تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
ضربان
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-10-25
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 3آبان ماه 1388


قتل رئيس شوراي حل اختلاف ؛ ارثيه 400 ميلياردي جان قاضي و 5 نفر ديگر را گرفت !



محمد منصوري، رئيس شوراي حل اختلاف ولنجک تهران بعد از ظهر پنج شنبه کشته شد.






روشن، بازپرس شعبه سوم جنايي تهران با تأييد اين خبر به فارس گفت: در اين حادثه که به علت درگيري خانوادگي و تسويه حساب شخصي رخ داد 5 نفر ديگر نيز کشته شدند.
وي در توضيح اين خبر افزود: عده اي با مراجعه به محمد منصوري از وي خواستند براي رفع مشکل موجود در زمينه ارثيه به خانه آنها برود.وي گفت: در بررسي هاي ابتدايي مشخص شد اختلاف اين خانواده بر سر ارثيه اي به مبلغ 40 ميليارد تومان بوده است.
روشن افزود: پس از حضور قاضي منصوري در منزل اين افراد، درگيري بين آنها شروع مي شود و مرد ميانسال که يکي از طرفين دعوا بوده است به يکي از اتاقها مي رود و پس از خروج از اتاق با اسلحه اي که به همراه آورده بود تمام کساني را که در منزل بودند به رگبار مي بندد و 6 نفر از جمله قاضي محمد منصوري در اين حادثه کشته مي شوند.
تحقيقات پليسي حاکي از آن است که متهم به قتل به دليل آنکه متوجه شده مادر و دو خواهرش اقدام به تملک بخشي از ارثيه کرده اند، اقدام به جنايت کرده است.
* شرح ماجرا
بررسيهاي مقدماتي بازپرس «حسين روشن» و کارآگاهان نشان داد «حميدرضا- خ» با سلاح کمري، مادرش «فاطمه- ب» 77 ساله، دامادشان «سيامک- خ» 55 ساله، «صدف- خ» دختر 20 ساله «سيامک»، «حبيب ا...- الف» وکيل 35 ساله و «محمد منصوري» عضو 37 ساله شوراي حل اختلاف شعبه 608 ولنجک را به گلوله بسته و گريخته است .
در آن بين «فاطمه- ب»، «محمد منصوري» و «حبيب ا...» در دم جان سپردند و «صدف» روي تخت بيمارستان تسليم مرگ شد. «سيامک» هم مرگ مغزي شده بود که مأموران متوجه شدند «حميدرضا» از مدتها پيش بر سر ارث پدر خود به نام «کاظم- خ» با اعضاي خانواده اش به شدت درگير بود.
مرد عصيانگر که ظهر پنجشنبه در حضور اعضاي خانواده خود و وکيلشان، شوراي حل اختلاف را ترک کرده بود. در ساعت 19 همان روز بين او و وکيل خانواده اش در گيري لفظي بالا گرفت و در نتيجه «حميدرضا» با استفاده از کلتي که به همراه خود داشت 17 گلوله شليک و خون به پا کرد.
پليس، بلافاصله خانه مرد جاني در «ولنجک» را محاصره کرد و پي برد او به همراه سرايدارش «قادر» داخل ساختمان است. کارآگاهان که با خبر شده بودند «حميدرضا» کلکسيوني از سلاحهاي گرم دارد 12 ساعت از بيم تيراندازي دوباره و گروگانگيري، کشيک دادند.
اين عمليات پرتنش در شرايطي دنبال مي شد که فخرالدين جعفرزاده، معاون دادستان تهران و سرپرست دادسراي امور جنايي در آنجا حضور داشت. عقربه ها، ساعت 21 جمعه را نشان مي داد که پليس با هماهنگي اين مقام قضايي، وارد خانه جاني شد اما او باز هم حاضر نبود تسليم شود. با منتفي شدن فرضيه گروگانگيري «حميدرضا» و «قادر» در يک عمليات ضربتي و پيش از فرار يا تيراندازي غافلگير و دستگير شدند. همچنين در بازرسي از اين ساختمان، علاوه بر کلت مرگبار، شمار زيادي سلاح شکاري آماده شليک کشف و جنايتکار در دايره دهم اداره آگاهي بازجويي شد. وي گفت: مادرم مي خواست با همدستي خواهرانم، حق مرا در ارثيه پدري به ميزان 40 ميليارد تومان بالا بکشد. من هم که احساس کردم از مسير قانوني نمي توانم به حق و حقوقم برسم، تصميم به انتقام گرفتم.
«حميدرضا» اضافه کرد: من هيچ گونه سؤ پيشينه کيفري ندارم و در آمريکا، تحصيلات دانشگاهي را تمام کرده ام.
عامل کشتار خانوادگي که پيشتر همسرش را طلاق داده بود، به دستور بازپرس شعبه سوم دادسراي امور جنايي پايتخت، بازداشت موقت است و تحقيق جامع تر درباره پرونده ادامه دارد.

