تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
ضربان
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-10-12
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 20مهر ماه 1388


بررسي خواب در کودکان؛ شب در چشم کودک



دانشمندان معتقدند، تعيين برنامه مشخص خواب شبانه براي کودکان، کيفيت و ميزان خواب آنان را بهبود بخشيده و در تضمين سلامتي شان مؤثر است.






لوزن هاله، پروفسور مرکز پزشکي دانشگاه استوني بروک در نيويورک معتقد است: «اگر يک برنامه و ساعت مشخص براي خواب شب کودکان تعيين شود، اين الگو بر روي کل زندگي آنان تأثير گذار خواهد بود».
يافته ها حاکي از آن است، داشتن برنامه خواب، آثار کوتاه مدت و بلندمدت مفيدي بر روي سلامتي کودکان دارد. در حقيقت برنامه مشخص خواب شبانه براي بچه ها بر روي الگوي خواب آنان در تمام طول زندگي تأثير خواهد گذاشت و داشتن وقت خواب مشخص بر روي کيفيت و ميزان خواب آنان تأثير مي گذارد.
دانشمندان مي گويند، نداشتن خواب کافي براي کودکان بر روي رفتار، حافظه، توجه و وضعيت عاطفي آنها تأثير منفي مي گذارد.خانواده ها با سطح درآمد و سواد پايين کمتر به اين مسأله توجه مي کنند ولي اين عامل هم برروي سلامتي کودک و هم بر روي زندگي بزرگسالي آنان تأثير مي گذارد.
دانشمندان سوئيسي با تحقيق روي سه تا پنج کودک يک تا 10 ساله متوجه شدند، کودکان از نظر ميزان خواب با يکديگر تفاوت قابل توجهي دارند و اگر کودکي کم خواب يا پرخواب باشد، در سراسر دوران کودکي به همان صورت باقي مي ماند. نکته جالب تر اين تحقيق آن است که مشخص شده پس از 10 سالگي نيز عادت خواب در بيشتر بچه ها ثابت باقي مي ماند.به اين ترتيب ساختار بيولوژيک (ساعت دروني) در کودک در تعيين مقدار خواب مورد نياز کودکان نقش مهمي ايفا مي کند و ميزان خواب طبيعي از کودکي به کودک ديگر متفاوت است. البته احتمالاً عوامل ديگري از قبيل محيط کودک، ژنتيک و عادت اطرافيان نيز بي تأثير نيست.در واقع والدين بايد ميزان خواب کودک خود را ارزيابي کنند و آن را بپذيرند؛ زيرا همان طور که گفتيم ميزان خواب کودک با کودک ديگر متفاوت است.





اما چگونه مي توان ميزان خواب کودکمان را ارزيابي کنيم؟

اگر کودک صبح بدون مشکل بيدار شود و در طول روز خواب آلود و بدخلق و کسل نباشد مشخص است که خواب شب او خوب و کافي بوده، در غير اين صورت بايد ميزان خواب او را بيشتر کرد. درهر حال با توجه به تفاوت ميزان خواب هرکودک، پس از مدتي حساب آن دست والدين مي آيد، اما در اين زمينه محققان باز هم والدين را تنها نگذاشته و با تخمين مقدار خواب بچه ها در سنين مختلف، والدين را دراين زمينه ياري داده اند.

نوزاد يک روزه تا يک ماه

نوزادان معمولاً بين 15 تا 18 ساعت در شبانه روز مي خوابند، اما دوره خواب آنان کوتاه و حدود دو تا چهار ساعت است. کودکان نارس معمولاً به خواب بيشتري نياز دارند و با توجه به اينکه نوزادان هنوزساعت بيولوژيک دروني يا ريتم شبانه روزي ندارند، الگوي خواب آنها به چرخه روز و شب ارتباط ندارد.
در حقيقت نياز آنها به خواب اصلاً قابل پيش بيني نيست و در اين مورد هم کاري از کسي ساخته نيست. بايد اين دوران با صبر و خونسردي بگذرد. به عبارتي والدين بايد با ساعت کودک تنظيم شوند؛ چون خواب کودک در اين دوران قابل تنظيم نيست.

