تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
گزارش
حوادث
ديدگاه
پنجره
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-10-03
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 11مهر ماه 1388

[ فرهنگي ]
 * گفتگوي «قدس» با بانوي تازه مسلمان آمريکايي ؛ قرآن چشمم را به حقيقت باز کرد
 * 25 مهر آخرين مهلت شرکت در مسابقه عکس رضوي
 * بچه هاي کوچکترين مدرسه جهان به امام رضا(ع) نامه نوشتند
 * 18 مهر ماه آخرين مهلت ارسال آثار به جشنواره جلوه هاي رضوي در هنرهاي سنتي
 * ارسال بسته هاي فرهنگي با موضوع امام رضا(ع) به کشورهاي جهان
 * دانشکده هنر و طراحي چلسي
 * وزير علوم خبر داد ؛ آخرين وضعيت شوراي عالي علوم
 * بختياري نژاد خبر داد ؛ ثبت مقالات به زبان بومي کشورها در پايگاه استنادي علوم جهان اسلام

گفتگوي «قدس» با بانوي تازه مسلمان آمريکايي ؛ قرآن چشمم را به حقيقت باز کرد




*احمد عبدا... زاده مهنه
... اسمش را «جنيفر» گذاشتند تا يادآور همه معاني نيک باشد. بزرگتر که شد، وسوسه هاي زيادي سر راهش قرار گرفت تا از راه به





درش کند و او خيلي از بيراهه ها را تا ناکجاآباد رفت،اما خدا بر او منت گذاشت تا روح «سپيد»، دل «نرم» و ذهن «منصف» اش را دوباره به دست آورد. حالا جنيفر نام خود را «جنة» گذاشته است تا بهشت موعود خداوند به بندگان مؤمنش را هميشه در پيش چشم داشته باشد.
جنة که حسابدار ارشد مؤسسه اي اعتباري در آمريکاست، از راه پر پيچ و خم خود تا رسيدن به بهشت اسلام مي گويد.

*چه شد که يک دختر آمريکايي به فکر تغيير دين افتاد؟
** اول کمي از گذشته ام بگويم. خانواده من مذهبي نبودند و فقط اسمشان مسيحي بود. من را در کليساي کاتوليک تعميد دادند. کاتوليکها، براي تطهير نوزادان از «گناه نخستين»، آنها را غسل تعميد مي دهند. گناه نخستين در هر فرقه اي از مسيحيت تعريف خاص خودش را دارد. من از خيلي ها معناي آن را مي پرسيدم و جوابهاي زيادي مي شنيدم، اما هيچ کدام با عقلم جور در نمي آمد.





