|
* عباسعلي سپاهي يونسي

قرنهاست «حافظ» شاعر دل و خانه ايرانيان است. ديوان او که به گفته خود هر چه دارد همه از دولت قرآن دارد در بسياري از خانه ها همسايه قرآن است و قرنهاست ايرانيان در لحظه هاي متفاوت و مختلف روزگار، ديوان حافظ را مي گشايند و حافظ مي خوانند. حافظي که هماره دشمن هر چه ناراستي و نادرستي بوده است و اوست که غزلياتش هميشه نويد روزهاي روشن و بهتر براي دلهاي نااميد در سخت ترين لحظات زندگي بوده و خواهد بود که بارها زمزمه کرده ايم:
يوسف گم گشته باز آيد به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزي گلستان غم مخور
اما افسوس و صد افسوس، با همه دوست داشتن هاي ما، هنوز آن طور که بايد و شايد حافظ را نشناخته ايم که همه شناختمان از او خلاصه مي شود به اين که او شاعر بزرگي است و به ديوان او تفأل مي زنيم اما فراموش مي کنيم که حافظ از ما چه مي خواهد و در تک تک ابياتش به دنبال چيست. حالا دوباره روز حافظ است. روزي که به عادت هر ساله برايش برنامه هايي برگزار مي کنيم تا کاري کرده باشيم و اين است همه سهم ما از بزرگي حافظ.
***

«منصور پايمرد» متولد سال 1329 خورشيدي در شيراز است و شاعر و حافظ پژوه. مجموعه شعري به نام «دستي از خورشيد و تشتي از دريا» کتاب «سلوک باطني حافظ» (سيري در رمز شناسي عرفاني شعر حافظ) کتاب «آينه وصف جمال» زيبايي شناسي، شخصيت پردازي و روايت گري در اشعار حافظ و... از آثار اين استاد حوزه ادب و فرهنگ فارسي است. او مدرس مرکز حافظ شناسي و رئيس انجمن دوستداران حافظ است و آن چه مي خوانيد گفتگويي است با اين عزيز درباره حافظ و روز او و به اختصار درباره انجمن دوستداران حافظ.
*استاد! با سپاس فراوان از شما و تبريک روز حافظ. براي شروع بفرماييد به نظرتان چه مقدار از مردم ايران حافظ را دوست دارند؟
** اين سؤال، سؤال گسترده اي است. مي توانيم اين ادعا را داشته باشيم که حافظ تنها شاعري است که مورد اقبال خاص و عام است و اين استقبال هم دلايل متعددي دارد که اگر لازم است من به آن اشاره کنم.
* ممنونم. اگر شما اجازه بدهيد به جاي پرداختن به علل مقبوليت شعر حافظ، به اين سؤال بپردازيم که آيا دوست داشتن حافظ کافي است يا بايد در پس اين دوستي اتفاق مهمتري را شاهد باشيم و اين دوست داشتن وسيله اي باشد براي رسيدن به چيزهاي ديگر؟
** متأسفانه ما نه تنها درباره شخصيتي مثل حافظ بلکه درباره خيلي از شخصيتهاي ديگرمان هم يک آشنايي سطحي را کافي دانسته ايم و مطمئناَ تنها همين دوست داشتن حافظ چيزي نيست که او دوست داشته باشد و براي آن سالها زحمت کشيده باشد. او به دنبال چيزهاي ديگر است و هر انديشمند و شاعري به دنبال اين است که مخاطب او هم به راهي برود که او دوست مي دارد و براي ايجاد آن زحمت کشيده است.
به اختصار مي شود به اين مورد مهم اشاره کرد که اگر ما آن چه را حافظ به دنبال آن است دريافته و آن را به کار برده بوديم جامعه اي که امروز داريم متفاوت از اين چيزي بود که مي بينيم و داريم. ما اکتفا کرديم به تفال به ديوان حافظ بزرگ و نهايت در دانشگاههاي ما اکتفا کرده اند به بررسي اختلاف نسخ و ضبط قرائتهاي مختلف ديوان حافظ و به همين دليل است که ما از انديشه و تفکر حافظ که ما را به مهر و مدارا، به دوري از خشونت، به ريانورزيدن و سالوس نبودن دعوت مي کند غافل مانده ايم.
* شما از تأسيس انجمن دوست داران حافظ چه هدفي داشتيد؟
** انجمن را دوستان ديگري مثل دکتر رستگار فسايي، دکتر کاووس حسن لي و... تأسيس کرده اند و هر دو سال هم در مجمع عمومي رئيس آن عوض مي شود که در حال حاضر بنده در خدمتتان هستم. اما وظيفه اصلي انجمن ما آوردن شعر و انديشه حافظ به ميان مردم کوچه و بازار است يعني شناخت و شناساندن حافظ به اعضا و در نهايت گسترش اين شناخت در بين طيفهاي مختلف مردم. چون همان طور که قبل از اين هم اشاره رفت بيشتر کار درباره حافظ در دانشگاهها و در مراکز آکادميک جريان دارد و اين کافي نيست.
