تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
گزارش
حوادث
ديدگاه
پنجره
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-10-03
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 11مهر ماه 1388

[ هنري ]
 * نظرخواهي قدس از هنرمندان درباره اولويتهاي کاري معاونت جديد
سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي؛ آقاي معاون! فرصتها را از دست ندهيد
 * به مناسبت روز جهاني ناشنوايان ؛ «مناجات ناشنوايان»؛ غزلي تازه ازحضرت آية ا... خامنه اي
 * گفتگو با شقايق دهقان بازيگر سريال «مسافران»؛ ستاره کاراکتر عجيبي نيست!
 * بهانه
 * سايه سنگين سياست بر جوايز ادبي آمريکا
 * مطبوعات آمريکايي به استقبال فيلمهاي خارجي نامزد اسکار رفتند؛
اصغر فرهادي، چن کايگه، جوزپه تورناتوره و ديگران در کنار هم
 * جايزه هنري ابراج به هنرمند ايراني رسيد
 * تکذيب خبر انتصاب هوشنگ توکلي به معاونت هنري ارشاد؛ عجله ايرنا و عذرخواهي ما!

نظرخواهي قدس از هنرمندان درباره اولويتهاي کاري معاونت جديد
سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي؛ آقاي معاون! فرصتها را از دست ندهيد



*سيد حبيب قاآني
اولويتهاي کاري معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي چيست؟ اين پرسش در شرايطي مطرح مي شود که وضعيت





سينما و شرايط حاکم بر آن چندان مطلوب نيست و خواسته ها و موانع، بيشتر از گذشته بر روند کار اهالي سينما سايه افکنده است.
به هر حال با انتخاب و معرفي «جواد شمقدري» به عنوان يازدهمين معاون سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بايد منتظر اتفاقهاي متعددي در سينما باشيم. در اين گزارش و طي گفتگو با تني چند از دست اندرکاران سينماي ايران به بررسي اولويتهاي سينمايي پرداخته ايم که مي خوانيد؛

*چهار اولويت براي چهار سال

مهدي درمنش کارگردان فيلمهاي «دوشيزه» و «هيام» که براي جشنواره امسال فيلم فجر، فيلم سينمايي «معبدجان» را آماده دارد با تقسيم اولويتهاي کاري معاون سينمايي ارشاد به چهار گروه اظهار داشت: اولين اولويت براي معاونت بحث بازگرداندن و تقويت اعتماد بين هنرمندان مي باشد تا هيچ شائبه اي در خصوص مسائل سياسي شخص معاون با موضوع فعاليت اش وجود نداشته باشد.
اين کارگردان سينما افزود: اولويتهاي بعدي شامل بازنگري در قوانين جاري عرصه توليد، نمايش و آموزش فيلمسازي است زيرا در دنياي امروز ما نمي توانيم با قوانين قديمي فعاليت ثمربخشي داشته باشيم و بايد در اين قوانين بازنگري صورت بگيرد وگرنه در مسير فيلمسازي با مخاطرات زيادي مواجه مي شويم.
درمنش تصريح کرد: مشارکت دادن فيلمسازان در عرصه هاي تصميم گيري، تصميم سازي و مميزي باعث هموار شدن اين فعاليتها خواهد شد.
وي در خصوص اولويت چهارم خود اظهار داشت: حذف مديران حرفه اي اما بي خاصيت و چند شغله و غايب بودن هميشگي در محيط کار يکي از مهمترين اولويتهاست، مديراني فيلمساز که بايد چندين روز بگردد تا بتواند آنان را پيدا کند.

*بگذارند کارمان را انجام بدهيم!

