تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
ضربان
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-10-12
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 20مهر ماه 1388


سر انجام بهنود شجاعي اعدام شد



گروه حوادث: بهنود «شجاعي» جواني که سال 86 و در جريان نزاعي مرتکب قتل عمد شده بود سرانجام سحرگاه ديروز اعدام شد.






حکم قصاص اين جوان که هنگام ارتکاب جرم هفده سال داشت ساعت 5 و 30 دقيقه ديروز در حالي در زندان اوين به اجرا درآمد که طي دو سال اخير تلاشهاي گسترده اي از سوي وکلاي مدافع اش، هيأت صلح و سازش دادسراي جنايي تهران و هنرمندان براي جلب رضايت اولياي دم صورت گرفته بود.
به گزارش خبرنگار ما؛ ساعت 23 و 15 دقيقه بيست و هفتم مردادماه سال 86 در جريان نزاعي در پارک ونک جوان 19 ساله اي به نام «احسان» بر اثر اصابت شيشه شکسته نوشابه به سينه اش به قتل رسيد.
تيم جنايي به سرپرستي بازپرس ويژه قتل دادسراي جنايي تهران در تحقيق از شهود پي برد مرحوم در درگيري با دوستش به قتل رسيده است.
بر اين اساس «بهنود» که آن موقع فقط هفده سال بيشتر نداشت دستگير شد و در تحقيقات مقدماتي به جرم خود اعتراف کرد.
وي مدتي بعد و در نهم مهرماه سال 86 از سوي شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران تحت محاکمه قرار گرفت و 5 قاضي دادگاه ياد شده پس از استماع دفاعياتش که گفته بود «شب حادثه من با شخص ديگري درگير بودم که «احسان» به قصد ميانجيگري در دعواي ما دخالت کرد. در نتيجه من عصباني شدم و شيشه نوشابه اي که در دست داشتم، شکستم و با آن ضربه اي به سينه وي زدم و فرار کردم، اما فکر نمي کنم با آن يک ضربه به قتل رسيده باشد» وي را گناهکار شناخته و حکم به قصاص وي دادند که رأي صادره به تأييد قضات شعبه 33 ديوان عالي کشور رسيد.
برپايه اين گزارش، با تأييد اين حکم توسط ديوان عالي کشور و دستور اجراي آن از طرف رئيس قوه قضاييه وقت، تلاشهاي زيادي از سوي هيأت صلح و سازش دادسراي جنايي تهران - وکلاي مدافع متهم، هنرمندان، انجمن دفاع از حقوق اطفال و غيره براي جلب رضايت اولياي دم صورت گرفت، به طوري که با اقدامهاي انجام شده «بهنود» چند بار از پاي چوبه دار به سلولش بازگشت. افزون بر اين حتي به گفته محمد مصطفايي يکي از دو وکيل مدافع متهم، پدر «احسان» در پايان نشستي که با تعدادي از هنرمندان از جمله پرويز پرستويي، عزت ا... انتظامي، هما روستا و غيره با او داشتند به صورت شفاهي رضايت خود را اعلام کرده بود، اما مورد موافقت دادگاه قرار نگرفت تا اينکه سرانجام وي براي آخرين بار ساعت 5 و 30 دقيقه سحرگاه صبح ديروز يکشنبه 19 مهرماه از قرنطينه به محل اجراي حکم انتقال يافت و اعدام شد.جعفرزاده سرپرست دادسراي جنايي با اعلام اين خبر گفت: هيأت صلح و سازش تلاش هاي زيادي براي رضايت پدر و مادر «احسان» انجام دادند، اما آنان سرانجام با قصاص راضي شدند.
اظهارات سرپرست دادسراي جنايي تهران در حالي است که به گفته مصطفايي وکيل مدافع متهم، اولياي دم تا پيش از ضربه زدن به صندلي متهم مي گفتند رضايت خواهند داد.

  


کلاهبردار ليزينگي دستگير شد



مرد جوان با وعده دادن نمايندگي شرکت فروش ليزينگي خودرو از شهروندان کلاهبرداري مي کرد.