ما وظيفه خودمان مي دانيم که با برگزاري نشستهاي مختلف به شکل حافظ خواني، سخنراني، گشتهاي علمي و ... عامه مردم را با حافظ آشنا کنيم. خوشبختانه اين هم تا حدود زيادي اتفاق افتاده است. در حال حاضر در اکثر شهرهاي کشور دفاتر انجمن افتتاح شده است و از صنفهاي مختلف در انجمن عضويت دارند و در برنامه هايي که ما داريم شرکت مي کنند و هر کدام از اعضاي انجمن خود نماينده انجمن در خانواده ها و جمع هاي مختلف بوده و همه تلاششان هم اين است که شعر و انديشه حافظ را تشريح و توزيع کنند.
* ما متوليان فرهنگي را داريم؛ ادارات و مؤسسات دولتي که بودجه هايي با هدف انجام برنامه ها و پروژه هاي فرهنگي دارند. مشکل کجاست که اين نهادها آن گونه که بايد و شايد به وظيفه خودشان عمل نمي کنند؟
** مشکلات آن قدر فراوان است که ديگر جاي پرداختن به اموري از اين دست نمي ماند و در موارد بسياري بيشتر به موارد حاشيه اي پرداخته مي شود تا مسائل اصلي و البته من اين وظيفه را وظيفه اصلي متوليان دولتي نمي دانم. اينها مي توانند از برنامه هاي فرهنگي که نهادهاي غيرانتفاعي دارند حمايت کنند مثلاً ما که بيشترين برنامه و کار را در موضوع حافظ در کشور داشته ايم به حمايت نهادهاي دولتي نيازمنديم و نياز به اين داريم که اگر حمايتي اتفاق نمي افتد دست کم سنگ اندازي در کارهاي ما انجام نشود.
متأسفانه متوليان فرهنگي ما آن قدر سرگرم کارهاي متفرقه شده اند که ديگر وقت و حوصله کارهايي از اين دست را ندارند و البته اين سرگرم بودن به امور حاشيه اي باعث بروز خسارتهاي جبران ناپذيري خواهد شد. به عنوان مثال امروز ترکيه داعيه اين را دارد که مولوي از آنهاست و در راه اثبات اين ادعا هم خوب کار مي کنند. عربها ادعاي اين را دارند که ابن سينا از آنهاست و خلاصه هرکدام از کشورها ادعاي يکي از شخصيتهاي جهاني ما را دارند و اين تأسف برانگيز است. اگر ما براي اين بزرگان برنامه داشتيم اين همه صاحب ادعا درباره آنها پيدا نمي شد.
* حمايتهايي که از آنها حرف زديد درباره انجمن شما انجام شده است؟
** ببينيد پايه اصلي کار اين انجمن بر وجود و حضور اعضاست. کمک خواستن ما در حد اين بوده است که مثلاً گاهي سالني در اختيار ما قرار بدهند و امکانات محدودي و البته در بسياري از مواقع اين اتفاق هم نيفتاد و شاهد نبود همکاري بوده ايم.
* مي توانيد از حمايت هايي که نشده است نام ببريد؟
** مثلاً سازمان جوانان بودجه زيادي دارد. بسياري از اعضاي انجمن ما را هم جوانان تشکيل مي دهند و کاري را که بايد انجام بدهند ما انجام مي دهيم. سازمان جوانان مي تواند از بودجه اي که دارد به ما کمک کند يا نهادهايي مثل ارشاد و سازمان ميراث فرهنگي که بعضي وقتها بايد براي گرفتن يک سالن براي اجراي يک برنامه 10 دفعه برويم تا شايد رضايت بدهند و سالني را در اختيار ما قرار بدهند.
* شما فرموديد اعضايي داريد و آنها هم فعاليت مي کنند. نتيجه کار را تا حالا چگونه مي بينيد؟
** اعضاي انجمن دوستداران حافظ بي هيچ مزد و منتي کار مي کنند. بودجه اي نداريم که در اختيار آنها قرار دهيم. يک سايت داريم که دوستداران شعر و انديشه حافظ مي توانند به آنجا مراجعه کنند و در جريان بعضي از کارها قرار بگيرند. در کنار اين، گاهي لازم است پوستري چاپ شود و يا کار ديگري انجام شود و بودجه انجام اين کارها را خود اعضا پرداخت مي کنند.
* پس هيأت مديره که شما هم از اعضاي آن هستيد هيچ حقوقي دريافت نمي کنند؟
** نه! ما هيچ حقوقي دريافت نمي کنيم و غير از وقتي که براي انجمن مي گذاريم بعضي وقتها کمکهاي مالي هم به انجمن مي کنيم، البته توقع مالي هم از کاري که انجام مي دهيم نداريم.