کارگردان فيلمهاي زادبوم، تقاطع و مرد باراني نيز در گفتگو با خبرنگار ما در اين باره گفت: به نظرم اولويت کاري معاون سينمايي ارشاد بايد فقط حول محور فيلمسازي باشد.
ابوالحسن داوودي تصريح کرد: اعتقادم بر اين است مديران و مسؤولان بايد اجازه بدهند ما فيلمسازان کار خودمان را انجام بدهيم. آنها اگر کاري انجام ندهند اقدام بسيار تأثيرگذاري است.
وي تصريح کرد: ما همگي کارهايمان را بلد هستيم و به اتخاذ سياست و برنامه ريزي خاص نيازي وجود ندارد!

*براي سينما فکر نمي کنم!

کارگردان فيلمهاي رأي باز و مترسک نيز پاسخ کوتاهي به خبرنگار ما در اين باره مي دهد و مي گويد: من ديگر ترجيح مي دهم براي سينما فکر نکنم.
مهدي نوربخش افزود: سينما مملو از بي مهريها و دسته بندي ها شده و اولويت اصلي بايد رفع اين مشکلات باشد.

* وضعيت آشفته را بايد آرام کرد

محمد رضا اعلامي کارگردان سينما نيز در پاسخ به اين پرسش ترجيح داد تيتروار به برخي مسائل و اولويتها اشاره کند. وي گفت: آشفتگي در سينما خيلي زياد شده و بايد اين شرايط آرام شود.
وي افزود: يکي يا دوسال است فارابي وضعيت بدي پيدا کرده و ديگر سينما براي مديرانش مهم نيست به نحوي که اقداماتشان براي سينما نه تنها مفيد نيست، بلکه به ضرر سينماست، وضعيت وام ها براي توليد، نابسامان است، اوضاع صنوف به هم ريخته است، تشکلهاي موازي وجود دارد، وضعيت نمايش به دليل سياستهاي نادرست بد مي باشد و وضعيت شوراي صنفي بايد به شکل قبلي خود بازگردد.
وي تصريح کرد: به نظرم معاون سينمايي در يکي دوماه اول فعاليتش بايد پر کار باشد تا مشکلات را کاهش دهد.

* قدرت اجرايي براي يک مدير

ابوالفضل جليلي نيز در گفتگو با خبرنگار ما مي گويد: من چند سال است با وجود حضور فيلمهايم در جشنواره هاي مختلف نه مجوز ساخت مي گيرم و نه مجوز نمايش، به همين خاطر هيچ انتظاري ندارم.
وي گفت: مديري بايد سکان اين کشتي فرهنگي را به دست بگيرد که قدرت اجرايي داشته باشد وگرنه هيچ تفاوتي ميان مديران وجود ندارد.

*ده روز ديگر!

البته در تماس خبرنگار ما با معاون جديد سينمايي وي با اشاره به ارائه برنامه هاي جديد اظهار داشت: اجازه بدهيد ده تا پانزده روز ديگر درباره اين مسأله با هم صحبت کنيم.
جواد شمقدري تصريح کرد: اگر در کسوت يک کارگردان بودم مي توانستم اين پرسش را پاسخ بدهم، اما به عنوان معاون سينمايي سؤال دشواري است که بايد زمان به من داده شود.

  


به مناسبت روز جهاني ناشنوايان ؛ «مناجات ناشنوايان»؛ غزلي تازه ازحضرت آية ا... خامنه اي



گروه هنر- شعر منتشر نشده اي از رهبر معظم انقلاب با عنوان «مناجات ناشنوايان»، به مناسبت هشتم مهرماه (سي ام سپتامبر)، روز جهاني ناشنوايان، در برنامه گراميداشت اين روز در سازمان بهزيستي قرائت شد.
متن اين شعر در پايگاه اطلاع رساني دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب آمده است.