به گزارش فارس، از چندي پيش مأموران پليس دريافتند جوان 34 ساله اي با افتتاح شرکتي به نام «اروند خودرو» اقدام به انتشار آگهي هاي تبليغاتي در روزنامه هاي کثيرالانتشار کرده و از متقاضيان نمايندگي دفتر فروش اين شرکت در مراکز استانها و شهرستانها، دعوت به همکاري کرده است.
مأموران دريافتند با انتشار آگهي هاي تبليغاتي در روزنامه هاي کثيرالانتشار، متقاضيان دريافت نمايندگي شرکت اروندخودرو به دفتر اين شرکت در اقدسيه حوالي بزرگراه ارتش مراجعه کرده اند و با مديرعامل اين شرکت به نام «ناصر» که خود را از سهامداران شرکتهاي خودروسازي معرفي کرده است، ملاقات و با عقد قرارداد و پرداخت مبلغي تحت عنوان ضمانت به حساب شرکت اروندخودرو، اقدام به افتتاح دفتر نمايندگي شرکت در شهرستان و جذب مشتري در خصوص تحويل خودرو با شرايط ليزينگي کرده اند.
بررسيها نشان داد، نحوه فعاليت اين نمايندگيها نيز بدين صورت بوده است که متقاضيان خريد خودرو با مراجعه به اين دفاتر نمايندگي با تکميل فرمهاي درخواست خودرو، مبلغي بين 200 تا 500 هزار تومان را با توجه به نوع خودرو درخواستي تحت عنوان کميسيون به حساب نمايندگي شرکت واريز کرده اند.
در ادامه اين نمايندگان شرکت اروندخودرو با دريافت چکهاي تضميني 5 يا 9 ميليون توماني که آن هم با توجه به نوع خودرو مورد درخواست متفاوت بوده است، چکها را به دفاتر نمايندگي تحويل و اين دفاتر نيز چکهاي تضميني دريافتي از مشتريان و مبالغ واريز شده به حساب دفاتر نمايندگي را به دفتر شرکت در تهران انتقال داده اند.
انتقال چکهاي تضميني به شرکت اروندخودرو و شخص مدير عامل به نام «فرهاد» بوده است تا چکها از طريق مديرعامل شرکت به حساب شرکتهاي خودروسازي واريز تا اقدامهاي لازم درخصوص تحويل خودرو به متقاضيان انجام شود.
اما اين امر هيچ وقت اتفاق نيفتاد و در پيگيري دفاتر نمايندگي شرکت و مالباختگان و مراجعه آنها به دفتر اصلي شرکت در تهران، مشخص مي شود دفتر مرکزي شرکت تعطيل شده است و همه وجوه چکها نيز به حساب شخصي مدير عامل شرکت واريز شده و هيچ گونه اطلاعي از مديرعامل و پولها در دست نيست.
با تشکيل پرونده مربوطه در شعبه هشتم بازپرسي دادسراي ناحيه يک شميران، به دستور مقام قضايي، پرونده براي رسيدگي تخصصي در اختيار کارآگاهان اداره چهاردهم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت که با بررسي اطلاعات موجود شرکت اروندخودرو مديرعامل اين شرکت شناسايي شد.
با شناسايي مدير عامل شرکت اروندخودرو، کارآگاهان با مراجعه به بانک اطلاعات مجرمان سابقه دار به سابقه دار بودن «فرهاد» پي بردند.
در ادامه تحقيقات انجام شده کارآگاهان 14 نفر از افرادي که اقدام به دريافت نمايندگي شرکت اروندخودرو کرده بودند شناسايي و از اين طريق متوجه شدند بيش از 100 مالباخته، با پرداخت پول به حساب شرکت اروندخودرو جهت دريافت خودرو مورد کلاهبرداري قرار گرفته اند.
کارآگاهان اداره چهاردهم پس از يک سري اقدامات اطلاعاتي شبانه روزي و پيگيريهاي مستمر و بهره گيري از همه امکانات، موفق شدند مخفيگاه متهم در منطقه ازگل را شناسايي کنند.
با شناسايي مخفيگاه متهم، هماهنگيهاي لازم با بازپرس شعبه هشتم دادسراي ناحيه يک شميران انجام شد و در نهايت کارآگاهان هفتم مهر امسال پس از دستگيري متهم، وي را به اداره چهاردهم منتقل کردند.
با انتقال متهم به پليس آگاهي، وي در اعترافهاي خود عنوان کرد پس از تعطيلي دفتر شرکت در منطقه اقدسيه، دفتر جديدي را در ميرداماد تأسيس کرده که با اطلاع کارآگاهان از اين موضوع، بررسيهاي جديد درخصوص نحوه فعاليت متهم در اين دفتر آغاز شد.
هم اکنون تحقيقات کارآگاهان به منظور شناسايي ديگر فعاليتهاي متهم و همچنين شناسايي ديگر مالباختگان پرونده شرکت اروندخودرو ادامه دارد.
با توجه به احتمال افزايش تعداد مالباختگان مرتبط با شرکت اروندخودرو و ديگر افرادي که به نوعي توسط متهم مورد کلاهبرداري قرار گرفته اند، مقام قضايي پرونده دستور انتشار بدون پوشش چهره متهم را صادر کرد.
از همه مالباختگان درخواست شده است براي طرح شکايت و تشکيل پرونده به شعبه 8 بازپرسي دادسراي ناحيه يک شميران يا اداره چهاردهم پليس آگاهي تهران بزرگ، مبارزه با کلاهبرداري، واقع در خيابان وحدت اسلامي مراجعه کنند.

