تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
ضربان
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-10-25
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 3آبان ماه 1388

[ هنري ]
 * گفتگو با پرويز فلاحي پور بازيگر سريال «دلنوازان» ؛ پايان کار ما قابل پيش بيني نيست!
 * نشست نقد و بررسي مجموعه شعر «هميشه حق با ديوانه هاست» سروده اصغر عظيمي مهر؛
ميرشکاک: قواعد کلاسيک، فرسوده نمي شوند، بازسازي مي شوند
 * كارگاه شعر ؛ بازانديشي در مباحث تکراري
 * سومين دوسالانه گرافيک جهان اسلام امروز گشايش مي يابد
 * افتتاح گالري «نيکول» به تعويق افتاد
 * بهروز غريب پور با «اپراي مولوي» در جشنواره تئاتر فجر
 * وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي: براي ميزباني جشنواره فيلم کودک به موقع تصميم مي گيريم
 * رضا فياضي: سه ماه منتظر تصويب بودجه کارم در کانون پرورشي هستم
 * سينماي ايران 14 نماينده در جشنواره فيلم سائوپولو دارد
 * براي يک عمر دستاورد سينمايي ؛ جايزه «کرک داگلاس» به تارانتينو اعطا شد

گفتگو با پرويز فلاحي پور بازيگر سريال «دلنوازان» ؛ پايان کار ما قابل پيش بيني نيست!



تکتم بهاردوست
خودش مي گويد که با سريال شب دهم متولد شده است. هر چند که بيشتر بينندگان و صاحب نظران هم همين نظر را دارند. پرويز