  


دختر مرد همسرکش : پدرم را اعدام کنيد



مردي که در توهم ناشي از مصرف مواد افيوني، همسرش را از پا در آورده بود ديروز در دادگاه کيفري تهران محاکمه شد.






به گزارش ايسکانيوز، افسر نگهبان کلانتري 153 ولي عصر(عج) ظهر هفتم مهر 1386 جنايت خانوادگي در شهرک «صادقيه» را به دادسراي ناحيه 27 پايتخت، خبر داد. سپس بازپرس محمد شهرياري، کشيک به همراه افسران دايره 10 اداره آگاهي مرکز به ساختمان مورد نظر رفت و با ديدن جنازه «اکرم» 35 ساله که در آشپزخانه با ضربه هاي چاقوي شوهرش «اکبر- ق» از پا درآمده بود، رسيدگي قضايي به ماجرا را در دستور کار خود قرار داد. در اين بين، جاني 40 ساله با تلاش پليس، دستگير شد و بدون هيچ مقاومتي لب به اعتراف گشود: «زنم تازگي ها به من خيانت مي کرد و با مرد غريبه اي رابطه داشت. تازه از سر کار به خانه برگشته بودم که ديدم يک غريبه از پنجره به بيرون پريد و فرار کرد. ناگهان خونم به جوش آمد، اکرم را به آشپزخانه کشاندم و با چاقويي که روي ميز بود چند ضربه به شکمش زدم.»
«اکبر» ادامه داد: حکم اعدامم را همين امروز صادر کنيد، به جز مرگ چيزي نمي خواهم. مرا اگر نکشيد خودکشي مي کنم.
بازپرس شهرياري پس از شنيدن ادعاهاي مرد همسرکش، وي را بازداشت موقت و دستور بردن جنازه به پزشکي قانوني را صادر کرد.
اين گزارش مي افزايد، پرونده در شعبه هفتم دادسراي جنايي تهران در حال رسيدگي بود که بررسيها نشان داد اعتياد و توهم «اکبر» در جنايت، نقش اساسي داشته است.
به دنبال بازسازي صحنه جرم و صدور کيفرخواست، پرونده به شعبه 113 دادگاه کيفري تهران فرستاده شد و ديروز به رياست قاضي «محمد سلطان همتيار» تحت رسيدگي قرار گرفت.
در ابتداي اين نشست «ا... يار شکاري» به عنوان نماينده دادستان، کيفرخواست را خواند و اعلام کرد: دختر 12 ساله «اکرم» تقاضاي صدور حکم قصاص نفس- مرگ- کرده است.
نوبت دفاع به «اکبر» که رسيد جنايت را گردن گرفت و گفت: آن روز، کلي به دنبال قرصهاي آرام بخش گشتم اما پيدا نکردم. هر چه از زنم خواستم در يافتن قرصها کمکم کند حرفم را گوش نکرد و من عصبي تر شدم.
مجرم اضافه کرد: در حالي که کنترل اعصابم را از دست داده بودم چاقو کشيدم و ديگر نفهميدم چه کار مي کنم. باور کنيد من زنم را دوست داشتم و نمي خواستم او را بکشم. حالا عاجزانه از فرزندم تقاضا دارم رحم کند و مرا ببخشد. در پايان، هيأت قضايي با اعلام تنفس، وارد شور شد تا رأي صادر کند.

