تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين المللي
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
كفشدوزك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2009-10-28
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 6آبان ماه 1388


به بهانه اولين سال درگذشت زنده ياد استاد طاهره صفارزاده؛ ظهور کن که منتظرت هستم



* آشنا خراساني
استاد طاهره صفارزاده شاعر پر شور و نويسنده توانا، محقق پرکار و مترجمي استاد بود که به سال 1315 در سيرجان در خانواده اي





مذهبي چشم به جهان گشود. وي از کودکي ذوق نويسندگي و عشق به مطالعه آثار ادبي داشت ودر دبستان به عنوان شاعر شناخته شده بود. مطالعه نبوغ سرشار ايشان ما را به ياد اين کلام سعدي شيرين سخن مي اندازد :«بالاي سرش زهوشمندي/ مي تافت ستاره بلندي».
نقل است که وي از 6 سالگي، تجويد، قرائت و حفظ قرآن را آموخت و پس از گذراندن دوره دبستان و دبيرستان وارد دانشگاه تهران شد و پس از سالها تحصيل به اخذ درجه دکتري نائل آمد. سرانجام استاد صفارزاده پس از سالها تلاش بي وقفه در حوزه فرهنگ و دين و قرآن، در چهارم آبان 1387 پس از يک دوره بيماري، در سن 72 سالگي درگذشت.
ايشان با قرآن زيست و به قولي عمرش را در راه قرآن به پايان رسانيد. به خاطر همين فعاليتهاي زياد در زمينه پژوهشهاي قرآني و ترجمه آن، به شرافت عنوان«خادم القرآن» در سال 1380 نائل آمدند. سواي آثار قرآني، فعاليتهاي ايشان در زمينه ادبيات ستودني است.خود ايشان در مورد سابقه شعر گفتن خويش چنين مي گويد: اولين شعري که به شاعري من جنبه رسمي داد، شعري بود که با عنوان « بينوا و زمستان» در روزنامه ديواري مدرسه نوشته شد. از آثار خانم صفار زاده مي توان به مجموعه شعر «رهگذر مهتاب» و مجموعه داستان «پيوندهاي تلخ»، «سد و بازوان»، «سفر پنجم»، «حرکت ديروز»، «بيعت با بيداري»، «مردان منحني» و «ديدار صبح»، «در پيش واز صلح»، «گزيده ادبيات معاصر»، «هفت سفر»، «روشنگران راه»، «انديشه در هدايت شعر» و «ترجمه بنيادي مفاهيم قرآن مجيد» اشاره کرد.يکي از مهم ترين وجوه تمايز خانم صفارزاده به عنوان يک شاعر نيمايي با شاعران معاصر خويش، در اين است که ايشان با وارد کردن مضامين ديني، قرآني و مذهبي رنگ ويژه اي به آثار خود بخشيده است، تا جايي که خود ايشان در اين زمينه گفته است که «خدا و شعر /اينهايند پيوندان جاويدم»
وي در شعري، چنين احساسات و القائات درون خود را به زبان شعر بيان مي کند:«من آتشگاه احساسم.../من آن انسان تنهايم که مي فهمم /غم و حرمان تنها را» احساسي که رياکاران را در دل خود جاي نمي دهد و از دم و کلام آتشين خود گويي نمي تواند دل سرد متزوران را متأثر سازد. پس خطاب به آنان مي گويد «تو را اي توده برف ريا در خود نمي گيرم» چرا که دل او با ياد همه انسانها مي تپد: «چه مي ترسم که خاموشم کني از ياد انسانها». همان کلامي که ساليان پيش سعدي عليه الرحمه گفته است:«بني آدم اعضاي يکديگرند/ که در آفرينش زيک گوهرند».
وي که گفته است:«بيداري ام يگانه ياور من بود»، معتقد است « تابازوان عشق زير سرِماست /بايد بيدار بود...». او همانند همه شيعيان، چشم به راه دارد و بيدار است و منتظر. منتظر آن موعودي که خود منتظَر است. آن گاه سخنش را چنين به محضر قطب عالم امکان امام زمان (عج) ابراز مي دارد که:«بار اول مي آيي/و ذوالفقار را باز مي کني/و ظلم را مي بندي/هميشه منتظرت هستم /اي عدل وعده داده شده». گويي دمي از اين کار دست بر نمي دارد.
