تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
گزارش
حوادث
ديدگاه
پنجره
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-10-03
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 11مهر ماه 1388


تغييرات ايران در عصر قاجار



روز 9 آبان 1304 شمسي، مجلس مؤسسان احمدشاه قاجار را از سلطنت معزول کرد. چند روز بعد مجلس به تغيير قانون اساسي





رأي داد؛ رضاخان، رضا شاه شده بود و به رأي مجلس، اعضاي خاندان قاجار ديگر هرگز نمي توانستند بر تخت سلطنت بنشينند. صد و سي سال حکمراني قاجاريان به پايان رسيده بود.
بسياري انقراض قاجاريه و آغاز دوره پهلوي را نقطه عطفي در تاريخ ايران مي دانند. به باور آنها، انديشه تجدد طلبي رضا شاه و منش اقتدارگرايانه اش در پياده سازي آن انديشه ها، تغييراتي بنيادين در سياست و اجتماع ايران به وجود آورد.
اما در سوي ديگر، گروهي بر اين باورند که تحولات ايران در عصر پهلوي ريشه در تغييرات دوران قاجار داشته و پديده نوظهوري نبوده است. در اين تعبير، همانا بازيگران اصلي دوره قاجاريه بودند که پس از انقراض اين سلسله، پايه هاي حکومت پهلوي را تشکيل دادند.
در کنار اين دو تحليل، يک نکته را در باب سلسله قاجاريه نمي توان ناديده گرفت: کشور ايران در سال 1304 شمسي ( 1925 ميلادي) با سرزميني که آغامحمد خان قاجار در سال 1175 ( 1796 ) به پادشاهي آن رسيده بود، تفاوتهاي چشمگيري داشت.

تغييرات جغرافيايي سرزمين ايران

آنچه امروز به نام کشور ايران شناخته مي شود، بيش و کم محصول نهايي تحولاتي است که در دوران قاجار در مرزهاي اين سرزمين رخ داد. اين آغامحمد خان قاجار بود که پس از چيرگي بر بيشتر نقاط ايران، ده تهران واقع در کوهپايه جنوبي رشته کوه البرز را به پايتختي برگزيد. ( 1175 ه. ش)
از سوي ديگر فتحعلي شاه، برادرزاده آغامحمد خان و دومين شاه قاجار، در دهه هاي اول قرن نوزدهم ميلادي بخشهاي قابل توجهي از زمينهاي شمال غربي ايران آن روز را از دست داد.
دو شکست پياپي از روسيه تزاري شاه قاجار را ناگزير ساخت تا قراردادهاي گلستان ( 1813 ) و ترکمنچاي ( 1828 ) را بپذيرد.
در اين دو معاهده، ايران ابتدا حق حاکميت روسيه را در منطقه گرجستان و سپس بر کليه سرزمينهاي شمال رود ارس (ارمنستان و آذربايجان امروزي) به رسميت شناخت.
در ميانه قرن نوزدهم ميلادي، ناصرالدين شاه، چهارمين پادشاه قاجار، تحت فشار بريتانيا سرزمين هرات در شرق ايران را نيز به کشور افغانستان امروزي واگذار کرد. درست شصت سال پس از تأسيس سلسله قاجار، مساحت ايران از هر زماني در تاريخ اين سرزمين کمتر شده بود.





