|
مدتهاست نعره هاي جامه عمل پوشيدن به اصل 44 قانون اساسي، گوش مردم را کر کرده است. اما گويا بناست در اين عرصه هم، مثل بسياري از آنچه اينک در امور مختلف مملکت جاري است، همه چيز پشت شيشه هاي مشجر رقم بخورد. بارها و بارهاست که اقتصاددانان دلسوز و عاقبت انديش اين ملک، گلو پاره مي کنند که «از طلا گشتن پشيمان گشته ايم، مرحمت فرموده ما را مس کنيد»!
آخر اين چه شوخي بي مزه اي است که دولت بخش عظيمي از وقت، بودجه و انرژي اش را صرف مي کند تا اموالش را با شعار خصوصي سازي، از يک بخش مديريتي خودش، به بخش ديگر منتقل کند. اشتباه نکنيد!
بنده نه سر آن دارم تا داد سخن از ويژگيهاي خصوصي سازي و راه بي برگشت آن سر دهم و نه در شمار عاشقان سينه چاک آنم و نه سر خصومت و عناد با اين اصل دارم. فقط حرفم اين است که ما؛ يعني ايران اسلامي به اذعان دوست و دشمن، در حال تجربه برهه اي بسيار تعيين کننده و حساس از عمر پربرکت خود هستيم. البته اگر برخي از اين مديران گيج و بي برنامه دست اندرکار، برکتي براي اين همه خون و آرمان اين ملت ولايي و زجر کشيده باقي بگذارند و با سياستهاي عامدانه يا آزمون و خطايشان، برکت را از سفره هاي اين سرزمين نبرند.
سالهاي سال اصل 44 را مسکوت گذاشتيد. بعد خودتان در بوق و کرنا کرديد که چرا اين اصل فراموش شده و در نقش ناجي افسانه اي خودتان را وسط معرکه انداختيد و حالا پس از- يعني- اجراي قدرتمندانه آن، خودمان را مضحکه داخل و خارج اين ديار کرده ايم. هدف راقم اين سطور از بهانه قراردادن اين مبحث، توجه مخاطب اين نوشتار به اين مهم است که وقتي رهبر معظم انقلاب، بر اجراي برخي اصول کمرنگ شده قانون اساسي، يا برخي از مهمات فراموش شده از آرمانهاي انقلاب به موقع انگشت گذاشته و الحق و الانصاف، سربزنگاه، کاستي ها را گوشزد مي کنند، برخي مديران که خداوندگار نقشهاي مناسبتي اند، مي افتند وسط و چنانکه عامد يا از سر ندانم کاري و بي سوادي در اجراي آنچه به آنان محول شده، بازيچه و عامل دست سؤ استفاده کنندگاني مي شوند که هميشه در پس پرده فرصت طلبي نهان هستند، و يا خود، در نقش دلسوزان اجراي اوامر رهبر بزرگ و دلسوز اين آب و خاک، خودشان را وسط مي اندازند، اما در عمل، سراغ مطامع و نقشه هاي خويش مي روند و از آنچه بايد عامل آن باشند، تنها شعارهايش نصيب ملت مي شود.
بگذريم. تأکيد کردم که اصل 44 را مثال زدم تا نکته بسيار حساس را متذکر شوم. سردار سعيد قاسمي، در ملاقات صميمانه هنرمندان در ماه مبارک رمضان گذشته با رهبر انقلاب، نکته بسيار ظريف و فوق العاده حياتي و پيچيده اي را تذکر داد و بهتر است بگويم فاش کرد که هيچکس به آن درست و حسابي در رسانه ها نپرداخت و طبق معمول بلايي که سر حرفهاي حسابي در اين سالها مي آيد، اين هم مغفول ماند و اوت شد!
او هنگام صحبت در محضر رهبر انقلاب چند بار تأکيد کرد که درد ما عدم توجه دقيق و عمل به رهنمودهاي بسيار به موقع و نجاتبخش رهبر بزرگوار انقلاب، از سوي مسؤولاني است که مخاطب اين دستورات هستند. او يادآوري کرد: رهنمودها بسيار حساب شده و کارساز ارائه مي شوند، اما مديران و مسؤولان مورد خطاب ساز خودشان را مي زنند و لذا شاهديم فرمانها دقيق و بسيار هوشمندانه اند، اما ما باز در جا مي زنيم. چرا؟ چون آقايان گوششان بدهکار نيست. يا نمي فهمند يا خداي نکرده نمي خواهند بفهمند و يا توانش را ندارند... اين بدبختي از عرصه فرهنگ، ديپلماسي، اقتصاد و اصلاح الگوي مصرف، مواجهه با مسايل حساس داخلي مشهود و آشکار است تا مهمترين و کلان ترين و حياتي ترين مسايل کشور، چون امنيت ملي و... . ما به کجا مي رويم؟! |