اين کلام ايشان ما را به ياد اين حديث نوراني مي اندازد، آن جا که حضرت عبد العظيم حسني مي گويد: بر مولاي خود امام جواد (ع) وارد شدم و مي خواستم از قائم پرسش کنم که آيا مهدي هم اوست يا غير او؟ امام آغاز سخن کرد و فرمود: اي ابو القاسم، قائم ما همان مهدي است، کسي که بايد در غيبتش او را انتظار کشند و در ظهورش او را فرمان برند و او سومين از فرزندان من است و سوگند به کسي که محمد (ص) را به نبوت مبعوث فرمود و ما را به امامت مخصوص گردانيد، اگر از عمر دنيا جز يک روز باقي نمانده باشد، خداوند آن روز را طولاني گرداند تا در آن قيام کند و زمين را پر از عدل و داد نمايد، همچنان که آکنده از ظلم و جور شده باشد و خداي تعالي امر او را در يک شب اصلاح فرمايد چنان که امر موسي کليم ا...(ع) را اصلاح فرمود.سپس فرمود: برترين اعمال شيعيان ما انتظار فرج است. پس به همين خاطر خانم صفار زاده مي سرايد: «هميشه منتظرت هستم /بي آن که در رکود نشستن باشم». و در اين کار گفته:« هميشه در راهم/هميشه در حرکت هستم/ هميشه در مقابله». آن گاه حضرت بقية ا... (عج) را به ماه و خورشيد درخشان تشبيه مي کند که هستي را نمايان ساخته است: «تو مثل ماه/ ستاره / خورشيد/ هميشه هستي/ و مي درخشي از بدر/تو مي رسي از کعبه» گويي او همگان را در اين عبادت و انتظار با خويش همراه و همسان مي داند، چرا که گفته است:«اين کوچه/ اين خيابان/ اين تاريخ/ خطي از انتظار تو دارد/ و خسته است/ تو ناظري/ تو مي داني». يعني اعلام مي دارد که اي آقاي ما! تو اين حال درماندگي را از ما نظاره مي کني و به احوال ما وقوف کامل داري. اينجاست که سخن دُرربار حضرت صاحب الزمان(عج) فرا ياد مي آيد که فرموده اند:(·ِناَا غَيًرُ مُهًمِلِينَ لِمُرَاعَاتِکُمً وَ لَا نَاسِينَ لِذِکًرِکُمً وَ لَوً لَا ذَلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ الل{َأًوَاءُ وَ اصًطَلَمَکُمُ الًأَعًدَاء: ما در رسيدگي و سرپرستي شما کوتاهي و اهمال نکرده و ياد شما را از خاطر نبرده ايم که اگر جز اين بود، دشواري ها و مصيبتها بر شما فرود مي آمد و دشمنان، شما را ريشه کن مي نمودند. پس صفارزاده مي گويد: « ظهور کن/ ظهور کن که منتظرت هستم/ ظهور کن که منتظرت هستم» گويي گوشه چشمي به اين کلام نوراني امام زمان دوخته است:« أَکًثِرُوا الدعاءَ بِتَعًجيلِ الًفَرَجِ، فغِنَ ذلِکَ فَرَجُکُمً: براي تعجيل در فرج و ظهور من بسيار دعا کنيد، همانا اين کار براي خودتان گشايش خواهد بود.» به همين خاطر است که استاد صفار زاده دعا گونه کلامش را مورد تأکيد قرار مي دهد:«ظهور کن که منتظرت هستم/ ظهور کن که منتظرت هستم ».و ما همراه با زنده ياد صفار زاده دل خوش مي داريم به اين حديث از وجود مقدس آقا سيد الشهدا (ع) که فرمود: «اگر از عمر اين جهان تنها يک روز باقي مانده باشد خداوند متعال آن روز را طولاني مي سازد تا مردي از فرزندان من ظهور کند و جهان را همانگونه که از ظلم و جور لبريز گشته است از عدالت و قسط مالامال سازد. اين واقعيت را من به همين صورت که بيان داشتم، از پيامبراکرم شنيده ام.»