در سالهاي کودکي خيلي دوست داشتم خدا را بشناسم. چون خودم کاتوليک بودم (اين را از روي گواهي تعميدم فهميده بودم)، مطمئن بودم که راه حق همان است. کلاس اول، ما را به کلاسهاي ديني کليسا مي فرستادند. در آن کلاسها کم کم دعاهاي اوليه، «قاعده طلايي» (کلام حضرت عيسي (ع) که مي فرمايد آن چه براي خود مي پسندي براي ديگران هم بپسند) و «ده فرمان» را ياد گرفتم. بعدها فرقه هاي «متديست» و «باپتيست» را هم امتحان کردم، اما هيچ کدام راضي ام نکرد.
در همان کودکي بود که شبهات ذهني من درباره تثليث (اعتقاد به پدر، پسر و روح القدس) آغاز شد. هميشه مي پرسيدم روح القدس چيست و نمي توانستم جا به جايي نقش خدا و مسيح (ع) را هضم کنم. کم کم فهميدم فرقه هاي مسيحي عقايد مختلفي دارند و در بعضي موارد اختلاف نظر بين آنها خيلي هم شديد است.
پس از آن دوستي پيدا کردم که به کليساي جهاني موحدان مي رفت. وقتي فهميدم آنها به توحيد عقيده دارند و فقط به انجيل استناد مي کنند، خوشم آمد و به کليساي آنها رفتم و در همين مذهب باقي ماندم تا اينکه ...
تا اينکه دوران نوجواني ام فرا رسيد. حالا ديگر مذهبي بودن برايم کششي نداشت. دور و بري ها اگر مي فهميدند مذهبي هستي، با تعجب نگاهت مي کردند و کسي دلش نمي خواست دوستت شود. من هم همان کاري را کردم که بيشتر نوجوانان اين جا انجام مي دهند؛ دين را بوسيدم و کنار گذاشتم. بعد از آن به همه چيزهايي که مايه دل نگراني پدر و مادرهاست، روي آوردم؛ مشروبات الکلي، مواد مخدر و ...، البته چون نمره هايم در مدرسه پايين نيامده بود، پدر و مادرم کاري به کارم نداشتند.
حالا ديگر در دانشگاه قبول شده بودم. عجب موقعيتي! دور از چشم پدر و مادر! ديگر مجبور نبودم کارهايم را زير زيرکي انجام دهم. دوباره به مشروبات الکلي روي آوردم و اين بار زياد مي نوشيدم، اما خمار مستي از دردم نمي کاست، بنابراين سراغ مواد مخدر رفتم و هر چيزي را که کمترين احساس فراغت از اين دنيا برايم به بار مي آورد، مصرف مي کردم. يک بار تا سرحد مرگ کشيدم و کار به اورژانس و بيمارستان کشيد.
در اين هنگامه، فرصت زيادي براي فکر کردن پيدا کردم. همان وقت بود که باز همان حس قديمي خداجويي، البته نه به شدت دوران کودکي، به سراغم آمد. از خدا خواستم کمکم کند که مواد و الکل را ترک کنم و به مسير زندگي درست برگردم.
کمي پس از آن، با پسري دوست شدم. او کمکم کرد مواد و مشروب را ترک کنم. او تنها کسي به نظرم آمد که مي تواند در اين راه کمکم کند. کم کم احساس کردم به او علاقه مند شده ام و بعد از فارغ التحصيلي با هم ازدواج کرديم. زندگي ما مدتي خوب بود، اما دو سال بعد ورق برگشت و رابطه مان تيره و تار شد. هر دو براي بهبود اوضاع تلاش کرديم، اما اختلافهايمان از حد گذشته بود و با وجود داشتن يک فرزند، از هم جدا شديم و من توانستم سرپرستي پسرم را به عهده بگيرم.
در بحبوحه فروپاشي زندگي مشترک، دوستانم هم تنهايم گذاشتند. اعتقادات مذهبي هم ديگر آرامشم نمي داد و بنابراين، مثل خيلي از مردم اين دوره و زمانه، سراغ اينترنت رفتم. پس از چندي از طريق اينترنت با مردي آشنا شدم که با او نه درباره دين، بلکه کل زندگي صحبت مي کردم. بعد از چند هفته، به من گفت که مسلمان است. يادم مي آيد که واکنش خاصي نشان ندادم و مثلاً گفتم: خب، که چي؟ مرد مسلمان از من پرسيد، آيا چيزي درباره اسلام مي دانم و من پاسخ منفي دادم. او شروع به معرفي اسلام به من کرد و به جاي صحبت کردن از پيامبر (ص) يا شباهتها و تفاوتهاي اسلام و مسيحيت، از اصول دين اسلام برايم گفت. صحبت او درباره اسلام به بحث درباره دين کشيد. او براي هر شبهه اي که مي آوردم پاسخي منطقي و قانع کننده داشت. پيش از آن هيچ وقت با چنين استدلالهاي محکمي رو به رو نشده بودم. اين مرد واقعاً تحسين و احترام من را برانگيخت.
