تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
حوادث
شهرستانها
خراسان امروز
عشقستان
سوسه
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
يادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-10-22
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 30مهر ماه 1388

[ عشقستان ]
 * گزارشي کوتاه از چگونگي تشکيل مجلس ايثارگران؛ راهي ميانبر براي جامعه ايثارگري
 * گفتگو با سرداران دفاع مقدس نجاتي، شاملو و مقدم درباره شخصيت والاي سردار شهيد شوشتري: کنگره شهداي خراسان يک سالار کم داشت
 * ياد باد آن روزگاران؛ پرواز به بلنداي آسمان
 * يک پزشک ايثارگران در بيمارستان بقية ا...(عج): برخي عوارض چشمي گاز خردل منجر به نابينايي مي شود
 * عضو کميسيون اجتماعي مجلس: برگزاري کنگره شهدا موجب تجديد حيات معنوي جامعه مي شود
 * معاون بهداشت بنياد شهيد خبر داد ؛ انتقال جانبازان به بيمارستان نيايش و بازسازي بيمارستان سعادت آباد
 * مروري به نقش مردم استان اردبيل در دفاع مقدس؛ استوار چون سبلان
 * نماينده تربت حيدريه در مجلس: برگزاري کنگره شهدا، مؤثرترين راه احياي آرمان شهيدان است
 * شهيد شوشتري در گفتگو با جانشين اسبق نمايندگي ولي فقيه در نيروي زميني سپاه: احياگران ارزشهاي اسلامي
 * ياد باد آن روز ياران ياد باد
 * گفتگو با گزينشگر سردار شوشتري
 * ببايد تا ابد رهرو بمانيم

گزارشي کوتاه از چگونگي تشکيل مجلس ايثارگران؛ راهي ميانبر براي جامعه ايثارگري



گروه هنر- عشقستان: نخستين مجلس ايثارگران بهمن سال گذشته با انتخابات محدود توسط ايثارگران کشور از ميان معتمداني از



خانواده هاي شاهد و ايثارگر تشکيل شد و اساسنامه آن در دومين اجلاس فصلي آن به تصويب نمايندگان مجلس ايثارگران رسيد.
اجلاس سراسري مجلس ايثارگران هر سه ماه يک بار با حضور نمايندگان مجلس ايثارگران تشکيل مي شود و کميسيونهاي تخصصي فرهنگي، آموزشي، حقوقي قضايي، پژوهشي تحقيقاتي و اجتماعي و کميسيون موارد خاص که از هر استان يک نماينده در اين کميسيون حضور دارند، در فاصله نشستهاي فصلي مسايل مختلف ايثارگران و جامعه را به صورت تخصصي بررسي مي کنند.
بنا به گزارش خبرنگار ما، مجلس ايثارگران بنياد شهيد، امور رفاهي خانواده هاي ايثارگر را دنبال مي کند، اما اين مجلس که اعضاي آن پدر و مادر، همسر و فرزندان شهدا و جانبازان و آزاده ها هستند، برخاسته از بطن ايثارگران بوده و در پي رسيدگي به امور فرهنگي آنهاست.
اين مجلس براي دفاع از آرمان و افکار شهدا در کنار بنياد شهيد پايه گذاري شده است و نمايندگان آن هيچ حقوقي دريافت نمي کنند.
235 نماينده از جامعه ايثارگران عضو اين مجلس هستند که براساس اساسنامه، براي عضويت بايد شرايط خاصي همچون تحصيلات، مقبوليت در بين جامعه ايثارگران و آشنايي با مسائل و مشکلات جامعه هدف را داشته باشند.
رئيس مجلس مشورتي ايثارگران، نهادينه کردن فرهنگ ايثار و شهادت را در رأس اهداف مجلس اعلام مي کند و مي گويد: اين مجلس که برخاسته از بطن جامعه ايثارگري است، ضمن حفظ استقلال خود در کنار بنياد شهيد فعاليت خواهد کرد و بودجه آن براي برگزاري نشستهاي رسمي و تشکيل کميسيونها از بودجه ساليانه بنياد شهيد تأمين مي شود.
رحيمي اظهار اميدواري مي کند که مشورتهايي که از طريق اين مجلس به قواي سه گانه داده مي شود، پذيرفته شود. وي با تأکيد بر اينکه مجلس ايثارگران، مجلسي سياسي نيست، اضافه مي کند: مجلس ايثارگران پس از مجلس دانش آموزي و کارگري سومين مجلسي است که در راستاي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت فعاليت دارد .
رئيس مجلس ايثارگران کشور در ادامه اظهار مي دارد: هر نوع مشورتي که اين مجلس به ارکان کشور و مسوولان نظام ارائه کنند، به علت قداست آن مورد توجه قرار مي گيرد و چنانچه مسؤولان و مديران خاطي به تذکرات مجلس ايثارگران توجهي نکنند، حداقل کاري که انجام مي شود، ارائه گزارش ما به رهبر معظم انقلاب اسلامي است.
حجة الاسلام والمسلمين محمدحسن ابوترابي فرد، نايب رئيس مجلس شوراي اسلامي نيز، مجلس ايثارگران را نهادي اعتماد ساز و داراي نقش پيوند دهنده جامعه ايثارگري با مسؤولان نظام عنوان مي کند و مي گويد: سربلندي نظام، نشأت گرفته از مشارکتهاي مردم در عرصه هاي مختلف کشور بوده است. تشکيل مجلس ايثارگران زمينه احترام به جامعه ايثارگران و همچنين مشارکت آنها را فراهم کرده است.وي اظهار مي دارد: ارتباط چهره به چهره منتخبان جامعه ايثارگران با مسؤولان براي رفع مشکلات بدنه عظيم و گسترده ايثارگران و خانواده هاي شهدا بسيار مؤثر و حياتي است.
حجة الاسلام ابوترابي فرد در ادامه اظهار مي دارد: رياست بنياد شهيد و امور ايثارگران در حال حاضر مي تواند به وسيله مجلس ايثارگران بهترين ارتباط را با جامعه ايثارگران داشته باشد.
همچنين غلامرضا جوکار، مسؤول دبيرخانه مجلس ايثارگران نيز در خصوص شرايط احراز صلاحيت نمايندگان مجلس ايثارگران مي گويد: بر اساس ماده 6 اساسنامه مجلس ايثارگران، هر نماينده مجلس داراي شرايط اختصاصي است که دارا بودن حداقل مدرک کارشناسي، مقبوليت در ميان جامعه ايثارگران و آشنايي با مسائل جامعه هدف از جمله آنهاست. وي اضافه مي کند: ترکيب نمايندگان مجلس ايثارگران متشکل از والدين، همسر و فرزند شهدا و جانبازان وآزادگان بود که با تصويب قانون جديدي در اجلاسيه دوم، همسران و فرزندان جانبازان و آزادگان نيز به اين جمع اضافه شده اند.
جوکار درباره شرايط حضور ايثارگران در اين مجلس مي گويد: مدرک تحصيلي براي نمايندگان مجلس ايثارگران در نظر گرفته شده و اين شرط براي والدين شهدا تعديل شده است و به دليل کهولت سن در والدين شهدا، شرط خبره بودن براي آنان در نظر گرفته شده است.
وي در خصوص پرسش خبرنگارما، مبني بر ميزان بودجه مجلس ايثارگران اظهار مي دارد: بر اساس فصل 3 ماده 10 امور مالي، بودجه مربوط به تشکيل جلسات مجلس ايثارگران در رديف بودجه ساليانه بنياد شهيد و امور ايثارگران تعريف شده است که از طريق دبيرخانه هزينه خواهد شد.
مجلس ايثارگران بازوي توانمند نظام اسلامي
در آخرين بيانيه اي که در سومين مجلس مشورتي ايثارگران توسط نمايندگان مجلس ايثارگران صادر شد آمده است: از رئيس جمهور مي خواهيم هرچه سريع تر عادلانه و انقلابي در جهت تعيين تکليف لايحه خدمات رساني به ايثارگران و به ثمر رساندن آن اقدام کند.
در قسمتي ديگر از اين بيانيه آمده است: اينک که پس از 30 سال به آرزو و خواسته بحق ايثارگران جامه عمل پوشانده شده و مجلس ايثارگران کشور به عنوان بازوي توانمند نظام اسلامي شکل گرفته است، نکاتي را به عنوان عهد و پيمان پاياني سومين اجلاس خود اعلام مي کنيم.
يکي از نکات مهم اين بيانيه اين است که: ما نمايندگان مجلس ايثارگران کشور، ولايت مطلقه فقيه را ثمره شفابخش، پويا، کارا و بي بديل در راستاي تجلي بخشيدن به شکوفايي و توسعه همه جانبه کشور و بازدارنده تهديدهاي داخلي و خارجي دانسته و از همين حيث بار ديگر اطاعت و حمايت همه جانبه، هوشمندانه و صادقانه خود را از رهبر معظم انقلاب اسلامي اعلام مي داريم.
در بخشي ديگر از اين بيانيه چنين آمده است: با اشاره به فرمايشات اخير معظم له مبني بر ايجاد همدلي و وفاق و پيشبرد علمي دانشگاه ها، از تمامي استادان و دانشجويان و دانشگاهيان بويژه ايثارگران دانشگاهي خواستاريم که در راستاي ايجاد اتحاد و همدلي و ارتقاي روحيه علمي در دانشگاه ها بيش از پيش تلاش کنند؛ مجلس ايثارگران کشور، سپاس و قدرداني خود را از تمامي مسؤولان و نخبگان سياسي که با عملکرد و موضع گيري و سخنان خود جامعه را به وحدت و همدلي دعوت و رهنمون مي کنند، اعلام مي دارد.
همچنين آمده است: ضمن تبريک مجدد به اعضاي محترم دولت دهم، بويژه رئيس جمهور محبوب و سپاس به خاطر احيا و اصرار اين دولت بر گفتمان امام و انقلاب در عرصه هاي مختلف داخلي و خارجي از رياست محترم جمهوري مي خواهيم هرچه سريع تر عادلانه و انقلابي در جهت تعيين تکليف لايحه خدمات رساني به ايثارگران و به ثمره رساندن آن اقدام کنند.
اين بيانيه مي افزايد: ضمن سپاس از همکاري شايسته مجلس شوراي اسلامي بويژه حضرت حجة الاسلام ابوترابي، از پيشنهاد برقراري روابط دوستانه و همکاري نزديک مجلس ايثارگران و مجلس شوراي اسلامي استقبال کرده و از رياست محترم مجلس شوراي اسلامي خواستاريم که در راستاي ايجاد زمينه هاي لازم به منظور تحقق پيشنهاد مذکور، بيش از پيش توجه و تلاش کنند.
در اين بيانيه آمده است: ضمن سپاس و قدرداني از تلاشهاي جناب آقاي دهقان در تشکيل مجلس ايثارگران کشور، انتخاب جناب آقاي زريبافان را تبريک عرض کرده و با توجه به روحيه بسيجي ايشان مي خواهيم که در جهت اقتدار و استقلال اين مجلس و رفع موانع پيش روي آن، تلاش و توجه خاص کرده و اين مهم را اولويت جدي کاري خود قرار دهند.