مناجات ناشنوايان
ما خيل بندگانيم ما را تو مي شناسي
هر چند بي زبانيم ما را تو مي شناسي
ويرانه ايم و در دل گنجي ز راز داريم
با آنکه بي نشانيم، ما را تو مي شناسي
با هر کسي نگوييم راز خموشي خويش
بيگانه با کسانيم ما را تو مي شناسي
آيينه ايم و هرچند لب بسته ايم از خلق
بس رازها که دانيم ما را تو مي شناسي
از قيل و قال بستند، گوش و زبان ما را
فارغ از اين و آنيم ما را تو مي شناسي
از ظن خويش هرکس، از ما فسانه ها گفت
چون ناي بي زبانيم ما را تو مي شناسي
در ما صفاي طفلي، نفًسُرد از هياهو
گلزار بي خزانيم ما را تو مي شناسي
آيينه سان برابر گوييم هرچه گوييم
يک رو و يک زبانيم ما را تو مي شناسي
خط نگه نويسد حال درون ما را
در چشم خود نهانيم ما را تو مي شناسي
لب بسته چون حکيمان، سرخوش چو کودکانيم
هم پير و هم جوانيم ما را تو مي شناسي
با دُرد و صافِ گيتي، گه سرخوش است گه غم
ما دُرد غم کشانيم ما را تو مي شناسي
از وادي خموشي راهي به نيک روزي است
ما روزبه، از آنيم ما را تو مي شناسي
کس راز غير از ما، نشنيد بس «امينيم»
بهر کسان امانيم ما را تو مي شناسي

  


گفتگو با شقايق دهقان بازيگر سريال «مسافران»؛ ستاره کاراکتر عجيبي نيست!



* تکتم بهاردوست
هرچند سالهاست که در اکثر مجموعه هاي طنز حضوري فعال دارد ولي اکثر بينندگان تلويزيون او را با بازي در آثار مهران مديري مي





شناسند. در واقع او جزو بازيگران ثابت ساخته هاي مديري است.اما چند ماهي است که شاهد بازي او در نقشي نه چندان جديد و پيچيده در سريال «مسافران» به کارگرداني رامبد جوان هستيم.
«شقايق دهقان» يا همان «ستاره» سريال مسافران در اين کار يک بار ديگر نقش هاي گذشته اش را تکرار کرده است. به بهانه پخش اين سريال با او گفتگوي کوتاهي انجام داديم که از نظرتان مي گذرد:
* از حضورتان در سريال مسافران بگوييد؟
** زماني که طرح اين سريال و بستن گروه مطرح شد قرار بود به عنوان نويسنده با اين گروه همکاري داشته باشم، ولي رامبد جوان نقش «ستاره» را پيشنهاد کرد و تصميم گرفتم که نقش ستاره را بازي کنم.
* پس با تيم نويسندگان همکاري نمي کنيد؟
** نه متأسفانه، خيلي دوست داشتم که کار کنم ولي بازي به اندازه کافي وقتم را مي گيرد و ديگر تمرکز و زماني براي نوشتن ندارم.
* چه شد که پذيرفتيد نقش ستاره را بازي کنيد؟ اين نقش که چندان خاص نيست. منظورم اين است که يکجوري دنباله همان نقشهاي قبلي تان است، ويژگي خاصي ندارد؟
** بله شايد ستاره به لحاظ بازي، تکنيک و شيوه خاصي را نطلبد، همان طور که مي بينيد او حتي به شيوه عادي هم لباس مي پوشد ولي رامبد جوان هم بازي خاص و ارايه نقشي عجيب را براي اين فضايي هايي که به زمين آمده اند ترسيم نکرده بود. ستاره آدم فضايي است ولي کاراکتر عجيبي نيست.
البته ناگفته نماند که من با نوع طراحي لباس که براي شخصيتهاي فضايي اين سريال در نظر گرفته شده موافق نيستم. به نظرم بايد اتفاق ديگري در اين زمينه مي افتاد و به شيوه ديگري طراحي مي شد.
* رامبد جوان کارگردان جواني است، شما هم که قبلاً با او کار نکرده بوديد و با توجه به اينکه اين اولين ساخته شبانه اوست، چطور قبول کرديد با او همکاري کنيد؟
** درست است که قبلاً با او کار نکرده بودم ولي با وجود چند کار سينمايي که ساخته بود، او را کاملاً مي شناختم. او جوان باهوش و خلاقي است. طناز است و اين ژانر را هم به خوبي مي شناسد.
* اصلاً چه چيز اين سريال برايتان جذاب است؟
** سؤال! شخصيتهاي اين مجموعه پر از سؤالند و با طرح اين سؤالها و اگر دقت کرده باشيد هر قسمت هم با رسيدن به پاسخ اين سؤالها تمام مي شود، سؤالهايي که در حالت عادي و روزمره ديگر براي خيلي از ما سؤال نيستند، مثل اينکه چرا سيگار مي کشيم يا... خيلي چيزهاي ديگر. به اصطلاح وقتي گره گشايي مي شود، کار شيرين مي شود.
* با توجه به اينکه تا به حال در چندين مجموعه روتين ديگر هم بازي داشته ايد، از مشکلات ساخت اين گونه آثار بگوييد؟
** مهمترين مشکل اين گونه ساخته ها زمان است. ما چون زمان پخش روتين داريم فشار رواني زيادي به گروه وارد مي شود. ولي نقطه مثبت آثاري از اين دست به روز بودن آن است، يعني اگر گروه حالا چه بازيگران چه نويسنده يا حتي کارگردان فکر کنند، جايي از کار مي لنگد يا کمبودي دارد به راحتي مي توانند کار را جمع و جور کنند.