نوزاد يک تا دو ماه

در اين دوران که خنده و هيجانات کودک شروع مي شود، الگوي خواب منظم تر مي شود و طولاني ترين دوره خواب 4 تا 6 ساعت مي باشد که بيشتر بعد از ظهرهاست تا شب. در اين دوران طولاني ترين بيدار باش دو ساعت است و پس از آن خسته مي شود و مي خوابد.
لطفاً به اين نياز کودک احترام بگذاريد؛ چون اگر بچه را زياد از حد بيدار نگه داريم تا خسته تر شود و راحت تر بخوابد، نتيجه عکس حاصل مي شود. در اين صورت کودک براي خواب مقاومت مي کند و ترشح هورمونهاي خاص موجب بيداري شبانه کودک مي شود.

نوزاد سه تا چهار ماه

در اين دوران سه چهارم خواب کودک شبهاست و روزها با سه بار چرت زدن سپري مي شود. در اين دوران چرخه روز و شب کودک پايدارترمي شود، اما هنوز نظم ندارد و نمي توان برنامه مشخصي برايش تعيين کرد. در اين دوران کودک اجتماعي تر شده و تمايل بيشتري به بازي دارد، به اين دليل در مقابل خواب شب مقاومت مي کند.

نوزاد چهار تا هشت ماه

در اين دوران است که بايد الگوي خواب سالم را در کودک به وجود آورد. از آنجا که در اين دوران الگوي خواب کودک به بزرگسالان شباهت بيشتري پيدا مي کند، توجه کنيد که به نيازهاي خواب کودکتان حساس باشيد و سبک زندگي خود را با او هماهنگ کنيد. اگر تا دير وقت بيداريد و او را هم بيدار نگه مي داريد، اين يک عادت غلط است و کم خوابي برايش نهادينه مي کنيد که درست به اندازه سؤتغذيه براي کودک مضر است.
به همين دليل براي کودک خود الگوي خواب منظمي در نظر بگيريد و به آن پايبند باشيد. بچه ها ممکن است در اين سن صبح ها زود بيدار شوند، حدود ساعت 5 ، 6 و دوباره بخوابند.کودکان 6 ماهه حدود دو تا سه ساعت چرت روزانه دارند که معمولاً اولين چرت آنها حدود 9 تا 10 صبح است و يک ساعت طول مي کشد. چرت بعدي 12 ظهر است و يک تا دو ساعت طول مي کشد و چرت عصرگاهي بين سه تا پنج بعد از ظهر متغير است و مدت زمان متفاوتي دارد.
محققان توصيه مي کنند، هيچ گاه نگذاريد کودک پس از سه بعد از ظهر بخوابد، در عوض شب او را زودتر بخوابانيد.

نوزاد 9 تا 12 ماه

کودک شبها 10 تا 12 ساعت مي خوابد و دو بار در روز چرت مي زند. ديگر به شيرخوردن شبانگاهي نياز چنداني ندارد. با توجه به اينکه در اين دوران سومين چرت روزانه حذف مي شود، ممکن است شبها زودتر بخوابد. البته اين مسأله بسته به کودک فرق مي کند.
جالب اين است که در اين سن اگر فقط 20 دقيقه در مقدار خواب او تغيير اتفاق نيفتد، بر روي رفتار او اثر زيادي دارد.
هرگز به خاطر يک خواب کامل شبانه چرت بچه را حذف نکنيد؛ چون اين عمل باعث خستگي و بد خلقي او شده و کودک شب سخت تر و با مقاومت مي خوابد و تا صبح چند بار بيدار مي شود.

کودک يک تا سه سال

در اين دوران چرت صبحگاهي او حذف مي شود و فقط يک بار در روز آن هم براي 1/5 تا دو ساعت چرت مي زند. اين تغيير گاهي باعث دردسر مي شود؛ چون براي بعضي کودکان يک بار چرت زدن کافي نيست و دو بار چرت زدن هم زياد است.
اگر چنين کودکي داريد، شب او را کمي زودتر بخوابانيد تا استراحت کافي داشته باشد و از خير چرت صبحگاهي او بگذريد. بچه هاي 21 تا 36 ماهه فقط يک بار چرت روزانه احتياج دارند که بين 1 تا 3/5 ساعت متغير است.
اين کودکان معمولاً بين 7 تا 9 شب مي خوابند و بين 6 تا هشت صبح بيدار مي شوند. براي کودکاني به اين سن بهتر است خواب شبانه و چرت آنها منظم باشد اما خيلي هم در اين موارد سخت گيري نکنيد چون نتيجه عکس مي دهد.

