تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
گزارش
حوادث
ضربان
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-10-11
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 19مهر ماه 1388


گفتگو با مهدي مظلومي/ کارگردان مجموعه « لطفاً دور نزنيم » ؛
90 شبي هاي اجتماعي کم دردسرتر است



* تکتم بهاردوست
مجموعه هاي 90 قسمتي از آن دسته ساخته هايي است که هر چند اگر جذاب هم نباشد هر بيننده اي حتماً تماشاچي يکي دو قسمت از آن بوده است.




در اين ميان کارگرداناني بوده اند که با ساخت برخي از اين برنامه ها توانسته اند به شيوه خودشان بيننده را شبهاي متمادي پاي تلويزيون بنشانند. مهدي مظلومي از جمله کارگردانهايي است که با ساخت مجموعه تلويزيوني «بدون شرح» سبک خاصي از نود شبي هاي پر بيننده را بنيان نهاد. اين بار او با ساخت سريال «لطفاً دور نزنيم» با تيمي جديد توانست لحظات شادي را براي بينندگان فراهم بياورد.
* آقاي مظلومي، قصه مجموعه «لطفاً دور نزنيم» چندان موضوع بکري نبود، منظورم اين است که بارها دستمايه ساخت آثار مختلف بوده است. مثل فيلم «نان و عشق و موتور 1000 »؟ واقعاً چه لزومي براي ساخت دوباره آن بود؟! فکرنکرديد شايد اين کليشه ها بيننده را دلزده کند؟
** نمي دانم، شايد چون قصه «لطفاً دور نزنيم» هم مانند نان وعشق آقاي داوودي از کتاب «کارلوتا و عشق» برداشته شده اين تصور را براي شما ايجاد کرده است.ولي به لحاظ ساختار اين دو کار با هم زمين تا آسمان فرق دارند. به نظر من اين که يک موضوع را دو يا چند نفر بارها کار کنند مهم نيست مهم آن است که شيوه بيانشان با يکديگر فرق کند.