  


بهانه



* م. دورترين
روبه روي پنجره اتاق نشيمن نشسته ام، به راحتي مي توانم صندوق پست را که جلو در ورودي است، ببينم، صندوقي که بيشتر اوقات خاليه به چه درد مي خوره؟ نگاهم را به اطراف مي دوزم و به ابهت طبيعت خيره مي شوم، اين ديگر خيالبافي نيست، اين حقيقت زندگي من است که مثل روز روشن است و ديگر ترديدي در مورد آن وجود ندارد. به فکر فرو مي روم. خانه ما داراي پنجره هاي بزرگي است، جلو آن ايوان با ميز و صندليهايش خودنمايي مي کند و حياط که مملو از بوته ها و درختچه هاي زيباست. حصار سبز رنگي حياط خانه ما را از کوچه جدا مي کند. اين فرم خانه، هنوز در شهر ما رايج است. صداي ماشين پست را مي شنوم، راننده آن پيرمرد مهرباني است که سالهاست نامه هاي ما را مي آورد و مي برد. امروز هم ما نامه اي نداريم. گذر ماشين را به آرامي با نگاهم تعقيب مي کنم تا از ديدگانم محو مي شود. باد به آرامي برگهاي درختان را بالا و پايين مي برد، انگار موسيقي آرامي سراسر دنيا را خواب کرده است.
چشمهايم را مي بندم تا فراموش کنم همه چيز اين دنيا زيباست و به درد چيزي مي خورد و اين وسط اين منم که همچون لوحي بي رنگ هستم. اهل خانه هر کدام دنبال کار خود رفته اند و من الان در خانه تنهاي تنها هستم. گاهي فکر مي کنم اين همه تنهايي انسان را به کجا مي رساند. وقتي احساس مي کني کاري از دستت برنمي آيد، کلافه مي شوي. ناگهان فکر تازه اي به ذهنم رسيد، زود ورق سفيدي را برمي دارم، مي خواهم نامه بنويسم براي کي؟ مهم نبود فقط مي خواستم خودمو خالي کنم .
حرفهايي را که نمي توانستم به زبان بياورم، روي کاغذ بنويسم. شروع کردم: من تنهاي تنها هستم، از همه شور و شوقي که جوانها براي زندگي دارند، الان فقط نوشتن برايم باقي مانده است. همه دوستان و آشنايان مثل باد از کنارم رد مي شوند؛ گويي من تنها شبحي در بين آنها هستم. در حال حاضر بودن يا نبودن اصلاً برايم مهم نيست و از سر بيکاري اين کار را مي کنم. فکر مي کنم خدا مرا آفريده تا شاد باشم، ولي حالا شادي رؤياي دست نيافتني من است.
آن را داخل پاکت گذاشتم و بدون آدرس داخل صندوق انداختم و باز به خانه تنهايي ام برگشتم. فردا صبح پستچي سراغ صندوقها آمد. آن روز سري به صندوق ما زد و نامه مرا هم با خودش برد، بدون آنکه نگاهي به آن بيندازد. با خود فکر کردم اين کار مي تواند مرا سرگرم کند، حالا که بقيه حرف منو نمي فهمند، خودم مي توانم حرفم را بزنم و اصلاً هم انتظار جوابي ندارم. چند روز به همين روال گذشت و من طبق روزهاي قبل کاغذي را سياه مي کردم و آن را داخل صندوق مي انداختم، جالب آن که هر بار هم پستچي مهربان، نامه مرا با خود مي برد، بدون توجه به نبود آدرس روي آن.
امروز صبح اتفاق عجيبي افتاد. من هنوز نامه ام را ننوشته بودم، ولي پستچي آمد و نامه اي را در صندوق خانه ما انداخت. بدون آنکه جلب توجه کنم، به سراغ صندوق رفتم و نامه را برداشتم. مثل نامه من سفيد بود، ولي داخلش پر بود و گوشه پاکت يک شماره سه رقمي 561 نوشته شده بود. به اتاقم رفتم و به آرامي پاکت را باز و کاغذ داخلش را باز کردم: سلام، چرا اين قدر نااميد، شايد مي توان با کمي عوض کردن طرز نگاه به زندگي روزهاي بهتري داشت، سخت نگير. حرفهايش شيرين بود، ولي اثري روي من نداشت، وقتي هر قدر تلاش مي کني، روزها بهتر باشه، بهتر که نمي شه بدتر مي شه. کاغذ را داخل پاکت گذاشتم و آن را لاي کتابي قرار دادم. آن روز، نامه اي ننوشتم...