  


راز گشايي از مرگ نگهبان «برج ساز» در پايتخت



گروه حوادث: رازگشايي قتل مردي ميانسال که در جنايتي از پاي درآمد، با دستگيري متهم آغاز شد.
به گزارش خبرنگار ما؛ ساعت 3/30 بامداد يکشنبه 19 مهرماه جاري عوامل کلانتري 148 در پي تماس يکي از نگهبانان ساختمان «برج ساز» واقع در خيابان آزادي روبروي دام پزشکي در جريان سرقت از آنجا قرار گرفتند.
دقايقي بعد، وقتي مأموران خود را به محل مورد نظر رساندند با پيکر نيمه جان يکي از نگهبانان ساختمان در حالي روبرو شدند که از ناحيه پشت سر مجروح شده بود.
براين اساس عوامل پليس همزمان با تماس با اورژانس و تقاضاي کمک براي انتقال مجروح حادثه، مرد سارق را که در درگيري با يکي ديگر از نگهبانان ساختمان از ناحيه سر مصدوم و دستگير شده بود، بازداشت کردند.
از سوي ديگر، با حضور عوامل اورژانس به محل حادثه، معلوم شد مرد مجروح که «جعفر» نام داشت و 50 ساله بود قبل از رسيدن تيم نجات و انتقالش به بيمارستان فوت کرده است.
بدين ترتيب به دستور قاضي «روشن» بازپرس ويژه قتل از شعبه سوم دادگستري جنايي تهران، جسد مقتول براي تعيين علت تامه مرگ به پزشکي قانوني انتقال يافت.
صبح ديروز متهم پرونده که خود را در تحقيقات پليسي «حسن» معرفي کرده است مورد بازجويي قضايي قرار گرفت.
اين مرد 41 ساله که معتاد به کراک است در خصوص اتهام وارده عليه خودش مبني بر ارتکاب قتل عمد و همچنين سرقت گفت: اتهام قتل را قبول ندارم. مرحوم پس از آنکه کنترلش را از دست داد، از پشت زمين خورد و سرش آسيب ديد. من هيچ نقشي در قتل او نداشتم.
وي که مأموران هنگام بازرسي بدني از او دو دسته کليد و يک قبضه چاقو کشف کرده بودند، در خصوص چگونگي حادثه گفت: براي سرقت به ساختمان رفته بودم و با کليدهايي که داشتم در دفاتري که در طبقات سوم و پنجم قرار داشتند را باز کردم و مقداري تجهيزات و لوازم پزشکي، دوربين و لپ تاپ را در دو کارتن جاسازي کردم و پس از برداشتن دو هزار و هفتصد دلار و حدود دو ميليون تومان وجه نقد از آنجا خارج شدم اما هنگام بازگشت برخلاف ورودم که از جلوي نگهبانان رد نشده بودم، گيج شدم و راهم را گم کردم در نتيجه مجبور شدم از در اصلي خارج شوم که همين مسأله باعث شد تا نگهبانان به من شک کنند.