چيزي که من را براي ساخت اين کار تشويق کرد شيوه روايت آن بود. راستش خودم از خواندن فيلمنامه خيلي تحت تأثير قرار نگرفتم ولي حس اين موضوع که با چنين فيلمنامه اي مي توان کاري ساخت که مخاطب را جذب کند برايم مهم بود.
همان طور که حتماً بيننده کار بوده ايد من در اين کار سعي کرده ام جذابيتهايي را از طريق عناصر در اين کار ايجاد کنم. اين کار به لحاظ ظاهري با کارهاي معمول فرق دارد مثلاً ميزانسن، دوربين و مسايل فني آن متفاوت است. «لطفاً دور نزنيم» از شخصيت محوري دور است، يعني شايد در اصل قصه، قصه اصغر باغ آبادي است ولي در اصل تمام کاراکترها به يک اندازه در اين بازي نقش دارند و دقيقاً براي اينکه اين مجموعه با نمونه هاي ديگرش تفاوت کند مقوله فرهنگ سازي را در کار اعمال کردم. مثل مقيد بودن اصغر به پوشش کلاه ايمني قبل از رانندگي.
* گفتيد فرهنگ سازي، به نظر در کارهاي طنز شما نوعي نقد به شرايط روز اجتماع ديده مي شود؟
** مي دانيد، اشکال بزرگ ما اين است که اين تصور غلط را در مخاطب ايجاد کرده ايم که هزل، هجو و لودگي همان طنز است. بعد وقتي کار طنز اصولي توليد مي کنيم مخاطب همان توقع هجو و هزل را از آن دارد و فکر مي کند بايد به تمام لحظه هاي آن بخندد و مدام لطيفه بشنود. در صورتي که کار طنز، نمايش آسيبهاي روز اجتماعي با زبان شيرين و به نقد کشيدن آنهاست. براي مثال مجموعه «بدون شرح» موقعيت اجتماعي زمان خود را به تصوير مي کشيد.
در «لطفاً دور نزنيم» نيز مشکلات و مسايلي طرح شده که به روز است و در شرايط فعلي، مردم درگير آن هستند و اين يکي از ويژگي هاي واقعي طنز است. اين نکته مهمي است که بايد در کارهاي طنز لحاظ شود.
اما ما در اين مسير و در بيان موضوعهاي طنز به بيراهه رفتيم. در کارهاي من، بيننده هيچ وقت به زور نمي خندد. و اگرهم در لحظاتي اين حس برايش اتفاق افتاده با توجه به موقعيت خنديده است. من همواره سعي کرده ام اتفاقهاي داستان را شيرين بيان کنم.
من در اين گونه کارها هميشه سعي مي کرده ام لحني را انتخاب کنم که بر روي مخاطب تأثيرگذار باشد به طوري که بيننده پس از ديدن آن، برايش ابهامي باقي نماند. هميشه از اين که مخاطب چنين واکنشي نشان دهد، مي ترسم. خيلي راحت مي شود مخاطب تلويزيون را در مجموعه هاي دنباله دار سرگرم کرد. اما بايد کاري توليد کرد که تأثير خود را داشته باشد. به همين دليل کارهايم در طي سالها، خيلي فراز و نشيب داشته است.
*ظاهراً فيلمنامه در طول ساخت تغييرات زيادي داشته است؟
** بله، تغييرات فيلمنامه «لطفاً دور نزنيم» در 2 بخش صورت گرفت. يک بخش جنس شوخي ها و جنس گفتگوهايي بود که من دوست نداشتم و براي اين آدمها نوشته نشده بود. که بعد از انتخاب بازيگران براساس جنس بازيگران، فيلمنامه و گفتگوها بازنگري شد و بخش ديگر آن در زمان ضبط کار بود که خودم سعي کردم همچنان فيلمنامه را به جنس کارهاي خودم نزديکتر کنم.
در اين کار سعي کردم از شوخي و طنز کم کنم ونکاتي را به کل کار اضافه کنم. شوخي ها در اين کار تا حدودي لوس و بر پايه کلام بود و بيشتر از پررويي کاراکترها ناشي مي شد. چيزي که من دوست ندارم و سعي کردم اين شوخي ها به واسطه سادگي افراد اتفاق بيفتد نه از روي حماقت و تحقير کاراکتر.
* درباره انتخاب بازيگران بگوييد. به طور مثال محمدرضا هدايتي؟ بازيگران کارهاي شما در هر کاري که با کارگرداني شما حضور داشته اند بازي خاصي را ارايه داده اند؟