***
دوست گرامي،
پيش از اين نيز بارها اشاره کرده ايم که داستان را با فضايي صميمي و کوچک آغاز کنيد که فقط چند شخصيت اصلي را دربرگيرد، اما با پيش رفتن نوشته کاري کنيد که کنشهاي آنها، در دنياي پيرامونشان بسط پيدا کند و زندگي افراد بيشتر و بيشتري را تحت تأثير قرار داده و تغيير دهد. اما نه يکباره، بلکه بتدريج و در طي حرکت داستان.
اگر سوژه اي که شما مدنظر قرار داده ايد به گونه اي است که نمي توانيد مشکل را در عرض گسترش دهيد، پس بايد به عمق برويد. کنشها را به اعماق روابط خصوصي و زندگي دروني شخصيتها بکشانيد. بهتر است با کشمکشي شخصي و يا دروني آغاز کنيد که نياز به حل و فصل داشته باشد، اما کم و بيش قابل حل به نظر برسد، آنگاه در حالي که نوشته به پيش مي رود، آن را به سمت لايه هاي زيرين و رازهاي نهان، يعني حقايق ناگفته، سوق دهيد.
در اين حالت، مي توانستيد براي گسترش عرضي داستان به نماد و کنايه روي آوريد.
بار نمادين تصاوير و کلمات، داستان را از جزئي و شخصي به کلي و عام و از موردي و نوعي به مثالي و کهن الگويي گسترش مي دهد.
نمادگرايي اصولاً از جذابيت و گيرايي خاصي برخوردار است. نمادها، همچون تصاويري که در رؤيا مي بينيم، به ناخودآگاه ما هجوم مي آورند و ما را از درون تحت تأثير قرار مي دهند، به نحوي که حتي از وجودشان نيز باخبر نمي شويم.
اگر به تصاوير، با خام دستي، برچسب «نمادين» بزنيم، تأثير آنها از بين مي رود، اما اگر آنها بي سر و صدا، بتدريج و بي آنکه خود را به رخ بکشند، وارد نوشته شوند، ما را عميقاً و شديداً تکان مي دهند. پيشروي نمادين به اين نحو صورت مي گيرد که با کنشها، مکانها و نقشهايي آغاز کنيد که فقط خودشان را باز مي نمايانند. اما در حالي که داستان پيش مي رود، تصاويري را برگزينيد که معناي بيشتر و بيشتري را در خود جمع مي کنند، تا اينکه در پايان شخصيتها، موقعيتها و حوادث بيانگر افکاري عام و جهانشمول شوند.
کنايه، ظريفترين جلوه و نماد لذت داستان است. آن احساس خوشايندي است که مي گويد «آه، زندگي يقيناً اين گونه است» کنايه لفظي را مي توان در اختلاف ميان کلمات و معنايشان يافت که منبع و مايه اصلي لطيفه هاست. اما در داستان، کنايه بين کنشها و نتايج بروز مي کند.
بين ظواهر و واقعيت، يعني جايي که منبع اصلي انرژي داستان يا به عبارتي منبع اصلي حقايق و عواطف نهفته است، قريحه کنايي نويسنده، موهبت بزرگي است.
کنايه بايد حالتي غير جدي و غير رسمي داشته باشد، با نوعي ناآگاهي ظاهري از تأثير آن و ايمان به اينکه تماشاگر به آن پي خواهد برد. چون کنايه ذاتاً مبهم و گريزپاست، نمي توان آن را دقيقاً تعريف کرد و بهترين راه براي تشريح آن توسل به مثال است.
کليد دستيابي به پيشروي کنايي، اطمينان و دقت است.
قهرمان فکر مي کند کاملاً مي داند که چه بايد بکند و نقشه دقيقي نيز براي انجام آن دارد. او فکر مي کند که زندگي يعني «صادقانه حرف زدن» اما درست همين جا زندگي پس گردني محکمي به او مي زند به اين معنا که امروز نه، امروز زندگي يعني «تنهايي و خودفريبي و گاه آمدن پاسخي».
موفق باشيد
* رضا خسروزاد