متهم به قتل افزود: وقتي ديدم نگهبانان دست بردار نيستند و قصد دارند دستگيرم کنند، فرار کردم. در نتيجه مرحوم و دوستش دنبالم کردند.
در يک لحظه مرحوم به طرفم حمله کرد تا مرا با دستانش بگيرد که من جاخالي دادم. در نتيجه او کنترلش را از دست داد و از پشت به زمين خورد که ظاهراً سرش آسيب ديد و جان سپرد. بعد هم دوستش به سويم حمله کرد و با کله اش ضربه اي به سرم زد که بي حال روي زمين افتادم. همين هنگام نيز مأموران سر رسيدند و دستگيرم کردند.
«محمدرضا» نگهباني که متهم را دستگير کرد در خصوص چگونگي حادثه گفت: مرحوم در تعقيب متهم بود که مي خواست او را بگيرد که «حسن» از زير دستانش فرار کرد. بعد ديدم که خودش از پشت به زمين افتاد.
پس از اين اظهارات قاضي روشن در خصوص اين پرونده گفت: با توجه به جراحتي که در پشت سر مرحوم مشاهده شده، متهم به جرم ارتکاب قتل محمد با قرار بازداشت موقت در اختيار اداره دهم پليس آگاهي قرار مي گيرد تا تحقيقات تکميلي از وي به عمل آيد.
به گزارش خبرنگار ما همچنين در جريان نزاعي جمعي جوان 19 ساله يک مرد 50 ساله را به قتل رساند.
ساعت 30 دقيقه بامداد روز جمعه مأموران کلانتري 107 فلسطين از طريق مرکز فوريتهاي پليسي 110 تهران از وقوع يک درگيري و نزاع با خبر شدند.
مأموران با حضور در محل حادثه واقع در حوالي پل حافظ دريافتند يک مرد 50 ساله به نام کامبيز به شدت مجروح شده و بر اثر شدت جراحت فوت کرده است.
شهرياري، بازپرس شعبه هفتم دادسراي امور جنايي تهران درباره اين پرونده گفت: تحقيقات نشان داد کامبيز به همراه فرزندش در حين عبور از اين منطقه بوده است که با چهار راکب دو موتورسيکلت درگير شده و در اين درگيري به قتل رسيده است.
وي ادامه داد: جوان 19 ساله اي به نام نجده به همراه دوستان خود در اين درگيري شرکت داشته که فرزند مقتول مدعي است، نجده پدرش را به قتل رسانده است.
وي افزود: نجده دستگير شد و سرانجام صبح ديروز به ارتکاب قتل کامبيز اعتراف کرد، اما مدعي شد با مقتول درگيري لفظي(رجزخواني) داشته و پس از فحاشي با وي درگير شده است.

  


مردي که مهريه مي خواهد!



* سرور هاديان
در راهرو پر هياهو دادگاه جوانترين مراجعه کننده براي طلاق نظرم را جلب مي کند.