  


همسرم دروغگوست



* سرور هاديان
دادگاه مثل هميشه پر از آدمهايي است که به بن بست رسيده اند. احمد 35 ساله، کارمند يکي از ادارات هم جزو همين افراد است،





او مي گويد: هشت سال از زندگي مشترکم با نگار مي گذرد. نگار 20 ساله بود که توسط يکي از همکارانم به من معرفي شد و چون به جهت خانوادگي در يک سطح بوديم، خيلي زود بدون هيچ دغدغه اي ازدواج کرديم. هيچ گاه تصور نمي کردم که احساس علاقه اي که بين من و او بود روزي به تنفر مبدل شود. مثل همه مردان آرزويم بود که زندگي خوبي براي خانواده ام فراهم کنم، اما امروز براي طلاق به دادگاه خانواده آمده ام.
باور کنيد اصلاً دلم نمي خواست که کار به اينجا بکشد و دخترم را بدون مادر، بزرگ کنم. نگار از روز اول مدام مي گفت که مي خواهد تک باشد، من هم سعي کردم و معتقدم که بايد انسان به آرزوهاي منطقي دست يابد، اما رفتارهاي عجيب او ديگر قابل تحمل نيست. بزرگترين مشکل نگار دروغگويي اوست.
يعني براي هر مسأله اي متوسل به دروغ مي شود. ابتدا تصورم اين بود که مي توانم اين قضيه را رفع کنم، اما دروغ کوچک ديروز به دروغهاي بزرگ امروز تبديل شده اند. مثلاً اگر خسته از سر کار مي رسيدم و آن روز ناهار نداشتيم، مي گفت: مامانم حالش بد شد، مجبور شدم سريع خودم را به خانه آنها برسانم يا اگر مي گفتم، چرا تماس گرفتم، تلفن منزل را جواب ندادي، مي گفت که لباسشويي روشن بود، نشنيدم.
کم کم متوجه شدم اصلاً اينطوري نبوده. مادرش مريض نبوده و با دوستش براي خريد به بيرون رفته بوده است. آن روز ديگر هم منزل دوستش بوده است. سعي کردم درکمال آرامش به او بفهمانم که نيازي نيست از من بترسد و به دروغ متوسل شود، اما او باز هم اين کار را تکرار کرد.
بعد از مدتي مرا مجبور کرد که ادامه تحصيل بدهم، چون به خانواده و دوستانش گفته بود که من فوق ليسانس هستم، در صورتي که من فوق ديپلم و کارمند ساده اي بودم. سرانجام توانستم ليسانسم را بگيرم، اما در مقطع کارشناسي ارشد قبول نشدم، مدتها بر سر همين موضوع با من قهر کرد و بعد متوجه شدم درمقطعي که من مشغول تحصيل بودم به دوستانش گفته که من دکتري قبول شدم.
مدتي بعد مرا مجبور کرد که در تعطيلات عيد نوروز او را به مالزي ببرم، چون به خانواده اش گفته بود که براي عيد برنامه سفر خارج دارد. مدتي بعد به همه اعلام کرده بود که احمد ماشين ثبت نام کرده است و باز هم مرا مجبور کرد که با قرض و وام و اضافه کار ماشين بخرم. اين در حالي بود که من فقط با حقوقم مي توانستم اقساط منزل را بپردازم، حالا هزينه سفر خارجي و اقساط ماشين هم اضافه شده بود.
چند ماه بعد مرا مجبور کرد که بايد يک سرويس جواهر برايش بخرم، چون به خواهرانم گفته بود که من يک سرويس جواهر براي تولدش خريده ام.
تنها فرزندمان نگين را در مدرسه غيرانتفاعي بالاي شهر ثبت نام کرد و مدام مي گويد، بايد معلم خصوصي براي موسيقي و نقاشي نگين بگيري. يک بار که براي پيچ خوردگي پايم چند روز مجبور شدم مرخصي بگيرم، وقتي همکارانم به همراه همسرانشان به ديدنم آمدند، نگار گفت: احمد تصادف کرده و راننده فرار کرده است آنها با تعجب از من پرسيدند که پس چرا من به آنها گفته ام که از پله پايم پيچ خورده است.
بعد در ادامه يکي از خانمهاي همکارانم گفت که بايد پس از بهبود شيريني خريد ويلاي جديد را بدهم و بعد همکارانم خنديدند و با تمسخر به من گفتند، تو دروغ مي گويي که قسط و قرض داري يا خانمت.
پس از رفتن آنها دعواي جدي بين ما درگرفت. قول داد ديگر اين کار را نکند، اما يک ماه بعد همه فاميل و همکارانم پرسيدند، خانه و ماشين را چند مي خواهم بفروشم، وقتي علت را جويا شدم، گفتند که نگار گفته: کارهاي اقامتتان در انگليس درست شده است و قرار است براي زندگي به انگليس برويم.
باور کنيد ديگر نمي توانستم اين دروغ را تحمل کنم، وقتي به نگار گفتم، با بي اعتنايي گفت: خب کاري ندارد خانه و ماشين را بفروش و بعد هم مي رويم خارج زندگي مي کنيم و اگر نتوانستيم دوباره برمي گرديم.آخر نمي دانم نگار با چه منطقي اين دروغ را گفته است کدام اقامت، کدام سرمايه! کدام آدم عاقل براي مدتي حاضر است کار رسمي خود را رها کند و خانه و ماشين را بفروشد برود و براي مدت کوتاهي در يک کشور ديگر خرج کند و بعد برگردد؟! به او گفتم بايد عواقب دروغهايش را تحمل کند تا ديگر دروغ نگويد، ديگر همراهي اش نخواهم کرد و حاضر نيستم به خاطر دروغهاي او متحمل قسط و قرض شوم، به خصوص آن که دخترم هم متوجه اين رفتارها شده است و نگرانم که در آينده او هم رفتار مادرش را الگوبرداري کند.
اما باز هم حاضر بودم او تغييري در رفتارش بدهد تا زندگي مشترکمان خراب نشود، اما او مي گويد که بايد براي زندگي به خارج از کشور برويم، درغير اين صورت حاضر به ادامه زندگي با من نخواهد بود.پا در مياني بزرگترهاي فاميل هم کارساز نشد و نگار خيلي جدي دنبال قضيه طلاق را گرفته است و مي گويد که يا بايد براي زندگي به خارج برويم يا بايد طلاقش را بدهم، او معتقد است که با اين کار آبرويش جلوي دوستانش مي رود، چون به آنها گفته است که ما اقامت گرفته ايم.