فلاحي پور از آن دسته هنرمنداني است که در عصر بازيگري همواره آهسته و پيوسته قدم برداشته است. او در کارهاي زيادي ازجمله ملاصدرا، گلهاي گرمسيري، آخرين دعوت و. . . نيز ايفاي نقش کرده است، اما بهانه گفتگوي ما با او به خاطرحضورش در سريال دلنوازان است. گفتگوي ما با او را بخوانيد:
* آقاي فلاحي پور، گمان مي کنم پس از «آخرين دعوت»، اين دومين همکاري شما با حسين سهيلي زاده است؟
** بله. در واقع يک جور قسمت بود که بتوانم با کارگردان باهوشي مثل او کار کنم. سر سريال آخرين دعوت که نقش تيموري را پيشنهاد کرد؛ چون نقش کوتاه بود اصلاً نمي خواستم قبول کنم، ولي بعداً ديدم نه ، تيموري هرچند نقشش کوتاه است، ولي جاي کار زيادي دارد. نقش را بازي کردم و اين شد که تا به الان در خدمت او هستم...
* تا جايي که به ياد دارم در مصاحبه قبلي که با هم داشتيم، گفتيد که کوتاهي و بلندي نقش برايتان اصلاً مهم نيست؟
** درست است، ولي اگر کار را ديده باشيد، نقش تيموري با بقيه فرق داشت. اين نقش به لحاظ ذهني با من فاصله زيادي داشت و مي ترسيدم که نقش درست از آب در نيايد. من اصولاً دوست دارم نقشهايي را بازي کنم که يا در طول داستان تأثيرگذار باشد يا پيچيده باشد که بشود با نقش کلنجار رفت.
* خب اگراجازه بدهيد، برويم سراغ سريال دلنوازان. از حضورتان در اين کار و نقش جهان بگوييد؟ اين نقش بايد ويژگي هايي را که گفتيد، داشته باشد؟
** بله. همان طور که مي دانيد بيشتر نقشهايي که من تابه حال بازي کرده ام، منفي بوده است به طوري که خيلي از همکارانتان اين قضيه برايشان سؤال بود.
وقتي سهيلي زاده براي دومين بار با من تماس گرفت و نقش جهان را پيشنهاد کرد، همان اول به او گفتم که من ديگر نقش منفي بازي نمي کنم، اما وقتي فيلمنامه را مطالعه کردم، ديدم که اين نقش براي خودم هم با بقيه نقشها فرق دارد، جهان يک شخصيت متفاوت است.
شايد بيننده با توجه به ذهنيتي که از بازي بازيگر و شناختي که احياناً ازکساني چون جهان دارد، بگويد که اي بابا اين کاراکترهم مثل بقيه است، ولي اين طورنيست. جهان آدمي مثبت است؛ صبور و متفکر، او آدم خوش قلبي است. جهاني که شما الان مي بينيد، متحول شده است، ولي همين آدمي که حالا تغيير کرده گذشته اي دارد که براي بيننده جاي سؤال دارد.
* دقيقاً!
* آقاي فلاحي پورذهنيتي که من نسبت به بازي هاي قبلي شما دارم و اکثر شخصيتهايي که تا به حال ايفا کرده ايد همه شخصيتهاي پر تعليقي بوده اند؛ دقيقا مثل جهان! خودتان هم فکر نمي کنيد که سهيلي زاده هم با توجه به اين قضايا شما را براي نقش جهان انتخاب کرده است؟
** اجازه بدهيد، پاسخ شما را اين طور بدهم که اصولاً سهيلي زاده از آن دسته کارگرداناني است که آن چيزي را که تا پايان از نقش مي خواهد و انتظار دارد از اول چه در فيلمنامه و چه در بازيگر لحاظ مي کند.
* پس با اين حساب نقش جهان يک جور بازسازي شده است؟
** بله. البته من و سهيلي زاده روي اين نقش خيلي کار کرديم. حين ضبط مرتب به سهيلي زاده مي گفتم حواست باشد که از نقش بيرون نزنم؛ چون معمولاً بازيگر وقتي مشغول بازي است به اين چيزها فکر نمي کند و يکي از بيرون بايد حواسش به او باشد. گفتم حواست به بازي، بيان ديالوگها، لحن و چگونگي بيان جهان باشد؛ چون به نظرم ديالوگهاي جهان دراين کارخيلي حساس است.
* به نظرم جهان يک شخصيت محوري دارد؟ از آن شخصيتهايي که تا انتها بيننده را باخود همراه مي کند؟
** دقيقاً و من سعي کردم که همه اينها را در بازي ام نشان بدهم.
* چه تمهيداتي در نظر گرفتيد که مشت جهان همان اول کار پيش بيننده باز نشود؟
** شخصيت جهان يک شخصيت چند وجهي است. من بازيگر بايد اين کدها را در بازي، رفتار و حتي چگونگي بيان ديالوگها به بيننده بدهم و اين اصلاً کار آساني نيست. نگاه و عمق نگاه در اين دست کارها براي بازيگر بسيار مهم و حياتي است. جهان بايد طوري عمل کند که بيننده يک جاهايي به او حق بدهد. اگر بيننده از بدنه اصلي کار، آگاه شود حظ لازم را نمي برد.
* در همان قسمتهاي اول متوجه شديم که گذشته جهان، رعنا و اتابک به هم متصل است؛ اتفاقي که يک زماني افتاده و تا پايان هم ادامه دارد؟ رسيدن به اين گذشته چقدر مي تواند در باور تماشاگر مؤثر باشد؟
** من پاسخ شما را با يک جمله مي دهم، آن هم اينکه اين سه شخصيت ناقصند و در طول داستان کامل مي شوند.
* همان طور که گفتيد، جهان آدم صبوري است، ولي يک جاهايي اين صبوري يک جور بازي به نظرمي رسد؟
** بله بايد هم اين طورباشد. قرار نيست بيننده فريب ظاهر او را بخورد. بيننده بايد حدس بزند و کار را دنبال کند. بازي جهان مثل شعبده است بايد مرتب به دستهاي او نگاه کنيد!
* جهان يک وکيل است و خيلي خوب حرف مي زند، ولي ما تا به حال اين تبحر و با هوشي او را در حل پرونده اي به عنوان وکيل نديده ايم؟
** من هم اين قضيه را قبول دارم. در اين خصوص هم خيلي با سهيلي زاده صحبت کردم، ولي او گفت که شغل جهان لازمه قصه است.
* به نظر شما پخش هر شبي اين سريال چقدر در موفقيت آن مؤثر بوده است؟
** خيلي! مسلماً ارتباط بيننده با کار در اين حالت بهتر است و تمرکزش روي کار خيلي بيشتر.
* با توجه به اينکه سريالهاي ايراني خوش آغاز و بد پايان هستند، آيا دلنوازان هم شامل اين قضيه مي شود؟
** موافقم. ولي باور کنيد، دلنوازان از اين قاعده مستثناست. مطمئن باشيد پايان اين سريال قابل پيش بيني نيست!