  


گفتگو با سرداران دفاع مقدس نجاتي، شاملو و مقدم درباره شخصيت والاي سردار شهيد شوشتري: کنگره شهداي خراسان يک سالار کم داشت



* احمد فياض
با شهادت سرلشکر شهيد شوشتري، سردار شهيد محمدزاده و جمعي از همرزمان آن عزيزان در همايش وحدت بار ديگر عطر



شهادت و ياد افتخارآفريني هاي رزمندگان اسلام در عرصه دفاع مقدس در فضاي ايران اسلامي پراکنده شد.
در همين رابطه گفتگويي با سردار نجاتي، رئيس کانون بازنشستگان سپاه خراسان و سردار شاملو، فرمانده اسبق قرارگاه سازندگي کربلا و سردار مقدم، فرماندهي اسبق مرکز پشتيباني ثامن الائمه(ع) سپاه انجام داده ايم که از نظر مي گذرد:
@ !آشنايي شما با سردار شوشتري از کجا شروع شد؟ چگونگي آن را بيان فرماييد؟
** شاملو: در ابتدا بايد بگويم که به نوعي ايثارگران، رزمندگان و سپاهيان استان خراسان با از دست دادن اين بزرگوار يتيم شده و اين جامعه بزرگ مردي را از دست داد که به سرعت نمي توان براي آن جايگزيني متصور شد. آشنايي بنده با سردار شوشتري به سال 61 و غائله کردستان بر مي گردد. البته خدمتگزاري و مجاهدت سردار شوشتري پيشينه اي 30 ساله را در بر مي گيرد يعني از سال 58 تا 88 ايشان در تمامي ميادين مشغول خدمتگزاري بودند و کمتر رزمنده اي را سراغ دارم که 30 سال در حال گذراندن مأموريت و وظايف محوله در اقصي نقاط کشور باشند.
نجاتي: در عمليات والفجر يک که يگانهاي استان خراسان نيز حضوري فعال داشتند، در زير آتش سنگين دشمن و حجم گسترده آن براي نخستين بار، سردار شوشتري را با آن قد و قامت رشيد و رعنا ديدم که هدايت تيپ جوادالائمه(ع) را بر عهده داشتند. ايشان آن موقع مسؤول خط و محور عملياتي تيپ جوادالائمه(ع) بودند. به لحاظ گستردگي حجم آتش دشمن و شدت آتشبار بعثي ها، مانند والفجر يک سراغ نداريم و اين عمليات در اين زمينه کم نظير بود به گونه اي که يگانهاي رزم را زمينگير کرده اما ايشان هرگز خم به ابرو نياورده و شخصاً هدايت محور را با جسارت و شجاعت مثال زدني بر عهده داشتند. آن موقع من در تيپ امام رضا(ع) بودم و به جهت هماهنگي يگانهاي خراسان بزرگ جلساتي داشتيم. اما از والفجر 3 و در تيپ امام موسي بن جعفر(ع) که يکي از تيپهاي لشکر نصر بود بنده به عنوان معاون ايشان در خدمت اين عزيز قرار گرفتم و ايشان نيز فرماندهي تيپ را بر عهده داشتند. در واقع در بحبوحه عمليات والفجر 3 از نزديک با رشادتها و دلاورمرديهاي سردار شوشتري آشنا شدم.
مقدم: آشنايي من با اين بزرگوار از سپاه سبزوار و نيشابور آغاز مي گردد اما در نبرد موسوم به نبرد اهواز در ابتداي جنگ با ايشان و شهيد عليمرداني از نزديک برخورد داشتم. سردار شوشتري رفاقت و ارتباط عاطفي عجيبي با شهيد عليمرداني داشتند که بنده را تحت تأثير قرار مي داد.
* شخصيت سردار شوشتري را طي ساليان دراز همسنگري چگونه ديديد؟ به نظر شما چه عواملي سبب شد تا شوشتري، سردار شوشتري شود؟!
** شاملو: از ويژگيهاي بارز سردار شوشتري هوشمندي نظامي ايشان بود به طوري که با توجه به عرصه جنگ و مقتضيات زمان به عنوان يک رزمنده صفر و عادي حضور يافتند اما با از خودگذشتگي، تلاش و مجاهدت کم نظير توانسته به سرعت مدارج نظامي را کسب نمايند. به عبارتي ايشان جايگاههاي فرماندهي را به صورت انتخاب و انتصاب به دست نياوردند بلکه در پناه لياقت و خلاقيتهاي فردي و به صورت تجربي توانستند سلسله مراتب فرماندهي را طي نمايند. اين لياقت و شهامت پهنه وسيعي از ايران اسلامي يعني از قلل سر به فلک کشيده کردستان تا کويرهاي سيستان و بلوچستان و از خطه خورشيد تا خوزستان را در بر گرفت و اين وسعت سرزميني به وضوح بر شخصيت ممتاز ايشان گواهي مي دهد.
نجاتي: تمامي نيروهاي بسيجي و سپاهي در ميدان رزم شيفته ايشان بوده و سردار شوشتري را عميقانه دوست داشتند. ايشان فرمانده ميداني و عملياتي بودند و نه مديري پشت ميز نشين! . يادم مي آيد در والفجر 3 شجاعت و سماجت و تدابير نظامي ايشان باعث اسارت سرهنگ جاسم(داماد صدام) به همراه 500 نفر اسير ديگر عراقي شد. در آن عمليات عراقي ها به سرکردگي سرهنگ جاسم بر روي تپه اي که قرارگاه آنها بود مقاومت سرسختانه اي داشتند ولي سردار شوشتري با تاکتيکي شکافهاي موجود را پر نموده و پس از الحاق توانستيم عراقي ها را به طور مطلق محاصره نماييم. عراقي ها متوجه الحاق شدند پس سعي نمودند از تپه پايين آمده و با شکستن حصر فرار نمايند. در اين هنگام سردار شوشتري با ذکاوت خود متوجه شده و شخصاً وارد ميدان مبارزه شدند. عراقي ها که متوجه حضور سردار شوشتري شده بودند منطقه را زير آتش شديد خود قرار دادند به طوري که بر اثر حجم وسيع آتش آنتن بيسيم سردار شکسته شد و سردار دستور دادند تا با دور زدن عراقي ها و به محاصره درآوردنشان آنها را شکست دهيم. از طرفي صدام نيز با وعده و وعيد تلاش مي کرد تا نيروهاي خود را از محاصره برهاند و در نهايت تدابير نظامي و حضور ميداني سردار شوشتري باعث شکست و اسير شدن آنها شد.