کودک 3 تا 6 ساله

معمولاً دراين دوران، کودکان ساعت 9 شب به بسترمي روند و حدود ساعت 6 تا 8 صبح بيدار مي شوند. بيشتر بچه ها در سن سه سالگي هنوز چرت روزانه دارند، ولي تا سن پنج سالگي اين چرت کوتاه تر و يا حذف مي شود.
در اين دوران هم توجه به نياز خواب کودک از واجبات است. مهدکودک يا کلاسهاي ورزشي يا... گاهي باعث حذف چرت عصرگاهي مي شود.
در اين صورت بايد برنامه خواب شبانه بچه را تغيير دهيد (مثلاً او را زودتر بخوابانيد) و هيچ وقت به اصرار، چرت روزانه او را حذف نکنيد.
توجه کنيد، خواب تأثير زيادي بر خلق و خوي کودک مي گذارد. کم خوابي باعث بروز مشکلات رفتاري مثل حالت تهاجمي، تدافعي، عدم پذيرش شرايط، رفتار متضاد و مخالف و گاهي بيش فعالي مي شود.

کودک 7 تا 12 سال

در اين سنين با توجه به فعاليتهاي اجتماعي مدرسه و ... زمان خواب شبانه ديرتر مي شود و به حدود ساعت 8 تا 10 شب مي رسد. مقدار خواب هم بين 9 تا 12 ساعت در شبانه روز متغير است.
توجه کنيد، دراين سنين هنوز ميزان خواب کافي براي کودک اهميت ويژه اي دارد و کم خوابي باعث خواب آلودگي روزانه کودک مي شود و ضعف درسي به همراه دارد.

  


سرطان رحم، بدخيمي مهار شده



رحم يک عضو تو خالي و گلابي شکل است که در قسمت پايين شکم بين مثانه و راست روده قرار دارد. ديواره هاي رحم از دو لايه





بافتي تشکيل شده است: لايه داخلي و لايه خارجي. از دو گوشه بالايي رحم دو لوله ظريف، قابل انعطاف و نرم به نام لوله هاي رحمي به طرف ديواره جانبي لگن کشيده مي شود که انتهاي آن به صورت شيپور در محوطه شکم آزاد است، عمل لوله ها هدايت تخمک آزاد شده از تخمدان و همچنين تخم بارور شده به طرف رحم است.
در زناني که در سنين باروري اند، لايه داخلي رحم هر ماه رشد مي کند و جداره اش ضخيم مي شود تا براي بارداري آماده شود. اگر زن باردار نشود، بافت ضخيم شده، همراه با خون از راه مهبل به بيرون مي ريزد که اين حالت را قاعدگي گويند.
تومورهاي رحم يا خوش خيم هستند و يا بد خيم.

تومورهاي خوش خيم

مهمترين تومور خوش خيم، فيبروم رحم است.
فيبروم ها شايع ترين تومور خوش خيم رحم هستند. اين تومورها بيشتر در حدود 40 سالگي پيدا مي شوند. يک زن ممکن است در يک زمان چند فيبروم داشته باشد. در بيشتر موارد فيبروم علايمي ندارند و احتياج به درمان هم ندارند، ولي بايد توسط پزشک کنترل شوند. بر حسب اندازه و محل تومورها، بعضي مواقع علائمي وجود دارد. اين علائم عبارتند از:
- خونريزي نامنظم
- ترشح
- تکرر ادرار
وقتي فيبروم ها سبب خونريزي شديد شوند و با فشار روي اعضاي مجاور ايجاد درد کنند، درمان جراحي و يا طبي انجام مي گيرد. وقتي زن به سن يائسگي مي رسد، فيبروم ها کوچک مي شوند و در پاره اي موارد خود به خود از بين مي روند.