  


نشست نقد و بررسي مجموعه شعر «هميشه حق با ديوانه هاست» سروده اصغر عظيمي مهر؛
ميرشکاک: قواعد کلاسيک، فرسوده نمي شوند، بازسازي مي شوند



گروه هنر- محمدرضا شالبافان: از سالهاي پاياني دهه هفتاد تا سال 84 ، همه جوانان شاعر کشور بر اين باور بودند که کنگره





سراسري شعر و قصه جوان که هر ساله در بندرعباس برگزار مي شد، معتبرترين رتبه بندي و حرفه اي ترين جشنواره شعر جوان است. البته هر ساله و در کنار اين باور جمعي، داوريهاي جشنواره مورد تاخت و تاز شديد کساني قرار مي گرفت که برگزيده نشده بودند و تا ماه ها خبر کنگره بندرعباس مورد تحليل صفحات رنگارنگ ادبي روزنامه ها و مطبوعات قرار مي گرفت.
دوره ششم اين کنگره در سال 83 ، به واقع آخرين باري بود که همه در اين گردهمايي که آن روزها به «کنگره غولها» هم مشهور شده بود شرکت کردند. در ميان برگزيدگان بخش غزل که داوري آن را اين بار خود «محمدعلي بهمني» برعهده گرفته بود نام «اصغر عظيمي مهر» در برابر رتبه اول به چشم مي خورد که آن روزها نام آشنا نبود.
بعدها عظيمي مهر در چند جشنواره پياپي حائز رتبه شد و اين بود که نام خود را در ميان نامها برجسته کرد. او اين روزها مجموعه شعر «هميشه حق با ديوانه هاست» را روانه بازار کتاب کرده است و اين کتاب بهانه اي شد براي برگزاري نشست نقد کتاب ماهانه فرهنگسراي رازي که گزارش آن در پي مي آيد.
* قالبهاي کلاسيک را بشکنيد
در اين نشست «يوسفعلي ميرشکاک» در سخناني گفت: به گمان من «عظيمي مهر» بسيار شاعر است، اما لنگر شعرهاي او در نقاط متعددي لنگ مي زند و در اين بين زبان، قافيه و وزن به شعر او فشار مي آورند.
ميرشکاک با انتقاد از جريان رباعي معاصر گفت: در اکثر رباعيات عظيمي مهر، هر مصرع، ساز خود را مي زند. البته جريان رباعي معاصر، جرياني است ذوقي و من با تمام ارادتي که به مرحوم حسيني و امين پور دارم، رباعيات ايشان را تمام کشک مي دانم. البته او حتي در تک مصرع هايي که در رباعياتش به چشم مي آيند، شاعري خود را نشان مي دهد. البته قالب رباعي بايد به دست کسي بيفتد که حداقل متاعي از حکمت نظري برده باشد. من کسي را نمي شناسم که بدون اين بهره، رباعي ماندگاري سروده باشد.
اين شاعر و منتقد ادبي ادامه داد: قواعد کلاسيک، فرسوده نمي شوند، بلکه بازسازي مي شوند و کساني که سنگ بناي صنايع بديع را گذاشته اند به خوبي دانسته اند که اين صنايع در ذات کلام حضور دارند.
ميرشکاک همچنين گفت: اي کاش عظيمي مهر، فرم کلاسيک را کنار بگذارد، زيرا بخش بزرگي از اشعار اين کتاب صرف زهر چشم گرفتن از شاعران کشور شده اند. از طرف ديگر اين سؤال مطرح است که چرا انرژي يک غول بايد در بطري قالبهاي کلاسيک جمع شود.