گسترش ارتباط با غرب

به سلطنت رسيدن فتحعلي شاه ( 1797 ميلادي) همزمان بود با موج انقلاب فرانسه و کشور گشايي هاي ناپلئون بناپارت. تابستان سال 1798 ، ارتش ناپلئون با غلبه بر مملوک ها در خاک مصر، قاهره را اشغال کرد.
تصرف سرزمين مسلمانان نقطه عطفي بود در تاريخ روابط دنياي غرب و تمدن اسلامي. از اين زمان نفوذ سياسي و فرهنگي قدرتهاي غربي در کشورهاي مسلمان روز به روز بيشتر مي شد؛ کشور ايران نيز از اين قاعده مستثني نبود.
مواجهه ايران با تمدن غرب در دوران قاجار، ميراث دوگانه اي براي ايرانيان برجاي گذاشت. از يک سو، تمايل شاهان قاجار به پياده کردن الگوهاي غربي- به ويژه پس از سفر ناصرالدين شاه به اروپا- راه ورود دستاوردهاي انقلاب صنعتي را به ايران هموار مي کرد.علاوه بر اين، اشتياق قاجاريان براي اعزام دانش آموز به اروپا، موج جديدي به راه انداخت که در بازگشت، انديشه تجددطلبي را به همراه مي آورد. اما از سوي ديگر، روي خوش شاهان قجر به مظاهر دنياي غرب وابستگي روزافزون ايران را نيز در پي داشت.
شايد سپردن اختيار گمرکات يا راه آهن ايران به خارجي ها به هدف سامان بخشي به اوضاع نابسامان اقتصاد ايران بود، اما در نگاه عامه ايرانيان، دربار قاجار با اعطاي امتيازهاي گوناگون به قدرتهاي خارجي، چوب حراج به سرمايه هاي کشور زده بود.
ترور ناصرالدين شاه در سالهاي واپسين قرن نوزدهم (ارديبهشت 1275 شمسي) و جنبش تنباکو در آغاز پادشاهي مظفرالدين شاه نشانه هايي بود از لبريز شدن کاسه صبر بخشي از جمعيت ايران که ارتباط روزافزون دربار قاجار و اروپا را مايه فساد و خيانت به دين و سرزمين مي دانستند.

مناسبات دين و دربار، اوج گيري روحانيت شيعه

در دوران صد و سي ساله حکمراني قاجاريان، روابط علماي شيعه و شاهان فراز و فرود بسياري داشت؛ با اين همه عصر قاجار را مي توان عصر احياي روحانيت و تثبيت نهاد مرجعيت شيعه دانست.
پس از سرنگوني شاه سلطان حسين، آخرين پادشاه صفوي، علماي شيعه نفوذ بي چون و چراي خود را در امور مملکت داري به سرعت از دست دادند.
پس از حدود نيم قرن دوره فترت، با روي کار آمدن آغامحمد خان و تاسيس سلسله قاجار در سال 1175 بار ديگر ورق براي علماي شيعه برگشت. در توجه ويژه فتحعلي شاه به علما همين بس که به هنگام تاجگذاري نزد اعلم مراجع شيعه، شيخ جعفر کاشف الغطاء، رفت و او شاه قاجار را «نايب» خويش قرار داد.
ديگر تحول اساسي که در اين دوران رخ داد، تفوق علماي مکتب «اصولي» بر «اخباريون» بود. علماي «اصولي» نقش عقل را باور داشته و به اجتهاد در فقه قايل بودند. شايد بتوان گفت که تمام علماي دويست سال اخير پيرو مکتب فقهي هستند که وحيد بهبهاني مقارن با شروع سلسله قاجاريه پي ريزي کرده بود و شيخ مرتضي انصاري در دوران ناصرالدين شاه آن را تکميل کرد.
در دهه هاي پاياني دوران قاجار، علماي تجددطلب بسياري پديدار شدند. حضور گسترده روحانيون در جنبش مشروطه، گواهي بود بر نزديکي بيش از پيش دين و سياست در جامعه ايران.