  


رئيس پليس مبارزه با مواد مخدر: مصرف 2 سال هروئين معتادان دنيا در افغانستان انبار شده است



رئيس پليس مبارزه با مواد مخدر ناجا گفت: بر اساس گزارش سازمان ملل 10 هزار تن ترياک معادل يک هزار تن هروئين که مصرف دو سال معتادان دنياست، در افغانستان دپو شده است.
به گزارش ايرنا، سردار حميدرضا حسين آبادي، در نشست خبري افزود: با توجه به وضعيت خوب جوي ميزان توليد ترياک از مزارع افغانستان در هر هکتار امسال 54 کيلوگرم بوده که هفت کيلوگرم از توليد سال گذشته بيشتر بوده است.
وي تصريح کرد: هم اکنون قيمت هر کيلوگرم ترياک تازه در افغانستان 52 دلار است که به ميزان قابل توجهي نسبت به سنوات گذشته کاهش يافته که اين نشان دهنده افزايش توليد و تقاضا براي مواد مخدر است.
حسين آبادي با اشاره به اينکه بر اساس اعلام رسمي سازمان ملل 93 درصد مواد مخدر جهان در افغانستان توليد مي شود، اظهار داشت: اين ميزان به رغم همه اقدامهايي که براي کاهش توليد شده نسبت به سال قبل تنها دو درصد کمتر شده است.
به گفته وي، براي کاهش مشکلات توليد مواد مخدر در کشور بايد نگاه جدي و ويژه اي به انسداد مرزها داشته و اجراي طرح انسداد فيزيکي مرزها بايد با جديت بيشتري دنبال شود.
سردار حسين آبادي گفت: در روزهاي آينده اجلاس مشترک سه جانبه مواد مخدر بين کشورهاي ايران، پاکستان و افغانستان در وين در راستاي ايجاد هماهنگي هاي بيشتر ميان اين سه کشور برگزار مي شود.

  


