تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
ضربان
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-10-12
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 20مهر ماه 1388


نوبل ؛ بيگانه با صلح



* غلامرضا قلندريان

از بين 205 شخصيت و سازمان نامزد دريافت جايزه صلح نوبل، کميته صلح نوبل نروژ، باراک اوباما رئيس جمهور آمريکا را شايسته دريافت اين جايزه تشخيص داده است.
پس از اعلام نام باراک اوباما رئيس جمهور آمريکا به عنوان برنده جايزه صلح نوبل، واکنشها و تحليلهاي گوناگوني از صاحب نظران نسبت به اين اقدام، گستره رسانه اي به خود گرفته است.
برخي ديدگاه ها اين جايزه را زود هنگام و بعضي نابهنگام و تحليلهاي ديگري نيز وي را فاقد شرايط معرفي کرده و مسير اعطاي جايزه را کاملاً سياسي و خارج از اراده آقاي آلفرد نوبل مي دانند.
بررسي رسانه ها، نشان مي دهد بيشترين مخالفتها با اهداي جايزه صلح نوبل به باراک اوباما در غرب را دو دسته، يعني جمهوريخواهان آمريکا و اتحاديه اروپا تشکيل مي دهند. جمهوريخواهان آمريکا، با انتشار بيانيه اي در سطح کنگره اعلام کردند که «دادن اين جايزه به اوباما خط پاياني بر مشروعيت نوبل است.» روزنامه «لس آنجلس» که از حاميان اوباما به شمار مي رود در تحليلي آورده است: «کميته نوبل نه تنها اوباما را شرمگين کرده، بلکه اعتبار اين کميته را نيز تضعيف کرده است.»
براساس نظرسنجي شبکه تلويزيوني يورونيوز هم مشخص گرديد تنها 25 درصد از ساکنان اروپا با اعطاي جايزه صلح نوبل به باراک اوباما، موافقند!
نظرسنجي ديگر نشان مي دهد 78 درصد مردم آلمان نيز بر اين باورند، جايزه صلح نوبل حق باراک اوباما نيست. بر پايه نتايج نظرسنجي روزنامه «آنلاين ولت»، تنها 22 درصد شرکت کنندگان در نظرسنجي، اوباما را شايسته اين جايزه دانسته اند.
بر اساس وصيت آلفرد نوبل، جايزه صلح نوبل به شخصي داده مي شود که براي ايجاد برادري در ميان ملتها و انحلال يا کاهش نيروهاي نظامي يا برگزاري و حمايت از همايشهاي صلح طلبانه بزرگترين و بهترين کار را انجام دهد. باراک اوباما تنها 9 ماه در پست رياست جمهوري آمريکا بوده است و هنوز راه خود را در عرصه هاي داخلي و بين المللي نه تنها با احتياط، بلکه با ابهام ادامه مي دهد.
پيش از اين جايزه صلح نوبل به افرادي تعلق مي گرفت که جنگي را پايان يا خلع سلاحي را انجام داده باشند، در حالي که اوباما را در هيچ کدام از اين فهرستها نمي توان قرار داد.
اظهارات فاکس نيوز در اين زمينه را مي توان تأييدي بر ادعاي فوق قلمداد کرد، به نحوي که اين رسانه در اظهارنظري اين اقدام را تعجب آور خواند. سؤال اين است که باراک اوباما چه کاري انجام داده است که شايسته دريافت اين جايزه باشد؟
به نظر مي رسد، داوران کميته مذکور قرابتي با انگيزه آقاي نوبل ندارند و بر مبناي مؤلفه هاي تدوين شده خود، افراد را حايز شرايط معرفي مي کنند. تأملي در فهرست برندگان اين جايزه، ثابت مي کند اشخاص معرفي شده، اغلب کساني بوده اند که بيشترين هماهنگي را با مواضع صهيونيستها داشته و بررسي عملکرد آنها بيانگر پذيرش حاکميت بي قيد و شرط نظام سرمايه داري غرب، مخالفت با جهان اسلام و جنبشهاي آزاديخواه و استقلال طلب و تأييد جنايتهاي وحشيانه رژيم صهيونيستي بوده است.
تأملي در دريافت کنندگان جايزه صلح نوبل، اين موضوع را ثابت مي کند که مسير اعطاي جايزه مذکور کاملاً سياسي و بر خلاف وصيت صاحب اين ميراث است. برندگان صهيونيست مانند اسحاق رابين نخست وزير رژيم صهيونيستي و مناخيم بگين نخست وزير اسبق اين رژيم از جمله کساني هستند که با وجود جنايتهاي بي شمار و هولناک در فلسطين اشغالي و انجام ده ها عمليات تروريستي عليه زنان و مردان و کودکان بي گناه فلسطيني، با عنوان تلاش کنندگان براي برقراري صلح، جايزه صلح نوبل را در سالهاي 1978 و 1994 دريافت کردند.