مقدم: شوشتري به لحاظ سني بزرگتر از ما بودند بنابراين احترام خاصي بين نيروها و نگاه پدرانه اي نسبت به نيروهاي رزمنده داشتند و آنها را چون فرزندان خود مي دانستند. در واقع ايشان هم فرمانده بودند و هم پدر معنوي نيروها و اين دو ويژگي را توأمان با هم داشتند! . در همه امور پيشگام مي شدند و فراتر از شرح وظايف عمل مي کردند. نوک پيکان مشکلات و سختي هاي مبارزه سردار شوشتري را هميشه مي ديديم. در شبهاي عمليات شب زنده داري مي کردند و جزو اولين نيروهاي تک کننده قرار مي گرفتند و من اغلب مسؤول آماد و پشتيباني دوره هاي فرماندهي ايشان بودم. در يکي از صحنه ها من برخورد تندي با ايشان داشتم اما سردار شوشتري با متانت و لبخند گفتند: آقاي مقدم! اگر در مجموعه کوتاهي و ضعفي است من مقصرم! . من را ببخشيد! . اين در حالي بود که کوتاهي از ناحيه من بود و من نسبت به ايشان تندي نمودم.
شيرين ترين خاطره اي که از ايشان دارم زماني بود که خسته و کوفته شبانه به اهواز آمده و در يک اتاق مشترک از ساختمانهاي 5 طبقه خوابيديم. بايد بگويم که من به علت انحراف بيني، هنگام خواب خرخر مي کردم و همين اسباب زحمت و اذيت همسنگران مي شد و گه گاه اعتراض دوستان را در پي داشت. نزديک اذان صبح که بيدار شدم در نهايت تعجب ديدم سردار شوشتري حضور ندارد. به جستجوي سردار پرداختم و متعجبانه ديدم که ايشان در آبدارخانه خوابيده اند. سردار شوشتري با وجود خستگي مفرط راضي نشدند من را بيدار کنند با وجود اينکه فرمانده من بودند. آن روز از سردار خيلي خجالت کشيدم! . هر وقت در حرم مطهر ما را با لباس خدامي مي ديد رو مي کرد و مي گفت: من را دعا کنيد تا يا شهيد شوم و يا بتوانم راه شهدا را به نيکي ادامه دهم! .
در علت تأخير برگزاري کنگره بزرگداشت سرداران و 23 هزار شهيد خراسان که مباحثي مطرح مي شد تأکيد داشتند که عجله نشود تا کنگره اي در شأن و مقام شهداي خراسان برپا شود...!
* در اينجا بغض فرو خفته سردار مقدم سر باز کرد و اشک بر پهناي صورت وي جاري گشت. فضاي ميزگرد متأثر از پيامکي شد که پس از شهادت سردار شوشتري ميان همسنگران و همرزمان ديرينه وي رد و بدل مي گشت. سردار نجاتي متن پيامک را مي خواند! : «شهداي خراسان منتظر فرمانده شان بودند. بدون(سردار) شوشتري؛ لشکر شهداي خراسان يک سالار کم داشت! . حالا شهدا رخصت دادند تا برايشان کنگره برگزار کنيم! ».
* شهادت سردار شوشتري در منطقه سيستان و بلوچستان غافلگيرکننده بود! . چرا ديار محروم سيستان و بلوچستان قتلگاه شهيد شوشتري و محمدزاده و سايرين شد؟
** شاملو: سردار شوشتري به کرات در مناطق جنگي مجروح شده و جانباز 8 سال دفاع مقدس بودند. پايشان روي مين رفت! . شهادت نعمت الهي است و خيلي متفاوت است که در اولين روز جنگ شهيد باشي و يا پس از 30 سال شرايط سخت و خدمتگزاري به مردم، 30 سال شوخي نيست! . سردار شوشتري با وجود مسؤوليت و جايگاه خدمتي و همچنين مشکلات امنيتي موجود در سيستان و بلوچستان، تشخيص دادند که رأساً بايد پاي کار باشند. ايشان نيروي ستادي نبوده و صفي کار مي کردند، هدايت بيسيمي را بر نمي تافتند. البته تاکتيک نبرد عوض شده بود و با رويکرد فرهنگي درصدد اتحاد شيعه و سني و سران قبايل بلوچ برآمدند که امتداد اين رويکرد مي توانست در نهايت خنثي کننده نقشه هاي استعماري در عرصه تهاجم فرهنگي باشد. ايشان از آن روي در اين منطقه شهيد شدند تا «شهيد راه وحدت» لقب گيرند و از آنجايي که اين وحدت مي توانست مقدمه شکست دشمنان نظام باشد بنابراين اجر و مقام مضاعفي را به شهداي آن هديه مي نمايد.
نجاتي: سپاه نوک پيکان مبارزه با تهديدها و تهاجم هاي دشمنان و معاندان ايران اسلامي است بنابراين سردار شوشتري به اقتضاي نياز اين بخش از کشور، در منطقه حضور يافتند و در نهايت به فيض عظماي شهادت نائل گشتند.
مقدم: بعضي ها اين گونه القا نموده که شهادت سردار شوشتري و محمدزاده و... در سيستان و بلوچستان نشان ناکارآمدي و ضعف سيستم دفاعي- امنيتي مي باشد اما بر خلاف اين نظريه، اين اقدام تروريستي ضعف مفرط جريانهاي معاند و گروههاي معارض را مي رساند. عمليات انتحاري در اوج ناجوانمردي و در يک عمليات غيرمستقيم ميدان رزم شکل گرفته آن هم در يک اجتماع فرهنگي که جداي از مقامهاي نظامي، سران قبايل و مردم خونگرم منطقه نيز حضور داشتند. همان گونه که سردار شوشتري آرزو داشتند، شهادت ايشان سرمنشأ رفع مشکلات و معضلات منطقه خواهد شد، اين را درک نموده بنابراين آرزو نمودند در اين منطقه شهيد گردند.