تومورهاي بدخيم

اين تومورها بافتها و اعضاي مجاور را مورد حمله قرار مي دهند. اين تومورها همچنين از راه جريان خون و لنف به تمام نقاط بدن منتشر مي شوند. سرطان رحم به استخوانها، ريه ها و کبد انتشار مي يابد.
خونريزي غيرعادي بخصوص بعد از يائسگي، شايع ترين علامت سرطان رحم است. خونريزي ممکن است کم يا زياد باشد. سرطان رحم معمولاً پس از يائسگي ايجاد مي شود و به همين سبب خونريزيهاي دوران يائسگي نبايد ساده تلقي شود. علائم زير ممکن است با شروع سرطان رحم همراه باشند:
- خونريزي و ترشح غيرعادي بخصوص پس از يائسگي و يا خونريزي زياد هنگام عادت ماهانه
- اشکال و يا درد در هنگام ادرار کردن
- مقاربت دردناک
- درد در ناحيه لگن
علائم ياد شده ممکن است مربوط به سرطان رحم و يا ساير شرايط غيرعادي باشد، ولي اغلب اوقات ارتباطي با سرطان ندارد.
اگر زن دچار يکي اين از علايم فوق شد، بايد به پزشک مراجعه کند و پزشک با انجام معاينات و آزمايشهاي زير متوجه بيماري خواهد شد:
- معاينات باليني و آزمايشگاهي دستگاه هاي ادراري، تناسلي و گوارشي. در معاينه داخلي اگر تومور و يا تغييراتي باشد، معلوم مي شود.
- نمونه برداري از لايه داخلي بافت رحم و بررسي آن زير ميکروسکوپ.
- انجام آزمايش پاپ اسمير (نمونه اي از سلولهاي گردن رحم و بالاي مهبل جمع آوري مي شود و براي آزمايش به آزمايشگاه ارسال مي شود ).
- تمام خانمها پس از ازدواج بايد آزمايش پاپ اسمير را انجام دهند.

علل سرطان رحم

اين گروه بايد ساليانه معاينه و آزمايش پاپ اسمير بشوند. بعد از سه بار آزمايش و يا بيشتر، اگر نتيجه رضايت بخش بود، زمان آزمايش بعدي با نظر پزشک تعيين مي شود.
علت واقعي سرطان رحم مشخص نيست و پزشکان بندرت مي توانند توضيح دهند چرا يک زن سرطان مي گيرد و ديگري نمي گيرد. آنچه واضح است، اين است که سرطان رحم به علت يک آسيب و يا صدمه ايجاد نمي شود، مسري نيست و کسي از ديگري سرطان نمي گيرد. عواملي به نام خطرساز، خطر ابتلا را افزايش مي دهند.

* عوامل خطرساز

- سن: سرطان رحم بيشتر در زنان 50 سال به بالا شايع است. خطر ابتلا با افزايش سن زياد مي شود.
- درمان با استروژن: در زناني که در دوران يائسگي براي برطرف کردن علايم اين دوران و يا جلوگيري از پوکي استخوان و کم کردن خطرات بيماريهاي قلبي و سکته، استروژن مصرف مي کنند، شانس ابتلا به سرطان رحم بيشتر است. استفاده طولاني و به مقدار زياد اين خطر را افزايش مي دهد.
- چاقي: خطر ابتلا به سرطان رحم در زنان چاق دو برابر زنان با وزن معمولي است.
- ديابت و فشار خون بالا: بعضي از دانشمندان اعتقاد دارند، ديابت و فشار خون بالا، خطر ابتلا به سرطان رحم را بيشتر مي کند.
- ساير سرطانها: خطر بروز سرطان رحم در مبتلايان به سرطان روده بزرگ و سينه بيشتر است.
- نژاد: خطر ابتلا در نژاد سفيد بيشتر از نژاد سياه است.
- ساير موارد: نازايي، نامنظم بودن عادت ماهانه، يائسگي ديررس هم از ديگر عوامل خطرساز هستند.