ورود لوازم و مظاهر تجدد به ايران

عصر قاجار عصر ورود بسياري از مظاهر و دستاوردهاي دنياي غرب به ايران بود. اشتياق شاهان قاجار به جلوه هاي «فرنگ» و تلاش اصلاح گراني چون ميرزا تقي خان اميرکبير، روند آشنايي ايرانيان با فناوريهاي آن روز را سرعتي دو چندان مي بخشيد.
اگر علاقه وافر ناصرالدين شاه به ثبت تصاوير، هنر عکاسي را براي اولين بار به ايران آورد؛ شوق مظفرالدين شاه به تصوير متحرک، سينما را در ايران پايه ريزي کرد.
از سوي ديگر، در دوران ناصرالدين شاه بود که به دستور اميرکبير «وقايع اتفاقيه»، اولين روزنامه ايراني، منتشر شد؛ سنگ بناي دانش جديد در «دارالفنون» نهاده شد و کارخانه ضرب سکه و قالب گيري در تهران داير گرديد.
در سال 1262 شمسي( 1883 ) اولين خط آهن در فاصله کوتاه تهران و حرم عبدالعظيم به راه افتاد. (در ميان عامه مردم لکوموتيو به ماشين دودي مشهور شده بود.)
در کنار اين همه، اثرگذارترين تحول دوران قاجار شايد معرفي و گسترش وسايل ارتباط جمعي بود. در سال 1863 ميلادي اولين تمبر ايراني چاپ شد.
پانزده سال بعد ( 1878 ) ايران جزو اولين کشورهايي بود که به عضويت اتحاديه بين المللي پست درآمد. نخستين خط آزمايشي تلگراف در سال 1267 هجري بين کاخ گلستان و باغ لاله زار کشيده شد.
دو سال بعد پايتخت به وسيله شبکه تگلراف به رشت و تبريز و اصفهان و همدان و شيراز و مشهد متصل شده بود. به باور بسياري، نقش تلگراف در تحولات سالهاي آغازين قرن بيستم ايران و به ويژه در گسترش جنبش مشروطه غيرقابل انکار است.

مشروطه و اصلاحات سياسي

از ديدگاه سياسي، شايد کمتر تحولي در تاريخ دو سه قرن گذشته ايران به اهميت جنبش مشروطه شکل گرفته باشد. انديشه تجددطلبي نخبگان- اعم از مذهبي و غيرمذهبي- در کنار موج مردمان خسته از استبداد ايران، مظفرالدين شاه قاجار را وادار کرد تا در تابستان 1285 شمسي فرمان مشروطيت سلطنت را صادر کند.
از اين فرمان و از جنبش مشروطه در نگاه کلي تر، آثار بسياري در جامعه و سياست ايران به جا مانده است. مفاهيمي چون «قانون اساسي» و «عدالتخانه» براي اولين بار در دوران قاجار به ادبيات سياسي ايران وارد شد.
تأسيس مجلس تحول اساسي ديگري بود؛ اگرچه که اين نهاد سياسي در دوره هاي مختلف تاريخي ايران با چالش هاي فراواني رو به رو شد و شايد به ندرت جايگاه واقعي خود را در معادلات قدرت به دست آورد.
ميراث ديگر سياست ورزي در دهه هاي پاياني حکمراني قاجاريه، پديد آمدن انجمن ها، خانه هاي اصناف و به زباني ايجاد «احزاب سياسي» بود اما در ابتدايي ترين شکل آنها. در واقع کنش سياسي شهروندان- به معناي امروزي آن- براي اولين بار در دوران قاجار و پس از موفقيت جنبش مشروطه مفهوم يافت.
شرکت در فرايند گزينش نمايندگان مجلس دستاوردي بود که شايد حتي يک قرن بعد و در جامعه امروزين ايران نيز به امري بديهي تبديل نشده باشد.

سرنوشت خاندان قاجار

به هنگام تصويب ماده واحده خلع سلطنت در مجلس مؤسسان ( 9 آبان ماه 1304 شمسي) احمدشاه قاجار در ايران نبود. آخرين شاه قاجار که روزهاي بسياري از فرمانروايي خود را با بيم سرنگوني سر کرده بود، پس از اين تاريخ نيز هرگز به ايران بازنگشت.
احمدشاه قاجار سرانجام در زمستان سال 1308 شمسي ( 1930 ميلادي) در يکي از حومه هاي ثروتمندنشين شهر پاريس در کشور فرانسه درگذشت.پس از مرگ احمدشاه برادر و وليعهدش، محمد حسن ميرزا که در انگلستان به سر مي برد، خود را شاه ايران ناميد.
محمد حسن ميرزا نيز به سال 1322 شمسي درگذشت، اما خاندان قاجار تا چندي بعد همچنان رئيس خاندان سلطنتي و شاه احتمالي ايران را طبق آيين پيشين، از نوادگان محمدعلي شاه قاجار بر مي گزيدند.
* منابع از مرکز مطالعات سياسي تاريخ معاصر