  


ياد باد آن روزگاران؛ پرواز به بلنداي آسمان




در روزهاي پاياني مهرماه سال 1362 آن زمان که سرماي زود هنگام کوهستانهاي مريوان و بانه شروع شده بود، عملياتي با نام



والفجر 4 در دشت شيلر و ارتفاعات آن، سوران و سورکوه و کاني مانگا انجام شد؛ جايي که شهر پنجوين عراق قرار دارد که از مدتها پيش سکنه بومي آن مهاجرت کرده و عملاً يک شهر نظامي شده بود.اين عمليات در حد و وسعت خود پيروزي هايي را داشت که در ادامه والفجر 2 و 3 صفحه ديگر ي از دفاع مقدس را ورق زد و تا حدي ناکامي هاي والفجر مقدماتي و يک را جبران کرد.
والفجر 4 با آن جغرافياي نفسگير و کم سابقه، سختي هاي نظامي خود را داشت بويژه در ارتفاع 1904 که خيلي از نيروها روي آن به شهادت رسيدند و به قول شهيد همت نام آن را بايد 1900 گفت؛ زيرا با اين همه آتش عراق 4 متر از ارتفاع آن کم شده است!
در آن روزها نيروهاي تخريب از هر تيپ و لشکري به هر نحوي کمک کار نيروهاي پياده بودند. در خاطرات تخريب چي هاي لشکر 27 حضرت رسول(ص) آمده که گاهي براي دفع يورش دشمن به ارتفاعات روي مين هاي ضد تانک را فتيله تأخيري مي گذاشتيم و با آتش زدن آن، مين را از بالاي ارتفاع به سمت پايين رها مي کرديم و يا با چسباندن چاشني و ماسوره نارنجک بر روي مين گوشکوبي آن را به يک نارنجک قوي تر تبديل مي کرديم که تلفات بيشتري بگيرد.
آن روزها کارواني هم از اردوگاه شهداي تخريب در جنوب مريوان آمد که چهار شهيد را تقديم کردند. شهيد محمد ميرزا ثمري از خيابان شکوفه تهران، عليرضا نجاري از منطقه کن، مجتبي تهامي از کاشمر و عباس عسگري از رباط کريم. محمد و عليرضا با هم در هفتم تير 67 از نيروي آموزش و پرورش در خيابان 30 تير اعزام شدند، آموزش تخريب ديدند و پس از شرکت در والفجر 3 و با سابقه چهارماه جبهه به شهادت رسيدند. عليرضا بچه عجيبي بود، کم حرف و سر به زير ولي پر کار و فعال. از آنهايي که پيش از شهادت، ديگران خبر شهادت او را داده بودند.
وقتي سنگ بناي اردوگاه تخريب در جاده آبادان گذاشته شد، در آن گرماي شهريور، عليرضا خيلي کمک کرد. يکبار که از اردوگاه تنها يکي دو چادر بر پا شده بود وقت عصر گذرم به آنجا افتاد و عليرضا از خستگي در داخل چادري دراز کشيده بود. لبه هاي چادر را که کنار زدم، از جايش بلند شد، سلام و عليکي و بي مقدمه به او گفتم که تو خيلي خوبي و بالاخره شهيد مي شوي! حرفم تمام نشده بود که يکي از نيروها با حالت خاصي وارد جمع ما شد و بي مقدمه اظهار داشت که خواب ديده ام عليرضا شهيد شده است! از اين حرفها تا شهادت او، چهل روز بيشترطول نکشيد.
مجتبي تهامي هم که در ستاد تيپ 21 امام رضا(ع) مشغول بود و ارتباطي با تخريب نداشت، وقتي مطمئن شد که تيپ در عمليات شرکت ندارد، مرخصي يک هفته اي گرفت و نزد شهيد عاصمي که همشهري و دوست او بود، آمد و درخواست کرد که با تخريب جلو برود که آمد و به شهادت رسيد.
اما عباس عسگري، مربي آموزشي عليرضا و محمد بود. يک مربي جدي و سختگير و پر سر و صدا که در برخورد اول از او مي ترسيدي، اما وقتي دل رئوف و حال صميمي و روي خندان او رخ مي نمود، به او دل مي بستي. محل استراحت نيروهاي تخريب انتهاي نساجي در آسايشگاهي با تختهاي دو طبقه بود که عباس نيمه هاي شب بساط رزم شبانه را راه انداخت و با ماسوره و چاشني مين هاي Tx50 که در دست مي گرفت و منفجر مي کرد، با کلي سر و صدا بچه ها را به خط مي کرد. گاهي پس از رزم، نيروها را روي زمين مي نشاند و سخنراني هاي دلنشيني مي کرد. از سختي هاي عمليات مي گفت و از ايمان و صبر و دل دادن با خدا و دل بريدن از دنيا... و تو مي ديدي که نيروها آرام آرام اشک مي ريزند.
عباس خيلي زود از جمع تخريب چي ها رفت. اگرچه از فتح المبين به جبهه آمد، ولي اي کاش در معرکه هاي مردانه خيبر و شلمچه و فاو هم بود. او به تمام معنا شيردل و نترس بود. يک بار به دست عراقي ها افتاد، ولي فرار کرد. محمدتقي مشکوري که از نيروهاي آموزشي او بود و الان در کنار او در جوار رحمت الهي است، در يادداشتهايش نوشته است: «در عمليات والفجر 3 به تيپ 21 امام رضا(ع) مأمور شديم. هر روز صبح برادر عباس عسگري ما را به راهپيمايي هاي طولاني مي برد. وقت عمليات او و چند نفر ديگر در گروه ويژه بودند با مأموريتي عجيب و خطرناک. قرار بود پشت ارتفاعات کله قندي و در دل دشمن بروند و روي جاده آسفالت آنها کمين بگذارند... عباس در خاموش کردن سنگرهاي کمين عراقي مهارت زيادي داشت...»
يکي از بچه ها هم تعريف مي کرد که مأموريت اين گروه انفجار تلمبه خانه هم بود که به دلايلي موفق نشدند اما عباس براي چند ساعت بر روي جاده اصلي عراقي ها ايست بازرسي برقرار کرد! و هر راننده که ترمز مي کرد کشته مي شد! تقدير اين بود که عباس در جريان پاکسازي ميادين عمليات والفجر 4 با مين «والمر» به شهادت برسد. کاروان نيروها که به اردوگاه برگشت، نيروهاي عزيز و محبوبي را از بلنداي غرب کشور به آسمان فرستاده بود و جاي آنان در جنوب خالي ماند.
* مجيد جعفر آبادي

  


يک پزشک ايثارگران در بيمارستان بقية ا...(عج): برخي عوارض چشمي گاز خردل منجر به نابينايي مي شود



يک پزشک ايثارگران در بيمارستان بقية ا... (عج) گفت: برخي عوارض چشمي گاز خردل در جانبازان شيميايي منجر به نابينايي مي شود.
به گزارش فارس، در سمينار «توانبخشي در نابينايان» که در دانشگاه شهيد بهشتي برگزار شد محمود بابايي با ارايه مقاله خود، اظهار داشت: گاز خردل (سولفور موستارد) يکي از مواد شيميايي است که در جنگ تحميلي استفاده شده و از جمله گازهاي تاول زا بوده است که با هدف ناتوان کردن نيروهاي انساني در جبهه هاي نبرد توسط رژيم بعثي به کار گرفته شد. وي ادامه داد: گاز خردل در انسان به 3 عضو اصلي بدن شامل پوست، چشم ها و ريه آسيب مي زند که اثرات مخرب آن به 3 عامل غلظت گاز در منطقه، مدت تماس با گاز و حساسيت فرد به گاز خردل بستگي دارد.
اين پزشک ايثارگران در بيمارستان بقية ا... بيان داشت: اين گاز پس از تماس چشم، به لايه ها و بافتهاي چشمي نفوذ پيدا کرده و تخريبات خود را شروع مي کند؛ با ورود به لايه اشکي چشم به اليه اپي تليال قرنيه نفوذ پيدا کرده و با ايجاد تغييرات در قرنيه به صورت رسوبات ليپيدي و تشکيل عروق خوني زمينه ساز مشکلات بعدي و گاهي به دنبال عفونت ثانويه، ممکن است قرنيه نيز سوراخ شود.
وي خاطرنشان کرد: درد شديد چشم، خشکي چشم و تاري ديد تغييراتي است که در جانبازان شيميايي ديده مي شود و خوشبختانه با روشهاي درماني مناسب مي توانيم از نابينايي آنها پيشگيري کنيم.