عرفات مبارز به عنوان يک تروريست معرفي مي گردد، ولي پس از تسليم در اسلو و سادات پس از کمپ ديويد، برنده اين جايزه معرفي مي شوند.
اکنون اين سؤال مطرح مي شود که رئيس جمهور آمريکا کدام اقدام را در راستاي تقويت ديپلماسي بين المللي انجام داده است. در زمان 9 ماهي که از حضور وي در کاخ سفيد مي گذرد، واکنشهاي صلح طلبانه وي نه تنها زمينه کاهش نيروهاي آمريکايي در افغانستان را فراهم نکرده، بلکه وي همچنان به ادامه جنگ در افغانستان پافشاري مي کند و آن را ضروري مي داند تا جايي که انتظار مي رود در روزهاي آينده نيروهاي آمريکايي حاضر در افغانستان افزايش يابند و به 40 هزار نظامي برسند.
حملات ارتش آمريکا به مردم افغانستان و پاکستان به بهانه تعقيب تروريسم، مصداق ديگري است که شايستگي اوباما را در دريافت اين جايزه با ترديدهايي مواجه مي کند. اوباما در خصوص مردم فلسطين معتقد است هيچ ملتي مظلوم تر از مردم فلسطين در روي کره زمين وجود ندارد و در ادامه اضافه مي کند که به اين دليل مظلوم هستند که اسرائيل را به رسميت نشناخته اند. در هنگام جنگ 22 روزه، وي در حالي براي فرزندانش صلح و رفاه را آرزو مي کند که کودکان فلسطيني قرباني تجاوزهاي وحشيانه و ضد انساني اسرائيل در غزه هستند.
سخنراني آقاي اوباما در اجتماع آيپک، نمونه ديگري از حمايتهاي بي دريغ وي از صهيونيستهاست که در هنگام مبارزات انتخاباتي بيان نمود. زندان گوانتانامو و ابوغريب و بگرام، لکه ننگي بر دامن آمريکاست که تاکنون گام عملي براي برچيدن آنها از سوي ايشان برداشته نشده است.
در حوادث پس از انتخابات در ايران، وي از جمله کساني بود که با حمايت از اغتشاشگران همراهي با ديگر دولتهاي غربي را تکميل کرد. وي در اظهارات خود، از مقابله با اغتشاشات به عنوان اقدامهاي خشونت آميز و غيرمنصفانه عليه آشوب طلبان نام برد و گفت: بايد آزادي بيان مورد احترام قرار گيرد و آمريکا در کنار تمام کساني است که در پي استفاده کردن از اين حقوق هستند.
از سوي ديگر، تبريک «شيمون پرز» به «باراک اوباما» در کسب جايزه صلح نوبل، سياسي و ناعادلانه بودن اين تصميم را آشکار مي کند.
اکنون مي توان «جايزه نوبل امسال را تنها بر اساس نيت افراد، نه بر اساس دستاوردها» ارزيابي نمود، زيرا آقاي اوباما در شعارها و اظهاراتش سخناني را مطرح نموده است که برخي صاحب نظران با تحليلهاي زود هنگام، ادعاهاي وي را تغيير استراتژي آمريکا قلمداد کردند که عملکرد ايشان خلاف اين موضوع را اثبات مي کند، به نحوي که سردمدار کاخ سفيد از تعامل با جهان اسلام در قاهره سخن به ميان آورد، ولي اکنون در خصوص اقدامهاي صهيونيستها نسبت به بيت المقدس و در قبال گزارش گلدستون و جنايتهاي جنگي اسرائيل در غزه، اقدام قابل قبولي بر اساس اظهاراتش اتخاذ ننموده است.
البته چنانچه آقاي اوباما بتواند شايستگي خود را به عنوان برنده اين جايزه اثبات کند، لزوماً بايد اتفاقهايي در عرصه حضور آمريکا در منطقه خاورميانه و ديگر مناطق براي آمريکا رخ دهد. به عبارت ديگر، اگر رئيس جمهور آمريکا گامهاي اساسي در راستاي تعامل بر اساس حقوق ملتها بر دارد، مي توان پذيرفت که براي اولين بار برنده اين جايزه بر اساس آنچه اعلام گرديده، اقدام ميداني را اتخاذ نموده است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com