او با اشاره به بزرگان شعر نو ادامه داد: نيما در مسير شعري خود و شاملو در ابتداي راه مشغول باز کردن راه براي ديگران است. همچنين اخوان اگر در فضاي ابتداي کارهاي خود مي ماند در نهايت «محمد قهرمان» مي شد البته اگر «محمد قهرمان» نيز راه خود را به خوبي ادامه مي داد، دست کم شاهد اخواني هندي سرا در وجود او مي بوديم.شاعر «از زبان يک ياغي» همچنين گفت: شعر امروز درگير بحران نيست و کساني که بحران شکن باشند به راحتي از سختي هاي فضاي کنوني عبور مي کنند. البته تنها دارايي ايرانيان شعر است و غولهاي شعر فارسي به راحتي اجازه ماندگاري به هيچ کس نمي دهند.
او در پايان گفت: هيچ کدام از روشنفکران از شهريار تا منزوي و بهمني ، غزلسرايان را تحويل نگرفتند، اما غزلسرايان ماندند، اما منتقدان روشنفکر فراموش شدند و من مطمئنم حتي يک سطر هم از «سيد علي صالحي» و «شمس لنگرودي» باقي نخواهد ماند.
* مجموعه اي ناموفق
«مصطفي محدثي خراساني» در ابتداي اين نشست در سخناني، نقايص اين مجموعه را برشمرد و گفت: در اين مجموعه شاهد ضعف تاليف، اشتباهات دستوري، عبارتهاي غير شعري، پراکنده گويي و اطناب هستيم.
او افزود: همچنين در اين مجموعه بعضي از افعال به اشکال آرکائيک استفاده شده اند که علت آن بيشتر فشار وزن بوده است. از طرف ديگر در بعضي اشعار، تقابل هاي دوتايي شعر به خوبي بار محتوا را بر دوش نکشيده اند.
شاعر «هزار مرتبه خورشيد» همچنين گفت: بعضي مضامين و لفظ ها قابليت و جذابيت حضور در شعرها را ندارند و همچنين خيال پردازي هاي نامتوازن و تلميحات از دست رفته از ديگر مشکلات اين مجموعه است.
* شاعري با ظرفيت شگفت زباني
«بهروز ياسمي» ديگر منتقد اين نشست بود که در سخنان خود با اشاره به شعرهاي بلند اين مجموعه گفت: دو مشکل بر شعرهاي طولاني و عاشقانه مترتب است. نخست آنکه شعر عاشقانه، تجليگاه لحظه ها و حالات شاعر است. حال آنکه شعر بلند معمولاًً در چند روز سروده مي شود. از طرف ديگر تکرار قافيه در اين گونه شعرها، فضاهاي متفاوتي را سبب مي شوند و اين مشکل بويژه در غزلهاي امروز که واجد ساختار دراماتيک هستند کاملاًً به چشم مي آيد.
اين شاعر ادامه داد: وقتي ما حدود 130 رباعي را در اين مجموعه مي خوانيم،چيزي از دغدغه و جهان بيني شاعر در ذهنمان نمي ماند و اين مطلوب نيست. از طرف ديگر در اين مجموعه شاهد تساهل هاي زباني و ضعف تأليف نيز هستيم که از آن جمله مي توان به استعمال ضرب المثل ها، با لفظي به جز لفظ معمول به دليل اجبار وزن اشاره کرد.
او افزود: اين کتاب مي توانست با چاپ حدود 30 رباعي و غزل هايي سالم به انجامي مطلوب برسد هر چند هم اکنون نيز بر اين باورم که عظيمي مهر داراي ظرفيت زباني شگفتي است.
* کاستي هاي زباني
در اين نشست «محمد سعيد ميرزايي» نيز در سخناني گفت: غزل در کرمانشاه ريشه قدرتمندي دارد و گويش کرمانشاهي، گويش اصيل فارسي است.
اوهمچنين درباره شعرهاي بلند اين مجموعه گفت: در شعر بلند به اپيزود بندي و تغيير فضا نياز است هر چند شعرهاي بلند اين مجموعه به گمان من بيشتر به غزل نزديک هستند، زيرا مؤلفه هاي عاشقانه در آن خودنمايي مي کنند.
او در پايان گفت: در اين مجموعه شاهد شلختگي ها و کاستي هاي زباني هستيم.