  


گزارشي از پشت صحنه سريال «عمليات 125 »؛ هشدار کبراي وطني!



* تکتم بهاردوست
اگر بيننده ثابت تماشاي سريالهاي تلويزيوني به خصوص از نوع حادثه اي و اکشن باشيد، احتمالاً قسمتهايي از سريال «عمليات 125 » ساخته بهروز افخمي را ديده ايد.






سري اول اين سريال در 13 قسمت 45 دقيقه اي به کارگرداني بهروز افخمي ساخته شد که شامل به تصوير کشيدن برخي سوانح شبيه سازي شده اي بود که مأموران شجاع آتش نشاني، مجبور به مداخله در آنها مي شدند.
اما امسال وبا توجه به انعکاس خوب اين سريال، دست اندرکاران شبکه تهران و مسؤولان آتش نشاني تصميم گرفتند که سري دوم سريال «عمليات 125 » را هم بسازند .
داوود هاشمي تهيه کننده در خصوص توليد سري دوم اين سريال به خبرنگار ما گفت: به خواست مسؤولان، پيش توليد سري دوم سريال از فروردين 88 شروع شد و تصويربرداري آن به کارگرداني محمدرضا آهنج و با حضور شهردار تهران، مديران شبکه تهران، فرمانده نيروي انتظامي تهران و مديران سازمان آتش نشاني در خردادماه آغاز شد.
وي ادامه داد: سري دوم هم در 13 قسمت 45 دقيقه اي براي پخش از شبکه تهران تهيه و توليد شده است که به خاطر يادآوري بينندگان 13 قسمت سري اول پخش شده و ما همزمان با پخش سري دوم آن، به صورت همزمان مشغول تصويربرداري بخشهاي باقي مانده کار هستيم.
هاشمي گفت:حدود سه ماه تمام صحنه هاي غير اکشن کار ضبط شد و صحنه هاي اکشن که بسيار هم سخت و زمان بر است، هنوز در حال ضبط است.البته مراحل فني کار به صورت همزمان انجام مي شد تا براي ارايه به پخش دچار مشکل نشويم.
وي در خصوص تصويربرداري صحنه هاي اکشن اين سريال گفت: تمام اين سکانسها به صورت ميداني گرفته شده اند وهيچ گونه جلوه ويژه رايانه اي نداشته ايم و به جرأت مي توانم بگويم که تاکنون درهيچ سريالي سابقه ساخت اين حجم صحنه هاي اکشن آن هم به صورت ميداني وجود نداشته و عمليات 125 از اين جهت بي نظير است.
با تهيه کننده اين سريال صحبت را از انتخاب کارگردان ادامه مي دهيم، جايي که بهروز افخمي جايش را به محمدرضا آهنج داد .
هاشمي در اين باره گفت: همانطور که مي دانيد سري اول اين مجموعه به کارگرداني بهروز افخمي ساخته شد. افخمي کارگردان کاربلدي است، اما شيوه کاري او در اشل تلويزيون نمي گنجد و با برآوردهاي تلويزيوني همخواني ندارد، چون اصولاً شيوه کاري افخمي بسيار کند و سينمايي است، بنابراين تصميم گرفتيم که از محمدرضا آهنج براي ساخت سري دوم سريال استفاده کنيم. البته افخمي هنوز به عنوان مشاور با اين پروژه همکاري مي کند.
وي ادامه داد: البته لازم به ذکر است که ما به جز محمدرضا آهنج به محمد حسين لطيفي هم فکر کرده بوديم، اما دقيقاً اين قضيه با زمان ساخت سريال نردبام آسمان همزمان بود که متأسفانه اين همکاري ميسر نشد. بعد از منتفي شدن اين گزينه، بحث آمدن آقاي آهنج به دليل جواني و پرانرژي بودنشان مطرح شد که با ايشان تماس گرفتيم و توافق به دست آمد و در حال حاضر هم از کار کردن با اين کارگردان جوان راضي هستم.
محمدرضا آهنج کارگردان با توجه به تمام درگيري هايي که داشت پذيرفت که با ما صحبت کند، اين کارگردان در خصوص انتخاب بازيگران سري دوم اين سريال به خبرنگار ما گفت: ملاک انتخاب من براي بازيگر يک چنين سريال پرحادثه اي اين بود که بازيگران بتوانند از پس برخي سکانسهاي پرخطر برآيند.
وي افزود: در واقع ما همه جا امکان استفاده از بدلکاران را نداشتيم و مجبور بوديم بعضي صحنه ها را با حضور خود بازيگران بگيريم. بر اين اساس سعي کرديم سراغ دوستاني برويم که توانايي فيزيکي قابل توجهي داشته باشند و از بلندي يا امثال آن نترسند، پس سراغ ليستي از قبيل احمد نجفي، عبدالرضااکبري، رضا توکلي، مهدي اميني خواه، اميرحسين مدرس، رحيم نوروزي، شبنم قلي خاني و اکرم محمدي... رفتيم.
آهنج ادامه داد: البته دوستان ما در آتش نشاني که به حق کمک زيادي را در روند توليد داشتند و شبکه تهران تمايل داشتند که از وجود سوپراستارهاي تلويزيون و سينما هم دراين سري از سريال استفاده کنيم و دقيقاً به همين خاطر به سراغ بازيگراني مثل پرويز پرستويي وجمشيد هاشم پور و چند نفر ديگرهم رفتيم، اما به دليل مشغله کاري امکان اين همکاري فراهم نشد.
وي افزود: در خصوص حضور حميدرضا پگاه هم در سري دوم هم بايد بگويم که قرار بود ايشان در اپيزودي در يک صحنه برفي حضور داشته باشند که در آن مقطع زماني نشد، اما هنوز امکان همکاري ما با ايشان کاملاً منتفي نيست.اين کارگردان در خصوص اتفاقات و پيش آمدهاي اين سريال حادثه اي گفت: همانطور که گفتم با توجه به موضوعيت کار و اينکه بازيگران مجبورند خود بيشتر صحنه ها را بازي کنند، متأسفانه تاکنون مشکلات زيادي براي بچه ها پيش آمده، اما خوشبختانه مانع انجام کارنشده است.
يک مرتبه آقاي گل سفيد مدير فيلمبرداري همراه با دستيارشان در حال تصويربرداري از يک صحنه حادثه اي بودند که متأسفانه هر دو با هم از پشت وانت سقوط کردند.
خود ايشان چون با صورت به زمين خورده بود، حتي دو روز هم بستري شد. در يک مورد ديگر، يکي از بدلکاران که مأمور اطفاي حريق بود، واقعاً آتش گرفت و تا حدودي هم آسيب ديد و يک اتفاق عجيب تر هم در پروژه رخ داد:يک بار سقف کاذب طراحي کرده بوديم که بدلکار در جريان بود و خودش را آماده سقوط از آن کرده بود، اما قبل از آن که تصوير مربوطه گرفته شود، اميرمحمد زند يکي از بازيگران سريال به خاطر سقوط به داخل چاه پايش شکست و چند روزي را بستري شد. که البته به خاطر بافت کار، اين گونه مسايل تقريباً اجتناب ناپذير است، اما خدا را شکر تا به حال مسأله اي جدي نداشتيم .
داوود هاشمي اضافه کرد:اصرار من به طبيعي گرفتن صحنه ها گاهي باعث شد حتي ما دکور بسازيم و خرابش کنيم! در اپيزود چهارم خواهيد ديد که يک ماشين سواري داخل يک رستوران بين راهي در حوالي سد لتيان منفجر مي شود. آن رستوران را خودمان ساختيم و خرابش کرديم !
وي درخصوص هزينه اي که صرف توليد اين سريال شده، گفت: اصولاً اين گونه از کارها اينقدر هزينه بر هست که نمي شود عدد ورقم خاصي براي آن در نظر گرفت .وي ادامه داد: خيلي خرج شده، خودم هم الان دقيق نمي دانم. خيلي مواقع ما مي نشينيم ليست مخارج احتمالي را درمي آوريم، اما درنهايت رقم واقعي از آن چه ما تصورش را مي کرديم، خيلي بيشتر مي شود.