پس از چند هفته آشنايي با اين مرد، استرسي شديد بر سلامت جسمي ام تأثير گذاشت، تا جايي که عضلات گردنم گرفت و نمي توانستم سرم را به هيچ طرفي بچرخانم؛ دستانم هم به زحمت بالا مي آمد. مرد مسلمان به من توصيه کرد که وقتي همه به خواب رفتند، از جا بلند شوم، دوش بگيرم، در سکوت و آرامش بنشينم و به خدا فکر کنم؛ همين. با خودم فکر کردم کار احمقانه اي است، اما براي من که همه راهها را رفته بودم، امتحانش ضرري نداشت؛ وانگهي، من که خواب راحتي نداشتم که اين کار بخواهد آن را به هم بزند.
نشستم و با زحمت فراوان براي خالي کردن ذهنم از تمام مسائل حاشيه اي، فقط به خدا فکر کردم. ناگهان بدون آن که احساس سرما کنم، بدنم به لرزه افتاد و آرام نمي گرفت. بعد از آن، تمام عضلاتم باز شدند و قلبم را گرمايي گرفت و از آن جا در تمام بدنم جاري شد. آن جا بود که فهميدم آن مرد مسلمان جواب تمام سؤالهاي زندگي را دارد و هر کس دنبال حقيقت باشد، اين پاسخها را خواهد يافت. همان شب فهميدم که اسلام را پذيرفته ام. حالا هم هيچ وقت فکر نمي کنم که از دين ديگري به اسلام گرويده ام؛ بلکه فقط اعتقادات فطري ام را ظاهر کردم.
سه روز بعد، در نزديکترين مسجد شهادتين را گفتم تا رسماً مسلماني ام را اعلام کنم. اهل مسجد به من قرآني با ترجمه انگليسي دادند و همان موقع شروع به خواندن کردم. قرآن چشم دلم را به حقيقت باز کرد. ديگر شکي نداشتم که اسلام حقيقت محض است. نمي توانم کلمه اي در زبان انگليسي براي توصيف اسلام پيدا کنم.
*شما قبل از مسلمان شدن طعم همه چيز را چشيده و همه راههاي خلاف را رفته بوديد. بعضي ها مي گويند «ما هم مي خواهيم همه چيز را امتحان کنيم و دست آخر به حقيقت برسيم؛ در آن صورت آن را با هيچ چيز عوض نخواهيم کرد». پاسخ شما به اين قبيل افراد چيست؟
**راستش فقط آدمهاي ضعيف النفس چنين حرفهايي مي زنند. اعتياد از همين جا شروع مي شود که آدم در برابر مشکلات، فشارها يا امتحانهاي سخت کم مي آورد.
*در کشورهاي غير مسلمان، شايد بتوان ارتباط ضعيف با معنويت را عامل معضلات اجتماعي دانست. فکر مي کنيد، چرا کشورهاي مسلمان گرفتار معضلاتي مثل اعتياد مي شوند؟
**به نظر من دليلش در همه جا فروپاشي خانواده است. با از بين رفتن بنيان خانواده اي که اسلام ترسيم مي کند، فرزندان بدون هدايت خانواده هر تصميمي مي گيرند. مثلاً مي بينيد که آمريکاي دهه 40 يا 50 ، به خاطر بنيان مستحکم خانواده، هنوز گرفتار معضلاتي مثل اعتياد نشده بود و با از بين رفتن چارچوب خانواده، روز به روز بر مشکلات اجتماعي افزوده شد. در بسياري از کشورهاي مسلمان هم شاهد فروپاشي خانواده ها هستيم. کودکي که بدون هدايت خانواده بزرگ شود، نمي تواند نسل بعدي را هم تربيت کند.
*گفتيد که به کليساي موحدان، به خاطر اعتقادشان به توحيد، علاقه مند شديد. بسياري از تازه مسلمانان ديگري هم که قبلاً مسيحي بوده اند، مي گويند با تثليث مشکل داشته و اسلام را به خاطر توحيد پذيرفته اند. اصل توحيد، چه چيزي دارد که اين همه غير مسلمان را جذب مي کند؟
**بسياري از مسيحيان،تثليث را بدون استدلال مي پذيرند، هيچ وقت درباره اش فکر نمي کنند و بهانه ها و جوابهاي سطحي رهبران مذهبي را راحت قبول مي کنند، اما هر کس، حتي کمي، درباره تثليث فکر کند، به تناقض بر مي خورد. حتي اگر عقيده داشته باشي که خدا بيشتر جنبه بشري دارد، باز هم چطور ممکن است يک نفر، سه نفر باشد؟ از اين بالاتر، در خود انجيل هم حضرت مسيح(ع) با خدا حرف مي زند؛ به درگاهش راز و نياز مي کند؛ از او کمک و هدايت مي طلبد. اگر تثليث درست باشد و عيسي (ع) را خدا بدانيم، چرا خدا بايد اين همه وقت صرف کند که از خودش براي خودش کمک بخواهد؟