  


عضو کميسيون اجتماعي مجلس: برگزاري کنگره شهدا موجب تجديد حيات معنوي جامعه مي شود



عضو کميسيون اجتماعي مجلس برگزاري کنگره شهدا را موجب تجديد حيات معنوي جامعه دانست.
عفت شريعتي در آستانه کنگره 23 هزار شهيد استانهاي خراسان در گفتگو با فارس در مشهد اظهار داشت: شهدا با ايثار جان خود خون و حيات نو به جامعه تزريق کردند و يادآوري حماسه ها و ايثار آنها با برگزاري اين کنگره ها تجديد حيات معنوي جامعه را به همراه خواهد داشت.
وي با بيان اينکه فرهنگ شهادت و جبهه و جنگ را بايد در روح و ذهن جوانانمان پايدار نگه داريم عنوان کرد: اين مهم تنها با حفظ اصالتهاي مهم انساني در اين فرهنگ و اداي حق واقعي شهدا امکانپذير است.
وي ادامه داد: اگر ما موفق شويم فرهنگ دفاع مقدس را به مفهوم واقعي پياده کنيم جامعه و نسل جوان ما هويت واقعي خود را شناخته و متوجه خواهند شد که امنيت و آزادي خود را مرهون خون شهدا و دفاع مقدس هستند و در آن صورت افراد جامعه خود بهترين حافظ خون شهدا مي شوند.

  


معاون بهداشت بنياد شهيد خبر داد ؛ انتقال جانبازان به بيمارستان نيايش و بازسازي بيمارستان سعادت آباد



معاون بهداشت و درمان بنياد شهيد با اذعان به وضعيت نامطلوب بيمارستان روان پزشکي سعادت آباد تهران، از انتقال جانبازان اين بيمارستان به بيمارستان تازه تأسيس نيايش خبر داد و افزود: ظرفيت بيمارستان سعادت آباد نيز پس از اتمام بازسازي به مجموع ظرفيت کل کشور اضافه خواهد شد.
دکتر حسن عراقي زاده در گفتگو با ايسنا، با بيان اينکه در بيمارستان روانپزشکي نيايش تهران و ثارا... دو در سال جاري افتتاح شده است، تصريح کرد: هم اکنون 11 بيمارستان و مرکز نگهداري خاص جانبازان اعصاب و روان در سراسر کشور فعاليت مي کند.
وي در ادامه با اشاره به وضعيت مطلوب بيمارستانها و مراکز نگهداري جانبازان اعصاب و روان کشور از بيمارستان اردبيل به عنوان يکي از مجهزترين بيمارستانهاي روان پزشکي کشور ياد کرد و افزود: دانشگاه علوم پزشکي اردبيل بخشي از اين بيمارستان رواني بنياد شهيد را در اختيار گرفته و در آن فعاليت مي کند.

  


مروري به نقش مردم استان اردبيل در دفاع مقدس؛ استوار چون سبلان



وقتي جنگ تحميلي آغاز شد، اردبيل نيز به دليل رسالت تاريخي خود در دفاع از مرزهاي کشور به مبارزه با تجاوزگران برخاست و مردم اين منطقه تکليف خود را در دفاع مقدس ادا کردند.
شهر اردبيل در آن دوران با آنکه يکي از شهرستانهاي استان آذربايجان شرقي بود، ولي ميزان مشارکت و حضور مردم آن در جبهه هاي نبرد حق عليه باطل با استانهاي همتراز کنوني خود برابري مي کرد.
در نخستين روزهاي شروع جنگ تحميلي، جوانان غيور اين خطه به تشکيل اولين گروه هاي مقاومت اقدام کردند و به دليل نبود محلي خاص براي سازماندهي نيروهاي مردمي، جوانان و نوجوانان اين شهر در قالب گروه هاي فداييان اسلام در خرمشهر حضور يافتند.
عضويت در ستاد جنگهاي نامنظم و جنگيدن در کنار شهيد دکتر مصطفي چمران بخش ديگري از حضور پر شور مردم اين خطه در اوايل دوران دفاع مقدس است.
به دنبال تداوم تجاوز مزدوران عراقي به ميهن اسلامي، رزمندگان اردبيلي در قالب گروه هايي به لشگر محمدرسول ا... (ص) تهران پيوستند و سپس براي حضور منسجم تر در جبهه ها با تشکيل تيپ مستقل عاشورا در استان آذربايجان شرقي در قالب گردانهاي حضرت ابوالفضل (ع) و حضرت علي اصغر(ع) حماسه هاي کم نظيري در جبهه هاي حق عليه باطل آفريدند.
زماني که سه تيپ در قالب لشگر عاشورا تشکيل شد، سردار شهيد شاپور برزگر فرماندهي يکي از آنها را برعهده گرفت و همين تيپ در بسياري از عملياتها حضوري فعال يافت.اشتياق حضور در جبهه ها توسط مردم اردبيل طوري بود که در سالهاي 65 و 66 رزمندگان منطقه اقدام به تأسيس تيپ مستقل ديگري با عنوان قائم (ع) کردند که نقش اين تيپ در عملياتهاي کربلاي 4 و 5 بسيار اثر بخش بود.
عزيمت هنگ مرزي ژاندارمري اردبيل در نخستين روزهاي نا آرامي در کردستان و استقرار اثربخش اين هنگ در آن مناطق و نيز حضور گردان زرهي از تيپ 40 پياده ارتش جمهوري اسلامي ايران مستقر در اردبيل در مناطق عملياتي چنانه، ميمک و ديگر مناطق عملياتي، از ديگر صحنه هاي به يادماندني حضور پرشور مردم شهيد پرور اردبيل است.
منطقه اردبيل در دوران هشت سال دفاع مقدس بيش از 30 فرمانده تقديم اسلام و ايران کرده است که شهيدان، نصرا... کريمي، بنامعلي محمدزاده، ميرمحمود بني هاشم، داور يسري، ابوالفضل پيرزاده،شاپور برزگر، حسين گنجگاهي، عمران همرنگ، محمدرضا رحيمي، فيض ا... حامدي، مرتضي فخرزاده، عقيل عرش نشين، عمران پستي، رکابعلي نظرزاده، رحيم واحدي، سيدجعفر خراساني و ميرعلي يوسفي سادات از جمله اين سرداران شهيد هستند.تقديم سه هزار و 400 شهيد والامقام، 8 هزار و 950 جانباز و 705 نفر آزاده، گواه صادق ديگري بر برگ زرين حماسه آفريني مردم اردبيل است.
هم اکنون نيز حضور مردم اين منطقه را که به شهر پارسايي، نيکويي و مقدس شهرت دارد، مي توان در صحنه هاي مختلف اين مرز و بوم شاهد بود. هنوز هم اين خطه همانند کوه سبلان محکم و پايدار ايستاده و مردمانش در کنار ساير مردم ايران اسلامي با تأسي از آرمانهاي شهدا به سوي داشتن کشوري آباد و توسعه يافته گام برمي دارند.