** يکي از نکاتي که هميشه در انتخاب بازيگرانم دنبال کرده ام اين است که نمي خواهم مخاطب، گذشته بازيگر و نقشهاي او را در ذهن داشته باشد. حتي اگر از بازيگران تيپ مثل محمدرضا هدايتي استفاده مي کنم، سعي مي کنم طوري او را مقابل دوربين نشان دهم که مخاطب بدون ذهنيت به تماشاي بازي او بنشيند. همان طور که خودتان هم اشاره کرديد هدايتي در مجموعه «لطفاً دور نزنيم» توانست بازي جديدي را از خود به نمايش بگذارد. او بازيگر نقشهاي متفاوت است .
اين را هم بگويم که خيلي موافق تيپ نيستم و دوست دارم کاراکترهاي سريال ابعاد و ويژگيهاي متفاوتي داشته و يک تيپ مشخص نباشند. شخصيتهايي که کليشه اي نباشند در کار رفتاري بروز مي دهند که براي مخاطب باورپذير است.
من معتقدم هدايتي توانايي لازم را براي بازي شخصيت اصغر داشت و بهترين گزينه بود. درباره ديگر بازيگران هم اين معيار را سرمشق قرار دادم که با سبک قبلي شان متفاوت باشند.
* فرهاد آئيش مانند کارهاي قبلي تان در اين کار هم حضور داشت. اين همکاري در «لطفاً دور نزنيم» تا چه اندازه تأثيرگذار بود؟
**فرهاد آئيش به عنوان مشاور کارگردان در همه کارهاي من نقش بسزايي داشته و کار را منسجم تر و پخته تر مي کند چون کارگردان و بازيگري باتجربه و جاافتاده است. هميشه او را بيرون و دورتر از کارم مي گذارم تا از بيرون نگاه کند چون پيشنهادهايي که از بيرون مي دهد، نتايج مثبتي در کار من دارد.
* لطفاً دور نزنيم تيتراژ قابل توجه و جالبي دارد؟
**بله، اين طرح پيشنهاد خودم بود. هميشه اين گونه کارها را دوست داشتم. به نظر من، مخاطبان تلويزيون به گونه اي راديويي هم هستند و دوست دارند شنونده باشند و البته بخش شنيداري هم غالب است و کارهايي که روايت مي شود، گيرايي بيشتري دارد به همين دليل تيتراژ را در همين جهت ساختيم.
* آقاي مظلومي، به عنوان آخرين سؤال، به عقيده شما چرا توليد کارهاي 90 شبي طنز در تلويزيون مانند سابق نيست؟
** شخصاً با رويه گذشته و پخش مجموعه 90 شبي به صورت هر شب موافق نيستم و اگر اين روش سريال سازي خوب بود و نتيجه خوبي داشت، قطعاً ادامه پيدا مي کرد. اين تصميم سازمان حتماً براساس سريال سازي، برنامه ريزيها و تحقيقات بوده است چون بعد از مدتي مديران تلويزيون به اين نتيجه رسيدند که کارهاي روتين با وجود اين که پر مخاطب هستند، بيش از آن که بخواهند در جامعه بار مثبت به وجود آورند، بار منفي، مسايل، مشکلات و حواشي زيادي را در پي دارند.
چون اين آثار معمولاً همزمان با توليد، پخش هم مي شدند و سازندگان زياد نمي توانستند روي پيام و ساختار آنها کار کنند در اين شرايط سازمان تصميم گرفت براي پخش مجموعه هاي روتين و شبانه به سمت ژانرهاي ديگري حرکت کند و موضوعهاي اجتماعي را نيز در سريالهاي شبانه بگنجاند که ساخت و پخش سريالهايي مانند نرگس، ترانه مادري و رستگاران در پي اين تصميم آغاز شد. البته تلويزيون هنوز هم در توليد و پخش سريالهاي طنز شبانه همچنان فعال است مثل همين سريالهاي «مسافران» و «شمس العماره».
با همه اينها به عقيده من تلويزيون با پخش مجموعه هاي 90 شبي ملودرام رويه درستي را در پيش گرفته است، زيرا ساخت اين گونه آثار دردسر کمتري دارد. اما طنز چون درونمايه انتقادي دارد، مشکلات خود را نيز در اين فرم پخش دارد.
* و در پايان بفرماييد الان مشغول چه کاري هستيد؟
** در حال حاضر مراحل پيش توليد سريال «آدرس» را پشت سر مي گذاريم و با توجه به برنامه ريزيها و پيش بيني هاي انجام شده اين کار از اول آبان کليد خواهد خورد، سريالي که به نويسندگي اميرعباس پيام براي پخش از شبکه دو سيما در نظر گرفته شده است.
بد نيست بدانيد که براي اولين بار از حضور بازيگراني چون فرامرز قريبيان و مهتاج نجومي در يک کار طنز روتين استفاده مي شود.