درمان

درمان اغلب به روش جراحي است و در مواردي هم از اشعه درماني استفاده مي شود. تعداد کمي از بيماران با شيمي درماني و هورمون درماني معالجه مي شوند.
انتخاب روش درماني به اندازه تومور، شرايط هورموني بيمار، سن، وضعيت عمومي بيمار و بخصوص درجه بندي سرطان رحم بستگي دارد. منظور از درجه بندي اين است که آيا سرطان در مراحل اوليه است و فقط بافت رحم را مبتلا کرده و يا به اعضاي مجاور حمله کرده و انتشار يافته است.

روشهاي درماني

جراحي: معمولاً رحم، لوله هاي رحم و تخمدانها بيرون آورده مي شوند.
اشعه درماني: اشعه درماني مانند جراحي در واقع درمان محل ضايعه است و فقط سلولهاي سرطاني را در محل ضايعه از بين مي برد. اين روش ممکن است همراه با جراحي باشد و يا پيش و پس از جراحي مورد استفاده قرار گيرد.
هورمون درماني: درمان با هورمون پروژسترون صورت مي گيرد و در واقع يک درمان عمومي است که به صورت خوراکي و يا تزريقي مورد استفاده است.
شيمي درماني: استفاده از داروهاست. اين داروها خوراکي يا تزريقي هستند مانند هورمون درماني، شيمي درماني هم يک درمان عمومي است و در زماني که سرطان منتشر شده است، به کار مي رود.

آثار جانبي روشهاي درماني

جراحي: پس از درآوردن رحم، زن احساس درد و يا خستگي عمومي مي کند. در بعضي مواقع، تهوع، استفراغ و اشکال در دفع ادرار و مدفوع وجود دارد. زناني که تخمدانهاي آنها با رحم برداشته مي شوند، فوري يائسه مي شوند و علائم يائسگي مانند گرگرفتگي و... در آنان پيدا مي شود.
تمايلات جنسي معمولاً بعد از درآوردن رحم تغييري نمي کند. البته بعضي از زنان ممکن است تغيير تمايلات جنسي پيدا کنند که مشاوره و حمايت و مراقبت شوهر از زن در اين مواقع بسيار مفيد و کارساز خواهد بود.
اشعه درماني: آثار جانبي بستگي به مقدار اشعه درماني و محل ضايعه دارد. بيماران هنگام درمان بخصوص در هفته هاي آخر آن خسته هستند. استراحت مهم است، ولي پزشکان توصيه مي کنند تا جايي که امکان دارد بيماران فعاليت معمول خود را داشته باشند.
هورمون درماني: زناني که تحت درمان با پروژسترون هستند، ممکن است زود خسته شوند و تغييراتي در وزن و اشتهاي آنها پيدا شود.
شيمي درماني: اين آثار جانبي در هر مورد متفاوت است و بستگي به مقدار درمان و نوع دارو دارد. بيماران بيشتر در معرض ابتلا به عفونت قرار مي گيرند، به آساني خونريزي پيدا مي کنند، بدنشان کوفته و انرژي و توان آنها کم مي شود و ممکن است دچار ريزش مو، تهوع، استفراغ، کمي اشتها و زخمهاي دهاني شوند. اين علايم بتدريج پس از دوره درمان از بين مي روند.

  


هنردرماني، راهي تازه



رئيس انجمن روان پزشکان ايران گفت: هنر به عنوان يکي از اساسي ترين موارد تجلي خلاقيت هاي انسان، نقش مؤثري در درمان و