  


نماينده تربت حيدريه در مجلس: برگزاري کنگره شهدا، مؤثرترين راه احياي آرمان شهيدان است



نماينده مردم تربت حيدريه در مجلس شوراي اسلامي گفت: برگزاري کنگره شهدا مؤثرترين راه تحقق آرمان شهدا و ايثارگران است که تا به حال در هر کجا برگزار شده، نقش مؤثري را ايفا کرده است.
به گزارش ايسنا، حجة الاسلام محمدعلي رضايي، با بيان اين مطلب، افزود: مسؤوليت ترويج فرهنگ شهادت و ايثار بر عهده جامعه فرهنگي کشور است که بايد اين رسالت را هر چه بيشتر به دوش بکشند.عضو کميسيون اجتماعي مجلس شوراي اسلامي با اشاره به آثار فرهنگ شهدا در جامعه تصريح کرد: مسؤولان مي توانند با مباني انديشه و آرمان شهدا و تبيين فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه از نفاق ملي جلوگيري کرده و وحدت و انسجام ملي را افزايش دهند.

  


شهيد شوشتري در گفتگو با جانشين اسبق نمايندگي ولي فقيه در نيروي زميني سپاه: احياگران ارزشهاي اسلامي



اشاره: حجةالاسلام والمسلمين محرابي از همان ابتداي تشکيل سپاه خراسان تقريباً عهده دار نمايندگي ولي فقيه در سپاه هشتم ثامن الائمه(ع)، لشکر 5 نصر، قرارگاه ثامن الائمه(ع) و جانشين نمايندگي ولي فقيه در نيروي زميني سپاه بود. مي توان چنين استنباط کرد که تمامي يگانهايي که سردار شوشتري فرماندهي آن را بر عهده داشته، ايشان نيز مسؤوليت نمايندگي ولي فقيه را بر دوش مي کشيد. وي در حال حاضر سرپرست نظارت و بازرسي شوراي نگهبان در انتخابات دراستان خراسان رضوي مي باشد. متن زير چکيده اي از نظرات وي در وصف شهداي عمليات تروريستي اخير در شرق کشور بويژه سردار سرلشکر پاسدار شهيد شوشتري و سرتيپ پاسدار شهيد محمدزاده مي باشد که تقديم حضور مي شود:
***
حضرت علي(ع) در نهج البلاغه براي مسلمان واقعي ويژگيهايي را مطرح مي نمايند. هنگامي که آن حضرت مصائب اطرافشان را فرا مي گيرد و به واسطه خوارج و ساير مسلمانان ظاهرنما و کساني که دلشان با حضرت نيست غم بر ايشان مستولي مي گردد، ياد اصحاب واقعي خود مي افتند و گريه مي کنند. حتي تعبير آن است که در جمعي با دست به صورت مبارک زدند و در وصف پيروان راستين چنين گفتند:«وقتي به جهاد دعوت مي شدند با اشتياق زايدالوصفي حضور مي يافتند، قرآن تلاوت مي کردند و بنا داشتند تا قرآن حقيقي را حاکم نمايند. با بدعتها مبارزه مي کردند و تلاششان بر احياي سنن و ارزشهاي اسلامي استوار بود. حضرت مي فرمايند که آنها به رهبرشان اعتماد و تبعيت محض از ايشان دارند.
وقتي حيات امثال سردار شوشتري را زير ذره بين قرار داده، مي بينيم که در برهه کنوني مصداق بارز فرمايشات امام علي(ع) مي باشند. اينها مردان بزرگي بودند که مانندشان کم يافت مي شود. مقام معظم رهبري در تشريح خواص طرفدار حق آنان را به دو گروه دسته بندي مي نمايند. 1 - عده اي از خواص مادامي که دنيايشان با منافع مادي گره خورده باشد، در جبهه حق اند و در صورت هر گونه آسيب به منافع مادي از مواضع و آرمانهاي خود عقب نشيني مي نمايند. 2 - بعضي از خواص سري در ماديات نداشته و براي آنان در دفاع از آرمانها و ارزشها، حد و مرزي نمي توان قائل شد. در واقع اين دو سردار سرافراز مصداق بارز اين نوع از خواص بودند که در واقع از آرمانهاي انقلاب ذره اي عقب ننشستند.
من چندين سال از نزديک با سردار شوشتري حشر و نشر داشته، اما يک بار هم نديدم ايشان از مشکلات خصوصي و عمومي خود چيزي مطرح نمايند. به قول خود سردار شوشتري، شهدا در زمانشان طوري نبوده اند که نسبت به خانواده، مظاهر مادي و... دلبستگي هايي نداشته باشند؛ از قضا با توجه به معرفت ديني اين عزيزان عاطفه و محبت به خانواده قابل توجه بوده است، اما آنان پيماني داشتند بين دنيا و آخرت که در آن عهدنامه، آخرت را انتخاب نموده بودند. لذا هيچ وقت «خود»شان محور نبوده و تفاوت اصلي آنان نيز با سايرين همين مي باشد. جاي خالي اين شجاعان هرگز و به سهولت پر نمي شود. باز هم رجوعي به فرمايشات حضرت علي(ع) مي زنم. اين امام مظلوم مي گويند که نسبت به يک برادر و مسلمان ديني علاقه وافري داشته و وي در چشمم بسيار بزرگ ديده مي شد. در علت بزرگي اين مؤمن نيز مي فرمايند که چون دنيا پيش چشم وي کوچک جلوه مي نمود و به تعبيري آنان از زير سلطه شکم و بندگي شکم رهيده بودند. ببينيد! اينها مرداني استثنايي بودند. از اول انقلاب تفحص نماييد که ميزان استراحت سردار شوشتري چه ميزان بوده است؟. پر واضح است که ايشان دائماً در مأموريت و انجام رسالت و وظايف محوله بوده اند. جالب آنکه سردار شوشتري در تمام دوران دفاع مقدس حضور داشته و بلکه ايشان خود محل مأموريت هايشان را انتخاب نمي کردند بلکه هر جا نظام و فرماندهي کل قوا مشخص مي فرمودند با ميل و رغبت و در اطاعت پذيري محض حضور مي يافتند. حتي پس از جنگ براي ايشان عرصه نبرد تمام نشد و مانند خيلي از همسنگران به کانون گرم خانواده برنگشتند و زماني را در طول حيات ايشان نمي بينيم که در مجاهدت و مبارزه نبوده باشند.سردار شوشتري علاوه بر استعدادهاي شاخص نظامي در جبهه فرهنگي نيز کارآمد و ماهر بودند. من در زمان فرماندهي قرارگاه حمزه(ع) توسط ايشان از نزديک کارکردهاي فرهنگي سردار را ديده بودم. شبها به اتفاق ايشان ميان روستاهاي محروم منطقه مي رفتيم و جلسات متعدد همگرايي داشتيم. با اينکه قرارگاه يک قرارگاه نظامي است ليکن به ميان مردم عادي روستاها رفته و فعاليتهاي فرهنگي انجام مي دادند. به بيان ساده، تلاش در جهت علاقه مند کردن مردم به نظام جمهوري اسلامي و اعتمادسازي از راهبردهاي ايشان بود. اين بينش حتي در سيستان نيز ادامه يافت و ترور سردار دقيقاً متأثر از جديت و پايبندي و اثربخشي فعاليتهاي فرهنگي در جهت حفظ وحدت و افزايش اتحاد مردمي بوده است. معارضان و گروههاي معاند به سرعت متوجه شدند که اگر اين کارکردهاي فرهنگي ادامه يابد، پايگاه خود را از دست مي دهند و وجهه پوشالي آنها تخريب مي شود. آمريکا و انگليس بر خلاف قوانين متعارف بين اللملي اين بي آبرويي و فضاحت را با جان خريده و خود را در معرض آشکار مسؤوليتي قرار داده و ريسک نموده تا سرداران بزرگوار را به شهادت برسانند. امثال سردار شوشتري در خارج از بدنه سپاه خيلي نادرند. افتخار مي کنم که مدتها همکار اين بزرگوار بودم.
علاقه مقام معظم رهبري(دامت برکاته) به اينها را ببينيد. رهبر نظام دلبسته و شيفته اين سرداران بودند. امام(ره) نيز همين گونه لذا مي فرمايند:«اگر سپاه نبود، کشور هم نبود».
امام علي(ع) در جايي مردم را به چهار گروه و دسته تقسيم بندي مي نمايند.
عده اي اهل شرارت و فساد بر روي زمين هستند و کارشان تنها فساد مي باشد، عده اي نيز اهل فساد بوده اما چون استطاعت فساد نداشته هميشه مترصد مي باشند و تعدادي نيز اهل شر و فساد نيستند، اما دلباخته دنيا و وجاهت دنيوي مي باشند که براي رسيدن به آن حتي به دين و ارزشهاي ديني متمسک مي شوند. شعار ارزش گرايي مي دهند، اما هيچ وقت ارزش گرا نمي باشند. اما دسته آخرين همه چيزشان را براي رضاي خدا صرف نموده و از خيلي چيزها مي گذرند. گاهي تا بدانجا محروم شده که منزوي نيز مي شوند. هر جا که نياز باشد جهت دفاع از دستاوردهاي نظام و انقلاب حضور مي يابند و در نهايت نيز شهد شيرين شهادت را مي نوشند.
سردار سرلشکر نورعلي شوشتري و سردار سرتيپ محمدزاده مصداق بارز چنين افرادي مي باشند. ان شاءا... خداوند توفيق دهد ادامه دهنده راه اين بزرگواران باشيم و کمتر از شهادت زيبنده و برازنده آنان نبود که گوارا باد بر آنها! .