* در چه تعداد از شهرها شما نمايندگي داريد؟
** در بيش از ده شهر و مرکز استان دفتر داريم؛ شهرهايي مثل تهران، مشهد، بابل، بوشهر، اهواز، سميرم، و...
*به نظرتان با حجم بالايي از کتابهايي که درباره شعر و شخصيت حافظ نوشته شده است مردم ما تا چه اندازه توانسته اند به حافظ نزديک شوند، نزديک شدني که فقط به دوست داشتن خلاصه نشود و کاربردي باشد؟
** درباره حافظ هنوز بايد کارهاي زيادي انجام شود. امروز ما به يک نسخه حافظ قابل قبول رسيده ايم اما در موضوع انديشه حافظ و لايه هاي مختلف شعر او کم کار شده است و اين چيزي است که جامعه ما به آن نياز دارد.
* چه راهکاري داريد که انديشه حافظ در روزگار ما کاربردي شود؟
** به نظر من نياز يک جامعه، خود به خود جامعه را به سمت آن نياز مي کشد. حافظ بيش از هر شاعري به نسل جوان امروز ما نزديک است و نسل جوان هم با او ارتباط برقرار مي کند چون در حافظ محورهايي وجود دارد که جوانان را به طرف خود سوق مي دهد، يکي خشونت نداشتن است، ديگري گرايش به صلح و مداراست، مورد ديگر احترام به عقايد مختلف است، مورد ديگر فرار از تک صدايي است و احترام به صداهاي مختلف و... و حافظ بر داشتن و انجام اين موارد در شعر خود پافشاري مي کند به طور مثال مي گويد:
حافظ ار خصم خطا گفت نگيريم بر او
ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنيم
آيا اگر همين يک بيت در جامعه ما کاربردي مي شد، وضع جامعه ما اين بود که طاقت حرف مخالف را نداشته باشيم؟
* بزرگترين تفاوت حافظ با شاعران بزرگ فارسي زبان در چيست؟
** مشخصه حافظ اين است که او شاعر همه طبقات اجتماع است. هم عامي و هم خواص جامعه و هر کس از ظن خود يار او مي شود و اين هم البته دلايلي دارد. دليل اول اين است که او انس فراواني با قرآن داشته است.
دوم شعر او چکيده ادبيات فارسي است از طرف ديگر و ازهمه مهمتر چند لايه بودن شعر حافظ را نبايد از ياد برد. و مواردي ديگر که در سؤالهاي قبلي به آن اشاره شد. گذشته از اين، به طور مثال شما وقتي مي خواهيد سراغ مولوي برويد بايد با انديشه عرفاني به سراغ او برويد و خواننده عادي و دور از عرفان نمي تواند از شعر مولوي لذت لازم را ببرد يا در مورد فردوسي کسي از شعر او لذت بيشتري مي برد که احساسات ناسيوناليستي داشته باشد. اما حافظ هر سليقه و هر عقيده اي را پاسخگوست.
* چه بايد کرد که نامگذاري روزي به نام حافظ يا هر شاعر بزرگ ديگري کارآمدي بيشتري داشته باشد؟
** نبايد اين کارها رفع تکليف باشد. اين روز را خلاصه کرده ايم در چند سخنراني و چند مراسم ولي ارتباط اين برنامه ها با توده مردم قطع است چون بزرگداشت اين روز را يک رفع تکليف مي دانيم. حالا شما برنامه هاي بزرگداشت حافظ را مقايسه کنيد با بزرگداشت مولانا در ترکيه و ببينيد در اين روز در ترکيه چه کارهايي انجام مي دهند و چه خبر است، هم استفاده معنوي از اين روز مي شود و هم استفاده هاي مالي و دنيايي؛ کاري که ما براي حافظ انجام مي دهيم با کاري که آنها براي مولوي انجام مي دهند اصلاً قابل مقايسه نيست.
* به نظرتان چه بايد کرد که عامه مردم را درگير اين روز بکنيم؟
** همه نهادهاي دولتي بايد خود را متولي اين روز بدانند و در نشستها هم اقشار مختلف جامعه نماينده داشته باشند نه اين که شرکت کنندگان برنامه هاي ما تنها دانشگاهيان ما باشند. بايد براي همه مردم برنامه داشت و متأسفانه الان هر سال بي رونق تر از سال قبل برنامه بزرگداشت برگزار مي شود.
* با سپاس از شما، اگر صحبت خاصي مانده است بفرماييد؟
** خوشحالم که با روزنامه شما گفتگو کردم و به اين روز پرداخته ايد. اميدوارم پيام حافظ به گوش مردم برسد و در جان مردم ما بنشيند. همان طور که گفتيم اگر مردم ما حافظ را بشناسند و پيام او را درک کنند جامعه اي خواهيم داشت که با مهر و مدارا با هم رفتار خواهيم کرد و اين توانايي را خواهيم داشت که سخنان همديگر را بشنويم و ازتک صدايي پرهيز خواهيم کرد. اگر حافظ را بفهميم ديگر اهل ريا و رياورزي نخواهيم بود چون او قرنهاست علم ستيز با ريا را بر دوش مي کشد. |