از اينها که بگذريم، مسأله «روح القدس» به ميان مي آيد. من از بسياري از عالمان مسيحي پرسيده ام که روح القدس دقيقاً چيست. بعضي از پاسخها کمي عقلاني به نظر مي رسند، مثل اين که روح القدس، همان روح حضرت عيسي (ع) پس از به صليب رفتن و عروج به آسمان است. همين جا هم اگر آدم خوب فکر کند، نمي تواند هضم کند که چطور مي شود انسانها، خدا (حتي در لباس بشري اش) را به قتل برسانند. عجيب و غريب ترين جوابي که در اين باره شنيدم، اين بود که روح القدس، انگشت شست خداست! هر چه از آن فرد درباره اين جمله توضيح خواستم، نتوانست قانعم کند.
مسيحيان، توحيد را از آن نظر جذاب مي يابند که تنها پاسخ منطقي به مسأله تثليث است. به خاطر همين، حتي اگر از نظر قلبي به توحيد اعتقاد نداشته باشي، منطق آن را مي پذيرد. هر فرد مسيحي که خالصانه در پي حقيقت باشد و احتمال اشتباه در عقايدش يا گفته هاي رهبران مذهبي بدهد، به راحتي به توحيد مي رسد. به همين دليل است که امروزه بسياري از مسيحيان پيرو فرقه خاصي از مسيحيت نيستند و به خدا، نه به عقايد کليساي خاصي، اعتقاد دارند. متأسفانه اين افراد به اشکالات بسياري از فرقه هاي مسيحي پي مي برند، اما بدون تحقيق بيشتر به همان مسيحيت ادامه مي دهند.
*چطور به تشيع علاقه مند شديد؟
** هفت ماه بعد از مسلمان شدن، همراه پسرم براي زندگي به امارات متحده عربي رفتيم. چه چيزي بهتر از زندگي در يک کشور اسلامي و در ميان مسلمانان؟
در امارات با همسر کنوني ام آشنا شدم. او شيعه است، اما هنگام ازدواج با سني بودن من مشکلي نداشت و البته من هم حرفي در اين باره به او نزدم. من تازه مسلمان شده بودم و دوست نداشتم باز هم گرفتار همان فرقه بازي هاي مسيحيت شوم.
در زمان زندگي در امارات به افرادي برخوردم که رفتارشان چندان اسلامي نبود. وقتي فهميدند من با يک شيعه ازدواج کرده ام، به پليس خبر دادند و همسرم به اتهام روابط نامشروع بازداشت شد. آنها مي گفتند چون همسرم شيعه است، بنابراين مسلمان نيست و ازدواجمان شرعي و قانوني نيست. تا بتوانيم بي گناهي همسرم را ثابت کنيم، او چند هفته در زندان ماند. پس از آزادي او تصميم گرفتيم به آمريکا برگرديم.
اين برخوردها من را به فکر فرو برد که به حرف اين و آن گوش ندهم و خودم درباره مذاهب اسلامي بيشتر تحقيق کنم. از طريق اينترنت با برادر شوهرم که اطلاعات مذهبي بيشتري داشت، شروع به صحبت کردم. يک روز همسرم کتابي را به من داد. بعد از قرآن، اين دومين کتابي بود که سرنوشت من را تغيير داد. هنگام خواندن اين کتاب چنان گريه مي کردم که سابقه نداشت. آگاهي از حوادث بعد از وفات پيامبر (ص) واقعاً تکان دهنده بود. تا آن زمان چيزي درباره تاريخ بعد از پيامبر (ص) نخوانده و نشنيده بودم و فقط نکات مهم تاريخ خلفا را مي دانستم.
آن کتاب، من را به کلي به هم ريخت. کم کم شبهاتم را با همسرم در ميان گذاشتم و او هم مثل هميشه، به من فرصت تحقيق و تصميم گيري داد. درباره مجالس عزاداري و مولودي که مي رفت، برايم سؤال پيش آمد و در ماه محرم، شروع به خواندن وقايع عاشورا کردم. باز هم نمي توانم بگويم چقدر به هم ريختم. ماجراي شهادت علي اصغر (ع)، مثل تيري بود که به قلبم فرود مي آمد. سرانجام دليل اين آشفتگي هاي روحي بعد از مطالعه تاريخ اسلام را از همسرم پرسيدم. او جواب داد که وقتي با حقايق تلخ تاريخ رو به رو مي شوي، از ظلمي که بر اهل بيت (ع) رفته است، دلت به درد مي آيد، اما وقتي مي فهمي که همه اين اتفاقات ناگوار به خاطر حفظ اسلام افتاده است، از فهميدن حقيقت احساس خوشحالي مي کني و آشفتگي روحي در اوايل کار، به خاطر وجود اين دو حس متضاد است. با اين توضيح، قانع شدم و به حقانيت تشيع ايمان آوردم.