  


انجمنهاي ايالتي و ولايتي و مخالفت امام(ره) با اصلاحات آمريکايي



تصويب لايحه انجمنهاي ايالتي و ولايتي در 14 مهر 1341 در کابينه امير اسدا... علم و سپس اعتراض امام خميني که به لغو اين مصوبه انجاميد، از جمله فرازهاي مهم مبارزات امام(ره) با حکومت پهلوي به شمار مي رود.
اين لايحه بخشي از تغييراتي بود که شاه به توصيه هيأت حاکمه جديد آمريکا و به نام «اصلاحات اجتماعي» قصد انجام آن را داشت. پس از تصويب لايحه موسوم به «اصلاحات ارضي» در هيأت دولت- دي 1340 - هيأت حاکمه آمريکا و مطبوعات اين کشور اقدامات شاه را که از آن به «انقلاب سفيد» يا «انقلاب شاه و مردم» ياد مي شد، ستودند.
موضوع انجمنهاي ايالتي و ولايتي نيز مرحله ديگري از اين «اصلاحات» بود که شاه پس از سفر به آمريکا در فروردين 1341 تصميم آن را اتخاد کرد.
وي پس از بازگشت از اين سفر با جلب حمايت آمريکا، اميني را برکنار کرد. و امير اسدا... علم را در تير همان سال به نخست وزيري منصوب کرد. تصويب لايحه انجمنهاي ايالتي و ولايتي از جمله اولين اقدامات کابينه علم بود که با خط دهي دولت آمريکا صورت گرفت.
لايحه در شرايطي به تصويب رسيد که حکومت پس از فوت آيةا... بروجردي- فروردين 1340 - تصور مي کرد نيروي روحانيت از نظر مرجعيت سياسي رو به ضعف نهاده است. در اسفند 1340 نيز آيةا... کاشاني دار فاني را وداع گفت.از طرفي امام خميني(ره) پس از فوت آيةا... بروجردي و عليرغم استقبال حوزه علميه و مردم، کوچکترين قدمي براي مرجعيت خود برنداشت و حتي در مقابل پيشنهادات و اقدامات دوستان خويش در اين مسير سرسختانه مقاومت مي کرد.
اين رويدادها سبب شد تا حکومت شتاب بيشتري به اصلاحات مورد نظر آمريکا دهد و همزمان کوشيد تا مرجعيت را به خارج از ايران منتقل کند. بدين ترتيب لايحه انجمنهاي ايالتي و ولايتي در 14 مهر 1341 از تصويب کابينه امير اسدا... علم گذشت و مطبوعات در 16 مهر آن را منتشر کردند.به موجب اين مصوبه که در غياب مجلس، حکم قانون داشت، به زنان حق رأي داده مي شد و از شرايط انتخاب شوندگان و انتخاب کنندگان، قيد سوگند به قرآن حذف مي شد و افراد مي توانستند با هر کتاب آسماني مراسم تحليف را به جاي آورند.
امام خميني که در آن هنگام در قم اقامت داشتند، دريافتند که اين مصوبه مقدمه اي براي يک توطئه است و رژيم مي خواهد عکس العمل روحانيت را بسنجد. امام معتقد بود که اعطاي حق رأي براي زنان عوامفريبي بيش نيست، زيرا مردان هم در واقع حق رأي نداشتند و نام هر کس که مورد نظر رژيم بود از صندوقها بيرون مي آمد.