  


سايه سنگين سياست بر جوايز ادبي آمريکا



گروه هنر- ترجمه: انتشار خاطرات يکي از مشاوران ادبي جورج. دبليو بوش، از ملاحظات سياسي پشت پرده اهداي يکي از مهمترين



جوايز ادبي اين کشور پرده برداشت.
به نوشته گاردين، در اين کتاب که هفته گذشته منتشر شده، «مت لاتيمر» که در طول دوران رياست جمهوري بوش وظيفه ويرايش و تنظيم متن سخنرانيهاي او را برعهده داشته، فاش کرده که نزديکان و مشاوران بوش در اين دوران به بهانه هاي مختلف مانع از اهداي جايزه نشان ويژه رياست جمهوري به برخي از نويسندگان شده اند. در ميان نامهايي که لاتيمر در کتاب خود آورده، اشخاص نامداري چون «استيفن هاوکينگ» فيزيکدان برجسته جهان، «جي. کي. رولينگ» نويسنده کتاب هاي «هري پاتر» و سناتور «تد کندي» نيز به چشم مي خورد.
به گفته لاتيمر، مشاوران بوش وقتي نام رولينگ به عنوان يک نامزد براي دريافت اين نشان افتخاري مطرح بوده، به اين مسأله اعتراض کرده و او را مورد ملامت و انتقاد قرار داده بودند. استدلال اين مشاوران هم اين بوده که رولينگ در کتابش به تبليغ جادوگري پرداخته و اين عمل خلاف شرع مسيحيت را مطبوع جلوه داده است.
گذشته از رولينگ، مورد مربوط به سناتور کندي هم در نوع خود بسيار جالب توجه بوده و چنانکه لاتيمر نوشته، وقتي نام کندي در فهرست نامزدهاي جايزه ادبي سال به بوش ارائه مي شود، او با اين استدلال کوتاه و مؤثر که کندي «ليبرال» است، نامش را از فهرست قلم مي گيرد.
نشان رياست جمهوري، موسوم به نشان آزادي ساليانه، به انتخاب کاخ سفيد در ماه آگوست به کساني داده مي شود که با انتشار يک کتاب يا اثر ادبي، به مسائل مربوط به منافع ملي، يا امنيتي آمريکا يا صلح و دوستي بين المللي ياري رسانده و سبب ساز گسترش فرهنگ يا ديگر مباني علوم انساني شده باشند. اين جايزه در دوران بوش به کساني چون چارلتون هستون، توني بلر، نلسون ماندلا و دوريس دي رسيده بود.