  


ياد باد آن روز ياران ياد باد



علي عسکري
سردار بزرگوار نورعلي شوشتري و هم پرواز ملکوتي او سردار حاج رجبعلي محمدزاده از دوستان صميمي، شجاع و هميشه عزيزم بودند و چه نامهاي زيبايي يکي نورعلي و ديگري رجب علي، چيزي که به صداقت، ايمان و عشق خانوادگي اين عزيزان به صاحب ولايت علي(ع) دلالت دارد و من آنان را از آغاز فعاليتهاي جهادي و دفاعي در سپاه نيشابور و بجنورد و از دوران پرمخاطره و فراموش نشدني سالهاي اول پيروزي انقلاب اسلامي مي شناسم افتخار دوستي و همکاري با آنان از نعمتهاي مهم خدادادي به بنده بود و خدا را شاکرم که اين صميميت و ارتباط عاطفي تا زمان شهادت و عروج ملکوتي عزيزان ادامه داشت.
رابطه فکري و اعتقادي من و او باعث گرديده بود تا در مواقع خطر و شرايط سخت با همديگر تبادل نظر داشته باشيم. عليه بني صدر کار کنيم. منافقين را تار و مار کنيم. براي حضور جوانان در جبهه کادرسازي کنيم و بسياري از کارهاي ديگر. و جالب توجه اينکه در شرايط حضور در جبهه و دفاع مقدس بيشترين مزاحمت حقير براي آنان بود. انصاف قضيه اين است که هر دوي آنان از ادب و متانت بسيار بالايي برخوردار بودند. البته سردار شوشتري به اسطوره صبر و متانت و وقار معروف بود. دوستي، خويشاوندي و از همه مهمتر همفکري در خصوص مسايل مربوط به انقلاب اسلامي. روابط ايشان با بنده طوري بود که در گفتمانهاي انقلابي و دوستانه او مرا شيخ علي و بنده او را نورعلي صدا مي کردم. ايشان هميشه رويي گشاده، بشاش و منبسطي داشت. فراموش نمي کنم، در عمليات کربلاي پنج اعضاي مظلوم و معزول شوراي مرکزي اتحاديه دانش آموزان خراسان که مورد بي مهري سرپرست وقت اتحاديه کشور قرار گرفته بودند، به ستاد و دژ لشکر ويژه شهدا آمده بودند تا مرا ملاقات کنند. دست شهيد حسين پور- که چهره بذله گو و جوان و شادي بود- در کربلاي چهار شکسته و به گردنش بسته بود. او و چهار دوست عزيز و همراهش را تا پيش سردار همراهي کردم. شرايط بسيار سختي بود. منصوري، فرمانده لشکر شيميايي شده بود. صلاحي، قائم مقامش تير خورده بود. شهيد ناصري، مسؤول ستاد لشگر، مرا به شکل اجبار و اضطرار در کنار خود پذيرفته بود. در چنين وضعي آنان ميهمان من بودند و تازه مي خواستند با مقامات و فرماندهان جبهه و جنگ، بنده برايشان وقت ديدار هماهنگ کنم. اولين کسي که آن عزيزان را با آغوش باز پذيرفت و از انجام گفتگو استقبال کرد، سردار شوشتري بود. سردار از آنان با آبميوه پذيرايي نمود، فوري هم به درد دلهايشان گوش کرد. او به آنان دلسوزانه توصيه نمود از خدا بخواهند در آن دنيا در عالم آخرت هم مثل همين دنيا با هم و در کنار هم باشند و چنين هم شد و آن پنج عزيز سفر کرده در همان عمليات کربلاي پنج همراه هم شربت شهادت نوشيدند و به ملکوت پيوستند.
به جز مورد ياد شده، موارد زياد ديگري نيز پيش آمد که سردار شوشتري مرا به عنوان يک عامل دست و پاگير در زمان عملياتها در کنار خودش تحمل مي کرد و بسيار صميمانه رفتار مي نمود.
در عمليات مرصاد در گردنه چهارزبر در مقابله با منافقين که از کرنو وارد اسلام آباد شده بودند و تلاش مي کردند قرارگاه تحت فرماندهي سردار شوشتري را در نزديکي کرمانشاه تصرف کنند، پذيراي وجود بنده و دوستان همراه بود و ما تلاش مي کرديم اطلاعات منافقين دستگير شده را دريافت و تجزيه و تحليل کنيم.
در عمليات بيت المقدس 2 ، در داخل کردستان عراق و در بسياري از مقاطع ديگر، اميد و تکيه گاه ما سردار شوشتري بود.
در آن روزها او بيشتر از ديگران با حضرت آيةا... خامنه اي و آيةا... واعظ طبسي در تماس و تعامل بود.
او هميشه به اين مطلب که مضمون حديثي شريف است، تأکيد مي کرد و مي گفت: «بدبخت کسي است که دوست ندارد و بدبخت تر از او کسي است که دوستان خودش را از دست مي دهد»، و هميشه بنايش بر حفظ دوستي بود. او در جبهه هاي غرب و جنوب کشورمان در زمان هشت سال دفاع مقدس و اخيراً در مرزهاي شرقي و سيستان و بلوچستان با همين سبک و رفتار بايسته انساني به دفاع از انقلاب اسلامي و آرمان امام و رهبري همت مي گماشت. روحيه انساني آن شهيد بزرگوار به گونه اي بود که همت عالي و بلند نظري را در همگان به جوشش وامي داشت و نمونه عيني جاذبه در حد عالي و دافعه در حد ضرورت بود که در اين راه همچون مولاي خودش شربت شهادت نوشيد.
وي به زيبايي هاي طبيعت و خاستگاه مطلوب انسان در مسايل زيست محيطي عشق مي ورزيد. زادگاه متروکه و دور افتاده خودش سرولايت نيشابور (روستاي نيگج) نمونه علاقه او به طبيعت و کشاورزي بود. هر کجا که قدم مي گذاشت، آباداني و آسايش را به ارمغان مي آورد. همچنان که از تلويزيون و سيماي جمهوري اسلامي اعلام کرد؛ وطن و خاک ايران را همچون مادر و ناموس خودش دوست مي داشت و از آن پاسداري مي کرد. و به حق تجسم عيني ايمان در راستاي «حب الوطن من الايمان» بود و همين پاسداري از وطن و کشور عزيزمان ايران باعث گرديد که دعاي خير امام و رهبري را هميشه براي خودش به همراه داشته باشد؛ چون خودش را سرباز ولايت مي دانست و نه چيز ديگر و قدرداني رهبر معظم انقلاب اسلامي از ايشان دليلش همين رابطه و محبت دو سويه بود.
او سربازان، بسيجيان و پاسداران شهيد راه وطن و انقلاب اسلامي را بسيار عزيز مي شمرد و در کنگره هاي گراميداشت آنان حتي در روستاهاي دوردست شرکت فعال داشت. خاطرات خوش، زيبا و دلنشيني از شهيدان علي عسکري، مهدي شوشتري، برونسي، بابانظر و ديگر عزيزان همسنگر و تحت امرش بازگو مي کرد و مي توان گفت، او با ياد شهيدان زنده بود و نفس مي کشيد و همه دلگيري اش حاکي از اين بود که چرا آنان رفتند و نورعلي را با خود به نبردند؟ !
او شهيد کاظمي را مصداق آشکار اخلاص و شهادت معرفي مي کرد و مي گفت، در مأموريتي که به شهادت مرحوم کاظمي انجاميد، قرار بود من شرکت کنم، ولي اخلاص آن شهيد ميدان عمل را از دستم خارج کرد و در لحظه آخر، او به عنوان فرمانده خوش قلب و پاک سيرت به من گفت تو بمان و من خودم خواهم رفت.
از نگاه و منظر سردار شوشتري، مزار هر شهيدي پنجره اي از خاک به سوي افلاک و خداست و بد نيست اشاره کنم، وقتي در مراسم ترحيم مرحوم پدرم در روستا در کنار قبر پدرم بر مزار شهيد رحيمي و عسکري، فاتحه و سوره حمد قرائت کرديم، اعلام نمود، بزودي خواهيد ديد که مردم عاشق دوست ائمه(ع) و امام حسين(ع) براي شهيدان انقلاب اسلامي نيز مثل امامزادگان بقعه و بارگاه بنا کنند و در ايام ا... به زيارت قبور پاک آنان همت گمارند.
او به سه چيز ايمان کامل داشت: ايمان به خدا، ايمان به ولايت، ايمان به مردم و شهداي گلگون کفن انقلاب اسلامي و شهيدان نيز به فرمانده دلسوز خودشان ايمان و باور داشتند.
گويا آنان منتظر بودند هر چه زودتر فرمانده خودشان را در جايگاه رفيع شهيدان ملاقات کنند و اين مقام را بر او شادباش بگويند.

