|
*سلمان يزدي
آقاي منتظران! با کدام واژه از انتظار سخن بايد گفت که توانايي بيان درد فراق و دوري را داشته باشد.
واژه ها در مقابل مفهوم انتظار و صبر مشتاقان شما در طي سالهاي فراوان انتظار کم مي آورند.
آقاي منتظران! سالهاست چشم به راهيم و کم کم برف پيري گيسوانمان را سپيد کرده است و سوي چشمانمان را روزگار باز ستانده است و قامت رسايمان را فلک به دال بدل کرده است.
اما دلمان را گزندي نخواهد رسيد زيرا به ياد شما مي تپد و انتظار در نبض ما مي زند.
آقاي منتظران! اين روزها که سن و سالي از ما گذشته است کم کم بيمناک مي شويم که دعوت فرشته رحمت را اجابت کنيم و نگاهمان به ديدار شما روشن نشده باشد.
آقاي منتظران! براي همه سالهاي فراوان انتظار و تحمل درد دوريت بر ما رحمت آور و نگاهمان را روشن کن.
مي خواهيم روزگار را با شما تجربه کنيم، مي خواهيم مزه بهار عدالت را بچشيم.
مي خواهيم ببينيم که چگونه رودها لبانشان را غنچه مي کنند تا ردپاي شما را بوسه دهند.
مي خواهيم گرماي آفتاب وجودتان تمام برفهاي کدورت را آب کند و ترنم چشمه هاي محبت و همدلي گوش جهان را پر کند.
مهربان! چشم انتظاران را درياب. |