  


استاد اميرخاني: رسول مرادي از خوشنويسان موفق نسل اخير است



گروه هنر - حميدرضا بي تقصير: آيين بزرگداشت استاد رسول مرادي به همت مجتمع فرهنگي هنري باغ فرهنگ ترشيز و با همراهي



انجمن خوشنويسان و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان کاشمر با حضور وي و استاد يدا... کابلي خوانساري، استاد عثمان محمدپرست و 40 نفر از هنرمندان خوشنويس استان و کشور با قرائت پيام استاد اميرخاني در مجتمع فرهنگي هنري سرو کاشمر برگزار شد.
استاد اميرخاني در پيام خود ضمن عذرخواهي به دليل عدم توان پاسخگويي به دعوت برگزارکنندگان مراسم به علت بيماري، براي گردانندگان چنين مراسمي آرزوي توفيق کرده و گفت: اميدوارم چراغ هنر در گوشه گوشه اين کشور روشن بماند.
استاد در ادامه مي افزايد: رسول مرادي از خوشنويسان موفق نسل اخير است که فعاليت مستمر در زمينه خلق آثار، تأليفات، کتابت دواوين نفيس و ماندگار ادب فارسي و حضور فعال در جشنواره هاي داخل و خارج توانسته اند خوني جديد در رگ هاي اين هنر ماندگار بدمند، براي ايشان آرزوي موفقيت قلبي دارم.
دبير آيين بزرگداشت استاد رسول مرادي برگزاري اين مراسم را رويايي به تحقق پيوسته دانست و گفت: تحقق اين رؤيا آرزو بود تصور نمي کردم که روزي شاهد حضور جمعي قابل توجه از هنرمندان و هنردوستان در مراسم بزرگداشت استاد مرادي باشم.
دکتر سهيل سادات ترشيزي در ادامه با اشاره به حضور استاد مرادي در کاشمر در نيمه اول دهه شصت به عنوان دبير آموزش و پرورش اظهار داشت: درگذر تاريخ شاهديم که خطه ترشيز و ديار کاشمر جايگاه خاصي براي زيبايي شناسي قائل بوده و هست. اگر به پيشينه اين ديار توجه کنيم، چيزي جز وحدانيت و يکتاپرستي نمي بينيم گذري به روزگار زرتشت و ارايه دين بهي به گشتاسب و کشت درخت بهشتي سرو کاشمر و از آن به بعد تا استقرار اسلام در اين منطقه گواه اين ادعاست. وي با اشاره به شاهکار استاد شفيعي کدکني افزود: استاد در مرثيه هاي سرو کاشمر فرازهايي از عظمت اين ديار را بيان مي کند.
وي با انتقاد از عدم تلاش مسؤولان در امر معرفي کاشمر و جايگاه زيبا شناسانه آن يادآور شد: درد کهنه سرزمين کاشمر آن است که چهره هاي فرزانه و فرهيخته آن براي مردم خودش هم شناخته شده نيست.
و در پايان سخنان باغ فرهنگ ترشيز را تلاش براي شناسايي و معرفي توانمندي هاي فرهنگي هنري کاشمر ذکر کرد و گفت: استاد رسول مرادي به توصيف من نياز ندارد او را آقا رسول مي دانيم آقاي هنر خوشنويسي ايران.
استاد يدا... کابلي خوانساري چهره ماندگار جمهوري اسلامي ايران نيز در اين مراسم با تقدير از فضاي مملو از عشق و مهر و حق گذاري و شکر اين محفل گفت: برگزاري اين بزرگداشت، تقدير از گرانقدري نازنين و نازنيني گرانقدر و هنرمندي دلسوخته است که به همت شاگردانش برگزار مي شود، اين مراسم و برگزاري اش در کاشمر در همسايگي نيشابور و در خطه بزرگ خراسان بار ديگر تداعي گر حضور خراسان و هنرمندانش در جاي جاي فرهنگ و هنر ايران است.
وي استادان خوشنويسي حاضر در مراسم را چلچراغهاي خوشنويسي کشور ذکر کرد و اظهار داشت: اين آيين پاسداري از هنر خوشنويسي و عزيزي از عزيزان دلسوخته اين هنر است.