  


كارگاه شعر ؛ بازانديشي در مباحث تکراري



* محمد کاظم کاظمي
نه، اين بحث آن قدرها هم تکراري نيست، بلکه بحثي است درباره تکرار، آن هم تکرار قافيه که از مسايل و مباحث معمول در انجمنهاي شعر و کتابهاي فنون بلاغت است و ما بسيار وقتها بر سر دوراهي مي مانيم که قافيه اي را تکرار کنيم يا از خير يک بيت زيبا به خاطر تکرار قافيه اش بگذريم.
حقيقت اين است که مباحث بلاغي ما اغلب به صورت قاعده هايي خشک، غير قابل انعطاف و حتي غير قابل توجيه بيان مي شده است. ما بيشتر به جوانب قانوني کار انديشيده ايم تا به جوانب هنري آن.
چون در هفته هاي اخير ما بحثهايي فني در باب قافيه و رديف داشتيم، اينک مي کوشيم که آن مباحث را از جنبه هنري نيز تحليل کنيم و ببينيم که تا چه حد مي توان به آن قاعده ها و قانونها وفادار ماند.
يک قاعده مهم و تخلف ناپذير، ممنوعيت تکرار قافيه بوده است. شاعران کهن ما بويژه تا حوالي قرن دهم بشدت از تکرار يک قافيه در شعر خويش پرهيز داشته اند و اگر هم گاهي ناچار به تکرار مي شده اند، به نوعي در بيتي ديگر عذرخواهي و توجيه مي کرده اند. ولي کمتر در اين مورد سخن گفته مي شد که به راستي اين تکرار قافيه چه عيبي دارد و عيبش در کجا بيشتر آشکار مي شود.
در اين ترديدي نيست که يک کار مهم قافيه، شگفتي آفريني در مخاطب است، تا او در هر بار، از حضور يک قافيه جديد غافلگير شود. خوب اگر يک قافيه را تکرار کنيم، اين غافلگيري کمتر رخ مي دهد و طبعاً مخاطب از شعر لذت کمتري خواهد برد.
اما به راستي ميزان و اهميت اين غافلگيري هميشه يکسان است؟ اگر شاعري در يک قصيده هفتاد و هفت بيتي، آمد و يک قافيه را تکرار کرد، مخاطب اصلاً متوجه اين تکرار مي شود؟ يا بدين نتيجه مي رسد که شاعر در کارش ناتوان بوده است؟ حالا آدمي که هفتاد و شش قافيه را جور کرده است، فقط يکي از دستش در رفته است. چه عيبي دارد؟ ولي اگر همين شاعر در يک رباعي که همه اش سه قافيه دارد يکي را تکرار کند چه ؟ اينجا شايد بگوييم «تو که نمي تواني سه تا قافيه پيدا کني، رباعي گفتنت ديگر چيست؟» پس قالب در اين ميان دخلي تمام دارد.
حالا يک قضيه ديگر. اگر شاعري در يک غزل سيزده بيتي قافيه اي را بعد از هشت بيت تکرار کند، کارش بيشتر به چشم مي زند يا اگر در دو بيت متوالي تکرار کند؟ ملاحظه مي کنيد که عوامل بسياري در اين ميان دخيل است که در قانونها و قواعد خشکي که در کتابهاي ما رسوب کرده است، درباره شان کمتر سخني رفته است.
يکي از اين عوامل، وجود رديف است. مي توان گفت رديف مثل پالتويي است که آدم بر روي کت و شلوارش بپوشد؛ هم به آدم وقار و ابهت مي دهد و هم بعضي از عيبهاي لباس را مي پوشاند. تکرار قافيه در يک شعر رديف دار آن قدرها به چشم نمي زند که در شعري بدون رديف مي زند.
و عامل ديگر، تفاوت معنايي قافيه هاست. اگر قافيه اي را دقيقاً به همان معني تکرار کنيم، خيلي نازيبا مي شود، ولي اگر کلمه اي ايهام دار و دوپهلو را هر بار با يک معني در قافيه بياوريم، چه بسا که يک هنرمندي به حساب آيد، چنان که سنايي در چهار بيت قصيده اي، کلمه «تير» را به چند معني قافيه کرده است .
گاهي ممکن است معني کلمه هم يکسان باشد، ولي شاعر با هر قافيه مضموني ديگر بپروراند کاملاً متفاوت با مضمون قبلي . اينجا نيز تکرار قافيه آن قدرها قباحت ندارد و حتي ممکن است نوعي هنرمندي به شمار آيد. دکتر شفيعي کدکني در کتاب «شاعر آينه ها» در مورد شاعران مکتب هندي که بسيار قافيه ها را تکرار مي کرده اند، مي گويد که اينان که به واقع مثل شکارچي هايي اند که هر بار با سلاحي واحد، پرنده اي ديگر شکار مي کنند و همين به نوعي برايشان مايه مباهات است . مثلاً بيدل در مطلع غزلي معروف، که اتفاقاً از بهترين کارهايش است، مي گويد
به اقبال حضورت صد گلستان عيش در چنگم
مشو غايب که چون آيينه از رخ مي پرد رنگم
اين يک مضمون تازه است. شاعر خود را آينه اي مي داند که به واسطه حضور معشوق رنگين شده است و با رفتن او رنگش خواهد پريد. در بيت سوم همين غزل، مي خوانيم
به رنگ سايه از خود غافلم، ليک اين قدر دانم
که گر پنهان شوم نورم، و گر پيدا، همين رنگم
اينجا شاعر مي گويد که من مثل سايه اي هستم که وقتي از ميان بروم، به نور بدل خواهم شد. اين مضموني تازه است و اين تازگي آن قدر ذهن ما را به خود معطوف مي دارد که متوجه تکرار «رنگ» نمي شويم. باز در بيتي ديگر دارد،
خوشا روزي که نقاش نگارستان استغنا
کشد تصوير من، چندان که بيرون آرد از رنگم
اينجا علاوه بر اينکه مضموني ديگر و بسيار زيبا مطرح شده است، حتي «رنگ» هم ديگر دقيقاً بدان معني نيست ، بلکه بيشتر «تعلقات» و «وابستگي ها» را مي رساند. مي گويد من دوست دارم که نقاش نگارستان بي نيازي از من تصويري بدون رنگ بکشد. حالا شما مي گوييد که شاعر بيتي چنين زيبا را به جرم تکرار قافيه بايد از اين غزل به دور مي انداخت؟
هدف اصلي من در اينجا آن قدرها هم درپيچيدن به قافيه و قافيه آرايي نبود. هدف اين بود که قدري به تحليل و بازانديشي عادت کنيم و بدانيم که در کيفيت و زيبايي يک شعر، بسيار عوامل دخيل اند. شاعر و منتقد خوب کسي است که به صورت آگاهانه يا ناآگاهانه اين عوامل را در نظر دارد.