نيلوفر 19 سال بيش ندارد. رنگ پريده، مستأصل و خسته به نظر مي رسد. او همراه پدر و مادرش در گوشه اي منتظر نشسته است. وقتي علت را جويا مي شوم، مي گويد: کلاس اول دبيرستان بودم که وحيد را چند بار مقابل مدرسه ديدم، اما من در خانواده مذهبي بزرگ شدم و همه حواسم به درس و رفتارم بود. ماهها از اين ماجرا گذشت اما باز هم وحيد در راه مدرسه دنبالم مي آمد، آنقدر رفت و آمدهاي او زياد شد که يک بار مجبور شدم به او تذکر بدهم که اگر باز هم مرا تعقيب کند قضيه را به پدرم خواهم گفت و او با متانت تمام توضيح داد که قصد مزاحمت ندارد و ابراز احساسات کرد. زمان گذشت و من وارد دوم دبيرستان شدم اما رفت و آمدهاي وحيد همچنان ادامه داشت، واقعيت اين بود که من هم کم کم به حضورش عادت کرده بودم. يک روز که تصميم گرفته بود با من حرف بزند در چشمانش صداقت را ديدم و همه حرفهايش را باور کردم.
گفت که هر چند سال بخواهم، منتظر خواهد ماند تا جوابش را بدهم من هم گفتم اگر راست مي گويي بايد با خانواده ات به خانه ما بيايي تصور مي کردم او مي رود پشت سرش را هم نگاه نمي کند اما مادر وحيد همان روز با مادرم تماس گرفت، اما خانواده ام هيچ کدام به اين ازدواج رضايت ندادند. وحيد تازه از سربازي برگشته بود و هيچ شغلي نداشت.
به جهت فرهنگي و اجتماعي با ما خيلي تفاوت داشت اما توانسته بود مرا قانع کند که ملاک يک زندگي پايدار فقط دوست داشتن طرفين است.
آن قدر پافشاري کردم که سرانجام خانواده خسته شدند و رضايت دادند که اگر وحيد سر کار برود و هزينه هاي زندگي را تأمين کند به اين ازدواج راضي شوند. وحيد در يک شرکت خصوصي تعميرات رايانه مشغول به کار شد و پدر و مادرم مجبور شدند به اصرار من و بر خلاف ميل باطني شان عروسي را راه بيندازند و همه هزينه ها را بپردازند اما فقط چند ماه اول ازدواجم به آرامي گذشت و من مجبور شدم سال سوم را در مدرسه شبانه ثبت نام کنم چون حالا متأهل بودم اما مدام وحيد مي گفت نيازي به درس خواندن نيست. او هيچ کجا نمي گذاشت بروم و فقط اجازه داشتم همراه خودش و با اقوام خودش رفت و آمد داشته باشم. مدام از خانواده من ايراد مي گرفت و مي گفت: خانواده ات مي خواهند پول و ثروتشان را به رخ من و خانواده ام بکشند.
زماني که براي اولين عيد از وحيد خواستم با او به منزل اقوامم برويم کتک مفصلي خوردم و گفت بايد دور همه فاميل را خط بکشي در غير اين صورت منتظر برخورد جديتري بايد باشي.
اين اتفاق بارها افتاد و من هر بار به بهانه هاي مختلف در مراسم هاي خانوادگي شرکت نمي کردم و مريضي، خستگي و ميهماني داشتن و... را بهانه مي کردم اما سرانجام پدر و مادرم يک روز که به دليل شکستگي دستم به ديدنم آمدند متوجه کبوديهاي صورت و بدنم شدند و وحيد که تازه از راه رسيد دعواي سختي بين پدر و مادرم با او در گرفت. وحيد در کمال بي پروايي گفت آن قدر مي زنمش تا ياد بگيرد که روي حرف شوهرش نبايد حرف بزند.
پدر علت را که جويا شد، وحيد گفت: اگر مي خواهيد اجازه بدهم نيلوفر با شما و خانواده تان رفت و آمد کند بايد شرايط زندگي من هم با خانواده شما هماهنگ باشد. بايد ارث نيلوفر را بدهيد تا من خانه و ماشين و مغازه اي بخرم، بعد قول مي دهم که ديگر هيچ سخت گيري نداشته باشم.
آن زمان بود که تازه متوجه نقشه وحيد شدم. همه تعصب و بد دلي و غيرتهاي الکي او به دليل آن بود که ثروت خانواده ام را تصاحب کند. بارها مشاوره رفتم، به دادگاه و شوراي حل اختلاف مراجعه کردم اما در آخر وحيد در کمال بي شرمي گفت: مهريه و هيچ حق و حقوق مرا نمي دهد و اگر مي خواهم طلاقم را بدهد بايد معادل مهريه ام که 500 سکه بهار آزادي است را به او بدهيم تا مرا طلاق بدهد. با برگه هايي که از پزشک قانوني دارم و شهادت همسايه ها به دليل ضرب و شتم و به جرم اخاذي از او شکايت کرده ام و دادگاه او را متهم کرده است. امروز با پدر و مادرم به دادگاه آمده ايم تا از وحيد جدا شوم. اما باور کنيد از روي پدر و مادرم شرمنده ام کاش به حرف آنها گوش داده بودم و درسم را خوانده بودم و مثل خواهر و برادرهايم با انتخابي درست زندگي خوبي را تجربه مي کردم.