وي با اشاره به حضور چهره بي بديل هنر موسيقي مقامي کشور يعني استاد عثمان محمد پرست در اين مراسم خاطرنشان کرد: عثمان محمد پرست نماد و نمونه موسيقي سنتي و مقامي خراسان بزرگ است که مايه افتخار ايران در جهان است و اينک او با حضورش در کنار ساير اساتيد بهار خوشنويسي کاشمر را در آستانه پاييز پر عطر کرده است کم جايي را ديده ام که اين گونه با اين ظرفيت هنرمندان گردهم جمع شده باشند.
وي سپس به آسيب شناسي هنر خوشنويسي ايران پرداخت و يادآور شد: انجمن خوشنويسان ايران کارش را در چهار دهه قبل در چهار شعبه مشهد، تبريز، شيراز و اصفهان شروع کرد، آن زمان شماره کارت هنرجويي من 361 بود و اينک بيش از 35 هزار خوشنويس در بيش از 400 شعبه فعاليت مي کنند. اميد که در اقصي نقاط ايران چشم انتظار برگزاري مراسمي اينچنيني باشيم.
وي برگزاري دو سالانه خوشنويسي را موضوعي مهم عنوان کرد و تصريح نمود: هنرمندان بايد حافظ هنر و آبروي آن باشند و در شرايطي که عده اي قصد مخدوش کردن دستاوردهاي آن را دارند در محافظت از اين هنر معنوي تلاش کنند.
وي تقدير از استاد مرادي را تقدير از اخلاق و فضيلت و ادب دانست و گفت: آنچه شاهديم تأثير معنوي استاد در حافظه تاريخي مردم کاشمر هستيم و اين چيزي جز تأييد حاکميت هنر خوشنويسي در اين سرزمين نيست و استاد با تربيت شاگردان مبرز بر قلوب حاکميت کرده و مي کند.
استاد يدا... کابلي خوانساري فعاليت استاد مرادي در همه دهه اخير را ناشي از عشق و ايثار و مهرباني ذکر کرد و اظهار داشت: از آفات ما مرده پرستي است و خوشحالم که اين جلسه قابل توجه و مؤثر است و با توجه به حضور استاد مرادي در محفل قابل اعتناست.
در اين مراسم افتخاري رئيس انجمن خوشنويسان مشهد، عثمان محمدپرست دوتار نواز نامدار ايران، استاد رضايي از دوستان استاد مرادي و يکي از شاگردان استاد طي سخناني به بيان خاطره و نکاتي نغز از زندگاني استاد پرداختند.
برگزاري برنامه هاي متنوعي نظير دوتار نوازي استاد محمدپرست، شعرخواني، اجراي موسيقي سنتي و اهدايي لوح تقدير به استاد مرادي و تنديس مراسم به قريب 40 هنرمند خوشنويس از ديگر برنامه هاي اين مراسم بود.
در حاشيه مراسم:
- در جوار محل برگزاري مراسم نمايشگاهي از آثار خوشنويسي استادان مطرح اين رشته در سطح کشور و استان برپا بود. استاد اميرخاني به طور ويژه دو اثر براي نمايش در اين نمايشگاه ارسال کرده بود.
- در اين مراسم پيشنهاد برگزاري جشن چهلمين سال فعاليت انجمن خوشنويسان در مشهد مطرح شد.
- صحنه حضور استاد مرادي در ميان شاگردان قديمي اش در کاشمر ديدني بود و بازار عکسهاي يادگاري گرم.
- نمايش کليپي با محوريت زندگي هنري استاد مرادي با تشويق حاضران مواجه شد.
- کيفيت بالاي مراسم و نظم آن باعث وجد و نشاط روحي هنرمندان حاضر در مراسم بود آنان بر اجراي مجالس مشابه در ساير نقاط بارها تأکيد داشتند.
- حضور مسؤولان کاشمر در اين مراسم کمرنگ بود. فرماندار دير آمد و زود رفت. اعضاي شوراي شهر هم حضوري نيم بند داشتند.
- حضور اعضاي انجمن خوشنويسان شهرستانهاي مجاور قابل توجه بودند. آنها حضور اين همه استاد را به فال نيک گرفته بودند.