  


سومين دوسالانه گرافيک جهان اسلام امروز گشايش مي يابد



سومين دوسالانه بين المللي گرافيک جهان اسلام امروز با حضور آثاري از هنرمندان 38 کشور جهان در مؤسسه فرهنگي وهنري صبا گشايش مي يابد.
به گزارش فارس، نگارخانه هاي مجموعه صبا امروز به روي بيش از 450 اثر برگزيده که از مجموع 2500 اثر ارسال شده توسط هيأت داوران انتخاب گرديده گشوده خواهد شد تا رقابت چشمگير و گسترده گرافيستها که اين بار نسبت به دوره هاي گذشته در سطحي وسيعتر و در حوزه هاي متنوعتري چون طراحي جلد و نشانه نيز برگزار مي شود در برابر چشم تمامي علاقمندان اين هنر آغاز شود.
دوسالانه سوم که پيش از اين تنها در حوزه طراحي پوستر فعاليت داشت با گسترش شاخه هاي خود امسال از رشد کمي و کيفي قابل توجهي به گفته کارشناسان برخوردار شده و به ويژه در بخش «پوستر فلسطين» مشارکت هنرمندان از کشورهاي مختلف جهان بي سابقه بوده است که نشان از يک همبستگي جهاني در حمايت از آرمان اين ملت مظلوم به مثابه نماد مقاومت در سراسر جوامع بشري دارد.
هيأتي متشکل از: آيدين آغداشلو، مصطفي اسداللهي، ابراهيم حقيقي، مصطفي گودرزي و حبيب صادقي (که دبير دوسالانه نيز هست ) آثار را جهت ارائه در دوسالانه انتخاب و گزينش کرده اند.
در روزهاي برگزاري دوسالانه، نشستها و همايش هاي تخصصي و پژوهشي با موضوع تحليل، بررسي و آسيب شناسي گرافيک ايران و جهان اسلام و همچنين نقد آثار راه يافته به نمايشگاه با حضور صاحبنظران، کارشناسان و هنرمندان مطرح گرافيک در سطح داخلي و بين المللي براي تمامي علاقه مندان برگزار خواهد شد.
مراسم افتتاح سومين دوسالانه گرافيک جهان اسلام امروز ساعت 16 در مؤسسه فرهنگي و هنري صبا برگزار خواهد شد.