  


30 قرباني حاصل تصادفهاي جاده اي شنبه



طي 108 فقره رخداد مهم جاده اي شنبه گذشته در جاده هاي کشور، 30 نفر کشته شدند.






به گزارش ايسکانيوز، رئيس مرکز کنترل فرماندهي پليس راه ايران با اعلام اينکه طي زمان اعلام شده 108 فقره رخداد مهم جاده اي در سطح کشور رقم خورده است، از مرگ 30 مسافر و زخمي شدن 157 هموطن ديگر خبر داد.

  


زن شوهر کش از پاي چوبه دار بازگشت



اجراي حکم قصاص زن ميانسالي که با همدستي مرد جوان شوهر خود را به قتل رسانده بود با اخذ رضايت يکي از اولياي دم متوقف شد.
به گزارش فارس، عصمت ا... جابري قاضي واحد اجراي احکام دادسراي امور جنايي تهران گفت: قرار بود صبح ديروز اکرم به دار مجازات آويخته شود، اما اکرم موفق شد رضايت يکي از اولياي دم پرونده خود را بگيرد و بدين ترتيب اجراي حکم قصاص متوقف شد.

  


دستگيري سارقان گردنبند قاپ؛ مالباختگان به دادسرا مراجعه کنند



مالباختگان تهراني براي شکايت از اين دو جوان گردنبند قاپ به دادسراي امور جنايي تهران مراجعه کنند.






به گزارش فارس، از ابتداي سال جاري مأموران پليس آگاهي تهران بزرگ از وقوع يک سري سرقت در قالب گردنبند قاپي باخبر شدند.
مأموران بررسي خود را از شاکيان پرونده آغاز کردند تا اينکه مشخص شد شاکيان مدعي اند دو مرد جوان به همراه يک موتورسيکلت به آنها نزديک شده و دست به سرقت گردنبند آنها زده اند.
سليماني فرد، داديار شعبه ششم دادسراي امور جنايي تهران درباره اين پرونده گفت: تحقيقات ادامه يافت تا اينکه با چهره نگاريهاي انجام شده، يکي از متهمان شناسايي شد و مشخص شد اين فرد پيش از اين به اتهام سرقت از منازل دستگير شده، اما با قرار وثيقه آزاد شده است.
وي ادامه داد: اين فرد با دستورات پليس در تاريخ يک مهر امسال دستگير شد و به اين ترتيب تحقيقات براي دستگيري همدست وي به نام افشين 21 ساله آغاز شد.
وي افزود: سرانجام در تاريخ چهار مهر امسال افشين نيز در حوالي تهرانپارس شناسايي و دستگير شد و در بازجويي ها به ارتکاب بيش از 36 فقره گردنبند قاپي اعتراف کرد.
داديار شعبه ششم دادسراي امور جنايي تهران گفت: شهروندان تهراني در کل سطح شهر تهران در صورت شناسايي اين افراد به دادسراي امور جنايي مراجعه کرده تا به شکايت آنها رسيدگي شود.

  