داماد جنايتکار در چند قدمي چوبه دار قرار گرفت



گروه حوادث- ماني قرباني: داماد جنايتکار که با همدستي پسرخاله اش در جنايتي هولناک نوعروس خود را به قتل رسانده بود با تأييد حکم اعدامش از سوي ديوان عالي کشور در يک قدمي چوبه دار قرار گرفت.
به گزارش خبرنگار ما، بهمن ماه سال 84 ، مأموران پليس آگاهي شهرستان ميرجاوه در جريان قتل زن جواني در يکي از روستاهاي اطراف اين شهر قرار گرفتند. مأموران پس از حضور در محل با جسد زني ناشناس در حالي که گلويش با کارد بريده شده بود روبرو شدند.
در ادامه تحقيقات هويت مقتول به نام رقيه که ساکن آن روستا بود شناسايي و کارآگاهان به تحقيق از پدرش پرداختند. پيرمرد که از شنيدن خبر قتل دخترش شوکه شده بود در بازجويي ها اظهار داشت: رقيه دو ماه پيش با پسر جواني به نام احمد ازدواج کرد که به احتمال قوي اين جنايت از سوي دامادم به وقوع پيوسته است.
با به دست آوردن اين سرنخ، مأموران راهي خانه احمد شدند که او در جريان بازجويي ها منکر هرگونه قتلي شد. اما با کشف لباس خون آلود او در خانه لب به اعتراف گشود و اظهار داشت: دو روز قبل از جنايت يکي از اهالي روستا جلوي من را گرفت و ادعا کرد برادرش قبلاً با رقيه ارتباط پنهاني داشته است.
با شنيدن اين موضوع تصميم به قتل همسرم گرفتم، روز حادثه به بهانه اي رقيه را به خارج از روستا کشانده و در آنجا با همدستي پسرخاله ام او را کشتيم.
با اين اعترافها متهم ديگر پرونده به نام رحيم نيز از سوي کارآگاهان دستگير شد که او هم به جرم خود اعتراف کرد.در ادامه متهمان در دادگاه عمومي ميرجاوه محاکمه و به قصاص محکوم شدند که با اعتراض آنها پرونده براي بررسي به شعبه 11 ديوان عالي کشور فرستاده شد.
قضات ديوان عالي کشور هم پس از بررسي رأي دادگاه آن را تأييد کردند.با تأييد حکم قصاص، دو مرد جنايتکار در يک قدمي چوبه دار قرار گرفته و در صورت نگرفتن رضايت از اولياي دم به زودي قصاص مي شوند.

  


دستگيري سارقان خودرو در يزد



چند سارق سابقه دار و معتاد به شيشه که اقدام به سرقت خودرو در سطح شهرستان يزد مي کردند، شناسايي و دستگير شدند.




به گزارش ايسنا، رئيس پليس آگاهي استان يزد در تشريح اين خبر، افزود: با توجه به وقوع سرقت خودرو در سطح شهرستان يزد که از چندي قبل شروع شد و کشف خودروها در سطح شهر، بلافاصله تيمي از کارآگاهان اداره مبارزه با سرقت جهت رسيدگي به پرونده ها تشکيل و ضمن بررسي پراکندگي جغرافياي جرم و زمان وقوع سرقتها و کشف خودروها مشخص شد که سارق يا سارقان پس از مدتي خودروهاي سرقتي را در نقاط ديگر شهر رها کرده و از همان محل مجدداً اقدام به سرقت خودروي ديگري مي کنند.
سرهنگ زينلي افزود: کارآگاهان با تحقيق بر روي سارقان سابقه دار خودرو و استفاده از اطلاعات مردمي در نهايت به يک فرد سابقه دار به نام «ه - م» مظنون شدند که اين ظن کارآگاهان با دستگيري وي در حالي که قصد فرار با خودرو سرقتي را داشت، به يقين پيوست.
رئيس پليس آگاهي استان يزد گفت: سارق دستگير شده پس از تحقيقات صورت گرفته به پنج فقره سرقت خودرو اقرار و اعلام کرد که در سرقتها تنها بوده، اما کارآگاهان با استفاده از تحقيقات علمي پليسي ثابت کردند که وي همدستي داشته و حتي توانستند تصويري از همدست سارق نيز به دست بياورند. تصوير همدست متهم در اختيار واحدهاي گشت قرار گرفت و در نهايت يکي از واحدها با شناسايي وي، او را در حالي که سوار بر يک دستگاه موتورسيکلت بود، دستگير کردند.
وي بيان کرد: پس از دستگيري و تحقيق مشخص شد که موتورسيکلت سرقتي بوده و متهم به پنج فقره سرقت خودرو با همدستي «ه - م» اقرار و علت سرقت را اعتياد خود و همدستش به مواد مخدر(شيشه) اعلام کرد. متهمان پس از تحقيقات کامل به مراجع قضايي معرفي و ضمن صدور قرار روانه زندان شدند.

  


حوادث جهان



آتش سوزي زندان برزيل 45 کشته و زخمي گرفت
آتش سوزي مهيب در يکي از زندانهاي برزيل، دهها کشته و زخمي برجا گذاشت.
به گزارش ايسکانيوز، نخستين ساعات بامداد ديروز، يکي از بندهاي زندان «خوئائو پسوئا» در حالي آتش گرفت که ده ها نفر در آن خوابيده بودند.
مدير زندان «خوئائو پسوئا» اعلام کرد: آتش سوزي مرگبار را دو نفر از محکومان با تشکهاي خود به راه انداختند. اين رخداد در شرايطي رقم خورد که ازدحام بيش از ظرفيت در زندانهاي برزيل همواره مشکل ساز بوده است.
در اين حادثه پنج محکوم جان باختند و 40 نفر زخمي شدند.