  


گفتگو با گزينشگر سردار شوشتري



آقاي روشنک، چهره شناخته شده اي در ميان رزمندگان و پاسداران خراساني به ويژه نيشابوري ها است. بسياري از شهداي پاسدار و اعضاي قديمي سپاه توسط ايشان گزينش شده اند که سردار شوشتري يکي از اين بزرگواران مي باشد. ايشان در گفتگوي کوتاهي با خبرنگار قدس به بيان ويژگيهاي سردار شوشتري پرداخته است.
... خيلي از استادان در جامعه ما يافت مي شوند که شاگردهايي را تربيت نموده، اما بعداً پاي درس شاگرد خود نشسته اند! . من يکي از همان افراد مي باشم که در سال 58 و در سپاه نيشابور سردار شوشتري را پذيرش نمودم. آن هنگام بنده مسؤول پرسنلي و عضو شوراي فرماندهي سپاه نيشابور بودم که لباس برازنده سبز پاسداري را بر تن سردار شوشتري نمودم. طولي نکشيد که سردار شوشتري فرمانده من شد و البته به فرماندهي ايشان نيز افتخار مي نمايم. آن هنگام با معرفي فرمانده وقت سپاه نيشابور ايشان گزينش شده و خيلي زود با اثبات شايستگي و لياقت به فرمانده گروهان سپس فرماندهي گردان و ظرف دو ماه به فرماندهي عمليات سپاه نيشابور ارتقا يافتند. غائله جنوب خراسان و حوادث گنبد در اوايل انقلاب نيز به دست توانا و با فرماندهي ايشان ختم به خير شد. سپس نيز حوادث کردستان به وجود آمد که ايشان به اتفاق شهيد بابا رستمي و شهيد دهنوي حماسه ها آفريدند. همه ما جنگ را پايان يافته تلقي نموده اما براي «نورعلي» جنگ پايان نيافت و من يادم نمي آيد که براي ايشان جنگ پايان يافته تلقي شود.
سردار شوشتري پدر معنوي پاسداران و رزمندگان خراسان به ويژه شهرستان نيشابور مي باشند و فرماندهي ارشد لقبي است که خود پاسداران به ايشان اعطا فرمودند. خالص ترين نيروهاي سپاه نيشابور تحت تأثير «نورعلي» رشد نموده و من هم خيلي زود با جان و دل فرماندهي ايشان را پذيرفتم. من غبطه مي خورم به مقام شامخ «نورعلي» و به ياد ندارم که ايشان حتي غيبت برادر مؤمني نموده باشد و متذکر مي شد که مبادا خانواده شهدا فراموش شوند. همسر مکرمه ايشان در واقع پدر فرزندان هم بودند زيرا سردار شوشتري هرگز پس از قطعنامه هم ماندگاري مشخصي در ميان خانواده نداشت. همين جمعه گذشته در جلساتي که با مهندس ترکان جهت طرحهاي عمراني سيستان و بلوچستان داشتيم از قضا «نورعلي» کفشهاي نويي خريداري کرده و آقاي سعيدي از بچه هاي قديم تخريب خراساني به شوخي به ايشان مي گفت که حاج آقا! کفش نو چرا؟! ما که بزودي شهيد مي شويم! . ضمناً به آقاي ترکان هم با مزاح گفتند که اين طرحها به جايي نخواهد رسيد زيرا سردار بزودي شهيد مي شوند! .
اما پس از گذشت چند روز فهميديم که خون سرخ سردار شوشتري و ساير شهدا سبب رويش بوستاني از لاله ها در منطقه کويري سيستان و بلوچستان خواهد شد و به کوري چشم دشمنان، به برکت خون اين شهيدان تغييرات شگرفي را در خود خواهد ديد. ان شاءا...

  


ببايد تا ابد رهرو بمانيم



به مو از ياورانم اين نويد
تمام لاله ها خون شهيد
مبادا روي لاله پا گذاري
مبادا رهبرم تنها گذاري
من و پروانه هم پرواز بوديم
سه تار عشق را دمساز بوديم
ز صحراهاي پر لاله گذشتيم
به هر جا عاشقي ديديم نشستيم
شنيديم عاشقي از جبهه مي گفت
براي دوستانش قصه مي گفت
از آن روزي که ما در رزم بوديم
تمام عزم ها را جزم بوديم
چه شد آن روزهاي عشق و ايثار
کجا شد صحنه هاي رزم و پيکار
چه شد آن روزهاي خوب و ديرين
ميان جبهه ها در قصرشيرين
ببايد قم فانذر را بخوانيم
ببايد تا ابد رهرو بمانيم
مبادا روي لاله پا گذاري
مبادا رهبرم تنها گذاري
عجيب هيچ وقت لبخند روي لب تو پاک نشد. هيچ کسي از همکلامي با کلام تو خسته نشد. عقل کوچک ما نفهميد اين همه تلاش... توان... بدون خستگي از کجاست. لبخند تو نشاني همه خوبي هاست؛ ذهن ناقص ما کج فهميد. تو از روز اول درس شهدا را در ذهن مي چرخاندي! ... ما نفهميديم...!
رجبعلي محمدزاده ما را فراموش نکن
ماشاءا... شاهمرادي زاده
کارگردان و فيلمساز مشهدي(مرشد)

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com