تشخيص اختلالات رواني دارد که امروزه بيشتر مورد توجه قرار گرفته است.
دکتر احمد جليلي گفت: يکي از مباحث مطرح در علم روان پزشکي ارتباط بين فعاليتهاي مغز و اختلالات رواني است. با توجه به اينکه مغز به عنوان عالي ترين عضو تفکر، منشأ هر گونه خلاقيت محسوب مي شود، بين هنر و حالات رواني نيز ارتباط وجود دارد.
وي گفت: ارتباط بين هنر و مسايل رواني پديده جديدي نيست و از گذشته نيز قائل به ارتباط بين اين دو بوده اند؛ به گونه اي که ارسطو مي گويد: هنر و جنون دو روي يک سکه اند و همين بيانگر اين است که همواره ارتباطي بين خلاقيت و نبوغ و اختلالات روان پزشکي وجود داشته است.
رئيس انجمن روان پزشکان ايران با بيان اينکه با به کارگيري هنر و خلاقيتهاي هنري در درمان اختلالات رواني خفيف و شديد مؤثر است، گفت: ابعاد هنر درماني به صورت موسيقي درماني، نقاشي درماني، شعر، مجسمه سازي، نوشتن و ساير زمينه هاي هنر با تحريک قوه خلاقيت فرد در درمان اختلالات رواني بيماران تأثير فوق العاده اي دارد.
رئيس هشتمين کنگره روان پزشکان ايران با اشاره به اينکه امروزه استفاده از هنر درماني و نقش آن در درمان اختلالات رواني بيشتر مورد توجه قرار گرفته و سامان بهتري يافته است، گفت: در درمان يک فرد مبتلا به هر نوع اختلال رواني، علاقه مندي فرد سنجيده مي شود و بر حسب علاقه او به هر زمينه هنري، موسيقي درماني، شعر درماني و... در او به کار گرفته مي شود.
وي در مورد تأثير برخي اختلالات رواني همچون افسردگي بر عملکرد مغز گفت: افسردگي خلاقيت فرد را از بين مي برد و حتي اگر فرد هنرمند مثلاً نقاش و يا موسيقيدان باشد، در زمان افسردگي، نمي تواند کارش را بخوبي انجام دهد.
وي افزود: در عين حال برخي از اختلالات رواني البته نه در حد بسيار شديد که زندگي فرد را مختل کند، بلکه باعث مي شود که فرد خلاقيت بيشتري از خود نشان دهد. به عنوان مثال اختلال رواني صرع يا اپي ليسي در مواردي مي تواند زمينه بروز خلاقيتهاي فرد را فراهم کند.
رئيس نهمين همايش ساليانه انجمن روان پزشکان ايران با اشاره به برگزاري اين همايش از 3 تا 6 آذر ماه با حضور بيش از 800 متخصص در تالار همايش هاي کتابخانه ملي ايران گفت: تأثير هنر در درمان اختلالات رواني، يکي از موضوعات مورد بررسي در اين همايش است.

  


کفش امروز، درد پاي فردا



طبق يک بررسي که توسط دکتر لوئيس چانگ انجام شد، نشان مي دهد که پوشيدن کفش پاشنه بلند گرچه ممکن است در زمان حال فقط با درد کمي در ناحيه پا براي خانمها همراه باشد، ولي در سنين بالا باعث کاهش قدرت فعاليت خانمها و درد شديد پا مي شود.
- زناني که از کفشهاي پاشنه بلند در دوران جواني استفاده مي کنند، در سنين بالا بيشتر دچار درد پا مي شوند. اين مطالعه نشان داد، مردان نيز اگر در جواني از کفشهاي غير استاندارد و با طرحهاي عجيب استفاده کنند، در سنين بالا بيشتر از ديگر همسالان خود دچار درد پا مي شوند.
محققان مي گويند، اين يافته ها ممکن است توضيح بدهد که چرا زنان بسيار بيش از مردان به درد پا دچار مي شوند.
گرچه تعداد زيادي از مراجعات به مطبهاي پزشکان را درد پا در بزرگسالان تشکيل مي دهند، تاکنون تحقيقات زيادي در مورد درد پا و دلايل آن در بزرگسالان 74 - 65 ساله صورت گرفته است، اما محققان مي گويند، در مورد علل درد پا در بزرگسالان مسن تر شناخت بسيار کم است.
مطالعات قبلي در مورد کفش و درد پا نشان مي داد، انتخاب کفش با اندازه کوچکتر از پا موجب ابتلا به درد پا مي شود.
در اين مطالعه که جديداً منتشر شده، محققان به بررسي اثرات انتخاب کفش در اوايل زندگي بر روي درد پا در مراحل بعدي زندگي در 378 نفر در 3 گروه از بزرگسالان از شرکت کنندگان در مطالعه پرداختند.
محققان از شرکت کنندگان خواستند که اگر آنها در حال حاضر دچار درد، سفتي و يا ناتواني در يک يا هر دو پا هستند، اعلام نمايند.
آنها همچنين به جمع آوري اطلاعاتي در مورد نوع کفشها در طول زندگي پرداختند و افراد را در گروه هاي سني زير بررسي نمودند: 29 - 20 ، 44 - 30 ، 64 - 45 ، 74 - 65 و بالاي 75.
در نتيجه اين تحقيقات، دانشمندان کفشها را به سه گروه طبقه بندي کردند:
- کفش خوب: کفش کم ريسک، مثل کفشهاي ورزشي و کفشهاي بدون پاشنه
- کفشهايي با ريسک متوسط: خطر ابتلا به درد در سنين بالا با اين کفشها در حد متوسط است، مانند کفشهاي لاستيکي ( کفشهاي خاص و چکمه هايي که براي کار مورد استفاده قرار مي گيرد.)
- کفشهاي بد: اين کفشها با خطر بالايي در ابتلا به درد و ناتواني در سنين بالا همراه هستند. ساختار اين کفش ها مناسب براي پا نيست. مانند کفشهاي پاشنه بلند، صندلهايي که به شکلهاي عجيب طراحي شده و فقط زيبايي ظاهري مد نظر توليد کننده بوده است و همچنين دمپايي هاي غير استاندارد.
نتايج نشان داد که 19 درصد مردان و 29 درصد از زنان مسن از درد پا در بيشتر اوقات روز رنج مي برند. زناني که کفش خوبي در گذشته به پا کرده اند 67 درصد احتمال کمتري به درد نسبت به افراد که کفش هايي از نوع غير استاندارد و مناسب استفاده کرده اند دچار مي شوند.
گرچه تحقيقات بيشتري مورد نياز است تا بتوان نتيجه دقيقي گرفت، اما زنان و دختران جوان بايد مراقب انتخاب نوع کفش خود باشند تا در مراحل بعدي زندگي دچار دردهاي ناتوان کننده پا نشوند. همچنين انجام تمرينات منظم براي پا در کاهش اثر تأثيرات بد کفشهاي پاشنه بلند بسيار مؤثر است.
ارتباط بين درد پا و کفش انتخابي در ميان مردان، تنها 2 درصد کمتر از زنان است و کفشهاي بد، در درد پاي مردان در سنين بالا مؤثر است.