  


25 مهر آخرين مهلت شرکت در مسابقه عکس رضوي



مسؤول دبيرخانه جشنواره عکس رضوي، مهلت ارسال آثار را تا بيست و پنجم مهر ماه اعلام کرد.
سيد همت هاشمي در ادامه به معرفي داوران اين جشنواره پرداخت و افزود: افشين شاهرودي، مجتبي آقايي و حسن غفاري از تهران و الهيار مبارکي و قدرت ا... سليماني فر از ياسوج داوري اين جشنواره را بر عهده خواهند داشت. جشنواره عکس رضوي از برنامه هاي هفتمين جشنواره فرهنگي و هنري امام رضا(ع) در استان کهگيلويه و بويراحمد برگزار مي شود.

  


بچه هاي کوچکترين مدرسه جهان به امام رضا(ع) نامه نوشتند



دبير جشنواره نامه اي به امام رضا(ع) گفت: با هماهنگي انجام شده با عبدالمحمد شعراني، معلم روستاي جمال آباد کالو از توابع شهرستان دير در جنوب استان بوشهر، چهار دانش آموز اين مدرسه که کوچکترين مدرسه جهان نام گرفته، در چهارمين جشنواره نامه اي به امام رضا(ع) شرکت کردند.
محمد اسماعيل امامزاده افزود: اميررضا، محمدرضا، پريسا و مهدي چهار دانش آموزي هستند که امسال در اين مدرسه حضور دارند و نامه هايشان از طريق پست الکترونيکي به دبيرخانه جشنواره ارسال گرديد .
سازمان فرهنگي ملل متحد (يونسکو) مدرسه کالو با چهار دانش آموز و يک سرباز معلم را به عنوان کوچکترين و کم جمعيت ترين مدرسه دنيا به ثبت رسانده است.

  


18 مهر ماه آخرين مهلت ارسال آثار به جشنواره جلوه هاي رضوي در هنرهاي سنتي



مسؤول دبيرخانه جشنواره جلوه هاي رضوي در هنرهاي سنتي آخرين مهلت ارسال آثار به اين جشنواره را هجدهم مهر ماه اعلام کرد.
نسترن عکاشه گفت: علاقه مندان جهت کسب اطلاعات بيشتر به پايگاه اطلاع رساني جشنواره ir . shamstoos . www مراجعه نمايند.