  


مطبوعات آمريکايي به استقبال فيلمهاي خارجي نامزد اسکار رفتند؛
اصغر فرهادي، چن کايگه، جوزپه تورناتوره و ديگران در کنار هم



گروه هنر- ترجمه: نشريه معتبر ورايتي با درج خبر تحليلي مفصلي به معرفي فيلمهاي نامزد حضور در بخش فيلم خارجي اسکار سال 2010 پرداخت.
جان هوپ ول و مايکل دي نويسندگان اين يادداشت تحليلي، ضمن معرفي فيلمهاي معرفي شده از سوي کشورهاي گوناگون و شرح مختصري از فيلمها، به تشريح ميزان بخت هريک براي رسيدن به فهرست نهايي نامزدها و نيز به سوابق اين نامزدهاي جايزه اسکار پرداخت. در فاصله يک روز مانده به مهلت معرفي فيلمها براي داوري در بخش فيلم خارجي که روز پنجشنبه همين هفته به پايان مي رسد، دو نامزد نامدار به فهرست مدعيان اين جايزه اضافه شده اند.
از ايتاليا جوزپه تورناتوره کارگردان سرشناس سينماي اين کشور و صاحب آثاري چون «افسانه 1900 »، «مالنا» و «سينما پاراديزو» با فيلم جديد خود «باريا» به آکادمي علوم و هنرهاي سينمايي معرفي شده است. تورناتوره که در سال 1989 با فيلم «سينما پاراديزو» ضمن کسب انبوهي از جوايز سينمايي بين المللي، اسکار فيلم خارجي را هم ربود، قدرتمندترين رقيب براي ديگر فيلمهاي خارجي امسال خواهد بود. «باريا» که امسال فيلم افتتاحيه جشنواره ونيز هم بود، از سوي منتقدان با نگاه هاي متفاوتي ارزيابي شده، اما بيش از همه به واسطه هزينه بالاي توليد در سينماي ايتاليا، خبرساز بوده است.
ديگر فيلمي که در روزهاي آخر به آکادمي معرفي شده، «رقصنده و دزد» ساخته «فرناندو تروئه با» از کشور اسپانياست. اين فيلم که در کشور شيلي فيلمبرداري شده، جديدترين ساخته اين فيلمساز کهنه کار اسپانيايي بوده و در آن گروهي از ستارگان سينماي آمريکاي جنوبي به ايفاي نقش پرداخته اند. تروئه با نيز که در طول هفت سال گذشته کم کار بوده، سابقه دريافت اسکار بهترين فيلم خارجي زبان را در سال 1994 و براي فيلم «روزگار زيبايي» در کارنامه خود دارد.
چن کايگه کارگردان صاحب نام چيني، ديگر کارگردان برجسته اي است که امسال با فيلم «شيفته ابدي» نام خود را در فهرست بلندبالاي مدعيان اسکار جاي داده است. اين فيلم روي زندگي نامه مي لانفانگ، ستاره اپراي چين ساخته شده و با لحني حماسي، به شرح وقايع زندگي پرفراز و نشيب او پرداخته است.
در ميانه اين بزرگان نام فيلم «درباره الي» به کارگرداني اصغر فرهادي نيز به عنوان نماينده سينماي ايران و درکنار ديگراني چون وارويک تورنتون از استراليا و ساموئل مازو، برنده شير طلايي ونيز ديده مي شود.