تونل 75 متري سارقان به صندوق بانک نرسيد
عمليات زيرزميني سارقان براي غارت پولهاي يک بانک در قزاقستان بي نتيجه ماند.
به گزارش ايسکانيوز، ديروز به پليس آستانه- پايتخت قزاقستان- خبر رسيد پولهاي بانک «تسنا» با وجود تلاش زيرزميني تبهکاران ناشناس در امان مانده است. سپس مأموران به سرعت به نقطه مورد نظر رفتند و متوجه شدند عمليات دزدان، بي نتيجه مانده چون تونل از جايي سر درآورد که هيچ پولي در آن نگهداري نمي شد.
رئيس پليس جنايي قزاقستان اعلام کرد: محاسبه دزدان در کندن تونل، کمي اشکال داشت وگرنه اکنون شاهد بزرگترين دستبرد قرن بوديم.
اين تونل 75 متر طول دارد و کندن آن از ماه ها پيش در گاراژ مجاور بانک «تسنا» آغاز شده بود.

بحث داغ باعث فراموشي خلبانان آمريکايي در فرود شد!
تحقيق مقامهاي سازمان هوانوردي آمريکا درباره يک هواپيماي مسافربري که پس از رسيدن به مقصد، فرود نيامد و به مسير ادامه داد، آغاز شد.
به گزارش ايسکانيوز، يک فروند هواپيماي مسافربري «نورث وست ايرلاينز» که عصر جمعه با 147 مسافر از شهر «سن ديئگو» به «مينياپوليس» رسيده بود به مسير خود ادامه داد و 240 کيلومتر ديگر پرواز کرد. سپس خلبان و کمک خلبان اين پرواز تحت بازجويي قرار گرفتند و گفتند چون سرگرم بحث درباره سياستهاي اداري شرکت «نورث وست ايرلاينز» بودند متوجه رسيدن به مقصد نشدند.
مسؤولان امنيت هوانوردي آمريکا، جعبه هاي سياه هواپيماي مورد نظر را به واشنگتن فرستاده اند تا درباره علت اصلي ماجرا تحقيق شود.

انفجار مخزن سوخت شبه زلزله به پا کرد
رسانه هاي دولتي «پروتوريکو» از وقوع يک انفجار در مخزن سوخت در پايتخت اين کشور خبر داده و اعلام کردند: قدرت اين انفجار به حدي بود که ساکنان تصور کردند، زمين لرزه اي به وقوع پيوسته است.
به گزارش ايسنا، فرماندار «سن خوآن» پايتخت «پروتوريکو» در مصاحبه اي گفت: قدرت اين انفجار به اندازه يک زمين لرزه 2/8 ريشتري بوده است.
وي خاطرنشان کرد: بلافاصله پس از وقوع انفجار در اين پالايشگاه، بيش از يک هزار و 500 نفر ساختمانها و منازل خود را ترک کرده و به پناهگاهها رفتند.

پرواز مادام العمر رايگان براي نوزاد خوش شانس
مقامهاي خطوط هوايي «مالزي» اعلام کردند: زني که کودک خود را حين پرواز در يکي از هواپيماهاي متعلق به اين خطوط به دنيا آورده بود، تا آخر عمر مي تواند به صورت کاملاً مجاني با اين خطوط پرواز کند.
به گزارش ايسنا، سخنگوي خطوط هوايي مالزي در اين باره گفت: «ليو سيا هيس» 31 ساله زن جواني است که روز گذشته حين پرواز با يکي از هواپيماهاي مسافربري متعلق به خطوط هوايي اين کشور به يک باره درد زايمان او را گرفت و پيش از اينکه هواپيما در فرودگاه به زمين بنشيند، او کودک خود را با کمک يک پزشک که در هواپيما حضور داشت، به دنيا آورد.
گفته مي شود، مقامهاي خطوط هوايي «ايرآسيا» به يمن اين تولد يادآور شدند که اين کودک و مادرش تا آخر عمر مي توانند به صورت کاملاً مجاني از خدمات پروازي و مسافرتي اين خط هوايي استفاده کنند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com