  


ارسال بسته هاي فرهنگي با موضوع امام رضا(ع) به کشورهاي جهان



سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي در تعاملي که با آستان قدس رضوي و دبيرخانه جشنواره امام رضا(ع) دارد زمينه برگزاري جشنواره امام رضا(ع) را در خارج از کشور فراهم کرده است.
دکتر مهدي مصطفوي مشاور رئيس جمهور و رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي با بيان اين مطلب گفت: امسال سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي بيش از 20 کشور را در برنامه هاي خود براي برگزاري جشنواره امام رضا(ع) دارد.
وي اضافه کرد: سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي از هم اکنون بسته هاي فرهنگي براي برگزاري اين جشنواره را آماده کرده است و برخي از اين بسته ها را نيز به کشورهاي ديگر ارسال کرده است.

  


دانشکده هنر و طراحي چلسي



تاريخ فعاليت دانشکده هنر و طراحي چلسي آنچه به سال 1895 ميلادي در مؤسسه پلي تکنيک جنوب غربي چلسي بر مي گردد.





دانشکده هنر و طراحي چلسي که قبلاً مدرسه هنر چلسي ناميده مي شد، يکي از دانشکده هاي زيرمجموعه دانشگاه هنر لندن است اين دانشکده يکي از مراکز آموزشي عالي پيشگام در آموزش هنر است و در تمام رشته هاي اصلي گروههاي هنرهاي زيبا، طراحي گرافيک، طراحي داخلي، طراحي فضايي و طراحي پارچه لباس تا مقطع دکترا، برنامه هاي آموزشي ارايه مي دهد.
در اين مؤسسه، کلاسهاي آموزشي در 2 نوبت صبح و عصر در رشته هاي اقتصاد خانواده، رياضي، مهندسي علوم طبيعي، هنر و موسيقي برگزار مي شد. بعدها در دهه 1930 ميلادي، با توجه به استقبال بي نظير داوطلبان شرکت در رشته هاي هنري اين مؤسسه، لزوم وجود يک کالج مستقل هنري بيش از پيش حس شد. در اين سالها، زمينه هاي فعاليت مدرسه هنر، توسعه يافت. پس از اتمام جنگ جهاني دوم، رشته هاي مجسمه سازي و طراحي تجاري نيز در اين مدرسه تأسيس شدند و نامهاي شناخته شده اي براي تدريس به مدرسه آمدند. اين مدرسه در سال 1989 به شکل امروزي اش درآمد و براي هميشه نام دانشکده هنر و طراحي چلسي را به خود گرفت. امروزه، رشته هاي بسيار متنوعي در مقاطع مختلف کارشناسي، کارشناسي ارشد و دکترا در اين کالج ارايه مي شوند که از ميان آنها مي توان به ارتباطات، هنرهاي زيبا، طراحي مبلمان، نقاشي، مجسمه سازي و طراحي پارچه و لباس اشاره کرد. در کنار اين واحدهاي آموزشي بلندمدت، واحدهاي آموزشي کوتاه مدتي نيز در رشته هايي از قبيل دکوراسيون داخلي منزل و محل کار، تاريخ هنر، سراميک در مجسمه سازي، طراحي و نقاشي، تصويرسازي و طراحي و ساخت طلا و جواهر و کار با سنگهاي قيمتي و نيمه قيمتي ارايه مي شوند.
دانشکده هنر و طراحي چلسي در سال، سه نمايشگاه هنري بزرگ برگزار مي کند که شهرت جهاني دارند. در اين نمايشگاهها و گردهمايي هاي حاشيه آنها، طراحان، نقاشان، نويسندگان و مجسمه سازان به نام انگليسي و بين المللي شرکت مي کنند. آشنايي دانشجويان اين دانشکده با چهره هاي شناخته شده امروز جهان هنر، تأثير بسزايي بر آثار و آينده هنري آنها خواهد داشت.
مديران و سياستگذاران اين کالج معتقدند با وجود گرم بودن بازار رقابت ميان هنرمندان، آنچه باعث تمايز يک هنرمند از ديگري مي شود، تسلط او بر رشته اش هم از لحاظ عملي و هم علمي است و اين ويژگي هم تنها از راه تحقيق است که در آثار هنرمند نهادينه مي شود و او را در زمره حرفه اي ها قرار مي دهد. در دانشکده هنر و طراحي لندن، مراکز تحقيقاتي از جمله مرکز بين المللي تحقيقاتي هنرهاي زيبا، مؤسسه هنرهاي تحول گرا و هويت ملي و مرکز تحقيقاتي محيط ديجيتال هنرهاي زيبا فعاليت مي کنند که وظيفه اصلي شان جهت بخشيدن به تحقيقات دانشجويان و ارايه مشاوره هاي لازم است.