  


همنشيني کم خوني با کم هوشي



يک متخصص تغذيه گفت: کودکان مبتلا به کم خوني يادگيري کمتري دارند و ضريب هوشي اين کودکان 5 تا 10 درجه کمتر از حد طبيعي برآورد شده است.
مرتضي صفوي افزود: تغذيه صحيح با تأمين منابع مورد نياز رشد و نمو کودکان از طريق ريزمغذي ها، اثرات مهمي در توانمندي ذهني کودکان دارد. توانمندي ذهني نيز تأثير زيادي بر چگونگي يادگيري و کسب و به کارگيري مهارتهاي آموزش داده شده دارد.
مطالعات مختلفي در دنيا نشان داده است، سؤ تغذيه ميزان يادگيري کودکان در مدرسه و موفقيتهاي بعدي آنها را در طول دوران زندگي تحت تأثير قرار مي دهد و ضريب هوشي کودکاني که در 2 سالگي مبتلا به سؤ تغذيه پروتئين و انرژي و کوتاه قدي شديد بوده اند، در مقايسه با کودکان طبيعي سنين 8 تا 11 ساله، 11 امتياز کمتر بوده است.
اين متخصص تغذيه اضافه کرد: کمبود برخي از ريزمغذي ها بر توانايي ذهني مؤثر است از جمله کمبود آهن مي تواند در تمام مراحل زندگي سبب کاهش قدرت ادراک و يادگيري شود. کودکان مبتلا به کم خوني در مدرسه يادگيري کمتري دارند و ضريب هوشي اين کودکان 5 تا 10 امتياز کمتر از حد طبيعي برآورد شده است.
صفوي افزود: کمبود يد نيز باعث کاهش آموزش پذيري، فراگيري کودکان شده و ضريب هوشي آنها را به ميزان 13/5 امتياز کم مي کند که در اين مورد هزينه هاي صرف شده براي جبران اختلال يادگيري مؤثر نبوده و به هدر مي رود.
اين متخصص تغذيه اضافه مي کند: مطالعات دهه اخير نشان داده، نخوردن صبحانه مي تواند اثرات منفي بر يادگيري داشته باشد و در شرايط طبيعي ناشتايي (کوتاه مدت) مکانيسم هموستاتيک گلوکز خون را در سطحي ثابت نگه مي دارد تا بر عملکرد طبيعي مغز آسيب بزند و اگر مدت زمان ناشتايي طولاني تر باشد، نگهداري قند خون در سطحي که مغز قادر به فعاليت طبيعي خود باشد، دشوارتر شده و يادگيري و تمرکز حواس مختل مي شود.
صفوي افزود: بررسي هاي اخير نشان داده است، حفظ قند خون در محدوده طبيعي باعث بهبود عملکرد مغز و يادگيري کودکان مدرسه اي مي شود. يکي از دلايل افزايش يادگيري، ساخته شدن استيل کولين است که نقش آن در تقويت حافظه به اثبات رسيده است. کودکاني که از خوردن صبحانه امتناع مي کنند، در انجام تکاليف رياضي کارآيي کمتري دارند و قدرت خلاقيت و ابتکار آنها کاهش مي يابد.
وي مي گويد: کودکان در سنين مدرسه علاوه بر 3 وعده اصلي غذايي به ميان وعده نيز نياز دارند. در اين سنين، کودکان بايد هر 4 تا 6 ساعت براي نگه داشتن غلظت قند خون در حد طبيعي، غذا بخورد تا فعاليت سيستم عصبي و عملکرد مغز در حد مطلوب باقي بماند.
اين متخصص تغذيه گفت: کبد که مسؤول ذخيره گلوکز به صورت گليکوژن و آزادسازي آن به خون در صورت نياز است، در کودکان اين سنين تنها براي حدود 4 ساعت گليکوژن ذخيره مي کند. بنابراين دانش آموزان در اين سنين به خوردن غذا در وعده هاي بيشتر نياز دارند و بايد بين صبح تا ظهر و ظهر تا شب ميان وعده مصرف کنند.