حکومت در پرتو اين لايحه مي خواست هر چه بيشتر حريم اسلام و روحانيت شکسته شود.
حذف شرط «مسلمان بودن و سوگند به قرآن کريم» نيز که بند ديگري از مصوبه انجمنهاي ايالتي و ولايتي بود، با هدف مقابله با ارزشهاي اسلامي در جامعه بود.
بعضي صاحبنظران معتقدند در آن زمان حمايت شاه از اسرائيل شرط حمايت دولت کندي از حکومت پهلوي بود و نفوذ بهائيان در سه قوه، به ويژه در کانون قانونگذاري کشور، اين شرط را تحقق مي بخشيد و براي فراهم ساختن زمينه اين «نفوذ»، حذف قرآن و حذف «مسلمان بودن» ضرورت داشت.
نقش حضرت امام در روشن ساختن اهداف واقعي شاه و گوشزد کردن رسالت خطير علما و حوزه هاي علميه در اين شرايط کارساز بود. حکومت ابتدا به تهديد و تبليغ عليه روحانيت اقدام کرد؛با وجود اين، دامنه قيام رو به فزوني نهاد.در تهران، قم و برخي شهرهاي ديگر بازارها تعطيل و مردم در مساجد به حمايت از حرکت علما گرد آمدند. يکماه و نيم پس از آغاز ماجرا، دولت يک گام عقب نشست و در 22 آبان با ارسال پيام مکتوب به علما درصدد دلجويي از آنان و توجيه عملکرد خود برآمد. اما امام خميني سرسختانه مخالفت کرد. امام مي گفت که دولت بايد رسماًَ لايحه انجمنهاي ايالتي و ولايتي را لغو کرده و خبر آن را منتشر کند.ايشان در بيانيه اي که در پاسخ به سؤال اصناف و بازاريان قم صادر کرد صريحاً هدفهاي رژيم را از اين مصوبه نفوذ عناصر بهايي و جاسوسان اسرائيلي در تشکيلات دولت دانست.سرانجام حکومت تن به شکست داد و در 7 آذر 1341 هيأت دولت، مصوبه قبلي را لغو و خبر آن را به علما و مراجع تهران و قم اطلاع داد.
امام خميني در نشست با علماي قم مجدداً بر مواضع خويش پاي فشرد و لغو مصوبه در پشت درهاي بسته را کافي ندانست و اعلام کرد تا زماني که لغو آن در رسانه ها پخش نشود، قيام ادامه خواهد داشت. در نتيجه روز 10 آذر 1341 خبر لغو لايحه انجمنهاي ايالتي و ولايتي در روزنامه هاي دولتي منعکس شد، اما فرداي آن روز امام در جلسه اي که در منزل يکي از علماي قم برگزار شد، سخناني فرمودند که بر خلاف انتظار بود.
در اين جلسه در حالي که همه از عقب نشيني دولت خوشحال بودند امام فرمودند: «تمام اينها خيمه شب بازي است، دروغ است. اينها برنامه هاي اساسي تري براي اين مملکت دارند و اين شکلي که عملي شده، فريب و نيرنگي براي شما علما است. بايد در انتظار توطئه هاي بزرگتري باشيد و من به شما اعلام خطر مي کنم.»
* مرکز اسناد انقلاب اسلامي