  


دوستي کاکتوسها



* محمدکاظم کاظمي
ما به اميد خدا کم کم کارگاه را بازسازي مي کنيم و از حالت «تعميرگاه شعر» به در مي آوريم. مي خواهيم يک فضاي چندمنظوره باشد، تا بتوان تنوع بيشتري در کار داشت و اگر به ناگاه شوق آن يافتيم که درباره کتاب ارزشمند «کاکتوسها همديگر را دوست مي دارند» يادداشتي بنويسيم، گمان نرود که جناب رضا ياوري شاعر اين کتاب را نيز در رديف دوستان تازه کاري دانسته ايم که محبت مي کنند و شعرشان را براي نقد به اين کارگاه مي فرستند.
باري، اين کتاب 55 صفحه اي که 43 شعر نو از رضا ياوري را در خود دارد، در همين سال 1388 از سوي نشر شاملو در مشهد منتشر شده است، با طرح جلد محمدرضا باغي و نظارت چاپ غلامرضا بروسان.
بايد اعتراف کنم که اين کتاب براي من کمابيش غافلگيرکننده و فراتر از انتظار بود. خلاقيت و ريزبيني و دقت نظر شاعر به راستي ستودني است. او در پيدا کردن لحظات و ارتباطهاي شاعرانه در محيط، بسيار تواناست و به همين سبب کشفهايي که دارد، بيشتر آدمي را غافلگير مي کند. در اين کتاب آن قدر کشف به چشم مي خورد که شايد در يک کتاب چند صد صفحه اي از بسيار ديگر شاعران زمانه ما نتوان ديد. اين دو شعر کوتاه را ببينيد:
قطار مي گذشت
و ماه
به تعداد پنجره ها تکثير مي شد.
***
هر سيبي را که مي چيدند
چراغي خاموش مي شد
و تاريکي
درخت به درخت باغ را مي پوشاند.
چنان که مي بينيد، شعرها بسيار عيني و ملموس است. تصويرهاي انتزاعي و دور از ذهن و ابهامهاي دروغين تقريباً در هيچ جاي کتاب يافت نمي شود. همه چيز با شفافيت تمام بيان مي شود و البته شفافيتي که از صراحت به دور است و در هاله اي از بيان شاعرانه پوشانده شده است.
ديگر وجه امتياز شعر رضا ياوري، صميميت عاطفي آن است. انسان در اين شعرها حضوري روشن دارد و لحظاتي از روابط انسانها که در شعرها تصوير مي شود، بسيار عاطفي و تأثيربرانگيز است :
روزهاي برفي
طولاني ترند
براي کودکي
که از سوراخ کفشش
به زمستان مي نگرد.
اما چيزي که در کار بيشتر شاعران ريزبين و صاحب کشف و خلاقيت ديده مي شود، اين است که در بسيار وقتها اين کشفها و لحظه هاي ناب عاطفي فقط در قالب يک شعر کوتاه بيان مي شود و کمتر دستمايه سرايش شعري بلند مي شود. سخن من به معني مخالفت با شعر کوتاه نيست، بلکه بيانگر اين احتمال است که شايد نوعي بي حوصلگي در کار است. گويا شاعر فقط در پي بيان آن کشف است، نه ساختن شعري انداموار با يک تأثير عاطفي درازمدت و ماندگار. بايد پذيرفت که گاهي شعرهاي بلند به واسطه اين که مدت بيشتري آدمي را با خود درگير مي کنند، در ذهنها ماندگارترند.
اين گمان من را شعرهاي يک مصراعي صفحات 53 تا 55 کتاب تأييد مي کند، شعرهايي که گاه به کاريکلماتور شباهت يافته است :
آرام، نام غم انگيزي است براي اقيانوس
***
ما تنها پلي هستيم که زندگي از آن عبور مي کند.
در مجموع به نظر مي رسد که شاعر ما بيشتر مشتاق تخيل و کشفهاي شاعرانه است، نه زبان آوري و هنرمنديهايي در ساختار و ساختمان شعر. به همين سبب گاهي کلامش از نظر ظاهر به نثر مي گرايد، مثل همين شعر آخر که ديديم. همين جا شايد اگر گفته مي شد که «ما پلي هستيم براي عبور از زندگي » کلام منسجم تر مي بود.
اما يک «کتاب شعر» يعني حاصل جمع تعدادي شعر با يک کتاب آرايي مطلوب. اين کتاب آرايي نيز بخشي از کار است و قابل نقد، و متأسفانه در نقدهايمان بيشتر غايب است. کتاب به گمان من طرح جلد زيبايي ندارد، طرحي که لااقل با نام کتاب يا موضوع شعرها تناسبي داشته باشد. نام کتاب هم بيانگر اين فضا نيست و قدري طولاني است. نام کتاب بايد ويژگيهايي داشته باشد که شايد در يادداشتي ديگر به تفصيل بيان کنم.
البته کاغذ مقواگونه کتاب علاوه بر اينکه آن را از لاغري مفرط نجات داده است، به آن به قول فرنگي ها «کلاس » هم داده است، اما کاش در ويرايش و کتاب آرايي نيز اين «کلاس » حفظ مي شد و مثلاً در صفحه 10 کتاب، «نمي خاراند» به صورت «نمي خواراند» نوشته نمي شد و در پشت جلد، «بيفتد» به صورت «بيافتد» نمي آمد و سطري از شعر صفحه 27 به صفحه 28 آويزان نمي شد و سرانجام ناشري که کتاب شعر فارسي چاپ مي کند، در شناسنامه کتاب، «نشاني » مي نوشت نه «آدرس ».
خلاصه اينکه مثل هميشه چيزي که در اين کتاب غايب است، يک ويرايش و کتاب آرايي مطلوب است. اين البته به «شعر» جناب رضا ياوري خدشه اي نمي زند، اما به «کتاب شعر» او خدشه مي زند.