  


با اشاره به فيلم هايي که مشکل نمايش دارند ؛ شمقدري: سعي مي کنم شفاف عمل کنم



جواد شمقدري گفت: نبايد اعتبار پروانه نمايش را پايين آورد و اگر قرار است فيلمي اکران نشود، صريح بايد اعلام شود. به گزارش ايسنا، معاون سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي که در خصوص عدم نمايش بعضي از فيلمها از جمله «آتشکار» سخن مي گفت، اظهار داشت: شيوه اي که در زندگي ام دارم و اين رويه را اين 4 ساله هم ادامه خواهم داد، اين است که سعي مي کنم خيلي شفاف عمل کنم. اگر پروانه نمايش بدهيم بزرگترين مدافع نمايش فيلم خود ما خواهيم بود. اين که دوگانه عمل کنيم اصلاً درست نيست.

  


جمشيد لايق همچنان در بخش سي .سي.يو بستري است



جمشيد لايق بازيگر باسابقه تئاتر، سينما و تلويزيون که از دوشنبه 27 مهر در بخش سي.سي.يو بيمارستان «قلب» تهران بستري است، همچنان دراين بخش به سر مي برد.
همسر اين بازيگر در گفتگو با ايسنا درباره ي وضعيت لايق گفت: در حال حاضر ريه هاي او از کار افتاده است و بايد آزمايشهاي جديدي بر او انجام شود.

  


شکسته نستعليق هاي کدخدايي با «هشتمين کاتب»



گروه هنر- تازه ترين نمايشگاه آثار عليرضا کدخدايي استاد سرشناس شيوه شکسته نستعليق در ايران که در سطح جهاني نيز آثاري شاخص ارائه نموده و دهها نمايشگاه در کشورهاي مختلف جهان برگزار کرده روز جمعه 88/8/8 در حضور بزرگان خوشنويسي ايران و عموم علاقمندان افتتاح مي شود.
اين نمايشگاه با عنوان«هشتمين نمايشگاه» که بيست و چهارمين نمايشگاه انفرادي اين هنرمند نيز به شمار مي رود شامل 40 اثر در قالب خط شکسته نستعليق (جلي و خفي) بوده و مضامين آن نيز عمدتاً در هواي ارادت و شيفتگي به آستان مقدس ثامن الحجج (ع) است.اين نمايشگاه در محل مؤسسه فرهنگي هنري صبا برگزار مي شود.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com