي پينوکيو
آگهي تبليغاتي
تعدادي گاو و گوساله شبيه سازي شده چيني، با وزني بين 10 تا 15 کيلوگرم، همراه با روزي 100 ليتر شير مصنوعي، قابل حمل و جاگيري در جيب، از گمرک کشور وارد شد. دامداران محترم لطفاً غلاف کنيد با آن گاوهاي 100 کيلويي دست و پا گيرتان

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com