  


واکسن آنفلوانزاي فصلي را هر چه زودتر بزنيد



يک متخصص عفوني به افراد در معرض خطر ابتلا به آنفلونزاي نوع A موسوم به خوکي توصيه کرد که هر چه سريع تر به تزريق واکسن آنفلوانزاي فصلي اقدام کنند.
دکتر مسعود مرداني، اظهار داشت: به دليل وجود پاندمي (همه گيري جهاني) آنفلوانزاي نوع A ، بايد هرچه سريع تر واکسن آنفلوانزاي فصلي تزريق شود.
وي اظهار داشت: هر چند هميشه شروع واکسيناسيون آنفلوانزاي فصلي با آغاز فصل سرما همراه است، اما در شرايط فعلي که پاندمي آنفلوانزاي نوع A در جهان وجود دارد، بهتر است واکسيناسيون آنفلوانزاي فصلي زودتر از فصل سرما آغاز شود.
اين عضو هيأت علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي، تأکيد کرد: خط اول پيشگيري از آنفلوانزاي نوع A انجام واکسيناسيون فصلي افراد در معرض خطر است.
دکتر مرداني اظهار داشت: واکسن آنفلوانزاي فصلي بايد به تمام افراد بالاي 50 سال و کودکان شش ماه تا شش سال بدون در نظر گرفتن بيماري تزريق شود.
وي گفت: همچنين بيماراني همچون بيماران قلبي عروقي، کليوي، دياليز، همودياليز، پيوند کليه، مبتلايان به بيماري هاي مزمن ريوي مثل برونشيت و آسم و همچنين تمام بيماراني که به نوعي نقص ايمني دارند، از جمله « HIV +» اچ.آي.وي. مثبت ها بايد واکسن آنفلوانزاي فصلي را مورد استفاده قرار دهند.
اين متخصص عفوني، افزود: اين واکسن همچنين براي افرادي که تحت شيمي درماني، راديوتراپي يا کورتون با دوز فوق فيزيولوژيک دريافت مي کنند نيز بايد تزريق شود.
دکتر مرداني به تمام کارکنان پزشکي اشاره کرد که جزو افرادي محسوب مي شوند که بايد حتما با واکسن آنفلوانزاي فصلي، واکسينه شوند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com