  


وزير علوم خبر داد ؛ آخرين وضعيت شوراي عالي علوم



وزير علوم، تحقيقات و فناوري درباره آخرين وضعيت شوراي عالي علوم، تحقيقات و فناوري(عتف) از تشکيل جلسه اين شورا در آينده



اي نزديک با حضور رئيس جمهور خبر داد و بر تفکيک وظايف اين شورا از وظايف معاون علمي و فناوري رياست جمهوري تأکيد کرد. به گزارش مهر، کامران دانشجو در خصوص وضعيت شوراي عالي علوم، تحقيقات و فناوري در دولت دهم گفت: شوراي عالي علوم، تحقيقات و فناوري کار خود را آغاز کرده و به زودي با حضور رياست جمهوري تشکيل جلسه خواهد داد.وي با اشاره به تداخلي که در شرح وظايف شوراي عالي علوم، تحقيقات و فناوري با شرح وظايف معاونت علمي و فناوري اتفاق افتاده بود، گفت: برنامه ما در دولت دهم اين است که اين تداخل را جدا کنيم و شرح وظايف اين دو نهاد از يکديگر تفکيک شود تا بتوانيم بر اساس برنامه ها و شرح وظايف مشخصي که بر عهده شوراي عالي علوم، تحقيقات و فناوري گذاشته شده است حرکت کنيم.وزير علوم، تحقيقات و فناوري افزود: وظيفه اصلي شوراي عالي علوم، تحقيقات و فناوري سياستگذاري در امر پژوهش کشور است و حرکت در اين راستا جزئي از برنامه هاي ما به شمار مي رود که معاونت پژوهشي وزارت علوم نيز آن را پيگيري خواهد کرد.

  


بختياري نژاد خبر داد ؛ ثبت مقالات به زبان بومي کشورها در پايگاه استنادي علوم جهان اسلام



مديرکل امور پژوهشي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري از ثبت مقالات به زبانهاي فرانسه و بومي در پايگاه استنادي علوم جهان اسلام خبر داد.
بختياري نژاد در گفتگو با مهر افزود: در حال حاضر ثبت مقالات علمي به زبانهاي فارسي، عربي و انگليسي در ISC عملياتي شده است و نشريات به جز زبان فارسي به زبانهاي انگليسي و عربي نيز از ساير کشورها در اين پايگاه منتشر مي شوند. وي اضافه کرد: در مرحله بعدي تلاش مي کنيم مقالات را به زبان فرانسه در پايگاه استنادي علوم جهان اسلام درج کنيم و پس از آن براي ثبت مقالات و نشريات علمي به زبانهاي بومي کشورهاي خارجي برنامه ريزي مي کنيم.
مديرکل امور پژوهشي وزارت علوم افزود: ثبت مقالات به زبانهاي بومي براي کشورهاي جهان اسلام در نظر گرفته شده است تا از اين طريق کشورهايي مانند مالزي که داراي زبان بومي هستند و جزو کشورهاي مسلمان نيز به شمار مي روند بتوانند از پايگاه استنادي علوم جهان اسلام بهره مند شوند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com