تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
حوادث
شهرستانها
خراسان امروز
عشقستان
سوسه
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
يادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-10-22
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 30مهر ماه 1388


اعدام 5 جنايتکار در اوين؛ «صفر- الف» اعدام نشد



ديروز زندان «اوين» تهران شاهد بسته شدن پرونده زندگي پنج جنايتکاري بود که به اشد مجازات محکوم شده بودند، اما يک مجرم با



دريافت مهلت به سلولش برگشت.
* نخستين اعدامي؛ سهيلا
به گزارش ايسکانيوز، نخستين محکومي که سحرگاه چهارشنبه در زندان «اوين» به پاي چوبه دار رفت، زني به نام «سهيلا» بود که به جرم کشتن پسر شيرخوارش به مرگ محکوم شده بود.
او بامداد 14 شهريور 1385 پسر پنج روزه اش را در خيابان «فرمانيه» کشته بود.
* دومين اعدامي؛ پسر خوانده جنايتکار
دومين محکومي که ديروز در «اوين» اعدام شد، قاتل پدرخوانده بود. تلفن کلانتري 147 گلبرگ تهران، شامگاه 16 ارديبهشت 1386 به صدا درآمد و به افسر نگهبان خبر رسيد، مرد 40 ساله اي به نام «حسن- خ» در خانه اش با ضربه هاي چاقو کشته شده است.سپس بازپرس حسين اصغرزاده کشيک وقت دادسراي امور جنايي و پليس دايره 10 اداره آگاهي مرکز به قربانگاه رفتند و رسيدگي به پرونده را در دستور کار خود قرار دادند. تحقيق محلي نشان مي داد، «حسن» به دنبال دعواي خانوادگي با پسر خوانده 25 ساله اش «محمدحسن - ب» از پا در آمده بود.
با افشاي اين مسأله، مجرم جوان 15 روز بعد در يک تراشکاري در «قشم» رديابي و دستگير شد. وي که مي دانست هيچ شانسي براي گمراه کردن بازپرس و افسران تجسس ندارد، بدون هيچ مقاومتي لب به بيان حقيقت گشود.
* سومين اعدامي؛ دزد آدمکش
همچنين حکم اشد مجازات مردي که هنگام دزديدن يک دستگاه پرايد، راننده را قرباني کرد، ديروز در «اوين» اجرا شد.
بازپرس محمدحسين شاملو کشيک وقت دادسراي امور جنايي تهران عصر پنجم ارديبهشت 1387 رسيدگي به پرونده کشته شدن مرد 44 ساله اي به نام «غلامرضا» در ميدان «پاستور» را آغاز کرد.
اين مقام قضايي و افسران دايره 10 اداره آگاهي مرکز به نقطه مورد نظر رفتند و با راننده اي به نام «مهران» که پشت فرمان پرايد «غلامرضا» دستگير شده بود، رو به رو شدند. وي که هيچ راهي براي گريز از قانون نداشت، بدون هيچ مقاومتي لب به به بيان حقيقت گشود و گفت: در خيابان قدم مي زدم که اين پرايد، چشمم را گرفت. ناگهان وسوسه شدم و تا ديدم سوئيچ روي آن است سوار شدم. مي خواستم ماشين را روشن کنم که صاحب آن سر رسيد و دستپاچه شدم.
«مهران» اضافه کرد: پس از دزديدن پرايد در حال فرار بودم که صاحب آن، جلوي يک موتورسوار را گرفت و تعقيبم کرد. بعد سر خود را از پنجره، داخل ماشين کرد و تا «در» را باز کردم، به بيرون پرت شد. در نتيجه، روي زمين افتاد و به ماشينهاي کنار خيابان خورد.
به دنبال بازسازي صحنه جرم، کيفرخواست از سوي «آرش سيفي» داديار شعبه اظهارنظر دادسراي ناحيه 27 صادر و «مهران» در شعبه 71 دادگاه کيفري تهران به مرگ محکوم شد. رأي به تأييد شعبه 37 ديوان عالي کشور رسيد و ديروز اجرا شد.
* چهارمين اعدامي؛ قاتل پسر همسايه
چهارمين اعدامي بامداد ديروز «اوين» مردي بود که پسر همسايه را در کرج، قرباني خشم خود کرد. در نشست رسيدگي به اين پرونده که در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران به رياست قاضي «نورا... عزيزمحمدي» و با حضور چهار مستشار تشکيل شد، ابتدا نماينده دادستان کيفرخواست را خواند.
«محمدرضا حيدري» اعلام کرد: «علي» 32 ساله ظهر 22 تير 1386 همسايه اش به نام «حامد» را به بهانه اي به خانه خود در کرج کشاند و از پا در آورد. وي قسمتهايي از جنازه مثله شده را در بيابان رها کرد و کليد معما چند ماه پس از جنايت با بررسي پرينت مکالمات تلفني همسرش «طاهره» کشف شد. تحقيق پليس نشان مي داد، «حامد» و «طاهره» با هم رابطه داشتند و همين مسأله منجر به درگيري شد.
نماينده دادستان اضافه کرد: «علي» در مرحله هاي مختلف بازجويي به آدمکشي اعتراف کرده است و برايش اشد مجازات مي خواهم. همچنين «طاهره» به خاطر رابطه پنهاني بايد مجازات شود.
سپس برادر «حامد» در جايگاه ويژه قرار گرفت و گفت: برادرم 22 تير 86 از خانه اش بيرون رفت و ديگر بر نگشت تا اينکه يک هفته بعد تکه هاي جسدش را در بيابان پيدا کردند. من به نمايندگي از پدر و مادرم براي «علي» اشد مجازات مي خواهم.
وقتي نوبت دفاع به مجرم رسيد، توضيح داد: سه سال پيش فهميدم زنم با پسر همسايه رابطه پنهاني دارد و با پيگيري موضوع «اس ام اس» هاي عاشقانه شان را ديدم که غيرتي شدم.آتش انتقام سراپاي وجودم را فرا گرفته بود که «حامد» را به بهانه بررسي رايانه به خانه ام کشاندم. من از قبل اسلحه تهيه کرده بودم تا او را بکشم اما ناگهان تصميمم عوض شد و با چاقو به جانش افتادم. جنازه را تکه تکه کردم و ...
با پايان حرفهاي تکان دهنده «علي»، قاضي «عزيزمحمدي» از «طاهره» خواست درباره رابطه اش با «حامد» توضيح دهد.
به گزارش ايسکانيوز، اين زن که اشک مي ريخت، منکر هر گونه رابطه پنهاني با پسر همسايه شد و گفت: حامد چند بار تلفني تماس گرفت و به من ابراز علاقه کرد اما باور کنيد با او هيچ رابطه اي نداشتم. من سه بچه دارم؛ چه طور مي توانستم دو سال با يک پسر رابطه داشته باشم!
در پايان، هيأت قضايي وارد شور شد و جاني را به مرگ محکوم کرد. «طاهره» نيز از اتهام رابطه پنهاني تبرئه شد و حکم در شعبه 11 ديوان عالي کشور به تأييد رسيد.
* پنجمين اعدامي؛ قاتل جيب بر
پنجمين محکومي که ديروز در «اوين» اعدام شد، قاتل دو پسر بود. در همين رابطه رئيس شعبه اجراي احکام دادسراي امور جنايي تهران - اعلام کرد: «سعيد» 32 ساله در سال 84 به جرم کشتن «نور رحمان» 18 ساله در تهران دستگير شد و انگيزه جنايت را مسايل اخلاقي عنوان کرد.
در تحقيق پليس مشخص شد انگيزه آدمکشي، دستبرد بوده است و «سعيد» در ادامه بازجوييها پرده از يک جنايت ديگر در اصفهان برداشت. اين مجرم، پسري 25 ساله به نام «ملک الدين» را هم قرباني دزديدن اموالش کرده بود که در شعبه 71 دادگاه کيفري تهران به مرگ محکوم شد و رأي به تأييد شعبه 11 ديوان عالي کشور رسيد.