  


افتتاح گالري «نيکول» به تعويق افتاد



افتتاح گالري «نيکول» به دي ماه سال جاري موکول شد.






به گزارش ايسنا، گالري «نيکول» که از آبان ماه 83 فعاليت خود را با برپايي نمايشگاه هاي مختلف عکس آغاز کرده بود، در طول چهار سال فعاليت مستمر نزديک به شصت نمايشگاه را ميزباني کرد.
با درگذشت «نيکول فريدني»؛ عکاس جاودانه طبيعت، اين گالري چند ماهي تعطيل شد ولي بعداً با تلاش همسرش قرار شد تا با افزايش دو برابري فضاي نمايشگاهي اين مجموعه نسبت به گذشته، فعاليتهاي آن از آبان ماه مجدداً از سر گرفته شود.
اين در حالي است که به دليل فراهم نشدن شرايط مناسب براي افتتاح اين مجموعه، بازگشايي آن به دو ماه ديگر يعني اوايل دي ماه موکول شد.
گفته مي شود: افتتاح گالري دوم نيکول با رويکردي جديد نسبت به روند هنر امروز، فعاليت خواهد کرد و در راستاي آن آثار پيشرو عکاسي و ويدئو آرت در اين مجموعه به نمايش درخواهد آمد.
گالري نيکول در خيابان مطهري، بعد از مفتح، روبروي سليمان خاطر، خيابان اکبري، کوچه آزادي، شماره 30 واقع است.

  


بهروز غريب پور با «اپراي مولوي» در جشنواره تئاتر فجر



بهروز غريب پور با نمايش «اپراي مولوي» در بيست وهشتمين جشنواره بين المللي تئاتر فجر حضور خواهد داشت.
به گزارش فارس به نقل از روابط عمومي جشنواره تئاتر فجر، بهروز غريب پور که پيشتر سه اپراي موفق عروسکي رستم و سهراب، مکبث و عاشورا را در داخل و خارج از کشور روي صحنه برده بود اين بار با نمايش عروسکي «اپراي مولوي» در بخش مهمان بيست و هشتمين جشنواره بين المللي تئاتر فجر حضور دارد.
پيش توليد نمايش عروسکي «اپراي مولوي» توسط گروه تئاتر آران به سرپرستي بهروز غريب پور از 9 ماه پيش آغاز شده و اين گروه هم اينک مراحل توليد نمايش مذکور را پشت سر مي گذرانند از جمله انتخاب خوانندگان اپرا که توسط بهروز غريب پور و بهزاد عبدي (آهنگساز) در حال انجام است.

  


وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي: براي ميزباني جشنواره فيلم کودک به موقع تصميم مي گيريم



ضعف جشنواره کودک امسال را در سال هاي آينده جبران خواهيم کرد
به گزارش ايسنا، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي تصميم مبني بر ميزبان سال هاي آينده جشنواره فيلم کودک را به آينده موکول کرد.
سيد محمد حسيني در همدان، در مورد رکود بيست و سومين جشنواره بين المللي فيلمهاي کودکان و نوجوانان و عدم حضور بسياري از هنرمندان در اين جشنواره گفت: جشنواره فيلم کودک امسال به تغيير و تحولات دولت خورد و احتمال داشت، تغييرات زيادي در معاونان و مديران ايجاد شود که اين تغيير هم اتفاق افتاد و معاون سينمايي عوض شد. اين به طور طبيعي وقفه اي را در کارها ايجاد کرد. با اين حال ما اين ضعف را جبران خواهيم کرد و در سالهاي آينده با جديت بيشتر و بهتري کار را سامان خواهيم داد.