  


جايزه هنري ابراج به هنرمند ايراني رسيد



گروه هنر- ترجمه: جايزه 200 هزار دلاري «پايتخت هنري» موسوم به ابراج، به برندگان آن اهدا شد.
به گزارش پايگاه اينترنتي آرت دوبي، طي مراسمي که در موزه هنر و طراحي شهر نيويورک برگزار شد، برندگان جايزه هنري ابراج که در ماه مارس آثار خود را در نمايشگاه هنر شهر دوبي امارات، به نمايش گذاشته بودند، به صورت رسمي مورد تقدير قرار گرفتند. نسرين انصاري نيا از ايران به همراه زليخا بوعدا... از کشور الجزاير و کوتلاق آتامان از ترکيه، سه برنده اين جايزه 200 هزاردلاري بودند که با حضور در اين مراسم جوايز خود را از بانيان وداوران جشنواره دريافت کردند.
جايزه «پايتخت هنري» از سوي بنياد ابراج و با هدف حمايت از آثار هنرمندان منطقه خاورميانه، آفريقاي شمالي و جنوب آسيا و با پشتيباني مالي نهادهاي خصوصي اقتصادي شهر دوبي در امارات متحده عربي پايه گذاري شده و قرار است همه ساله درپي برگزاري نمايشگاهي در اين شهر، هنرمندان برتر اين حوزه را معرفي کند. در نهايت، اين بنياد با اتکا به روابط گسترده اقتصادي خود، زمينه حضور و فروش اين آثار را در نمايشگاه ها و حراجي هاي معتبر جهاني فراهم کرده و از اين طريق به هدف نهايي خود، يعني رشد و شناسايي هنر و هنرمندان اين حوزه در سطح جهان نايل مي آيد.

  


تکذيب خبر انتصاب هوشنگ توکلي به معاونت هنري ارشاد؛ عجله ايرنا و عذرخواهي ما!



گروه هنر- بعد از ظهر روز چهارشنبه خبر انتصاب هوشنگ توکلي بازيگر و پيشکسوت تئاتر و تلويزيون از سوي خبرگزاري ايرنا روي خروجي قرار گرفت. به دنبال آن، اين خبر جالب که باعث خوشحالي هنرمندان بود در صفحات هنري بسياري از روزنامه ها از جمله «قدس» که در آخرين لحظات توانسته بودند خبر را به صفحه برسانند، درج شد.
منبع خبر هم خبرگزاري رسمي دولت بود که در اقدامي شتاب زده به نقل از منابع آگاه اين خبر را بدون اشاره به هيچ گونه احتمالي روي خروجي خود قرار داده بود. اما ساعاتي بعد اين خبر از سوي روابط عمومي وزارت ارشاد تکذيب شد. اگرچه تکذيبيه اين خبر به آخرين صفحات روزنامه رسيد، اما جاي اين گلايه از همکاران رسانه اي در ايرنا وجود دارد که شتاب زدگي در انتشار اخبار براي پيشدستي نسبت به ساير رسانه ها، گاهي مي تواند به اشتباههاي اين چنيني و از دست رفتن اعتماد مخاطبان بينجامد. به هر حال ما لازم مي دانيم از طرف همکارانمان در ايرنا از خوانندگان گرامي عذرخواهي کنيم.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com