* صفر اعدام نشد
ششمين محکومي که سحرگاه چهارشنبه در «اوين» به پاي چوبه دار رفت، «صفر - الف» نام دارد. وي اکنون 20 ساله است و وقتي 17 سال داشت به دنبال دعواي خياباني در «هشتگرد» ساوجبلاغ بازداشت شد.
«صفر» در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران با بيان اينکه برخورد چاقو به «مهدي- ر» ناخواسته و کاملاً اتفاقي بود، گفت: درگيري بر سر دختري شکل گرفت که عاشقش بودم. من با مهدي درگير شدم اما او پس از برخورد چاقو با يک وانت تصادف کرد و کشته شد.با وجود اين ادعا، حکم مرگ نوجوان عاشق پيشه صادر و در شعبه 11 ديوان عالي کشور به تأييد رسيد. امروز(ديروز) همه چيز براي بسته شدن پرونده زندگي «صفر» آماده بود که تلاشهاي محمد مصطفايي وکيل مدافعش - و قاضي «عصمت ا... جابري» به همراه گروهي از هنرمندان مهربان سينما و تلويزيون به بار نشست و پسر نگون بخت اعدام نشد.
به گزارش ايسکانيوز، شاکيان براي جلب رضايت، فقط يک ماه مهلت داده اند و گفته مي شود صدها ميليون تومان ديه خواسته اند.