  


رضا فياضي: سه ماه منتظر تصويب بودجه کارم در کانون پرورشي هستم



رضا فياضي که اين روزها با بازي در نمايش «هملت با سالاد فصل» به کارگرداني هادي مرزبان بر صحنه تماشاخانه «سنگلج» است، از تصويب نشدن بودجه نمايش پيشنهادي اش در مرکز توليد تئاتر کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان اظهار تأسف کرد.
به گزارش ايسنا، اين بازيگر و کارگردان تئاتر که قرار است بعد از مدتها نمايش جديدي را در مرکز تئاتر کانون اجرا کند، گفت: حدود سه ماه است که همچنان منتظر تصويب بودجه نمايش «لولوي آوازه خوان» هستم که قرار است در مرکز توليد تئاتر کانون آماده اجرا شود، اما متأسفانه دوستان با اينکه خودشان دعوت به همکاري مي کنند، براي انجام اين همکاري به اندازه کافي همراهي نمي کنند.
فياضي در پايان اظهار اميدواري کرد با تصويب بودجه توليد اين نمايش بتواند هر چه زودتر آماده سازي نمايش تازه خود را آغاز کند.
گفتني است، مدير جديد مرکز تئاتر کانون پرورش فکري در نخستين نشست خبري خود که مدتي پيش برگزار شد، از رضا فياضي، پرستو گلستاني و... به عنوان هنرمنداني حرفه اي نام برد که با اين مرکز همکاري مي کنند.

  


سينماي ايران 14 نماينده در جشنواره فيلم سائوپولو دارد



سي و سومين دوره جشنواره فيلم سائوپولو از روز جمعه با حضور 14 فيلم ايراني در دو بخش مسابقه و چشم انداز آغاز شد.
به گزارش مهر، در اين جشنواره حضور فيلم هاي ايراني در بخش مسابقه و چشم انداز آن قابل توجه است، فيلم هاي سينمايي «حيران» شاليزه عارف پور، «اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان ديگر» شهرام مکري، «بيست» عبدالرضا کاهاني، «آن سوي رودخانه» عباس احمدي مطلق، «وقتي ليموها زرد شدند» محمدرضا وطن دوست و «در رد پاي چه» عليرضا روفوگران در بخش مسابقه اين جشنواره روي پرده مي روند.
فيلمهاي سينمايي «شيرين» عباس کيارستمي، «سوپر استار» تهمينه ميلاني، «پاي پياده» فريدون حسن پور، «درباره الي» اصغر فرهادي و «مردي که گيلاسهايش را خورد» پيمان حقاني، «تهرون» نادر تکميل همايون، «آرام باش و تا هفت بشمار» رامتين لوافي پور و «کسي از گربه هاي ايراني خبر نداره» بهمن قبادي در بخش چشم انداز اکران مي شوند.
«درباره الي» که حضورهاي موفقي در محافل سينمايي جهان داشته نماينده سينماي ايران در اسکار است، فيلم سينمايي «بيست» هم که در جشنواره هاي مختلف روي پرده رفته جوايزي از کارلووي واري و جشنواره فيلم فجر دريافت کرده است. «حيران» به تازگي در جشنواره فيلم مراکش به نمايش درآمد.

  


براي يک عمر دستاورد سينمايي ؛ جايزه «کرک داگلاس» به تارانتينو اعطا شد



«کوئنتين تارانتينو»، کارگردان سرشناس آمريکايي جايزه «کرک داگلاس» را از جشنواره فيلم «سانتاباربارا» دريافت کرد.به گزارش ايسنا، برگزارکنندگان جشنواره فيلم سانتاباربارا طي مراسمي، جايزه دستاورد چشمگير در عرصه سينما را به «کوئنتين تارانتينو» اعطا کردند.
به گزارش واشنگتن پست، برنده نخل طلاي کن جايزه خود را از دستان «کرک داگلاس» دريافت کرد و در ضيافت شام نيز به همراه او حضور داشت.خالق «پالپ فيکشن» درصدد ساخت سري فيلم هاي جاسوسي براساس کتابهاي سه گانه نوشته «لن ديتون» است که احتمالاً «کيت وينسلت» و «آنتوني هاپکينز» در آن نقش آفريني خواهند داشت.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com