  


فروغي؛ مردي که دو پهلوي را شاه کرد



جلال فرهمند
محمدعلي فروغي کم آدمي نيست. وي در دو دهه اول حکومت اول پهلوي منشأ خدمات مهمي به اين خاندان بود. رضاخان را به





کمک جمعي از دوستان رضاشاه کرد. مدتي نخست وزير بود و گاه سمتهاي مختلف ديگر داشت. حتي در 6 سال آخر حکومت رضاشاه مغضوب و خانه نشين بود، ولي هيچگاه پشت به حکومت پهلوي نکرد.
چنانکه با آغاز يورش متفقين به ايران در شهريور بيست رضاشاه حکومتش را در شرف نابودي مي ديد با اشاراتي که به وي شد پناه به تاجبخش خود برد و با رفتن به منزل فروغي شايد عذر تقصير آورد و ناراحتي از دل پيرمرد بيرون کرد.
عذر تقصيري که پذيرفته شد و پنجم شهريور ماه کرسي نخست وزيري برايش مهيا شد و در حکومت انتقالي شروع به کار کرد. رضاخان با دلي پر اميد به تبعيد رفت و مطمئن بود که فروغي به اندازه کافي هواي پسرش را دارد.
فروغي هم امانتدار خوبي بود و با ترفندها و ارتباطات قوي اش با متفقين تاج و تخت پهلوي را حفظ کرد و به آنها ثابت کرد که کسي بهتر از محمدرضا براي سلطنت ايران پيدا نمي شود. سلطنتي که 37 سال ادامه يافت و فروغي بيش از يک سال و نيم آن را درک نکرد.
محمدعلي فرزند محمدحسين ذکاءالملک است. پدرش از نويسندگان و فضلاي دوره قاجار است که در اشعارش فروغي تخلص مي کرد. تخلصي که بعدها به نام خانوادگي تبديل شد.محمدعلي در کنار پدر آموزشهاي اوليه را فرا گرفت و از شاگردان دارالفنون شد و به آموختن طب پرداخت. درسي که به مذاق وي خوش ننشست بدين لحاظ از اين رشته خارج شد و به ادبيات و فلسفه روي آورد.
زبانهاي فرانسه و انگليسي را تکميل کرد و در سال آخر حکومت ناصري به استخدام وزارت انطباعات درآمد. در هفته نامه پدرش- تربيت- نويسنده پرکاري شد. با تأسيس مدرسه علوم سياسي و رياست پدرش بر آن به سمت معلمي آن مدرسه درآمد.کار که به مشروطه رسيد با درخواست صنيع الدوله اولين رئيس مجلس، امور دبيرخانه مجلس را بنياد نهاد. با مرگ پدرش به سال 1326 لقب پدر - ذکاءالملک- را به دستور محمدعلي شاه دريافت کرد. آنچه که معلوم است وي در اين سال به فراماسونري وارد شد و در لژ بيداري به فعاليت پرداخت.
لژي که حلقه آنان تا سالها بعد امور مهم مملکتي را برعهده داشت. پس از استبداد صغير وي از سوي تهرانيان به وکالت انتخاب شد و چنان رشدي نمود که به سال 1328 ق، به جاي مستشارالدوله صادق رياست مجلس يافت. اولين وزارت وي در کابينه صمصام السلطنه به عنوان وزير دارايي بود. از آن پس هماي وزارت هميشه بر شانه هاي ذکاءالملک لانه کرد.کودتاي سوم حوت زمينه ساز تغييرات شگرف بعدي شد. فروغي در دار و دسته کودتاچيان افتاد و زمينه صعود رضاخان به سلطنت را فراهم کرد. روز نهم آبان 1304 که خلع قاجاريه اعلام شد و حکومت موقتي به سردار سپه رسيد فروغي به پاداش فعاليتهايش به کفالت رياست الوزرايي انتخاب




شد.در اين زمان وي مجلس مؤسسان را به راه انداخت و رسماً رضاشاه و خاندان پهلوي را به سلطنت رساند. هرچند وي مجدداً به نخست وزيري رسيد ولي جمعاً زمامداري وي بيش از 6 ماه دوام نياورد. تا سال 1312 مقام و منصبهاي مهمي را عهده دار بود تا اينکه به سال 1312 مجدداً به نخست وزيري رسيد و تا آذر 1314 بر سر کار باقي ماند.اين روز، آخرين روزِ خوش فروغي بود. به علت اعلام کشف حجاب و شورش در مسجد گوهرشاد محمدعلي اسدي پدر دامادش محکوم به مرگ شد، محکوميت و نارضايتي رضاشاه چنان سخت بود که ميانجيگري فروغي هم بي تأثير بود. نامه تسليت فروغي به دامادش که به دست اداره سانسور افتاد و شعري که در آن بود چنان رضاشاه را غضبناک کرد که پست نخست وزيري وي را به باد داد.
اين دوره، دوره خانه نشيني فروغي است و به قول برخي بهترين دوره زندگي علمي اوست. کتابهايي در اين دوره نوشته يا تصحيح شده که هنوز هم پس از گذشت سالها تا به امروز از منابع مهم است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com