  


نجات پرهام کوچولو از دست گوش برهاي تهراني



گروه حوادث- مصدق: تجربه وحشت و اسارت خوشايند هيچ کس نيست بويژه اگر شخص بچه باشد و چندان توانايي سخن گفتن هم نداشته باشد.
با اين حال «پرهام» اين تجربه تلخ را داشته و اکنون بيش از هر کودکي با واژه ترس و اسارت آشناست. چون او اوايل همين هفته بود که از سوي چهار جوان 25 - 20 ساله که سه تن از آنان با هم برادر بودند ربوده شد و سه شبانه روز در خانه اي مخروبه که فقط يک تخته فرش رنگ و رو رفته و کهنه در آن قرار داشت، نگهداري و شکنجه شد.
ساعت 18/30 شنبه هفته جاري بود که قاضي «رضوانفر» از شعبه چهارم دادياري دادسراي جنايي تهران وقتي پدر «پرهام» به کلانتري 121 «سلمانيه» مراجعه و با ارائه دادخواستي گفت: «ساعتي قبل پسر 5 ساله ام در حالي که با پسر عمو و دوستانش در کوچه مقابل خانه ام بازي مي کرد، ناپديد شد و تلاش من و مادرش نيز براي پيدا کردن وي تاکنون بي نتيجه بود.
به دنبال اين دادخواست و به دستور رضوانفر، قاضي تحقيق پرونده کارآگاهان اداره يازدهم پليس آگاهي مرکز مأموريت يافتند هر چه سريعتر نسبت به روشن شدن سرنوشت «پرهام» کوچولو اقدام کنند.از سوي ديگر و در حالي که فقط 4 ساعت از آغاز تجسس هاي پليسي مي گذشت، تيم کارآگاهان اداره يازدهم پليس آگاهي از طريق شاکي اطلاع يافتند که پسرش از سوي افراد ناشناسي ربوده شده است.
بدين ترتيب پدر اين پسر بچه 5 ساله به دايره مبارزه با آدم ربايي پليس آگاهي احضار و در خصوص تماس آدم ربايان با خود گفت: ساعت حدود 11/30 شب بود که جواني که سعي مي کرد صدايش را تغيير دهد با تلفن منزلمان تماس گرفت. وقتي گوشي را برداشتم گفت «پرهام» پيش او و دوستانش است اگر آزادي وي را مي خواهم بايد 25 ميليون تومان وجه نقد به آنان پرداخت کنم و اگر چنين نکنيم و يا پليس را در جريان ماجرا قرار دهم گوش بچه ام را با چاقو خواهند بريد.
سر انجام با تلاش پليس و دستگيري اين دو جوان 20 و 23 ساله که مرتضي و مصطفي نام دارند و با هم برادر هستند، آنان ظهر ديروز در شعبه 4 دادياري دادسراي جنايي حاضر و توسط قاضي رضوانفر مورد بازجويي قرار گرفتند.در ابتداي اين جلسه، «پرهام» پنج ساله در حالي که با اشاره دستان کوچکش به سوي مرتضي و برادرش مي گفت آنان به اتفاق دو جوان ديگر به اسامي امير و مجيد او را به گروگان گرفتند در خصوص چگونگي حادثه بيان داشت: آن شب با پسر عمو و بچه هاي محل مي خواستم فوتبال بازي کنم که آنها مرا بازي ندادند همين موقع و در حالي که به تنهايي کناري ايستاده بودم و به بازي آنان تماشا مي کردم «مرتضي» که از بچه هاي محل ماست به طرفم آمد و گفت: بيا برويم موتورسواري من هم سوار موتورش شدم. بعداً «امير» دوست وي از مغازه چسب خريد و به دهانم زد، سپس مرتضي سيلي محکمي به صورتم زد و گفت گريه نکن. لحظاتي ديگر آنان دستان و پاهايم را با چسب بستند و به خانه اي که فقط يک تخته فرش کهنه در آن قرار داشت بردند. شب که شد مرتضي يک ليوان شير کاکائو به من داد، وقتي خوردم خوابيدم. صبح مصطفي را ديدم که با برادر ديگرش مجيد کنارم خوابيده بودند. آنان مرا همان جا نگه داشتند تا اينکه مقابل مسجد بهشتي رهايم کردند.گفتني است، با پايان يافتن سه شبانه روز دلهره و اضطراب براي پرهام و خانواده اش و همچنين صدور قرار بازداشت موقت براي مرتضي و برادرش، تلاش براي شناسايي مخفيگاه متهمان فراري و دستگيري آنان ادامه دارد.