  


سخنرانان ياد روز حافظ معرفي شدند ؛ اهداي نشان درجه يک حافظ شناسي به خرمشاهي



مدير علمي و پژوهشي مرکز حافظ شناسي از اعطاي نشان درجه يک علمي حافظ شناسي به بهاءالدين خرمشاهي خبر داد.




به گزارش ايسنا، کاووس حسنلي گفت: امسال به پيشنهاد مرکز حافظ شناسي و تأييد ستاد مراسم يادروز حافظ، از استاد نام آشناي حوزه حافظ پژوهي، بهاءالدين خرمشاهي، تجليل خواهد شد. در اين برنامه، مرکز حافظ شناسي چهارمين نشان درجه يک علمي حافظ شناسي را به پاس تلاشهاي ارزنده و ماندگار استاد خرمشاهي در حافظ پژوهي به ايشان تقديم خواهد کرد.
پيش از خرمشاهي در سالهاي گذشته، سه نفر شايسته دريافت نشان درجه يک علمي حافظ شناسي تشخيص داده شدند و اين نشان به آنها اهدا شد.
اين استادان حافظ پژوه به ترتيب عبارت اند از: شارل هانري دو فوشه کور - مترجم و شارح ديوان کامل حافظ به زبان فرانسوي -، جواني ماريا درمه - مترجم ديوان کامل حافظ به زبان ايتاليايي -، و سليم نيساري - نسخه شناس و مصحح ديوان حافظ -.
حسنلي همچنين با تشريح برنامه هاي علمي يادروز حافظ، يادآور شد: پرسشي که امسال براي انگيزش توجه حافظ پژوهان درافکنده شد، اين بود که: آيا شعر حافظ که به زماني ديگر و جهاني ديگر مربوط بوده، به درد انسان امروز هم مي خورد يا نه؟ به عبارت ديگر، موضوع علمي برنامه هاي يادروز حافظ در سال 1388 ، «حافظ و چالشهاي انسان امروز» است که صبح روز سه شنبه ( 21 مهرماه) در تالار نوبنياد مرکز اسناد و کتابخانه ي ملي فارس، برگزار مي شود.
حسنلي سپس درباره سخنرانهاي امسال نشست علمي يادروز حافظ و عنوانهاي اين سخنرانيها به ايسنا گفت: سيدجعفر حميدي درباره «نقش حافظ در ارتقاي فرهنگي جامعه معاصر» و حجة الاسلام بينازاده در پيوند با «آموزه هاي حافظ و ارتباط آن با دين در جامعه امروز» سخن مي گويند. عنوان سخنراني چنگيز رحيمي، «حافظ و روانشناسي» است و اسماعيل آذر درباره «جايگاه حافظ در غرب و ارتباط آن با هويت ملي معاصر» سخنراني مي کند. همچنين عنوان سخنراني محمدرضا برزگر، «حافظ و رونق صنعت گردشگري» است و علي محمدي درباره «متن شعر حافظ و درک ادبي معاصر» سخن مي گويد.او افزود: «آداب معاشرت انسان امروزي در ديوان حافظ» عنوان سخنراني محمود رخ بخش زمين است. همچنين نصرت عيسي نويچ از استادان بوسنيايي است که عنوان سخنراني خود را «حافظ شيرازي در ذهن و ضمير مردم امروز بوسني» انتخاب کرده است. در سرآغاز برنامه هاي علمي هم علي اکبر اشعري - رئيس سازمان اسناد و کتابخانه ملي - سخنراني خواهد کرد.