معاون مبارزه با جرايم جنايي آگاهي: ضرب و جرح و اخذ اعتراف شيوه اي منسوخ است



معاون مبارزه با جرايم جنايي پليس آگاهي کشور با بيان اينکه ضرب و جرح و اخذ اعتراف منسوخ است، گفت: بررسيهاي ما از طريق بازرسي از کاهش اين گونه روشها در پليس آگاهي حکايت دارد.
به گزارش ايلنا، سرهنگ مصطفي رجبي با حضور در غرفه 197 نمايشگاه مرکزي پليس در جمع خبرنگاران گفت: کار پليس آگاهي رسيدگي به پرونده ها وکشف جرم است که در اين مسير يکي از مراحل بازجويي از متهمان است.
وي با بيان اينکه پيش و پس از بازجويي اقدامهايي صورت مي گيرد که منتج به کشف جرم مي شود، گفت: با پشتيباني هاي اطلاعاتي و يک سري اقدامها که کارآگاهان در صحنه وقوع جرم انجام مي دهند، به حدي از اغما مي رسند و متهم يا مظلوم در مواجهه با شواهد و قرائن حقايق را بيان مي کند که دستگاه قضايي در مراحل بعدي به پرونده رسيدگي مي کنند.
رجبي با اشاره به اينکه اولويت پليس آگاهي برخورد با جرايم خشن است، تصريح کرد: در شش ماه گذشته نزديک به 20 باند خشن و مسلحانه شناسايي و متلاشي شده اند و 50 قبضه انواع سلاح جنگي کشف شده است.
رجبي خاطرنشان کرد: بايد از قانونهاي مجازات اسلامي بويژه حدود استفاده شود و هزينه جرايم خشن به قدري باشد که مجرمان نتوانند به سوي اين جرايم بروند.
وي با اشاره به افزايش 50 درصدي وقوع سرقت خودرو، گفت: البته علت اصلي افزايش اين آمار ثبت هر وقوع بلافاصله پس از سرقت است. در اين مدت نسبت کشف به وقوع سرقت خودروها 88 درصد بوده است.
رجبي خاطرنشان کرد: در اين مدت 81/5 درصد قتلها کشف شده است و سلاح گرم با 24 درصد، سلاح سرد با 40 درصد و ضرب و جرح با 17 درصد عامل وقوع قتلها بوده اند.
به گفته رجبي انگيزه هاي منکراتي 14 درصد علت قتلها بوده که البته اين انگيزه چهار درصد کاهش داشته است. بيشترين نرخ وقوع قتل نيز در استانهاي ايلام و سيستان وبلوچستان بوده که در استان ايلام از هر 100 هزار نفر در سال 87 ، هفت نفر به قتل رسيده اند. ميانگين سني قاتلان نيز 17 تا 25 سال است.

  


حوادث جهان



مرگ 17 قايق سوار در کامبوج
مقامهاي پليس «کامبوج» از کشته شدن 17 نفر بر اثر واژگوني يک قايق در شمال اين کشور خبر دادند.
به گزارش ايسنا، «لنگ ساروم» رئيس پليس پايتخت کامبوج، در مصاحبه اي با خبرگزاري آسوشيتدپرس گفت: حوالي ظهر روز گذشته، يک قايق حامل 30 مسافر در رودخانه «مک کونگ» در 160 کيلومتري شمال شرق «نوم پن»- پايتخت کامبوج- واژگون شد که در نهايت و بر اثر وقوع اين حادثه 17 نفر از سرنشينان اين قايق جان خود را از دست داده و 13 نفر ديگر نيز مجروح شدند.
وي خاطرنشان کرد: براساس اعلام پزشکي قانوني مرکزي کامبوج، 14 زن و دو کودک زير پنج سال در ميان کشته شدگان اين حادثه وجود داشته است.

تلفات زمين لرزه اندونزي به 800 نفر رسيد
ستاد ملي بحران اندونزي اعلام کرد: تعداد تلفات زمين لرزه 7/6 ريشتري هفته گذشته در اين کشور به 800 نفر افزايش يافته و امکان افزايش تلفات نيز وجود دارد.
به گزارش ايسنا، «پيريادي کاردونو»، سخنگوي ستاد ملي بحران اندونزي در مصاحبه اي با خبرگزاري شينهوا، گفت: اين زمين لرزه که 7/6 ريشتر قدرت داشت، هفته گذشته نواحي مختلف کشور را لرزاند و تعداد تلفات آن به 800 نفر رسيد و احتمال مي رود تعداد تلفات به يک هزار نفر هم برسد.
وي خاطرنشان کرد: اکثر جانباختگان اين زمين لرزه بزرگ از اهالي غرب سوماترا و نواحي کوهستاني اندونزي هستند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com