  


قطار مرگ در هند به مقصد نرسيد



مقامات پليس و گروههاي امداد و نجات «هندوستان» اعلام کردند: بر اثر برخورد قطار مسافربري در اين کشور، دست کم 21 نفر جان خود را از دست داده و 50 نفر نيز مجروح شدند.
به گزارش ايسنا، «اجندرا دات تيريپاتي»- رئيس خطوط راه آهن هندوستان- به خبرگزاري فرانسه، گفت: اين دو قطار در شهر «ماتورا» در 150 کيلومتري جنوب «دهلي نو» با يکديگر برخورد کردند و بلافاصله پس از وقوع اين حادثه مأموران امداد و نجات و مأموران آتش نشاني در محل حاضر شده و به کمک مجروحان شتافتند.

  


زالو ، هويت سارق را لو داد!



مقامات پليس استراليا از دستگيري يک سارق مسلح پس از هشت سال خبر داده و اعلام کردند: خون داخل بدن يک زالو در محلي که اين سارق دست به دزدي زده بود، او را لو داد !
به گزارش ايسنا، «مايک جان استون»- سر بازپرس ويژه پليس استراليا- در مصاحبه اي با خبرگزاري فرانسه، يادآور شد: اين زالو در حياط منزل پيرزني در ايالت «تاسماني» واقع در منتهي اليه جنوب استراليا يافت شد. اين منزل در سال 2001 ميلادي توسط يک سارق مسلح مورد سرقت قرار گرفته بود و ما طي اين هشت سال تلاش بسيار کرديم تا اين سارق را شناسايي و دستگير کنيم، اما موفق نشديم و در نهايت يافتن اين زالو و تجزيه و تحليل خون داخل بدن اين جاندار مکنده ما را به کشف حقيقت و شناسايي و دستگيري اين سارق رهنمون کرد. سارق مسلح فردي 54 ساله به نام «پيتر الک کانن» است که به دليل سرقت 550 دلار در سال 2001 ميلادي از منزل يک پيرزن تحت تعقيب بود.

  


نزاع جمعي منجر به قتل شد



گروه حوادث- زنجاني: نزاع جمعي در بولوار ايثارگران مشهد يک کشته برجاي گذاشت.
به گزارش خبرنگار ما، ساعت 21 پريشب وقوع نزاع جمعي در حد فاصل ايثارگران 18 و 20 به مرکز فوريتهاي پليسي 110 اطلاع داده شد و متعاقب آن مأموران کلانتري 19 شفا با حضور در صحنه درگيري، موضوع را به اطلاع بازپرسي شعبه 804 ويژه قتل عمد در مشهد رساندند.
برپايه اين خبر، با حضور قاضي امام وردي تحقيقات اوليه درباره چگونگي حادثه آغاز شد و مشخص گرديد، نزاع بين سه نفر جوان رخ داده که طي آن يکي از آنان به ضرب چاقو از ناحيه گردن به قتل رسيده است.
گزارش خبرنگار ما حاکي است، با حضور مقام قضايي و سرگرد آجنگان رئيس کلانتري شفا، تحقيق مأموران تجسس کلانتري شفا براي دستگيري عوامل قتل آغاز شد و يکي از متهمان که مجروح و به بيمارستان منتقل شده بود، تحت نظر پليس قرار گرفت.
ادامه اين خبر حاکي است، در نتيجه تلاش پرسنل تجسس کلانتري شفا يک نفر از متهمان نيز پس از چند ساعت تعقيب و مراقبت ساعت 9 صبح روز گذشته در خيابان ايثارگران شناسايي و دستگير شد.
* کشف مواد مخدر
از سوي ديگر در پيگيري ماجراي قتل و عمليات دستگيري شرکت کنندگان در نزاع، کارآگاهان تجسس کلانتري شفا، فردي را که روي بام منزل مخفي شده بود، دستگير کردند و از ناحيه وي 530 گرم حشيش کشف شد.
متهمان به همراه پرونده دراختيار مقام قضايي قرار گرفتند و تحقيق از آنان ادامه دارد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com