  


در همايش «ما هيچ، ما نگاه» عنوان شد:
تلاش براي انتقال سهراب سپهري از ميان بتن و سيمان به گلستانه



همايش بزرگداشت هشتادويکمين سال روز تولد «سهراب سپهري» با گلباران مزار اين شاعر و نقاش معاصر در کاشان برگزار شد.
به گزارش ايسنا، دومين همايش «ما هيچ، ما نگاه» با گلباران مزار سهراب در مشهد اردهال آغاز شد و با سخنرانيهايي در محل کانون انديشه جوان - سپهري ادامه يافت.
محمود ساطع - دبير اين همايش - بر سر مزار سهراب سپهري با اشاره به فضايي که آرامگاه سهراب در آن واقع است، گفت: بنايي که مزار سهراب در آن قرار دارد، بنايي چندصدساله و بخشي از شاهکار ايراني ماست؛ اما مشاهده مي کنيم در بخشي سيمان خالي مي کنند و بخش ديگر، فلز و آهن و ستونهايي است که بالا مي رود و قرار است اين فضا مسقف شود. زماني يک حوض بزرگ آبي در اين فضا وجود داشت که آن هم از دست رفت.
او با بيان اين که ما با اين کارها به ميراث فرهنگي و معنوي کشورمان پشت مي کنيم، اظهار اميدواري کرد که مسؤولان فرهنگي ما ميراث دار فرهنگ و ميراث نياکان مان باشند.ساطع همچنين گفت: در سال 59 ، کالبد سهراب سپهري در اين جا به امانت گذاشته مي شود تا بعدها به قريه چنار گلستانه منتقل شود. يکي از اهداف ما از برگزاري اين همايش اين است که اين اتفاق را رقم بزنيم و سپهري در گلستانه آرام گيرد؛ نه در فضايي که همه جاي آن را بتن و سيمان فراگرفته است.
سپس تعدادي از شاعران به شعرخواني پرداختند و ادامه مراسم در محل کانون انديشه جوان - سپهري در خانه تاريخي احسان پي گرفته شد.
سيدحسن رضوي - از دوستان سهراب - در اين مراسم گفت: جفاهاي زيادي به سپهري شد. وقتي او در بيمارستان پارس بستري بود، مرحوم آريان پور به سهراب گفت که مرگ حق است، نمي خواهي وصيت کني که کجا دفنت کنند؟ سهراب گفت من وصيتم را کرده ام. بعد از مرگش يک ساعت و نيم مذاکره بود که او را کجا دفن کنند و در نهايت به جايي بردند که نبايد مي بردند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com